eitaa logo
کانال اشعار(مجمع الذاکرین)
1.7هزار دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
2 فایل
این کانال اشعارمذهبی توسط محب الذاکرین خاک پای همه یازهراگویان عالم مهدی مظفری ازشهراصفهان ایجادشد
مشاهده در ایتا
دانلود
خواهر خورشید هشتم ماه هشتم می‌شود روشنایی بخش شام تار مردم می‌شود غیر ذات چهارده تن هیچکس معصوم نیست مانده‌ام معصومه پس معصوم چندم می‌شود؟ دختر موسی، کلیم الله ها می پرورد در حریمش لال مشغول تکلم میشود چشمه عصمت به دست حضرت معصومه است او بخواهد دختر بدکاره خانم می‌شود یاکریمانِ کریمان نیز حاجت می‌دهند نذر، بعضی وقتها یک مشت گندم می‌شود هیچ اندوهی نمی‌ماند برای زائرش بغض می‌آرند در صحنش تبسم می‌شود مرجع تقلید باشی یا من بی دست و پا... دست و پایت در حریم قدسی‌اش گم می شود مرقد او هست لنگرگاه کشتی نجات موج زائرها می‌آیند و تلاطم می‌شود از بلاهای زمین و آسمان آسوده است هر کسی در عصر غیبت ساکن قم می‌شود
ای جنّ و انس و حور و ملک، سائل درت خورشید، شمعِ روی ضریح مطهّرت جدّت بُوَد امیر عرب، جدّه فاطمه باب الحوائجت پدر و نجمه مادرت دخت امام، اخت امام، عمۀ امام آئینه‌دارِ امّ ابیهاست منظرت ای مه‌لقا که خواهر خورشید هشتمی صد آفتاب با خجلی گشته اخترت حتّی گر انتظار پدر، مانعت نبود کفوی نداشتی که شود عِدل و همسرت تو کیستی که همچو شه کربلا حسین باشد حرام، آتش دوزخ به زائرت! آورده‌ام پناه به کویت، ردم مکن جان جواد، میوۀ قلب برادرت عمریست بین مشهد و قم در شُدآمدیم جانم به آن مسافرت و این مجاورت! فرداست در تلاطم امواج سیّئات حبل المتین ما همه، نخ‌های چادرت این عرصه نیست جای ظهور مقام تو باشیم و بنگریم کراماتِ محشرت زهرا که جای خود، به خدا جرم خلق را بخشند روز حشر، به خدّامِ محضرت تنها نه اهل قم سر خوانت نشسته‌اند خلق جهان مدام بَرَد فیض از درت شد ماجرای عشق حسینیّ و زینبی تکرار در حکایت تو با برادرت تو زینب امام رضا، او حسین تو جز قرب او نبود تمنّای دیگرت دل کندی از دیار، به امّید وصل یار مهلت نداد اجل که رسی نزد دلبرت این را دگر حدیث و حکایت نیاز نیست حتماً رضا گرفت به دامان خود، سرت گویند ناله کردی و غش کردی از فراق تا شد نهان برادرت از دیدۀ ترت روز سلامتی اگر این است حال هجر پس چه کشید عمۀ محزون مضطرت! قلب تو از فراق برادر کباب شد امّا سرش نگشت جدا در برابرت...
سر تا به قدم زهرا ، یا حضرت معصومه تاج سر کرمنا ، یا حضرت معصومه ای آینه ی عصمت ، ایمان و حیا ، عفت در حسن تو شد پیدا ، یا حضرت معصومه مهر تو سرشت ما قم از تو بهشت ما از خاک تو خشت ما ، یا حضرت معصومه ای کهف امان کویت وی باغ جنان بویت ای روح تو روح افزا ، یا حضرت معصومه چون بنده ی درگاهت افتاده سر راهت صد موسی «واعدنا» ، یا حضرت معصومه هم دختر موسایی هم خواهر دریایی دریاب دل ما را ، یا حضرت معصومه صبر از تو رضا از تو ، آمین دعا از تو ماییم همه نجوا ، یا حضرت معصومه
هم زمزمه‌ي سبز بهاران با تو هم روح بلند چشمه ساران با تو   از راه رسيدي و کويري تشنه جنت شده، اي حضرت باران با تو ____       تا خاک مرا سرشت، يا معصومه روي دل من نوشت: يا معصومه       يک پنجره پرواز مرا خواهد برد از صحن تو تا بهشت، يا معصومه        
آئينه توحيد به قم مي آيد يا خواهر خورشيد به قم مي آيد نذر نفحات فاطمي اش صلوات با آمدنش عيد به قم مي آيد
این سرزمین که عرصهٔ جولان جنگ نیست اینجا قم است ، نیزه و میدان سنگ نیست تا تشنه می شوی همه سَقّات می شوند اینجا برای آب ، نیازی به جنگ نیست اینجا همه برای تو تعظیم می کنند حرف از هجوم تلخ نظرهای تنگ نیست قرعه اگر به نام تو افتاده غم نخور یونس در این دیار ، دچار نهنگ نیست این رسم عاشقی است که میراث برده ای رویی به غیر روی برادر قشنگ نیست آخر ، وصال رود به دریا سراب شد پس آسمان برای تو فیروزه رنگ نیست اینجا که جلوهٔ حرم اهل بیت شد پس هیچ کس چو زائر قبرت زرنگ نیست امثال من که هیچ ، فقیهان روزگار اینجا کمیت حاجتشان با تو لنگ نیست بی خود که نیست دور و بر تو شلوغ شد حاجت ، اسیر چون و چرا و درنگ نیست
جبرییل اینجا هر از گاهی کبوتر میشود خاکبوس دختر موسی ابن جعفر میشود قم بهشت آرزوی هر پریشان خاطری است عافیت خواهی اگر ، اینجا میسر میشود عصمت و شرم و نجابت ارث او از فاطمه است در صفات و خلق ، دختر عین مادر میشود در وقار و صبر ، تمثال شریف زینب است در کمال علم ، تالی تلو حیدر میشود حضرت معصومه هم شأن نزول کوثر است در زلال مهر او دلها مطهر میشود در مثل آئینه آئینه است کوچک یا بزرگ هر که انکار مقامش کرد کافر میشود یک اشارت از نگاهش بانی فیضیه شد دست لطفش امتداد فیض کوثر میشود نام او را چون به حاجت بر زبان می آورم باغ جانم از نسیم او معطر میشود تا زند جوش شفاعت زمزم احساس او عرصه ی محشر " کمیل" ، آن لحظه محشر میشود
حسنی_علیه_السلام تو چه کردی که تو را نام نهادند: کریم مثل بابات حسن ، مرتبه دادند: کریم تو چه کردی که همه در عوض کرب و بلا به روی خاک حریم تو فتادند ، کریم آنچنان مرتبه ای داد به تو هادی دین که به کس غیر تو این جاه ندادند ، کریم آن کسانی که ز طومار حسین جا ماندند شب جمعه ، حرمت ، خیرالعبادند ، کریم از شلوغی سر کوی تو فهمیدم که... سائلان تو زیادند ، زیادند... کریم روز محشر که شود ، از کرم مادرتان زائران حرم تو ، همه شادند ، کریم
بر او سلام که شایستۀ سلام است او که از سلالۀ ابن الرضا، بِنام است او که هاشمی نسب و فاطمی مرام است او که یادگار برومند ده امام است او به شهر سامره مصداق فیض عام است او به نور و جلوۀ رخسار ماه او، صلوات جمال گلشن توحید را تبسم اوست مسیح عترت اطهار را تجسم اوست کلیم با شجر طور در تکلم، اوست که دومین حسن، ابن الرضای سوم اوست ز حادثات جهان، جان‌پناه مردم اوست به هرکه راه برد در پناه او، صلوات خدای خوانده به حُسن جمال خود، حَسنش ستارۀ سحری، خوشه‌چين انجمنش شفای دیدۀ یعقوب، بوی پیرهنش که دیده ماه فلک، گل بریزد از دهنش؟ شمیم وحی خدا می‌تراود از سخنش به عطر و رایحۀ دل‌بخواه او، صلوات ستارگان همه شب شمع محفلش هستند فرشتگان به ادب در مقابلش هستند موالیان خداجوی سائلش هستند معاشران همه محو فضائلش هستند به آیه آیۀ قرآن که در دلش هستند شده‌ست سورۀ قرآن گواه او، صلوات نگاه او، به گل تازه چیده می‌ماند شمیم او، به گلاب چکیده می‌ماند لبش، به غنچۀ شبنم ندیده می‌ماند قدش، به سرو ز نور آفریده می‌ماند دلش به پاکی صبح و سپیده می‌ماند به سجدۀ سحر و صبحگاه او صلوات امام گفت که یک‌رنگ باش و یک‌رو باش برای سنجش اعمال خود ترازو باش برای خدمت و ایثار دست و بازو باش مباش در پی شهرت ولی خداجو باش همیشه یاد خدا و عنایت او باش به اوج و منزلت دیدگاه او، صلوات کسی که مهر و محبت مرام مهدی اوست کسی که قسط و عدالت پیام مهدی اوست کسی که فتح و ظفر در قیام مهدی اوست کسی که ختم امامت به نام مهدی اوست سلامت دو جهان، در سلام مهدی اوست به جذبه‌های بدیع نگاه او، صلوات محمدجواد غفورزاده(استادشفق خراسانی) امام عسکری (ع) میلاد
جان میدهم فقط و فقط پای سامرا زاده شدم به شوق تمنّای سامرا دیگر نیازمند کسی نیستم که من هستم گدای دست تو آقای سامرا حال مرا برای خودت روبه راه کن حاذق ترین طبیب مسیحای سامرا از لطف بی نهایت تو بی مقدمه پر زد دلم به گنبد زیبای سامرا حالا شدم برای حریمت کبوتری ای منتهای عشقِ خداوند عسکری ای دومین حسن که وجودت خدایی است صبر تو حیدری و دلت مجتبایی است در کنج صحن خلوت تو هر فرشته ای مشغول لحظه های شریف گدایی است صدها درود و تهنیت سبز بر دلی که آب و تاب عاشقی اش سامرایی است وقتی کبوتری به هوای تو می پرد دیگر کجا به فکر فرار و جدایی است هرکس که میرسد تو به او لطف میکنی فرقی نمی کند طرف اصلاً کجایی است با این حساب بر در این خانه آمدم بر دور شمع روی تو پروانه آمدم ای جلوه ی حقیقی هفت آسمان حسن رفته شعاع نور تو تا لا مکان حسن در زیر چتر سایه ی تو آرمیده ایم از پرتو جمال تو روشن جهان حسن در مدح تو همیشه قلم کم می آورد قفل است درسرودن تو هر دهان حسن میخوانمت به طرز زمان های کودکیم بابای مهربان امام زمان حسن بنیان گذار کرب و بلا روز اربعین ای بانی زیارت ما شیعیان حسن شغل همیشگیم دراین خانه نوکریست کار همیشگی شما بنده پرویست حتی بهشت در به در آستان توست تنها نه آسمان که زمین هم از آن توست قطره اگر کنار تو باشد که قطره نیست زیرا که تحت مرحمت بی کران توست از پشت پرده یک دو کلامی سخن بگو گوشم در انتظار شِنود بیان توست بین درندگان به نماز ایستاده ای این هم نشانه ای ز جلال نهان توست هر چند ظاهراً تو به مکّه نرفته ای کعبه همیشه گرم طواف نشان توست روز ولادت تو زمان هم عهدی است بعد تو جانشین بلافصل مهدی است شاعر: محمدحسن بیات لو امام عسکری (ع) میلاد
دل تنگم دوباره بی بی جان آمده خدمت حریم شما بوده و هست این دلم بانو بر سر سفره کریم شما گاه وقتی که دل پر از درد است مأمن بی قراریش هستید پر گناه است این دل غمگین شاهد گریه زاریش هستید می چکد اشک تا که از چشمم می سپارم دلم به دست خدا نزدتان گریه می کند چشمم چون خجالت زده است پیش شما شده دل،دشت پر زعصیان و.. طالب چند قطره باران است راستش این دلم کمی تنگ حرم با صفای سلطان است رفته از یاد این دل زارم آن سحر های ناتمام حرم شده ام من هوایی عشق و گریه در بین ازدحام حرم آمدم تا وساطتم بکنید نزد سلطان عفو و جود و رضا آمدم تا که مشهدی بروم با نگاه کریم و لطف شما التماس کمی دعا دارم ای فراسوی باور دنیا با دعای شما شود آیا بروم مشهد و به کرببلا السلام علیک یا سلطان از تو من یک نگاه می خواهم قسمت می دهم به شاه غریب دیدن قتلگاه می خواهم آخر کار قصد روضه و دل تنگ آن روز سخت و جان فرسا یاد آن روز واقعه کرده یاد آن طعم تلخ عاشورا شاعر: سجاد صفوی حضرت معصومه (س) روضه
ای متجلی از رخت جلوه حسن داوری غیر نبی به انبیا داده خدات برتری هم به زمین امامت و هم به سمات، سروری خلقت و طینتت همه فاطمی است و حیدری حسن نکویت از همه کرده ندیده دلبری تویی امام عسکری تویی امام عسکری **** محیط علم و معرفت یگانه گوهرش تویی سپهر نور اگر دهد مه منورش تویی ملک اگر ملک شده، امام و رهبرش تویی سلام ما به سامره که سایه گسترش تویی مزار تو در آن زمین، نموده نورگستری تویی امام عسکری تویی امام عسکری در آسمان معرفت شمس تویی، قمر تویی تمام نخل علم را ریشه تویی، ثمر تویی بحار نور را همه صدف تویی، گهر تویی شب سیاه هجر را صبح تویی، سحر تویی به ده امام و یک ولی پدر تویی، پسر تویی ز وصف ما، ز مدح ما، تو بهتری، تو برتری تویی امام عسکری تویی امام عسکری **** تو چشمه علوم حق ز دَه یمِ ولایتی تو حسن کردگار را جمال بی نهایتی تو برتر از حدیثی و تو فرق هر روایتی تو مظهر حقیقتی، تو مشعل هدایتی تو آن ستوده حضرتی تو آن بزرگ آیتی که می کند جمال تو ز خالق تو دلبری تویی امام عسکری تویی امام عسکری اگر چه در زمین دمد فروغ جاودانی ات کنند سجده قدسیان به حسن آسمانی ات هزار حیف، شد بدن چو لاله خزانی ات نوشته شد به خون دل، کتاب زندگانی ات بسان شمع سوخته نماند از تو پیکری تویی امام عسکری تویی امام عسکری **** سلام روح و اولیا به پیکر مطهرت چه شد که زهر دشمنان شراره زد به پیکرت نشان مرگ شد عیان به عارض منورت به وقت مرگ مهدی ات چو جان گرفت در برت دگر نگشت تشنه لب بریده از قفا، سرت دگر به نیزه بر سرت، نشد جفا ز هر سری تویی امام عسکری تویی امام عسکری نماز خواند مهدی ات به پیکرِ مطهرت به احترام شد نهان، به خاک، جسم اطهرت دگر میان شهرها نشد اسیر، خواهرت نخورد چوب بر لب و نرفت نوک نی سرت نگشت توتیا دگر ز سم اسب، پیکرت نشد تن تو غرقِ خون ز تیر و تیغ و خنجری تویی امام عسکری تویی امام عسکری **** هماره پر زند دلم به محفل عزای تو شراره بر دلم فکن که سوزم از برای تو چه می شود سفر کنم به شهر سامرای تو سلام من، درود من، به صحنِ با صفای تو وجود و بذلِ دست تو،«میثم» و خاک پای تو نمی زنم نمی زنم جز درِ این حرم، دری تویی امام عسکری تویی امام عسکری غلامرضا سازگار امام عسکری (ع) مدح