روزگار ما و حکایت های نوین #گلستان ۳
✍علی اکبر ملکی
شهرِ تاریک و ستاره های پیدا
شهری بود که آسمانش همیشه از نورِ صفحه ها روشن میشد.
مردمانش چشمانشان به نمایشگرها دوخته بود و قلب هایشان با وایفای می تپید.
شبی، برقِ شهر یکسره قطع شد.
تاریکی، چون پرده ای سنگین فرود آمد.
مردی جوان، دستانش را به تاریکی لمس کرد و فریاد زد: «اینترنتُم مرد! چه کنم؟»
ناگاه کودکی شمعی روشن کرد و شعله اش، سایه ی پروانهای بر دیوار انداخت.
پیرزنی از پنجره فریاد زد: «همسایه! بیا تو، چای دارم و داستانهای قدیم.»
کم کم، خانه ها با نور شمعها و خنده ها روشن شدند. جوانی که همیشه گوشه گیر بود،
برای اولین بار گیتارش را برداشت و آوازی خواند.
آسمان هم که از نورِ مصنوعی رها شده بود، ستاره های گمشده اش را نشان داد.
سحرگاه، برق برگشت، اما بسیاری شمع ها را خاموش نکردند.
پند:
گاه تاریکی، چراغِ روابطِ از یادرفته را روشن میکند.
@khoshab1
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
اللَّهُمَّ
یَا مَلِکَ الْقُلُوبِ وَ النِّیَّاتِ، یَا مُنَوِّرَ الظُّلُمَاتِ، یَا مُجِیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّینَ!
خدایا!
در این دنیای پرآشوب و پر از غفلت، که گاه تکنولوژی و سرعت، جانها را خسته و رابطه ها را سرد کرده است، دلهای ما را به نور معرفتت روشن کن.
به ما توفیق ده تا در میان هیاهوی روزمرگی، لحظه ای با تو تنها شویم و آینه ی قلبمان را از زنگار گناه پاک کنیم.
خدایا!
در عصری که هرکس به فکر خویش است، محبت به همسایه و کمک به نیازمندان را در وجودمان زنده نگه دار.
خانواده های ما را از آفت های معنوی و فاصله های عاطفی حفظ کن، و نسل جوانمان را از گردابهای اعتیاد، ناامیدی و بی هدفی نجات ده.
پروردگارا!
در دنیایی که اطلاعات، گاه همچون سیل ویرانگر، حقیقت و دروغ را درهم می آمیزد، عقل هایمان را از دانش نافع و بصیرتِ راستین پر کن.
به ما حکمت بیاموز تا نه اسیر هیجانهای کاذب شویم و نه در دام تعصبات خشک گرفتار آییم.
خدایا!
در زمانه ای که بسیاری اسیر اضطراب ها و بیماریهای روانند، به ما آرامشی عطا کن که تنها در سایه ی ذکر توست.
دردهایمان را شفا ده، نگرانی هایمان را به اطمینان تبدیل کن، و در تنهایی ها یاریمان کن.
پروردگارا!
همانگونه که امام سجاد(ع) در دعاهایش به محرومان و مظلومان توجه میکرد، ما را نیز از غافلان نسبت به رنجِ همنوعانمان قرار مده.
دلهایمان را به رحمتت گِره بزن، تا دستهای بخشنده و چشمانی بیدار برای خدمت داشته باشیم.
#هوش_مصنوعی #دعا
@khoshab1
روزگار ما و حکایت های نوین #گلستان ۴
✍علی اکبر ملکی
#حکایت مردی و روزگارِ دیجیتال!
یکی را روزگار سخت بر سرِ مهر آمده بود. هر صبح که چشم میگشود، سیلِ اخبارِ بد و نالههای مجازی، روانِ او را آشفته میساخت. چنان غرق در دریایِ مقایسه و حسرت شده بود که شیرینیِ لحظههایِ خود را از یاد برده بود.
روزی در گذرِ کوچهای، پیرمردِ باغبانی دید که با لبخند، گلهایِ خود را آبیاری میکرد. مردِ دلشکسته پیش رفت و گفت: "ای پیر، چگونه میتوانی در این روزگارِ پر آشوب، چنین آرام باشی؟"
باغبان لبخندی زد و گفت: "فرزندم، هر روز که آفتاب طلوع میکند، دو انتخاب پیشِ رویِ ماست. میتوانیم در سایهیِ دیروزِ خود و ترسِ فردا، پژمرده شویم، یا میتوانیم رو به سویِ نورِ خورشید، شکوفا شویم. من هر روز انتخاب میکنم که شکوفا شوم. میدانم که باد و طوفان نیز هست، اما ریشههایم را قوی کردهام. به جایِ شمردنِ خارها، چشمم به زیباییِ گلهاست."
مردِ اندیشهناک پرسید: "اما چگونه میتوان در این جهانِ مجازی که همه چیز به نمایش گذاشته میشود و هر لحظه با دیگری مقایسه میشویم، ریشههایمان را قوی کنیم؟"
باغبان بیلچهاش را بر زمین گذاشت و گفت: "آنگاه که چشمانت به سبزیِ چمنِ همسایه خیره است، یادت میرود که گلدانِ خود را آبیاری کنی. به جایِ پرسه زدن در باغِ مجازیِ دیگران، باغِ وجودِ خود را آباد کن. هر روز بذری از مهربانی، دانشی، هنری در آن بکار و با صبوری، رشدش را تماشا کن. آنگاه ثمرهیِ آن، آرامشی خواهد بود که هیچ طوفانِ مجازی نمیتواند از تو بگیرد."
مردِ دلشکسته با کلامِ باغبان جان گرفت. از آن روز، کمتر به صفحهی مجازیِ دیگران نگاه کرد و بیشتر به باغِ وجودِ خود پرداخت. و آرام آرام دریافت که خوشبختی، نه در تعدادِ لایکها و کامنتها، بلکه در شکوفاییِ روح و رضایتِ خاطر است.
#هوش_مصنوعی
@khoshab1
آوردهاند که نوشین روان عادل را در شکار گاهی صید کبک کردند و نمک نبود.
غلامی را به روستا رفت، تا نمک آرد. نوشین روان گفت :نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد.
گفتند :از این قدر چه خلل آید!
گفت :بنیاد ظلم در جهان اول اندکی بوده است هر که آمده برو مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده است. "
#گلستان_سعدی
@khoshab1
مناجات با خدا ۲
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
خدایا! در این زمانه که آینه ی روحمان گاه زیر گردِ غبارِ دنیا پنهان میشود، به ما چشمانی عطا کن تا در هر شتابزدگی، حضور تو را ببینیم، و در هر تاریکی، نور هدایتت را نشانه مان کن.
پروردگارا!
در دنیایی که «تنهایی» در میان ازدحام شهرها، جانها را میخورد، مونسِ دلهای تنها باش.
به ما یادآوری کن که تو همیشه نزدیکتری، حتی زمانی که انسانی گوش شنوا ندارد.
دلهای شکسته را التیام بخش، و ترسها را به امیدی تبدیل کن که ریشه در تو دارد.
خدایا!
در عصری که زبانها به جای گفتارِ مهربان، گاه زخمزننده است، بر زبانهایمان مراقبت بنه، تا سخنمان درمان باشد، نه آتش.
به ما بیاموز که حتی در نقد و گفتگو، ادبِ محمدی(ص) و حکمتِ علوی(ع) را فراموش نکنیم.
الهی! در روزگاری که ثروت، معیارِ ارزش شده است، ما را از بندِ حرص و دنیاپرستی رها کن.
به مالدارانمان بخشندگیِ زکات،
و به نیازمندانمان قناعتی عطا فرما که عزتشان در گروی توست، نه دستِ حاجت به سوی دیگران.
پروردگارا!
نسل ما را از اسارتِ اسکرینها و غرق شدگی در مجازهای فریبنده نجات ده.
به جوانانمان هوشیاری عطا کن تا عمرشان را در پیچ و خمِ بی معنایی تباه نکنند، و در مسیر دانش و خدمت، هویتِ راستین خود را بیابند.
خدایا! زمینِ زخم خورده ات را از دستِ طمعکاران حفظ کن.
به ما مسئولیتی بده تا در برابر طبیعت، نه بیگانه که امین باشیم، و آیندگان را از موهبت هایت محروم نسازیم.
یَا مُعِیدَ الْحِكْمَةِ فِی زَمَنِ الْجَهْلِ، یَا کاشِفَ الْکُرَبِ!
دردهای بی پاسخمان را مخفیانه درمان کن، و در مشکلاتی که حلشان از دستمان خارج است، توکل را چراغ راهمان ساز.
اللَّهُمَّ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ، یَا مَنْ بِیَدِهِ مَفَاتِیحُ الْخَیْرَاتِ!
خدایا! در این دنیایی که ارزشها گاه وارونه میگردد و حق و باطل در پسِ پرده های فریب پنهان میشود، به ما قدرت تشخیصی عطا کن که در هر پیچِ زندگی، راهِ راست را از چاه های فریبنده بازشناسیم.
دلهایمان را به بندِ تقوا گره زن، تا مبادا در بازارِ پرزرقِ دنیا، ایمانمان را به بهای ناچیزی بفروشیم.
پروردگارا!
در روزگاری که جنگها و بحرانها، جانِ هزاران بیگناه را میگیرد و آتش کینه ها، دلها را میسوزاند، صلح را در سرزمین های جنگ زده حاکم کن.
کودکان یتیم را پدر و مادر باش، و دلهای خسته از ستم را به عدالتت امیدوار ساز.
الهی!
در زمانهای که سلامت جسم و جان به بازیچه ی هوس های صنعتگران تبدیل شده است، به ما آگاهی ده تا بدنهایمان را معبدِ روحِ پاک نگه داریم.
از غذای حرام دورمان کن،
و در مصرفِ حلال،
میانه روی را راهنمایمان باش.
بیماریهای ناشناخته را شفا ده، و دانشمندان را در راه کشف درمانها یاری کن.
پروردگارا!
در دنیایی که روابط انسانی به سطحِ پیامها و ایموجیها فروکاسته شده است، عمقِ محبت را به قلبهایمان بازگردان.
به ما توانی ده که در کنارِ خانواده، گرمای با هم بودن را احساس کنیم، و دوستیها را نه برای منفعت، که برای رضای تو زنده نگه داریم.
یَا مَنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ!
در تنگناهای اقتصادی که نفسها را بریده است، روزیِ حلالت را گسترده ساز.
به حکمرانانِ جهان، وجدانی بیدار عطا کن تا فقر را ریشه کن کنند، و داراییهای زمین را عادلانه میان بندگانت تقسیم نمایند.
خدایا! به ما شکرگزاری بیاموز؛ شکرِ چشمهایی که می بینند، پاهایی که راه میروند،
و قلبی که هنوز برای تو میتپد.
در اوجِ رفاه، ما را از یادت محروم مکن، و در سختیها، پناهگاهمان باش.
اللَّهُمَّ وَفِّقْنَا لِأَنْ نَکُونَ عِبَاداً صَالِحِینَ، نُصْلِحُ مَا أَفْسَدَتْهُ أَیْدِینَا، وَنَبْنِی مَا خَرَّبَتْهُ جَهَالَةُ الْعُصُورِ.
وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِ الْمَهْدِیِّ(عَج)، یُعِیدُونَ بِهِ الْحَقَّ إِلَی مَرْکَزِهِ، وَ یَمْلَؤُونَ الْأَرْضَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً.
وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، شُمُوسِ الْهُدَی، وَ آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً، وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً، وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ.
آمین یا ربَّ العالمین./✍علی اکبر ملکی
#هوش_مصنوعی #بصیرت_خوشاب
@khoshab1
زمانی حرف بزن،
که ارزش حرفت
بیشتر از سکوتت باشد
و زمانی دوست انتخاب کن،
که ارزش دوستت بیش از تنهاییت باشد...!
✍🏻 #فرانسیسکو_کولوآنه
@khoshab1