eitaa logo
آموزش تخصصی مداحی و روضه
13.6هزار دنبال‌کننده
436 عکس
421 ویدیو
44 فایل
کانال رسمی استادحاج‌اسماعیلی مجمع‌المادحین حضرت زهرا(س) آموزش‌نغمات‌ودستگاه‌های‌موسیقی ویژه مداحی اهل‌بیت(ع) ساده، سریع و به‌روش ابداعی✔️ 🌐 سایت: madehin14.ir 🔁 ادمین تبادل: @hajsmaeeli 📝 ثبت‌نام 👳‍♂️ برادران: @madehine14 🧕 خواهران: @admin_madahyar
مشاهده در ایتا
دانلود
(علیه السلام) ( سلام الله علیها ) شب شهادتِ امام سجاده ... سئوال کردند آقاجان ، توو این سفر کجا به شما خیلی سخت گذشت ؟ سه مرتبه فرمود : اَلشّام اَلشّام اَلشّام ... مردم کوفه مارو می شناختند ، عمّه جان ما خطبه میخوند ، گریه میکردند ، اما مردم شام میگفتند اینها خارجی اند ! کسی مارو نمی شناخت ، به ما خیلی جسارت شد ... بزار یکی از مصیبت هارو از زبان امام برات بگم ... خواهر کوچولو داشتی تا حالا ، کسی بهِش جسارت کُنه ؟ تا حالا خواهر کوچولو داشتی کسی اذیتش کنه ؟ هی نگات کنه ، بگه داداش ... اما دستت بسته باشه ! نتونی کاری کنی ، سفره ی روضه شب آخر رو ، سه ساله باید جمع کنه ... چه جوری توصیفش کنم سوز دو چشمای تر و چطور با واژه ها بگم درد و دل یه دخترو قسم به اشک بی کسی گریه کُنا خوب میدونند که دخترای کوچولو بابایی اند ، بابایی اند اگه کسی یه بچه کوچولو رو اذیت کنه ، اول حرفی که میزنه ، میگه میرم به بابام میگم ، اگه بابا نباشه ، میگه میرم به داداشم میگم ، ... شاید رقیه اینطوری میگفت : میرم به عمو عباسم میگم ... یه روز توو یه خرابه ای یه دختر سه ساله بود صبح تا غروب کارش فقط گریه و اشک و ناله بود صدا میزد : ببین بابا منم همون دخترتم تنم همه کبوده و خیلی مثل مادرتم ... ! بابا ببین که دخترت نخوابیده شب تا سحر جونِ علی اصغرت منم بِبَر ، منم بِبَر ... نیمه ی شب بود ، آنقدر گریه کرد ، بابا بابا کرد ، عاقبت یه عدّه طبق به دست وارد شدند ، سر را گذاشتند جلوی این دختر ، « مرحوم طُرَیْحی » اینطوری می نویسه : « فَقَالَتْ مَا هَذَا الرَّأسْ ؟ » ... گفت این سرِ کیه ؟ « قالوا لَها : رَأسُ اَبيْكْ » بهِش گفتند سرِ باباته ... « فَرَفَعَتْهُ مِنَ الطَّشْتْ » سر را از توی طشت بلند کرد ... « حَاضِنَةَ لَه » ... « حَاضِنَة » یعنی سر را در آغوش گرفت ؛ این کلمه را عرب وقتی به کار می بَره ... مادر وقتی بچه اش را محکم بغل میگیره ، میگن « حَاضِنَة » ... رقیه همینطور سرِ بابارو بغل گرفت ... چی میخوای بگی امشب ؟ این دختر از وقتی راه افتاد ، بابا نگاه به قدو بالاش میکرد ، صدا میزد : زینب جان ، ببین چقدر شبیه مادرم راه میره ! خیلی شبیه مادرش فاطمه بود ، هر موقع حرف میزد ، شیرین زبانی میکرد ، زینب قربون صدقه اش میرفت ، صدا میزد : خیلی شبیه مادرم فاطمه حرف میزنه ... اینهارو شنیده رقیه ... اما مادرش فاطمه یه صفتی داشت ، همه صداش میزدند « اُمِّ اَبیها » یعنی مادرِ پدر ... رقیه هم میخواد برا بابا ، مادری کنه ... سرِ بابارو برداشت ، سرِ بابارو در آغوش گرفت ، صدا زد : يَا أَبَتَاهُ ، مَنْ ذَا الَّذي أَيتَمَنِي عَليٰ صِغَرِ سِنِّي ؟ بابا کی منو در این کودکی ، یتیم کرد ؟ ... بگم و تمام کنم ؟ همینطور که توو تاریکی سرِ بابارو نوازش میکرد ، یه مرتبه دستاش رسید به رگ های بُریده ی گلوی بابا ... صدا زد : « يَا أبَتاهُ ، مَنْ ذَا الَّذي قَطَعَ وَرِيْدَيْكَ ؟ چه كسي رگ هاي گردنت را بُريده ؟ ... هر جا نشستی ، سه مرتبه صدا بزن : یا حسییین ... { منبع : اَلْمُنْتَخَبْ طُرَیْحی ، ص۱۳۶_۱۳۷} ادامه روضه در مقاتل دیگر ، اینگونه بیان شده است : آن مظلومه آرام نميگرفت و همچنان نوحه ميكرد ، تا اینکه « فَغُشيَ عَلَيْها وَ انْقَطَعَ نَفَسُهَا » غَشْ كرد و نفَس او قطع شد ... در این هنگام ، ويرانه از ناله ی اسيران يك پارچه گريه شد و مُخدّرات بر سر می زدند و به سينه می كوبيدند ... امام سجاد(علیه السلام ) خطاب به زینب کبری(سلام الله) فرمود : « عَمَّتِی ! اِرفَعِی الْیَتِیمَةَ مِنْ رَأسِ وَالِدِی فَإِنَّهَا فَارَقَت الْحَیَاةَ » عمّه جان ، یتیم پدرم را از روی سرِ بُریده ی پدرم بلند کن ، که [هر لحظه ممکن است] روح از بدنش درآید ... « فَرَفَعَتْهَا السَیِّدةُ زَیْنَبُ ، فَوَجَدَتْهَا قَدْ فَارَقَتِ الْحَیَاةَ فَغَسَّلَتهَا وَ کَفَّنَتهَا وَ دَفَنَتْ فِی دِمَشْق » .... پس زینب کبری ، رقیه را گرفت ، در حالی که او جان داده بود ...{ منبع : ریاض الْقدس قزوینی ، ص۳۲۴ } 2/7/1398 https://eitaa.com/madehin14
0. کلیات.mp3
زمان: حجم: 15.9M
فایل صوتی کامل (علیه السلام) ( سلام الله علیها ) در شب شهادت امام سجاد ( علیه السلام ) ، روضه امام حسین ( علیه السلام ) و حضرت رقیه ( سلام الله علیها ) ، اجرا شد ... 2/7/1398 https://eitaa.com/madehin14
سی سال در فراق پدر گریه کرد و گفت : « بازار شام » جای عزیزان ما نبود ... @madehin14
تاریخ شهات.pdf
حجم: 245.5K
( علیه السلام ) دوازدهم و بیست و پنجم محرم به عنوان تاریخ شهادت امام سجاد علیه السلام مطرح شده است http://eitaa.com/joinchat/3560112146C95a6ac9eaf
3. امام سجاد ع.mp3
زمان: حجم: 2.9M
( علیه السلام ) (شوردشتی) آقا زین العابدین هم ، چندین و چند سال ، صبح و شام گریه میکرد ، شب و روز گریه میکرد ، توو بازار راه میرفت ، بچه شیرخواره می دید ، گریه میکرد ، می دید قصاب داره گوسفندی رو ذبح میکنه ، گریه میکرد ، می اومد جلو سئوال میکرد : آقا آبش دادی یا نه ؟ جواب می داد ، آره یابنَ رسول الله ، مامسلمانیم ، آقا باز هم گریه میکرد ، آقا برا چی گریه میکنید ، می فرمود : آخه بابای من ، حسین رو ، توو کربلا با لب تشنه سر بُریدند ... اما وقتی از آقا زین العابدین سئوال کردند ، یابنَ رسول الله ، کجای این سفر برای شما سخت بود ؟ سه مرتبه فرمود : الشام الشام الشام ... بابا ، روضه های شام ، روضه های ناموسیه ... خوندنش هم برای روضه خوان ها سخته ، شنیدنش برای امام زمان سنگینه ، بیخود نیست امام زمان می فرماید : صبح و شام ، به جای اشک ، خون گریه میکنم ... یه بیت دیگه از این شعر رو بخونم و التماس دعا ... سلام بر بدنِ بی سری که عریان شد دوباره فاطمه در عرش موپریشان شد ... 21/5/1402 https://eitaa.com/madehin14
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
(علیه السلام ) یاد دارم غارت و اهل حرم دست ظلم و گوشوار خواهرم ... https://eitaa.com/madehin14
4. یاد دارم.mp3
زمان: حجم: 1.9M
( علیه السلام ) یاد دارم غارت و اهلِ حرم دستِ ظلم و گوشوارِ خواهرم ... خواهرم بر گوش خود دستی کِشید ، از دل انگشت ها خون می چکید ... ( بعد فهمیدم چرا خون می چکید ؟ ... « یاد دارم آتشِ از بام را » دسته بسته ، آتیش روی عمامه ام افتاد ! عمامه را سوزاند ، به سر رسید ! دستم بالا نمیآد آتیشِ روی سرم را خاموش کنم ! ) یاد دارم آتشِ از بام را تیغِ تیزِ خنده و دُشنام را یاد دارم راس بابَم اوفتاد زیر دست و پای مردم اوفتاد یاد دارم صوت زیبای پدر خیزران بوسید لب های پدر ... کی رود این صحنه ها از خاطرم ؟ دختری فریاد میزد : مَعجَرم https://eitaa.com/madehin14
@madehin14 بررسی اسناد تاریخی بعد از عاشورا.mp3
زمان: حجم: 11.2M
بررسی اسناد تاریخی بعد از عاشورا ... ❓زمان حرکت اسرا از کربلا ❓زمان انتقال سرهای شهدا به سمت کوفه ❓تعداد سرهای شهدا ❓زمان رسیدن اسرا به کوفه ❓نحوه دفن شهدای کربلا 1404 https://eitaa.com/madehin14
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
( علیه السلام ) چه جوری خاطره‌هام یادم بِرِه ؟ سنگای به روی بام یادم بِرِه سی سال دیگه اگه گریه کنم محاله بازار شام یادم بِرِه http://eitaa.com/joinchat/3560112146C95a6ac9eaf
❁﷽❁ 👆 👆 ●━━━━━━─────── «السَّلَامُ عَلَیكُمْ یا أَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّةِ» از لطف زهرا ما گرفتار حسینیم شکرخدا گرمی بازار حسینیم الحمدلله هر کس که پرسید ازمقام مابگویید ما جزو نوکرهای دربار حسینیم هر کجا نشستی و صدای منو میشنوی روز یازدهم محرمه، باهم زمزمه کنیم، حسین جان..... امروز چه خبر بود کربلا، طبق نقلی که تو مقاتل اومده از صبح تا ظهر، عمرسعد لعنت الله علیه دستور داد گفت اجساد کشته شده های خودشون رو جمع کنند بر کشته هاشون نماز خوندن همه رو به خاک سپردن اما بدنهای مطهر جگرگوشه های فاطمه، زیر نور خورشید سوزان کربلا، بدون غسل و بدون کفن ، بگذارید کنار بدنش گریه کنم (دو تا وداع داریم تو روضه هامون، به وداعی که عصر روز عاشورا بود خود ابی عبدالله اومد با مخدرات خداحافظی کرد یه وداع دیگه ای امروز روز یازدهم اتفاق افتاد) موقعی که گفتن زنها رو سوار ناقه ها کنید اومدن تا کنار اجساد مطهر شهدا ، تا این زنا و بچه ها چشمشون به این جسدهای پاره پاره افتاد همه از رو ناقه ها خودشونو زمین انداختن هر کسی بدن جگرگوشه ش رو در آغوش گرفت این وداع، وداع با بدنهای پاره پاره ست حالا یه زبانحالی داره زینب کبری ، بگذارید کنار بدنش گریه کنم بر تن زخمی بی پیرهنش گریه کنم اینقدر گریه های زینب سوزناک بود بعضی مقاتل نوشتن دوست و‌دشمن گریه می کردند حتی نوشتن مرکبهاشونم گریه می کردند امان از دل زینب بگزارید کنار بدنش گریه کنم بر تن زخمیه بی پیرهنش گریه کنم صدای ناله ی خانمها بلند بشه خانم زینبو یاری بدید تا که سر داشت نشد خون سرش پاک کنم بگزارید به زخم بدنش گریه کنم داره یکی یکی خاطرات جلو چشم زینب میاد حسین چه غریبانه فغان کرد مرا آب دهید بگزارید به سوز سخنش گریه کنم بگزارید گلم را که فتاده ست به خاک کنم از چادر مادر، کفنش گریه کنم هر کاری کردند این بانوان رو از این بدنها جدا کنند مگه کسی دل می کنه! یه ملعونیه تو بعضی از مقاتل اسمش رو زهر اورد بعضیا گفتن زجر بود،این ملعون دیدن با تازیانه اومد یکی یکی بانوانو با تازیانه از بدنها جدا کرد اما من شنیدم یه خانومی رو هر کاری کردن هر چی با تازیانه زدنش ، از بدن باباش جدا نمی شد،تا اومد بالای بلندی،دید عمه یه بدن بی سرو رو دست گرفته ،صدا زد یا عمتی هذا نعش من عمه جان، این بدن کیه؟بلافاصله فرمود: نعش ابیک الحسین این بدن بابای غریبت حسینه، حق داری نشناسی سکینه جان، اومد خودشو انداخت رو بدن بابا اینقدر گریه کرد، خدا نکنه دختر بچه یتیم بشه دیدن یه عده از اعراب اومدن انقدر زدنش، زینب صدا می زد حسین ،پاشو دارن دخترتو‌می زنن. ناله بزن یا حسین..... الا لعنت الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون ●━━━━━━─────── و @madehin14
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا