لانچرهای جنگ اقتصادی
محسن رضایی، دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی در اولین موضعگیری رسمیاش در سمت جدید، مردم و بهویژه جوانان را به جهاد اقتصادی و کمک به جبهه تولید محصولات مورد نیاز خود و جامعه در خانهها و محلات دعوت کرد. موضوعی که با وجود فرونشستن موقت جنگ نظامی و آغاز مرحله شدیدتری از جنگ فشار اقتصادی، کمتر دیده شد.
درست است که تولیدکنندگان در خط مقدم این جنگ هستند، اما در یک جنگ وجودی نمیتوان تمام ظرفیت تولید را در کارخانهها و بنگاههای بزرگ متمرکز کرد. مأموریت تابآوری اقتصادی نیز در چنین جنگی نمیتواند تنها بر عهده بخش تولید باشد و مردم، چه با مدیریت مصرف و چه با مشارکت در بخشی از فرایندهای تولید باید در این دفاع ملی سهیم باشند.
اما مردمی که با بعثتشان جامعه و جنگ را رهبری کردند، نشان دادهاند که در این جبهه نیز میتوانند تأثیرگذار باشند و به عنصر تعیینکننده جنگ اقتصادی تبدیل شوند. با تمهیداتی مثل تولید غیرمتمرکز با خیال راحتتری میتوان به دفاع در برابر جنگ زیرساختها پرداخت و آسیبپذیری کشور را به حداقل رساند و راه تسلیم مردم را بر تسلیمطلبان بست.
در این صورت واحدهای اجتماعی را میتوان بخشی از واحدهای دفاع اقتصادی بهشمار آورد. هر خانه یک لانچر جنگ اقتصادی و هر محله یک پایگاه موشکی جنگ اقتصادی است و میادین و اجتماعات مردمی نیز اتاق جنگ و میدان وضعیت جنگ اقتصادی خواهند بود.
جالب اینکه نامگذاری سال جاری از سوی رهبر انقلاب که فروردین گذشته انجام شد، با وجود آنکه در اوج جنگ نظامی رقم خورد، ترکیبی از اقتصاد، مقاومت، وحدت ملی و امنیت را نشان میدهد: «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی».
این موضوع را نباید به معنای سلب مسئولیت دولت و انتقال آن به مردم تلقی کرد. چون در این صورت ممکن است به توصیهای اخلاقی برای جبران ناکارآمدی اقتصادی تبدیل شود. این موضوع چهبسا مستلزم بازتعریف رابطه اقتصادی مردم و دولت باشد برای خروج هرچه بیشتر دولت از تصدیگری، احیای بخش تعاون، متناسبسازی فرایندها و بسترسازی برای تبدیل اقتصاد خرد مردمی به یک سیستم فراگیر اقتصادی. امری که میتواند به تجربه عملی مردمیسازی اقتصاد و طراحی الگوی بومی پیشرفت تبدیل شود.
مردم علاوه بر مدیریت مصرف میتوانند به تولید خانگی بخشی از مواد غذایی و مصرفی، تعمیر و بازاستفاده از وسایل بادوام، ایجاد شبکههای محلی مبادله کالا و بهویژه کالاهای مازاد مصرف بپردازند یا در تأمین مالی این اقدامات مشارکت کنند. اما بسیاری از این امور نیاز به تسهیلگری دولت در صدور مجوزها، تأمین مواد اولیه، ایجاد بازار فروش، خرید تضمینی یا پیشخرید، اتصال تولیدکننده خانگی به زنجیره تولید رسمی و اعطای تسهیلات خرد یا دستکم زمنیهسازی برای آن را دارد.
از همه اینها مهمتر، شناسایی، شبکهسازی و سازماندهی ظرفیتهای تولیدی مردم است. این بستر هماکنون در تجمعات شبانه مردم که تاکنون شاهد حضور نمادین و سیاسیامنیتی مردم بودهاند، فراهم است و این انرژی مردمی میتواند برای عبور از چالشهای اقتصادی نیز آزاد شود.
طی ماههای گذشته بازارچههایی نیز در بسیاری از میادین شکل گرفته است. این تجمعات میتوانند به نقطه اتصال ظرفیتهای پراکنده محله تبدیل شوند؛ از آموزشهای حرفهای گرفته تا به اشتراک گذاشتن ظرفیتهای تأمین و تولید و توزیع.
اما بهرهگیری از این بسترها نیازمند هستههای محلمحور، مثل مساجد و بهویژه پایگاههای بسیج است که البته هنوز جای خود را در این جنگ وجودی پیدا نکرده و امید است با تغییرات جدید و حکم رهبر انقلاب، احیا شود و در خدمت انقلاب قرار گیرد.
#جنگ #اقتصاد_مقاومتی #مردمی_سازی
بیشتر بخوانید:
زندگی باید کرد
اعتراض به ارزانی!
قانون بقای ناترازی!
امتداد «خیابان» کجاست؟
نبرد مردمی با دشمن مردم
سقوط ریال در وفاق سکوت
تحمل ریاضت با طعم عدالت
توزیع یارانه یا خوردن سرمایه؟
بسیج در میدان جنگ وجودی
ضعفزدایی بدون ضعیفنمایی
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
یک نان را چندنفری میخوریم؟
«یک نان را سیوشش میلیون نفری میخوریم؛ اما زیر بار ذلت نمیرویم». این جملهای است که محمدعلی رجائی رئیس دولت وقت ایران، چهل و شش سال پیش، در ابتدای جنگ تحمیلی رژیم بعث و تشدید همزمان تحریمهای آمریکا پشت تریبون دانشگاه تهران گفت. در همان روزهایی که ایران ما نه فقط با جنگ، بلکه با بحرانی بهمراتب ابتداییتر روبهرو بود: نان.
کشوری که بهتازگی با انقلابی مردمی از وابستگی رها شده و قامت راست میکرد، با بحرانهای مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی دست به گریبان بود و حالا در معرض جنگی ویرانگر هم قرار گرفته بود و مسئلهاش نه فقط جنگ، که نان مردمش هم بود. نانی که بخشی از گندمش در ازای دلارهای نفتی از آمریکا وارد میشد و جنگ و تحریم، دوراهی گرسنگی و تسلیم را پیش روی دولتمردان ترسیم میکرد.
اما از آن روز که در دوراهی گرسنگی و تسلیم قرار داشتیم، نزدیک پنج دهه گذشته است. در این مدت طولانیترین جنگ کلاسیک قرن بیستم را در برابر متجاوزان بعثی و حامیان بینالمللیاش پشت سر گذاشتیم، دههها تحریم و محاصره اقتصادی را در سطوح مختلفش تجربه کردیم، با همه کاستیها و سوء مدیریتها پیشرفت کردیم و به قدرت منطقهای تبدیل شدیم و یکسال است که در برابر ابرقدرت جهان و دو قدرت هستهای همچنان ایستادهایم.
در این مدت شاید تنها دلیلی که با جمعیت 90میلیونی گرسنه نماندیم، این بود که هراسی از گرسنگی نداشتیم! فشارها را به «شکست» ترجمه نکردیم، واقعیت تلخ تحریم و فشار را پذیرفتیم و بهجای تسلیم در برابر دشمن برای رفع تحریم و کاهش فشار، از فشارها و تحریمها عبور کردیم و قویتر شدیم.
وقتی فشار اقتصادی و گرسنگی به ابزار تحمیل اراده سیاسی دشمن برای شکستن اراده ملت تبدیل میشود و نان مردم با تسلیم گره میخورد، پاسخش چیزی جز همان جمله شهید رجائی نیست. شکست دشمن آنجاست که بفهمد فشار اقتصادی، به نتیجه سیاسی مورد نظرش نمیانجامد.
سخن از مطلوبیت ریاضت و گرسنگی نیست و چنین تصویری هم برای کشور ما نزدیک به محال است. اما از عزت و ذلت هم که بگذریم، با عقل معاش هم میشود فهمید نانی که زیر دست دشمن باشد و زیر بار تسلیم به دست آید، به آسانی از گلوی کسی پایین نمیرود. دشمنی که طعم پیروزی را مزمزه کرده، هربار تهدید بزرگتری را روی میز خواهد گذاشت و امتیاز بیشتری را طلب خواهد کرد.
هزینهای که برای ایستادگی و استقلال میدهیم، هزینه نیست، سرمایهگذاری برای آینده است؛ و رفاهی که برای فرار از فشارها و با فروختن استقلال به دست بیاید، رفاه نیست، در واقع مصرف کردن آینده و فرصتهای آیندگان است. و ما حق نداریم آینده این سرزمین را برای رفاه گذرای خود به آتش بکشیم. نسلی که برای فرار از سختیها استقلال فردایش را میفروشد، فرصتی برای ساختن و پیش رفتن نمییابد.
حتی ترامپ هم این موازنه هزینه و فایده را در تجاوزاتش درنظر میگیرد و معتقد است تحمل سختی در قبال اهداف بلندمدت، هرچند دروغین و ادعایی، ارزشش را دارد: «وقتی به مردم بگویید برای مدتی باید مبلغ بیشتری برای سوخت بپردازند، چون میخواهیم از تهدید نابودی با سلاح هستهای جلوگیری کنیم، خواهند گفت که اشکالی ندارد».
حالا پس از چهل و شش سال میشود ارزش آن ایستادگی و آمادگی برای تقسیم یک نان بین سیوشش میلیون نفر را فهمید. مقاومتی که ایران را در برابر اشغال صدام و تجزیه گروهکها و وابستگی شرق و غرب نگاه داشت و تا چند دهه در برابر تجاوزات دشمنان بیمه کرد. و ما امروز در موقعیتی مشابه هستیم که آیندگان دربارهاش قضاوت خواهند کرد.
#جنگ #اقتصاد_مقاومتی #جنگ_اقتصادی
بیشتر بخوانید:
لانچرهای جنگ اقتصادی
امتداد «خیابان» کجاست؟
سقوط ریال در وفاق سکوت
تحمل ریاضت با طعم عدالت
توزیع یارانه یا خوردن سرمایه؟
ضعفزدایی بدون ضعیفنمایی
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
مجوز واردات #لندکروز و #لکسوس در اوج بحران ارزی!
وارداتی که به اسم منابع ارزی ایرانیان خارج از کشور انجام میشود،
ولی عملا به امتیازی برای آنها تبدیل میشود و پول خودرو به اضافه حاشیه سودش را به شکل ارزی خارج خواهد کرد!
و عجیب اینکه در مقابل این حجم خروج ارز، خودروهای گران و پرمصرفی وارد میشود که نه کمکی به بازار خودرو میکند و نه کاهش مصرف بنزین.
و بدتر از همه دامن زدن به نابرابری و حس تبعیض در اوج تحریمها!
مطابق توصیه ریچارد نفیو در کتاب #هنر_تحریم:
در عین تحریم اقلام مختلف، واردات کالاهای لوکس را از #تحریم مستثنا كنید تا به احساس اجتماعی تحریمشدگی و #نابرابری بیشتر دامن بزند و ذخیره ارزی ایران با سرعت بیشتر و زودتر تحلیل برود...
در ویراستی ببینید و نظر دهید:
virasty.com/valianpour
بیشتر بخوانید:
لانچرهای جنگ اقتصادی
سقوط ریال در وفاق سکوت
تحمل ریاضت با طعم عدالت
یک نان را چندنفری میخوریم؟
ضعفزدایی بدون ضعیفنمایی
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
جنگی که خواهد بود
در حالیکه همه گمانهزنیها حولوحوش ادامه جنگ و چگونگی پایان آن میچرخد، موضوعات دیگری هم هست که کمتر مورد توجه واقع میشود؛ اینکه چه تصویری از این جنگ در حافظه جمعی ما ثبت خواهد شد؟ و کلا «جنگ» برای مردم چه معنایی داشته و خواهد داشت؟ پرسشی که را از همین امروز باید به فکر پاسخش بود و زمینههای روایتش را فراهم آورد.
درست است که تاریخ رسمی جنگ و عملیاتهایش را فرماندهان و سیاسیون ثبت میکنند، اما تصویری که در حافظه جمعی ثبت میشود لزوما همان تصویر رسمی نیست. پس از پایان جنگ، پرسشها تازه شروع میشود؛ چه کسی پیروز شد؟ با خرابیها چه کنیم؟ اصلا چرا جنگ شد؟ مقصر که بود؟ چرا ایستادیم؟ آیا میشد از آن جلوگیری کرد؟ تصمیمات درست و غلطی که گرفتیم؟ امر ملی بود یا مربوط به طبقهای خاص؟ و پرسشهای دیگری که تجربهاش را در دوران پس از دفاع مقدس هشتساله هم داشتهایم و سالها با تبعاتش دستوپنجه نرم کردیم.
روایت رسمی بهدرستی بر مفاهیمی مثل پیروزی، دستاوردها، ایستادگی، فداکاری، وحدت، نقش نیروهای مسلح، حمایت مردم و شکست دشمن تأکید خواهد کرد که این روایت برای ساختن معنای سیاسی و حتی امنیتی جنگ ضروری است. اما این تنها بخشی از واقعیت و روایت نیمه پر لیوان است و تنها روایت موجود هم نخواهد بود.
دشمنان و رسانههای معارض هم از زاویه خود روایت خواهند کرد؛ قربانیان جنگ، خسارتها، فرصتهای از دست رفته، مشکلات اقتصادی، تبعات تصمیمات سیاسی و نظامی، اختلافات داخلی و اعتراضات به تصمیمات و عملکردها هر کدام میتواند محمل روایتی دیگر از جنگ باشد.
در این میان تحلیلگران غیررسمی و منتقدین انقلابی باید بتوانند روایتی جامع ارائه کنند که نگاهی متوازن به واقعیتهای جنگ داشته باشد و ضمن حفظ رویکرد امیدآفرین، روایت نیمه خالی لیوان را نیز از دشمن بگیرد تا به تجربه جنگ و صلحهای آینده بدل شود و مایه رشد و صلاح جامعه قرار گیرد.
اما شاید مهمتر از همه اینها، روایتهای غیررسمی مردم در رسانههای نوین است که به بخشی از حافظه تاریخی ایرانیان تبدیل خواهد شد. نسل آینده ممکن است جنگ را نه از لابهلای کتابهای تاریخ و گزارشهای خبریتحلیلی و صفحات روزنامهها یا حتی مستندهای فاخر، بلکه از تصاویر و داستانها و حسوحالهای ثبتشده در تلفنهای همراه و شبکههای اجتماعی درک کند. حافظه دیجیتال گسترده و شخصیسازی شدهای که ممکن است جای حافظه رسمی را بگیرد.
طبیعیست که هیچ جامعهای جنگ را یکسان تجربه نمیکند. هر فرد ممکن است تجربهای منحصربهفرد از جنگ داشته باشد که چهبسا در تضاد و تناقض با تجربیات دیگران باشد؛ از تجربه فقدان و مجروحیت خسارت گرفته تا دلهره و غرور و همدلی. اما تحلیل این زیستبوم هم میتواند تصویری کلی از این حافظههای شخصی منتشرشده به دست دهد و برآیند آن را ترسیم کند.
این جنگهای متفاوت در حافظه یک جامعه، نقاطی کانونی هم دارند که در خاطره جمع بیشتری از مردم نشستهاند و عده زیادی را با خود همراه کردهاند. نقاطی مثل مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب و بهویژه تجمعات شبانهای که از اولین روز جنگ استمرار داشته و بیش از نیمی از مردم را با خود همراه کرده است، بستری هستند که زمینه روایت جامعتری از تجربه زیسته این مقطع خاص تاریخی را فراهم میکنند و درک بهتری از معنای جنگ در حافظه مردم به دست میدهند. این گنجینه باارزش را باید دریافت و برای ثبت و ضبطش برنامه داشت.
#جنگ #رسانه #مردمی_سازی
بیشتر بخوانید:
روایت یا واقعیت؟
تبیین با کدام اعتبار؟
تبیین نیمه خالی لیوان!
روایت اول؛ روایت مردم
امتداد «خیابان» کجاست؟
نبرد مردمی با دشمن مردم
بسیج در میدان جنگ وجودی
روایی نقد در سایه روایت فتح
ضعفزدایی بدون ضعیفنمایی
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
خیابان را روایت کنیم
خاطرات و روایتهای مردمی، از جمله مهمترین منابع شناخت تاریخ اجتماعی ماست؛ روایتهایی که بهطور معمول در اسناد رسمی، گزارشهای اداری و اخبار روزانه ثبت نمیشوند و با گذشت زمان بخش قابل توجهی از جزئیات خود را از دست میدهند. چون مردم، مهمترین راویان تاریخ هستند و بسیاری از رخدادهای اجتماعی را نمیتوان صرفا از طریق مراجع رسمی بازسازی کرد.
تجمعات شبانهای که از دهم اسفند سال گذشته در نقاط مختلف کشور شکل گرفته و استمرار یافتهاند، علاوه بر ابعاد اجتماعی و سیاسی، بخشی از تجربه زیسته شهروندان در یک مقطع تاریخی خاص محسوب میشوند. این نقاط ظرفیت آن را دارند که بهعنوان یک مکانخاطره مورد مطالعه و مستندسازی قرار گیرد.
البته اهمیت آنها صرفا در مکان و رویداد تجمع نیست؛ بلکه انسانها، خاطرات، انگیزهها، مناسبات اجتماعی، تغییرات محیطی، تجربههای شخصی و روایتهای متفاوت شهروندانی در این تجربه جمعی حضور داشتهاند آن را ارزشمند کردهاند.
بخش قابل توجهی از این اطلاعات، در صورت ثبت نشدن، با گذشت زمان از بین خواهد رفت؛ زیرا حافظه افراد، تصاویر تلفن همراه، پلاکاردها، پیامها، خاطرات شفاهی و جزئیات اتفاقات روزانه، منابعی در معرض زوال هستند. ثبت این روایتها در زمان وقوع، این امکان را فراهم میکند که در آینده هم بتوان به روایتهای دست اول از یک مقطع تاریخی دسترسی داشت.
محققان اجتماعی باید از این گنجینه ارزشمند استفاده کنند که البته با توجه به گستردگی و پراکنش تجمعات، این کار میتواند بخشی از کنش فعالان اجتماعی حاضر در هر تجمع باشد. دغدغهمندان خود میتوانند با استفاده از روش تاریخ شفاهی به مستندسازی شهری بپردازند تا این بخش از تاریخ اجتماعی معاصر ما اسیر روایتهای سطحی نشود.
برای این کار هم باید مکان را روایت کرد و هم انسانها را که با توجه به اقتضائات جغرافیایی و انسانی هر منطقه ممکن است روایت منحصربهفردی را به دست دهد. در روایت مکان، تاریخچه، روند شکلگیری و تحولات آن در کنار مناسبات اجتماعی و فضای حاکم بر تجمع در دورههای مختلف مدنظر است و در روایت انسانها، ثبت خاطرات و تجربههای شخصی افرادی که بهصورت مستمر یا مقطعی در این تجمع حضور داشتهاند.
در واقع برای روایت این رخداد اجتماعی باید این سؤالات دنبال شود که در تجمعات شبانه چه گذشت و چه کسانی در این رویداد حضور داشتند و این تجربه را چگونه زیستند. و بدیهی است که هرقدر راویان بیشتری درگیر این موضوع باشند، به روایت جامعتری خواهیم رسید.
باید توجه داشت که برای شناخت یک پدیده مردمی نباید در دام شهرت افتاد. یک روایت جامع صرفا به افراد شناختهشده یا فعال در برگزاری تجمع و خاطرات و تجربههای خاص بسنده نمیکند و روایت طیف وسیعی از افراد حاضر در تجمع و تنوعی از اقشار مختلف جوان، سالمند، بانوان، خانوادهها و... را دربرمیگیرد؛ چه حاضران مستمر و چه شرکتکنندگان مقطعی یا حتی کسبه و ساکنان محدوده که تجربهای از این رویداد دارند.
روایت «مکان» شامل یک خط زمانی از رویداد و فراز و فرودهای آن است و از آغاز تجمع تا نقاط عطف و اتفاقات مهم، مناسبتهای ویژه، تغییرات فضای تجمع، تغییرات جمعیتی، ریزشها و رویشها، تغییرات برنامهها، مشارکتها و ابتکارات مردمی، روند ساختاریافتگی و... رادربر میگیرد.
اما روایت افراد میتواند در سه سطح انجام شود. روایت شخصی؛ شامل معرفی افراد و شغل و پیشینه اجتماعی و انگیزه و دفعات حضور. تجربه تجمع؛ شامل خاطرات و مهمترین اتفاقات و تجربیات حضور و ادراکی که از تغییرات داشتهاند. و تحلیل و برداشت شخصی؛ شامل معنای تجمع و مردم حاضر برای افراد و تأثیرش بر زندگی شخصی و اجتماعی یا حتی تأثیری که بر محله، شهر و آینده دارد.
این اقدام علاوه بر ثبت و بایگانی بخشی از تاریخ اجتماعی از طریق روایتهای مستقیم شهروندان از یک رخداد اجتماعی، امکان تولید محتوای فرهنگی و رسانهای را نیز فراهم میکند و به درک تغییرات و روندهای یک امر اجتماعی و آینده رویدادهای اجتماعیسیاسی نیز کمک خواهد کرد.
#جنگ #رسانه #مردمی_سازی
بیشتر بخوانید:
روایت یا واقعیت؟
جنگی که خواهد بود
تبیین با کدام اعتبار؟
امتداد «خیابان» کجاست؟
نبرد مردمی با دشمن مردم
بسیج در میدان جنگ وجودی
روایی نقد در سایه روایت فتح
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
تحمل مردم تا کجاست؟
رئیس مجلس دیروز در نطق پیش از دستور جلسه علنی مجلس اصلیترین نبرد را در میدان تولید و معیشت مردم اعلام کرد که چالشهایش را در نوسانات شدید قیمت ارز، تورم، بیکاری و مدیریت بازار نشان داده و باید برای آنها تدابیر کوتاهمدت و دائمی داشت. محمدباقر قالیباف همچنین گفته است مردمی که تا پای جان مقابل دشمن ایستادهاند، سختیها را تحمل میکنند؛ اما سوءمدیریت و کمکاری را تحمل نخواهند کرد و انتظار مدیریت سریع این میدان را دارند.
این نکته مهمی است که مصلحتاندیشیهای دوران جنگ نباید به حاشیه امنی برای سوءمدیریت و کمکاری تبدیل شود و تأکید بر نقاط قوت و پیروزیها، نباید به انکار ضعفها و مصونیت مدیریتی بینجامد. چه اینکه همین ضعفها و ناکارآمدیها اگر نادیده گرفته شوند و به حال خود رها شوند، ممکن است ورق جنگ را برگردانند و ضعفهای داخلی، حتی جنگ برده را به هزیمت بکشانند.
واقعیت این است که هر جنگی واقعا هزینه دارد و همه اعضای جامعه در معرض جنگ، کمابیش در معرض پرداخت این هزینهها خواهند بود. مردم ما هم در این پنج دهه سه جنگ بزرگ را از سر گذراندهاند و نشان دادهاند که با سختیهای جنگ بیگانه نیستند. مردم میدانند که گرانی، کمبود، محدودیت، صف، خاموشی یا کاهش مقطعی رفاه بخشی از هزینههای جنگ و سرمایهگذاری برای آینده ایران است و این هزینه در برابر هزینه تسلیم و نابودی، رقمی نیست.
اما آنچه باعث ناامیدی میشود و سرمایه اجتماعی را متزلزل میکند، تحمل مضاعف سختیهاییست که با تدبیر و تلاش جهادی قابل مدیریت و رفع و رجوع بوده و ممکن است با سوءمدیریت یا کمکاری شماری از مسئولان ناکارآمد بر جامعه تحمیل شده باشد. یعنی وقتی مردم مجبور باشند در کنار سختیهای جنگ و عداوت دشمنان کشور، ضعف توزیع کالا و گرانیهای ناشی از آن، سهلانگاری در برابر قاچاق، هدررفت منابع و فاسد شدن کالاهای اساسی در انبارها، تصمیمات متناقض، جاری بودن بروکراسی معمول، پرداختن به امور دستچندم و... را هم تحمل کنند.
در واقع هزینهای که دشمن بر کشور تحمیل میکند، قابل تحمل است؛ ولی هزینهای که از داخل کشور بر مردم تحمیل میشود را چگونه میتوان تحمل کرد؟ حتی هزینه مسائل ساختاری و نظام حکمرانی نیز اگر چشمانداز مثبت و ارادهای برای حل مسئله وجود داشته باشد، قابل تحمل است، اما موضوع سوءمدیریت و کمکاری چیزی نیست که در این شرایط به سادگی قابل هضم باشد. چون مردم توقع ندارند علاوه بر هزینه جنگ، هزینهتراشی در اداره جنگ هم بر دوششان سنگینی کند.
از همه اینها سهمگینتر، احساس بیعدالتی و نابرابری در تحمل این سختیهاست. یعنی جایی که خانواده حقوقبگیری که قدرت خریدش از ابتدای سال تاکنون کاهش یافته و خود نیز راه صرفهجویی در پیش گرفته، همزمان شاهد نابرابری نامتعارف دستمزدها، مصارف غیرضروری، امتیازات خاص، سوءاستفاده و احتکار هم باشد.
مقاومت مردمی زمانی پایدار میماند که مردم احساس کنند همه در کنار هم و با هم در حال مبارزهاند و مسئولانشان هم در حال مقاومت و بلکه مجاهدت هستند. مضاف بر اینکه تابآوری را فقط از جامعه و مردم نمیتوان انتظار داشت؛ بلکه حکومت نیز باید تابآوری خود را بالا ببرد؛ چه در عرصه مدیریتی و تطبیق با شرایط جنگی و چه در عرصه تحمل و نقدپذیری.
از سوی دیگر ناکارآمدی یک دستگاه که در شرایط عادی ممکن است صرفا یک مشکل مدیریتی باشد، در شرایط جنگی میتواند به مسئله امنیت ملی تبدیل شود و به اندازه فشار خارجی هزینهساز باشد. چراکه هدف دشمن از راهبرد فشار اقتصادی، چیزی جز ایجاد نارضایتی اجتماعی نیست و ناکارآمدی نیز همین نتیجه را در پی دارد. بنابراین در جنگ اقتصادی، اصلاح حکمرانی اقتصادی خودش بخشی از دفاع ملی است.
اما مخاطب این بایدها طبیعتا دستگاههای نظارتی کشور هستند که مجلس شورای اسلامی در رأس آنهاست. مجلس است که میتواند با ابزارهای نظارتی خود معضلات اجرایی و مدیریتی را سامان دهد و این انتظار طبیعی مردم را تحقق بخشد. مجلسی که گرچه در هفتههای اخیر بهصورت مجازی آغاز به کار کرده، ولی تا رسیدن به «تراز مردم مبعوثشده» و تحقق فرمایشات رهبری راه درازی را در پیش دارد.
#جنگ #تاب_آوری #حکمرانی
بیشتر بخوانید:
زندگی باید کرد
تساهل علیه «آینده»
حکمرانی در ترازوی عدلیه
ایران پساجنگ؛ در تراز مردم
در جستجوی حلقه مفقوده
سقوط ریال در وفاق سکوت
چشماندازی که «تجربه» شد
تحمل ریاضت با طعم عدالت
چرا ماستها کیسه نمیشود؟
روایی نقد در سایه روایت فتح
ما و مسائلی که حل نمیشوند!
بیمه جمهوری با پیروزی جمهور
ضعفزدایی بدون ضعیفنمایی
کنسرت سکوت در تاراج کرسنت
صورتمسئلههایی که پاک نمیشود
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
جنگ اقتصادی روی زخم ناترازی
اعلام رسمی دولت مبنی بر افزایش قیمت سوم بنزین را شاید بتوان اولین مواجهه مستقیم مردم با جنگ اقتصادی تلقی کرد. تصمیمی ناگزیر که برای مقابله با هدفگیری دشمن روی باک خودروهای مردم اتخاذ شده و قرار است شکاف تولید و مصرف بنزین را کاهش دهد و در میانه محدودیت ارزی، کشور را از واردات بنزین و ارزبری آن بینیاز کند.
جنگ اگرچه میتواند ناترازی را تشدید کند، اما نمیتوان آن را محصول جنگ دانست. چراکه قیمتگذاری عجیب سوخت در ایران و ناترازی حاصل از مصرف بیرویه و قاچاق، معضلی ساختاری است که سالهاست کشور را درگیر خود کرده و بارها بر لزوم اصلاح آن تأکید شده است.
در اصل مدیریت مصرف و واقعی کردن قیمت سوخت تردیدی نیست؛ مسألهای که کشور را با پیامدهای سنگینی مثل مصرف بالا، قاچاق، استفاده غیربهینه از خودرو، فشار بر بودجه و منابع انرژی، یارانه بیشتر به خودروهای بیشتر و پرمصرفتر، ارزبری و وابستگی به واردات بنزین و عدم جذابیت سرمایهگذاری در بخش انرژی مواجه کرده تا کشوری با منابع عظیم انرژی به واردکننده بنزین تبدیل شود.
با این وجود بهجز طرح هدفمندسازی یارانهها در سالهای پایانی دهه هشتاد که با تحدیدها و تبصرههای بعدی تداوم نیافت، هیچ طرحی برای حل این معضل به اجرا نرسیده و حتی در مقاطعی همان کارت بنزین و سهمیهبندی نیز حذف شده است!
حالا دشمن بر همین نقطه ضعف و قصور و تقصیرهای دوران پیشاجنگ سوار شده و از این حربه برای فشار به ایران استفاده میکند. دشمنی که به تعبیر رهبر شهید انقلاب، مگسوار روی زخمهای ناشی از مشکلات و ضعفها مینشیند و به ضعفها و کمبودها امید بسته است.
هدف دولت از این اقدام نیز صرفا کنترل تقاضا در شرایط جنگی و پر کردن شکاف ۱۰ میلیون لیتری عرضه و تقاضاست. بنابراین در ورای این تصمیم، هدفی برای اصلاح اقتصادی، واقعیتر کردن قیمت انرژی و کاهش قاچاق مشاهده نمیشود. در این صورت جایی برای سخن گرفتن از سیاستهای اصلاحی بلندمدت و بستههای جامع یا عدالت در یارانه انرژی نیست.
اگچه در وضعیت جنگی نمیتوان انتظار حل مسائل بنیادی و ساختاری را داشت، ولی اگر چنین اقداماتی در چارچوب طرح بزرگتری انجام شود و نیمنگاهی هم به حل ناترازی ساختاری انرژی داشته باشد، چهبسا بتوان جنگ را به فرصتی برای اصلاح برخی ساختارها و رویهها و حذف هزینههایی تلقی کرد که کشور در شرایط عادی هم توان تحملشان را ندارد.
در اقدام ساده دولت گرچه برخلاف طرحهای اعلامشده از شوکدرمانی پرهیز شده و این اصلاح آرام میتواند جامعه را برای اصلاحات جدیتر و بنیادیتری آماده کند، اما اینکه نرخ اعلامشده برای مصرف مازاد بر سهیمه توان تغییر رفتار مصرفکننده یا کشش بازار قاچاق را داشته باشد محل تردید است!
این اقدام اگر نتواند تقاضای موجود را مدیریت کند، عملا کاهش معناداری در فاصلهاش با طرف عرضه اتفاق نخواهد افتاد و صرفا به قیمتگذاری بخشی از عرضه اکتفا شده است. موضوعی که هدف دولت را محقق نخواهد کرد و پس از مدت کوتاهی با کمبود بنزین و تداوم ناترازی، دوباره با لزوم اصلاحات اضطراری و هزینههای اجتماعی آن مواجه خواهیم شد.
بهنظر میرسد این افزایش نرخ بهتنهایی تکافوی همین هدف اضطراری را هم نخواهد داد و سیاستهای غیرقیمتی در تنظیمگری سهمیهها و بهویژه محدود کردن عرضه نرخ سوم اثر بیشتری در مدیریت وضعیت فعلی داشته باشد.
گذشته از این، موضوع سوخت و بنزین در دوران جنگ صرفا یک موضوع اقتصادی نیست و پیوند مستقیمی با تحرکات نظامی کشور و تابآوری اجتماعی نیز دارد که نهایتا امنیت انرژی را به امنیت ملی پیوند میزند.
بنابراین صرفا رفع ناترازی یا بینیازی از واردات کافی نیست و باید بتوان در سختترین شرایط قابل پیشبینی و حتی فرض کاهش تولید داخلی، این کالای راهبردی را برای مدت طولانی و با اولویت نظامی و منافع عمومی تأمین کرد.
بیشتر بخوانید:
قانون بقای ناترازی!
لانچرهای جنگ اقتصادی
زیرساخت جنگ زیرساختی
سقوط ریال در وفاق سکوت
توزیع یارانه یا خوردن سرمایه!
تحمل ریاضت با طعم عدالت
یک نان را چندنفری میخوریم؟
ما و مسائلی که حل نمیشوند!
ضعفزدایی بدون ضعیفنمایی
صورتمسئلههایی که پاک نمیشود...
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
دوباره؛ جنگ نفتکشها
آمریکا در پاسخ به زدوخوردها با ناوهای جنگیاش، به جنگ نفتکشها روی آورده و وزیر جنگش رسما اعلام کرده در برابر حملات ایران به ناوهای آمریکا پاسخ متقارنی ندارد و بهجای پاسخ نظامی، به نفتکشهای غیرنظامی حمله خواهد کرد. در بیانیه رسمی سنتکام که به پیوست انتشار تصاویر حمله به نفتکشها منتشرشده نیز آمده است که این شناورهای تجاری «با دقت و حرفهایگری نیروهای مسلح آمریکا» هدف قرار گرفتهاند.
این وضعیت را چهار دهه قبل در برابر ارتش مستأصل بعثی تجربه کرده بودیم؛ جنگی که ۲۳۹ نفتکش طرفین را به آتش کشید و ۵۵ تای آن را به قعر دریا فرستاد. ولی تصورش هم دشوار بود که ابرقدرت جهان هم در برابر حمله به ناوهای جنگیاش، اهداف غیرنظامی را هدف قرار دهد و تصاویر حملات گرانقیمت به نفتکشهای بیدفاع و جاری شدن نفت بر آب را به عنوان عملیات افتخارآمیز منتشر کند!
واضح است که آمریکا همچنان از رویارویی در عرصه نظامی شانه خالی میکند و به نبرد نامقارن اقتصادی روی آورده است. دشمن ترجیح میدهد جنگ را همچنان در زمین اقتصادی دنبال کند و علاوه بر تحریمها، حتی هنر نظامیگریش را هم در این میدان پیاده میکند.
نیروهای مسلح کشورمان نیز در پاسخی قاطع به حملات آمریکا به ۵ نفتکش ایرانی، تهاجم سنگینی به پایگاه آمریکایی در اردن انجام دادند و همزمان با هدف قرار دادن ۲ فروند ناوشکن آمریکایی و ۸ نفتکش در خلیج فارس، ۱۰ فروند کشتی متخلف که با حمایت ارتش این کشور قصد عبور از منطقه ممنوعه تنگه هرمز را داشتند، زیر ضرب رفتند.
نفتکشها علاوه بر ارزش اقتصادی و کسب درآمد از صادرات نفتی، عامل امنیت اقتصادی هم هستند؛ چراکه حتی با وجود نفت و تأسیسات نفتی، امکان صادرات و کسب درآمد به این شناورها وابسته است. از سوی دیگر عادیسازی این رویه ممکن است به برقراری قاعده جدیدی برای تنگتر کردن محاصره منتج شود و نفتکشهای خارجی حامل نفت ایران نیز مشمول اقدام نظامی آمریکا شوند.
به همین دلایل از این تعدی نمیتوان به سادگی گذشت و پاسخی بازدارنده و نامتقارن را میطلبد که به جنگی فرسایشی نینجامد. هدف پاسخ نباید صرفا به شلیک کردن و آسیب زدن محدود شود؛ بلکه فارغ از نوع واکنش، پاسخی موفق است که بتواند اثر عینی بر بازار نفت داشته باشد، محاسبه دشمن را تغییر داده و اهداف او را نقش بر آب کند.
آمریکا باید به این درک برسد که هدف قرار دادن نفتکشهای ایرانی با هزینهای معادل روبهرو نمیشود؛ بلکه امنیت تمام شبکه دریایی و تجاری تحت حمایتش و در نتیجه اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد و اعتبار اسکورت آمریکایی و تصویر چتر امنیتیاش بر کشورهای منطقه را بیش از پیش مخدوش میکند.
#تنگه_هرمز #جنگ #بازدارندگی
بیشتر بخوانید:
چالش اثر تنگه
دور زدن ممنوع!
تنگه قیمت نفت
تا آستانه بازدارندگی
خسارت کافی نیست!
فراتر از بازوبست تنگه
تنگه در تنگنای تفاهم
فراتر از جنگ منطقهای
عمان در دو راهی هرمز
چرا حمله پیشدستانه؟
گره تنگه کورتر میشود؟
زیرساخت جنگ زیرساختی
تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم!
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
امارات، برنده بحران تنگه؟
به نظر میرسد در جنگ نفتکشها با توجه به اهداف متنوعی که در دسترس نیروهای مسلح ما قرار دارد، ضرورتی برای ورود به پاسخ متقارن در خلیج فارس نیست. چه اینکه تأسیسات انرژی و نفتکشهای خارجی مستقر در خلیج فارس، در واقع پشتوانه تنگه هرمز و ضامن ارزش آن بهشمار میروند.
با این نگاه، مسیرهای جایگزینی که برای دور زدن تنگه هرمز طراحی شدهاند در اولویت هستند و تا وقتی اهدافی مثل پایانه نفتی فجیره و ناوگان نفتی آن در تیررس اقدام تقابل هستند، هدف قرار دادن اهداف نفتی درون خلیج فارس منطقی نیست و در صورت ضرورت نیز در مراتب بعدی اهمیت قرار میگیرد.
بندر فجیره با زیرساختهای عظیم نفتی و خط لولهای که نفت را از سواحل غربی امارات در خلیج فارس به سواحل شرقیاش در دریای عمان میرساند، همچنان در حال دور زدن تنگه است؛ تا جاییکه میزان صادرات نفتی این کشور در بحبوحه بحران تنگه هرمز، به لطف خروج از اوپک، حتی از دوران پیش از جنگ هم بیشتر شده و رکوردهای جدیدی را جابجا کرده است.
با اینکه نیروهای مسلح ما در اردیبهشتماه گذشته طی اعلامیهای محدوده بندر فجیره را نیز جزو منطقه کنترلی تنگه هرمز قرار داده بود و این اعمال حاکمیت را برای مدتی عملیاتی کرد، اما این کنترل پس از مدتی به دلایل نامعلومی متوقف شده و رژیم امارات را به تنها برنده بستن تنگه هرمز تبدیل کرده است.
امارات علاوه بر دور زدن تنگه هرمز به بستری برای انتقال مخفیانه نفت از تنگه توسط شناورهای کوچک تبدیل شده است. تصاویر ماهوارهای نشان میدهد آبهای غربی این کشور محل تجمع نفتکشهایی است که عملیات کشتیبهکشتی را برای خروج غیرقانونی و غیرایمن نفت از تنگه هرمز انجام میدهند.
گرچه گمانههایی مبنی بر هماهنگیها و معاملات پشت پرده با کشورمان برای چشمپوشی از این اقدامات به گوش میرسد، ولی حتی در صورت صحت این گمانهها نیز بعید بهنظر میرسد چنین معاملهای بتواند کند شدن شمشیر هرمز و تضعیف «اثر تنگه» را توجیه کند.
#تنگه_هرمز #جنگ #امارات
بیشتر بخوانید:
چالش اثر تنگه
دور زدن ممنوع!
تنگه قیمت نفت
فراتر از بازوبست تنگه
تنگه در تنگنای تفاهم
عمان در دو راهی هرمز
گره تنگه کورتر میشود؟
تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم!
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
وحدت ساحات در تنگی تنگهها
بستن تنگه هرمز با اینکه در برهههای ابتدای جنگ قیمت نفت را به بیش از ۱۲۰ دلار هم رساند، اما به دلایل مختلف نتوانست آستانه تحمل اقتصاد جهانی را لمس کند. برگه تنگه هرمز نهایتا نفت ۷۰ دلاری پیشاجنگ را طی ماههای گذشته زیر سقف ۱۰۰ دلار متوقف کرد و تنشها و درگیریهای بعدی نتوانست این سقف قیمتی را بشکند.
دلایلی مثل شکلگیری مناسبات و تفاهمات سیاسی، عقبنشینی موقت آمریکاییها از جبهات، معماری دورزدن تنگه با خط لولههای فجیره و ینبع یا عبور از ترتیبات ایرانی از مسیر جنوبی تنگه با شناورهای کوچک و انتقال کشتی به کشتی و اسکورت ناوشکنهای آمریکایی در شکلگیری این انتظار قیمتی بیتأثیر نبودند.
درست است که سیاست نیمهباز بودن تنگه برای ایران نیز ممکن است عوایدی داشته باشد و راه تنفس اقتصاد ما را تا حدی باز نگه میدارد، اما چنین سیاستی نمیتواند شوک مناسبی را به اقتصاد جهانی وارد کند و به فشار مؤثر بر دشمن منجر شود. در نتیجه تنها به عنوان یک اختلال در بازار قیمتگذاری میشود که ممکن است برای دشمن همچنان قابل تحمل باشد.
عبور از این قیمتها نیازمند شوک دیگری بود که با ابتکار عمل ضلع جنوبی محور مقاومت، یعنی دولت انقلابی یمن محقق شد تا مسیر جایگزین تنگه هرمز، یعنی خط لوله بقیق-ینبع که نفت را از سواحل شرقی عربستان در خلیجفارس به سواحل غربیاش در دریای سرخ میرساند نیز با چالش جدی مواجه شود.
انصارالله یمن اواخر تیرماه گذشته کارزار محاصره دریایی و هوایی عربستان را در پاسخ به محاصره دهساله عربستان بر این کشور آغاز کرده بود و ضمن هدف قرار دادن بندر ینبع، کشتیرانی عربستان در دریای سرخ و عبور از بابالمندب را نیز با چالش مواجه کرد. اما سلطه کامل بر آبراه دریای سرخ، نیازمند تسلط بر تنگه بابالمندب بود که با مواضع نیروهای انصارالله در شمال یمن فاصلهای صدها کیلومتری داشت.
با اقدام عربستان سعودی در حملات هوایی به مواضع یمن و تجهیز مزدورانش برای حمله زمینی به قصد یکسره کردن کار انصارالله، یمنیها دست روی دست نگذاشتند و با حملات پیشدستانه به کاروانهای تجهیزات نظامی و نیروهای سعودی، به استقبال آنها رفتند.
گسترش درگیریها نهتنها به موضع دفاعی و عقبنشینی انصارالله منجر نشد، بلکه در ضدحملهای برقآسا طی سه روز گذشته بخشهای مهمی از سرزمین یمن را آزاد کردند تا حاکمیت محور مقاومت بر ساحل غربی یمن و جزایر راهبردیاش تکمیل شود و به بالای سر بابالمندب برسند.
انصارالله که پیش از این برای عملیات در دریای سرخ و بابالمندب فاصله عملیاتی زیادی را پیش روی خود میدید، حالا در جایگاه تسلط مستقیم بر دومین تنگه راهبردی منطقه ایستاده و برای اعمال حاکمیت بر بابالمندب با عرض بیست کیلومتریاش حتی نیازی به سلاحهای سنگین و موشکهای دوربرد هم ندارد.
سعودیها هم که خط لوله انتقال نفتشان در چندین نقطه هدف حمله قرار گرفته، بندر ینبوعشان زیر آتش یمنیهاست و مجوز عبور نفتشان از دومین تنگه را در دستان انصارالله میبینند.
این یعنی کشتی دور زدن تنگه هرمز از طریق دریای سرخ تقریبا به گل نشسته است. امری که باعث جهش قیمت نفت و شکست مرز روانی 100 دلار شد و اگر چشم انداز بحران همچنان ادامه یابد و با ابتکارات سیاسی و رسانه ای سرکوب نشود، رقم های بالاتری را نیز می توان به انتظار نشست.
البته تثبیت این مواضع با توجه به برتری هوایی ائتلاف سعودی همچنان نیاز به مجاهدت دارد؛ اما حتی در صورت موقت بودن این دستاوردها نیز راهبرد وحدت ساحات و کنش همزمان سایر بازیگران محور مقاومت در محدود کردن راههای دور زدن تنگه در امارات، عراق و... می تواند حداکثر استفاده را از این دستاورد رقم بزند.
#جنگ #یمن #تنگه_هرمز
بیشتر بخوانید:
چالش اثر تنگه
تله تهدیدپذیری
دور زدن ممنوع!
تنگه قیمت نفت
فراتر از بازوبست تنگه
تنگه در تنگنای تفاهم
عمان در دو راهی هرمز
گره تنگه کورتر میشود؟
امارات، برنده بحران تنگه
تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم!
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
یادگاری روی دیوار امارات!
رئیسجمهور روز گذشته و در چارچوب اجلاس سران کشورهای بریکس در دهلینو دیداری نیز با ولیعهد امارات متحده عربی داشت. پزشکیان گفته است توافق کردیم که گذشته را فراموش کنیم و آینده خوبی بسازیم.
اما امارات علاوه بر میزبانی تجاوزات آمریکا، به تصریح وزیر خارجه کشورمان بهصورت مستقیم هم در اقدام تجاوزکارانه علیه ایران دخیل بوده است. این کشور در دوران آتشبس نیز متهم شماره یک دور زدن ترتیبات ایرانی هرمز و به چالش کشیدن اثر تنگه است. حتی از قبل جنگ هم به مدت چند دهه چشم طمعش به جزایر ایرانی بوده و از هیچ همکاری با اسرائیل فروگذار نکرده است.
اینها علاوه بر اقدامات ضدانسانی امارات در مواجهه با ایرانیان مقیم است؛ اخراج هزاران نفر و مصادره اموالشان در کنار تعطیلی مدارس و بیمارستانهای ایرانی و از همه مهمتر بازداشت صدها ایرانی بیگناه در روزهای ابتدای جنگ که کمترین توضیحی درباره وضعیت آنان ارائه نشده است.
حالا در حالیکه انتظار میرود رسیدگی به جرائم امارات در تجاوز به کشورمان و میزبانی پایگاههای آمریکا و سرنوشت ایرانیان مقیم این کشور روی میز باشد، چنین مراوداتی بیشتر به عادیسازی روابط و پاک کردن سوءسابقه شباهت دارد.
با اینحال و با وجود همه تنشها نمیتوان منکر ضرورت ارتباط مدیریتشده با کشورهای همسایه، حتی همسایگان ناباب بود و دیدارهایی از این دست میتواند به این هدف کمک کند. ارتباطهایی که ممکن است به تحقق برخی اهداف تاکتیکی نیز کمک کند. همانطور که پیشتر گمانههایی مبنی بر همکاری در دور زدن محاصره دریایی آمریکا مطرح شده بود.
اما اینک اخباری از یمن به گوش میرسد که نشان میدهد هماهنگیها با امارات حتی وارد لایههای امنیتی هم شده و این کشور عملا به عرصه تحولات یمن بازگشته است. تا جاییکه همزمان با آغاز درگیریهای انصارالله با مزدوران سعودی، هستههای شورای انتقالی جنوب یمن که پیش از این تحت نفوذ امارات بودهاند دوباره فعال شده و تحرکاتشان را آغاز کردند.
تحرکاتی که جبهه جدیدی را علیه ائتلاف سعودی گشود تا پیشرویهای ارتش و کمیتههای مردمی یمن در مسیر بابالمندب با موانع کمتری مواجه شود. شورای عالی سیاسی یمن نیز پس از تسلط نیروهایش بر ساحل غربی و بابالمندب، پایان درگیریها را اعلام کرد که بهمعنای توقف پیشروی به سمت جنوب یمن و مناطق تحت تسلط جنوبیهاست.
همه این هماهنگیها در سطوح تاکتیکی کاملا توجیهپذیر است؛ اما نمیتوان انتظار داشت که چنین رویکردی به اهداف راهبردی ضربه بزند و مناسبات واقعی با کشوری که موضع خصمانه داشته را کمرنگ کند. در زمینه جنگ و امنیت ملی، بهویژه در عرصه یک جنگ وجودی نباید دچار روزمرگی شد و اهداف کلان و بلندمدت را فدای دستاوردهای تاکتیکی کرد.
امارات علاوه بر همکاری عمیق و بیحدوحصرش با آمریکا و اسرائیل که از مرز روابط عادی نیز عبور کرده، خود نیز بهسرعت در حال تبدیل شدن به اسرائیل دوم منطقه است. رفتارهای غیرمسئولانه امارات به خلیج فارس و کشور ما هم محدود نیست؛ شبکه بنادر و پایگاههایش در جزایر و سواحل آفریقا و دخالتهای نظامیاش در یمن، سومالی، سودان، لیبی، صحرای غربی و... امان کشورهای اسلامی را بریده و برخی را به رویارویی کشانده که تازهترینش قطع رابطه الجزایر و بستن حریم هواییاش بر این کشور است.
رژیمی که تلاش میکند به بازیگر نیابتی ساختار غربی در خلیج فارس و حتی جهان اسلام تبدیل شود، میتواند در یمن علیه ریاض بازی کند و به محور مقاومت نزدیک شود و همان شب در دهلی، مانع از تصریح به تجاوزگری آمریکا در بیانیه بریکس شود تا صرفا جنگ، بدون محکومیت متجاوز محکوم شود.
مواضع ابوظبی نشان میدهد همراهیاش در ترتیبات هرمز نیز تا حد یک کریدور موقت و بدون رژیم حقوقی خواهد بود تا با عادیسازی و مرور زمان، به مسیر گذشته بازگردد. همه اینها یعنی در برجهای سربه فلک کشیده امارات، دیواری پیدا نمیشود که بشود روی آن یادگاری نوشت.
#جنگ #امارات #تنگه_هرمز
بیشتر بخوانید:
چالش اثر تنگه
دور زدن ممنوع!
تنگه قیمت نفت
شبهجزیره ثبات!
امارات، برنده بحران تنگه
وحدت ساحات در تنگی تنگهها
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour