#روضه_های_دهه_دوم_محرم
به ترتیب
11محرم👈 وداع با اجساد شهدا
11 محرم👈 تاختن اسب بر بدن امام حسین
11 محرم👈 تنور خولی
12محرم👈شهادت امام سجاد ع
13محرم👈ورود اسرا به کوفه و خطبه های مخدرات و امام سجاد
13محرم👈دفن شهدای کربلا
14محرم👈 مجلس ابن زیاد ملعون
15محرم👈 مصائب مسیر شام
15محرم👈 روضه دیر راهب
16محرم👇
17محرم👇
( پیشنهاد میشه روضه های عاشورا مثل شهادت علی اکبر و علی اصغر و حضرت ابالفضل و حتی روضه های حضرت فاطمة زهرا سلام الله علیها و... خوانده شود)
18محرم👈 ورود اسرا به شام
19محرم👈 مجلس یزید
20 محرم👈 حضرت رقیه س
@madehin14
1. یا ایها الحسین ع.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
#مدح_امام_حسین
(علیه السلام)
#استاد_حاج_اسماعیلی
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُک ...
یا ایُّهَا الْحُسَیْن
و یا ایُّهَا الشَّهید
با عشق تو
ندیده خدایت ، مرا خرید
هر سائلی که
دست به دامانِ تو شود
هرگز نمیرود
زِ سرای تو ناامید
اصلاً بهای
این همه احسان نداشتیم
اصلاً چه شد که میلِ شما
سوی ما کِشید؟
( ارباب ، چی شد مِهر من به دلت افتاد ، از من بود که کاری کردم ؟ فکر نمیکنم ... آقا : « هرکس دلش اسیرِ سرِ زلفِ دلبر است » هر کی اسم حسین میآد ، دلش مُنقلب میشه ، هر کجا می بینی اسم حسین هست ، صدای روضه میآد ، بی اختیار میگی ، منم بِرَم شرکت کنم ، هر که اینطوریه : )
هرکس دلش
اسیرِ سرِ زلفِ دلبر است
با غمزه ای ، زِ هر که به جز یار
دل بُرید ...
« این بیقراریِ دل ما ، بیدلیل نیست » دلیلش چیه اینقدر اسم حسین ، مارو عاشق خودش کرده ؟
این بیقراریِ دل ما
بیدلیل نیست
صوت حزینِ مادری
بر گوش ما رسید
والله اصل طینت ما
خاک کربلاست
مارا برای « گریه »
خداوند آفرید ...
رَختِ عزای ما
همه دستدوزِ فاطمه است
نقش لباس ما
همه زان پیرهن کِشید
زین پس
حیا ز حُرمت این پیرهن کنید
با این لباس
پیکر ما را کفن کنید ...
#شاعر_قاسم_نعمتی
#اهواز
2/7/1398
https://eitaa.com/madehin14
2. کرامت.mp3
زمان:
حجم:
2.1M
#کرامت_حضرت_زهرا
( سلام الله علیها )
#استاد_حاج_اسماعیلی
گفت یک پیرزنی که تازه پسرشو از دست داده بود ، هر روز غروب راه می افتاد میرفت قبرستان ، سرِ خاک پسرش می نشست ، گاهی توسل پیدا میکرد ، گاهی قرآن میخواند ... یه روز که از خونه زد بیرون ، دید از خونه همسایه صدای روضه میآد ، با خودش گفت اول میرم روضه ، بعد میرم سرِ خاک پسرم ... اومد توو مجلس روضه نشست ، روضه طولانی شد ، وقتی از مجلس اومد بیرون ، دید هوا تاریکه ...
یه دل میگفت میرم سرخاک پسرم ... پسرم منتظره ... اما یه دلش میگفت : نه ، هوا تاریکه ، خطرناکه ، شب نمیشه رفت قبرستان ... عاقبت دل رو زد به دریا و راه افتاد ، وارد قبرستان که شد ، از دور دید ، یه سیاهی بالای قبر پسرش هست ، اومد جلوتر ، انگاری یه خانومیه ، نشسته کنار قبر ، با خودش گفت : شب تاریکه ، شاید قبرهارو گُم کرده ، نمیدونه اینجا قبر پسر منه ... اومد جلو ، [گفت ] خانوم شما کی هستید ؟ اینجا چه کار میکنید ؟ اینجا قبر پسر منه ... یه مرتبه [ اون ] خانوم برگشت ، به اسم صداش زد : فلانی ... من میدونم اینجا قبر پسر تو هست ، تو امروز اومدی برای پسر من گریه کردی ، منم اومدم کنار قبر پسر تو ...
#اهواز
2/7/1398
https://eitaa.com/madehin14
آموزش تخصصی مداحی و روضه
#کرامت_حضرت_زهرا ( سلام الله علیها ) #استاد_حاج_اسماعیلی گفت یک پیرزنی که تازه پسرشو از دست داده بود
این فایل نیاز به توضیح دارد که استاد حاج اسماعیلی فرمودند در یک زمان مناسب در مورد آن صحبت خواهند کرد ... بطور کلی ، چون ما داریم یک موضوعی را به اهلبیت نسبت میدهیم ، اثبات آن کار سختی هست ... لذا بهتره خوانده نشود ...
3. امام سجاد ع.mp3
زمان:
حجم:
8.1M
#روضه_امام_سجاد
(علیه السلام)
#روضه_حضرت_رقیه
( سلام الله علیها )
#استاد_حاج_اسماعیلی
#اهواز
2/7/1398
https://eitaa.com/madehin14
#روضه_امام_سجاد
(علیه السلام)
#روضه_حضرت_رقیه
( سلام الله علیها )
#استاد_حاج_اسماعیلی
شب شهادتِ امام سجاده ... سئوال کردند آقاجان ، توو این سفر کجا به شما خیلی سخت گذشت ؟ سه مرتبه فرمود : اَلشّام اَلشّام اَلشّام ... مردم کوفه مارو می شناختند ، عمّه جان ما خطبه میخوند ، گریه میکردند ، اما مردم شام میگفتند اینها خارجی اند ! کسی مارو نمی شناخت ، به ما خیلی جسارت شد ...
بزار یکی از مصیبت هارو از زبان امام برات بگم ... خواهر کوچولو داشتی تا حالا ، کسی بهِش جسارت کُنه ؟ تا حالا خواهر کوچولو داشتی کسی اذیتش کنه ؟ هی نگات کنه ، بگه داداش ... اما دستت بسته باشه ! نتونی کاری کنی ، سفره ی روضه شب آخر رو ، سه ساله باید جمع کنه ...
چه جوری توصیفش کنم
سوز دو چشمای تر و
چطور با واژه ها بگم
درد و دل یه دخترو
قسم به اشک بی کسی
گریه کُنا خوب میدونند
که دخترای کوچولو
بابایی اند ، بابایی اند
اگه کسی یه بچه کوچولو رو اذیت کنه ، اول حرفی که میزنه ، میگه میرم به بابام میگم ، اگه بابا نباشه ، میگه میرم به داداشم میگم ، ... شاید رقیه اینطوری میگفت : میرم به عمو عباسم میگم ...
یه روز توو یه خرابه ای
یه دختر سه ساله بود
صبح تا غروب کارش فقط
گریه و اشک و ناله بود
صدا میزد : ببین بابا
منم همون دخترتم
تنم همه کبوده و
خیلی مثل مادرتم ... !
بابا ببین که دخترت
نخوابیده شب تا سحر
جونِ علی اصغرت
منم بِبَر ، منم بِبَر ...
نیمه ی شب بود ، آنقدر گریه کرد ، بابا بابا کرد ، عاقبت یه عدّه طبق به دست وارد شدند ، سر را گذاشتند جلوی این دختر ، « مرحوم طُرَیْحی » اینطوری می نویسه : « فَقَالَتْ مَا هَذَا الرَّأسْ ؟ » ... گفت این سرِ کیه ؟ « قالوا لَها : رَأسُ اَبيْكْ » بهِش گفتند سرِ باباته ... « فَرَفَعَتْهُ مِنَ الطَّشْتْ » سر را از توی طشت بلند کرد ... « حَاضِنَةَ لَه » ... « حَاضِنَة » یعنی سر را در آغوش گرفت ؛ این کلمه را عرب وقتی به کار می بَره ... مادر وقتی بچه اش را محکم بغل میگیره ، میگن « حَاضِنَة » ... رقیه همینطور سرِ بابارو بغل گرفت ...
چی میخوای بگی امشب ؟ این دختر از وقتی راه افتاد ، بابا نگاه به قدو بالاش میکرد ، صدا میزد : زینب جان ، ببین چقدر شبیه مادرم راه میره ! خیلی شبیه مادرش فاطمه بود ، هر موقع حرف میزد ، شیرین زبانی میکرد ، زینب قربون صدقه اش میرفت ، صدا میزد : خیلی شبیه مادرم فاطمه حرف میزنه ... اینهارو شنیده رقیه ... اما مادرش فاطمه یه صفتی داشت ، همه صداش میزدند « اُمِّ اَبیها » یعنی مادرِ پدر ... رقیه هم میخواد برا بابا ، مادری کنه ... سرِ بابارو برداشت ، سرِ بابارو در آغوش گرفت ، صدا زد : يَا أَبَتَاهُ ، مَنْ ذَا الَّذي أَيتَمَنِي عَليٰ صِغَرِ سِنِّي ؟ بابا کی منو در این کودکی ، یتیم کرد ؟ ... بگم و تمام کنم ؟ همینطور که توو تاریکی سرِ بابارو نوازش میکرد ، یه مرتبه دستاش رسید به رگ های بُریده ی گلوی بابا ... صدا زد : « يَا أبَتاهُ ، مَنْ ذَا الَّذي قَطَعَ وَرِيْدَيْكَ ؟ چه كسي رگ هاي گردنت را بُريده ؟ ... هر جا نشستی ، سه مرتبه صدا بزن : یا حسییین ... { منبع : اَلْمُنْتَخَبْ طُرَیْحی ، ص۱۳۶_۱۳۷}
ادامه روضه در مقاتل دیگر ، اینگونه بیان شده است : آن مظلومه آرام نميگرفت و همچنان نوحه ميكرد ، تا اینکه « فَغُشيَ عَلَيْها وَ انْقَطَعَ نَفَسُهَا » غَشْ كرد و نفَس او قطع شد ... در این هنگام ، ويرانه از ناله ی اسيران يك پارچه گريه شد و مُخدّرات بر سر می زدند و به سينه می كوبيدند ... امام سجاد(علیه السلام ) خطاب به زینب کبری(سلام الله) فرمود : « عَمَّتِی ! اِرفَعِی الْیَتِیمَةَ مِنْ رَأسِ وَالِدِی فَإِنَّهَا فَارَقَت الْحَیَاةَ » عمّه جان ، یتیم پدرم را از روی سرِ بُریده ی پدرم بلند کن ، که [هر لحظه ممکن است] روح از بدنش درآید ... « فَرَفَعَتْهَا السَیِّدةُ زَیْنَبُ ، فَوَجَدَتْهَا قَدْ فَارَقَتِ الْحَیَاةَ فَغَسَّلَتهَا وَ کَفَّنَتهَا وَ دَفَنَتْ فِی دِمَشْق » .... پس زینب کبری ، رقیه را گرفت ، در حالی که او جان داده بود ...{ منبع : ریاض الْقدس قزوینی ، ص۳۲۴ }
#اهواز
2/7/1398
https://eitaa.com/madehin14
0. کلیات.mp3
زمان:
حجم:
15.9M
فایل صوتی کامل
#روضه_امام_سجاد
(علیه السلام)
#روضه_حضرت_رقیه
( سلام الله علیها )
#استاد_حاج_اسماعیلی
در شب شهادت امام سجاد ( علیه السلام ) ، روضه امام حسین ( علیه السلام ) و حضرت رقیه ( سلام الله علیها ) ، اجرا شد ...
#اهواز
2/7/1398
https://eitaa.com/madehin14
#سید_العابدین
سی سال در فراق پدر
گریه کرد و گفت :
« بازار شام »
جای عزیزان ما نبود ...
#تک_بیت_شهادت
@madehin14
تاریخ شهات.pdf
حجم:
245.5K
#پی_دی_اف
#سند_روضه_امام_سجاد
( علیه السلام )
دوازدهم و بیست و پنجم محرم به عنوان تاریخ شهادت امام سجاد علیه السلام مطرح شده است
#کارگاه_مداحی
http://eitaa.com/joinchat/3560112146C95a6ac9eaf
3. امام سجاد ع.mp3
زمان:
حجم:
2.9M
#روضه_امام_سجاد
( علیه السلام )
#استاد_حاج_اسماعیلی
#دستگاه_شور
#شور_محلی (شوردشتی)
آقا زین العابدین هم ، چندین و چند سال ، صبح و شام گریه میکرد ، شب و روز گریه میکرد ، توو بازار راه میرفت ، بچه شیرخواره می دید ، گریه میکرد ، می دید قصاب داره گوسفندی رو ذبح میکنه ، گریه میکرد ، می اومد جلو سئوال میکرد : آقا آبش دادی یا نه ؟ جواب می داد ، آره یابنَ رسول الله ، مامسلمانیم ، آقا باز هم گریه میکرد ، آقا برا چی گریه میکنید ، می فرمود : آخه بابای من ، حسین رو ، توو کربلا با لب تشنه سر بُریدند ...
اما وقتی از آقا زین العابدین سئوال کردند ، یابنَ رسول الله ، کجای این سفر برای شما سخت بود ؟ سه مرتبه فرمود : الشام الشام الشام ... بابا ، روضه های شام ، روضه های ناموسیه ... خوندنش هم برای روضه خوان ها سخته ، شنیدنش برای امام زمان سنگینه ، بیخود نیست امام زمان می فرماید : صبح و شام ، به جای اشک ، خون گریه میکنم ... یه بیت دیگه از این شعر رو بخونم و التماس دعا ...
سلام بر بدنِ بی سری
که عریان شد
دوباره فاطمه در عرش
موپریشان شد ...
#شاعر_قاسم_نعمتی
#روضه_دستگاه_شور
21/5/1402
https://eitaa.com/madehin14
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ_امام_سجاد
(علیه السلام )
#حاج_محمود_کریمی
یاد دارم
غارت و اهل حرم
دست ظلم و
گوشوار خواهرم ...
https://eitaa.com/madehin14
4. یاد دارم.mp3
زمان:
حجم:
1.9M
#روضه_امام_سجاد
( علیه السلام )
#حاج_محمود_کریمی
یاد دارم
غارت و اهلِ حرم
دستِ ظلم و
گوشوارِ خواهرم ...
خواهرم بر گوش خود
دستی کِشید ،
از دل انگشت ها
خون می چکید ...
( بعد فهمیدم چرا خون می چکید ؟ ... « یاد دارم آتشِ از بام را » دسته بسته ، آتیش روی عمامه ام افتاد ! عمامه را سوزاند ، به سر رسید ! دستم بالا نمیآد آتیشِ روی سرم را خاموش کنم ! )
یاد دارم آتشِ از بام را
تیغِ تیزِ خنده و دُشنام را
یاد دارم راس بابَم اوفتاد
زیر دست و پای مردم اوفتاد
یاد دارم صوت زیبای پدر
خیزران بوسید
لب های پدر ...
کی رود این صحنه ها
از خاطرم ؟
دختری فریاد میزد : مَعجَرم
https://eitaa.com/madehin14