eitaa logo
حدیث اشک
15.6هزار دنبال‌کننده
166 عکس
255 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @hadithashk2 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
ای مصحف صد پاره ای مصحف صد پاره ای عشق و امیدم بعد از چهل روز آمدم اینجا رسیدم برخیز از جا تا در آغوشم بگیری من بی تو حتی دیگر از جانم بریدم در این سفر خونین جگر کردند ما را جز هتک حرمت ها دگرچیزی ندیدم هرگز نمی بخشم جسارت هایشان را زخمیِ تازیانه از قومی پلیدم هم پای طفلان تو در راه اسارت گاهی زمین افتادم و گاهی دویدم هرجا که با یاد غمت اشکم روان شد زخم زبان و ناسزاها را شنیدم من که بزرگ قوم بودم روزگاری حالا دگر طعم حقارت را چشیدم یادم نرفته لحظه افتادنت را هرلحظه با یاد غمت آهی کشیدم تو شرط ضمن عقد من بودی و حالا بنگر چگونه از فراغت قد خمیدم داغ رقیه تا ابد در سینه ام ماند پژمرده شد از هجر تو یاس سپیدم  علی بهرامی نیا (خزان)   لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
غم حسین‌جان سلام ای‌سواره‌ها سلام ای‌پیاده‌ها سلام ای‌عمودها، موکب بین جاده‌ها سلام ای ارادت دهاتیان و ساده‌ها سلام‌ بی‌امان ما، به آستان اربعین درود بی‌کران ما به زائران اربعین خاک اگر به دیده و خار اگر به پا رود خوش‌است حال زائری که سوی کربلا رود چنان شهید هر قدم به دیدن خدا رود بوی بهشت می‌وزد ز کربلای تو حسین می‌شنوند زائران فقط صدای تو حسین توشه راه زائران چیست؟! غم حسین‌جان نیست به دوش‌های‌شان جز علم حسین‌جان زمزمه‌ی لبانشان فقط دم حسین‌جان به هر کجا که زائران قصد مقام می‌کنند ملائکه به خاک آن سرا سلام می‌کنند در این مسیر زائران به اذن مادر حسین قدم زدند هر قدم بیاد خواهر حسین سینه زدند یک‌به‌یک بیاد پیکر حسین قبیله‌ای که توشه‌اش پر از شکسته بالی است به کربلا روان ولی جای رقیه خالی است بعد هزار سال هم جوش‌و‌خروش می‌رسد صدای زنگ اشتران باز بگوش می‌رسد قبیله‌ات -حسین‌جان- سیاه‌پوش می‌رسد عزا، عزاست باز هم هیئت و دسته آمده بلند‌شو حسین‌من، زینب خسته آمده سفر بسر رسیده و وقت خطر گذشته‌است خواهر سنگ‌خورده‌ات ز شکوه در گذشته‌است بزم شراب‌دیده را آب ز سر گذشته‌است من از تمام پنج‌تن ببین پر از نشانه‌ام بیاد زخم‌های تو کبودِ تازیانه‌ام پاره‌جگر شدی تو از داغ علی‌اکبرت خون به‌جگر شدیم با داغ علی‌اصغرت پشت حرم شکست با رفتن آب‌آورت کنار نهر علقمه عجب غمی درست شد شکست قامت تو و عمود خیمه سست شد عزم وصال کردی و من به وداع آمدم بوسه به حنجرت زدم کاش ولی نمی‌زدم نشست روی سینه‌ات شمر لعین و دم‌به‌دم کشاند روی حنجرت خنجر و ناامید شد گفت ببرّم از قفا سر تو را... برید و...شد نیزه‌نشین شدی و ما اسیر دست قافله روح تو رفت عرش و ما کنار شمر و حرمله شهر‌به‌شهر دورمان خصم تو کرد هلهله کجا نرفت دخترت، چه‌ها ندید خواهرت چوب زدند بر لبت، سنگ زدند بر سرت    امیر عظیمی   لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دل بیچاره ام خودت بگو دل بیچاره ام ، چه کار کند به جز خودت ، به کدامین طرف فرار کند اگه بنا به رهاییِ صید بود ، اصلا... روا نبود نگاهت ، مرا شکار کند به غیر ، فاش کنم ، سرّ سینه را؟ هیهات... بمیرد این دل اگر ، غصه آشکار کند نفس به سینه فرو برده ام ، ز رنج فراق دهانِ بسته ، گلایه ز فقدِ یار کند مخواه دل به کسی ، غیرِ تو دهم جانا روا مدار دلم ، جز تو اختیار کند دل سیاه مرا ، از وطن مکن تبعید مخواه چاکرت ، عادت به این دیار کند تو را قسم به دو دستِ عزیزِ اُمّ بنین بگو دوباره وصالت ، مرا دچار کند پوریا باقری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
اَلأمرُ أمرُکُم وقتی تو آگهی که چگونه عطا کنی حتما صلاح بوده که ما را جدا کنی از راه دور محضرتان می دهم سلام از راه دور گوشه نگاهی به ما کنی گفتی حرم ، قلوب محبین ما بوَد تو خواستی که قلب مرا کربلا کنی اَلأمرُ أمرُکُم ، تو امامی و من غلام شاید نخواستی که مراهم صدا کنی گردن کشی که کار فقیر و غلام نیست دست شماست هرچه که با این گدا کنی ما نوکریم ، نوکر اولاد مادرت باور نمیکنم که تو ما را رها کنی ما گریه میکنیم ز دوریِ کربلا تا که دوباره حاجت مان را روا کنی با دست های کوچک دردانه دخترت یک روز درد دوری ما را دوا کنی پوریا باقری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
چشم مرا لایق به دیدار خودت کن اصلاً مرا مولا گرفتار خودت کن حُر می شود هر روسیاهی با نگاهت با گوشه ی چشمی مرا یار خودت کن حتی کلافی هم ندارم در بساطم اشکی بده من را خریدار خودت کن تب کردنم بهر کسی ارزش ندارد خیلی مرا بیمارِ بیمار خودت کن این خسته ی آواره را ، لطفی نما و از مشتریان صف دار خودت کن @hadithashk
نماز جمعه یعنی وحدت هر هفته‌ی ایران نماز جمعه یعنی که شکست واضح شیطان نماز جمعه‌ یعنی پایه های ظلم را بشکستن نماز جمعه یعنی دست و پای فتنه را بستن نماز جمعه یعنی دین و اسلام عاقبت پیروز نماز جمعه یعنی خطبه ی بیداریه هروز نماز جمعه یعنی کفر و استکبار نابود است به ذلت عاقبت بینی نشان نجم داوود است نماز جمعه یعنی هر شعار ما مسلمانان چنان تیری فرود آید میان سینه ی شیطان نماز جمعه یعنی پرچم خونخواهی از دشمن نماز جمعه یعنی مرگ بر جلاد اهریمن نهدیک لحظه نه آنی در صف شیطان نمیمانیم میان خطبه ها هیهات من الذله میخوانیم دوباره در کمین وحدت ما قوم مرصاد است ولی آنچه درو از این زمین‌ها می‌کند باد است بقول رهبر ما میگند دشمن طرق بازی که دارد خاک ایران صد هزار صیاد شیرازی همیشه رد پای این منافق ها در ايران هست همیشه چندتا کفتار در این اردوی شیران هست نماز جمعه یعنی پیرو اولاد حیدر باش نماز جمعه یعنی گوش بر فرمان رهبر باش نماز جمعه یعنی درس تاریخی عاشورا مبادا کربلا ماند امام شیعیان تنها نماز جمعه با الله اکبر هاش معروف است به مشتان گره خورده به مرگ بر هاش معروف است نماز جمعه یعنی جمعه در جمعه حضور ما نماز جمعه یعنی تا قیامت مرگ بر آمریکا نماز جمعه یعنی خیبر و خرمشر و سجیل به این مشت گره کرده بگویی مرگ بر اسراییل نماز جمعه یعنی حکم واجب ذیل آیات است به روی دوش هر مومن لوای یا لثارات است نماز جمعه یعنی حکم قرآن لازم الاجراست بدانید اولویت انتقام حضرت آقاست نماز جمعه یعنی شیعه بشناسد امامش را ز پا هر گز نشیند تا بگیرد انتقام را نماز جمعه یعنی پایگاه وحدت و ایمان نماز جمعه یعنی جایگاه عترت و قرآن نماز جمعه یعنی مشت پولادین ما بالا نماز جمعه یعنی مرگ و لعنت بر منافقها نماز جمعه یعنی تا همیشه با ولی بودن به وقت کربلا پشت حسین ابن علی بودن نماز جمعه یعنی با بصیرت راه پیمودن نفس تا هست پای انقلاب و رهبری بودن نماز جمعه هر جمعه نماد شور ایران است نماز جمعه حج ما فقیران و ضعیفان است نماز جمعه یعنی بر امور مسلمین بودن پی کار و پي احقاق حق مؤمنین بودن نماز جمعه بوده پایگاه امت عاشق قرار امتی آزاده و دلداده و لایق نماز جمعه یعنی تا قیامت حیدری هستیم به سینه تا نفس‌داریم فدای رهبری هستیم نماز جمعه یعنی مکتب سرخ خمینی ها خروش جانفداها و عروج این حسینی ها نماز جمعه یعنی خانه ی دل را صفا دادن میان سجده در خلوت دل خود بر خدا دادن نماز جمعه یعنی خطبه‌های رهبری آگاه چه جایش بین ما خالیست آه از این غصه ی جانکاه مصلی در عزای آن شهید محترم باشد نماز جمعه دلتنگ صدای رهبرم باشد فدای صورت ماهت که چون خورشید بود آقا چقدر جای تو خالی در نماز عید بود آقا تو رفتی مانده مارا چشم های خیس و بارانی نماز جمعه ها را کربلا پیش شهیدانی سلام ما به روح پاک تو ای رهبر مظلوم به جسم خاکی و صد چاک تو ای رهبر مظلوم اگر که اربا اربا بودی و بر شانه ها رفتی پس از یک عمر دلتنگی محرم کربلا رفتی اگر چه کشته دستور اشقیا الاشقیا بودی ولی کی با سر زخمی به روی نیزه ها بودی @hadithashk
ایهاالنفس مطمئنه سلام تو امامی و من همیشه غلام در میان مجالس ذکرت می رسد بوی کربلا به مشام سوره فجر قطعه قطعه شده شرح این سوره با تو معلوم است صاحب نفس مطمئنه تویی این حدیث از امام معصوم است وقت روضه رسید و میخوانم: شده ایی غرق خون و خاکستر فدخلی بین گودی گودال... ارجعی ربک ولی بی سر ایها النفس مطمئنه چطور؟ از فرس واژگون شدی بر خاک تو چه دیدی میان ان گودال که ندا داده ایی رضا به رضاک ایهاالنفس مطمئنه زدند ضربه بی هوا به پهلویت مثل مادر شدی عزیز دلم از همین رو شکسته ابرویت ایها النفس مطمئنه تو را با سر نیزه زیرو رو کردند پیش چشمان خواهرت زینب نیزه را در تنت فرو کردند ایها النفس مطمئنه بگو که چگونه میان ان گودال دست و پا میزدی و میگفتی نبر از پای دخترم خلخال ایها النفس مطمئنه لبت شده مثل دو چوب خشکیده این خودش هم حکایتی دارد چوب خشکی که چوب تر دیده تو به هم میکشیدی ای مظلوم استخوان دو ساق پایت را شرح حالات تو نفس گیر است ناحیه گفته ماجرایت را: ایهاالنفس مطمئنه تنت از چپ و راست باز و بسته شده بسکه قتلت به طول انجامید... ...قاتل از کشتن تو خسته شده @hadithashk
این چهل روز که درهم شده احوال، حسین بر من غم زده بگذشته چهل سال، حسین زیر بار غم هجران تو ای سرو سهی الف قامتم از غم شده چون دال، حسین سیلی اهل ستم، خار مغیلان مسیر پیر کرده است مرا گریه ی اطفال، حسین بر من و ساجد تبدار بسی گشت گران کار ما را که سپردند به جُهّال، حسین بی‌حیاییِّ خود از حد گذراندند بسی من چه گویم به تو از پستی عُمّال، حسین بعد از انگشتر و پیراهن تو، کار رسید به چپاولگری معجر و خلخال، حسین خوب دانی که به ما در دل ویرانه ی شام سپری گشت دقایق به چه منوال، حسین روزها گرم و شبش سرد و گل نیلی تو بارها رفت در آن غمکده از حال، حسین پیش دروازه ی ساعات در آن شهر ستم بس شکستند ز ما حرمت و اجلال، حسین این همه غصه و غم دیدم و اما نرود هرگز از خاطر من صحنه ی گودال، حسین شمر تا آمد و بر سینه ی مجروح نشست رفت بر بادِ فنا جمله ی آمال، حسین عاقبت دور فلک از تو جدا کرد مرا سوخت از شعله ی اندوه پر و بال، حسین (سالک زنجانی) @hadithashk
شکسته باد دهانی که از تو دم نزند بریده باد زبانی که حرف غم نزند شب زیارتی‌ات زار می‌شود حالم اگر دوباره هوای تو بر سرم نزند کسی که نذر تورا با خلوص هم بزند بساط زندگی‌اش را غمی به هم نزند تمام حاجتم این بود در شب احیاء خدا بدون تو سال مرا رقم نزند عجیب نیست اگر مرده جان تازه گرفت بیار قلب کسی را که در حرم نزند قرار ماست پیاده نجف به کرببلا اگر که وعده‌ی ما را اجل بهم نزند @hadithashk
ای سایه آسمان مرا سایه بده از نقش خودت به جانم آرایه بده تا نور شوم لحظه به لحظه در راه ای حضرت عشق اذن مشایه بده @hadithashk
منصب ما رو گدایی بنویس دلِ خسته رو هوایی بنویس ما نیومدیم ولی تو‌ رو خدا اسم ما رو کربلایی بنویس @hadithashk
ای شاه شهید یا اباعبدالله ای نور امید یا اباعبدالله فرمایش تو نص کلام الله است قرآن مجید یا اباعبدالله من پارچه سیاه دیوار غمم من را بخرید یا اباعبدالله تو حرّ رجیم را نجاتش دادی ای صبح سپید یا اباعبدالله خیرات جهان پشت در خانه توست دست تو کلید یا اباعبدالله از داخل چاه یوسف از بهر نجات فریاد کشید یا اباعبدالله از خون شهیدان وطن در همه حال نام تو دمید یا اباعبدالله لعنت به جماعتی که چون گله گرگ جسم تو درید یا اباعبدالله تنها وسط سپاه گیر افتادی مظلوم وحید یا اباعبدالله افتاد به چنگ شمر و شد رنگ خضاب آن زلف سفید یا اباعبدالله افتاد به دست خیزران دندانت در کاخ یزید یا اباعبدالله @hadithashk