هدایت شده از قرارگاه ربیون
ربيّـــو المقـاومة
الأستاذ محمد رضا عابديني
مباحث قرآنية في تحليل وضع جبهة المقاومة
في مواجهة الكيان الصهيوني الغاصب
في امتداد طــــوفـــــان الأقـصـــــى
➰ ترجمه و چاپ کتاب ربیون مقاومت اثر #استاد_عابدینی که در سفر اخیر ایشان به لبنان رونمایی شد.
✅ قرارگاه ربّیون | عضو شوید 👇
@rebbion_ir @rebbion_ir
🔸تعليم القرآن و الدعوة الاسلامیة
🔻روش تربیتی قرآن در القاء معارف الهی، با بیان ناب #علامه_طباطبایی
🔻با نکاتی از شرح #استاد_عابدینی
🔹در سه آدرس #تفسیر_المیزان، ج۴ ص١۸ و ١۹؛ ج۴ ص١۵۷_١۵٩؛ و ج١۵ ص٢١۰_٢١٣
#Word
🔸
✅ متن کامل مطلب در کانال، در بیان مصداقی معارف دین 👇
🌐 eitaa.com/salehi786/5052
🔸
@Salehi786
بسم الله
#تفسیر_المیزان
🔸تعليم القرآن و الدعوة الاسلامیة
🔻روش تربیتی قرآن در القاء معارف الهی، با بیان ناب #علامه_طباطبایی، و نکات انتهایی از شرح #استاد_عابدینی
🔸روش تعلیم قرآنی در بیان مصداقی معارف، ابتدا بیان اجمالی و کلیات معارف به مردم (در تعلیم علمی و آموزشی؛ و عمدتاً در آیات مکی)،
🔸و سپس بیان جزئیات و تفاصیل آن معارف در ضمن عمل و حوادث و وقایع خارجی و مصادیق عینی، بطور تدریجی، و مطابق نیاز و حاجات مردم (در میدان عمل و اقدام برای رفع نیازشان؛ و عمدتاً در آیات مدنی) است،
🔸با این روش تربیتی، آن علم الهی بصورت عملی و عینی تثبیت میشود، و اثر تربیتی آن در قلوب و زندگی مردم ماندگار میگردد.
🔸
📌المیزان فی تفسير القرآن، ج۴ ص١۸ و ١۹
🌐 lib.eshia.ir/12016/4/18
🔻سوره آل عمران، ذیل آیات ١۳۰ الی ١٣۸:
⚡در ضمن بیان علت شکست مسلمین در جنگ احد، که آن را بخاطر اکل ربا و عدم تبعیت از پیامبر (ص) میداند
⚡بیان دأب و روش قرآن، معارف و علم را در صحنهی عملیاتی و عمل میدانی بیان میکند و لذا برای مقابله با دشمن باید معارف علمی را در ضمن عمل صحیح در برابر عمل غلط بپا کرد.
⚡همانطور که دشمن هم فکر باطل و فرهنگ فاسدش را با سبک زندگی و عمل غلط ترویج میکند.
🔸تبیین در جلسات ۸۴١ و ۸۴۲ شرح المیزان #استاد_عابدینی
🔊eitaa.com/almizan110/1061
🔈telegram.me/almizan_abedini/1727
🌐 841 tamhis.ir/?p=11363
🌐 842 tamhis.ir/?p=11362
🔹
🔸تعلیم القرآن و قرانه العلم بالعمل
🔻و هذا من دأب القرآن فی تعلیمه الإلهی إذ لم یزل یجعل فی مدة نزولها-و هی ثلاث و عشرون سنة-لکلیات تعالیمه مواد أولیة حتی إذا عمل بشیء منها أخذ صورة العمل الواقع مادة لتعلیمهم ثانیا فألقاها إلیهم بعد إصلاح الفاسد من أجزائه و ترکیبه بالصحیح الباقی، و ذم الفاسد، و الثناء علی الصحیح المستقیم و الوعد الجمیل و الشکر الجزیل لفاعله، فکتاب الله العزیز کتاب علم و عمل لا کتاب فرض و تقدیر، و لا کتاب تعمیة و تقلید.
⚡ و این از روشهای قرآن در تعلیم الهیاش است؛ زیرا همواره در مدت نزولش – که بیست و سه سال بود - کلیات تعالیم خود را به عنوان مواد اولیه قرار میداد تا آنگاه که به چیزی از آن عمل میشد، صورتِ عملِ واقعشده را مادهای برای تعلیم دوباره آنان قرار دهد. پس آن را پس از اصلاح بخشهای فاسدش و ترکیب آن با بخش صحیح باقیمانده، به آنان القا میکرد؛ و بخش فاسد را نکوهش، و بخش صحیح و استوار را ستایش میکرد و به فاعل آن وعده نیکو و شکر فراوان میداد. پس کتاب خدای عزیز، کتاب علم و عمل است، نه کتاب فرض و تقدیر [ذهنی صِرف]، و نه کتاب پیچیدهگویی و تقلید [عملی صِرف].
🔻فمثله مثل المعلم یلقی إلی تلامذته الکلیات العلمیة فی أوجز بیان و أقصر لفظ و یأمرهم بالعمل بها، ثم یأخذ ما عملوه ثانیا و یحلله إلی أوائل أجزائه من صحیح و فاسد فیبین لهم موارد النقص و القصور مشفعة بالعظة و الوعید، و یمدح موارد الاستقامة و الصحة و یقارنها بالوعد و الشکر و یأمرهم بالعمل ثانیا، و هذا فعاله حتی یکملوا فی فنهم و یسعدوا فی جدهم.
⚡ مَثَل آن، مَثَل معلمی است که کلیات علمی را با کوتاهترین بیان و مختصرترین لفظ به شاگردانش القا میکند و آنان را به عمل به آن فرمان میدهد.
⚡سپس آنچه را عمل کردهاند، دوباره بررسی کرده و آن را به اجزای اولیه صحیح و فاسدش تجزیه میکند؛ آنگاه موارد نقص و کوتاهی را همراه با پند و بیم به آنان نشان میدهد و موارد استقامت و درستی را ستایش کرده و با وعده و شکر همراه میسازد و دوباره آنان را به عمل فرمان میدهد.
⚡و این روش اوست تا در فن خود کامل شوند و در تلاش خود به سعادت رسند.
🔻و هذا الذی ذکرناه من الحقائق القرآنیة اللائحة للمتدبر الدقیق فی بادئ مرة فتراه سبحانه ینزل کلیات الجهاد مثلا فی آیاته بادئ مرة: «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتٰالُ» الآیات (البقرة، ۲۱۶)
⚡ و این حقیقتی از حقایق قرآنی است که برای متدبر دقیق در همان نگاه اول آشکار میشود. پس میبینی که خداوند سبحان، برای مثال، کلیات جهاد را در آیاتش در وهله اول نازل میکند: «جنگ بر شما مقرر شد...» (بقره، ۲۱۶) و مؤمنان را در آن به جهاد امر میکند.
🔻و یأمر المؤمنین به فیها ثم یأخذ قصة بدر ثانیا و یأمرهم بما یبین لهم فیها ثم قصة أحد ثم قصة أخری و هکذا،
⚡سپس در وهله دوم، داستان بدر را بررسی کرده و آنان را به آنچه در آن برایشان تبیین میکند، فرمان میدهد؛ سپس داستان احد و سپس داستانی دیگر و به همین ترتیب.
🔻و تراه سبحانه یقص قصص السابقین من الأنبیاء و أممهم ثم یجعلها بعد إصلاحها و بیان وجه الحق فیها عبرة للاحقین و دستورا لعملهم و هکذا، و قد نزل فی هذه الآیات من هذا القبیل قوله: «فَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ» (آلعمران ١۳۷) الآیة، و قوله: «وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ» (آلعمران ١۴۶) الآیات.
⚡و میبینی که خداوند سبحان داستانهای پیامبران پیشین و امتهایشان را بازگو میکند، سپس پس از اصلاح و بیان وجه حق در آنها، آن را عبرتی برای آیندگان و دستوری برای عملشان قرار میدهد و به همین منوال. و در این آیات نیز از این قبیل نازل شده است، مانند سخن او: «پس در زمین بگردید...» (آلعمران ١۳۷)، و سخن او: «و چه بسیار پیامبرانی که ربیّون بسیاری در کنارشان جنگیدند...» (آلعمران ١۴۶).
🔸🔸🔸
📌المیزان فی تفسير القرآن، ج۴ ص١۵۷ الی ١۵۹
🌐 lib.eshia.ir/12016/4/157
🔻سوره نساء، ذیل آیات ۲ و ۳ (تدریج در بیان احکام نکاح با یتامی) - ذیل بحث «کیف ظهرت الدعوة الإسلامیة؟»:
⚡ «وَ آتُوا اَلْیَتٰامیٰ أَمْوٰالَهُمْ وَ لاٰ تَتَبَدَّلُوا اَلْخَبِیثَ بِالطَّیِّبِ وَ لاٰ تَأْکُلُوا أَمْوٰالَهُمْ إِلیٰ أَمْوٰالِکُمْ إِنَّهُ کٰانَ حُوباً کَبِیراً» (۲)
⚡ «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاّٰ تُقْسِطُوا فِی اَلْیَتٰامیٰ فَانْکِحُوا مٰا طٰابَ لَکُمْ مِنَ اَلنِّسٰاءِ مَثْنیٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ...» (۳)
🔸تبیین در جلسات ١۰١۹ الی ١۰۲۳ شرح المیزان #استاد_عابدینی
⚡(ضمن بحث مبسوط «کیفیت دعوت اسلامی» در جلسات ١۰١۹ الی ١۰۲۸ شرح المیزان)
🔊 eitaa.com/almizan110/1318
🔈telegram.me/almizan_abedini/1970
🌐 1019 tamhis.ir/?p=24079
🌐 1020 tamhis.ir/?p=24084
🌐 1021 tamhis.ir/?p=24086
🌐 1022 tamhis.ir/?p=24089
🌐 1023 tamhis.ir/?p=24091
🔹
🔻... أظهرت الدعوة الاعتقادات الحقة فی أول أمرها جملة لکن القوانین و الشرائع الإلهیة ظهرت بالتدریج حکما فحکما. و بالجملة تدرجت الدعوة فی إلقاء مضمراتها إلی الناس لئلا یشمس عن تلقیها الطباع و لا تتزلزل النفوس فی نضد بعض أجزاء الدعوة علی بعض، و هذا الذی ذکرناه ظاهر للمتدبر الباحث فی هذه الحقائق فإنه یجد الآیات القرآنیة مختلفة فی إلقاء المعارف الإلهیة و القوانین المشرعة فی مکیتها و مدنیتها.
⚡ ... دعوت [اسلامی]، اعتقادات حقه را در ابتدای امر به صورت کلی آشکار ساخت، اما قوانین و شرایع الهی به تدریج و حکم به حکم ظاهر شدند. و به طور خلاصه، دعوت در القای محتوای خود به مردم به تدریج عمل کرد تا طبایع از دریافت آن سر باز نزنند و جانها در چینش اجزای دعوت بر روی یکدیگر متزلزل نشوند. و این نکتهای که ذکر کردیم برای متدبرِ پژوهشگر در این حقایق، آشکار است؛ زیرا او آیات قرآنی را در القای معارف الهی و قوانین تشریع شده در آیات مکی و مدنیاش، متفاوت مییابد.
🔻الآیات المکیة تدعو إلی کلیات أجمل فیها القول، و المدنیة-و نعنی بها ما نزلت بعد الهجرة أینما نزلت-تفصل القول و تأتی بالتفاصیل من الأحکام التی سبقت فی المکیة کلیاتها و مجملاتها، ...
⚡آیات مکی به کلیاتی دعوت میکنند که سخن را در آن به اجمال بیان کرده است، و آیات مدنی - و مقصود ما آیاتی است که پس از هجرت نازل شده، هر کجا که باشد – سخن را تفصیل داده و جزئیات احکامی را میآورند که کلیات و مجملات آن پیشتر در آیات مکی آمده بود،...
🔻... فالآیات المکیة شأنها الدعوة إلی مجملات فصلتها بعد ذلک الآیات المدنیة، و مع ذلک فالآیات المدنیة نفسها لا تخلو عن مثل هذا التدرج فما جمیع الأحکام و القوانین الدینیة نزلت فی المدینة دفعة واحدة بل تدریجا و نجوما.
⚡ ... پس شأن آیات مکی، دعوت به مجملاتی است که پس از آن، آیات مدنی آنها را تفصیل دادهاند. و با این وجود، خود آیات مدنی نیز از چنین تدرجی خالی نیستند؛ پس همه احکام و قوانین دینی در مدینه یکباره نازل نشد، بلکه به تدریج و به صورت بخش بخش نازل گردید.
🔻و یکفیک التدبر فی أنموذج منها قد تقدمت الإشارة إلیها و هی آیات حرمة الخمر فقد قال تعالی: «وَ مِنْ ثَمَرٰاتِ النَّخِیلِ وَ الْأَعْنٰابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَراً وَ رِزْقاً حَسَناً» (النحل: ۶۷)، و الآیة مکیة ذکر فیها أمر الخمر و سکت عنه إلا ما فی قوله: «وَ رِزْقاً حَسَناً» من الإیماء إلی أن السکر لیس من الرزق الحسن ثم قال: «قُلْ إِنَّمٰا حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَوٰاحِشَ مٰا ظَهَرَ مِنْهٰا وَ مٰا بَطَنَ وَ الْإِثْمَ» (الأعراف: ۳۳)
🔻 و الآیة أیضا مکیة تحرم الإثم صریحا لکن لم تبین أن شرب الخمر إثم إرفاقا فی الدعوة إلی ترک عادة سیئة اجتذبتهم إلیها شهواتهم و نبتت علیها لحومهم و شدت عظامهم،
⚡ و برای تو تدبر در نمونهای از آن که پیشتر به آن اشاره شد، کافی است و آن آیات حرمت خمر است. خدای تعالی فرمود: «و از میوههای درختان خرما و انگور، هم مسکرات و هم روزی نیکو میگیرید» (نحل: ۶۷). این آیه مکی است و در آن امر خمر ذکر شده و [خداوند] از آن سکوت کرده، مگر آنچه در سخنش: «و رزقی نیکو» از اشاره به این است که مسکرات از رزق نیکو نیست. سپس فرمود: «بگو پروردگار من تنها کارهای زشت را، چه آشکار و چه پنهان، و گناه را حرام کرده است» (اعراف: ۳۳)
🔸 نکات مهم افزوده از شرح #استاد_عابدینی (در جلسات شرح المیزان اشاره شده):
🔻 یادتان باشد، «عمل با عمل» مقابله میکند، نه «فکر با عمل»: برای اصلاح یک فرهنگ یا رفتار غلط در فرد و جامعه، صرفاً ارائه «فکر صحیح» کافی نیست. چرا؟ چون فکر صحیح با عمل غلطی که برای انسان لذتبخش شده، مستقیماً درگیر نمیشود. روش قرآن این است که در مقابل یک عمل غلط، یک «عمل صحیح» قرار میدهد تا در میدان، جایگزین آن شود. پس از آنکه عمل صحیح جای پا باز کرد، فکر صحیح میآید و آن را تقویت و تعمیق میبخشد.
🔻شما نمیتوانید با سخنرانی درباره شجاعت، ترس را از دل کسی که در میدان جنگ است بیرون کنید؛ اما وقتی او را در صحنه عمل شجاعانه قرار دادید، آنگاه معرفت به شجاعت در وجودش مینشیند.
(جلسه ۸۴۱)
🔹
🔻 کلاس درس خدا، متن حوادث و وقایع زندگی است: این قاعده توحیدی را فراموش نکنید که بیان خداوند مصداقی است، «قَوْلُهُ فِعْلُهُ» (متشابه القرآن ج۱ ص۶۶)، و «إِنَّمَا كَلاَمُهُ سُبْحَانَهُ فِعْلٌ مِنْهُ أَنْشَأَهُ وَ مَثَّلَهُ» (خطبه ١۸۶)؛ یعنی کلام خدا همان فعل خداست و خداوند از طریق حوادث و وقایع و مصادیق عینی با ما سخن میگوید. لذا رشد در حوادث ایجاد میشود.
🔻پس کلاس حقیقی خدا کجاست؟ در متن همین زندگی است؛ در جنگ، زلزله، تحریم، راهپیمایی و... . «جهاد تبیین» هم یعنی همین؛ یعنی معارف را بهنگام و متناسب با همین حوادث برای مردم تحلیل کنید، نه اینکه صرفاً سخنرانی انتزاعی بکنید. وقتی مردم درگیر یک واقعه هستند و عطش فهمیدن دارند، آنجاست که کلام حق بر دلشان مینشیند و توحید و معاد برایشان عینی میشود.
(جلسه ۸۴۲)
🔻 در دعوت حق، هدف هرگز وسیله را توجیه نمیکند: این اصل حیاتی است. مسیر و وسیله، خودشان جزئی از هدف هستند. یادتان باشد «از پدر و مادر باطل (و مقدمات باطل)، حق متولد نمیشود». به همین خاطر پیامبر اکرم (ص) حتی در اوج ضعف ظاهری در مکه، ذرهای مداهنه و مسامحه نکرد و از ابزار باطل برای رسیدن به حق بهره نبرد. میان «مدارا» که یعنی پیشروی تدریجی طبق نقشه برای رسیدن به هدف، و «مسامحه» که یعنی سستی و عقبنشینی از اصول، تفاوت قائل شوید.
(جلسه ۱۰۱۹ و ۱۰۲۰)
🔹
🔻 روش دعوت پیامبر (ص) سه بُعد تدریجی داشت: برای تغییر آن جامعه جاهلی، پیامبر سه چیز را به صورت تدریجی پیش برد:
⚡ ۱. تدریج در نفسِ دعوت: ابتدا در مکه، «اعتقادات اجمالی و فطری» را مطرح کرد. پس از هجرت و تشکیل حکومت در مدینه، «احکام تفصیلی» را بیان نمود و در ضمن همین احکام و حوادث، «اعتقادات تفصیلی» را تبیین کرد.
⚡ ۲. تدریج در مخاطب (المَدعُوّ): دعوت را از نزدیکان (وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِینَ) شروع کرد، سپس به اهل مکه، بعد به کل حجاز و در نهایت پس از تثبیت قدرت (مانند صلح حدیبیه)، با ارسال نامه به سران امپراطوریهای جهان، دعوت را جهانی کرد.
⚡ ۳. تدریج در خودِ دین (المَدعُوّ إِلَیهِ): احکام، به خصوص آنهایی که با عادات ریشهدار مردم در تضاد بود، یکباره نازل نشد. نمونه بارز آن، حرمت شراب است که در چهار مرحله و طی سالها با زمینهسازی دقیق انجام شد تا جامعه توان پذیرش آن را پیدا کند.
(جلسه ۱۰۲۰ و ۱۰۲۲)
🔹
🔻 هوشیار باشید که دشمن چگونه حمله میکند: دشمن هوشیار، مستقیماً به افکار و اعتقادات شما حمله نمیکند، چون میداند این کار حساسیت و مقاومت ایجاد میکند. بلکه «سبک زندگی» و اعمال جامعه را هدف میگیرد. مانند موریانه فرهنگ را از درون تهی میکند تا به تدریج فکر و باور شما را هم عوض کند. در مقابل، راهکار قرآن هم مقابله در صحنه عمل است، نه فقط گفتاردرمانی. (جلسه ۸۴۱)
🔻 اجتهاد در «قالب» و «روش» سختتر از اجتهاد در «محتوا» است: ما اغلب در محتوا ماندهایم، در حالی که ریختن محتوای دین در قالبهای غیردینی و وارداتی، حقیقت دین را «مسخ» میکند و نتیجه مطلوب را به بار نمیآورد. استنباط قالب و روش صحیح از دین، اجتهادی به مراتب عمیقتر و دشوارتر است و باید به آن اهتمام بورزیم تا بتوانیم با همان روشی که پیامبر موفق شد، ما هم موفق شویم.
(جلسه ۸۴۱ و ۱۰۲۱)
🔻 روش قرآنی را در تربیت و تبلیغ امروز به کار بگیرید: این روش باید الگوی ما باشد. کودک یا نوجوانی که تازه به بلوغ رسیده را با حجم کامل رساله احکام مواجه نکنید. باید با «فضاسازیِ فرهنگی» از کودکی و بیان تدریجی احکام مورد نیاز، او را مرحله به مرحله با دین آشنا و همراه کرد.
⚡این روش در دعوت غیرمسلمانان و حتی مواجهه با مسلمانانِ قاصر یا مقصر نیز کاربرد دارد. وظیفه مبلغ فقط ابلاغ حکم نیست، بلکه رساندن مخاطب به عمل است و این امر گاهی اقتضای تدریج و مدارا دارد.
(جلسه ۱۰۲۲ و ۱۰۲۳)
🔹
🔸همان فعل الهی که عذاب قوم هود (قوم عاد) بود، همان موجب تنفس و نجات مؤمنان بود.
#استاد_عابدینی
🔸
📌برنامه سمت خدا، ۴ مرداد ١۴٠١
🔻 سیره تربیتی حضرت موسی (علیه السلام)
🌐 samtekhoda.tv3.ir/content/305806
🔸
🔸قبلاً اين را در جريان قوم نوح داشتيم، گاهي يک حادثه واقع مي-شود، در مورد قوم هود هم داشتيم، که مي فرمود آن باد شديدي که آمد و قوم هود باعث شد که آنها از بين بروند همان باد سبب حيات مؤمنان بود. يعني يک باد بود اما براي قوم کافر سموم بود و کشنده، براي مؤمنان حيات بود و نشاط آور. يعني عذاب الهي يک عذاب نيست که از جانب خدا فقط ظاهر شود، بلکه آن حقيقتي که از جانب از خدا نازل مي شود يک حقيقت رحماني و رحمت است اما جاني که جان کافر است در وجود اين تبديل به عذاب مي شود. يعني طلب ظرف چه باشد. لذا مثلاً داريم که قرآن «شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُور» (يونس/57) است «وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَسارا» (اسراء/82) همان قرآن است اما براي اين، کافر و ظالم خسارت مي شود براي مؤمن «شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُور» (يونس/57) مي شود. معده اين، اين را به سم تبديل مي کند. معده او آن را به عسل و شفاء تبديل مي کند.
🔸🔸🔸
📌برنامه سمت خدا، ۵ تیر ١۴۰۰
🔻 سیره تربیتی حضرت موسی (علیه السلام)
🌐 samtekhoda.tv3.ir/content/257393
🔸
🔸همين آب و دريا سبب نجات موسي و قومش شد و همين دريا سبب غرق شدن فرعونيان شد؛ اگر يادتان باشد در عذاب قوم هود آيه قرآن مي گويد همان باد سمومي که قوم هود را از بين مي برد، همان باعث تنفس اهل ايمان بود، همان آبي که خون مي شد، همان آب حيات بود، خدا نمي خواهد بگويد اين آب آب است، آن يکي خون است، همان عصايي که خدا ازش سؤال کرد چي دستت است، عصا بود و خدا گفت بندازش، علامه طباطبايي در الميزان مي فرمايد خدا به موسي ياد داد وقتي از تو مي پرسم اين چيست، بگو آنچه تو مي خواهي، نه چيزي که هست و ظاهري است.
🔻اگر اين دريا شکافته شد، آني است که او خواسته، اگر آب خون است آني است که او خواسته، اگر انسان اينطور به قدرت خدا باور داشته باشد، چه چيز مانع مي شود که انسان به آن کمالي که ميخواهد نرسد لذا همان آبي که کشتي نوح را حرکت مي داد، همان آب هلاک کرد قوم نوح را، اين «معجزه ماست»، همين نگاه را اگر کسي از چشم خدا ديد که غرق و نجات در يک صحنه ببيند، مي گويد «إِنَّ في ذلِکَ لَآيَةً»، «وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنينَ».
🔻 هم شامل فرعونيان شد هم قوم بني اسرائيل، بني اسرائيل آدم خوب در خود داشت، آدم شجاع، مومن و با ايمان زياد داشت، عزيز است، غرق را، رحيم است، نجات را،آنجايي که با رحمت است، با عزت است و آنجايي که با غرق هست باز هم رحمت است، چطور خدا نشان بدهد که قلبمان قدري تکان بخورد.
🔸🔸🔸
📌برنامه سمت خدا، ۶ آذر ١٣٩۵
🔻 سیره تربیتی حضرت هود (علیه السلام)
🌐 samtekhoda.tv3.ir/content/200946
🔸
🔸 تعبير قوم نوح اين است «أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً» (نوح/25) در آب قرار گرفتند و غرق شدند. آب مايه حيات است و کشتي نوح را نجات داد. اما آب براي اينها آتش بود. چقدر اين بيانات عظيم است. همين آب براي اينها آتش بود. چون از منشأ عذاب نشأت گرفته بود. اين آبي که آمد اينها را غرق کرد، در معده اينها تبديل به آتش شد. ممکن است به ظاهر ما متوجه نشويم که چرا قوم نوح با غرق شدن عذاب شدند و قوم عاد با ريح صرصر که هفت شبانه روز طول کشيد. اما همين باد براي کساني که به هود ايمان آورده بودند سبب نجات بود.
🔻 اين تعبيرات ما را با قدرت الهي آشنا ميکند. خداي متعال اينگونه نيست که مقهور افعالش باشد. اگر ميخواهد يک فعلي را عذاب کند، تر و خشک با هم بسوزند. اين در نظام الهي نيست. اگر جايي مثل قوم شعيب تر و خشک با هم ميسوزند، آنجا ميفرمايد: چهل هزار نفر عصيان و کم فروشي کرده بودند، شصت هزار نفر سکوت کرده بودند. يعني اينها هردو خشک هستند. منتهي جرم اين کمفروشي بود و جرم ديگري اين بود که امر به معروف و نهي از منکر نکرده بود. بخاطر همين همه سوختند. اينطور نيست که مؤمني در اين بين باشد و بسوزد.
🔻 لذا در همين سيلها و زلزلهها ممکن است براي کسي اين زلزله عقاب باشد، براي ديگري اين زلزله رحمت باشد. لذا ما بايد نسبت به ديگران هر واقعهاي را ميبينيم که سخت است و تکان دهنده است، ترفيع درجه ببينيم. «وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ» (بقره/124) ابتلائات که پيش ميآيد، خدا ميخواهد اين را بالا ببرد. اما نسبت به خودتان سعي کنيد نگاه شما اين باشد تا جايي به يأس مبتلا نشويد. اين نگاه اين است که من دارم تطهير ميشوم. کار بدي داشتم، اشتباه و اختلالي داشتم، بگرديم و جبران کنيم. اگر ديديد ممکن است به يأس بکشد، شما براي خود ترفيع ببينيد، بگوييد: خدايا صبر بده تا تحمل کنم و بالا بروم. اما به ديگران حق نداريد به ديده عقاب ببينيد.
بسم الله
🔸متن مرتبط با موضوع عذاب هود با باد عقیم و نجات مؤمنان در متن همان باد
📌در کتاب حضرت هود (ع) از #استاد_عابدینی، گزیده از ص۹۶ الی ١۰٢
🔸
🔸آنچه از خدا میرسد تنها رحمت است
🔻 هر چه از سوی خداوند متعال نازل میشود فقط نعمت هست؛ از این رو هنگامی که همین باد آمد، حیات هود عليه السلام و مؤمنان را در پی داشت و برای آنها به نسیم تبدیل شد؛ آن هوای مسموم را برد و برای آنها تنفس پذیر شد ولی همین باد برای کفار به عذاب تبدیل شد؛ آن هم باد صرصر که هرگز توان مقابله با آن نیست. در روایتی آمده است: «بادها پنج قسمت هستند و عذاب قوم هود با ریح عقیم بود که پنجمین قسم است» (من لا يحضره الفقیه، ج ۱، ص ۵۴۷).
🔻چهار قسم از بادها باد صبا باد دبور باد شمال و باد جنوب است.(کافی، ج ۸، ص۹۱)
🔻این بادها با این که گاهی سخت هستند ولی همیشه در کنار سختی شان آبادی هم هست؛ اما ریح عقیم فقط خرابی دارد این باد برای قوم عاد ریح عقیم بود؛ ولی برای مؤمنان هود ریح عقیم نبود.
🔻ابوحمزه ثمالی از امام باقر علیه السلام نقل میکند که فرمود:
⚡«إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى بَيْتَ رِيحٍ مُقَفَّلٌ عَلَيْهِ لَوْ فُتِحَ لِأَذْرَتْ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ مَا أَرْسَلَ عَلَى قَوْمِ عَادٍ إِلا قَدْرَ الْخَاتَمِ.»
⚡همانا برای خداوند تبارک و تعالی خانه ای از باد است که بر آن مهر نهاده؛ اگر باز شود آنچه بین آسمان و زمین است را می پراکند و بر قوم عاد جز به اندازه خاتَمی (ذره ای) فرستاده نشد؛
(مجمع البیان، ج ۵، ص ۱۷۰؛ بحار الانوار، ج ۱۱، ص ۳۴۶)
🔸
🔻 اشیا در بیرون همان چیزی است که ما میبینیم ؛ ولی تأثیر و حقیقتش همواره به دست خداست با این نگاه میتوان گفت که همین حقیقت که رحمت است در وجود کافر به نقمت تبدیل میشود؛ مانند معده مسمومی که هر غذای خوبی را فاسد میکند و بهترین غذا نیز برایش سم است معده مسموم کشش هیچ غذایی را ندارد؛ مانند قوم عاد که در نظام وجودی اعتقادی و اخلاقی مسموم شده بود. «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا» (سوره اسراء، آیه ۸۲)
🔻 این بحث بسیار اهمیت دارد که وقتی باد بر قوم عاد میوزد آن باد نشأت گرفته از عمق وجود آنهاست؛ یعنی حوادثی که برای ما پیش میآید این طور نیست که ظاهرش این باشد که همه یکسان است هر حادثه ای مرتبط با عمق وجود ماست.
🔻 در روایت آمده که «ریح عقیم» از زمین هفتم نشأت گرفته بود. (کافی، ج ۸، ص ۹۲) ...
🔻... عذابی هم که بر قوم عاد نازل شد از ارضین سبع زمین هفتم نشأت گرفت. این ارضین سبع، باطن وجود آنهاست؛ یعنی این باد از باطن وجودشان نشأت گرفت. این باد کنترل شدنی نیست و سرکش است؛ همچنان که برای مؤمنان به مراتب ایمان مراتب تنعم است. ما به ظاهر آن را بادی تخریب کننده میبینیم ولی همان باد مایه حیات مؤمنان است.
🔻 عذاب هر کسی از درون او نشأت می گیرد؛ گاهی ریشه وجودی عذابها، قومی و قبیله ای و اجتماعی و گاه ریشه فرد است. گاهی ممکن است عذاب افراد دیگری غیر از قوم عاد هم از ارضین سبع باشد ولی برای آنها تثبیت نشده باشد. این ارضین سبع برای قوم عاد تثبیت شده بود؛ از این رو در روایت آمده است که برای هیچ قوم دیگری از ارضین سبع عذاب نازل نشد (قصص الانبیاء جزایری، ص ۸۴).
🔻 قوم عاد در روابط اجتماعی شان به نهایت ذلت و عقاب رسیده بودند مرتبه عذاب فرد با مرتبه عذاب اجتماع تفاوت دارد و ممکن است فردی مرتبه عذابش از ارضین سبع نشأت بگیرد؛ اما تعبیر روایت این است که قوم عاد تنها قومی بود که عذاب از ارضین سبع برایشان نشأت گرفت و کنترل شدنی نبود؛ هیچ وجهی از رحمت رحیمی برای آنها همراه این عذاب نبود و جایی برای برگشت آنها باقی نگذاشت؛ زیرا آنها برگشت پذیر نبودند.
(علل الشرایع، ج١ ص٣٣)
https://hadith.inoor.ir/hadith/337462
🔸بازگشت در لحظه آخر
🔻 شاید به دید انسانی که از بیرون صحنه تصادف و از دنیا رفتن کسی را میبیند این اتفاق چند ثانیه بیشتر طول نکشد؛ اما برای شخص در حال جان دادن این طور نیست و در آن حالت تمام مسیر زندگی برای او دوره میشود. زمان او هرگز با زمان ما یکسان نیست در زمان و نظام فیزیکی همان چند ثانیه گذشته است؛ اما در نظام روحی چنین نیست برای قوم عاد نیز آن هفت شب و هشت روز عذاب به لحاظ زمان عادی و فیزیکی بوده است و معلوم نیست در نظام روحی برای آنها چقدر طول کشید تمام کارها رفتارها و باورهایی که برای رویارویی با دین و رسول الهی به کار میبردند خود را بروز و ظهور میدهد؛ این عذاب سنگین است.
بسم الله
#تفسیر_المیزان
🔸تتمهای از شرح بیانات #علامه_طباطبایی در باب برزخ و قیامت (این مطلب قبل)، در دروس #استاد_عابدینی
🔸
🔻برزخ؛ "دار تهیؤ للحساب و الجزاء" (سرای آمادهسازی برای حساب و جزا) نه مقصد نهایی:
برخلاف دنیا که «دار عمل» است، و آخرت (قیامت) که «دار حساب و جزاء» است، برزخ «دار تهیؤ للحساب و الجزاء» (سرای آمادهسازی و کسب آمادگی برای حساب و جزا) است (المیزان، ج۱۱، ص۹: و بالجملة الدنیا دار عمل، و البرزخ دار تهیؤ للحساب و الجزاء، و الآخرة دار حساب و جزاء).
🔻 برزخ فینفسه مقصود نیست، بلکه یک مرحله انتقالی و آمادهسازی برای ورود به قیامت است. از این رو، طول و کیفیت برزخ برای افراد کاملاً متفاوت و وابسته به میزان آمادگیای است که در دنیا کسب کردهاند. هر چه در دنیا آمادهتر شده باشی، برزخ تو کوتاهتر است و سریعتر به دار جزا و نعیم حقیقی میرسی. برای کاملین، این دوره ممکن است بسیار کوتاه باشد.
🔻 معرفتشناسی دینی؛ هر "خبر" برای یک "انشاء":
یک اصل بنیادین در معرفت دینی آن است که هیچ شناختی صرفاً برای اطلاع و "خبر" نیست، بلکه «اخباریست که به دنبالش انشا شکل میگیره». به عبارت دیگر، هر معرفتی از عوالم غیب (مانند برزخ و قیامت) برای این بیان میشود که یک «باید و نباید» را در زندگی امروز ما شکل دهد.
بیان ویژگیهای برزخ برای آن است که امروز در دنیا برای بهرهمندی بهتر از آن دوران یا جلوگیری از عذابهایش، اقدام عملی انجام دهیم. شناختی که هیچ تأثیری در عمل امروز ما نداشته باشد، در دین مطرح نمیشود.
🔻حقیقت تشکیکی قیامت؛ شدت ظهور در مراتب وجود:
با توجه به این قاعده مهم که علامه طباطبایی میفرمایند: «أن غالب ما ورد فی القرآن الکریم من معرفات یوم القیامة فی سیاق الأوصاف الخاصة به یعمّه و غیره» (المیزان، ج۱۱، ص۱۰)، (بسیاری از اوصافی که در قرآن برای قیامت و به عنوان ویژگی خاص آن ذکر شده، در واقع عمومی هستند و غیر موطن قیامت (عالم دنیا و برزخ) را هم شامل میشوند)، باید دانست که حقایق آخرت (مانند بارز بودن همه چیز برای خدا: «یَوْمَ هُمْ بٰارِزُونَ لاٰ یَخْفیٰ عَلَی اللّٰهِ مِنْهُمْ شَیْءٌ» -المؤمن ۱۶-) هماکنون نیز محققاند.
🔻تفاوت میان دنیا، برزخ و قیامت، یک تفاوت تشکیکی و درجهای در "ظهور" و "ادراک" ماست، نه در اصلِ آن حقیقت. این شدت و ضعف «مربوط به ادراک ماست»، نه مربوط به تغییر در علم الهی. حجاب و پردهای که مانع درک این حقایق است، غفلت ماست («لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا» -ق ۲۲-)؛ پرده بر چشم ماست، نه بر چهره حقیقت.
🔻 سقوط "توهم استقلال" اسباب، نه خود اسباب:
نکته بسیار دقیق آیه «تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ» (البقره ١۶۶) این است که در قیامت، خود اسباب نابود نمیشوند، بلکه «تسقط الأسباب عما کان یتوهم لها من الاستقلال فی نشأة الدنیا» (المیزان، ج١١ ص١١) (اسباب از آن استقلالی که برایشان در دنیا توهم میشد، ساقط میشوند).
🔻 فریب بزرگ شیطان در دنیا این است که اسباب را که باید معبر و راهی به سوی خدا باشند، به عنوان مقصدی مستقل و دیواری حاجب جلوه میدهد. این «استقلالی دیدن اسباب»، مرز میان نگاه توحیدی و شرکآلود است. قیامت، روزی است که این توهم استقلال به طور کامل فرو میریزد و حقیقت وابستگی همه چیز به حق تعالی آشکار میشود.
🔻 تفاوت "عرضه" عذاب با "دخول" در آن؛ تمایز برزخ و قیامت:
تفاوت کلیدی میان برزخ و قیامت در تمایز میان «عرضه» و «دخول» نهفته است. درباره آل فرعون در برزخ آمده است: «النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْهَا» (آتش بر آنان "عرضه" میشود)، اما در قیامت فرمان میرسد: «أَدْخِلُوا آلَ فرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ» ("داخل" کنید آل فرعون را در سختترین عذاب) (الغافر ۴۶). "عرضه" شدن، همان مرحله آمادهسازی و تهیّؤ در برزخ است.
🔻 این قاعده در مورد بهشتیان نیز صادق است. نور مؤمنان در برزخ، نوری است که پیشاپیش آنها حرکت میکند («نُورُهُمْ یَسْعىٰ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ») و دعایشان این است که «رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا» (پروردگارا، نور ما را "تمام" کن) (التحریم ۸). این "اتمام نور"، همان درخواست انتقال از مرحله "عرضه" نور در برزخ، به "دخول" در «حقیقت نور تامّ» در قیامت است.
🔸
@Salehi786
بسم الله
#حدیث
#تفسیر_المیزان
🔸«مبانی معرفتی طینت» در بیان #علامه_طباطبایی و شرح #استاد_عابدینی
🔸تبیین «حُکم ملکوتی» و منطقِ الهیِ رجوع فروع به اصول (هر عمل به ذات همسنخش) در قیامت
🔸جمع میان «وحدتِ فطری» و «تفاوتِ طینتی»
🔸
🔻مقدمه:
در منظومه معرفتی اسلام، تحلیلِ «حقیقتِ انسان» و «نحوه پاداش و کیفر»، از پیچیدهترین مباحثی است که عبور از ظواهرِ عالم مُلک و نفوذ به باطنِ عالم ملکوت را میطلبد.
آنچه در لسان روایات اهلبیت (علیهم السلام) تحت عنوان «اخبار طینت» و «امتزاج طینتها» مطرح شده، نه تنها مطابق با حکم عقل سلیم و عدالت الهی است، بلکه پرده از نظامی دقیق و عمیق در عالم هستی برمیدارد که در آن، هر معلولی به علتِ حقیقی خود، و هر فرعی به اصلِ وجودی خویش بازمیگردد.
🔻 این نوشتار با تکیه بر مبانی تفسیری علامه طباطبایی (رضوان الله علیه) در *المیزان* و تقریرات درس شرح المیزان استاد عابدینی، به تشریح این ساختارِ وجودی و پاسخ به شبهات پیرامون آن میپردازد.
🔸
🔸🔸🔸
🔸 ۱. اشتراک در فطرت، در عین تفاوت در طینت در مراتب طولی خلقت: دوگانهی طینت «عِلّیّین» و طینت «سِجّین»🔸
🔻 «روایات طینت» (که بیانگر تفاوت در سرشت و ریشهی ذات سعید و شقی است) و «روایات فطرت» (که بیانگر اشتراک همگان در شناخت توحیدی است) مکمل یکدیگرند؛ فطرت به «اصلِ قابلیت و سرمایه اولیه» اشاره دارد و طینت به «چگونگیِ جهتگیری، شاکله، ظرفیتِ وجودی و عاقبت امر» (در اقتضائات قریب به فعلیت در نفوس) ناظر است.
🔻 انسانها از سویی دارای یک «اشتراکِ وجودی» در اصلِ آفرینش و معرفتِ خدا هستند (در فطرت)، و از سوی دیگر دارای «مراتبِ طولی و تشکیکی» در کیفیتِ وجود و اقتضائات نفوس (در طینت) میباشند.
🔸الف) اصلِ اشتراک: فطرتِ توحیدی و میثاقِ عمومی؛ زیربنای مشترک و عهدِ ازلی (توحیدِ در مبدأ)
پیش از آنکه سخن از تفاوتِ طینت و سرشتها در علیّین و سجّین به میان آید، اصلی حاکم و فراگیر وجود دارد و آن «حقیقت فطرت» در انسانها است. تمامی انسانها، فارغ از سعادت یا شقاوتِ نهاییشان، بر «فطرتِ توحیدی» و «معرفتالله» خلق شدهاند. این همان میثاق و پیمانِ عالم ذر است که راه عذر را بر همگان میبندد. بنابراین، اگرچه در مراتب بعدی (طینت)، تفاوتهایی در شدت و ضعف نورانیت وجود دارد، اما در اصلِ «امکانِ هدایت» و «شناختِ ربوبیت»، همه انسانها مشترکاند.
🔻احادیث شریف ذیل، بر این اصلِ مسلّم تأکید دارند:
⚡«كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَی اَلْفِطْرَةِ حَتَّی يَكُونَ أَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ وَ يُنَصِّرَانِهِ»
(بحار الأنوار، ج ۳، ص ۲۸۱)
*(هر نوزادی بر فطرت [توحیدی] متولد میشود، تا اینکه پدر و مادرش او را یهودی یا نصرانی کنند [عوامل بیرونی انحراف ایجاد کنند].)*
https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/222766
🔻استاد عابدینی در شرح این حقیقت بیان میدارند که این فطرت، یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه «مشاهدهی حضوری» خداوند بوده است. امام باقر (علیه السلام) در پاسخ به زراره پیرامون آیه فطرت و میثاق، حقیقتِ آن را «معرفت (حضوری)» معرفی مینمایند:
⚡«اَلْحَنِيفِيَّةُ مِنَ اَلْفِطْرَةِ اَلَّتِي فَطَرَ اَللَّهُ «اَلنّٰاسَ عَلَيْهٰا لاٰ تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اَللّٰهِ». قَالَ فَطَرَهُمْ عَلَی اَلْمَعْرِفَةِ بِهِ ... وَ لَوْ لاَ ذَلِكَ لَمْ يَعْرِفْ أَحَدٌ رَبَّهُ»
(الکافی، ج ۲، ص ۱۲)
*(حنیفیت همان فطرتی است که خدا مردم را بر آن آفرید، تبدیل در خلق خدا نیست. فرمود: آنان را بر معرفت و شناخت خود آفرید... و اگر این نبود، هیچ کس پروردگارش را نمیشناخت.)*
https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/105366
🔻و در روایتی دیگر از تفسیر فرات کوفی، تصریح شده است که در همان عالم ذر، علاوه بر توحید، نبوت و ولایت نیز عرضه شده است:
⚡«قَالَ أَخْرَجَ اَللَّهُ مِنْ ظَهْرِ آدَمَ ذُرِّيَّتَهُ إِلَی يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ فَخَرَجُوا كَالذَّرِّ ، فَعَرَّفَهُمْ نَفْسَهُ وَ أَرَاهُمْ نَفْسَهُ، وَ لَوْ لاَ ذَلِكَ لَمْ يَعْرِفْ أَحَدٌ رَبَّهُ قَالَ « أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قٰالُوا بَلیٰ » قَالَ فَإِنَّ مُحَمَّداً (ص) عَبْدِي وَ رَسُولِي وَ إِنَّ عَلِيّاً (ع) أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ خَلِيفَتِي وَ أَمِينِي.
(خداوند ذریه آدم را تا روز قیامت از پشت او خارج کرد، پس مانند ذراتی خارج شدند؛ آنگاه خداوند خود را به آنان شناساند و به رؤیت (قلبی) آنها نشان داد، و اگر این نبود، هیچکس پروردگارش را نمیشناخت، فرمود: آیا من رب شما و محمد (ص) عبدم و رسولم و علیّ(ع) امیرالمؤمنین و خلیفه و امینم نیست؟.)
(تفسیر فرات الکوفی، ج ۱، ص ۱۴۸)
https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/307816
بسم الله
🔸روایت مشهور و کلیدی حکم ملکوتی در بحث طینت | « هَذَا مِن حُكمِ المَلَكُوتِ »
🔸 راز خلقت طینتها و سرّ ترکیب اعمال: بازگشت نیکیها به اصل پاک و بدیها به ریشه ناپاک در رستاخیز
🔸 طینت و امتزاج آن؛ چرا از برخی مؤمنین گناه و شرارت سر میزند و از برخی نواصب عبادت و خیرات؟
🔸 عدالت الهی در بازگشت اعمال به اصل خود
🔸 خلقت طینت اهل بیت و شیعیان از ارض طیب، در مقابل نواصب از ارض سبخه
🔻 بهضمیمه توضیحاتی از #علامه_طباطبایی و شرح #استاد_عابدینی در انتها
🔸
جامع الاحادیث
https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/258949
شناسه حدیث: ۲۵۸۹۴۹
نشانی: بحار الأنوار، ج ۶۴، ص ۱۰۲
https://hadith.inoor.ir/hadith/223574
شناسه حدیث: ۲۲۳۵۷۴
نشانی: بحار الأنوار، ج ۵، ص ۲۲۸
🔻عبارات داخل کروشه [ ] از این نقل جلد ۵ بحارالأنوار، به نقل از علل الشرايع است
📌 قائل: امام باقر (علیه السلام)
🔻 اقول وجدت في بعض الكتب مرويا عن احمد بن محمد الكوفي عن حنان بن سدير عن ابيه سدير الصيرفي عن ابي اسحاق الليثي قال:
⚡ گویم: در برخی کتابها روایتی دیدم از احمد بن محمد کوفی، از حنان بن سدیر، از پدرش سدیر صیرفی، از ابواسحاق لیثی که گفت:
[سند در جلد ۵: [علل الشرائع]، ابي رحمه الله عن سعد بن عبد الله عن محمد بن احمد السياري عن محمد بن عبد الله بن مهران الكوفي عن حنان بن سدير عن ابيه عن ابي اسحاق الليثي قال:]
🔻 قُلتُ لِلإِمَامِ البَاقِرِ مُحَمَّدِ بنِ عَلِيٍّ (علیه السلام): يَا اِبنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)! أَخبِرنِي عَنِ المُؤمِنِ [المُستَبصِرِ] مِن شِيعَةِ أَمِيرِ المُؤمِنِينَ (علیه السلام)، إِذَا بَلَغَ وَ كَمُلَ فِي المَعرِفَةِ، هَل يَزنِي؟
⚡ به امام باقر محمد بن علی (علیه السلام) عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، مرا از مؤمنِ [روشنبین] از شیعیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) آگاه ساز که وقتی بالغ شد و در معرفت کامل گردید، آیا زنا میکند؟»
🔻 قَالَ (علیه السلام): [اللَّهُمَّ] لاَ. قُلتُ: فَيَلُوطُ؟ قَالَ: [اللَّهُمَّ] لاَ. قُلتُ: فَيَسرِقُ؟ قَالَ: لاَ. قُلتُ: فَيَشرَبُ خَمراً؟ قَالَ: لاَ. [قُلتُ: فَيَأتِي بِكَبِيرَةٍ مِن هَذِهِ الكَبَائِرِ أَو فَاحِشَةٍ مِن هَذِهِ الفَوَاحِشِ؟ قَالَ: لاَ.] قُلتُ: فَيُذنِبُ ذَنباً؟ قَالَ: لاَ.
[قَالَ: نَعَم، وَ هُوَ مُؤمِنٌ مُذنِبٌ مُسلِمٌ. قُلتُ: مَا مَعنَى مُسلِمٍ؟ قَالَ: المُسلِمُ بِالذَّنبِ لاَ يَلزَمُهُ وَ لاَ يُصِرُّ عَلَيهِ].
⚡ امام (علیه السلام) فرمود: «[بار خدایا!] خیر.» گفتم: «آیا لواط میکند؟» فرمود: «[بار خدایا!] خیر.» گفتم: «آیا دزدی میکند؟» فرمود: «خیر.» گفتم: «آیا شراب مینوشد؟» فرمود: «خیر.» [گفتم: «آیا مرتکب یکی از این گناهان کبیره یا یکی از این زشتیها میشود؟» فرمود: «خیر.»] گفتم: «آیا گناهی مرتکب میشود؟» فرمود: «خیر»
[فرمود: «آری، در حالی که او مؤمنِ گناهکار و تسلیم است.» گفتم: «معنای تسلیم (مسلم) چیست؟» فرمود: «مسلم کسی است که با گناه همراه نمیشود و بر آن اصرار نمیورزد.»]»
🔻 [قَالَ: فَقُلتُ: سُبحَانَ اللَّهِ! مَا أَعجَبَ هَذَا! لاَ يَزنِي وَ لاَ يَلُوطُ وَ لاَ يَسرِقُ وَ لاَ يَشرَبُ الخَمرَ وَ لاَ يَأتِي كَبِيرَةً مِنَ الكَبَائِرِ وَ لاَ فَاحِشَةً؟! فَقَالَ: لاَ عَجَبَ مِن أَمرِ اللَّهِ؛ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ «يَفعَلُ مٰا يَشٰاءُ وَ لاٰ يُسئَلُ عَمّٰا يَفعَلُ وَ هُم يُسئَلُونَ». فَمِمَّ عَجِبتَ يَا إِبرَاهِيمُ؟ سَل وَ لاَ تَستَنكِف وَ لاَ تَستَحسِر، فَإِنَّ هَذَا العِلمَ لاَ يَتَعَلَّمُهُ مُستَكبِرٌ وَ لاَ مُستَحسِرٌ.]
⚡ [راوی گوید: پس گفتم: «منزه است خدا! چقدر این عجیب است؛ زنا نمیکند، لواط نمیکند، دزدی نمیکند، شراب نمینوشد، و مرتکب کبیرهای از کبائر و فاحشهای نمیشود؟» فرمود: «از کار خدا تعجبی نیست؛ همانا خداوند عزوجل «هر چه بخواهد انجام میدهد و از آنچه میکند بازخواست نمیشود، ولی آنان بازخواست میشوند». از چه تعجب کردی ای ابراهیم؟ بپرس و خودداری نکن و خسته نشو، زیرا این علم را نه انسان متکبر میآموزد و نه انسان خسته (و درمانده).»]
🔻قال الرّاوی: فَتَحَيَّرتُ مِن ذَلِكَ وَ كَثُرَ تَعَجُّبِي مِنهُ! قُلتُ: يَا اِبنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)! إِنِّي أَجِدُ مِن شِيعَةِ أَمِيرِ المُؤمِنِينَ (علیه السلام) وَ مِن مَوَالِيكُم مَن يَشرَبُ الخَمرَ، [وَ يَقطَعُ الطَّرِيقَ وَ يَحِيفُ السَّبِيلَ]، وَ يَأكُلُ الرِّبَا، وَ يَزنِي، وَ يَلُوطُ، [وَ يَرتَكِبُ الفَوَاحِشَ]، وَ يَتَهَاوَنُ بِالصَّلاَةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّومِ، [وَ يَقطَعُ الرَّحِمَ]، وَ الحَجِّ وَ الجِهَادِ وَ أَبوَابِ البِرِّ؛
🔻 ظاهر فریبنده: حدیث هشدار میدهد که نباید فریب ظاهرِ آراسته و عباداتِ طولانی دشمنان اهل بیت را خورد، زیرا اینها «عاریتی» است و ریشه در ذات آنها ندارد و در نهایت مثل گرد و غبار «هَبٰاءً مَنثُوراً» محو خواهد شد.
🔻 آب شیرین و آب شور: اشاره به «مَاءً عَذباً زُلالاً» برای خلقت مؤمن و «مَاءً أُجَاجاً مَالِحاً» برای خلقت کافر، نمادی از سرچشمههای متفاوت وجودی است که حتی با آمیختگی ظاهری، ماهیت اصلی خود را حفظ میکنند و در نهایت از هم جدا میشوند.
🔻 عدم ظلم الهی: امام تأکید میکنند که این جابجایی اعمال ظلم نیست، زیرا «لاٰ ظُلمَ اليَومَ»؛ بلکه بازگشت هر فرع به اصل خویش است، مانند بازگشت شعاع خورشید به خورشید.
🔻 حکم ملکوتی (داستان خضر و موسی): امام (علیه السلام) این حقیقت را «حکم ملکوتی» مینامند و آن را به داستان حضرت خضر و موسی (علیه السلام) تشبیه میکنند. همانطور که اقدامات خضر (مانند سوراخ کردن کشتی یا کشتن نوجوان) در ظاهر برای موسی (علیه السلام) غیرقابل پذیرش بود اما حقیقتی الهی داشت، مسئله انتقال اعمال نیز ممکن است در ظاهر عجیب باشد اما باطنی حق و عادلانه دارد.
🔻 تفسیر باطنی «لَمَم»: امام (علیه السلام) واژه قرآنی «لمم» در آیه ۳۲ سوره نجم را به «مزاج» (اختلاط طینت) تفسیر میفرمایند. یعنی گناهان صغیره یا لغزشهای مؤمن ناشی از ذات او نیست، بلکه اثری عارضی از اختلاط با طینت دشمن است.
🔹
🔸«مبانی معرفتی طینت» در بیان #علامه_طباطبایی و شرح #استاد_عابدینی 👇
🌐 https://eitaa.com/salehi786/5293
🔹
🔸تحلیل عمیق #علامه_طباطبایی درباره «حکم ملکوتی» و رابطه اعمال با ذات انسان (سعادت و شقاوت ذاتی)
🔸بیان علامه طباطبایی در توضیح روایات حکم ملکوتی مربوط به سرشت (طینت) و تفکیک خبیث از طیب👇
🌐 https://eitaa.com/salehi786/5312
📌[المیزان فی تفسیر القران - جلد ۸، صفحه ۱۰۴ تا ١۰۹. بیان علامه بعد از ذکر حدیث حکم ملکوتی]
🔹
🔸تحلیل علامه طباطبایی درباره نظام پاداش و انتقال اعمال
🔸حکم ملکوتی در برابر حکم ظاهری👇
🌐 https://eitaa.com/salehi786/5320
📌[ المیزان فی تفسیر القرآن -جلد ۲، صفحه ۱۷۴ تا ١٧۸؛ ذیل «کلامٌ فی أحکام الأعمال من حیث الجزاء» (حکم دهم: انتقال حسنات و سیئات) ]
🔸
@Salehi786
راهنمای مقابله با جنگ شناختی با روایت الهی- ویرایش ۱.۰۰- ۱۴۰۴۱۰۲۲.pdf
حجم:
189.6K
🏷استخراج سند تربیتی - راهبردی از کتاب در دست انتشار «روایت الهی» نوشته #استاد_عابدینی
✍دکتر مجتبی همتی فر
هیأت علمی دانشگاه فردوسی
معاون وزیر آموزش و پرورش در دولت شهید رییسی
🔻 در هنگامهی امتدادیهی جنگ ۱۲ روزه، درگیر این بودم که با چه مواجه هستیم و چه باید کرد؟
فرصتی شد که پیش نویس کتاب در دست انتشار آیتالله محمدرضا عابدینی با عنوان «روایت الهی» را بخوانم که در حین روزهای جنگ با اسرائیل و پس از آن ارائه شده بود.
این بیانات نکات ناب و کمتر شنیده شدهای داشت که در تحلیل وضع کنونی و ابتلای اخیر و چگونگی کنشگری اصولی هم مؤثر و کارآمد بود. در همان فرصت، سعی شد نکات اصلی آن را احصا شود تا در دسترس فعالان فرهنگی و تربیتی قرار بگیرد.
آنچه پیش رو است، حاصل این تلاش است که البته حلاوت خواندن تفصیلی کتاب و بهره بردن از سفره غنی تفسیر و تبیین قرآن چیز دیگری است. امید که مفید باشد.
🔸
@Salehi786