eitaa logo
حدیث اشک
15.7هزار دنبال‌کننده
166 عکس
256 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
علّت خلق دو دنیا را علی باید نوشت نغمه ی درب جنان را یاعلی باید نوشت وقت رزمش پهلوان و با یتیمان مهربان وقت وصفش لا فتی الّا علی باید نوشت در مقام قاب قوسین ، صد نشان از روی اوست پس عروج مصطفی را تا علی باید نوشت خالق ما جز علی ، هم کفو زهرایش نداشت در کنار شهرتِ زهرا ، علی باید نوشت وقت گفتن از شفیع روز حشر شیعیان از ولی الله ، مولانا علی باید نوشت از "مع الحقِ" پیمبر اینچنین دریافتم: جلوه ی حق را همیشه با علی باید نوشت تحت نقش دلبرِ "هذا مُحب الفاطمه" بر جبین جمع سائل ها ، علی باید نوشت صدر منبرها فقط مدح و ثنایش جایز است در دل محراب ها ، خوانا علی باید نوشت در کتاب درسی ما عاشقانِ فاطمه جای هرچه واژه ی بابا ، علی باید نوشت @hadithashk
یا محمد(ص) هر دم از دامن ره، نوسفری می‌آمد ولی این بار دگرگون خبری می‌آمد یعنی آن قافله سالارِ سرآمد آمد و چنین گفت خداوند: محمد آمد... آن‌که از خندۀ او باغ جنان می‌روید «عالم پیر دگر باره جوان» می‌روید در تو دیدیم صفاخانۀ آگاهی را آشکارایی اسرار هواللهی را تو «اَلَم نَشرَح» یاری که تماشا داری «آنچه خوبان همه دارند تو یک‌جا داری» عشق در چشم تو این آینه را تک می‌دید و در این پرده «رَفَعنا لَکَ ذِکرَک» می‌دید عشق را در صدد نفی مَنات آوردی مردگان را به سرآغاز حیات آوردی و چنان ولوله در کوی حجاز افکندی که جهان را به نگاهی به نماز افکندی جهل و جادوی قبائل به فراموشی رفت آتش مشعلۀ مرگ به خاموشی رفت و زمین گفت: محمد! تو حیاتم دادی «دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادی» کیستی؟ ای همه سرها به فدای قدمت! کیستی؟ ای سر من نذر حریم حرمت! صبر در پیچ و خم حادثه، ایوب تو بود یوسف از روز ازل در پی یعقوب تو بود بارها در اُحد واقعه مجروح شدی تو که بر کشتی دریای خدا نوح شدی... خضر هم گوش به زیبایی پیغام تو کرد «طی این مرحله با همرهی» نام تو کرد   حامد حسین‌خانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا رسول الله(ص) محمد است، همان حضرت گزیده ترین غلام گوشه نشینش جناب روح الامین سوار سوره‌ی اسرا، مهار دار براق زمام‌دار رسالت، شبان چله نشین عیارسنج سخن در اصالت صلوات امین امر خدا در اجابت آمین همین که دست علی را گرفت روز غدیر دهان سبحه گشودند آسمان و زمین که بوده خطبه‌ی خلقت به منبر ازلی که مرتضاست محمد، که مصطفاست علی خدا که خاک بشر را به نور و مهر سرشت درون سینه ی او بذر عشق احمد کِشت چگونه دل نسپارند حکم عشقش را؟ مسیحیان کلیسا، یهودیان کنشت به غمزه مسئله آموز صد مدرّس شد نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت اگر سواد الفبای عاشقی داری بخوان به خط معلّی به سرسرای بهشت که بوده خطبه‌ی خلقت به منبر ازلی که مرتضاست محمد، که مصطفاست علی بلندمرتبه شاه است و ما غلام سیاه سوار کشتی عرش است و ما غریق گناه چه سر در آورد از ذات بی کرانش عقل؟ که غیر حضرت حق نیست کس از آن آگاه عجیب نیست که یکباره سینه چاک کند به یک اشاره ی انگشت مهربانش ماه به بام کعبه اذان بلال می گوید: قسم به اشهد انّ علی ولیّ الله که بوده خطبه ی خلقت به منبر ازلی که مرتضاست محمد، که مصطفاست علی امین و خاتم و طه و حامد و منصور حبیب و داعی و حق المبین و شافع و نور نسیم‌ امن نوازش به درد و رنج جهان امید زندگی دختران زنده به گور کلیددار حریم خدای عزوجل تمام عالم هستی به خدمتش مامور به چارچوب زمین و زمان نمی گنجد فراتر است شکوهش از این حدود و ثغور که بوده خطبه ی خلقت به منبر ازلی که مرتضاست محمد، که مصطفاست علی..    سیده تکتم حسینی   لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا رحمت للعالمین بی جنب و جوش، خالی و خاموش، جان نبود در هستی از علائم هستی نشان نبود مفهومی از گذشته و آینده ای نداشت جز حی لایموت دگر زنده ای نداشت گنج نهان چگونه خودش را عیان کند؟ اسرار سینه با چه زبانی بیان کند؟ دلتنگ خویش بود خدا در سرای خویش می خواست همدمی بگزیند برای خویش اینگونه شد که یک نفس از روح خود دمید و از نور لایزال خودش نوری آفرید لبریز کرد عاطفه را در سلاله اش خلقی عظیم ریخت درون پیاله اش آنگونه خلق شد که نیاید مثال او روشن شد آسمان و زمین از جمال او همتا نداشت مثل خدا بی بدیل بود این نور خلق عالمیان را دلیل بود لبخند زد مراتب نعمت شروع شد زنجیره وار قصه خلقت شروع شد حور و ملک، اجنه و روح آفریده شد دریا و دشت، جنگل و کوه آفریده شد انسان حیات یافت و پا بر زمین گذاشت از خاک آن گرفت هرآنچه نیاز داشت انسان قرار بود که خوش زندگی کند تنها به پیشگاه خدا بندگی کند اما امان از آتش جهل و کشاکشش واحیرتا از آدم و آن نفس سرکشش هرگز دل از غرور و حسد شستشو نکرد ظلمی به خویش کرد که شیطان به او نکرد آنروز که بشر به ته خط رسیده بود از خاک زیر پاش خدا آفریده بود خالق، خودش به حکم تدبر زبان گشود نوری که آفریده خود بود را ستود ای فخر آسمان و زمین بی رقیب من ای جلوه قداست من ای حبیب من ناگفته حرف ها که تو داری شنیدنی ست وصف من از زبان تو آری شنیدنی ست ‌ در گوش این جهان خبر از آن جهان بده در آسمان به اهل زمین آشیان بده از رنج گور دخترکان را خلاص کن شان و مقام را به زنان ارمغان بده آری، به خاک بینی ابلیس را بمال آنروی سکه را به خلایق نشان بده انسان خودش که فکر خودش نیست، غافل است روح به خواب رفته او را تکان بده سمتش برو اگرچه نیاید به سمت تو آغوش مهر وا کن و او را امان بده وقتش رسیده ماه منیر ات کند حلول اینک خودی نشان بده یا ایها الرسول ای نور، من چگونه بشر را رها کنم؟ باید برای تو بدنی دست و پا کنم دل را به کار داد کمی گِل درست کرد با ذوق و با سلیقه خود دل درست کرد بر استخوان و گوشت او کالبد گذاشت بی منت از جمال خودش هر چه شد گذاشت او را صدا کن آمنه نامش مبارک است ذاتش ز هرچه پستی و زشتی ست منفک است امروز کودکی که در آغوش ات آمده است حسن ختام عهد نبوت محمد است ... لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
خاتم الانبیاء (ص) آیینه ای که گل به صفایش معطر است فرزند پاک طینت مکه پیمبر است آن کودک یتیم که با لطف کردگار از جمع جن و انس و ملک نیز برتر است فرزند آمنه است که یک عمر جبرییل با افتخار تشنه ی دیدار دلبر است وصف کمال بی حد او را به هر زمان از هر زبان که می شنوم باز ابتر است با نام اوست جلوه ی مکه ،مکرمه با نور او مدینه سراسر منور است نامش محمداست امین تر از او نبود احمد همان که روحیه اش روح پرور است پیغمبری که وقت سحرگاه تاغروب چشم انتظار دیدن زهرای اطهر است  روح اله گائینی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
صحیفه ی عشق ششمین سوره‌ی صحیفه ی عشق رزق هفت آسمان به دستانت منبرت بر فراز نُه فلک است دانش بیکران به دستانت حرفهایت بشارت محض است صادق‌آباد شد دلِ متروک شرحِ ” عنوان بصری” ات آقا؛ شده فانوس راه اهل سلوک غرق حیرت تمام مسئله هاست پلک برهم زدی! همه حل شد از جهان و شگفتی اش گفتی مست توحید تو
مفضّل” شد 

آتش عشق تو گلستان و... 

جورِ این عاشقی کشیدن داشت 

حالِ 
هارون‌مکّی” ات عشق است حال مجنون تو خریدن داشت رفتنت تا عراق حکمت داشت رفته ای سرّ حق بیان بشود قسمت این بوده در زمان شما قبر جدت علی عیان بشود از همان ابتدای روز اَلست نام ما
ایلِ حیدری” شده است 

سربلندیم ما از این رو که 

مذهب شیعه جعفری شده است 

ای مراد قبیله ی باران 

تو به ما‌ شوق آسمان دادی 

راه پرواز تا خدا را با؛ 

نفسِ عاشقت نشان دادی 

تا شعائر به دست ما برسد 

روضه ی خانگی به پا کردی 

با دَمِ یا 
ذَبیح العطشانت” خانه را صحن کربلا کردی  امیر طاهری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا اهل بیت النبوه غیر جنون غیر عشق کار ندارد این دل دیوانه اختیار ندارد صحبت یار است و یک لحظه عبورش حق بده قلبم اگر قرار ندارد من نه فقط ،هر که شده عاشق آن حُسن غیر تماشاش کاروبار ندارد هرکه به دورش پرید، هستی خود داد آخرِ پروانگی مزار ندارد او همه زیبایی خداست و آمد دید خدا تابِ انتظار ندارد دست و دلم ریخت تا شنید محمد جان من این عاشقی هوار ندارد؟ روز ازل لب زدم به جام محمد شکر که دیوانه‌ام به نام محمد صادر اول تویی تعیُّن عظما جلوه‌ی اعظم تویی تجلی اعلا این خط و ابرو و روی خال نباشد جمع خدا کرده‌است جمله‌ی اسما دیدن اوج تو و شکوه تو هیهات فهم تو با جمله انبیاست نه حاشا نور نگاه تو در آن طور تجلی آتش موسی است یا که قبله‌ی عیسی ما نتوانیم حق حمد تو گفتن با همه کروبیان عالم بالا آتش نمرود شد بهشت برایش نام تو را تا خلیل برد به لبها شعله گلستان شد از سلام محمد شکر مسلمان شدم به نام محمد چشم جهان روشن از جمال محمد مکه شده مکه از جلال محمد زلف پریشان نما که خلق بمیرند خون همه عاشقان حلال محمد مست علی گشت هرکه زد دو سه تا جام از لب سرچشمه‌ی زلال محمد اینکه پرش سوخته جبرئیل امین است برده سرش را به زیر بال محمد از احد احمد رسید تا که سُرایند شمه‌ای از کوکب کمال محمد بر سر عرش است این مصرع سعدی ” عشق محمد بس است و آل محمد” بوی علی می دهد تمام محمد شکر که دیوانه‌ام به نام محمد باز تبسم نما بهانه‌ی زهرا جلوه کن ای ذکر دانه دانه‌ی زهرا جان خدیجه همه جهان علی تو جاذبه نور جاودانه‌ی زهرا هر سر صبح آمدی مقابل خورشید تاکه سلامی کنی به خانه‌ی زهرا آمده جبریل باز پشت قدومت سجده کند تا به آستانه‌ی زهرا بین دو پهلوی تو فاطمه‌ی توست هر ضربان دلت نشانه‌ی زهرا هست فقط فاطمه هر نفس تو هست فقط یا علی ترانه‌ی زهرا یاد تو آمد به یاد فاطمه هستیم شکر که ما خانه‌زاد فاطمه هستیم نور تو برد از ازل قرار علی را دید جهان در تو آبشار علی را ماه ربیع است و در هوای شکفتن با خودت آورده‌ای بهار علی را تو علی و او تو است پس تو رسیدی تا که ببیند خدا دوباره علی را آمدی و بعد خود به هر شب و هر صبح می‌کشی ای عشق ... لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
عبدی که شود مال خدا مال کسی نیست دنبال کسی باش که دنبال کسی نیست خرجی گداهای حرم پای کریم است جز دوست، کسی باخبر از حال کسی نیست در راه تقرب، دل ما سخت پسند است مشتاق رخ یار، پی خال کسی نیست هرچند که زشتیم و سیاهیم ... بلالیم این لکنت ناخواسته اشکال کسی نیست جز مهر نبی پیش خدا هیچ نداریم در سینه بجز آل نبی، آل کسی نیست او آمده تا فاطمه اش را بشناسند بی فاطمه، امیّد به اعمال کسی نیست عرشی که نبرده است خدا هیچ کسی را جز او و علی، جای پر و بال کسی نیست پرونده ی ما خط به خطش صوم و صلات است سرمایه ی ما در صف محشر صلوات است عقباست سرا پرده ی دنیای پیمبر دنیاست پُر از جلوه ی عقبای پیمبر او درس نخوانده شده استاد ملائک جبریل شده واله ی املای پیمبر لاحول و لا قوه الاّی رسولان معنا ندهد جز وی و منهای پیمبر موسای شبان مانده چنان در کف طورش که بوسه نشانده به کف پای پیمبر طوبای درِ خانه ی زهرا قد رعناش ریحانه ی بابا شده زهرای پیمبر با دست علی نامه نوشته به سلاطین پس معجزه دیدند از امضای پیمبر این عقد اخوت شده خود، ریشه ی وحدت خوابیده علی وقت بلا جای پیمبر یکسو همه کفار و نبی سوی علی بود تیغ دو سرش، تیغ دو ابروی علی بود شد لشکر عامی تو هر یک نفر از ما ای کاش بگیری خبری مختصر از ما ای رحمت مطلق! تن ما را سر بازار ... بر، دار اطاعت کن و بردار سر از ما ما را سحری مثل اویس قرنی کن ارزانی تو! ... جان گران را بخر از ما سلمانی موهای تو افتاده به سلمان پس نیست در ایران تو آشفته تر از ما قرآن دلت سوخت و قرآن خدا نه! با سوختن آن شده دفع خطر از ما از لطف تو و فاطمه و جود حسینت عمریست خریدند محرم صفر از ما حیران تو بودیم دم گنبد خضراء از سمت نجف باز گرفتی خبر از ما رفتیم و در ایوان طلا، بست نشستیم گفتیم مسلمان تو و فاطمه هستیم ای سلسله ی موی تو زنجیر حقایق ای شرح افاضات تو منظومه ی صادق رزق سحرت از سر ما نیز زیاد است رزّاق، خدا بوده ولی دست تو رازق با پینه ی پیشانی تو بر سر سجده باید برسد اینهمه مخلوق به خالق نه صاحب مالیم، نه دنبال زر و سیم قربان فقیرت که شده صاحب منطق شاگردی شاگرد تو شد کار اساتید دلباخته ی درس تو هستند خلائق یک عمر فقط حرف تو تبیین علی بود شد جنگ تو تبدیل مخالف به موافق خرمای علی شیعه ی اثنی عشری ساخت گفتی علی و گفت علی مغرب و مشرق والله همین است و همین است و همین است رزق نجف و کرببلایم ز مدینه است هرکس که شده حضرت صادق نگرانش افتاده عجب قند و نباتی به دهانش امشب به خدا وصل شو از راه توسل تصدیق کن او را و سحرگاه بخوانش پائین حسینیه نشستن هنر اوست گفت آنکه حسینی شده بالا بنشانش او دوستمان دارد و ما نیز محبیم او لطف به ما کرده و بندیم به جانش راضی شده ما را ببرد بین تنورش محتاج همینیم نه محتاج به نانش چسبیده ام امشب به ضریحش چو غباری آنهم چه ضریحی! که غبار است نشانش ای باد صبا از سوی ما هم گذری کن هرکس که دلش سوخت، به زهرا برسانش من سائل کورم که ندیدم کرمش را ای کاش بسازند به زودی حرمش را @hadithashk
اوج پروازم آستانه‌ی توست مقصد بالم آشیانه‌ی توست سبک زیبای زندگانی من به لبم باز هم ترانه‌ی توست آمدی و محبّت آوردی مهربانی فقط نشانه‌ی توست ای وَرای تصور دنیا از زمین تا خدا کرانه‌ی توست آمدی، طبع شاعرم گل کرد غزلی را که عاشقانه‌ی توست آرزوی همه پیمبرهاست شال سبزی که روی شانه‌ی توست معجزات رسیدنت گویاست که بگویی زمان زمانه‌ی توست روشنی بخش ظلمت دنیا نخل اسلام از جوانه‌ی توست با تو نام زبانزدی داریم دین ناب محمدی داریم ای رسول خدا - امین خدا رحمت الله مسلمین خدا ای نثارت درود جبرائیل ای به معراج همنشین خدا ای رسیده به گوش تو در عرش صوت زیبا و دلنشین خدا ای اصولت کرامت و خوبی ای مرامت دوام دین خدا مثل ماه شب چهارده بود دست تو بین آستین خدا لحظه‌ی خلقتت یقین دارم به تو بوده است آفرین خدا مکه از مقدمت مبارک شد با تو شد مکه سرزمین خدا معدن خیر و رحمت و برکات به قدوم مبارکت "صلوات" @hadithashk
دلم به غیر شما با کسی موافق نیست گلی به‌عطر خوش پیچک و شقایق نیست به دست آتش دوزخ همیشه در بند است به نام نامی تو هرکسی که عاشق نیست به غیر سینه‌ی پاکت که معدن علم است دگر به هیچ کجا این همه حقایق نیست به پای مکتب تو هر که آمد عالِم شد برای فهم کلاست غریبه لایق نیست نشسته‌ام بدهم گوش بر روایاتت قسم به جان تو بهتر از این دقایق نیست اگر که مذهب من جعفری و شیعه شدم مراد مکتب من جز "امام صادق" نیست @hadithashk
انگور بر ضریحت، شیرین شراب مستان شیرین‌تر از عسل بود، لعل لب تو ما را روی سر جهان است، دست خدایی تو جز تو کسی نباشد، وجه و ید خدا را افتاده‌ام به سجده، در رو به روی ایوان باید بگیرد از دم، کلّ نجف طلا را شد نعمت خداوند، نازل به سمت شهرت هستم ز روز خلقت، آواره این سرا را از لطف و رحمت تو، راهم فتاده این جا پس می‌کنم طوافت، این سعی با صفا را اذنم تو داده‌ای گر، آواره‌ی حسینم چون جز تو رهبری نیست، سلطان کربلا را جز شیر ربّ نیارد، شیر نری چو عبّاس از دست تو بیاموخت، در کودکی وفا را وصف تو را توان این کمترین نباشد با اذن ربّ نوشتم، این مدح و این ثنا را @hadithashk
اوج پرواز ملائک تا علیست ذکر خوبان عوالم یا علیست ذکر تسبیح ملک در آسمان نعره های لا فتی الا علیست دستگیر ماست امروز از وفا شافع روز جزا فردا علیست کفر گوید هر که می‌گوید خداست گر چه مرد روز وانفسا علیست برترین اعجاز پیدا مرتضاست تا ابد اعجاز  ناپیدا  علیست نوح اگر کشتی بیاندازد به آب جان پناه نوح در آنجا علیست شد به آغوش گلستان گر خلیل آن گلستان را یقین معنا علیست گر عصا در دست موسی مار شد دست اعجاز خود موسی علیست هم که دارد دست حق در آستین هم که انوار ید بیضا علیست علت ایجاد هستی مصطفاست علت پیدایش طاها علیست کوثر جان محمد فاطمه است آن که بر او گشت اعطینا علیست بر دو پیکر روح واحد داده حق هم علی زهراست هم زهرا علیست گفت قرآن از تلاقی دو بحر از قضا گفتند یک دریا علیست آن یکی زهراست این هم مهر او مهر زهرا هم خود مولا علیست آب حیدر ، خاک حیدر ، باد هم نار و نورِ طورِ در سینا علیست عالمِ  علمِ  زمین و  آسمان مالک مُلک و مَلَک تنها علیست ساکن خاک زمین با خاکیان زائر ذات هو الاعلی علیست ریشه نخل ولایت جای خود برگ و بار سدره و طوبا علیست حاکم خلوت نشین سائلان کیسه بر دوش دل شبها علیست آن که کرده نطفه های پاک را عاشق و شوریده و شیدا علیست مرتضی با حق همیشه با هم اند خوش به حال حق که دائم با علیست شد قلم قاصر که بنویسم از او برتر از هر واژه و معنا علیست ای مریدان فلان ابن سوال خاکیان پاک را بابا علیست چون قیاسش با خطاکاران خطاست فاش باید گفت بی همتا علیست از ازل بوده امیرالمومنین تا ابد بر ما سوا مولا علیست @hadithashk