eitaa logo
حدیث اشک
16.2هزار دنبال‌کننده
175 عکس
263 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
یا زهرا(س) دوباره زارو زمین گیر اومدم روسیاهم که باتأخیر اومدم مثه هرشب تو معطلم شدی دوباره سرقرار دیر اومدم حرف خوبی برا گفتن ندارم گوشیم برا شنیدن ندارم شبونه زدم به جاده،می دونی که پایی برا رسیدن ندارم می خوام اشک نم نمو درست کنم وسیله توبه مو درست کنم خراب اومدم در خونه تو می خوام از نو خودمو درست کنم بعد از عمری گیر نیتم هنوز تو دلم دنبال خلوتم هنوز همه آماده مهمونی شدن ولی من تو خواب غفلتم هنوز بدجوری داد میزنه قیافه ام که من از دست خودم کلافه ام بعضی وقتا واقعافکر میکنم بین این مهمونا من اضافه ام باید آتیش تودلم درست کنم حال و روزمو یه کم درست کنم ازدلم پل بزنم تامدینه برا مادرم حرم درست کنم... ...نا نجیب دست روی باورم گذاشت قصه تلخی تودفترم گذاشت جلوی چشم همه تو کوچه ها پا روی چادرمادرم گذاشت پشت درآتیش گرفت کم نیاورد یه ذره به ابروهاش خم نیاورد سرتاپاغصه بود اما توخونه روغمای شوهرش غم نیاورد هی لگدمی خورد می گفت علی علی تو آتیش می سوخت می گفت حسین حسین شبا با دست ورم کرده همش پیروهن می دوخت میگفت حسین حسین... محمد نجاری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ابری گریست بر سر شهر و نماند و رفت از شعرهای چشم سپیدش نخواند و رفت هجده بهار آمد و روی دل زمین یک هاله از حریر بهشتی کشاند و رفت او حسرتی به وسعت دریای قلب خود زیر زبان زخم افق ها چشاند و رفت بالی شکسته داشت ولی با امید گفت عجل وفات و بال خودش را تکاند و رفت بعد از وداع آرزویش در دل شبی پشت سرش زمین و زمان را دواند و رفت آن دلش برای حسینش گرفته بود آن شب برای چشم سحر روضه خواند و رفت محمد نجاری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
این شب تاریک رو در روی تو کار من سخت است با بازوی تو تازگی دارد برایم روضه ات خون سرازیر است از پهلوی تو کار دستم دادی ای زهرای من سوختم با قصه ی گیسوی تو کاش می دید آنچه آمد بر سرم چشم های زخمی و کم سوی تو اول غسل تو پیرم کرده است یک جهان داغ است شرح موی تو جان حیدر بعد از این خواهم شکست ... روی پا بودم من از نیروی تو مخفیانه گفتی اما بیشتر در فضا پیچیده عطر و بوی تو من کفن کردم خودم را... فاطمه تا کفن کردم رخ دلجوی تو @hadithashk
در فاطمیه از آسمان باید گفت از حوریه و سر نهان باید گفت از عرش نظر بر در و دیوار انداخت از سوختن درب جنان باید گفت @hadithashk
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صفا و برکت بسیار دارد دوای بر هر دل بیمار دارد خدا داند چه اکسیر اعظمی «نماز جعفر طیار» دارد @hadithashk
گفت مادر کیست گفتم آنکه چون او نیست نیست آنکه با نامش تبسم روی لب‌هایم گریست گفت مادر کیست گفتم غم به شکل آدمی مرهم هر زخم اما خود ندارد مرهمی گفت مادر کیست گفتم آنکه از عمرش گذشت لحظه‌ای اما ز فرزندان خود غافل نگشت گفت مادر کیست گفتم سایه پروردگار بی‌قراری که ندارد جز قرار ما قرار گفت مادر کیست گفتم بی‌کس و تنها شدی بیشتر مایل به که در بین این دنیا شدی آنکه در عالم دوای دردها شد مادر است چادرش در بی‌کسی ما پناه آخر است گفت با این حال وای از آنکه بی‌ مادر شود در بهار زندگی همچون گل پر پر شود بعد مادر بچه‌های او غریب عالمند در عزای مادر خود روز و شب غرق غمند  موسی علیمرادی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
زهرای من دارم از هوش می‌روم دیگر همسرت را صدا بزن زهرا چقدر می‌روی به این خلوت؟ خب سری هم به ما بزن زهرا خلوت تو شبیه معراج است پله پله به سمتت آمده‌ام فکر اینکه نباشی آزار است قید دنیای بی تو را زده‌ام حال تو خوب نیست، می‌دانم اینقدَر بغض را به سینه نریز اینقدر فکر دلخوشیم نباش اینقدر گریه را نخند عزیز بال تو زخم خورده بود اما پا شدی پر زدی برای علی من بمیرم برای تو که چقدر این در، آن در زدی برای علی کاش می‌شد که زودتر جان را برساند به لب همین آهم بعد تو زندگی من مرگ است بعد تو زندگی نمی‌خواهم* دوست دارم دوباره برخیزی تا که با شور و شین گریه کنیم پس بیا و بلند شو خانم تا برای حسین گریه کنیم خواهرش می‌رسد لب گودال ما بقی را خودت که می‌دانی او اُخیَّ اِلیَّ می‌گوید تو بنیّ بنیّ می‌خوانی  حسن معارف  وند لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا صاحب الزمان(عج) پروانه سوخت در دل شعله...، پری نداشت فرجام عشق عاقبت بهتری نداشت فرهاد را مُصیبتِ شیرین هلاک کرد درد فراق‌دیده که درمانگری نداشت ایمان به بازگشت تو کمرنگ‌تر شده این شهر مثل قبل به تو باوری نداشت گشتم سراغی از تو بگیرم ولی چه سود جز نرخ نان کسی خبر دیگری نداشت از این به بعد یک‌نفری آه می کِشَم دیگر مگو که داغ تو غم‌پروری نداشت پیرم ولی به درد ظهور تو می خورم شاید کسی برای تو چشم تری نداشت سر را برای آمدنت نذر می کنم شرمنده‌ام ، گدای تو سیم و زری نداشت طوفانِ نفس ، قایق روح مرا شکست کشتیِ موج‌‌دیده ی من لنگری نداشت آنقَدر بی ملاحظه ام وقت معصیت!... اصرار بر گناه مرا کافری نداشت من را ببخش ، خادمِ خوبی نبوده ام این روسیاه ظرفیت نوکری نداشت در اوج بی توجهی ام ، دوست دارمت! دلداده ات شبیه به تو دلبری نداشت بیچاره می شدیم اگر فاطمه نبود سَرخورده بود کودک اگر مادری نداشت کیفی نداشت عالم اگر که نجف نبود لطفی نداشت خِلقَت اگر حیدری نداشت فریاد می زنم دمِ ایوان طلا : عــلــی! طعم مِی ضریح تو را ساغری نداشت آشفته ام ، علاج دلم خاک کربلاست شهری که پادشاه شریفش سری نداشت آقا تو را قسم به پناهِ علی ، بیا یاسی که تاب حمله‌ی زجر‌آوری نداشت با ضربه‌‌ی لگد دو سه تا دنده خُرد شد... دیگر مدار اهل کسا محوری نداشت  بردیا محمدی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
قبل از آنی که بیاید سائلی در پشت در قبل از آنی که بیاید سائلی در پشت در می نشیند منتظر بانوی محشر پشت در خانه وقتی خانه زهراست، پس هر سائلی بعد دق الباب خندان می شود در پشت در آنقدر از صاحب این خانه احسان دیده بود سجده کرد و اشهدش را گفت کافر پشت در در زدند و با خودش می گفت حتما سایل است باز هم با کیسه نان رفت مادر پشت در در کمال حیرت اما دید بانوی کرم جای سائل آمده اینبار لشکر پشت در در زدند و در زدند و در زدند و در شکست آه شد آغاز، جنگی نا برابر پشت در با غضب شیطان به سوی اهل جنت حمله برد پا نهاد ابلیس بر آیات کوثر پشت در غنچه یاس و هجوم آتش و مسمارِ داغ شد گل نشکفته سادات پرپر پشت در نیست پاسخ همچنان این پرسش تاریخ را از چه بابت رفت فضه جای حیدر پشت در کار دنیا را ببین در رفت و آمدهای خود ناگهان از پا می افتد مرد خیبر پشت در گر هزاران بار برگردد به دنیا باز هم می رود زهرا هزاران بار دیگر پشت در  علی ذوالقدر لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مادر خانه بستری باشد مادر خانه بستری باشد زندگی زندگی نخواهد شد شده کابوس مجتبی این حرف باز هم حال مادرت بد شد باغ پاییزی است بیت علی حال خانه چقدر غمگین است درد شانه اگر که داشت کسی پیرهن هم براش سنگین است دست مادر که بی توان بشود مو پریشان شوند اولادش فاطمه شد کلافه از دست شانه ای که دوباره افتادش شده ابلیس امام مسجد شهر شده خانه نشین حقیقت دین آب کرده امیر خیبر را این که خورده است همسرش به زمین صورت از من نگیر فاطمه جان من غریبم خودت که میدانی کاش با تو می‌آمدم زهرا کشته من را غم پشیمانی بهمن ترکمانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
علی جانم برای کارگر روضه هات شدن میشه لطفا منم انتخاب کنی دست و بالم خالیه اما علی میشه روی گریه هام حساب کنی؟ یادگرفتم از مرام فاطمه جون بدم ولی دل از تو نکنم تا فقط یه بار به چشم تو بیام خیلی به این در و اون در می زنم توی تاریخ اومده ، اهل زمین قدر تو نمی دونستن ، آسمون! یه روز از قدرت شمشیر دو دم یه روز از صبر تو بند اومد زبون هر جوری شده اذیتت کنن بنا رو بر این گذاشتن آقا این که وقت دیدنت سلام کنن لیاقت می خواست ، نداشتن آقا یه نفر تا تو رو دید توی مسیر روشُ چرخوند و راهش رو جدا کرد هر کسی پشت سر غیر تو رفت توی هر دو دنیا پشت به خدا کرد تو صف نماز بهت جا ندادن تا شاید وقت دعاتو بگیرن ولی بی خبر از اینکه نمیشه جلوی دید خدا رو بگیرن دوست دارم یه بار ببینمت تا که قبل هر کسی بهت سلام کنم قول دادی میای و باید دم مرگ برای عرض ادب قیام کنم    شهریار سنجری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
علی مظلوم مثل من مظلوم بین ناس نیست غربتی هرگز در این مقیاس نیست نان حیدر بعد از این خون دل است رونقی دیگر در این دستاس نیست خسته تر آشفته تر پژمرده تر از علی در بین این خناس نیست آب آوردم بریزم بر روی شاخه یاسی که دیگر یاس نیست هیچ کاری مثل غسل پیکری که در آتش سوخته حساس نیست غسل زیر پیرهن لطف تو بود لیک در دستم مگر احساس نیست؟ شستن خونابه خیلی کار برد ور نه غسال تو را وسواس نیست  اسماعیل روستایی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹