eitaa logo
تأملات | محمد ولیانپور
551 دنبال‌کننده
78 عکس
7 ویدیو
1 فایل
یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیان‌پور طلبه | در باب سیاست، فرهنگ و رسانه | عدالتخواه ارتباط با من در ویراستی و فارس: virasty.com/valianpour farsnews.ir/Valianpour
مشاهده در ایتا
دانلود
خون‌شویی در کاخ سفید «شما از کسی نام بردید که بسیار بحث‌برانگیز بود و بسیاری از مردم از او خوششان نمی‌آمد؛ چه او را دوست داشته باشید و چه نداشته باشید! حالا اتفاقی افتاده است، اما بن‌سلمان چیزی در مورد آن نمی‌دانست! می‌توانیم همین‌جا تمامش کنیم... لازم نیست با پرسیدن چنین سؤالی مهمان ما را شرمنده کنید!». این‌ها جملات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکاست که دیروز در کاخ سفید میزبان بن‌سلمان، ولیعهد سعودی بود و در پاسخ به خبرنگاری که از جنایت بن‌سلمان در قتل خاشقچی پرسیده بود، ابتدا لقب فیک‌نیوز را به او داد و بعد هم گفت که به ولیعهد عربستان به دلیل کارهایی که در زمینه حقوق بشر انجام داده افتخار می‌کند. «جمال خاشقچی» روزنامه‌نگار منتقد سعودی بود که هفت سال پیش در کنسولگری این کشور در ترکیه به قتل رسید؛ با تزریق بیش از حد داروی آرام‌بخش و سپس تکه‌تکه کردن جسدش تا بدون دردسر از کنسولگری خارج شود. حالا ترامپ ادعا می‌کند که بن‌سلمان اطلاعی درباره قتل خاشقچی نداشته است، در حالی‌که این دستگاه اطلاعاتی آمریکا در دولت اول ترامپ در همان سال بود که فاش کرد ولیعهد سعودی مستقیما دستور قتل او را داده است! هرچند ترامپ در زمان قتل خاشقچی هم به دلیل سرمایه‌گذاری‌های هنگفت عربستان سعودی در ایالات متحده خواستار چشم‌پوشی از این ماجرا شده بود، ولی رسانه‌ای شدن این جنایت، چهره‌ای منفور از بن‌سلمان ساخته بود که طی سال‌های گذشته مانع از حضور او در بسیاری از کشورهای غربی و از جمله آمریکا می‌شد. حالا پس از هفت سال ولیعهد عربستان‌سعودی در کنار ترامپ نشسته تا ساحر کاخ سفید، اتاق بیضی‌اش را به حمام خون‌شویی تبدیل کند و سرمایه دموکراسی و حقوق بشرش را به پای دفاع از او بریزد. در حالی‌که چشم‌هایش بر زمین دوخته شده و دست‌هایش با اضطراب درهم می‌پیچد تا دستان مکبث در تراژدی شکسپیر را به یاد آورد. کسی که تلاش وسواس‌گونه‌ای داشت تا دست‌های آلوده به خونش را بشوید و با توسل به ساحران از عذاب وجدان رها شود؛ اما در نهایت این جنون جنایت بود که رهایش نکرد. اما معادلات ثروت و قدرت در مهد دموکراسی و حقوق بشر آن‌قدر ارزش دارد که نه‌تنها پرونده نمادین قتل یک خبرنگار، بلکه اعدام هزاران منتقد سعودی و سرکوبشان در عربستان نیز مانعی در مقابلش نباشد. بن‌سلمان هم با وجود کسری بودجه شدید و تعلیق پروژه‌های بلندپروازانه‌اش، قول می‌دهد سرمایه‌گذاری عربستان در آمریکا را از ششصد میلیارد دلار به یک تریلیون دلار افزایش دهد و روند عادی‌سازی روابط با اسرائیل را سرعت بخشد. کسی که شیوخ نفتی را به شکل تپه پول می‌بیند و کشورهایشان را به گاو شیرده اقتصاد آمریکا تشبیه می‌کند، متاع حقوق بشر را هم می‌تواند به قیمت مناسبی بفروشد. همان‌طور که هفته پیش برای تروریست تحت تعقیب آمریکا با جایزه ده میلیون دلاری فرش قرمز پهن کرد تا نام جولانی را در برابر خوش‌خدمتی‌هایش از فهرست تروریستی پاک کند. حباب‌های حقوق بشر غربی البته مدت‌هاست که پی‌درپی می‌ترکد و چنین حباب‌هایی جز کودکان بازی‌گوش عرصه سیاست را به وجد نمی‌آورد. این جنایت‌ها در برابر تجاوزات آمریکا به کشورهای مختلف به اسم صدور دموکراسی، دفاع از حقوق بشر، مبارزه با تروریسم و... و به‌ویژه هم‌دستی با اشغال و نسل‌کشی توسط اسرائیل رقمی نیست؛ اما خون‌شویی نمادین بن‌سلمان در کاخ سفید نشان داد که دیگر حتی حفظ ظواهر هم اهمیتی ندارد و حالا چهره غرب را با شفافیت بیشتری می‌توان به نظاره نشست. بیشتز بخوانید: شبه‌جزیره ثبات! پیام ایرانی در سفر عربی تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
22.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زنان غزه، پای درس فاطمه(س) ویدئویی که احمد ابوالروس، خبرنگار مشهور فلسطینی سال گذشته با این عنوان منتشر کرده بود: «مادرم و خانم‌های غزه؛ و با عظمت ترین داستان از بانو فاطمه زهرا. احمد، دو ماه بعد با حمله مستقیم پهپادهای اسرائیلی ترور شد و به شهادت رسید... از: مجله تصویری «غزه‌تودی»؛ دریچه‌ای به شناخت انسان فلسطینی: @gazatoday_ir تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
درباره کج‌دار و مریز فیلترینگ... بالاخره پس از سال‌ها شعار و کشاکش جناح‌های سیاسی و مدیران کشور بر سر فیلترینگ، گام‌هایی برای روشن شدن وضعیت فیلترشکن‌ها برداشته شد و طرح تحقیق و تفحص از وضعیت فیلترینگ و فیلترشکن‌ها به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. مدیریت ترافیک ورودی و خروجی کشور، صیانت از حریم خصوصی و داده‌های شهروندان ایرانی، حکم‌رانی کلان‌داده‌ها، رفع تهدیدات امنیت ملی و افشای مافیای فیلترشکن و وی‌پی‌ان با گردش مالی قابل توجهی که تا پنجاه همت برآورد می‌شود، از مهم‌ترین ابعاد این طرح است. پیش از این از مسائلی نوشته بودم که سال‌هاست کشور را درگیر خود کرده و هیچ‌گاه حل نشده‌اند؛ از جمله فیلترینگی که با وجود فراگیر شدن فیلترشکن‌ها عملا مفهوم خود را از دست داده و با وجود ادعاهای سیاسیون جناح‌های مختلف و بهره‌برداری از موضوع در هر انتخابات، هیچ وقت ردی از مافیای فیلترشکن‌ها یافت نمی‌شود! قضاوت درباره این‌که مسیر تحقیق و تفحص بتواند چنین گرهی را باز کند نیاز به زمان دارد. چون معاون نظارت بانک مرکزی سال گذشته تصریح کرده بود که در صورت درخواست وزارت ارتباطات می‌تواند اطلاعات و تراکنش‌های مالی فروشندگان فیلترشکن را ارئه کند؛ اما گویا تاکنون اراده‌ای بر حل این مسأله از طریق عادی وجود نداشته است. دو روز پیش هم افشای هویت دارندگان خط سفید جنجال به‌پا کرده بود؛ خطوط بدون فیلتری که در شرایط جنگی و حاکمیت پایدار فیلترینگ برای مدیران و اصحاب رسانه قابل توجیه است؛ چراکه طبیعتا باید به همه منابع خبری دسترسی داشته باشند. ولی در وضعیت حاکمیت فیلترشکن‌ها چیزی جز تبعیض را برای عموم مردم متبادر نمی‌کند. سامان‌دهی فضای مجازی و اعمال حاکمیت بر این عرصه، از بدیهیات حکم‌رانی است و همه کشورها، کمابیش و با توجه به سطح تهدیداتی که دارند، از ابزارهای اعمال حاکمیت در فضای مجازی استفاده می‌کنند. کشور ما هم با توجه به منازعات جاری از این قاعده مستثنا نیست و اتفاقا زمین اصلی منازعاتش در همین فضا جریان دارد. همین دوماه پیش بود که نتانیاهو شبکه‌های اجتماعی را مهم‌ترین فناوری جنگ‌های مدرن دانسته و گفته بود از حاکمیت بر این شبکه‌ها به‌عنوان ابزار نبرد استفاده می‌کند. دشمن هم از تملک و تسلط بر سکوهای مجازی استفاده می‌کند و هم از سانسور محتوا؛ تا میدان اصلی جنگ را در زمین شناختی و آسمان احساسی ملت‌ها مدیریت کند. اما فیلترینگی که قرار نیست فیلترینگ باشد و سکوها و محتواهای مضر را محدود کند، صرفا مانع کوتاهی است برای پرش و دور زدن! تا حدود 90 درصد کاربران را به دامن فیلترشکن‌ها بیندازد و بیش از 70 درصد ترافیک اینترنتی کشور را روی باند وی‌پی‌ان‌ها قرار دهد. حالا دیگر فیلترینگ نه یک مانع نفوذناپذیر، بلکه به مانعی معمولی تبدیل شده که با صرف مقداری زمان و گاهی هزینه اضافه، کاربر را در فضایی به‌مراتب ناایمن‌تر رها می‌کند که نه‌تنها در قلمرو حکم‌رانی کشور نیست، بلکه کلان‌داده‌ها را به‌طور مستقیم و در ابعادی وسیع‌تر در حاکمیت دشمن قرار می‌دهد و آسیب‌هایی به‌مراتب بیشتر از فیلترینگ را بر مردم تحمیل می‌کند. بدافزارهایی که بر روی گوشی‌های ده‌ها میلیون ایرانی جاخوش کرده‌اند و حجم عظیمی از اطلاعات داخلی را به یغما می‌برند علاوه بر به‌خطر انداختن امنیت اطلاعات، محتواهای بستر اقدامات ضدامنیتی هم می‌شوند که نمونه‌اش را در شبکه جذب سرویس‌های جاسوسی دشمن مشاهده می‌کنیم. وضعیت کج‌دار و مریز مدیریت فضای مجازی و بازی با اعصاب کاربران بدون آن‌که آورده‌ای برای کشور ما داشته باشد، صرفا اعتماد جامعه را زائل می‌کند. اما شاید مهم‌ترین اثر سوء وضعیت فعلی، قبح‌شکنی از دور زدن قانون و شرع است که جمعیت زیادی از مردم ما را درگیر خود کرده و تسری آن به سایر رفتارها می‌تواند پایه‌های هنجاری جامعه را متزلزل کند. بیشتز بخوانید: از جنگ ۱۲ روزه تا نبرد ۷۲۴ ما و مسائلی که حل نمی‌شوند! یک بام و دوهوای لایحه جنجالی! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
کشف حجاب از بی‌قانونی در روزهای اخیر خبرهایی از گزارش وزارت اطلاعات از وضعیت پوشش به رهبر انقلاب و دستورات ایشان منتشر شد که بازتاب زیادی در فضای مجازی داشت و البته قابل تأیید نبود. تا این‌که روز گذشته رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت، اصل گزارش وزارت اطلاعات را فارغ از جزئیاتش تأیید کرده و گفت: «ابلاغیه رهبری درباره حجاب به دولت رسیده است». الیاس حضرتی گفته است «مواضع رئیس‌جمهور و اعضای دولت به‌معنای بی‌توجهی به ناهنجاری‌های اجتماعی افرادی معدود نیست» و دولت با تشکیل کمیته ویژه‌ای «به دنبال روش‌های جدید برخورد با بی‌حجابی» است. حدود یک سال از تعلیق و به حاشیه رفتن لایحه حمایت از خانواده یا همان قانون حجاب و عفاف می‌گذرد؛ تعلیقی که بدون توضیح کافی و شفافیت لازم از سوی شورای عالی امنیت ملی انجام شد و حتی اعضای شورا هم اظهارات ضد و نقیضی درباره روند قانونی‌اش داشته‌اند و مستند قانونی تعلیق یک قانون رسمی کشور توسط دبیرخانه یکی از شوراهای عالی همچنان مبهم باقی ماند. از همان زمان دولت وعده داده بود که لایحه جایگزینی را پیشنهاد خواهد داد. وعده‌ای که حالا به یک‌سالگی‌اش نزدیک می‌شود و هنوز خروجی ملموسی نداشته است. این در حالی‌ست که پس از تعلیق قانون پوشش، با خلأ قانونی و بی‌عملی مواجه هستیم. بلاتکلیفی قانونی در موضوعی که ظهور و بروز اجتماعی چشم‌گیری دارد و جمع کثیری از مردم، چه موافق و چه مخالف، امکان کنش‌گری در آن را دارند، این مسئله را به نقطه تلاقی کنش‌گران تبدیل می‌کند و گسل حجاب هر لحظه ممکن است به چالش و تنش منجر شود. به‌ویژه این‌که چنین اصطکاکی پیش‌تر رخ داده و کشور را درگیر فتنه‌ای چندماهه کرده است. استدلال‌هایی مثل لزوم حفظ وحدت ملی و پرهیز از دوقطبی که بنابر مصالحی در کوتاه‌مدت و برای عبور از «برهه حساس کنونی» کارآمد هستند، ولی تداوم این وضعیت با نادیده گرفتن یکی از طرفین و مطالبات قانونی آن‌ها همان هدف وفاق و انسجام ملی را نیز مخدوش خواهد کرد. علاوه بر این ادامه وضع فعلی نتیجه‌ای جز نهادینه کردن قانون‌شکنی و تبدیل آن به هنجار نخواهد داشت. مسئله فراتر از تعلیق قانون اخیر است؛ چراکه قوانین قبلی که اتفاقا در برخی موارد شدت بیشتری نسبت به این قانون داشته‌اند، تعلیق نشده و همچنان نافذ هستند و همین مسئله هر لحظه ممکن است چالش‌هایی را در عرصه اجتماع بیافریند. این را رهبر انقلاب هم پیش از این گفته‌اند که «باید به قانون‌ عمل كرد؛ چه به نفع ما باشد، چه به ضرر ما. خیلی از قوانینی كه در مجلس تصویب می‌شود یا مصوبات دولت ممكن است مورد قبول شما و من نباشد؛ اما باید عمل كنیم و این منطق دارد. منطقش این است كه قانونِ‌ بد بهتر از بی‌‌قانونی و نقض قانون‌ است.» البته قابل درک است که هر قانونی در برخی وضعیت‌های ویژه و بنابر مصالحی ممکن است به‌صورت کلی یا جزئی تعلیق و موقتا تعطیل شود؛ اما اگر قانون پوشش در وضعیت فعلی مشمول وضع فوق‌العاده است، طبیعتا باید بازه زمانی مشخصی برای آن در نظر گرفت تا به‌عنوان وضع پایدار تلقی نشود. البته وضع فوق‌العاده در صورت تداوم اضطرار در بازه‌های مشخص دیگری قابل تمدید است، ولی تداوم این وضعیت بدون قید زمان، تنها به تعمیق مسئله و تشدید اضطرار کمک می‌کند. تجربه نشان داده که مصلحت‌سنجی‌های بی‌حدوحصر، حل مسائل را آن‌قدر به تعویق می‌اندازد که در ساختار کشور نهادینه خواهد شد و مرور زمان به تعمیق و گسترش مسئله و تبدیل آن به هنجار خواهد انجامید و هرچه بگذرد، مواجهه با آن دشوارتر و هزینه‌های حل مسئله بیشتر خواهد شد. بنابراین لازم است ضمن مشخص کردن برنامه زمانی تعلیق قانون فعلی، برای مابعد وضعیت فوق‌العاده هم فکری کرد تا با وضع فوق‌العاده جدیدی مواجه نشویم! حتی اگر چشم‌اندازی جز تداوم وضع فعلی وجود ندارد، باید همین وضع فعلی را صورت قانونی داد تا تضادی با قوانین موضوعه نداشته و دست‌مایه کشاکش مطالبات مختلف قرار نگیرد. طبیعتا منطقی‌ترین روش حل واقعی مسئله، ارائه لایحه جایگزین است. پذیرفتنی‌ست که بخشی از ساختار مدیریتی کشور مستظهر به شعارهای انتخاباتی و آرای مردمی نقدهایی را نسبت به بخشی از قوانین داشته و خواهان اصلاح آن باشند، اما منطقا یک دولت قانونی نمی‌تواند در کنار قانون‌شکنی و بی‌قانونی بایستد. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
مِثلی لایبایع مثله... سخنان روز پنج‌شنبه رهبر انقلاب بازتاب زیادی در رسانه‌ها داشت و رسانه‌های مختلف ضمن پوشش خبری این بیانات، بخش‌هایی از آن را برجسته‌تر کردند. اما آن‌چه در رسانه‌های بین‌اللملی پررنگ‌تر شد، پیام قدرت رهبر ایران و موضع مقتدرانه ایشان در برابر دشمن آمریکایی بود. این‌که دشمنان در جنگ دوازده روزه به اهدافشان نرسیدند، مقاومت ادامه دارد و باید در نسل‌های بعدی هم جاری شود، ایران کانون قدرت و اراده است، ادعای ارسال پیام ایران برای ارتباط با دولت آمریکا دروغ محض است و چنین دولتی شایستگی و ارزش تماس و همکاری را ندارد. رهبر انقلاب البته واقع‌بینانه صحنه را ترسیم کردند که «دشمنی‌ها زیاد است، طمع‌ورزی‌ها زیاد است، دخالت‌های قدرت‌ها در کشورها زیاد است»، اما در برابر دولتی که به خاطر دخالت‌هایش که حاصلی جز جنگ‌افروزی و نسل‌کشی و ویرانی و آوارگی ندارد، روزبه‌روز منفورتر و منزوی‌تر می‌شود، این واقعیت را هم نشان دادند که «عنصر مقاومت در مقابل همه این ظلم‌ها و زیاده‌خواهی‌ها... که در ایران پایه‌گذاری شده و روییده»، تا آن‌جا گسترش پیدا کرده که به خیابان‌های کشورهای غربی و حتی خود آمریکا رسیده است. حالا در میانه این میدان جنگ‌افروزی و مقاومت، هستند هنوز افرادی که علاج را نه در وطن، که در لبخند دشمن می‌بینند و «شایعاتی درست می‌کنند که دولت ایران به واسطه فلان کشور به آمریکا پیغام فرستاده؛ دروغ محض!» و این هشدار برای درآویختگان به دشمن که «آمریکایی‌ها به دوستان خودشان هم خیانت می‌کنند...». اما نقطه اوج بیانات رهبر انقلاب جایی بود که ارتباط با دولت فعلی آمریکا را نه در شأن دولت ایران، بلکه حتی در شأن دولت‌های شبیه دولت ایران هم نمی‌دانست: «به طور قطع چنین دولتی درخور آن نیست که دولتی مثل جمهوری اسلامی، به دنبال ارتباط و همکاری با او باشد». جمله‌ای که سخن ماندگار امام حسین(ع) در پاسخ به فرماندار مدینه را تداعی می‌کند که امام را به بیعت یزید فراخوانده بود و این پاسخ را شنید که: «مثلی لایبایع مثله»؛ کسی مثل من با مثل یزید بیعت نمی‌کند! یعنی اولا موضوع شخصی نیست و هیچ‌کس با چنین تفکری چنین بیعتی را نمی‌پذیرد، و ثانیا موضع امام در برابر یزید آن‌قدر بدیهی است که نیاز به گفتن ندارد و چنین معادله‌ای را اصلا نباید به زبان آورد؛ چون حتی افرادی که قدری مثل امام می‌اندیشند هم چنین ننگی را نمی‌پذیرند! حالا میدان آن‌قدر روشن است که موضع جمهوری اسلامی ایران در چنین معادله‌ای نیاز به تکرار مکررات نداشته باشد. فقط دو ماه می‌گذرد از سخن‌رانی پیشین رهبر انقلاب درباره مذاکره با آمریکا و خواهش‌های ایشان از «مسئولان و فعالان سیاسی» که در این‌باره فکر کنند و تأمل کنند و در این بحبوحه ترکیب جنگ و دیپلماسی، واضحات عقلی را تبیین می‌کردند که چنین مذاکره‌ای هوشمندانه نیست، عاقلانه نیست، خردمندانه نیست و... و نهایتش چیزی نیست جز «ضرر محض» و «بن‌بست محض». بیشتز بخوانید: ایستاده در برابر تحمیل دیپلماسی برای حل لاینحل مغزهای نازک استعمارزده! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
حوزه در صحن مردم همایش بین‌المللی بزرگ‌داشت علامه نائینی پس از برگزاری در قم، مشهد و نجف، دیروز در کربلا به‌کار خود پایان داد. کنگره‌ای که جلوه زیبایی از همکاری‌های علمی و ترویجی حوزه‌های علمیه شیعی و اعتاب مقدسه در ایران و عراق را به نمایش گذاشت و امید است در عرصه‌های میدانی نیز تداوم داشته باشد. اما فارغ از محتوا و دستاوردها، ابتکار برگزاری اختتامیه در صحن عتبه حسینی(ع) و استفاده از ظرفیت زیارت و فضای کالبدی حرم در حضور زائران برای همایشی در این سطح، جالب توجه و حرکت نمادینی بر رویکرد اجتماعی میرزای نائینی بود. به‌ویژه که سابقه اجتماعی و تبلیغی حوزه‌های علمیه عراق در سده اخیر، بسیار کم‌رنگ بوده و حوزه علمیه نجف با همه پیشینه و عظمتش بر مسائل علمی و فقه سنتی متمرکز بوده و نه‌تنها در فقه اجتماعی، بلکه حتی در مسائل تبلیغی نیز ورود چندانی نداشته است؛ تاجایی‌که اعزام مبلغ شهرهای عراق هم از ایران انجام می‌شده است. البته به‌تازگی برخی فعالیت‌های تبلیغی در این حوزه شکل گرفته و حالا این ابتکار عمل زیبا از پیوند حوزه و مردم را باید به فال نیک گرفت و برای گسترش هرچه بیشترش در ایران هم تلاش کرد. پیوندی که در سابقه تاریخی حوزه و حضور مردم در دروس عمومی و مکاسب بازار مشهود بوده است. این پیوند به‌ویژه در حوزه خراسان که از سرمایه ادبی، تبلیغی و ارتباطات زیارت‌محور بهره می‌برد، ضرورت بیشتری می‌یابد. مزیت‌هایی که می‌تواند این حوزه را در عرصه‌های تبلیغی و رسانه‌ای به حوزه‌ای پیش‌رو تبدیل کند. بیشتر بخوانید: حوزه نمی‌تواند «تعطیل» باشد تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
در ستایش مناظره مناظره درباره یک واقعه تاریخی اسلام و تشیع، موضوعی بود که روز گذشته توجه بسیاری از علاقمندان مباحث معرفتی را به خود جلب کرد. مناظره‌ای که بیش از هشت هزار نفر آن‌را در بستر ناپایدار یوتیوب و هزاران نفر نیز از سایر سکوها دنبال کرده یا به مشاهده بخش‌های ضبط‌شده آن اکتفا کردند. حجت‌الاسلام سلیمانی‌اردستانی که پیش از این ادعاهایش درباره حوادث پس از رحلت پیامبر(ص) و شهادت حضرت زهرا(س) با واکنش جامعه مذهبی مواجه شده بود، چندی پیش در یکی از رسانه‌های وهابی حاضر شده و سخنانی را بر زبان راند که عقاید شیعه را به چالش می‌کشید و ادعاهای وهابیت را تأیید می‌کرد. سخنانی که پیشنهاد مناظره از سوی حجت‌الاسلام حامد کاشانی را به دنبال داشت. حامد کاشانی روحانی و خطیب چهل‌ساله‌ای است که آثاری در تاریخ تشیع دارد و به ادعای خودش بیست سال صرف مطالعه تاریخ اسلام و امامت‌پژوهی کرده است، با شرط رعایت احترام متقابل اخلاق و مبتنی بر موازین علمی و تمرکز بر موضوع، سلیمانی‌اردستانی را به اثبات ادعاهایش دعوت کرد. او در اقدامی جالب، ساعتی پیش از مناظره همه مستنداتی که قرار بود در مناظره استفاده کند و از جمله تصویر صفحات کتب را در جزوه‌ای 92صفحه‌ای منتشر کرد. سلیمانی اردستانی 66ساله، پژوهشگر ادیان و از متفکران جریان موسوم به نواندیشی دینی است و آثاری هم در زمینه ادیان ابتدایی، مسیحیت و یهودیت دارد. اما خود معترف است که مطالعات عمیقی در تاریخ اسلام و منابع شیعی نداشته و حتی تصریح می‌کند که خود را شیعه مصطلح نمی‌داند و گاهی شیعه، گاهی اهل‌سنت و گاهی وهابی است. با این‌حال با لباس روحانی مصطلح شیعه در عرصه‌های رسانه‌ای حاضر شده و به نقد باورهای شیعه می‌پردازد. در این مناظره هم سلیمانی‌اردستانی بیش از استناد به وقایع تاریخی و محکمات الاهیاتی شیعه، ذهنیت‌های تاریخی، باورهای عامه و محتوای روضه‌ها را هدف گرفته بود و البته ادعایی هم بر اثبات ادعاهایش به‌عنوان واقعیت تاریخی نداشت. او تنها مدعی بود گزاره‌های مطرح‌شده، «دلایل انباشتی» و در واقع مجموعه شواهد و قرائن ضعیف و ظنی هستند که می‌توانند نتیجه‌ای «پدیدارشناسانه» به همراه داشته باشند. در مقابل، حامد کاشانی مبانی، استدلال‌ها و شواهد مورد ادعای طرف مقابل را ضعیف و ذوقی و خارج از چارچوب‌های علمی و تاریخ‌پژوهی روش‌مند و حتی پدیدارشناسانه می‌دانست و ادعاهای خود را به جزوه مستنداتش که پیش‌تر منتشر کرده بود ارجاع می‌داد. اما مهم‌تر از سخنان طرفین و نتیجه مناظره، ضرورت اصل گفتگو و مناظره است که همچنان رخ می‌نماید. هرچند مناظره عمومی از آن‌جا که بیش از روش‌ها و مبانی علمی، تابع مهارت‌های خاص و فضای گفتمانی حاکم است، لزوما به رد و اثبات علمی یک موضوع منجر نمی‌شود؛ بلکه موضوع را به قضاوت افکار عمومی می‌گذارد. اما همین فرایند می‌تواند جامعه را به فکر وادارد و زمینه‌ای برای رسیدن به حقیقت در زیر باران شبهات ایجاد می‌کند. مباحث تاریخی و مذهبی با توجه به تعدد روایات و خلل‌های موجود در منابع، طبیعتا اختلاف‌انگیز هستند؛ اما راه‌حل آن در سکوت نیست! باید گفتگو کرد و از طرح مباحث اختلافی نهراسید. گفتگوی روش‌مندی که مبتنی بر اخلاق و تحمل باشد، فضای عمومی را به سمت فهمی مشترک سوق خواهد داد. در این مناظره که در رسانه برخط «آزاد» برگزار شد، رعایت اخلاق مناظره و ادب علمی از سوی طرفین، به‌جز موارد جزئی، مشهود بود و چنین فضایی به مخاطب کمک می‌کرد تا فارغ از جنجال و هیجان‌های بی‌مورد، استدلال‌ها را بشنود و قول احسن را بپذیرد. با این‌حال باید توجه داشت که سکوهای برخط غیررسمی از آن‌جا که چارچوب‌های روشنی ندارند و جنجال و هیجان هرچه بیشتر را دنبال می‌کنند، ممکن است باعث برانگیختن احساسات و افزایش شکاف‌ها شوند. شاید با فضای فعلی، برگزاری چنین مناظره‌ای با توجه به موضوع خاص آن در صداوسیما بعید به‌نظر برسد، اما واقعیت آن است که رسانه ملی باید چنین بستری را برای گفتگوهای جدی و آزاداندیشانه ایجاد کند تا بتواند به مرجعیت خود تداوم بخشد. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
تشکل مشهدی که در غزه موکب‌داری و مدرسه‌سازی می‌کند مردمی‌سازی فلسطین با «شهیدالقدس» حجت‌الاسلام مهدی شاندیزی، طلبه حوزه علمیه مشهد و فارغ‌التحصیل کارشناسی‌ارشد دانشگاه ادیان و مذاهب، بیش از این تمایلی به گفتن از خودش ندارد و دوست دارد اتفاق‌های بزرگی را بیان کند که در «شهیدالقدس» رقم خورده زده است. گروهی که با همراهی دوستان طلبه و دانشجویش تشکیل داد تا مسأله اول جهان اسلام را به موضوعی مردمی تبدیل کند. بخوانید: 🔸 تولد دوباره در حوزه علمیه 🔸 از جهان مدرسه تا جهان اسلام 🔸 چهره‌های مقاومت در افطاری‌های وحدت 🔸 تولد «شهیدالقدس» 🔸 پنج دلیل برای حمایت از فلسطین 🔸 تاوان عاشقی... 🔸 و اینک طوفان! 🔸 قاچاق فی سبیل‌الله... 🔸 موکب‌داری در غزه 🔸 مدرسه‌سازی زیر بمباران 🔸 ادامه زندگی در «غزه تودی» متن کامل در خبرگزاری فارس و روزنامه قدس بیشتر بخوانید: ربیونی که غافل‌گیر نشدند! وحدت؛ زیر پرچم حبل‌الله تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
فتح اروپا با جاذبه زنانه اسلام «وقتی درباره حجاب و پوشش زنان و همکاری زن و مرد بحث می‌شود، نباید رسانه داخل کشور، حرف غربی‌ها را تکرار و برجسته کند؛ بلکه باید نگاه عمیق و کارساز اسلام، در داخل و مجامع جهانی مطرح شود که این بهترین راه ترویج اسلام است و باعث گرایش بسیاری از مردم دنیا، به‌خصوص زنان خواهد شد.» این سخنان رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از بانوان کشور است و سال‌ها پیش هم از دست بالای اسلام نسبت به غرب در مسأله زن گفته بودند: «در مقابل آن‌چه که غربی‌ها درباره مسئله زن در کشور می‌گویند، ما دفاع نداریم، ما هجوم داریم! ما در مسئله زن، از غرب طلب‌کاریم و مدعی هستیم؛ آن‌ها هستند که دارند به زن ظلم می‌کنند، زن را تحقیر می‌کنند، جایگاه زن را پایین می‌آورند... آن‌ها باید جواب بدهند.» اما آیا این‌‌ها صرفا یک توصیه مذهبی و ادعای سیاسی است یا بهره‌ای از واقعیت هم دارد؟ آیا با وجود این همه فشار و تهاجم رسانه‌ای نسبت به نگاه اسلام به زن و ادعاها عیله حقوق زن در اسلام، ما در موضع مدعی هستیم و تبیین نگاه زن به اسلام نه‌تنها دافعه ندارد، بلکه عامل گرایش زنان به اسلام است؟ شاید نگاهی به آمارها و واقعیت‌های گرایش به اسلام و روند انتخاب آگاهانه زنان در جهان غرب مدعی برابری و حقوق زن در جهان که با همه ابزارهای فرهنگی، سیاسی و حتی اعمال زور نظام اخلاقی خود به زنان را دیکته می‌کند، پاسخ روشنی به این پرسش بدهد. طی قرن اخیر گسترش اسلام در جهان و حتی غرب، جهان را در آستانه تغییر ترکیب جمعیتی قرار داده است. سهم مسلمانان از جمعیت جهان طی قرن اخیر دو برابر شده و از 12درصد به 24درصد رسیده است؛ در حالی‌که سهم مسیحیت و عمده ادیان روبه کاهش بوده یا بعضا رشد اندکی را تجربه خواهند کرد. پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که تا سال 2050 این نسبت به 30 درصد خواهد رسید تا از نیمه دوم قرن حاضر به دین اول جهان و در پایان همین قرن به دین اول اروپا تبدیل شود. برخلاف تصور رایج، بی‌دینی و خداناباوری که در دهه هفتاد میلادی رشد عجیبی را تجربه کرده بود، در دهه‌های اخیر رو به کاهش بوده و پیش‌بینی‌ها نیز تداوم این روند را نشان می‌دهد. گرایش روزافزون به اسلام در جوامع غربی امر پوشیده‌ای نیست، اما چیزی که نادیده گرفته می‌شود، ترکیب جنسیتی اعجاب‌انگیز نومسلمانان در جوامع غربی است. با وجود تردیدهای جدی نسبت به حقوق زن در اسلام و صورت‌بندی مظلومانه از زن مسلمان و تحت همه هجمه‌ها و محدودیت‌هایش در کشورهای غربی، هفتاد درصد از تازه‌مسلمانان کشورهای غربی را زنان تشکیل می‌دهند و به عبارتی زنان، بیش از دو برابر مردان در غرب به اسلام گرایش پیدا کرده و مسلمان شده‌اند! پژوهش‌ها نشان می‌دهد «حجاب» مهم‌ترین عامل کنجکاوی زنان غربی نسبت به اسلام بوده و کسانی که ورای ولنگاری و زرق‌وبرق زندگی غربی به دنبال معنا و هویت در زندگی بوده‌اند، تمایلی فطری به تحقیق درباره اسلام نشان داده‌اند. و جالب این‌که در این میان، دختران جوان و تحصیل‌کرده سهم چشم‌گیری داشته‌اند. این قشر که محققانه و پس از بررسی سایر ادیان، اسلام را پذیرفته‌اند، عموما گفته‌اند که آرامش را تنها در اسلام تجربه کرده‌اند و گم‌شده خود را در این دین یافته‌اند. اما پرتکرارترین عامل گرایش زنان، ارزش و کرامتی بوده که اسلام برای زن قائل شده و او را نه کالای جنسی، بلکه شخصیتی انسانی می‌بیند و به آن‌ها کمک کرده از زیر بار نگاه ابزاری رها شوند و طعم متفاوتی از آزادی و هویت انسانی را بچشند. شاید با وجود این آمارها بتوان حجم هجمه‌ها به جایگاه زن در اسلام و محدودیت‌های روزافزون دولت‌مردان اسلام‌ستیز اروپایی برای زنان محجبه را درک کرد. به همین نسبت در این سوی میدان هم اهمیت موضوع و دست‌بالای نگرش اسلامی روشن می‌شود. چراکه امروز موتور محرک گسترش اسلام در غرب، چیزی جز این نگاه متعالی به زن نیست. این واقعیت‌ها نشان می‌دهد علاوه بر کشش فطری اسلام برای همه انسان‌ها، قدرت جاذبه زنانه اسلام است که عرصه‌های بزرگی را پیش‌روی جبهه تمدنی ما گشوده است. جاذبه‌ای که اثرگذاری میدانی آن به اذعان همه پژوهش‌ها در خود غرب به اثبات رسیده و کارآیی خود را نشان داده است. هرچند فاصله جامعه ما نیز با اسلام اصیل قابل کتمان نیست و در بسیاری مسائل نیاز به بازنگری و احقاق حقوق زنان وجود دارد، اما این نقد و اصلاحات درونی نباید به‌معنای پذیرش نگاه غربی و مادی‌انگارانه باشد. مشروط بر آن‌که نگاه‌های خودتحقیرانه نسبت به نگرش پرجاذبه اسلام به زن و انفعال نسبت به نگاه بهره‌کشانه سرمایه‌داری غرب، به‌ویژه در میان اهل اندیشه و رسانه اصلاح شود. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
قضاوت به سبک پورمحمدی! در قوه قضائیه و سازمان بازرسی و وزارت اطلاعات هم پرونده‌ها را با همین روش گفتگو با مفسدین می‌بستید که به این‌جا رسیدیم؟ فکر می‌کنم بازبینی آن پرونده‌ها احتمالا خیلی از گره‌های ذهنی درباره این سبک حکم‌رانی و نتایجش را باز خواهد کرد! بیشتر بخوانید: کنسرت سکوت در تاراج کرسنت تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
تنش‌زدایی از یک جنگ «باحال» تهدیدها علیه حکومت ونزوئلا وارد مراحل جدی‌تری شده و هزاران نیروی نظامی آمریکایی در مناطق نزدیک به این کشور مستقر شده‌اند تا هرلحظه بر شدت تهدیدها بیفزایند. گرچه جنگ تمام‌عیار فعلا بعید به‌نظر می‌رسد، ولی همین تهدید و محاصره هم گاهی کافی‌ست برای سرنگونی حکومت‌ها. در جنگل نظام بین‌الملل هم ابتدا چنگ و دندانی نشان می‌دهند تا بتوانند بدون هزینه جنگ، حکومتی را ساقط کنند. اما دولتی که نه شعارهای اسلامی و انقلابی می‌دهد، نه در محور مقاومت مبارزه می‌کند، نه برنامه هسته‌ای دارد، نه موشک بالستیکی که رویش شعار بنویسد و خاک آمریکا را در هزاروهشتصد کیلومتری‌اش تهدید کند، نه قانون حجاب و نه نماز جمعه‌ای که شعار مرگ را روانه آمریکا کند، چرا باید سایه جنگ را روی سرش احساس کند؟ تهدیدی که سال‌هاست تیرگی‌اش را روی سر ونزوئلا گسترده و این روزها با تهدیدات آمریکایی‌ها سیاه‌تر از همیشه است؟ کاراکاس حتی محکومیتی هم در مجامع بین‌المللی ندارد تا پرونده‌اش ذیل فصل هفتم شورای امنیت قرار گیرد؛ بلکه به‌عکس، خودش درخواست کرده که پرونده‌اش در شورای امنیت سازمان ملل باز شود تا شاید کاغذپاره‌هایش بتواند جلوی تجاوزات آمریکا را بگیرد! تهاجمات شروع شده و دزدان آمریکایی در دریایی کارائیب تاکنون ده‌ها شناور کوچک را هدف گرفته‌اند که به مرگ سرنشینانشان انجامیده است. با این ادعا که این قایق‌های کوچک قرار بوده آب‌های سهمگین اقیانوس را از آمریکای جنوبی تا شمالی بپیمایند! نه به‌منظور تهدید امنیتی؛ بلکه به‌منظور قاچاق! طبیعتا بهانه‌ای برای این تجاوز با حفظ نقاب صلح‌طلبی باید وجود داشته باشد؛ اسمش را بگذارید مبارزه با قاچاق مواد مخدر. در حالی‌که کشورهایی مثل مکزیک و کلمبیا در صدر فهرست تأمین‌کنندگان مواد مخدر آمریکا هستند و به اذعان گزارش وزارت دادگستری آمریکا، ونزوئلا جایی در این فهرست ندارد، ولی آیا مرجعی هست که بتواند بهانه‌جویی‌های یک ابرقدرت را ارزیابی کند؟ شاید این بهانه‌گیری‌ها برای ما ایرانی‌ها ملموس‌تر باشد. جایی که تصور حاکمیت هنجارها بر ساختار قدرت بین‌الملل، سیاست تنش‌زدایی را به بخشی از سیاست خارجی ما تبدیل کرده که در نتیجه آن انگاره‌ای تقویت شده که بهانه‌ها را باید از دشمن گرفت و هر تعدی او ناشی از بهانه‌ای است که به دشمن داده‌ایم و مقصر را باید در جبهه خودی پیدا کرد. امری که بارها نقض شده، ولی کم‌تر به تجربه و عبرت تبدیل شده؛ از کودتا علیه دولت ملی مصدق تا حمله به عراق به بهانه دروغ سلاح کشتار جمعی و بمباران میز مذاکره و حالا جنگ‌آفرینی در ونزوئلا. بهانه‌هایی که لزوما «دلیل» نیست و اگر نباشد هم پیدا کردن و ایجاد کردنش کار سختی نیست! دیدن دلایل این دست‌درازی هم پشت این بهانه‌جویی‌ها کار سختی نیست. کشوری که بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده نفت جهان را دارد و در حیاط خلوت آمریکا می‌خواهد مستقل باشد و روابطش را آزادانه با قدرت‌های نوظهور تنظیم کند، طبیعتا به طبع استکبارِ پنهان‌شده پشت نقاب دموکراسی و نظم بین‌الملل خوش نمی‌آید. ونزوئلایی که اسمش را هم استعمارگرانه «ونیز کوچک» گذاشته‌اند را چه به استقلال و خروج از یوغ استعمار؟ همین که چنگ انداختن بر منابع نفت بی‌پایانش بتواند مشتریان چینی را تحت فشار بگذارد و خیال آمریکا را از منازعات غرب آسیا و تهدید جریان نفت در هرمز و باب‌المندب راحت کند، کافی نیست برای تحمیل جنگ به یک ملت؟ اصلا مگر غرب وحشی برای این دست تعدی‌ها نیاز به دلیل جدی هم دارد؟ جان بولتون، مشاور امنیت ملی دولت اول ترامپ، در خاطراتش آورده که ترامپ گفته است «حمله به ونزوئلا «باحال» است؛ چون واقعا بخشی از واقعیت آمریکاست». جای ژنرال‌های دیپلماسی فانتزی خالی‌ست برای تنش‌زدایی از این جنگ «باحال»! بیشتر بخوانید: «تله صلح» برای جنگ دیپلماسی مظلومیت یا اقتدار؟ ترامپ و صلح‌تراپی با جنگ تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
شهرآشوبی در شهر شهادت؟ هفته گذشته درگذشت یک وکیل دادگستری در مشهد به گونه‌ای غیرمعمول خبرساز شد. گرچه همه شواهد و حتی دوربین‌های دفتر کار شخصی‌اش نشان از حمله قلبی داشت، اما سابقه محکومیت قضایی و دفاعش از محکومین امنیتی، بهانه خوبی به دست دشمنان ایران می‌داد تا پروژه کشته‌سازی جدیدی برای ضربه زدن به کشور درست کنند. حالا وقت آن بود که فعالان ضدامنیتی و حتی برخی زندانیانی که در مرخصی به‌سر می‌بردند از سراسر کشور جمع شوند تا در کنار جمعیت حاضر در مراسم، ختم آن مرحوم را با شعارهای ساختارشکنانه و بی‌نظمی به حاشیه ببرند و شوکی ایجاد کنند برای جان گرفتن جنازه بی‌جان فتنه. رسانه‌های ضدایرانی و همه اعوان و انصار اسرائیلی و آلبانیایی‌شان پس از فراخوان‌های متعدد و گسترده برای تجمع در سراسر کشور، که آخرینش یک‌ماه پیش در ۲۵ آبان بود و هیچ استقبالی از آن به چشم نیامد، حالا فرصت را برای شعله‌ور کردن ایران فراهم می‌دیدند تا بنزین اصلاح قیمت بنزینی را هم روی آن بریزند و کشور را مدتی درگیر آشوب سازند. ممکن است پادوها و نیروهای میدانی‌شان توهماتی از جنس براندازی داشته باشند و وعده سرنگونی قریب‌الوقوع انقلاب مردم را هر روز تمدیدش کنند؛ اما قطعا قوه عاقله‌شان می‌داند که براندازی یک نظام مردمی غیرممکن است. با این عده و عُده و این انگیزه‌های فانتزی و رهبران رنگارنگ آویزان به غرب مگر می‌شود در مقابل نظامی برآمده از متن مردم و عمق اعتقاداتشان برآمد و سرمایه اجتماعی انبوهش را به چالش کشید؟ نهایتش همین است که از هر بهانه‌ای استفاده کنند و گاهی هم مگس‌وار روی زخم‌های ناشی از مشکلات و ناکارآمدی‌ها بنشینند و وقفه‌ای در حرکت مردم بیندازند. کاستی‌ها را که صدر تا ذیل نظام قبول دارند؛ همین سه روز پیش بود که رهبر انقلاب گفتند کمبود زیاد داریم؛ اما این واقعیت را هم اضافه کردند که کشور در حال پیشرفت است. تکمله خنده‌دار این ماجرا را بازمانده پهلوی رقم زد که از آن‌سوی دنیا بوی کباب استشمام کرده و نطقش برای مردم مشهد باز شده است! و توقع دارد مردمی که 90 سال پیش در مقابل پهلوی اول، قد بلند کردند تا کلاه بر سرشان نرود، حالا سر خم کنند تا کلاهشان را بردارد! مشهدی که جلوتر از همه و با خونش، چهره عریان مدرنیته را روی سنگ‌فرش‌های گوهرشاد نقش کرد، همان موقع قوس قلدری پهلوی را هم نزولی ساخت و مبارزات ملی علیه استبداد و استعمار را با پیشران مذهبی به نهضت اسلامی و انقلاب پنجاه و هفت تبدیل کرد. مردم مشهد حتی منتظر پایتخت هم نماندند و انقلابشان را چهل روز زودتر به پیروزی رساندند تا دهم دی‌ماه 57 روز مشهد باشد. همان‌طور که در دفاع از جمهوریت هم پیشتاز بودند و قبل از حماسه نهم دی‌ماه 88 چشمان فتنه را در مشهد درآورده بودند. شهر مبارزه و شهادت، شهر مکاتب معارفی و روشنفکری دینی، شهر کانون نشر حقایق شریعتی‌ها و بحث و انتقاد هاشمی‌نژاد، شهر رئالیسم مطهری و انسان 250 ساله خامنه‌ای، جایی نیست که بشود شهرآشوبی کرد و به این توهمات رنگ واقعیت زد. اما چنین حرکت‌های ایذایی دشمن نباید ما را از مسائل اصلی‌مان غافل کند. به تعبیر رهبر انقلاب در تحلیل اغتشاشات سال‌های گذشته «مگس روی زخم می‌نشیند؛ زخم را خوب کنید و نگذارید به وجود بیاید. ما اگر مشکل داخلی نداشته باشیم، نه این شبکه‌ها می‌توانند اثر بگذارند و نه آمریکا می‌تواند هیچ غلطی بکند». تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour