#حضرت_اباالفضل_شهادت
رفتی ولی فراق تو باور نمی شود
"داغی شبیه داغ برادر نمی شود"
باید چگونه بی تو به خیمه روم، دلم
وقتی حریف گریه ی خواهر نمی شود
خواهم تو را به خیمه رسانم ولی چرا
جسمت جدا ز نیزه و خنجر نمی شود
می خواهم از کنار تنت بگذرم ولی
فکرم رها ز غارت پیکر نمی شود
با رفتنت که آب به دردی نمی خورد
گیرم رسید آب، لبی تر نمی شود
دارد شکاف فرق سرت می کُشد مرا
اصلا گلی شبیه تو پر پر نمی شود
با من بگو چگونه تنت پُر ز تیر شد
با یک "سه پَر" تنت که پُر از پَر نمی شود
خواهم کِشم ز سینه ات این نیزه را برون
اما قسم به حضرت مادر نمی شود
خیزی اگر ز جا به خدا قول می دهم
زینب اسیر این همه لشکر نمی شود
شرح تو را چگونه رسانم به خیمه ها
از مشک پاره خاطره بدتر نمی شود
باید سر تو بند نگردد به روی نی
وقتی سرت به نیزه برابر نمی شود
#مهدی_جلالی
@raziolhossein
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_محرم
دل و ذکر دمادم یابن زهرا
سر و شور محرم یابن زهرا
ز هجران تو و سوز محرم
جهان شد غرق ماتم یابن زهرا
هوای کربلا در سینه دارند
سبکبالان عالم یابن زهرا
به هر جا روضه ی جد تو بر پاست
یقین ، باشی مقدم یابن زهرا
به یاد کربلا ای زائر عشق
ببارد دیده نم نم یابن زهرا
بیا همراه شو با عاشقانت
بگیر از دیده شبنم یابن زهرا
به زخم سینه ی مجروح زینب
سرشک توست مرهم یابن زهرا
به یاد غربت ارباب بی کس
دلم شد خیمه ی غم یابن زهرا
بیا و جمعه ای عزم فرج کن
الا یار معظم یابن زهرا
#سیدمحمد_میرهاشمی
@raziolhossein
#حضرت_اباالفضل_شهادت
#دوبیتی
به ماه این قبیله تا رسیدیم
به خورشید جهان آرا رسیدیم
زیارت شد شروع ، از باب العباس
ز تاسوعا به عاشورا رسیدیم
.....
کنار اشک دریا روضه ی ماست
غمش امروز و فردا روضه ی ماست
قیامت هم ، دو تا دست بریده
به روی دست زهرا روضه ی ماست
#میثم_مومنی_نژاد
@raziolhossein
#حضرت_اباالفضل_دودمه
#دودمه
آمده شیرنر ام البنین بهرشکار
مثل حیدر باوقار
لافتاالاعلی لاسیف الا ذوالفقار
مثل حیدر باوقار
.....
از همان صفین تو مشهور در جنگیدنی
توعلمدار منی
مثل حیدر با تکان تیغ گردن میزنی
توعلمدار منی
#قاسم_نعمتی
@raziolhossein
#حضرت_اباالفضل_شهادت
با چشم تر بالا سرش افتادم از پا
با زخمهای پیکرش افتادم از پا
وقتی که گیر افتاد بین تیر و نیزه
افتاد تا بال و پرش افتادم از پا
خیلی دلش میخواست آبآور بماند
از حسرت چشم ترش افتادم از پا
در قحطیِ آب اصغرم را دادم از دست
پیش نگاه مادرش افتادم از پا
دلگرمیِ اهل حرم میرفت و من هم
با آهِ سرد آخرش افتادم از پا
تا نالهی ادرک اخایش را شنیدم
بالای جسم پرپرش افتادم از پا
او که تمام عمر اشکم را ندیده
اصلا نمیشد باورش افتادم از پا
از خیمهگه تا علقمه خیلی دویدم
وقتی رسیدم در برش افتادم از پا
زینب پس از عباس در پیش نگاهم
تا زد گره بر معجرش افتادم از پا
قلب کبابش را به تیرِ کینه بستند
با یاد قلب مضطرش افتادم از پا
وقتی عمود خیمهاش را میکشیدم
با آه آهِ خواهرش افتادم از پا
#رضا_باقریان
@raziolhossein
#حضرت_اباالفضل_شهادت
#تاسوعا
از نور ماهی علقمه باغ ارم شد
ماهی که از داغش قد خورشید خم شد
تا داستان عشق را با خون نگارد
چشم غیورش خون شد و دستش قلم شد
هر چند از دستش علم افتاد اما
در آسمانها تا ابد نامش علم شد
در خاک هم دارد اثر دست کریمش
حیرت مکن گر علقمه دارالکرم شد
تا خم شد از ضرب عمودی روی مرکب
مثل قد زینب، عمود خیمه خم شد
میریخت آب مشک و از جان دست میشست
از شرم پیشانی دریا غرق نم شد
تعداد تیر اندازها کم نیست اینجا
تعداد تیر اما پس از عباس کم شد
تا رفت چشم نافذش در پردهی خون
دلواپس پرده نشینان حرم شد
در غارتش از یکدگر سبقت گرفتند
این پیشتازی ها سر مشتی درم شد
میر و علمدار حرم دیگر نیامد
ای سینه زنها یا علی گاه دودم شد
#میلاد_حسنی
@raziolhossein
#حضرت_اباالفضل_شهادت
#تاسوعا
هرچند که دیر کرد، برمیگردد
نومید از او نگرد ، بر میگردد
اینقدر رباب ، بر سروسینه مزن
چون قول که داد ،مرد،بر میگردد
چون کوه دلت قرص،که گرم است دلم
با آب زلال و سرد ، برمیگردد
دستش برسد به آب وآبی به لبش
اصلا ورق نبرد ، برمیگردد
تاشام ،سپاه کوفه را خواهد راند
سقای عطش نورد ، برمیگردد
بیش از همه داند،خود عباس که اوست
درمان هر آنچه درد ، برمیگردد
#حیدر_توکلی
@raziolhossein
#حضرت_اباالفضل_شهادت
#تاسوعا
اگر زمین بخورد، عرش را تکان بدهد
کسی که سرو قدش سایه بر جنان بدهد
به او همیشه مباهات می کند زینب
به کوه شانه ی او تکیه آسمان بدهد
به بارگاه پرش آسمان پناه آورد
پناه عالمیان را پرش امان بدهد
عجب نباشد اگر از خجالت آب شود
شبیه مشک خودش جرعه جرعه جان بدهد
جواب العطش خیمه را که مشک نداد
جواب کودک بی شیر را کمان بدهد
عقیق سرخ حسین از رکاب افتاده است
نگین سرخ بهانه به ساربان بدهد
بلند شو که پس از تو حسین می میرد
تو دست و پا بزنی و حسین جان بدهد
پس از تو آن که سرت را به دامنش دارد
سر بریده به دامان این و آن بدهد
پس از تو او سر خود را به طشت بگذارد
پس از تو زلف حسین تو بوی نان بدهد
لبی که بوسه روی دستهای تو میزد
پس از تو بوسه به لبهای خیزران بدهد
اگر شهید شوی گوشواره دق بکند
رقیه رنگ رخش را به ارغوان بدهد
#محسن_حنیفی
@raziolhossein
#حضرت_اباالفضل_شهادت
#تاسوعا
بیا جان دادن ساقی طفلان را تماشا کن
دو دستم را میان خاک خون آلوده پیدا کن
اگر چه من نی ام قابل،که آئی بر سرم ای شه
بیا دیداری از روی علی یا روی زهرا کن
بجان اصغرت از علقمه لب تشنه برگشتم
گواه ادعای من، برو پرسش ز دریا کن
خجل باشم که بی آب آمدم سوی خیام تو
بزرگی از تو میباشد، گذر از جرم سقا کن
گره افتاده در کار گره بگشای محرومان
بیا ای دست حق از کارسقا این گره، وا کن
به طوف جای پای تو، ملک احرام میبندد
بیا این خاکها را، قبله ی عرش مُعلا کن
#حیدر_توکلی
@raziolhossein1
#حضرت_اباالفضل_شهادت
اگر زمین بخورد، عرش را تکان بدهد
کسی که سرو قدش سایه بر جنان بدهد
به او همیشه مباهات می کند زینب
به کوه شانه ی او تکیه آسمان بدهد
به بارگاه پرش آسمان پناه آورد
پناه عالمیان را پرش امان بدهد
عجب نباشد اگر از خجالت آب شود
شبیه مشک خودش جرعه جرعه جان بدهد
جواب العطش خیمه را که مشک نداد
جواب کودک بی شیر را کمان بدهد
عقیق سرخ حسین از رکاب افتاده است
نگین سرخ بهانه به ساربان بدهد
بلند شو که پس از تو حسین می میرد
تو دست و پا بزنی و حسین جان بدهد
پس از تو آن که سرت را به دامنش دارد
سر بریده به دامان این و آن بدهد
لبی که بوسه روی دستهای تو میزد
پس از تو بوسه به لبهای خیزران بدهد
اگر شهید شوی گوشواره دق بکند
رقیه رنگ رخش را به ارغوان بدهد
#محسن_حنیفی
@raziolhossein
#حضرت_اباالفضل_شهادت
سقا به آب، لب ز ادب آشنا نکرد
از آب پرس از چه ز سقا حیا نکرد؟
تجدید شد وضوی نماز امام عشق
بیهوده دست خویش به آب آشنا نکرد
تن چاک چاک دید و به بیداد، تن نداد
سر شد دو تا و قد بر دونان دوتا نکرد
"جز لحظه ای که مشک به دندان گرفته بود
در عمر خویش خنده ی دندان نما نکرد"
دندان کند کمک، چو گره وا نشد، چرا
دندان او هم آن گره ی بسته وا نکرد؟
معراج او به روی زمین شد ز پشت زین
مثل رسول سیر به سوی سما نکرد
مسجود را ندیده سر از سجده بر نداشت
حق سجود عشق، چو او کس ادا نکرد
#علی_انسانی
@raziolhossein
#حضرت_اباالفضل_شهادت
برخیز جان فاطمه اینجا نمان برو
بگذار روی خاک مرا نیمه جان برو
هی آه می کشی و تنم لرزه می کشد
قربان مهربانی ات ای مهربان برو
دستم بریده و کمرت را شکسته اند
برخیز ای شکسته دل قد کمان برو
بیرون مکش یکی و دوتا نیست تیرها
جانم فدات ناله مزن این چنان برو
این هرزه چشم ها به حرم چشم بسته اند
برگرد خیمه زود نمانده زمان برو
خون گریه های چشم ترم نذر زینب است
آقا به جان خواهر تنهایمان برو
برخیز و بی کسی حرم را نظاره کن
زینب کجا و صحبت نامحرمان برو
از من گذشت غربت و در انتظار توست
گودال خون و نیزه و سنگ و سنان برو
من سر به زانوان تو دارم چه ماتم است
الشمرُ جالسٌ...سر تو ناگهان...برو
#حسن_کردی
@raziolhossein