eitaa logo
حدیث اشک
15.5هزار دنبال‌کننده
165 عکس
255 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @hadithashk2 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
باید بنویسند مرا فاطمه‌یِ شام هم روضه و هم مقتل و هم زمزمه‌یِ شام کرسیِ حکومت مگر از آنِ یزید است؟ نه!، خونِ تو حاکم شده در محکمه‌یِ شام از کوچه‌ و بازار، دلم خون شده بابا بیزارم از این مردم و این همهمه‌یِ شام "در مجلس ما ماهِ رخ دوست تمام است"* از نورِ تو روشن شده امشب همه‌یِ شام پهلویِ شکسته، دلِ زخمی، نفسی سرد باید بنویسند مرا فاطمه‌یِ شام شرحِ غمِ من چیست؟، همین مویِ سفیدم من وارثِ درد و غمِ زهرایِ شهیدم قربانِ لبِ خشک و جراحاتِ گلویَت من سوختم از اینکه چنین سوخته مویَت آه از لب و دندانِ تو و داغِ دلِ من ای وای، بمیرم ردِ خون است به رویَت آغوشِ تو کو؟، حرفِ پدر-دختری‌ام کو؟ وقتش شده که پر بکشم باز به سویَت دلتنگِ تو و خنده‌یِ زیبایِ توام من دلتنگِ همان خنده‌یِ هنگامِ وضویَت هرچند که مویِ سرِ من سوخته امّا من سوختم از اینکه چنین سوخته مویَت ویرانه چه سرد است، ولیکن به تو گرم است "ای عشقِ دل افروز دلِ من به تو گرم است"* تو قاریِ قرآنِ منی هرچه که باشد بابایِ منی جانِ منی هرچه که باشد بالا بروَد آب، وَ یا سنگ ببارد آرامشِ چشمانِ منی هرچه که باشد در تشتِ طلا یا به رویِ نیزه‌یِ دشمن تو زینتِ دامانِ منی هرچه که باشد اسبابِ پذیراییِ من دستِ پر از خار اما تو که مهمانِ منی هرچه که باشد دندانِ شکسته، لبِ پر خون شده، امّا تو قاریِ قرآنِ منی هرچه که باشد تو آمده‌ای پیشِ منِ خسته شبانه "ای تیرِ غمت را دل عشّاق نشانه"* حافظ فصیحی شیخ بهایی @hadithashk
یا به دیر راهبی یا در تنور کافری هر کجا که میروی از مردمش دل میبری صورتت نیلوفری موهات هم خاکستری با همین آشفتگی ها نیز خیلی محشری تو ته گودال رفتی من میان ازدحام از تو عمامه کشید این قوم ، از من روسری سوره هایت یک طرف آیات کوثر یک طرف صد پسر در خون بغلتد گم نگردد دختری هر که گفته بی حجابم بشنو و باور نکن روی نی رفته عمویم تا نیافتد معجری ناز ما را دارد این ایام سیلی میخرد دست شیطان میخورد بر صورت حور و پری شام خلوت بود قبل از ما ولی حالا شده کوچه ها پر جمعیت بازارها پر مشتری با همین احوال شی شیرین زبان هه هستم و با همین سَ سر تُ تو هم باز پِ پِ پدّری زودتر من را بیا بردار از اینجا ببر تا نیافتاده برایم اتفاق بدتری @hadithashk
.خسوف رُخم، لطمه بر ماه زد کمر درد من، شعله بر آه زد شبی گم شدم، زجر پیداش شد مرا زد ... خودش را به آن راه زد @hadithashk
اگر از غصه و غم بی قرارم اگر صدها گره باشد به کارم ندارم غم؛ همیشه مشکلم را به دست این سه ساله می سپارم @hadithashk
عمه مرا نشانده و دارد یکی یکی این خارهای پای مرا در می‌آورد یک دختری کنار پدر بین گریه‌هام می‌خندد و ادای مرا در می‌آورد (حبیب) @hadithashk
یتیمی سخته خب بابا یتیمی دردسر داره از احوالِ بدِ جسمَم فقط عمه خبر داره نشد باز رو به آغوشِ تو در رو وا کنم آخه نه آغوشی برات مونده نه این ویرونه در داره میون راه، بازیمون ، توو جمعِ بچه‌ها این بود کی روی دست و پاش زخمِ مغیلان بیشتر داره زمین خیلی میفتادم منو عمه بغل میکرد سرِ من شد که عمه دائماً دردِ کمر داره به دندونام نشو خیره خجالت میکشم بابا مقصر نیستم سیلی واسه دندون ضرر داره نه‌که ترسیده باشم نه ولی عادت ندارم که خرابه سرد و تاریکه شباش خیلی خطر داره برو‌ دعوا کن این زجرو منو خیلی اذیّت کرد شاید دعواش کنی دست از سرِ ما دیگه برداره نمیدونم دیگه بعد از عمو دنیا برایِ ما چی توو بزمِ شرابِ قاتلاش مَدِّ نظر داره درسته؟ من گرسنه باشم اما ای سرِ سوخته تو برگردی و بوی نون تمام شامو بر داره؟ سرت رو می‌فروختن خب منم دستام خالی بود مگه هر کس تو رو داره نیازی هم به زر داره؟ دلِ من تنگ بود واسه‌ت، تو رفتی دِیر؟ حرفی نیست دلم خیلی شکست، دختر، توقع از پدر داره خبر داری که من چن وقته با یک چشم می‌بینم؟ یا از رو اسب افتادم عمو اصلاً خبر داره؟ با من بازی نمی‌کردن منو بازیچه میکردن می‌گفتن هر کی زودتر از سرش معجر رو ور داره به عمم گفت غساله نمیدیم دخترت رو غسل باید ما با خبر باشیم بیماری اگر داره @hadithashk
یک ماه بی تو سر شد اما سخت، جانِ من بند آمده از بیقراری ها زبان من می سوزم از درد یتیمی، درد تنهایی آتش رسیده بعد تو تا استخوان من رفتی و تاریک است بعد از تو همه عالم ابری شده از غصه قلب آسمان من کنج خرابه جای ما شد جای تو خالی شد خاک سرد و تیره اینجا آشیان من از کربلا تا شام شلاقم زد و سیلی شد کعب نی ها التیامِ اَلامان من هرجا که نامت را صدا کردم، کتک خوردم خون می چکد از زخم‌ مانده بر دهان من شرمنده ی عمه شدم بابا نبودی تو از بس سپر شد عمه جان بر نیمه‌جان من پایم پر از خار مغیلان است می سوزد گل زخم های آبله شد ارمغان من از بس که سیلی خورده‌ام رویم کبود است و حالا خمیده‌تر شده قد کمان من بابا به خوابم آمدی، گفتی که می‌آیی با سر رسیدی پیش دختر، میهمان من! من دخترت هستم رقیه، می‌شناسی‌ام؟ تغییر کرده چهره ی زهرا نشان من ای کاش می‌مُردم نمی‌دیدم تو را اینجا تو ای سرِ خونیِ خورده خیزران من با این لبِ زخمی بخوان قرآن برایم باز آرام گیرد تا کمی، روح و روان من حالا خرابه می‌شود آرامگاه من پر می‌کشم با تو عزیز مهربان من @hadithashk
از آن وقتی که زلفت را به روی نی رها کردی نمیدانی پدر با قلب پر دردم چه ها کردی اگر آغوش دشت آکنده گشت از عطر گیسوت ولی آغوش من را خالی از زلف رها کردی چهل منزل به دنبال سرت گاهی دویدم من گهی از ناقه افتادم، که چشم بسته وا کردی برای اینکه از نیزه نیفتد سر دعا کردم برای اینکه از ناقه نیفتم من دعا کردی به شام تار در کنج خرابه در شب تیره تو بزم محنت من را بسان ماتمسرا کردی کنون از بهر تسکینم طبق بر من عطا کردند به پاس آنکه هم انگشت و انگشتر عطا کردی بگو بابا سرت را ازچه رو اینسان جدا کردند چرا من را یتیم و خسته و از خود جدا کردی محاسن خونی و رگهای حلقت نا مرتب شد چنان که بر سرم از غصه ات خاک عزا کردی سه ساله هستم و یک لحظه از تو کی جدا بودم چگونه دخترت را بر فراقت مبتلا کردی @hadithashk
سرم زیادی داد نزن توصورتم زیاد نزن رونیزه هاس عموم ببین بالاخره میاد نزن سوزوندی اهل حرمو میکشی موی سرمو این همه اذیتم نکن پس بده اون معجرمو رونیزه گریون منه باباحسین جون منه روتازیونه تو ببین گمون کنم خون منه مگه تو هم سن منی النگوهامو میکَنی عموم بیاد بهش میگم چجوری داری میزنی از اینجاسر بابا رو تو بغل گرفت..... روضه خون سرت شدم همدم خواهرت شدم نشد نداره حرف تو شبیه مادرت شدم یک بغل آرزوم شده کارم دیگه تموم شده خداروشکر طفل رباب همسفر عموم شده سینه ی زخمی منو کشیدنش دم‌ تنور گوشواره هامو ندادم اون آقاهه کشید به زور @hadithashk
742.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
او را به خدا جان جهان باید گفت بر خاک قدم هاش جنان باید گفت محبوب خدا سه ساله است از این رو هر روز سه مرتبه اذان باید گفت @hadithashk
نگین، حسینِ و رکاب، زینب است شکوهِ صبرِ بی‌حساب، زینب است اگر چراغِ هدایت، حسین شد فروغِ آن به هر خراب، زینب است میانِ آتش و هجومِ نیزه‌ها حدیثِ روشنِ کتاب، زینب است صدای حق اگر به کربلا رسید طنینِ آن در انقلاب، زینب است به دوشِ خویش بارِ داغ را کشید ستونِ خیمهٔ مصاب، زینب است پس از غروبِ خون‌فشانِ عاشقان طلوعِ صبرِ آفتاب، زینب است سلام بر تو، ای شکوهِ استقامت تمامِ عزت و ثواب، زینب است @hadithashk
اگر که محرم اسرار خواهی اگر در وقت غصه یار خواهی توسل کن به نام این سه ساله اگر برکت به کسب و کار خواهی @hadithashk