عاشقى که نیست حیران تو ، حیران می شود
خواه یا ناخواه ، خواهان بیابان می شود
هر که بین ره پشیمان شد ز عاشق بودنش
از پشیمان بودنش حتماً پشیمان می شود
در بیابان طلب خار که بودن مطرح است
خار ، خار گل نشد ، خار مغیلان می شود
وصل یا هجران تماماً بستگى دارد به تو
تو بخواهى هجر ، وصل و وصل ، هجران می شود
گیسوى آشفته ات حال مرا آشفته کرد
با پریشان هر که می گردد پریشان می شود
گر تو باشى و نباشد هیچ کس در محضرت
کوچه هاى مصر هم مانند کنعان می شود
نامه ام را دیدم و پشت شما مخفى شدم
طفل هر وقت اشتباهى کرد پنهان می شود
من سگ آلوده ام اما پناهنده شدم
کهف اگر کهف تو باشد سگ هم انسان می شود
من که گریان نیستم ، یعنى که عاشق نیستم
ورنه عاشق مثل طفلان زود گریان می شود
رزق تو از هر طرف باشد معانی اش یکى ست
نان اگر از هر طرف خوانده شود نان می شود
با کریمان گشتن و آدم شدن دشوار نیست
چه کسى گفته نخواهد شد ، به قرآن می شود
خاک پاى گل شدن از بهترین حاجات ماست
خاک عاشق بعد مردن خاک گلدان می شود
کیسه بر شانه بینداز و به هر جا سر بزن
آب و نانى جمع کن ، دارد زمستان می شود
در حقیقت ذکر یا معشوق و یا عاشق یکی ست
گاه آن این می شود ، گه گاه این آن می شود
من نمی دانم چرا هر وقت که تب می کنم
مادرم پا می شود رو به خراسان می شود
خادمانت هم اباالفیضند و حاجت می دهند
با كریمان هر که بنشست از كریمان می شود
درد بسیار است اما به طبیبان سر نزن
دردها با یا ابوالفضل است درمان می شود
بردن این مشک که کار من بى دست نیست
کور شد وقتى گره ، محتاج دندان می شود
#مناجات_با_امام_زمان_عج
#علی_اکبر_لطیفیان
@hadithashk
تا عاشقانِ اربعین را حق صدا کرد
هر نوکری فی الفور، عزمِ نینوا کرد
دعوت شده این سیلِ جمعیت چرا که
هر زائری را حضرت زهرا سوا کرد
با قرض هم حتی شده باید بیائیم
یک لحظه ای اصلا نباید پا به پا کرد
صد مرحبا بر نو عروسی که ز شوقش
خرجِ زیارت چند النگوی طلا کرد
در این سفر هر طور هست و نیست باید
یک نوبه قصدِ کاظمین و سامرا کرد
سرتاسرِ مَشّایه تحت قبه ی اوست
پس تا اجابت هست می باید دعا کرد
هر موکبی بینِ نجف تا کربلا را
با دستهایش فاطمه شخصا بنا کرد
آبِ خنک را هم رباب آماده کرده
این سفره ها را مادرِ سقا به پا کرد
آه از دمی که حضرتِ سجاد اینجا
اهلِ تو را با هر مزاری آشنا کرد
آه از دمی که روضه ها می گفت زینب
از آنچه با جسمِ شما آن بی حیا کرد
می گفت زینب، قاتل آمد قبلِ هر کار
با ضربه ی پا پیکرت را جابجا کرد
گفتم رهایش کن ولی من را کتک زد
هر چه قسم دادم نشد، سر را جدا کرد
#اربعین
#محمد_صوفی
@hadithashk
مصداق تمام حسبنا اللهیهاست
رزمایش اربعین به آگاهیهاست
هیهات ز بیعت همانند یزید
بر شانهی ما پرچم خونخواهی هاست
#ابراهیم_لایق
#لبیک_یا_حسین
#مثلی_لا_یبایع_مثله
@hadithashk
آتش هجرت بسوزاند همه جانم حسین
مثل عشاق جدا افتاده گریانم حسین
یا که می گریم برایت یا تباکی میکنم
از حرم جا مانده ام ، خیلی پریشانم حسین
بی قرار دیدنِ آن مضجع نورانی ام
تشنه ی یک نافله در زیر ایوانم حسین
لا تؤاخذْنی ، که از دوری تو دق میکنم
با حرم نه ، جور دیگر تو بسوزانم حسین
از قدیمی ها شنیدم ، قبه ات دارالشفاست
من مریض عشقم و محتاج درمانم حسین
در مفاتیح الجنانش، شیخ ما ذکری نگفت...
چاره ی دلتنگی خود را نمی دانم حسین
هر شب جمعه زیارت ، حسرت این نوکر است
ساکن کرب و بلایی و من ایرانم حسین
بهر تسکین دلم از داغِ دوریِ شما
روضه ی ویرانه را با آه میخوانم حسین
#اربعین
#جامونده
#مرتضی_عابدینی
@hadithashk
آشوب مانده در دلم را چاره ای نیست
جامانده ام ، چشم ترم را چاره ای نیست
تسکین به هر دردی شود پیدا ، ولیکن
داغ جدایی از حرم را چاره ای نیست
دور از تو در کنج قفس گیرم عزیزم
گویا که این دردسرم را چاره ای نیست
اشکم ، امانم را بریده یابن الزهرا
این حجمِ دلتنگی و غم را چاره ای نیست
دل را به تو بخشیدم و قابل ندارد
از من بخر این بار کم را ، چاره ای نیست
مردم مرا با نام نوکر می شناسند
بر من عنایت کن کرم را، چاره ای نیست
میسوزم از دردِ فراقت روز و شب ها
آه قنوت مادرم را چاره ای نیست
اقا نگاهی کن ، به آن لحظه که گفتی:
دشمن زده صاحب علم را چاره ای نیست
#اربعین
#جاموندها
#مرتضی_عابدینی
@hadithashk
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آتش عشق تو افروخته در این جگر است
که به جان از غم هجر تو کماکان اثر است
گفتم از سوی تو آرامش جان خواهم یافت
عشقت از سوره ی زلزال بلا خیز تر است!!!؟؟
حرم دلشکنت پاخورش از بس خوب است
که نظر بر در آن هم شکر اندر شکر است
اکتفا هم ننمایم به دو دریا آنجا
کم اگر اشک بریزم ضرر اندر ضرر است
چشم ، بینا بشود بین حرم خواهد دید
زیر آن قبهات از غیب هزاران خبر است
نالهی فاطمه (س) آید که "بُنَیَّ قَتَلوکَ"
قسمت پردگیان هم غم و خون جگر است
هر که پایش به عزاخانهی پاک تو رسد
غرق دریای عنایات تو تا فرق سر است
تو بسوزان پر پروانهی خود را به نظر
تو اگر دل بستانی چه نیازی به پر است
شمع و پروانه به وحدت برسند آبادند
خوش بحالم که ز پا تا به سرم در شرر است
هنر آن نیست که از آنچه که دارم گذرم
اگر از آنچه تو دادی گذرم این هنر است
جعفر ای غمزده برخیز ، اذان میگویند...
دست بر سینه ببر وقت سلام سحر است
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#جعفر_ابوالفتحی
@hadithashk
رفتی و سهمم بعد از این جز غم نخواهد شد
بعد از تو خنده با لبم محرم نخواهد شد
تا جان به تن دارم دو زمزم در غمت دارم
دریا حریف سیل این زمزم نخواهد شد
با زخمهای پیکرم بعد از تو میسازم
بعد از تو چیزی بر غمم مرحم نخواهد شد
هر چند لبریز غم و دردم حسین جانم
این غم حریف قوت قلبم نخواهد شد
قرآن بخوان راحت که راهت زنده میماند
با زینبت تاری ز پرچم کم نخواهد شد
قرآن بخوان از روی نیزه ای دلارامم
جز با نوای تو دلم محکم نخواهد شد
سرو سرافرازم به راهت راست خواهم بود
با این نسیم خشک زینب خم نخواهد شد
سنگ و سنان و نیزه و شمشیر و آتش هم
سدِّ و حجاب روشن راهم نخواهد شد
ای سر تنت با بوریا رفته است بین خاک
هر چند جسمت جمع در آن هم نخواهد شد
#حضرت_زینب_س
#داریوش_جعفری
@hadithashk
موکب به موکب
موکب به موکب میروم در راه مشّایه
در بین عشّاق سپاه شاه مشّایه
درگاه جنّت شد مسیر کربلا، پس من
پا میگذارم در درِ درگاه مشّایه
چای عراقی”،مایْ بارد”، لطف بیحدِّ این خادمان فی سبیل الله مشّایه با تشنگی بوسیدهام دستانِ پر مهرِ آن کودک سقّای قدکوتاه مشّایه شاید شنیدی صوت پراحساسِ مهدی را این شد نوای روضهها و آه مشّایه ما همصدا، همگام شد هر گاممان اینجا نذر ظهور دلبر دلخواه مشّایه از صاحب مشّایه پرسیدم که کِی باشد؟ پایان دوران خسوف ماه مشّایه عرشیا رزاق #حدیث_اشک #شعر_اربعین #شعر_اربعین_حسینی #شعر_مرثیه #طریق_الحسین لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹