eitaa logo
حدیث اشک
10.9هزار دنبال‌کننده
120 عکس
214 ویدیو
12 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @Admin_hadithashk @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نکنید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
آمدی خاک آسمانی شد شب این کوچه کهکشانی شد عشق را چشمهات بانی شد زندگی تازه زندگانی شد چشمهایت طلوع دلبری است با تو دنیا جهان دیگری است خالقت تا تو را به زهرا داد نفس تازه ای به مولا داد جان ما جان پناه ما را داد قدمت آبرو به دنیا داد ذکر صبح و شبم حسین حسین همه تاب و تبم حسین حسین ای مسیح دوباره دنیا برق چشمت ستاره دنیا سد راه شراره دنیا عشق تو راه چاره دنیا زندگی بی تو هست آخر هیچ عشق یعنی حسین و دیگر هیچ غیر مهرت به سینه جا نشود گره ای نیست با تو وا نشود دل ما از حرم جدا نشود هیچ جا مثل کربلا نشود دل جبریل با نماز شماست قبله مایل به جانماز شماست با تو حال و هوایمان خوب است در کنار تو جایمان خوب است نوکری ات برایمان خوب است امتحان کن وفایمان خوب است با تو حال همیشه ام عالی ست نوکرم کار و پیشه ام عالی ست من و این روزگار حیرانی لحظه هایی تمام بارانی هست امیدم در این پریشانی به تو که عزت کریمانی تا ابد از تو چاره می جویم یا امیری حسین می گویم کوچه ی عشق بی تو ماتم داشت کعبه بی کربلای تو غم داشت شهد لبهات عطر زمزم داشت کام ما تربت تو را کم داشت دل ما را گره بزن به ضریح عشق ما معتکف شدن به ضریح یطعمون الطعام شیوه ی توست دوستی با غلام شیوه ی توست ادب و احترام شیوه ی توست بخشش با مرام شیوه ی توست در دلم جز تو مهر غیری نیست جز درِ خانه ی تو خیری نیست شد دوباره دلم هوایی تو در دلم شوق هم نوایی تو آرزومند کربلایی تو چشم ما و گره گشایی تو از نسیمت فرشته میبارد آسمانت همیشه غم دارد منم و عطر روضه های حسین سینه ام می تپد برای حسین روی چشمم همیشه جای حسین رگِ قلبم بگو فدای حسین پرچمت سایه سار دلتنگی ست روضه هایت بهار دلتنگی ست عاشق سرجدا مگر داریم ذبح سر از قفا مگر داریم سرِ بر نیزه ها مگر داریم لشکری بی حیا مگر داریم نیزه ها با تنت چه ها کردند پیش زینب سرت جدا کردند @hadithashk
حال دنیا چه خوب شد امشب ریسه بندان شُدَ است عرش خدا آمده جان ما امام حسین عرض تبریک محضر مولا ای دعاهای مستجاب علی با قدومت جهان "مُطلا" شد راز خلقت، خوش آمدی آقا آمدی ، کربلا ، "معلی" شد آمدی و به یُمنِ مقدمتان فطرس از بند غم شده آزاد در زمستان بهار آمده است کل عالم شده "حسین آباد" حق خودش خواست جلوه گر بشود خلقتت را خودش بهانه گرفت خواست قبله به تو شود مایل! کربلا را خودش نشانه گرفت بی فروغ رخت جهان تاریک نور خورشید از تو تابَندَست شاه بیت قصیده خلقت نهضت عشق از تو پایَندَست ای قرار دل شکسته دلان تا ابد برقرار می مانی نام تو بر جریده عالم تو حسین "تمام ادیانی" رحمة الله واسعه آقا چقدر خوب و مهربانی تو غم نداریم، تا شما هستی "کاشف الکرب" شیعیانی تو ای تمامیه هستی زهرا هستی این جهان ز هست شما رحمت حق به مادر و پدرم که سپردن مرا به دست شما @hadithashk
صد شکر که سایه سر ماست حسین آوازهٔ روی منبر ماست حسین از موج گزند دشمنان باکی نیست وقتی که پناه کشور ماست حسین @hadithashk
هر جا و هر زمان و به هر شکل و حالتی یا ایها العزیز ! ندارم شکایتی جز اینکه ماه عوض شد ، دلم گرفت من رنج میبرم فقط از بی زیارتی ای حضرت عراق ! من ایرانِ خسته ام نارحت تواییم و نداریم راحتی من خسته‌ام ز دست خودم دست من بگیر دارم برات مثل همه عمر زحمتی «ممنونم از خدا که تو را آفریده است»* ممنونم از خدا که به ما داده قسمتی مولود خانواده ی زهرا خوش آمدی ! قدری محل بده به گدایانِ غربتی ما را قد فرشته ی پر سوخته ببین ما سوخت قلبمان و نداریم همتی قنداقه ی تو را به تبرک به عرش برد «دَعْهُ حسین» میشنوم از مسافتی گهواره ی تورا ملک آمد تکان دهد گهواره ی رضیعِ تو گردید غارتی حُله تن تو کرد خدا نه حصیر خشک وای از غروب سیزدهم ، چه مصیبتی آغوش گرم فاطمه ، امروز نوش جان فردا به رمل های روان ، بی حمایتی از یک طرف سنان و ز یک سمت حرمله افتاده اند بر سرت این قوم نوبتی آخر شنیده ام که برهنه رها شدی عالم بمیرد از غم این داغ لعنتی اینها نمیکشند خجالت ز روی تو با اینکه بود بچه ی زهرا خجالتی @hadithashk
عرش امشب به زمین میل رسیدن دارد در زمین شهر مدینه است که دیدن دارد فطرس سوخته پر شوق پریدن دارد خبر حضرت جبریل شنیدن دارد خبر اینست که پیچیده شده بین فضا به علی شیر خدا باز پسر داده خدا همه مجنون شده چون لیلی لیلا آمد گوئیا فلک نجات است به دریا آمد پسر دوم زهرا که بدنیا آمد حال عشاق از این تازه خبر جا آمد لطف و احسان به همه چند برابر شده است چون در این شام حسن تازه برادر شده است حسنی ها بشتابید حسین آمده است وارث صف شکن بدر و حنین آمده است میبرد آنکه بشر را زیر دین آمده است الگوی شخصیت پیر خمین آمده است آنکه با لشکر هفتاد و دو تن می‌جنگند پای شرع نبوی پای وطن میجنگد آری این نسل پر از شور پسر میخواهد بت و بتخانه ی هر دوره تبر میخواهد با زن و بچه ره عشق سفر میخواهد تشنه لب جنگ دلیرانه جگر میخواهد که چنین قدرتی از اهل خطر می آید که فقط از پسر فاطمه بر می آید او حسین است که دین را ز بنا میسازد خویش را در وسط ورطه رها میسازد برتر از کعبه حرم، کرب و بلا میسازد بین بین الحرمین سعی وصفا میسازد بهترین خاک زمین سیطره ی کرب و بلاست حرم صاحب شش گوشه و قبر سقاست کربلا جلوه ی منظومه ی عاشورا شد تا علم شد همه ی گمشده ها پیداشد کربلا نقطه ی ثقل همه ی دنیا شد تا ابد باب خدا برروی عالم واشد زائرش را به جزا حق متعهد شده است گوئی انگار دوباره متولد شده است کربلا خاک شگرفی ست اصالت دارد هر چه خیر است در این خاک اقامت دارد گردی از آن به تن کعبه شرافت دارد خود الله به این خاک ارادت دارد زائر کرب و بلا رتبه ی اعلی دارد در دل فاطمه والله قسم جا دارد کربلا را خلفا شخم زدند اما ماند آب بستند ولی موج در آن دریا ماند پرچمش در طی تاریخ جهان بالا ماند دستها قطع شد و سنج و کتل برپا ماند شب میلاد شد و شوق دمادم دارم کربلایی نشدم خجلت از این غم دارم کاش بودیم در آن دشت به یاری حسین خون ما بود در آن چشمه ی جاری حسین آه بودیم در آن گریه و زاری حسین کیمیایی است عجب تعزیه داری حسین که نباید زکسی منت اکسیر کشید همه دیدند حسین از بدنش تیر کشید @hadithashk
ای به همه لهجه و زبان سن قوربان ای همه سهم من از جهان سن قوربان جان من و جان عاشقان سن قوربان ای سن قوربان سن قوربان سن قوربان سجده‌ی ما بعد از این به خاک حسین است عالم و آدم همه هلاک حسین است گیسوی عشاق پریشان تر از این باد این دل شوریده غزل خوان تر از این باد این جگر سوخته سوزان تر از این باد بارش این عشق فراوان تر از این باد تا به ابد دل در اشتعال حسین است خون همه عاشقان حلال حسین است روز ازل رد شدی هوار کشیدیم عشق تو را تا ابد که جار کشیدیم از خوشی این جهان کنار کشیدیم هرچه کشیدیم از این قمار کشیدیم نام تورا کنده اند روی پر ما عشقِ تو را حق فشرد و شد جگر ما در نفست دیده ایم یاد علی را نادعلی ناد عشق نادعلی را از وجنات تو اعتقاد علی را در پسران تو امتداد علی را آی همه بنگرید جان نجف را از دل ما بشنوید اذان نجف را هستی من را که بی سپاه گرفتی دست مرا با همه گناه گرفتی در بغلت مثل برکه ماه گرفتی گفتم عزیزم که اشتباه گرفتی آنقدر از عشق و غم پر شده جانم ذکر حسین است دمِ هر ضربانم جان حبیب و بریر و عابس و جندب شوق سعید و زهیر و نعره‌ی شوذب چشم وهب، قلب جُون از تو لبالب سایه‌ی بالاسر کجاوه‌ی زینب با تو نه خورشید مشرقین رسیده است آی که هفتاد دو حسین رسیده است فاطمه حیران توست چشم خدا هم کعبه مشرف به توست کرببلاهم قبله به سمت تو، ایوان رضا هم گوشه‌ی یین الحرمین است پناهم بین دو چشمان ما فقط حرمین است عکس دو گلدسته‌ی عباس و حسین است جانم از این عشق و شور و حیرت و فریاد مستیِ دیوانگان فزون تر از این باد گرم حسینیم چو خاکستر بر باد خانه‌ام آباد شد ای خانه‌ات آباد خانه‌ی قلبم شده است به نام اباالفضل ای سرِ ما خاک هر غلام ابالفضل حضرت عباس سلام الله پشت در خانه‌ی علی سحری هست خیل گدا آمده مگر خبری هست؟ باز ببینید، علیِ دگری هست در بغل شیرحق چه شیر نری هست شمس اسیر رخ این ماه جبین شد فاطمه از این به بعد ام‌بنین شد پیش قدومش یلان سپر بگذارند جمله گردن کشان که سر بگذارند آمده صاحبدلان جگر بگذارند نوبت ما می شود اگر بگذارند نقش قلم ها به روی هر علم عباس هست دم ما حسین و باز دم عباس حضرت سجاد علیه السلام فاطمه دیده است چراغانی ما را تا که زده مهر مسلمانی ما را داده به ما شوکت سلطانی ما را برده خودش بانوی ایرانی ما را آی که ایران غبار خاک حسین است عالم و آدم همه هلاک حسین است از نظر آباد یک نگاه حسنیم مال کسی نیستیم سپاه حسینیم سجده‌ی سجاد در پگاه حسینیم شکر خدا را که در پناه حسینیم ای همه ی عمر ما فدای غم تو گریه اهل حرم برای غم تو باد که در یال ذوالجناح تو پیچید بال ملک دور خیمه گاه تو پیچید عرش، زمین خورد و پیش راه تو پیچید ناله‌ی زینب ز سوز آه تو پیچید تشنه ی ما! جای آب همهمه اینجاست شمر حیا کن ببین که فاطمه اینجاست @hadithashk
زیباترین ستاره ی خلقت رسیده است سجده کنید، روح عبادت رسیده است نور خدا، چراغ هدایت رسیده است باید قیام کرد، قیامت رسیده است امشب که مست می شوم از بوی کربلا فطرس! ببر سلام مرا سوی کربلا تاج سر ملائکه ی آسمان حسین تنها دلیل خلق زمین و زمان حسین ذکر زمان سختی پیغمبران حسین زهرا سپرده است بگوییم: جان حسین گفتم حسین و ولوله افتاد در جهان گفتم حسین و فاطمه با خنده گفت: جان در مشکلات پشت و پناهم حسین شد بیراهه رفته بودم و راهم حسین شد تنها دلیل گریه و آهم حسین شد زهرا اجازه داد که شاهم حسین شد فهمیده ایم طبق روایات معتبر از کشتی حسین نباشد بزرگتر از کودکی "حسین" مسیحای زینب است یعنی تمام لذت دنیای زینب است غیر از حسین کیست که همتای زینب است کنج دل حسین فقط جای زینب است "زینب" همان که سیطره دارد به عالمین زینب نگو، بگو همه ی هستی حسین ما تشنه ایم تشنه ی باران کربلا ما سائل ایم سائل سلطان کربلا دل برده از ملائکه ایوان کربلا دست تمام عالم و دامان کربلا بی صبح کربلا شب عالم سحر نداشت دنیا چه داشت؟ کرببلا را اگر نداشت افلاک زیر سایه ی گنبد طلای اوست جبریل معتکف شده کربلای اوست دنیا و هر چه هست در آن خاک پای اوست اصلا بهشت گوشه صحن و سرای اوست عشق "حسین" در دل ذرات عالم است دنیای بی حسین شبیه جهنم است از اشک روضه، چشم مگر سیر می‌شود؟ بی کربلا زمانه زمین گیر میشود خوشبخت آن که پای علم پیر میشود عالم به آب علقمه تطهیر می شود امشب بساط گریه برایت فراهم است "باز این چه شورش است که در خلق عالم است" @hadithashk
چشم خود را باز کردم ابتدا گفتم حسین با زبان اشک های بی صدا گفتم حسین یاد تو مهر قبولی نمازم بوده است در قنوت خویش قبل از ربنا گفتم حسین درمناجات شب جمعه نمیدانم چه شد خواستم بر لب برم نام خدا گفتم حسین ماند هل من ناصرت بی پاسخ اما بارها آمد از کرب و بلا لبیک تا گفتم حسین نام زهرا را شنیدم هرکجا گفتم علی نام زینب را شنیدم هرکجا گفتم حسین کل ارض کربلا من تازه میفهمم چرا در خراسان در نجف در سامرا گفتم حسین عاشقی گفت آنچه میخواهد دل تنگت بگو با دلی غمبار گفتم کربلا گفتم حسین @hadithashk
مظلوم، هیأتی که به آتش کشیده شد قرآن، امانتی که به آتش کشیده شد مردم امامزاده به آتش نمی‌کشند افسوس، حرمتی که به آتش کشیده شد کشتند، چون مغازه‌ی خود را نبسته بود! حیف از نجابتی که به آتش کشیده شد آتش‌نشان وظیفه‌اش آتش نشاندن است آه از رشادتی که به آتش کشیده شد آن غنچه‌ی دوساله گناهش مگر چه بود نازک‌لطافتی که به آتش کشیده شد پروانه شد زنی که پرستار بود و سوخت در کنج غربتی که به آتش کشیده شد وجدان، معلمی که به پای وطن نشست ایمان و غیرتی که به آتش کشیده شد فردا گلایه را به ابالفضل می‌برد آن قدّ و قامتی که به آتش کشیده شد... @hadithashk
سر شوریده عجب حال و هوایی دارد زمزمه بر لب و در دل چه نوایی دارد دست بررسینه و بر سر زند از عشق حسین ع آنکه از داغ شهیدان به دلش غم دارد خصم اگر بار دگر روی به میدان آرد دست باید که زجان نجسش بردارد رهبر حیدریم ، حکم دهد خواهد دید آن زمان عاشق حق ، پرده ز رخ بردارد به زبان آورد آن خشم فرو خورده خویش به زمین آورد آن هیمنه دشمن خویش مملکت عرصه جولان حرامی بشود ؟! عرصه تاختن خصم روانی بشود ؟! ننگ بر من که گذارم قدمی بردارد قلمش میکنم آن دم که قدم بردارد ننگ بر من که عدو وارد ایران بشود وارد مملکت پاک شهیدان بشود دشمن گرگ صفت ! ، منتظر فرمانیم حکم رهبر برسد ، دردتو را درمانیم عاشقان رهرو این راه پر آزادگی اند عاقلان مانده از این وسعت دل دادگی اند بی گمان دشمن غدار روانی شده باز سگ قلاده رها گشته و جانی شده باز پای بگذار به ایران و ببین چون بشود پیکر نحس وجودت همه در خون بشود فکر بد دور از این مملکت ایمانی دور باشد نگه شور ز هر ایرانی @hadithashk
مـاه بنی هـاشم(ع) قلم وقتی که صحبت از رخ و آن خال هنـدو داشت کران تا بیکران تـسبیـح یـا قهار و یـاهـو داشـت نقـاب از چهره ی مـاه بنی هـاشم عقب تا رفـت دگر خورشیـد از فرط خجالت پـرده بر رو داشت شمیـم روح انگیزی به دنبـال قدومـش بـــود گلاب و مشک و عنبر را میـان طـره گیـسو داشـت علـی بـا دیـدنــش هـر بـار لاحول ولا میگفـت چه حظی رویت قـد قـامـت آن مـاه دلـجـو داشت چه عبدصالحی را دیده محراب دعا ـز او که درسجاده اش هرشب شمیم یاس و شب بو داشت چـه عیـسـایـی میـان داـن ام البـنیـن بــوده که آب صحن او بر مردگـان هـم حکم دارو داشـت خـدا میخواسـت که از ابتـدا باب شـفا باشد شـفا سنخیـتی از اولـش با خلقـت او داشت خدا از خشم خـود وقتی کـه رو برداشت فهمیدند چـه نقاشـی بهت انگیــز در آن چشـم و ابرو داشت همـه دیـدنـد یــوم التـرویــه وقـت رجــز خوانــی خدا هـم دولتش بـر بـام کعـبه یک سخنـگو داشـت چنـان حیـن غضـب آلودگـی حیدر نما میـشد که دشمن وقت رویـارویی اش رعشه به زانو داشت شمـار بـر زمیــن افتــاده ها در جنگ با عباس حکایت از توان و قدرتش در ضـرب بـازو داشت فراری بـود دشـمن از هـراس قــوس ابـرویـش میـان معـرکـه سردار لشکـر رو به هـر ســو داشت نـه تنـها مادرش در رزم هـا تحسیـن او میـکرد کـه بیــن لشکـر اعـدا ابـالفضـلش ثنـاگـو داشـت کنـار علقـمه وقتـی که دستـش را جـدا کردنـد برادر یـاد زهــرا ـادرش دستـی بـه پهـلو داشت یس علوی  مشکور کاشانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹 @hadithashk
به دنیا آمدم دنیا ابوفاضل مدد گفتم برای سختی فردا ابوفاضل مدد گفتم ملاک هرچه زیبایی در این عالم ابالفضل است چو دیدم چهره ای زیبا ابوفاضل مدد گفتم یکی باشد قمر سیما به آفاق بنی هاشم به نور ماه بی همتا ابوفاضل مدد گفتم به یاد قامت رعنا به یاد حضرت سقا نشستم تا لب دریا ابوفاضل مدد گفتم من آن طفلم که بیماری خود از جان رهانیدم همینکه ظهر تاسوعا ابوفاضل مدد گفتم چو او گفته ست می آید به دیدار عموجانش به یاد مهدی زهرا ابوفاضل مدد گفتم رسیده چارم شعبان به پابوسش نم باران شب میلاد او حالا ابوفاضل مدد گفتم ادب معنای نام‌او صلابت در کلام او کنار زینب کبری ابوفاضل مدد گفتم اگر دنیا ستیز ما به سر دارد ندارم غم که من در شور این بلوا ابوفاضل مدد گفتم سرم خم نیست جایی تا به زیر بیرقش هستم شبیه حضرت اقا ابوفاضل مدد گفتم @hadithashk