حسین ستوده4_5917938297883073102.mp3
زمان:
حجم:
3.6M
دنیا رو با خوب و بدش نمیخواهم
چون تو رو از چشمای من گرفته
این شبا فریاد من این سکوته
از این سکوت صدای من گرفته
قلبمو بی تو سنگ شدش کجایی ؟
سیر شده از تولدش کجایی ؟
هواتو از جمعه گرفتم اما
جمعه گمت کرده خودش کجایی ؟
خیال برگشتن نداری انگار
با عاشقات کاری نداری انگار
شاید دلت نخواهد ولی عزیزم
گریه مو داری در میاری انگار
یابن الحسن یابن الحسن ...
چند روزه رفتی؟ نمیدونیم اینو
فقط بگو یه روز میای دوباره
قهر زمین و آسمونو دیدی
بیا که بازم آسمون بباره
پاییز و یلداش اومد و نبودی
زمستون همراهش اومد و نبودی
اونکه نمیخواست منو خوش ببینه
خنده رو لب هاش اومد و نبودی
هیچ غمی مثل غم یار نمیشه
تو باشی هیچکی بی قرار نمیشه
بیا گلم ببینه کل عالم
کی گفته با یه گل بهار نمیشه
یابن الحسن یابن الحسن ...
#حدیث_اشک
#فراق
#امام_زمان_عج
@hadithashk
اول صبح شد دلم لرزید
که چه نوری بر آسمان تابید
یک ستاره دوباره پیدا شد
جلوه ای از نبی هویدا شد
کرم از سفره حسن آمد
جلواتی ز پنج تن آمد
هر چه میگویم از کمالاتش
یا که از حسن خلق و عاداتش
در خیالم حسین می آید
کوفه و زینبین می آید
بار علمش عجیب سنگین است
باقر العلم آسمان این است
لب او بر سخن که وا میشد
نرخ زر می شکست تا میشد
حرف هایی برای گفتن داشت
دُر به چنته برای سفتن داشت
از زمین از نجوم میدانست
از تمام علوم میدانست
بین علامه ها که اعلم بود
در علوم غریبه اعظم بود
ثمری از کلاس او جابر
متحیر ز علم او کافر
پا رکابان مکتبش عالم
جابر جعفی آن یکی مسلم
سخنانی مثال گوهر داشت
خیر بی حد شبیه کوثر داشت
در کلاسی که داشت منبر داشت
روی منبر دو دیده تر داشت
ناله ها داشت از غمی که نگو
ناله از رنج و ماتمی که نگو
ناله هایی ز روز عاشورا
ناله از کوفه ، شام ، طشت طلا
دیده با چشم خود جسارت را
غارت و ناسزا ، اسارت را
غصه همراه آب و نان میخورد
غصه با یاد خیزران میخورد
داغ ویرانه مانده بر جگرش
یاد عمه خمیده شد کمرش
این امامی که غرق داغ و عزاست
یادگار غریب کرببلاست
#شعر_ولادت_حضرت_امام_محمد_باقر
#داریوش_جعفری
@hadithashk
در انجمنی چرا نشد صحبت تو؟
در روضه کسی نگفته از غربت تو
شرمنده اگر که تازه ما فهمیدیم…
این هفته مصادف است با رحلت تو
#شعر_شهادت_حضرت_ام_کلثوم_س
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
چه جانهایی که بر لب دیدهای تو
چه غمها در دل شب دیدهای تو
به غیر از روضهی جانسوز گودال...
هر آنچه دیده زینب، دیدهای تو
#شعر_شهادت_حضرت_ام_کلثوم_س
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
اشکم از غُصه آن روز روان است هنوز
داغ آن روز پر از سوز به جان است هنوز
ام کلثوممُ در سایه ی زینب رفتم
سفری که سخنش بارگران است هنوز
تا شنیدیم برادر نگران کشته شده
چشمهای من و زینب نگران است هنوز
قبل گودال ، کنار علی اکبرجان داد
کربلا از غمِ او لطمه زنان است هنوز
آنقدر پیش علی از جگرش آه کشید
به گمانم به دلش داغ جوان است هنوز
بی علمدار که شد گفت شکسته کمرم
علقمه شاهد ان قد کمان است هنوز
رفت عباس و دگر از حرم امنیت رفت
ظلم هایی شده بر ما که نهان است هنوز
ما همه کینه از آن حرمله در دل داریم
چشم ما اهل حرم اشک فشان است هنوز
لای لایی رباب آتشمان زد به خدا
مادر طفل حرم تعزیه خوان است هنوز
وای از شامُ عبور از وسط بَد دلها
جگرم سوخته از زخم زبان است هنوز
#شعر_شهادت_حضرت_ام_کلثوم_س
#محمد_جواد_مطیع_ها
@hadithashk
خلافِ عادت از این خانه بارها دیدیم..
حریمِ امنِ رضا ، گرم میکند برفش
#عرفان_صبوری
@hadithashk
ای پناه مردم آشفته در آشوب ها
هم نشین ندبه ی دلداده ها و خوب ها
روسیاه خانه ات را با ترحُم شاد کن
قلب من ویران شده، دستی بکش آباد کن
رشته ی وصل زمین و آسمان ها ،العجل
آخرین فرزند قومِ مهربان ها ، العجل
من پریشانم پریشان توام ، یابن الحسن
بینوای لطف و احسان توام ،یابن الحسن
گریه دارم تا بدانی بی کس و کار آمدم
مثل یک آواره ی تنها ، پیِ یار آمدم
می کشانی با محبت تا مرا دنبالِ خود
بیشتر شرمنده خواهم شد من از اعمالِ خود
بارها دیدی گناهم را ، نگاهم کرده ای
با دعاهای قنوتت سر به راهم کرده ای
بی تو هیچم ، گوشه ی چشمی به حالم کن فقط
ای غریب آل پیغمبر ، حلالم کن فقط
شمع سوزانم در این غمخانه ، خاموشم نکن
آمدی ، زیر لحد بودم فراموشم نکن
مادرت کرده صدایت در میان شعله ها
ای عزیز فاطمه ؛ الغوث ای نور خدا
در نجف میبینمت ؟ کرب و بلا ، یا جمکران
روشنی ده دیده ام را ؛ مهدی صاحب زمان
#شعر_مناجات_امام_زمان_عج
#مرتضی_عابدینی
@hadithashk
بَر سرِ ما تا زمانِ اِختتام
سایهٔ آلِ پیمبر مُستدام
سَرورانِ نسلهایند اهلِ بیت
باقیِ خَلقند در واقع غلام
(از محبت خار ها گل میشود)
ای فدایِ این همه لطف و مَرام
گریه بر معشوق حتما واجب است
این چنین شد چشمِ عاشق سُرخ فام
عشق، بی اولادِ حیدر تا ابد...
اَبتر است و سُست هست و بی قَوام
ای دلآرامِ علی و فاطمه
ماه بانو! اُمِ کلثوم! السلام
والدینت صاحبانِ جَنتند
خانهٔ اجدادِ تو بیتُ الحرام
ما توسل بر تو کردیم و رسید...
سَمتِ ما از سَمتِ تو خیرِ مُدام
حشمت و قدر و جلالت فاطمیست
ای سراسر فَرّ و جاه و احتشام
در مسیر عشق، جاویدان شدی
چون به زینب بوده ای قائم مقام
صاحبِ والاترین صبرِ جمیل
بُردباری بر تو دارد التزام
کاخِ ظلمت را چه ویران کرده ای
پیشِ زینب با صبوری و کلام
پیش چشمانت حرم غارت شده
در حضورت شعله ور میشد خیام
در بیابانِ بلا با کاروان
آب بر لبهایِ خشکت شد حرام
دست و پابسته اسارت رفته ای
راهِ تو افتاده در بازارِ شام
بَزمِ مِی بود و سَری در طشتِ خون
گریه بود و خنده بود و ازدحام
شاهد کرب و بلایی که غروب...
شد در آن اوضاعِ مبهم قتلِ عام
سینه کوبیدی، چرا که دیده ای
سر بریدند از حسینت تشنه کام
روضه خواندی در مدینه گفته ای...
زخمِ داغِ او ندارد التیام
#شعر_شهادت_حضرت_ام_کلثوم_س
#مهدی_قربانی
@hadithashk
سر به راهت نیستم اما تحمل میکنی
از خطایم چَشم می پوشی، تغافل میکنی
من به نان هر شبم بدجور محتاجم ولی
خرجیِ یومیه ی من را تقبُّل میکنی
چکمه ات را لااقل بردار از روی لبش
راحتش کن پس چرا داری تعلل میکنی
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#محمد_صوفی
@hadithashk
چشم را وقف تو کردم که مرا هم دیدی
اشک را نذر تو کردم که خودت بخشیدی
سر به خاک تو کشیدم که هوایی نشوم
گر چه بالای سرم هستی و چون خورشیدی
کی شود روی تو را با دل و جان سیر کنم
شک ندارم که شما شوق مرا فهمیدی
عاشقت بودم و هستم، به جنون افتادم
تو خودت نسخه ی دیوانگی ام پیچیدی
یوسف فاطمه روز و شبم از دستم رفت
گوشه چشمی به منِ خسته ی ناامّیدی
ما کویریم که در حسرت باران ماندیم
کاش مرهم به دل غمزده می گردیدی
بین تاریکی نفسم شده ام سرگردان
تو به ظلمتکده ام نور شدی، تابیدی
قسم آخر من هست به زینب برگرد
العجل...، نقطه ی پایانی هر تردیدی
#شعر_مناجات_امام_زمان_عج
#جابر_عابدی
@hadithashk
بدون چون و بدون چرا…نمیماندند
شبیه رود, شبیه صبا, نمیماندند
چه کربلاست که عالم بهوش می آید
پس از شنیدن چاووش ها نمیماندند
به التماس…به خواهش…به هر چه که میشد
خلاصه قافله میرفت جا نمیماندند
چقدر با سر زانو به کربلا رفتند
از اشتیاق حرم روى پا نمیماندند
فروختند النگوى نوعروسان را
قدیم معطل این چیزها نمیماندند
شب زیارتى اربعین, دهاتى ها
به احترام تو در روستا نمیماندند
فقط دو مرتبه باید به کربلا بروى
بدین طریق بفهمى چرا نمیماندند
خدا نبود اگر این ” حسین, حسین” نبود
و بندگان خدا باخدا نمیماندند
#کربلا
#علی_اکبر_لطیفیان
@hadithashk
خاک زمین بسیار سالی در شب یلداست
بسیار سالی در شبیم و فصل ما سرماست
یک عمر در این شب گرفتاریم بی خورشید
خورشید تابانی که نامش یوسف زهراست
آموختم از دیده ی یعقوب ، در هجران
دور است از انصاف چشمانم اگر بیناست
مجنون شدن را شیوه باید کرد چون عمریست
در انتظار چند مجنون دیده ی لیلاست
بعد از گذشت سالهای دور میبینم
بسیار عاشق دارد و بسیار هم تنهاست
وقتی که نشناسی امامت را پر از کفری
صوم و صلات تو یقین بیهوده و بیجاست
چشم دلت را باز کن تا خوب دریابی
هر جا که باشی کربلا هر روز عاشوراست
هر روز دارد برلبش هل من معین ، اما
در حسرت لبیک ما چشمان او دریاست
#شب_یلدا
#امام_زمان_عج
#داریوش_جعفری
@hadithashk