eitaa logo
حدیث اشک
16.4هزار دنبال‌کننده
180 عکس
266 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
اشکم از غُصه آن روز روان است هنوز داغ آن روز پر از سوز به جان است هنوز ام کلثوممُ در سایه ی زینب رفتم سفری که سخنش بارگران است هنوز تا شنیدیم برادر  نگران کشته شده چشمهای من و  زینب نگران است هنوز قبل گودال ، کنار علی اکبرجان داد کربلا از غمِ او لطمه زنان است هنوز آنقدر پیش علی از جگرش آه کشید به گمانم به دلش داغ جوان است هنوز بی علمدار که شد گفت شکسته کمرم علقمه شاهد ان قد کمان است هنوز رفت عباس و دگر از حرم امنیت رفت ظلم هایی شده بر ما که نهان است هنوز ما همه کینه از آن حرمله در دل داریم چشم ما اهل حرم اشک فشان است هنوز لای لایی رباب آتشمان زد به خدا مادر طفل حرم تعزیه خوان است هنوز وای از شامُ عبور از وسط بَد دلها جگرم سوخته از زخم زبان است هنوز   @hadithashk
خلافِ عادت از این خانه بارها دیدیم.. حریمِ امنِ رضا ، گرم می‌کند برفش @hadithashk
ای پناه مردم آشفته در آشوب ها هم نشین ندبه ی دلداده ها و خوب ها روسیاه خانه ات را با ترحُم شاد کن قلب من ویران شده، دستی بکش آباد کن رشته ی وصل زمین و آسمان ها ،العجل آخرین فرزند قومِ مهربان ها ، العجل من پریشانم پریشان توام ، یابن الحسن بینوای لطف و احسان توام ،‌یابن الحسن گریه دارم تا بدانی بی کس و کار آمدم مثل یک‌ آواره ی تنها ، پیِ یار آمدم می کشانی با محبت تا مرا دنبالِ خود بیشتر شرمنده خواهم شد من از اعمالِ خود بارها دیدی گناهم را ، نگاهم کرده ای با دعاهای قنوتت سر به راهم کرده ای بی تو هیچم ، گوشه ی چشمی به حالم کن فقط ای غریب آل پیغمبر ، حلالم کن فقط شمع سوزانم در این غمخانه ، خاموشم نکن آمدی ، زیر لحد بودم فراموشم نکن مادرت کرده صدایت در میان شعله ها ای عزیز فاطمه ؛ الغوث ای نور خدا در نجف میبینمت ؟ کرب و بلا ، یا جمکران روشنی ده دیده ام را ؛ مهدی صاحب زمان @hadithashk
بَر سرِ ما تا زمانِ اِختتام سایهٔ آلِ پیمبر مُستدام سَرورانِ نسلهایند اهلِ بیت باقیِ خَلقند در واقع غلام (از محبت خار ها گل میشود) ای فدایِ این همه لطف و مَرام گریه بر معشوق حتما واجب است این چنین شد چشمِ عاشق سُرخ فام عشق، بی اولادِ حیدر تا ابد... اَبتر است و سُست هست و بی قَوام ای دلآرامِ علی و فاطمه ماه بانو! اُمِ کلثوم! السلام والدینت صاحبانِ جَنتند خانهٔ اجدادِ تو بیتُ الحرام ما توسل بر تو کردیم و رسید... سَمتِ ما از سَمتِ تو خیرِ مُدام حشمت و قدر و جلالت فاطمیست ای سراسر فَرّ و جاه و احتشام در مسیر عشق، جاویدان شدی چون به زینب بوده ای قائم مقام صاحبِ والاترین صبرِ جمیل بُردباری بر تو دارد التزام کاخِ ظلمت را چه ویران کرده ای پیشِ زینب با صبوری و کلام پیش چشمانت حرم غارت شده در حضورت شعله ور میشد خیام در بیابانِ بلا با کاروان آب بر لبهایِ خشکت شد حرام دست و پابسته اسارت رفته ای راهِ تو افتاده در بازارِ شام بَزمِ مِی بود و سَری در طشتِ خون گریه بود و خنده بود و ازدحام شاهد کرب و بلایی که غروب... شد در آن اوضاعِ مبهم قتلِ عام سینه کوبیدی، چرا که دیده ای سر بریدند از حسینت تشنه کام روضه خواندی در مدینه گفته ای... زخمِ داغِ او ندارد التیام @hadithashk
سر به راهت نیستم اما تحمل میکنی از خطایم چَشم می پوشی، تغافل میکنی من به نان هر شبم بدجور محتاجم ولی خرجیِ یومیه ی من را تقبُّل میکنی چکمه ات را لااقل بردار از روی لبش راحتش کن پس چرا داری تعلل میکنی @hadithashk
چشم را وقف تو کردم که مرا هم دیدی اشک را نذر تو کردم که خودت بخشیدی سر به خاک تو کشیدم که هوایی نشوم گر چه بالای سرم هستی و چون خورشیدی کی شود روی تو را با دل و جان سیر کنم شک ندارم که شما شوق مرا فهمیدی عاشقت بودم و هستم، به جنون افتادم تو خودت نسخه ی دیوانگی ام پیچیدی یوسف فاطمه روز و شبم از دستم رفت گوشه چشمی به منِ خسته ی ناامّیدی ما کویریم که در حسرت باران ماندیم کاش مرهم به دل غمزده می گردیدی بین تاریکی نفسم شده ام سرگردان تو به ظلمتکده ام نور شدی، تابیدی قسم آخر من هست به زینب برگرد العجل...، نقطه ی پایانی هر تردیدی @hadithashk
بدون چون و بدون چرا…نمیماندند شبیه رود, شبیه صبا, نمیماندند چه کربلاست که عالم بهوش می آید پس از شنیدن چاووش ها نمیماندند به التماس…به خواهش…به هر چه که میشد خلاصه قافله میرفت جا نمیماندند چقدر با سر زانو به کربلا رفتند از اشتیاق حرم روى پا نمیماندند فروختند النگوى نوعروسان را قدیم معطل این چیزها نمیماندند شب زیارتى اربعین, دهاتى ها به احترام تو در روستا نمیماندند فقط دو مرتبه باید به کربلا بروى بدین طریق بفهمى چرا نمیماندند خدا نبود اگر این ” حسین, حسین” نبود و بندگان خدا باخدا نمیماندند @hadithashk
خاک زمین بسیار سالی در شب یلداست بسیار سالی در شبیم و فصل ما سرماست یک عمر در این شب گرفتاریم بی خورشید خورشید تابانی که نامش یوسف زهراست آموختم از دیده ی یعقوب ، در هجران دور است از انصاف چشمانم اگر بیناست مجنون شدن را شیوه باید کرد چون عمریست در انتظار چند مجنون دیده ی لیلاست بعد از گذشت سالهای دور میبینم بسیار عاشق دارد و بسیار هم تنهاست وقتی که نشناسی امامت را پر از کفری صوم و صلات تو یقین بیهوده و بیجاست چشم دلت را باز کن تا خوب دریابی هر جا که باشی کربلا هر روز عاشوراست هر روز دارد برلبش هل من معین ، اما در حسرت لبیک ما چشمان او دریاست @hadithashk
یاد تو مثل نفس قلب مرا تسکین است نام تو هر چه که تکرار شود شیرین است همه ی عمر بدهکار نگاهت هستم عشق تو ماحَصلِ عمرِ منِ مسکین است یک نفر مثل "حبیب" است که می داند خوب ارزشِ اشکِ عزایت، چقدر سنگین است هر چه از چشم تو افتاد یقینا کفر است از لبت هر چه تراوید یقینا دین است از "بِنفْسیِ" تو بر حضرت سقا خواندم هر که تسلیم تو شد عاقبتش تضمین است به قدم رنجه ات ای عشق قسم بر سرِ "جون" "جون" اگر "جون" شده از اثر تمکین است آرزوی همه ی پیرغلامانِ حسین خواندن روضه ی دیگر عوض تلقین است @hadithashk
شب جمعه ست کربلا چه خبر؟ از شهیدان نینوا چه خبر ؟ در روایت رسیده که امشب می رود کربلا خدا چه خبر؟ مادرش را کمک کنید امشب و نپرسید کربلا چه خبر؟ کربلا پیکر حسین اینجاست از سر روی نیزه ها چه خبر؟ باید از نیزه ها خبر گیرم از سر مانده زیر پا چه خبر؟ لاطمات الوجوهِ علی الخدود از نظرهای بی حیا چه خبر؟ دختری از حسین گمشده بود نیست انگار با شما چه خبر؟ مادری از رباب می پرسد ازعلی اصغر شما چه خبر؟ کسی از علقمه خبر دارد از دو دست ز تن جدا چه خبر؟ شب جمعه ست و جمعه می آید ای خدا از امام ما چه خبر؟ @hadithashk
روزم ز غمت چون شب یلدا...آقا چشمم شده از هجر تو دریا...آقا توفیق اگر رفیق راهم باشد... تا صبح صدایت کنم آقا...آقا @hadithashk