من و هوای شب جمعه و پریشانی
تویی که بر دل بیتاب و خسته درمانی
دلم گرفته از این شهر و روزمرگیاش
چقدر مانده نگاهم میان حیرانی
شب زیارتی و حسرت وصال حرم
خدا کند که مرا زائرت بگردانی
چه باید از غم دوری بگویم ای آقا
حکایت دل من را نگفته میدانی
مگر قرار نبود از حرم جدا نشوم
رسیده جان به لب از این فراق طولانی
برای شوق حرم، خون اگر بگرید چشم
ندارد این غم جانسوز باز پایانی
نسیم میوزد از سمت کربلای شما
و میکشد دل من را به مرز ویرانی
دوای دردِ منِ خستهدل فقط حرم است
ببر به جان رقیه مرا به مهمانی
مرا به خادمیِ آستانِ خود بپذیر
که بهتر است ز شاهی، مقام دربانی
به زیر قبه دلم سوز و ناله میخواهد
تو را صدا بزنم بین مرثیهخوانی
قرار ما شب جمعه کنار شش گوشه است
دو خط مصیبت و یک چشم خیس و بارانی
صدای مادر و سوز بُنیَّ میپیچد
پر است صحن تو از نالههای طوفانی
به یاد تشنهلبیِ تو آب مینوشم
فدای خشکی لبهای تو که عطشانی
چه کرده با سر و روی تو خنجر و نیزه؟
چه کرده با تن تو اسبهای میدانی؟
هنوز میچکد از بوریای تو خون و
هنوز تازه بُوَد داغِ نامسلمانی
میان گودی گودال خسته افتادی
نمانده پیرهنی بر تنت که عریانی
ز سنگ آینه ات را شکست نامردی
چکید خون خدا از شکاف پیشانی
کشید موی تو را شمر در دل گودال
وضو گرفت برای شروع قربانی
برای غارت تو ساربان ز انگشتت
برید در طمع خاتم سلیمانی
میان طشت طلا خیزران به لبها خورد
به پیش چشم اسیران، عیان و پنهانی
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#کربلا
#جابر_عابدی
@hadithashk
پری که وا نشود در هوای تو پر نیست
هزار شکر که این سر بدون سرور نیست
فقط اگر که شوم عاشق تو میارزد
به غیر حضرت عالی چرا که دلبر نیست
اگر که لال شوم بهتر است عزیز دلم
دهان اگر که به نام شما معطر نیست
خجالتم نده آقا که خوب میدانم
کسی که دغدغه ات را نداشت نوکر نیست
تمام خواهش من گفتن همین جمله ست
بگو ز دست من آقا دلت مکدر نیست
به گَرد پای تو در گریه بر حسین نرسیم
ببخش اگر که شبیه تو چشم ما تر نیست
چه حیف ماه محرم تمام شد دیگر
که هیچ لحظه ای از لحظه هاش بهتر نیست
مگر که دست من از دامنت جدا نشود
که نفس،ول کن این نوکر تو آخر نیست
به غیر منتظران تو را نمیخواهم
کسی که از تو جدایم کند برادر نیست
کسی تحمل من را نداشته جز تو
که مهر تو، حتی در وجود مادر نیست
فقط تویی که مرا به حساب آوردی
سیاه در نظرت از سپید کمتر نیست
به خانه پدری بچه باز می گردد
برای ما جایی با نجف برابر نیست
رسیده ایم به شام و به اول بازار
ولی به روی سر ما هنوز معجر نیست
اگر چه سوخته ای در تنور اما باز
سری شبیه سر تو چنین منوّر نیست
حواس ها به تو جمع است در مراسم شام
کسی شبیه تو اینجا به فکر خواهر نیست
#شعر_مناجات_امام_زمان_عج
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
بین زوّار تو با قامت خم می آید
مادرت هرشب جمعه به حرم می آید
با همان چشم ورم کرده ی خود می بیند
دسته ای با کُتل و سنج و علم می آید
بی امان ناله زند ای ب فدای حرمت
بر دلم کنج شبستان تو غم می آید
تازه برگشته ام از شهر مدینه مادر
قبر خاکی حسن در نظرم می آید
زخم پهلوی مرا چاره ،ظهور مهدیست
مانده ام چشم به راهش ، پسرم می آید
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#مرتضی_عابدینی
@hadithashk
نگینِ خاتمِ عشق و وفا، زینب است
چراغِ محفلِ آلِ عبا، زینب است
اگر حسین، نگینِ جهانِ ایمان است
رکابِ نهضتِ خونِ خدا، زینب است
پس از غروبِ شهیدانِ دشتِ کربوبلا
طلوعِ صبحِ پیامِ بقا، زینب است
به نیزه، آینهٔ حق شکستنی نشد
که پاسدارِ حریمِ ولا، زینب است
به شام، خطبهٔ او لرزه بر ستم افکند
بلندگویِ شکوهِ دعا، زینب است
تمامِ کربوبلا در صدای او جاریست
طنینِ آیهٔ صبر و رضا، زینب است
اگر بپرسد عالم نشانِ مکتبِ عشق
جواب، یک سخن است:عشق، زینب است
#حضرت_زینب_س
#محمد_بختیاری
@hadithashk
دمی به مرده بدم آن دم مسیحا را
که زنده گردد و بیند جمال زیبا را
به عالمی ندهم یک نخ از عبای تو را
اگر میان دو دستم نهند دنیا را
دمی که جان به تنم زنده است بی خردی است
به عشق روی تو بخشم اگر بخارا را
چنان توئی که خودت را به سائلت دادی
گدای مفلس خود را نکرده کَس دارا
به درگه تو نهادیم سر به امیدی
نگاه کن شه والا دمی گداها را
#شعر_مناجات_امام_زمان_عج
#جعفر_ابوالفتحی
@hadithashk
ای غمت آبروی خون جگران
مات یک جلوه تو جلوه گران
جز تو منظور ندارد خلقت
گر بپرسیم ز صاحب نظران
ملک وقفی حسینیه توست
عرش تا فرش کران تا به کران
خاک تو ختم پریشانی ماست
کربلایت وطن در به دران
کمی از تربت اعلای تو را
میگذارند به سر تاج وران
پرچم روضه تو بین گذر
سبب مغفرت ره گذران
چشم ما تا که به تمثال تو خورد
چشم بستیم به روی دگران
دور بادا ز عزادارانت
چشم شور همه ی بد گهران
پسران تا که به هیئت رفتند
شاد شد روح تمام پدران
دل ما را بشکافید اگر
قبر شش گوش حسین است درآن
هر کجا آب خنک نوشیدند
یاد کردند ز تو با خبران
میشناسیم تو را بر نیزه
ای سر سوخته، در بین سران
بود زینب نگران تو ولی
بود چشم تو به زینب نگران
#روضه
@hadithashk
بازار عشق کار جهان را کساد کرد
اشک حسین روزی ما را زیاد کرد
جانم به آنکه آبرویش خرج روضه شد
آن خرج را ذخیره ی روز معاد کرد
هر شب برای معجزه ی مهر تربتش
باید نظر به چهره ی خیر العباد کرد
من را کسی قبول نمیکرد جز حسین
گفتم حسن سریع به من اعتماد کرد
تکیه اگر کنی به کسی باختی رفیق
از اول او به دوستی ات استناد کرد
عقلم نمیرسید کجا درد و دل کنم
زهرا مرا حوالی شش گوشه یاد کرد
سید علی حماسه شده چون حسینی است
جان داد و پای پرچم روضه جهاد کرد
کهف الحصین ماست فقط خیمه ی حسین
باید دفاع محکم از این اعتقاد کرد
ای پادشاه های جهان یک سخن فقط
روز ازل حسین مرا خانه زاد کرد
در بین کوفه خواهر محمل نشین او
صدها گره از آن همه بغض و عناد کرد
ای سر شکسته بر سر من داد می کشند
لعنت به آنکه حکم تو را ارتداد کرد
#عزیزم_حسین_ع
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
@hadithashk
به دیدارم بیا امروز، دردم بی دوا مانده
ببین که بی شما جان می کَند این قلب وامانده
کسی دست مرا این روزها اصلاً نمی گیرد
تویی آنکه فقط در انتظار این گدا مانده
سفارش کرده مادر، بیشتر دلواپسم باشی
به هیأت دیر می آیم، تو می پرسی کجا مانده
محرم رفت و من از روضه ها چیزی نفهمیدم
همه دیدند لیلا را بجز مجنونِ جامانده!
بیابانْ گرد این عالم! خیابانْ گردمان کردی
الهی بشکند دستی که از پرچم جدا مانده
هزاران سال دیگر هم به این غمخانه محتاجم
همه رفتند از دنیا، ولی این روضه ها مانده
فدای ماه دارالذّکرِ سلطانِ خراسان که
اگر اسمی از او مانده، فقط با یارضا مانده
بجان عمه ات زینب، بهم می ریزم از دوری
برات اربعینم از نجف تا کربلا مانده
همین الان که ما داریم راحت اشک می ریزیم
عقیله پشت آن دروازه، ساعت ها چرا مانده
عزیزان! دختر زهرا اذیت شد، معطل شد
بلای کوفه را دیده، ولی شام بلا مانده
#شعر_مناجات_امام_زمان_عج
#اربعین
#رضا_دین_پرور
@hadithashk
عاشقى که نیست حیران تو ، حیران می شود
خواه یا ناخواه ، خواهان بیابان می شود
هر که بین ره پشیمان شد ز عاشق بودنش
از پشیمان بودنش حتماً پشیمان می شود
در بیابان طلب خار که بودن مطرح است
خار ، خار گل نشد ، خار مغیلان می شود
وصل یا هجران تماماً بستگى دارد به تو
تو بخواهى هجر ، وصل و وصل ، هجران می شود
گیسوى آشفته ات حال مرا آشفته کرد
با پریشان هر که می گردد پریشان می شود
گر تو باشى و نباشد هیچ کس در محضرت
کوچه هاى مصر هم مانند کنعان می شود
نامه ام را دیدم و پشت شما مخفى شدم
طفل هر وقت اشتباهى کرد پنهان می شود
من سگ آلوده ام اما پناهنده شدم
کهف اگر کهف تو باشد سگ هم انسان می شود
من که گریان نیستم ، یعنى که عاشق نیستم
ورنه عاشق مثل طفلان زود گریان می شود
رزق تو از هر طرف باشد معانی اش یکى ست
نان اگر از هر طرف خوانده شود نان می شود
با کریمان گشتن و آدم شدن دشوار نیست
چه کسى گفته نخواهد شد ، به قرآن می شود
خاک پاى گل شدن از بهترین حاجات ماست
خاک عاشق بعد مردن خاک گلدان می شود
کیسه بر شانه بینداز و به هر جا سر بزن
آب و نانى جمع کن ، دارد زمستان می شود
در حقیقت ذکر یا معشوق و یا عاشق یکی ست
گاه آن این می شود ، گه گاه این آن می شود
من نمی دانم چرا هر وقت که تب می کنم
مادرم پا می شود رو به خراسان می شود
خادمانت هم اباالفیضند و حاجت می دهند
با كریمان هر که بنشست از كریمان می شود
درد بسیار است اما به طبیبان سر نزن
دردها با یا ابوالفضل است درمان می شود
بردن این مشک که کار من بى دست نیست
کور شد وقتى گره ، محتاج دندان می شود
#مناجات_با_امام_زمان_عج
#علی_اکبر_لطیفیان
@hadithashk
تا عاشقانِ اربعین را حق صدا کرد
هر نوکری فی الفور، عزمِ نینوا کرد
دعوت شده این سیلِ جمعیت چرا که
هر زائری را حضرت زهرا سوا کرد
با قرض هم حتی شده باید بیائیم
یک لحظه ای اصلا نباید پا به پا کرد
صد مرحبا بر نو عروسی که ز شوقش
خرجِ زیارت چند النگوی طلا کرد
در این سفر هر طور هست و نیست باید
یک نوبه قصدِ کاظمین و سامرا کرد
سرتاسرِ مَشّایه تحت قبه ی اوست
پس تا اجابت هست می باید دعا کرد
هر موکبی بینِ نجف تا کربلا را
با دستهایش فاطمه شخصا بنا کرد
آبِ خنک را هم رباب آماده کرده
این سفره ها را مادرِ سقا به پا کرد
آه از دمی که حضرتِ سجاد اینجا
اهلِ تو را با هر مزاری آشنا کرد
آه از دمی که روضه ها می گفت زینب
از آنچه با جسمِ شما آن بی حیا کرد
می گفت زینب، قاتل آمد قبلِ هر کار
با ضربه ی پا پیکرت را جابجا کرد
گفتم رهایش کن ولی من را کتک زد
هر چه قسم دادم نشد، سر را جدا کرد
#اربعین
#محمد_صوفی
@hadithashk
مصداق تمام حسبنا اللهیهاست
رزمایش اربعین به آگاهیهاست
هیهات ز بیعت همانند یزید
بر شانهی ما پرچم خونخواهی هاست
#ابراهیم_لایق
#لبیک_یا_حسین
#مثلی_لا_یبایع_مثله
@hadithashk