eitaa logo
صوفی پژوهی
1.4هزار دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
1.5هزار ویدیو
184 فایل
راهی برای رسیدن به باطن تصوف(بررسی جریانهای تصوف فرقه ایی و جریانهای متأثر از آموزه های صوفیانه) مخاطبین عزیز،انتقادات و سؤالات خویش را به آیدی ذیل ارسال کنید. @Sadat6265 🔴کتابخانه نقد تصوف 🆔https://eitaa.com/joinchat/467862359Cf85aa6c26b
مشاهده در ایتا
دانلود
💢یکی از عالمانی که متصوفه بخصوص فرقه صوفیه ذهبیه، او را به خود منتسب می کنند شیخ بهایی است. 👌🏻ایشان در داستانی طنزگونه به نام گربه وموش بعضی از عقاید متصوفه را به نقد کشیده است. ⬅️یکی از این مسائل، شطحیات صوفیانه است. ایشان در این باره می نویسد: ⏪گربه گفت: اى موش! ديگر از صفات ايشان و كشف و كراماتشان چيزى يافته‏ اى باز بيان كن. ◀️موش گفت: بلى! چرا كه از بزرگان ايشان در بغداد از كثرت سلوكى كه داشته ‏اند مرتبه ‏ى ايشان در عالم تقرب و وصال بجائى رسيد كه ما فى جبتى سوى الله را گفته ‏اند. ⏪گربه گفت: ديگر بيان فرما! ◀️موش گفت: از بسيارى رنج و تعب و كثرت رياضت و عبادت، گفت: سبحانى ما اعظم شأنى، و اين منزلت را نيافت جز بصرف عبادت و ايشان از اين قبيل كلمات بسيار گفته‏ اند. ⏪گربه گفت: اى موش! خوب كردى كه مرا آگاه ساختى از مرتبه ‌ى ايشان، پس سهل چيزى مانده كه رتبه‏‌ى ايشان را بفرعون برسانى زيرا ايشان هم دعوى خدائى كرده ‏اند. ◀️موش گفت: اى شهريار! شما ايشان را از فرعون كمتر مي شماريد؟! فرعون دعوى خدائى كرد، ايشان نيز كردند، چرا شما بكند چيزها نميرسد؟! مگر ايشان از فرعون ‏كمتر بودند؟ ايشان گفتند ما اعظم شأنى و ليس فى جببتى سوى الله و انا الحق و امثال اينها، اما فرعون يك مرتبه گفت: أليس لى ملك مصر و مرتبه‏‌ى ديگر گفت: انا ربكم الا على، و لكن مشايخ كبار صوفيه از آن روز كه واصل شدند تا روز وفات می گفتند: سبحانى ما اعظم شأنى، بنا بر اين رتبه و منزلت مشايخ از فرعون بيشتر است»[1] 👌🏻شیخ بهایی، بزرگان شطح گوی صوفیه همچون بایزید و حلاج را با ادعای ربوبیت فرعون مقایسه کرده است و آنها را بدتر از فرعون می داند؛ چون فرعون اگر یک بار این ادعا را کرده است، اهل شطح دائماً این ادعای خود را تکرار می کنند. پی‌نوشت: [1].شيخ بهائى‏،محمد بن حسين،كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهائى،ص 163،محمودى‏، تهران‏، 135 ش‏. 🔶برای تحقیق بیشتر ، مقاله «دیدگاه عالمان دینی در مورد شطحیات متصوفه» را مطالعه بفرمایید. 🔵صوفی پژوهی @sufi110
صوفی پژوهی
🔶کینه توزی درویش مردم‌آزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد. درویش را مجال انتقام نبود. سنگ را
🔶پرخوری و ریاء درویش زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند بیش از آن کرد که عادت او، تا ظنّ صلاحیت در حق او زیادت کنند. ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است چون به مقام خویش آمد سفره خواست تا تناولی کند. پسری صاحب فراست داشت. گفت: ای پدر! باری به مجلس سلطان در طعام نخوردی؟ گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید. گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید. ای هنرها گرفته بر کف دست عیبها بر گرفته زیر بغل تا چه خواهی خریدن ای مغرور روز درماندگی به سیم دغل 📖سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان »، حکایت شمارهٔ ۶ 🔵صوفی پژوهی @sufi110
📌 سه شنبه ☀️ ۴ اردیبهشت ۱۴۰۳ هجری شمسی 🌙 ۱۴ شوال ۱۴۴۵ هجری قمری 🎄 23 آوریل 2024 میلادی 📎
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
صوفی پژوهی
🔶رمان نقد تصوف 🔰🔰باز هم افراط و تفریط6️⃣4️⃣ ❇️اکنون که سخن از افراط و تفریط ها به میان آمد، این هم
🔶رمان نقد تصوف 🔰🔰علم و دین حجاب اند7️⃣4️⃣ 💢شیخ عطّار در شرح حال بایزید بسطامى(1) قضایایى نقل کرده، از جمله اینکه «بایزید مى گفته این قصّه را الم باید که از قلم هیچ نیاید». 💢و نیز گفته: «سى سال خدا را یاد کردم، چون نگریستم حجاب من ذکر بود». ✳️ادیب زاده: عجب، خداوند مى فرماید: «(وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا); خدا را بسیار یاد کنید».(2) و بایزید ذکر را حجاب مى داند. 💢درویش: آقاى فاضل اجازه مى دهید دفاع کنم؟ ❇️آقاى فاضل: بگذارید نمونه هاى دیگر را بگوییم که یکجا دفاع کنید. و نیز به گفته عطّار(3) «بایزید عزم حجاز کرد، از خانه بیرون رفت و برگشت، گفتند: چرا برگشتى؟ گفت: به راه افتادم، ناگاه زنگى مستى تیغ کشید و گفت: خدا را به بسطام گذاشتى و به کعبه مى روى؟! ✳️ادیب زاده: حتماً این زنگى مست، شیطان بوده، زیرا خدا فقط در بسطام نبود بلکه هر کجا بایزید مى رفت خدا آنجا بود. درویش رگ هاى گردنش پر شد و به یاد گفتار آقاى فاضل افتاد و با ناراحتى ساکت نشست. (1). تذکرة الاولیاء، ص 134. (2). سوره انفال، آیه 45 . (3). تذکرة الاولیاء، ص 119. ادامه دارد... 🔵صوفی پژوهی @sufi110
سعدی شیرازی از منتقدان تصوف، اشعاری در مذمت صوفیه سروده است. یکی از تندترین اشعاری که وی در مذمت صوفیه و اخلاق و رفتار ایشان سروده در کتاب بوستان او جلوه‌نمایی می‌کند. شعر فوق از این قرار است: طمع برد شوخی به صاحب‌دلی نبود آن زمان در میان حاصلی کمر بند و دستش تهی بود و پاک که زر برفشاندی به رویش چو خاک برون تاخت خواهنده تیره‌روی که نکوهیدن آغاز کردش به کوی که زنهار از این کژدمان خموش پلنگان درنده صوف‌پوش که چون گربه، زانو به دل برنهند و گر صیدی افتد، چو سگ درجهند سوی مسجد آورده دکان شید که در خانه کمتر توان یافت صید ره کاروان شیر مردان زنند ولی جامه مردم اینان کنند سپید و سیه، پاره بر دوخته بضاعت نهاده، زر اندوخته زهی جو فروشان گندم نمای جهانگرد شبکوک خرمن گدای مبین در عبادت که پیرند و سست که در رقص و حالت، جوانند و چست عصای کلیمند، بسیار خوار به ظاهر چنین زردروی و نزار نه پرهیزگار و نه دانشورند همین بس که دنیا به دین می‌خرند عبایی بلیلانه در تن کنند به دخل حبش جامه زن کنند ز سنت نبینی در ایشان اثر مگر خواب پیشین و نان سحر شکم تا سر آگنده از لقمه، تنگ چو زنبیل دریوزه، هفتار رنگ نخواهم در این وصف از این بیش گفت گه شنعت بود سیرت خویش گفت[بوستان، باب چهارم در تواضع] سعدی شیرازی با بیان اوصاف صوفیان عصر خود که ایشان را بیگاره و درنده خو معرفی می‌کند در صدد نقد ایشان برآمده و از سرزنش‌های سعدی اینگونه برمی‌آید که در آن زمان صوفیان به صفاتی که در شعر ذکر شده مشهور بوده و در نزد عموم مردم منفور بوده‌اند. پی‌نوشت: بوستان، خوارزمی، تهران، 1368، باب چهارم در تواضع 🔵صوفی پژوهی @sufi110
📢 شیخ‌بهایی؛ نمونه همراهی روح دینی با پشتیبانی علمی ✏️ رهبر انقلاب: «شيخ بهايى» هم كه يك آخوند به تمام معناى كامل است... ✏️ در زمان «شيخ بهايى»، رشته‌‌‌‌‌‌هاى دينى در آن مسير و جريان صنفىِ آخوندى افتاده بود. در گذشته، صنفىِ به اين شكل كه نبوده است؛ يك روحانى بوده كه در همه‌‌‌‌‌‌ى علوم عالم بوده؛ مثل خود «ابن‌‌‌‌‌‌سينا» كه شاگرد فلسفه هم داشته، شاگرد طب هم داشته است. ✏️ اما «شيخ بهايى» مربوط به آن دورانى است كه روحانيت جنبه‌‌‌‌‌‌ى صنفى پيدا كرده بود؛ يعنى يك آخوند حرفه‌‌‌‌‌‌يىِ منبر و محرابى، با آن‌‌‌‌‌‌گونه دانش‌هاى كذايى. پس، آن روح دينى، با روح علمى اصلاً منافاتى ندارد؛ بلكه روح دينى، كمك و پشتيبان روح علمى است. ۱۳۷۰/۱۱/۱۵ 🔹عکس: حضور رهبر انقلاب بر مزار در حرم مطهر رضوی 🌷 روز بزرگداشت بهاءالدین محمد بن عزالدین حسین معروف به شیخ بهایی، حکیم، علامهٔ فقیه، عارف، اخترشناس، ریاضی‌دان، شاعر، ادیب، تاریخ‌نگار و دانشمند شیعهٔ ایرانی در قرن ده و یازده 🔶نقد تصوف از منظر شیخ بهایی(رحمة‌الله‌علیه) 🔵صوفی پژوهی @sufi110
📌 چهارشنبه ☀️ ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ هجری شمسی 🌙 ۱۵ شوال ۱۴۴۵ هجری قمری 🎄 24 آوریل 2024 میلادی 📎
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
42.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اشعار سروده شده دروصف فرقه ضاله صوفیه وشهادت شهید محمد حسین حدادیان. 📌شهید محمد حسین حدادیان وسه پرسنل مظلوم ناجا درتاریخ یکم اسفند سال ۹۶مصادف با سحر شهادت خانم حضرت زهرا س درخیابان پاسداران توسط دراویش داعشی صفت بشهادت رسیدن وبیش از ۸۰نفر مجروح شدن. 🔵صوفی پژوهی @sufi110
صوفی پژوهی
🔶رمان نقد تصوف 🔰🔰علم و دین حجاب اند7️⃣4️⃣ 💢شیخ عطّار در شرح حال بایزید بسطامى(1) قضایایى نقل کرده،
🔶رمان نقد تصوف 🔰🔰این دیوانه را رها کنید8️⃣4️⃣ ❇️آقاى فاضل: باز در تذکره(1) و کشکول شیخ بهایى مى خوانیم که بایزید به بسطام آمد، مردم به استقبالش شتافتند، براى اینکه عُجب او را نگیرد با اینکه ماه رمضان بود و روزه داشت، دست در خورجین کرد سفره نان را بیرون آورد و باز کرد و مشغول خوردن شد و به این وسیله مردم را از خود بیزار نمود! باز عطّار گوید:(2) جمعى از مردم مرید بایزید شدند، براى آنکه آنها را به خود بدبین کند رو به ایشان کرد و گفت: من خدایم و خدایى جز من نیست، مرا بپرستید! مردم گفتند این مرد دیوانه است و رفتند. درویش در حالى که از ناراحتى مى مرد، سر به گریبان درکشید!... (1). تذکرة الاولیاء، ص 119. (2). همان، ص 116. ادامه دارد... 🔵صوفی پژوهی @sufi110
🔻 خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت قدس‌سره: ▫️آمده بود و با اصرار می‌گفت: «آقا، دستورالعمل بدهید!» ▪️پاسخی نشنید. ▫️باز تکرار کرد: «به من یک دستورالعملی بدهید!» ▪️آقا با تندی گفت: «دستورالعمل؟! دستورالعمل؟! دستورالعمل که چیزی نیست؛ کو عمل‌کننده آقا؟!» ▫️مرد، باز خواسته‌اش را تکرار کرد. ▪️این‌بار آقا گفت: «یک حرفی به شما می‌زنم که اگر هزار سال هم بگردید، همین است؛ و غیر از این نیست: بروید و گناه نکنید!» 📚 به شیوه باران، ص٢١ 🔵صوفی پژوهی @sufi110