eitaa logo
خدا ودیگرهیچ
149 دنبال‌کننده
164 عکس
61 ویدیو
34 فایل
در این کانال گفتارها و‌نوشتارهایی بر اساس تفکر توحیدی منتشر می کنم موضوعات متنوعند: از متون دینی تا فلسفه و هنر و حوادث واقعه و آرای اندیشمندان و... مگر نه اینکه توحید همه چیز را در برمی گیرد؟ رضاکریمی @rezakarimi1001
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از خانه اندیشه حوزه هنری انقلاب اسلامی کرمانشاه
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
نشست مجازی ولایت فقیه در اندیشه سردار سلیمانی آقای رضاکریمی
velayate faghih.MP3
زمان: حجم: 3.8M
تحلیلی بر یک جمله سردار سلیمانی درباره ولایت وفقیه "من‌نه می‌گویم ولایت تنوری و نه می‌گویم ولایت قانونی" دانلود ویدئو در کانال خانه اندیشه👆 @rezakarimi
nemitasidam.mp3
زمان: حجم: 4.4M
تحلیل مسئله شجاعت در شخصیت سردار سلیمانی با نگاهی به کتاب «از چیزی نمی‌ترسیدم» (پسران نوجوان بیشتر بشنوند) 13دی1400 کتابخانه امیرکبیر کرمانشاه @rezakarimi
رهبر معظم انقلاب در دیدار با فعالان فرهنگی کشور در تاریخ ۱۶مرداد۱۳۹۵ می‌فرماید: «این که شماها می توانید را از روی احساساتم نمی گویم بلکه این کاملا مبتنی بر عقلانیت و مستند به بیان قطعی الهی است. نباید زود بگوییم «لا یکلف الله نفسا الا وسعها». خود این آیه را هم نباید اینچنین معنی کرد که ما وسعش را نداریم. یک معنا و تفسیر رایج از این آیه آن است که وقتی انسانی به امری مکلف می شود، اگر نتواند انجام دهد، می گوید لایکلف الله نفسا الا وسعها. چون توان و وسعش را نداریم، تکلیف برداشته شده است. این معنا درست است اما از این معنا درست تر آن است که خدا، به انسان تا وسع و توانش نرسد، تکلیف نمی کند. هنگامی که تکلیفی بر انسان واجب می شود، حتما وسع و توانش را دارد. همان قرآن آیه «لیظهره علی الدین کله»  را هم دارد. پس معلوم می شود چنین وسعتی هست که خدا چنین تکلیفی بر شما گذاشته است. خدا به وسیله شما این کار را می کند. ارائه و گسترش این فکر ناب و دین ناب بر تمام بشریت، بر عهده من و شماست. شما باید بتوانید این دین و برنامه را بر تمام بشریت غالب کنید. این اگر وسع ما نبود به ما واگذار نمی کرد. وقتی تکلیف سنگین روی دوش شما هست، وسع شما هم هست. از ما خواسته شده است. من میگویم که خدا این وسعت را در شما دیده که چنین تکلیفی بر شما گذاشته است». همچنین، از حاج قاسم، در کتاب پرواز بغداد بهشت، نقل شده که از رهبر انقلاب نقل می‌کنند که آیه جاهدوا في الله حق جهاده به اندازه‌ آنچه در توان داری است و خدا بقیه را شامل حال تو خواهد کرد. نتیجه این تفسير این است که حق الله به اندازه استطاعت فرد تکلیف می‌شود ولی خداوند وسع را افزایش می‌دهد. اینکه از آیه «لا یکلف الله نفسا الا وسعها» نباید فرار از تکلیف نتیجه گرفته شود نکته مهمی است. اینکه از این آیه بفهمیم اگر مکلفیم پس موسع هم هستیم هم نکته مهم دیگری است. اینکه از آیه «لیظهره علی الدین کله»  بفهمیم که چون بر گسترش دین بر دیگران تکلیف شده ایم پس وسع آن را هم خواهیم داشت درست است. ولی چیزی که الان احتیاج داریم این است که وسعمان را افزایش بدهیم. این آیه یک آیه مهدوی است و لزوما به این معنی نیست که اکنون هم تکلیف ما دقیقاً همان هدف است بلکه نهایتاً باید زمینه ساز آن هدف شویم. زمینه سازی برای "غلبه دین بر دیگران" هم از طریق افزایش وسع اتفاق می افتد.  افزایش وسع هم بنابر قران با شکر رخ می دهد: لَئِن شَكَرتُم لَأَزيدَنَّكُم  وَلَئِن كَفَرتُم إِنَّ عَذابي لَشَديدٌ﴿ابراهیم۷) در این آیه می گوید اگر شکر کنید بر شما می افزاید. این آیه نمی گوید لازیدلکم (برای شما زیاد می کنم) بلکه زیاد شدن در وجود ما رخ می دهد نه در دارایی ها و نعمتهای ما. سعدی که گفت: شکر نعمت نعمتت افزون کند همه حقایق این آیه را نگفت بلکه شکر نعمت خودت افزون کند. رهبر معظم انقلاب فرمود: یک آیه‌ی پُر مغز و پُر مضمونی -مثل بقیّه‌ی آیات قرآن- در سوره‌ی ابراهیم هست... آیات سوره‌ی ابراهیم است، مکّی است؛ یعنی در آن وقتی که مسلمانها در اوج مبارزات و ایستادگی و مقاومت در مقابل جریان کفر قرار داشته‌اند، در آن وقت این آیات نازل شده است، به آنها مژده میدهد، به مردم میگوید که بدانید که خدای متعال ایّام‌اللّهی دارد، آن ایّام‌الله را به شما نصیب خواهد کرد؛ باید شما شکرگزار ایّام‌الله باشید. اگر واکنش درست و شاکرانه نشان دادید از آنچه که خدای متعال به شما داده است، خدای متعال به شما پیروزی‌های بیشتری را در آینده خواهد داد. (۱۳۹۸/۱۰/۲۷خطبه‌های نماز جمعه تهران) @rezakarimi
در ایامی که یک قهرمان مردم را به شور انداخت خبر ساخته شدن یک فیلم‌ منتشر شد و هنگامی که قهرمان هشتگ معروف فضای مجازی شد فیلمی نمایش داده شد که قهرمان را انکار کرد و قهرمان‌سازی را زير سوال برد.  آیا لزوماً باید باشد؟  قهرمان همیشه پیروز دنیوی نیست بلکه مغلوب و مظلوم و مقهور هم هست. قهرمان گاه پیروز است و گاه شهید است یعنی فداکارانه و تراژدی وار نامش زنده می‌ماند. در شاهنامه رستم و قهرمان است و البته گاه مغلوب یا مضطر می‌شود و به درگاه خداوند متوسل می‌شود. در فیلم‌‌ قهرمان مظلوم و تاحدی مطرود است و دیدگاه انتقادی اثر به نظام پررنگ است اما قهرمان همچنان سربلند و در اوج است. اما در این فیلم نقش رستم را می‌بینیم که فقط یک میراث تاریخی است و گویا این بیت مشکوک طنین‌ انداخته که رستم یلی بود در سیستان/ منش کرده‌ام رستم دستان.  در نمایش داده شده، قهرمان زود از اوج پایین می‌آید و حتی به سختی بالا آمده چون برای دردهایشنیازمند مخدر و سیگار است و نفس اش برای به اوج رفتن تنگ می‌شود. بلکه اصلا قهرمان ساختگی است و می‌زند و می‌شنویم قهرمان می‌سازند تا بگویند مملکت گل و بلبل است! اگر قهرمانی هم وجود دارد همین انسان‌های عادی هستند که در زندگی روزمره وظایف دنیوی خود را انجام می‌دهند. انکار نمی‌کنیم که در روزگار عسرت و فروبستگی هستیم ولی آیا در این روزگار قهرمانان ساختگی‌اند؟ در نگرش توحیدی خداوند در عسرت هم انسانها را رها نمی‌کند. باید به خون‌هایی که ریخته شده نگاه کرد نه به دودهایی که هوا می‌شود. قهرمان ها ساخته نمی‌شوند ظهور می‌کنند. مبادا در کنار نقد قهرمان‌های ساختگیِ پوشالی، قهرمان‌های واقعی را از اساس انکار کنیم.  @rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
نامه۳۱_۵.m4a
زمان: حجم: 5.2M
سیری در نامه ۳۱ - بخش پنجم وَ تَفَقَّهْ فِي اَلدِّينِ وَ عَوِّدْ نَفْسَكَ اَلتَّصَبُّرَ عَلَى اَلْمَكْرُوهِ وَ نِعْمَ اَلْخُلُقُ اَلتَّصَبُرُ فِي اَلْحَقِّ وَ أَلْجِئْ نَفْسَكَ فِي أُمُورِكَ كُلِّهَا إِلَى إِلَهِكَ فَإِنَّكَ تُلْجِئُهَا إِلَى كَهْفٍ حَرِيزٍ وَ مَانِعٍ عَزِيزٍ وَ أَخْلِصْ فِي اَلْمَسْأَلَةِ لِرَبِّكَ فَإِنَّ بِيَدِهِ اَلْعَطَاءَ وَ اَلْحِرْمَانَ وَ أَكْثِرِ اَلاِسْتِخَارَةَ وَ تَفَهَّمْ وَصِيَّتِي وَ لاَ تَذْهَبَنَّ عَنْكَ صَفْحاً فَإِنَّ خَيْرَ اَلْقَوْلِ مَا نَفَعَ @rezakarimi @estentagh
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
اهل عرفان مانند مرحوم حاج اسماعیل و آیت الله در شرح این بیت حافظ که «نگویمت که همه ساله می پرستی کن / سه ماه می خور و نه ماه پارسا می‌باش» می گویند: منظور و و است. در نظر اولیه، این سخن در همین غزل که «منتظر رحمت می باش» با توصیفات مکرر از این سه ماه که گفته می شود مملو از رحمت و غفران الهی هستند سازگار است. اما باید شواهد بیشتری برای این تأویل عرفانی یافت. معنای اولیه این بیت این است که سه ماه می بخور و بقیه سال از می پرهیز کن و بیش از این زیاده روی نکن. اما اگر معنای می و پارسایی را نزد حافظ بهتر درک کنیم باید گفت معنای کامل این است که سه ماه می بخور و بقیه سال اثرات این می پرستی را از باطن به ظاهر بیاور. چون نزد حافظ منظور از «می» یک جرم که «کم آن ضرر ندارد!» نیست تا سه ماه خوردن آن با یک سال خوردن آن فرق داشته باشد! منظور از « بنوش و منتظر رحمت خدا می‌باش» هم این نیست که میگساری گناهی باشد که انسان را محتاج رحمت الهی بگرداند. بلکه می سبب می شود انسان نقش خودپرستی را بر آب زند و جز خود را نبیند و آنگاه محتاج و منتظر رحمت الهی باشد. همچنین، منظور از پارسایی در اینجا زهد ریایی نیست که در تقابل با رندی است بلکه وقتی حافظ در پایان این غزل می گوید:«معاشر رندان پارسا می‌باش» منظورش پارسایی است که با رندی سازگار است بلکه از «عشق و می» ناشی می شود. در طریقت حافظ شریعت و مقام ظاهر دو معنا دارد یکی در تقابل با طریقت است و دیگری ادامه و وامدار طریقت است. یکی زهد است و دیگری پارسایی. پارسایی باید طوری تعریف شود که با رندی سازگار باشد و آن ظهور و بروز آن جلوه از رند است که ظاهر را نگه می دارد و از طریقت به شریعت می رسد. معمولاً شارحان مراقبات رجبیه به مقایسه این سه ماه با هم می پردازند ولی حافظ و عرفایی دیگر، علاوه بر این مقایسه، به مقایسه این سه ماه با بقیه سال توجه می کنند. اگر یک سال را به چهار سفر سه ماهه تقسیم کنیم یک سفر سه ماهه از آن «می پرستی» است و می توان اسفار اربعه را در سال تعریف کرد و نگذاشت که همه سال فقط در سفر اول صرف شود. بلکه عرفان کامل آن است که سالک فقط در مقام مستی نماند و دوباره به پارسایی برگردد. این همان مقام رندان پارساست. @rezakarimi
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
گفته اند از میان دعاهای ماه رجب دعای «اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَانِي جَمِيعِ مَا يَدْعُوكَ» مهم تر است و مضامین عالی تری دارد. گفته اند این دعا توسط یکی از نواب خاص امام زمان به شیعیان تعلیم شده است. در این دعا فقط عرض حاجت یا استغفار و ذکر اسماء و صفات نیست بلکه هم وصف اولیای صاحب امر است و هم وصف ویژه خدای سبحان. هم انتظار ظهور دیده می شود و هم انتظار رسیدن به ماههای بعد از رجب از جمله ماه روزه.  بعضی از کلمات و عبارات در دیگر ادعیه کم سابقه و‌کم تکرار هستند: مانند وصف اولیاء  با کلمات أَعْضَادٌ وَ أَشْهَادٌ وَ مُنَاةٌ وَ أَذْوَادٌ وَ حَفَظَةٌ وَ رُوَّادٌ... مانند سخن گفتن با خدا از طریق عباراتی همچون يَا بَاطِنا فِي ظُهُورِهِ وَ ظَاهِرا فِي بُطُونِهِ وَ مَكْنُونِهِ يَا مُفَرِّقا بَيْنَ النُّورِ وَ الدَّيْجُورِ... يَا دَيْمُومُ يَا قَيُّومُ... أَجْزِلْ لَنَا فِيهِ الْقِسَمَ وَ أَبْرِرْ لَنَا فِيهِ الْقَسَمَ... یکی از مهم ترین جملات در وصف ولاه امر این است که« لا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا إِلا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُك»َ. این توصیف شگفت اوج فنای فی الله و ستایش انسان کامل است و نزدیکترین حالت بنده به خدا را نشان می دهد بدون آنکه غلو شده باشد.
هدایت شده از استنطاق
نامه۳۱_۶.m4a
زمان: حجم: 2.6M
سیری در نامه ۳۱ بخش ششم چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۰ @estentagh @rezakarimi