eitaa logo
ای مسیرکاروانت تا ابد آیینه پوش
75 دنبال‌کننده
545 عکس
191 ویدیو
7 فایل
اشعار عاشورایی (وقف) سید علی اصغر موسوی «سعا»، شاعر و پژوهشگر ادبیات دینی «مکتب شعر امامیه» 🌷🌴🖋️📚
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥🔴هشدار تب‌ دنگی معاون درمان وزارت بهداشت: 🔹۶۳ مورد جدید به تب دنگی مبتلا شدند. 🔹۳۰ درصد از افرادی که با نشانه استخوان درد شدید و تب بالا به مراکز درمانی مراجعه کردند مبتلا به بیماری تب‌دنگی بوده‌اند. . ┈•✾🍏✾•┈ 🌐 روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی کاشان ✴️ @kaums_ac_ir
بِسْمِ ٱللّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحیمِ شمارهٔ ۲۵۹ سلام مفهومی وجود دارد به إسم ( وسوسه ) این لفظ از زبان قرآن کریم به زبان فارسی وارد شده. معادل فارسی آن را در نظر ندارم. ریشهٔ ( وَ سْ وَ سَ ) که رُباعی یعنی چهار حرفی است به دو صورت در زبان فارسی کاربرد دارد ( وَسْوَسَة ) و ( وَسْواس ) این مفهوم که همگان با آن آشنا هستند و به ذهن همه قریب و نزدیک هست در کلام وحي به دو لفظ بیان شده است. ألف— وَسْوَسَة و وَسْواس: اصل این کلمه بمعنای هَمْس و صوت خفيّ باشد که به دو صورت نمود پیدا می‌کند: ۱— گاه در قالب کلام، گفته و شنیده می‌شود: فَوَسْوَسَ لَهُمَا ٱلشَّیْطانُ ( أَعراف ۲۰ ) شیطان آن دو را ( یعنی جناب أبو البشر و حَوّاء را ) وسوسه کرد. چگونه وسوسه کرد؟ از طریق گفتار: قالَ یا آدَمُ هَلْ أَدُلُّکَ عَلیٰ شَجَرَةِ ٱلْخُلْدِ وَ مُلْکٍ لا یَبْلیٰ ( طٰهٰ ۱۲۰ ) و نیز از طریق قَسَم: وَ قاسَمَهُما إِنّي لَکُما لَمِنَ ٱلنّاصِحینَ ( أعراف ۲۱ ) و معلوم است که ( قالَ = گفت ) و نیز ( قاسَمَ = قَسَم داد ) تنها از طریق گفت و شنود ممکن است. ۲— و گاه از طریق وقوع در سینه که سینه مَمَرّ و راهرو و گذرگاه به سوی قلب است که تمام إلهامات و تمام شنیده ها و دیده ها و خوانده ها در سینه می‌چرخد تا راه رسیدن به قلب و روح و روان را پیدا می‌کند: یَتَغَلْغَلُ في ٱلصَّدْرِ حَتّیٰ یَصِلَ إِلَی ٱلْقَلْبِ لذا در کلام وحي وارد شده: مِنْ شَرِّ ٱلْوَسْواسِ ٱلْخَنّاسِ ٱلَّذي یُوَسْوِسُ في صُدُورِ ٱلنّاسِ ( ناس ۴ و ۵ ) و یا آنجا که سخن از ( نَفْس ) است که ( وسوسه ) بدون گفت و شنود پدید می‌آید. خالق و سازندهٔ یک أثر، می‌داند که چه چیزی باعث خرابی می‌شود. ما إنسان را آفریدیم و ما می‌دانیم که نفسش او را به چه چیز وسوسه می‌کند: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا ٱلْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ ( ق ۱۶ ) ب— نَزْغ: ( وَسْوَسه ) و ( وَسْواس ) أَعَمّ است یعنی برای تمامی معاصي و گناهان کبیره و صغیره کاربرد دارد ولی ( نَزْغ ) أَخَصّ است یعنی فقط برای إِفْساد بین دو نفر به کار می‌رود. قرآن مجید بر هم زدنِ صلح بین دو برادر یا از هم گسستن پیوند دوستی بین دو شخص را به ( نَزْغ ) تعبیر فرموده است: مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ ٱلشَّیْطانُ بَیْني وَ بَیْنَ إِخْوَتي ( یُوسُف ۱۰۰ ) گاه یک حالتی برای آدمی حادث می‌شود که تصور می‌کند فلان شخص شاید با او رفتاری کرده که او نمی‌پسندیده، یا کلامی گفته که شاید حکایت از غرض ورزی داشته، غیبت، تهمت، کلامی که باعث دل آزردگی میشود و غیره. اینها همه ( نَزْغ ) است که شیطان به دل آدمی می‌افکند و زمینه را برای بر هم زدنِ رابطهٔ دوستی، فراهم می‌کند. قرآن کریم راهکار فرار از ( نَزْغ ) را اینگونه معرفی می‌فرماید: وَ إِمّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ ٱلشَّیْطانِ نَزْغٌ فَٱسْتَعِذْ بِٱللّٰهِ إِنَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ ( أَعراف ۲۰۰ ) وَ إِمّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ ٱلشَّیْطانِ نَزْغٌ فَٱسْتَعِذْ بِٱللّٰهِ إِنَّهُ هُوَ ٱلسَمیعُ ٱلْعَلیمُ ( فُصِّلَت ۳۶ ) حتماً إستعاذه و پناه بردن به خداوند متعال کارساز است که در دو آیهٔ شریفه با تأکید، بیان فرموده است. اینکه در یکی ( سَمیعٌ عَلیمٌ ) و در دیگری ( هُوَ ٱلسَّمیعُ ٱلْعَلیمُ ) آمده، گویای أهمیت إستعاذه است. دشمن قسم خورده حتی در زمان قراءت کلام وحي هم دست بردار نیست. لذا برای قراءت هم به إستعاذه أمر شده است: وَ إِذا قَرَأْتَ ٱلْقُرْآنَ فَٱسْتَعِذْ بِٱللّٰهِ مِنَ ٱلشَّیْطانِ ٱلرَّجیمِ ( نَحل ۹۸ ) در این خصوص مطالعهٔ کتاب ( إستعاذه ) از مرحوم دستغیب مورد توصیه است. شاید ( نَزْغ ) از ( وَسْوَسَة ) پیچیده تر باشد که هم برای آن لفظی جداگانه وارد شده و هم اینکه چه بسا عواقب ( وسوسه ) گریبانگیر شخص باشد ولی ( نَزْغ ) عواقب إجتماعي دارد. از جمله راهکارهای عملی که قرآن مجید بیان فرموده، پرهیز از گفتارهایی است که موجب ایجاد فساد و دل آزردگی بین مردم می‌شود. می‌فرماید به بندگان من بگو کلامی بر زبان آورند که بهترین سخن است. چرا؟ چون شیطان در کمین است که بین قلوب بندگان فاصله اندازد و بین مردم ( نَزْغ ) کند و بین دو دوست را بر هم زند: وَ قُلْ لِعِبادي یَقُولُوا ٱلَّتي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ ٱلشَّیْطانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ ( إِسراء ۵۳ ) در پایان هم یک سلام تقدیم کنیم: أَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا أَبا عَبْدِ ٱللّٰهِ وَ عَلَی ٱلْأَرْواحِ ٱلَّتي حَلَّتْ بِفِناءِکَ إلتماس دعاء سوم محرم الحرام ۱۴۴۶ ألحقیر: مُحَمّد بن ٱلمرحوم عَليٍ ٱلْقَمْصَريّ https://eitaa.com/joinchat/3980395085C2705350eb2
تب فرات وقتی که نگاه آسمان مستت بود هم چشم زمین اسیر و پابستت بود از خیزش گرم موج ها می شد دید لب های فرات تشنه ی دستت بود! مکتب شعر امامیه سیدعلی اصغرموسوی قم - ١٣٧۴
تب فرات وقتی که نگاه آسمان مستت بود هم چشم زمین اسیر و پابستت بود از خیزش گرم موج ها می شد دید لب های فرات تشنه ی دستت بود! مکتب شعر امامیه سیدعلی اصغرموسوی قم - ١٣٧۴
🖋️نگاهی به شهود عرفانی حافظ سیدعلی اصغرموسوی (سعا) 📚 در «عرفان شهودی» عارف، نه غلو و شطح صوفیانه مطرح است و نه نگاه کاملاً خردورزانه و خط کشی شده! حافظ عارف توکل و توسل است! نه  «جبر» را برمی تابد و نه تن فقط به «اختیار» می سپارد! عارف «وقت» دل است و همنشین آب و گِل! «باده ومی و شراب» در مکتب عرفانی حافظ هرکدام جایگاه خود را دارند و  «شراب» جایگاهش ویژه است! شراب فضیلت  «خاصان» است، کسانی که مثل شراب از صافی ها گذشته اند و به زلال معرفت رسیده اند. «می» مرتبه افراد متوسط در سلوک است و باید در «آب و آتش» امتحان شوند باید به خرابات» راه یابند تا با  «خراب» شدن دوباره  «ساخته» شوند! و  «باده» مرتبه، راهیان سرگشته مسیر عشق اند! «خام و غوغا و مغرور»! ✅🙂 http://iqna.ir/fa/news/3323439/%D9%86%D8%B9%D8%AA-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%AA%D8%B3%D9%86%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B9 ✍اوصاف مؤکد💐 «وحدت» از کثرت پدید آورده اوصاف مجرّد را «کثرت» از وحدت فزوده، ویژگی های مجدّد را نور را در خود تبلور داده با آیینۀ  «توحید» جلوه در ادراک هستی کرده رؤیت های سرمد را «آیه در آیه» به هر «سوره» ، نشانی از علی(ع) دادن! ترجمان شد بر همان «اکمال دین» ، تعبیر ایزد را در شجاعت، در عبادت، در سخاوت، در شهادت هم عاشق خود کرده با تأویل «حکمت» ها، محمّد(ص) را در میان خیل  «محسوسات» عالم،  «عقل» کامل اوست در ضمیرش مستتر دارد «علی»(ع)، قاموس مفرد را عارف و عامی، به هر محفل «علی گویان»، «علی جویان» هم به شوق آورده نام «مرتضی»، ناقوس معبد را دشمن دانای حضرت، بهتر است از قوم نادانش عمرو عاص(لعن) آورده حتی در قصیده «مدح مسند» را جان فدایت یا علی(ع)، شمس الضحایِ مشرق ایمان جلوۀ حق‌ات، شکوفاینده انوار مؤبد را یک  «هزار و چارصد» سال از شهادت رفته است، اما لایزالی کرده اوصافت، مضامین مقیّد را «لا فتی الّا علی، لا سیف الّا ذوالفقار»  آری! باید از جوهر شناسانید،  «اوصاف مؤکد» را ✅📚💐🌴 سید علی اصغر موسوی مکتب شعرامامیه مکتب شعر دینی درایران قم. رمضان ۱۴۴۰- خرداد۱۳۹۸ @saapoem 🖋️تفاوت معقول و محسوس درکلام امیر 📚 سلام و سپاس استادان و اعاظم بزرگوار در بحث فرمایش مولا علی علیه السلام که شایع است زنان را در مراتب ادراک، در مرتبه ای نازل تر از مردان قرارداده! بسته به درک هرکس از سخن است! مثل سخن حکیم ابن سینا که مولا علیه السلام را  تنها «معقول در میان محسوسات» می داند! حال وقتی برخی به مولا اعتراض می کنند که چرا منبع(اهم) ادراک خَلقی و خُلقی مرد را  «عقل» و زن را  «حس» قرار داده است! زنان با سرشت محسوس باعث زایش و حفظ و نگهداری نسل اند که جنس نر نمی تواند نه حوصله حمل و زایش داشته باشد و نه ظرافت حفظ و تغذیه مولود!! جنس سرشت آفرینش مرد  «معقول» (آن هم نسبی و دارای درصد بیشتر که حد و اندازه اش را گاه هرمون جنسیتی تقویت و یا تعریف می کند) و جنس سرشت زن  «محسوس» است (که باز کمی یا زیادی هرمون ظرفیت و ظرافت جنسیتی را تعیین و تعریف می کند!) پس اگر سرشت مرد معقول است! به دلیل حرکات معقول (منظور خِرد و آگاهی نیست، بلکه مراتب رفتاری و ذات و جوهرهٔ خلقت اوست) می تواند با سیستم سخت افزار ی، جنگاوری و حفظ قلمرو بکند، اما نمی تواندبا رفتار نرم افزاری همچون جنس ماده باعث حفظ بقای نسل شود! اغلب کارهای محسوس و با دقت و حوصله جهان به دست زنان است! پس در محسوسات قوی و در معقولات ضعیف اند و تمام کارهای سخت و انرژی بر جهان با مردان است، چون در معقولات قوی و در محسوسات ضعیف اند! این حرکت ذاتی در سخنان دین و بزرگان، معمولاً تحلیل و تبین و تفسیر و تأویل می خواهد که از طریق خودش مورد بررسی قرار گیرد! (شعر سرایی در زن و مرد معمولا شبیه به هم است! اما چرا در فلسفه زنان نتوانسته اند بدرخشند؟ چون  منطق درگیری در مباحث فلسفی، خارج از عناصر حسی است و اصلاً برای هیج جنس ظریفی زیبایی و لطافت ندارد! اما شعر و موسیقی و عرفان و نقاشی، چون نیاز به عناصر ادراکی  «حس و تخیل» دارد معمولا درزنان گاه بهتر از مردان دیده می شود) بیان ناقص پنداشتن امری در سخن  «امیرکلام» با دیگران فرق دارد چراکه کلام امیر، امیرکلام است! از سر جمود و مطلق نیست! بلکه دارای منطق اطلاقی و اخلاقی است و سر رشته ای از جهان پیچیده  «نهج‌البلاغه» ! (اقیانوس کشف نشده حکمت علوی)! مؤید وموفق باشید ان شاءاللّه یا حق💐📚✅