➖ماجرای قربانیشدن حضرت اسماعیل به دست حضرت ابراهیم «علیهما السلام» در روز عید قربان
🔺 ثُمَّ قَامَ عَلَى الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ فَأَمَرَهُ اللَّهُ أَنْ يَذْبَحَ ابْنَهُ وَ قَدْ رَأَى فِيهِ شَمَائِلَهُ وَ خَلَائِقَهُ وَ أَنِسَ مَا كَانَ إِلَيْهِ فَلَمَّا أَصْبَحَ أَفَاضَ مِنَ الْمَشْعَرِ إِلَى مِنًى فَقَالَ لِأُمِّهِ زُورِي الْبَيْتَ أَنْتِ وَ احْتَبَسَ الْغُلَامَ فَقَالَ يَا بُنَيَّ هَاتِ الْحِمَارَ وَ السِّكِّينَ حَتَّى أُقَرِّبَ الْقُرْبَانَ فَقَالَ أَبَانٌ فَقُلْتُ لِأَبِي بَصِيرٍ مَا أَرَادَ بِالْحِمَارِ وَ السِّكِّينِ قَالَ أَرَادَ أَنْ يَذْبَحَهُ ثُمَّ يَحْمِلَهُ فَيُجَهِّزَهُ وَ يَدْفِنَهُ قَالَ فَجَاءَ الْغُلَامُ بِالْحِمَارِ وَ السِّكِّينِ فَقَالَ يَا أَبَتِ أَيْنَ الْقُرْبَانُ قَالَ رَبُّكَ يَعْلَمُ أَيْنَ هُوَ يَا بُنَيَّ أَنْتَ وَ اللَّهِ هُوَ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَمَرَنِي بِذَبْحِكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى- قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ قَالَ فَلَمَّا عَزَمَ عَلَى الذَّبْحِ قَالَ يَا أَبَتِ خَمِّرْ وَجْهِي وَ شُدَّ وَثَاقِي قَالَ يَا بُنَيَّ الْوَثَاقُ مَعَ الذَّبْحِ وَ اللَّهِ لَا أَجْمَعُهُمَا عَلَيْكَ الْيَوْمَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَطَرَحَ لَهُ قُرْطَانَ الْحِمَارِ ثُمَّ أَضْجَعَهُ عَلَيْهِ وَ أَخَذَ الْمُدْيَةَ فَوَضَعَهَا عَلَى حَلْقِهِ
🔸امام باقر « علیه السلام» فرمودند:
«سپس [ابراهیم] در مشعر الحرام ایستاد و خداوند به او دستور داد که فرزندش را ذبح کند؛ در حالی که ابراهیم ویژگیها و خصلتهای او را دیده [و شناخته] بود و انس و دلبستگی عجیبی به او داشت.
چون صبح شد، از مشعر به سوی مِنا حرکت کرد و به مادرش (هاجر) گفت: “تو به زیارت خانه [کعبه] برو.” و [ابراهیم] پسر را نگه داشت. سپس گفت: “پسرکم! الاغ و کارد را بیاور تا قربانی را ذبح کنم.”
[راوی میگوید:] ابان گفت: از ابوبصیر پرسیدم: منظور [ابراهیم] از [آوردن] الاغ و کارد چه بود؟ گفت: قصد داشت او را ذبح کند و سپس [جسدش را] بر الاغ حمل کند تا آن را [کفن و] آمادهسازی کرده و دفن نماید.
[راوی ادامه میدهد:] پسر، الاغ و کارد را آورد و پرسید: “پدرجان! قربانی کجاست؟”
گفت: “پسرم! پروردگارت میداند کجاست.
به خدا سوگند که قربانی تو هستی؛ خداوند مرا به ذبح تو فرمان داده است؛ پس بنگر چه میبینی (نظر تو چیست؟)”
[پسر] گفت: “پدرجان! آنچه به آن دستور داده شدهای را انجام ده، که انشاءالله مرا از صابران خواهی یافت.”
[راوی] میگوید: چون ابراهیم بر ذبح مصمم شد، پسر گفت: “پدرجان! رویم را بپوشان و دست و پایم را محکم ببند.”
[ابراهیم] گفت: “پسرم! بستن دست و پا همراه با ذبح [بسیار سخت است]، به خدا سوگند امروز این دو را بر تو جمع نمیکنم [یعنی هم میخواهم تو را ذبح کنم و هم نمیخواهم تو را با طناب ببندم].”
ابوجعفر [امام باقر علیه السلام] فرمود: [ابراهیم] پارچهای (یا زیراندازی) که بر پشت الاغ بود را برای او پهن کرد و او را روی آن خواباند، سپس کارد را گرفت و بر گلوی او گذاشت.
📚الکافي ج 4ص207
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖ماجرای قربانیشدن حضرت اسماعیل به دست حضرت ابراهیم «علیهما السلام» در روز عید قربان 🔺 ثُمَّ قَام
➖تلاش ابلیس لعین برای منصرف کردن حضرت ابراهیم از انجام دستور الهی مبنی بر ذبح حضرت اسماعیل «عليهما السلام»
🔺فَأَقْبَلَ شَيْخٌ فَقَالَ مَا تُرِيدُ مِنْ هَذَا الْغُلَامِ قَالَ أُرِيدُ أَنْ أَذْبَحَهُ فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ غُلَامٌ لَمْ يَعْصِ اللَّهَ طَرْفَةَ عَيْنٍ تَذْبَحُهُ فَقَالَ نَعَمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَمَرَنِي بِذَبْحِهِ فَقَالَ بَلْ رَبُّكَ نَهَاكَ عَنْ ذَبْحِهِ وَ إِنَّمَا أَمَرَكَ بِهَذَا الشَّيْطَانُ فِي مَنَامِكَ قَالَ وَيْلَكَ الْكَلَامُ الَّذِي سَمِعْتُ هُوَ الَّذِي بَلَغَ بِي مَا تَرَى لَا وَ اللَّهِ لَا أُكَلِّمُكَ ثُمَّ عَزَمَ عَلَى الذَّبْحِ فَقَالَ الشَّيْخُ يَا إِبْرَاهِيمُ إِنَّكَ إِمَامٌ يُقْتَدَى بِكَ فَإِنْ ذَبَحْتَ وَلَدَكَ ذَبَحَ النَّاسُ أَوْلَادَهُمْ فَمَهْلًا فَأَبَى أَنْ يُكَلِّمَهُ قَالَ أَبُو بَصِيرٍ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ فَأَضْجَعَهُ عِنْدَ الْجَمْرَةِ الْوُسْطَى ثُمَّ أَخَذَ الْمُدْيَةَ فَوَضَعَهَا عَلَى حَلْقِهِ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ انْتَحَى عَلَيْهِ فَقَلَبَهَا جَبْرَئِيلُ ع عَنْ حَلْقِهِ فَنَظَرَ إِبْرَاهِيمُ فَإِذَا هِيَ مَقْلُوبَةٌ فَقَلَبَهَا إِبْرَاهِيمُ عَلَى خَدِّهَا وَ قَلَبَهَا جَبْرَئِيلُ عَلَى قَفَاهَا فَفَعَلَ ذَلِكَ مِرَاراً ثُمَّ نُودِيَ مِنْ مَيْسَرَةِ مَسْجِدِ الْخَيْفِ يَا إِبْرَاهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا وَ اجْتَرَّ الْغُلَامَ مِنْ تَحْتِهِ وَ تَنَاوَلَ جَبْرَئِيلُ الْكَبْشَ مِنْ قُلَّةِ ثَبِيرٍ - فَوَضَعَهُ تَحْتَهُ وَ خَرَجَ الشَّيْخ
🔸امام باقر «علیه السلام فرمودند زمانی که حضرت ابراهیم آماده ذبح اسماعیل «عليها السلام» شد:
«پس پیرمردی(شیطان) پیش آمد و گفت: از این نوجوان چه میخواهی؟
گفت: میخواهم او را ذبح کنم.
پیرمرد گفت: سبحانالله! نوجوانی که یک چشم بر هم زدن هم نافرمانی خدا نکرده را میخواهی ذبح کنی؟
گفت: آری، همانا خداوند مرا به ذبح او فرمان داده است.
پیرمرد گفت: بلکه پروردگارت تو را از ذبح او نهی کرده و این شیطان بوده که در خواب به تو چنین القا کرده است.
[ابراهیم] گفت: وای بر تو! همان سخنی که شنیدم، همان چیزی بود که مرا به اینجا رساند که میبینی؛ نه، به خدا سوگند با تو سخن نخواهم گفت.
سپس بر ذبح کردن عزم کرد. پیرمرد گفت: ای ابراهیم! تو امامی هستی که مردم از تو پیروی میکنند؛ اگر تو فرزندت را ذبح کنی، مردم هم فرزندانشان را ذبح خواهند کرد؛ پس درنگ کن.
اما [ابراهیم] از سخن گفتن با او خودداری کرد.
ابوبصیر گفت: از ابوجعفر «عليه السلام» شنیدم که میفرمود: پس [ابراهیم] او را نزد جمرهٔ وسطی بر زمین خواباند، سپس کارد را گرفت و بر گلوی او نهاد، آنگاه سرش را به سوی آسمان بلند کرد و سپس بر او خم شد. پس جبرئیل «عليه السلام» کارد را از گلوی او برگرداند. ابراهیم نگاه کرد و دید که کارد وارونه شده است. ابراهیم آن را به سوی گونهاش برگرداند، و جبرئیل آن را به پشتش برگرداند؛ این کار چند بار تکرار شد.
سپس از سمت چپ مسجد خیف ندا آمد که: ای ابراهیم! رؤیا را تصدیق کردی.
و [در همان حال] نوجوان را از زیر [کارد / از زیر او] کنار کشید، و جبرئیل قوچ را از بالای کوه ثَبیر برداشت و آن را زیر او قرار داد، و آن پیرمرد [شیطان] بیرون رفت.»
📚الکافي ج 4ص207
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖تلاش ابلیس لعین برای منصرف کردن حضرت ابراهیم از انجام دستور الهی مبنی بر ذبح حضرت اسماعیل «عليهما ا
➖تلاش ابلیس لعین برای منصرف کردن حضرت ابراهیم علیهالسلام از طریق همسرشان
🔺َ خَرَجَ الشَّيْخُ الْخَبِيثُ حَتَّى لَحِقَ بِالْعَجُوزِ حِينَ نَظَرَتْ إِلَى الْبَيْتِ وَ الْبَيْتُ فِي وَسَطِ الْوَادِي فَقَالَ مَا شَيْخٌ رَأَيْتُهُ بِمِنًى فَنَعَتَ نَعْتَ إِبْرَاهِيمَ قَالَتْ ذَاكَ بَعْلِي قَالَ فَمَا وَصِيفٌ رَأَيْتُهُ مَعَهُ «4» وَ نَعَتَ نَعْتَهُ قَالَتْ ذَاكَ ابْنِي قَالَ فَإِنِّي رَأَيْتُهُ أَضْجَعَهُ وَ أَخَذَ الْمُدْيَةَ لِيَذْبَحَهُ قَالَتْ كَلَّا مَا رَأَيْتُ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا أَرْحَمَ النَّاسِ وَ كَيْفَ رَأَيْتَهُ يَذْبَحُ ابْنَهُ قَالَ وَ رَبِّ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ رَبِّ هَذِهِ الْبَنِيَّةِ لَقَدْ رَأَيْتُهُ أَضْجَعَهُ وَ أَخَذَ الْمُدْيَةَ لِيَذْبَحَهُ قَالَتْ لِمَ قَالَ زَعَمَ أَنَّ رَبَّهُ أَمَرَهُ بِذَبْحِهِ قَالَتْ فَحَقٌّ لَهُ أَنْ يُطِيعَ رَبَّهُ
🔸امام باقر علیهالسلام فرمودند:
شیخِ پلید(ابلیس لعین) بیرون آمد تا به آن پیرزن رسید، هنگامی که او به خانه نگاه کرد؛ و خانه در میانهٔ دره بود. پس آن مرد گفت:
«من شیخی را در منی دیدهام»؛ و او اوصافش را به او داد، همان اوصافِ ابراهیم را.
زن گفت: «آن، شوهر من است.»
گفت: «پس آن نوجوانی را که همراه او دیدهام چه؟»
و اوصافش را بیان کرد.
زن گفت: «آن، پسر من است.»
گفت: «من دیدم که او را به زمین خواباند و کارد را برداشت تا او را ذبح کند.»
زن گفت: «هرگز! من ابراهیم را جز مهربانترین مردم ندیدهام؛ چگونه او را دیدهای که پسرش را ذبح میکند؟»
گفت: «به پروردگار آسمان و زمین، و به پروردگار این بنا، من او را دیدم که او را خواباند و کارد را برداشت تا ذبحش کند.»
زن گفت: «چرا؟»
گفت: «گمان میکرد که پروردگارش او را به ذبح فرزندش فرمان داده است.»
زن گفت: «پس بر اوست که از پروردگارش اطاعت کند.»
📚الکافي ج 4ص207
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
🛑فَأُدْخِلَ عَلَيْهِ جَمَاعَةٌ مِنَ الْأَطِبَّاءِ، فَكَانَ إِذَا دَخَلَ الطَّبِيبُ عَلَيْهِ وَ أَمَر
➖فوت مادر فقط بخاطر دیدن جائی چاقو
🔺قَالَ فَلَمَّا قَضَتْ مَنَاسِكَهَا فَرِقَتْ أَنْ يَكُونَ قَدْ نَزَلَ فِي ابْنِهَا شَيْءٌ فَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهَا مُسْرِعَةً فِي الْوَادِي وَاضِعَةً يَدَهَا عَلَى رَأْسِهَا وَ هِيَ تَقُولُ رَبِّ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا عَمِلْتُ بِأُمِّ إِسْمَاعِيلَ قَالَ فَلَمَّا جَاءَتْ سَارَةُ «1» فَأُخْبِرَتِ الْخَبَرَ قَامَتْ إِلَى ابْنِهَا تَنْظُرُ فَإِذَا أَثَّرَ السِّكِّينُ خُدُوشاً فِي حَلْقِهِ فَفَزِعَتْ وَ اشْتَكَتْ وَ كَانَ بَدْءَ مَرَضِهَا الَّذِي هَلَكَتْ فِيهِ وَ ذَكَرَ أَبَانٌ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ أَرَادَ أَنْ يَذْبَحَهُ فِي الْمَوْضِعِ الَّذِي حَمَلَتْ أُمُّ رَسُولِ اللَّهِ ص عِنْدَ الْجَمْرَةِ الْوُسْطَى فَلَمْ يَزَلْ مِضْرَبُهُمْ يَتَوَارَثُونَ بِهِ كَابِرٌ عَنْ كَابِرٍ حَتَّى كَانَ آخِرَ مَنِ ارْتَحَلَ مِنْهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع فِي شَيْءٍ كَانَ بَيْنَ بَنِي هَاشِمٍ وَ بَيْنَ بَنِي أُمَيَّةَ فَارْتَحَلَ فَضَرَبَ بِالْعَرِين
🔸امام باقر علیه السلام فرمودند:
پس هنگامی که مناسک خود را به پایان رساند، ترسید که مبادا برای پسرش اتفاقی افتاده باشد؛ و گویی من او را میبینم که با شتاب در دره میدود، در حالی که دستش را بر سرش نهاده و میگوید:
«پروردگارا، مرا به سبب آنچه نسبت به امّ اسماعیل انجام دادم مؤاخذه مکن.»
راوی گفت:
وقتی ساره آمد و از ماجرا آگاه شد، برخاست تا به سوی پسرش برود و نگاه کند؛ ناگهان دید که اثر کارد، خراشهایی در گلوی او به جا گذاشته است. پس هراسان شد و بیمار گشت، و این آغاز همان بیماریای بود که در آن از دنیا رفت.
📚الکافي ج 4ص207
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖از قربانگاه حضرت ابراهیم تا کربلاء امام حسین «علیهالسلام»
🔺شَاذَانَ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع يَقُولُ لَمَّا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِبْرَاهِيمَ ع أَنْ يَذْبَحَ مَكَانَ ابْنِهِ إِسْمَاعِيلَ الْكَبْشَ الَّذِي أَنْزَلَهُ عَلَيْهِ تَمَنَّى إِبْرَاهِيمُ ع أَنْ يَكُونَ قَدْ ذَبَحَ ابْنَهُ إِسْمَاعِيلَ بِيَدِهِ وَ أَنَّهُ لَمْ يُؤْمَرْ بِذَبْحِ الْكَبْشِ مَكَانَهُ لِيَرْجِعَ إِلَى قَلْبِهِ مَا يَرْجِعُ «2» إِلَى قَلْبِ الْوَالِد الَّذِي يَذْبَحُ أَعَزَّ وُلْدِهِ عَلَيْهِ بِيَدِهِ فَيَسْتَحِقَّ بِذَلِكَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ أَهْلِ الثَّوَابِ عَلَى الْمَصَائِبِ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ يَا إِبْرَاهِيمُ مَنْ أَحَبُّ خَلْقِي إِلَيْكَ فَقَالَ يَا رَبِّ مَا خَلَقْتَ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ ص فَأَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَيْهِ أَ فَهُوَ أَحَبُّ إِلَيْكَ أَمْ نَفْسُكَ قَالَ بَلْ هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ نَفْسِي قَالَ فَوُلْدُهُ أَحَبُّ إِلَيْكَ أَمْ وُلْدُكَ قَالَ بَلْ وُلْدُهُ قَالَ فَذَبْحُ وُلْدِهِ ظُلْماً عَلَى أَيْدِي أَعْدَائِهِ أَوْجَعُ لِقَلْبِكَ أَوْ ذَبْحُ وُلْدِكَ بِيَدِكَ فِي طَاعَتِي قَالَ يَا رَبِّ بَلْ ذَبْحُ وُلْدِهِ ظُلْماً عَلَى أَيْدِي أَعْدَائِهِ أَوْجَعُ لِقَلْبِي قَالَ يَا إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ طَائِفَةً تَزْعُمُ أَنَّهَا مِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ سَتَقْتُلُ الْحُسَيْنَ ابْنَهُ مِنْ بَعْدِهِ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْشُ وَ يَسْتَوْجِبُونَ بِذَلِكَ سَخَطِي فَجَزِعَ إِبْرَاهِيمُ ع لِذَلِكَ وَ تَوَجَّعَ قَلْبُهُ وَ أَقْبَلَ يَبْكِي فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ يَا إِبْرَاهِيمُ قَدْ فَدَيْتُ جَزَعَكَ عَلَى ابْنِكَ إِسْمَاعِيلَ لَوْ ذَبَحْتَهُ بِيَدِكَ بِجَزَعِكَ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ قَتْلِهِ وَ أَوْجَبْتُ لَكَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ أَهْلِ الثَّوَابِ عَلَى الْمَصَائِبِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ
🔸شاذان [یکی از راویان] گفت: شنیدم که امام رضا (علیهالسلام) میفرمود:
هنگامی که خداوند عزّ و جلّ به ابراهیم (علیهالسلام) دستور داد که به جای پسرش اسماعیل، قوچی را که بر او نازل کرد، ذبح کند، ابراهیم (علیهالسلام) آرزو کرد که ای کاش پسرش اسماعیل را با دست خود ذبح میکرد و مأمور به ذبح قوچ به جای او نمیشد. [او این آرزو را داشت] تا آن حالتی که به قلب پدر هنگام ذبح عزیزترین فرزندش با دست خودش دست میدهد، به قلب او بازگردد و بدین سبب، بالاترین درجات پاداشدهندگان بر مصیبتها را برای خود کسب کند.
پس خداوند عزّ و جلّ به او وحی فرستاد: «ای ابراهیم، محبوبترینِ مخلوقات من نزد تو کیست؟»
[ابراهیم] گفت: «پروردگارا! هیچ مخلوقی را نیافریدهای که از حبیب تو، محمد (صلیاللهعلیهوآله)، نزد من محبوبتر باشد.»
پس خداوند تعالی وحی فرستاد: «آیا او [محمد] محبوبتر است یا خودت؟»
گفت: «بلکه او از خودم محبوبتر است.»
[خداوند] پرسید: «پس فرزندان او [اهل بیت او] محبوبترند یا فرزندان تو؟»
گفت: «بلکه فرزندان او.»
[خداوند] پرسید: «پس ذبح شدنِ فرزندانش به ستم توسط دشمنانش، دلت را بیشتر میسوزاند یا ذبح شدنِ فرزندت به دست خودت در راه اطاعت از من؟»
گفت: «پروردگارا! بلکه ذبح شدنِ فرزندانش به ستم توسط دشمنانش، دلِ مرا بیشتر میسوزاند.»
[خداوند] فرمود: «ای ابراهیم! همانا گروهی گمان میکنند که از امت محمد هستند، [که] پس از او، حسین [علیهالسلام]، پسرش را به ستم و دشمنی، همانند ذبح قوچ، خواهند کشت و بدین سبب سزاوار خشم من خواهند شد.»
پس ابراهیم (علیهالسلام) از این سخن جزع کرد و دلش به درد آمد و شروع به گریه کرد.
پس خداوند عزّ و جلّ به او وحی فرستاد: «ای ابراهیم! همانا جزع و اندوه تو بر پسرت اسماعیل، اگر با دست خود ذبحش میکردی، فدای [جزع و اندوه] تو بر حسین [علیهالسلام] و کشته شدن او گردید؛ و من بالاترین درجات پاداشدهندگان بر مصیبتها را برای تو واجب گرداندم. و این همان فرمایش خداوند عزّ و جلّ است: "و ما او [اسماعیل] را با قربانی بزرگی فدیه دادیم."»
📚الخصال ج 1 ص55
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
🔺ماجرای ابلاغ سورهی برائت توسط امیرالمومنین علیه السلام و عزل ابابکر از مأموریت ابلاغ
✦ سالروز منع ابابکر از ابلاغ سورهی برائت
✦ فضیلت منحصر به فرد سورهی برائت برای امیرالمومنین علیه السلام
✦چرا پیامبر ابابکر را از ابلاغ سورهی برائت منع کردند؟
✦چرا در آغاز، ابوبکر مأمور ابلاغ سوره برائت شد؟ آیا او در ابتدا شایستگیِ ابلاغ داشت و سپس عزل شد؟
✦فرمان خدا در ابلاغ سورهی برائت برای پاکسازی حریم مکه از مشرکان
✦مفاد نامهای که امیرالمومنین علیهالسلام برای ابلاغ به مشرکان مکه بردند، چه بود
✦چرا فقط امیرالمومنین علیه السلام شأنیت انتقال برائت نامه به مکه را داشتند؟
✦واکنش مشرکان مکه به ابلاغ سورهی برائت توسط امیرالمومنین علیه السلام
✦کنایهی سنگین پیامبر به ابابکر دربارهی نالایق بودن برای ابلاغ سورهی برائت
✦نقض پیمان یا اعلام پایان ؟ بررسی دستور الهی دربارهی سورهی برائت
✦چگونگی دلالت ابلاغ سوره برائت بر حقانیت امیرالمومنین «علیه السلام»
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖شب جمعه است یادت نکنم میمیرم
🔺..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.»
🔸از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است:
من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیهالسلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن میگفت.
یونس به امام صادق (علیهالسلام) عرض کرد:
فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیهالسلام) میافتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟
حضرت فرمودند:
بگو:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ»
این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان میرسد، چه از نزدیک و چه از دور.»
📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
**عوامل فراموشی غدیر**
✍سال گذشته بحثی با عنوان **«عوامل فراموشی غدیر»** آغاز کردیم که الحمدلله به بحثی بسیار خوب، دقیق و مستند تبدیل شد و در آن از منابع معتبر شیعه و سنی استفاده شد.
تا کنون **۲۱ قسمت** از این بحث ارائه شده است؛ از جمله:
- ادعای نسخ
- کینهٔ قریش
- حسادت قریش
- تهدید
- ارعاب
- تخریب شخصیت
و اینک، برای آغاز مجدد بحث غدیر و ادامهٔ آن، ابتدا لینک بحث سال گذشته را خدمت دوستان ارسال میکنیم؛
سپس انشاءالله ادامهٔ مباحث نیز بهزودی بیان خواهد شد.
**بهشدت توصیه میکنم این بحث را با دقت مطالعه فرمایید.**
نظرات:
https://abzarek.ir/service-p/msg/4502175
✍عیسوند
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖عوامل فراموشی غدیر❗️
1. دروغگویان
دروغ گویان؛ معماران اصلی فراموشی غدیر
2. ادعای نسخ
✦ادعای نسخ، اولین گام در فراموشی غدیر
✦پاسخ به ادعای نسخ؛ حقیقتی برخاسته از قرآن
✦بررسی ادعای نسخ در پرتوی شورای شش نفره
3. دشمنی قریش
✦غربت غدیر؛در سایهی دشمنی قریشیان
✦شکایت امیرالمومنین از دشمنی بیحصر قریش
✦ریشهی دشمنی قریش؛ سختی شمشیر امیرالمومنین علیهالسلام
✦آتش خشمی که پس از سالها خاموش نشد
✦چرا پیکان کینهی قریش امیرالمومنین را هدف گرفت؟
✦کینهای که منجربه ترور امام بیداری نشد
✦ردپای کینهی قریش در منابع مخالفین شیعه
4. حسادت قریشیان
✦حسادتی که خلافت را غصب کرد
5. تهدید قریشیان
✦ تهدید؛ راه قریش برای نیل به اهداف شوم
✦تهدیدی که به مرحلهی عمل رسید؛ قتل سعد بن عباده
✦ تحکیم پایههای نفاق؛ قتل مالک بن نویره
6. ارعاب قریشیان
✦ارعاب راهی برای خنثی سازی اعتراضات اهل مدینه
✦شکستن بیعت در فرهنگ جاهلی؛ ننگی مطلق بر پیشانی عرب
7. تخریب شخصیت
✦ دستاویز سقیفه برای نفی خلافت؛ جوانی امیرالمومنین
✦مقایسهی سن؛ توجیه سقیفه برای خلافت ابابکر
✦ابیقحافه و پاسخ دندانشکن به ادعای خلافت ابابکر
✦چگونه شوخ طبعی امیرالمومنین دستاویزی برای دشمنان شد؟
ادامه دارد انشاءالله تعالی
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖معرفي سه طایفهی کلیدی در بازگرداندن اسلام به جاهلیت
🔺عنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: أَصْبَحَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَوْماً كَئِيباً حَزِيناً فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ ع مَا لِي أَرَاكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ كَئِيباً حَزِيناً فَقَالَ وَ كَيْفَ لَا أَكُونُ كَذَلِكَ وَ قَدْ رَأَيْتُ فِي لَيْلَتِي هَذِهِ أَنَّ بَنِي تَيْمٍ وَ بَنِي عَدِيٍّ وَ بَنِي أُمَيَّةَ يَصْعَدُونَ مِنْبَرِي هَذَا يَرُدُّونَ النَّاسَ عَنِ الْإِسْلَامِ الْقَهْقَرَى فَقُلْتُ يَا رَبِّ فِي حَيَاتِي أَوْ بَعْدَ مَوْتِي فَقَالَ بَعْدَ مَوْتِك)1
🔸«از زراره، از یکی از آن دو (امام باقر یا امام صادق علیهما السلام) نقل شده که فرمود:
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) روزی را در حالی آغاز کردند که غمگین و اندوهگین بودند.
امام علی (علیهالسلام) به ایشان عرض کردند: «چرا شما را غمگین و اندوهگین میبینم، ای رسول خدا؟»
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «چگونه غمگین نباشم، در حالی که امشب در رؤیای خود دیدم که بنیتیم و بنیعدی و بنیامیه بر این منبر من بالا میروند و مردم را به قهقرا (به عقب، به دوران جاهلیت) از اسلام بازمیگردانند.»
(پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در ادامه نقل میکنند که)
گفتم: «پروردگارا، (این اتفاق) در زمان حیات من رخ میدهد یا پس از مرگ من؟»
(خداوند) فرمود: «پس از مرگ تو.»»
👇 نکته اول👇
ابوبکر از طایفۀ بنیتیم
عمر از طایفۀ بنیعدی
معاویه از طایفۀ بنیامیه
که این سه طایفه زیرمجموعۀ طایفۀ قریش هستند.
👇نکته دوم👇
🔺هذا الخبر مما روته العامة أيضا إلا أنهم حذفوا منه لفظتي بني تيم و بني عدي)2
🔸مرحوم ملا محسن فیض کاشانی:
«این روایت را عامه (اهلسنت) نیز نقل کردهاند، با این تفاوت که آنان دو واژه «بنیتیم» و «بنیعدی» را از آن حذف کردهاند.»
👇نکته سوم👇
در منابع، مخالفین بهطور گسترده دو گونه حذف صورت گرفته است:
اول: حذف فضائل اهلالبیت «علیهمالسلام»
دوم: حذف مطاعن دشمنان اهلالبیت «علیهمالسلام»، مثل حدیث فوق.
✦اما سزای واقعی این منافقین چه بود؟
🔺جَمِيلٌ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَوْ لَا أَنِّي أَكْرَهُ أَنْ يُقَالَ إِنَّ مُحَمَّداً اسْتَعَانَ بِقَوْمٍ حَتَّى إِذَا ظَفِرَ بِعَدُوِّهِ قَتَلَهُمْ لَضَرَبْتُ أَعْنَاقَ قَوْمٍ كَثِير
🔸«جمیل از زراره، او از یکی از آن دو (امام باقر یا امام صادق علیهما السلام) از قول رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل میکند که فرمود:
«اگر ناگوار نمیدانستم که گفته شود محمد (صلی الله علیه و آله) از قومی کمک گرفت تا زمانی که بر دشمن خود پیروز شد، آنها را بکشد، گردنِ افرادِ بسیاری را میزدم.»»
👇🏻نتیجه👇🏻
«مرحوم کلینی در کتاب شریف الکافی، این دو روایت را پشت سر هم آورده تا به روشنی مشخص شود که رسولالله (صلیاللهعلیهوآله) چه کسانی را مستحق مجازات میدانستند و چه کسانی مستحق اعدام بودند.
این چینش روایات، به خوبی قاعده «عموم به خصوص» را نشان میدهد.»
📚: منابع
1:الكافي ج8، ص: 345
2: الوافي، ج2، ص: 189
3: الكافي ج8، ص: 345
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چرا منطقه غدیرخم برای ابلاغ امامت امیرالمومنین «علیهالسلام» انتخاب شد؟
🔺و لَمَّا قَضَى رَسُولُ اللَّهِ ص نُسُكَهُ شَرِكَ عَلِيّاً فِي هَدْيِهِ وَ قَفَلَ إِلَى الْمَدِينَةِ مَعَهُ فَانْتَهَى إِلَى غَدِيرِ خُمٍّ فَنَزَلَ حِينَ لَا مَوْضِعَ نُزُولٍ لِعَدَمِ الْمَاءِ وَ الْمَرْعَى وَ نَزَلَ الْمُسْلِمُونَ مَعَهُ وَ كَانَ سَبَبَ نُزُولِهِ أَنَّهُ أَمَرَ بِنَصْبِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ خَلِيفَةً فِي الْأُمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ وَ تَقَدَّمَ الْوَحْيُ إِلَيْهِ فِي ذَلِكَ مِنْ غَيْرِ تَوْقِيتٍ فَأَخَّرَهُ إِلَى وَقْتٍ يَأْمَنُ فِيهِ الِاخْتِلَافَ وَ عَلِمَ أَنَّهُ إِنْ تَجَاوَزَ غَدِيرَ خُمٍّ انْفَصَلَ عَنْهُ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ إِلَى بِلَادِهِمْ وَ أَمَاكِنِهِمْ وَ بَوَادِيهِمْ فَأَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَجْمَعَهُمْ لِسَمَاعِ النَّصِّ وَ تَأْكِيدِ الْحُجَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ يَعْنِي فِي اسْتِخْلَافِ عَلِيٍّ وَ النَّصِّ عَلَيْهِ بِالْإِمَامَةِ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ فَأَكَّدَ الْفَرْضَ عَلَيْهِ بِذَلِكَ وَ خَوَّفَهُ مِنْ تَأْخِيرِ الْأَمْرِ وَ ضَمِنَ لَهُ الْعِصْمَةَ وَ مَنَعَ النَّاسَ مِنْه
🔸مرحوم اربلی نقل می کند:
«و هنگامی که رسول خدا «صلیاللهعلیهوآله» مناسک حج خود را به پایان رساند، علی «عليهالسلام» را در قربانیاش شریک کرد و همراه او به سوی مدینه بازگشت.
چون به غدیر خم رسید، در جایی فرود آمد که به دلیل نبودِ آب و چراگاه، جای مناسبی برای توقف نبود و مسلمانان نیز همراه او فرود آمدند.
علتِ توقف ایشان در آن مکان، این بود که خداوند به وی دستور داده بود تا امیرالمؤمنین (علی) را به عنوان جانشین خود در میان امت منصوب کند.
پیش از آن نیز وحی در اینباره به پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» رسیده بود، اما زمانی برای آن تعیین نشده بود؛ از اینرو پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» اجرای آن را به زمانی موکول کرد که از بروز اختلاف در امان باشد. ایشان میدانست که اگر از غدیر خم بگذرد، بسیاری از مردم از او جدا شده و به سوی شهرها، مناطق و بیابانهای خود پراکنده میشوند؛ لذا خداوند اراده کرد که آنان را برای شنیدن این نصّ (فرمان صریح) و تکمیلِ حجت گرد هم آورد.
پس خداوند متعال این آیه را نازل فرمود: «ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است، [به مردم] ابلاغ کن»؛
یعنی [ابلاغِ امرِ] جانشینی علی و نصّ (تصریح) بر امامت او؛ «و اگر چنین نکنی، رسالت او را نرساندهای و خداوند تو را از [شرّ] مردم حفظ میکند.»
بدین ترتیب، خداوند این تکلیف را بر پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» مؤکد ساخت و ایشان را از تأخیر در این امر برحذر داشت و ضمانتِ حفظِ جانِ ایشان را در برابر مردم داد.»
📚کشف الغمة ج 1 ص 237
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi