eitaa logo
حدیث اشک
16.6هزار دنبال‌کننده
183 عکس
267 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
ای دشمنِ کفتار، ایران است اینجا در ظِلِّ لطفِ حَیِّ سبحان است اینجا از شرق تا غرب ، از جنوبش تا شمالش مُلکِ رضا، شاه خراسان است اینجا روی لب ما دائما نام حسین است در قلب ما عشقش خروشان است اینجا بالاسر این مملکت فرزندِ زهراست سیدعلی در رأس ارکان است اینجا ربطی به بیگانه ندارد حرفِ خانه گیرم اگر یک ضعف و نُقصان است اینجا بیرون کن از سر فکرهای شوم خود را پاریس و برلین نیست، تهران است اینجا بر فتنه گر صد لعنت و نفرین و دشنام فکر پلید از ریشه ویران است اینجا آشوبگر بر قوم صهیون دل سپرده در معرکه حالا هراسان است اینجا هرگز نسوزد وحیِ مُنزل ای منافق خانه به خانه مهد قرآن است اینجا آنکه نگاهِ چپ به این کاشانه کرده از کرده اش چون سگ پشیمان است اینجا اینجا دیارِ باکری ها باقری هاست خاک سلیمانی و دوران است اینجا بی رخصت آمد در خلیجِ فارس هر کس چشمان او از ترس، گریان است اینجا لبنان و غزه تا یمن ، فرقی ندارد یاری رسانِ هر مسلمان است اینجا دیدید ضربِ شستِ ما را در تل آویو موشک همه نوعش فراوان است اینجا تعبیر خواب تو، پریشان است اینجا ای دشمنِ کفتار، ایران است اینجا @hadithashk
آشوب شد درونِ دلم از حُباب‌ها خالیست دست بندگی اَم از ثواب‌ها من زنده‌ام به رؤیت و حِسِ سَراب‌ها ای وای اگر که از رُخَم اُفتد نقاب‌ها سردسته می‌شوم به همه دل خراب‌ها گیرم که هست در دلِ زارم هوایِ دوست گیرم که پنج دفعه بیُفتَم به پایِ دوست گیرم که جان و سر بدهم در اِزایِ دوست چیزی برایِ عَرضه ندارم برایِ دوست پس لایقم برایِ تمامِ عذاب‌ها حیران شدم زِ حالِ خودم ،پس در این وسط... در زیرِ کوهِ معصیتم می‌شوم سَقَط سرمایه‌ام که جُرم و خطا می‌شود فقط من ماندم و حسابِ گناهان خط به خط شرمنده می‌شوم زِ حساب و کتابها در پیشگاهِ نفس، که منصب گرفته‌ام انگشتِ حیرت است که بر لب گرفته ام از کورهٔ گناهِ خودم تب گرفته ام از بس که رنگ و حالتی از شب گرفته‌ام... خون می‌چکد زِ چشم به جایِ گلاب‌ها حالا که دور مانده‌ام از فیضِ لایزال نزدیک می‌شوم به فراسویِ انحلال با خود دوباره آمده‌ام بر سرِ جدال چون قصد کرده‌ام برسم تا به ایده‌آل مقصود، روشن است در این انتخاب‌ها دنیا به حولِ نظمِ الهی منظم است نیک و بد است آنچه که در پیشِ آدم است پس تکیه می‌زنم به ستونی که محکم است یعنی که باز راهِ نجاتی فراهم است بگذار بگذریم از این اضطراب‌ها فطرت ببین که یکسره بر این عقیده است... عشق است در میان که مرا هم کشیده است معشوقِ من به نوعِ خودش یک پدیده است شُکرش بجاست آنکه حسین آفریده است چون با حسین کرده دلم فتحِ باب‌ها شاهی که بر غلامِ سیاه افتخار کرد من را گدا گرفته و سرمایه‌دار کرد آنکه بدونِ طُعمه مرا هم شِکار کرد... ای نازِ شَستِ او که دلم را ...چه کار کرد من را رساند در صفِ عالیجناب‌ها ارباب شد تمامِ جهان نوکرش شدند شاهان تمام ،کارگرِ محضرش شدند آری غلام اول و تا آخرش شدند فُطرس که پَر گرفت همه بی پَرَش شدند دَربارِ او پُر است از این انشعاب‌ها گرچه به عرش، شوکتِ شاهانه ساختی... آقا سلام در دلِ ما خانه ساختی کعبه شدی و از همه پروانه ساختی پروانه بس نبود که دیوانه ساختی؟ سر می‌دهیم در رهِ این انتصاب‌ها کوریِ چشمِ مَردمِ بی‌دین و ناخَلَف تشریفِ مُطلقیِ و تویی زادهٔ شرف ای عرصهٔ نگاه تو مَعطوفِ هر طرف... بستند زائرانِ تو صف تا خودِ نجف در اربعین خوش است چنین اعتصاب‌ها دل را زمانه کاش به دست تو بِسپُرَد ما را زِ زائرانِ حریمِ تو بشمُرَد شش گوشه‌ای که عرش بر آن غبطه می‌خورد... یوسف به محض دیدنش انگشت می‌بُرد این اَحسنُ القِصَص شده سطرِ کتاب‌ها دیروز و حال و صحبتِ فردا حسین جان یک عمر گفته‌ایم فقط یا حسین جان ای جانِ خانواده زهرا حسین جان ای کَشتی نجات دو دنیا حسین جان با تو نشسته در دل من انقلاب‌ها در پایِ حسرتِ حرمِ تو که سوختم دل را برایِ عرضِ ارادت فروختم شرمنده‌ام که بیشتر از این نسوختم خیاطِ ماهری شده‌ام بس که دوختم این چشم را به روشنیِ آفتاب‌ها ای منتظر نشسته به امیدِ چشم‌ها ای کشتهٔ همیشگیِ اشکِ چشمِ ما ای مانده در هجومِ غم انگیزِ هر بلا ای پاره پاره تن شده در خاکِ کربلا با کام خشک، در برِ امواجِ آب‌ها @hadithashk
عشق در واقع خُروشِ نَفَسی طوفانیست عشق آشفتگیِ ظاهری و پنهانیست عشق در اصل همان روز و شب بارانیست عشق آن چشمِ به در دوختهٔ طولانیست پس بگو عشق همین است که نوکر باشیم خاکِ زیرِ قدمِ حضرتِ حیدر باشیم دلِ ویرانهٔ ما خانهٔ آبادِ علیست دم به دم در دلِ ما یادِ نجف، یادِ علیست رویِ لب‌هایِ همه زمزمهٔ نادِ علیست شُکر، رویِ سرِ ما سایهٔ اولادِ علیست آسمان در همه جا مُشک فشان خواهد شد چونکه رُخسارهٔ سجاد عیان خواهد شد خاکم آن خاکِ زمین خوردهٔ دلدادهٔ گُل غنچه در باغ، به لبخند شد آمادهٔ گُل در عبور است خودش از وسطِ جادهٔ گُل آمد و عرش برایش شده سجادهٔ گُل بنویسید که اَنوارِ جَلی آمده است چون علی ابن حسین ابن علی آمده است باز حالِ دلِ بی‌حوصله عالی شده است چون دلم در پِیِ او مثلِ غزالی شده است سخن از صاحبِ اجلال و کمالی شده است مُصحفش رازِ رسیدن به تَعالی شده است خط به خط تا که ابوحمزهٔ او را خواندیم... اصلاً اِنگار همه سِرِ مَگو را خواندیم اوست آنکس که وفا کرده به ما از اول نظر از لطف و صفا کرده به ما از اول رویِ سجاده دعا کرده به ما از اول با دعا رزق عطا کرده به ما از اول ما غباریم پراکندهٔ در جادهٔ او دلِ ما هست دخیلِ نخِ سجادهٔ او چه نیازیست به تشریحِ خصال و نَسبش بَر نیاید زِ بشر شرحِ مناجاتِ شَبش پِیِ هر سجدهٔ او مانده مَلَک در عجبش بَرَکت ریخته از نافلهٔ مُستحبش نور، تابیده از او موقعِ هر راز و نیاز نوهٔ فاطمه خورشید شده وقتِ نماز بگذارید که از بادهٔ او سَر بِکشم تا به زیرِ قدمِ روحِ دعا پَر بِکشم حرمش را وسطِ صحنهٔ محشر بِکشم وَ کنارش دو سه تکبیر مُکرر بِکشم شیعه یک روز برایش حرمی خواهد ساخت طاق و گلدسته به سَبکِ عجمی خواهد ساخت این همان است که از زندگی اش سیر شده این همان است که در کوفه به زنجیر شده این همان است که پُشتِ سَرِ نِی پیر شده وسطِ مجلسِ مِی بود که تحقیر شده گریهٔ صبح و مَساء داشته تا آخرِ عمر دائماً حالِ بُکاء داشته تا آخرِ عمر @hadithashk
این نور امید است که جان افروز است این آتش عشق است که دشمن سوز است بازهم با مدد حیدر و زهرا گوییم ایران حسین تا ابد پیروز است @hadithashk
ایران عزیز ای وطن ای خاک فرهمند ای سایه ی مهرت به سرم سروِ تنومند ای بخت سفید ای گل سرخ ای نفس سبز ای حک شده بر سینه ی تو نام خداوند چندان که تویی دیر و کهن در دل تاریخ ایام ندیده است دیاری به تو مانند درد تو به جانم که بسی درد کشیدی از چشم حسادت که فلک سوی تو افکند سرسبز جوانه بزن و در جریان باش گل کن که خداوند به رویت زده لبخند طوفان نرساند به شکوه تو گزندی تا پشت تو هستیم به نستوهی الوند برسینه زده کوه دنا سنگ غمت را ای آینه ی صبر تو البرز و دماوند از صخره ی در راه، هراسی به دلت نیست ای رود خروشنده تر از کرخه و اروند بر خاسته خورشید تو از سمت خراسان پیچیده به گیسوی تو گلهای نهاوند جاری شده ای در رگ خشکیده ی دنیا اسطوره شدن خورده به تاریخ تو پیوند عشقی و هنر های تو بالنده به عشق است جانم به فدایت شود ای خاک هنرمند @hadithasbk
هوا هوای تشنج هوای شهرآشوب که این هوا به مزاج نفاق شد مطلوب برادران ! بنشینید مطلبی دارم خبر ، از آمدن فتنه در شبی دارم رسیده گرگِ طمع کرده تا سلام کند که پایداری ما را گران تمام کند گران به قیمت بی بند و بار ارز و طلا که کوفه را بکشاند طمع به کربوبلا گران به قیمت نان کم شدن سر سفره نفوذ کرده دمی هم نفاق از این حفره من از ندارترین مردمم در این همه درد ولی مکدرم از فتنه های آن سگ زرد برادران ! به خدا دزد گوسفند شما معاویه‌ست که خوش بوده با گزند شما شگرد آل معاویه در شبیخون است که اغتشاش و ترور کار نسل صهیون است جرقه میخورد این فتنه های کبریتی به دست بی خرد چند تا سلبریتی برادران ! صفتان را جدا کنید از شر به عالمی نفروشید مویی از حیدر به موج‌ منفی این ارتعاش فکر کنید به روز بعد شب اغتشاش فکر کنید که بی علی همه جا ظلمت معاویه است جهنم است همه ،غارت است ، تجزیه است وظیفه چیست در این روزگار سر در گم رسیدن است به زنجیر وحدت مردم دو نکته گفتم و رفتم به سوی حیدر و آل تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال ابوذرانه سپردم به رهبرم سر را به کوه زر ندهم خاک پای حیدر را عرب پرست نیم چون خدا پرستم من که رو به قبله‌ی مولا علی نشستم من نمیرسد به کسی لفظ شاه ، تا که خداست ای اهل عالم ، جاوید شاه کربوبلاست @hadithashk
تیرگی سر زد از کرانه‌ی صبح آتشی بین شاخسار افتاد در هیاهویِ دودهای سیاه عاقبت عشق بی‌قرار افتاد فتنه‌های جنودِ استکبار علتش نیست خارج از یک حال آخرِ لقمه‌ی حرام این است غارت مال یا که بیت المال آتشی که به جانمان افتاد نیست قطعا ولی بدون سبب لقمه‌های حرام باعث شد روشنی گم شود میانه‌ی شب آری آن جلوه‌ای که می‌ماند به یقین تا همیشه نورِ خداست این خطا زاده‌ها نفهمیدند؟ راه ملت از اغتشاش جداست با صدایی بلند می‌گوییم کوریِ هر شرورِ شیطانی تا ابد پیرو شهیدانیم پیروِ سید خراسانی سالیانیست قلبِ این مردم در تکاپویِ نور و آینه است پیر ما رهبری غیور و صبور سیدی از دیارِ خامنه است گلِ ما را سرشته است خدا با کمی تربتِ امام حسین حاج قاسم به ما لقب داده لقبِ ملت امام حسین سالیانیست یاد عاشورا دیده‌ی بی‌قرار می‌بارد یادمان هست حرفِ آوینی هرکه شیعه‌ست کربلا دارد @hadithashk
مژده ای دل شب برات آمد پرتو نور حی ذات آمد سر زده نور مشرقین امشب نورمجموعه ی کرات آمد گشت فُطرس دخیل گهواره پر زد و بر لبش نشاط آمد صد مسیحا شد از دمش زنده چون که جانبخش کائنات آمد مست جام می بقاست حسین گرچه لب تشنه ی فرات آمد مژده بر جمله ی گرفتاران ساحل و کشتی نجات آمد دِه ندا بر همه گنهکاران شافع محشر و ممات آمد کام مارا حسین شیرین کرد عسل و شاخه ی نبات آمد می وزد از بهشت بوی حسین صلوات خدا به روی حسین به نبی رفته خُلق نیکویش و به ریحانة النبی بویش فاطمه و ان یکاد می خواند به علی رفته زور بازویش جبرئیل است مهد جنبانش به حسن رفته خال دلجویش صلوات خدا به روی مهش انبیا جملگی ثناگویش خضر آب حیات می خواهد رفته بنشسته بر لب جویش می زند ساره همره لعیا بوسه بر روی و شانه بر مویش مهر و مه سجده گر به روی مهش سجده گاهست طاق ابرویش خورده دل های عاشقان حسین گره از شوق او به گیسویش شب میلاد او دلم از شوق گشته چون زائری سر کویش می وزد از بهشت بوی حسین صلوات خدا به روی حسین این حسین کیست؟ مظهر عشق است دل و دلدار و دلبر عشق است جمله مستان و عاشقان را او ساقی و میُّ و ساغر عشق است پادشاهان غلام درگاهش فقط او شاه کشور عشق است این حسینی که سید الشهداست شهدا را پیمبر عشق است کربلا بود عرصه ی خیبر و حسینی که حیدر عشق است در کنار فرات لب تشنه کشته فرزند کوثر عشق است خنجر شمر بُد بهانه حسین کشته ی تیغ و خنجر عشق است هر مفسر که یا حسین شنید گفت یاسین بی سر عشق است یا هو الاول و هو الآخِر اول عشق و آخر عشق است می وزد از بهشت بوی حسین صلوات خدا به روی حسین @hadithashk
ای صفای ماه شعبان المعظم یا حسین ای منا و سعیِ هستی،روح زمزم یا حسین جلوه ای از ذات معبودی به دامان بتول میوه ی قلب پیمبر،کاشف الغم یا حسین ای که محبوب سمائی، زینت کون و مکان جبرئیل نام تو را خوانَد دمادم یا حسین غم ندارد هرکه باشد از گدایان درت سایه اندازد چو مهرت در دو عالم یا حسین مرده را جانی دگر بخشیده در دوران خویش بامدد از نام تو،عیسی ابن مریم یا حسین من فقیرم با تو امّا پادشاهی می کنم چون گرفتی دست خالی مرا هم یا حسین "لیتنا کنا معک" ، جامانده آهی در دلم کاش میمردم برایت در مُحَرَم یا حسین @hadithashk
ای کاش که ایمان به کمی نان نفُروشیم جان داده ولی غیرت و وجدان نفروشیم تا زوزه کشید از وسط معرکه گرگی دشت و علف و گله و چوپان نفروشیم کفر آمده در مأذنه ی منطق برخی غیرت برود از دل اگر جان نفروشیم با خونِ جگر در وطن آرام گرفتیم سخت آمده این امنیت آسان نفروشیم در معرکه بازارِ مه آلوده ی فتنه جز دُرّ بصریت درِ دکّان نفروشیم از آتش و آشوب و تهاجم نهراسیم خون داده ولی خشت به دونان نفروشیم با خون شهیدان شده افراشته پرچم یک لحظه لوا را سر میدان نفروشیم ما را هوسِ گندم ری خام نسازد ولله که سالار شهیدان نفروشیم تاریخ شود شاهدمان در همه ادوار اینجا نشود کوفه و قرآن نفروشیم ما مرد جهادیم، نه اهل و زر و دینار یک موی علی را به زرستان نفروشیم @hadithashk
سلام حضرتِ منجیِ جمکرانیِ من سلام منتقم ِ آخرالزّمانی من سلام بر تو و بر عاشقانِ جان بر کف سلام ای نگرانِ فقیر و مستضعف خودت که شاهدی آقا ستم عیان شده است ببین که هر چه به جز جانِمان؛ گران شده است بگو گلایه از این شیوهٔ معاش به جاست بگو به معترضین: راهِ اغتشاش جداست بگو به فتنه ببندَد دهان؛ به مُهرِ سکوت بگو که نیست غم ِ ما به دشمنان مربوط بگو که مردِ جنم‌دار و اهلِ طوفان است بگو که نایبِ تو ناخدایِ ایران است بگو که بانیِ "یاصاحب الزمان(عج)مدد" است بگو که خونِ علی(ع)در رگَش به جزر و مد است بگو به تک تکِ صهیون که میشود محشر بگو به قلعهٔ خیبر که میرسد حیدر بگو که منتخب است نایبِ مجاهدِ ما بگو نشسته وطن در پناهِ سیّدِ ما بگو لبالب از همنوایی اش باشیم بگو اشاره کنَد تا فدایی اش باشیم بگو به پایِ مرامش نمیرسد احدی "مدد ز غیرِ تو ننگ است یاعلی(ع)مددی" دوباره نقشهٔ دشمن شکست خورد آری دوباره بر دهَنش پشتِ دست خورد آری بگو به خاکِ تل‌آویو؛ صبر شد لبریز بگو به فاتح و سجّیل: یاعلی(ع)! برخیز... مجهّزیم به ایمان و پشتِمان گرم است توکّل است و بصیرت! سلاحِ مان نرم است بگو به آن سگِ مو زردِ قاتلِ سردار که گوشِ دل بسپارد به آخرین اخطار بگو به آنکه عملکردِ بی ثباتی کرد بگو دوباره خطایِ محاسباتی کرد همانکه عاقبتش در مدارِ نمرود است به خونِ مردم ِ این خطّه دستش آلوده است بگو‌؛ دروغ نگو! بیش از این نکِش زوزه که بود؛ کارِ تو! جنگِ دوازده-روزه اگر هنر داری...فکرِ دولت خود باش قمارباز... هوادارِ مّلت خود باش بگو ببین که به وحدت رسیده این میهن بگو که مستکبر سرنگون شود قطعاً بگو که خطّ جسارت بر این افق نکِشد بگو خیال نبافد! بگو نُطُق نکِشد بگو بخوان کُتُبِ مکتبِ جماران را بگو مطالعه کن حالِ قوم ِ ایران را بگو خبر دارد؟ اینکه رهبرِ عجمی- عقب نمیرود از؛ اعتقادِ خود قدمی به مردهایِ شریف و نجیب و باغیرت به کاسبانِ عزیزِ حلال‌خور؛ رحمت بگو مطالبه کن! بی هزینه صحبت کن بگو حرم شده این خاک! حفظِ حرمت کن بنا نبود کسی عزم ِ بی اراده کند بنا نبود؛ کسی سوءِ استفاده کنَد بنا نبود ضرر بر شعورمان بخورد بنا نبود اراذل به تورِِمان بخورد بگو به هرچه براندازِ بی نسَب لعنت بگو به فتنه گرِ سلطنت طلب لعنت دوباره شاهدِ این مهلکه؛ ملائکه شد یهودِ بی پدر آتش بیارِ معرکه شد رسید؛ یک شبه صهیون! دوباره حادثه ساخت دوباره داغِ بدی را به جانِ ما انداخت دوباره سینه سپر کرد میهنِ مظلوم دوباره خشم و قساوت! دوباره نقشهٔ شوم از اتّحادِ شیاطین نبرد شد ترکیب دوباره آتش و دشنام و هجمه و تخریب به دست؛ خنجر و سنگ و شعارِ استبداد چه خوب معنی شد اصلِ واژهٔ جلّاد بگو که از تبِ شُبهه خلاص باید شد شبیه فاطمه(س) دشمن‌شناس باید شد دلش گرفته خیابان! دوباره میکِشد آه دوباره پیکری افتاد بر زمین ناگاه دوباره خونِ مطهّر چکید و شد تقدیم دوباره رزقِ شهادت رسید و شد تقسیم زمان؛ زمانهٔ غربال و غرقِ تفکیکیم نمانده راهِ زیادی! به قلّه نزدیکیم عزیزِ غایبِ من! روزگار؛ تاریک است بگو به منتظرانت ظهور نزدیک است عبور کردیم و؛ شد مسیرِ گردنه طی پس از حضورِ اثربخشِ بیست و دوم ِ دی قسم به روزِ الست و تعهدِ ازلی به این امیدِ مقدس نمیرسد خللی تو میرسی! به خدا؛ وعدهٔ خدا قطعیست قیام کن گلِ نرگس! کنارِ کعبه بایست... بگو أناالمهدی(عج) جان ببخش انسان را به گوشِمان برسان آخرین فراخوان را!  @hadithashk