eitaa logo
حفظ آثار شهدای دستجرد
591 دنبال‌کننده
19.9هزار عکس
4.5هزار ویدیو
40 فایل
این کانال برای حفظ آثار و روایات و اطلاع رسانی از مراسمات و برنامه های فرهنگی شهدای دستجرد جرقویه اصفهان ایجاد گردید خادم کانال شهدا @Aalmas_shohada لینک پیج حفظ آثارشهدای دستجرد در روبینو https://rubika.ir/almas1397f
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 | شهید سلیمانی عاشقانه در آرزوی شهادت بود 🌷 رهبر انقلاب: اینکه شما می‌بینید و می‌شنوید بعضی از این شهدای ما عاشقانه میکردند، خدای متعال یک نوری به دل آنها انداخته بود؛ با این نور یک حقیقتی را میدیدند، این بود که عاشق شهادت بودند. شهید سلیمانی میگفت... تهدیدش کردند که تو را میکشیم، گفت من دارم در بیابانها دنبالش میگردم، بلندی و پستی‌ها را طی میکنم دنبال همین. ۱۴۰۱/۰۸/۰۸ کانال حفظ آثار شهدای دستجرد https://eitaa.com/Yad_shohada1398
10.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 نماهنگ | تشنگان وصل 🌷 رهبر انقلاب: اینکه شما می‌بینید و می‌شنوید بعضی از این شهدای ما عاشقانه میکردند، خدای متعال یک نوری به دل آنها انداخته بود؛ با این نور یک حقیقتی را میدیدند، این بود که عاشق شهادت بودند. 👈 شهید سلیمانی میگفت... تهدیدش کردند که تو را میکشیم، گفت من دارم در بیابانها دنبالش میگردم، بلندی و پستی‌ها را طی میکنم دنبال همین. ۱۴۰۱/۰۸/۰۸ کانال حفظ آثار شهدای دستجرد https://eitaa.com/Yad_shohada1398
10.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 نماهنگ | تشنگان وصل 🌷 رهبر انقلاب: اینکه شما می‌بینید و می‌شنوید بعضی از این شهدای ما عاشقانه میکردند، خدای متعال یک نوری به دل آنها انداخته بود؛ با این نور یک حقیقتی را میدیدند، این بود که عاشق شهادت بودند. 👈 شهید سلیمانی میگفت... تهدیدش کردند که تو را میکشیم، گفت من دارم در بیابانها دنبالش میگردم، بلندی و پستی‌ها را طی میکنم دنبال همین. ۱۴۰۱/۰۸/۰۸ کانال حفظ آثار شهدای دستجرد https://eitaa.com/Yad_shohada1398
‍ ‍ محمد علی خیلی با غیرت بود. همیشه به ما خواهرا سفارش می کرد حجابتان را رعایت کنید و جلوی چشم نامحرم ها نباشید و تنها از خانه بیرون نروید و روی ما حساس و باغیرت بود و دوست نداشت توی روستا کسی حرفی از ما بزند و واقعا یک تکیه گاه محکمی برای ما خواهران بود. برادرم محمدعلی وقتی صحبت می کرد همیشه می گفت: خدایا کمکمان کن یا مثلا کلمه خب و زیاد در صحبتهاش تکرار می کرد. و زمانیم که حرف جبهه و جنگ می شد دائما می گفت: ما نباید اینجا بمانیم. باید برویم جبهه و آنجا خدمت کنیم. برای همین هر وقت هم می آمد مرخصی دو روز و سه روز نمی کرد و زود بر می گشت جبهه تا به قول و گفته ی خودش به اسلام و انقلاب و وطن خدمت کند. محمدعلی هیچ وقت از آرزوهایش یا برنامه های فکری که برای آینده اش داشت با ما صحبت نکرد. ولی با اون همه علاقه ای که از ایشان می دیدیم که با چه عشقی به جبهه می رود یقین دارم تنها آرزویش در آن سن کم فقط شهادت بوده است و بس. و بجز شهادت که بالاترین مزد جهاد در راه خدا شهادت است به چیز دیگری فکر نمی کرده  است و خداوند هم چه خوب آرزویش را برآورده ساخت. شهادت نوش جانش و بهشت برین گوارای وجود پاکش باد. کانال حفظ آثار شهدای دستجرد https://eitaa.com/Yad_shohada1398
محمد علی خیلی با غیرت بود. همیشه به ما خواهرا سفارش می کرد حجابتان را رعایت کنید و جلوی چشم نامحرم ها نباشید و تنها از خانه بیرون نروید و روی ما حساس و باغیرت بود و دوست نداشت توی روستا کسی حرفی از ما بزند و واقعا یک تکیه گاه محکمی برای ما خواهران بود. برادرم محمدعلی وقتی صحبت می کرد همیشه می گفت: خدایا کمکمان کن یا مثلا کلمه خب و زیاد در صحبتهاش تکرار می کرد. و زمانیم که حرف جبهه و جنگ می شد دائما می گفت: ما نباید اینجا بمانیم. باید برویم جبهه و آنجا خدمت کنیم. برای همین هر وقت هم می آمد مرخصی دو روز و سه روز نمی کرد و زود بر می گشت جبهه تا به قول و گفته ی خودش به اسلام و انقلاب و وطن خدمت کند. محمدعلی هیچ وقت از آرزوهایش یا برنامه های فکری که برای آینده اش داشت با ما صحبت نکرد. ولی با اون همه علاقه ای که از ایشان می دیدیم که با چه عشقی به جبهه می رود یقین دارم تنها آرزویش در آن سن کم فقط شهادت بوده است و بس. و بجز شهادت که بالاترین مزد جهاد در راه خدا شهادت است به چیز دیگری فکر نمی کرده  است و خداوند هم چه خوب آرزویش را برآورده ساخت. شهادت نوش جانش و بهشت برین گوارای وجود پاکش باد. کانال حفظ آثار شهدای دستجرد https://eitaa.com/Yad_shohada1398
برادرم وقتی به مرخصی می‌آمد دو یا سه روز بیشتر نمی‌ماند. خیلی زود به جبهه برمی‌گشت. از آن زمان، محمدعلی وقتی به جبهه رفت یک پای ثابت بچه‌های جبهه شده بود. هر ۴۵ روز مرخصی داشت و تا جایی که به یاد دارم پنج یا شش بار اعزامی که داشت، به همین منوال سپری کرد. می‌دیدیم که با چه علاقه‌ای و با چه عشقی به جبهه می‌رود. برای همین یقین دارم تنها آرزویش در آن سن کم فقط شهادت بود. او به جز شهادت که بالاترین مزد جهاد در راه خداست به چیز دیگری فکر نمی‌کرد و خداوند چه خوب آرزویش را برآورده ساخت. کانال حفظ آثار شهدای دستجرد https://eitaa.com/Yad_shohada1398
برادرم یدالله همیشه از من می خواست که سر نمازهایم برایش دعا کنم شهید شود. من هم در جوابش می گفتم: این حرف و نزن مامان و بابا اونوقت خیلی اذیت می شوند که باید داغ تو را ببینند. آنها آرزو دارند تو را در رخت دامادی ببینند. گفت: من کاری می کنم که آنها مرا در رخت دامادی هم ببینند. بعد قبل از اینکه به جبهه اعزام شود به خواستگاری نوه ی عمه امان رفت و عقد کرد؛ بعد از مراسم عقد یک روز به من گفت: آبجی حالا که مامان و بابا مرا در رخت دامادی دیدند و به آرزویشان رسیدند دیگر برایم دعا کن که من هم به آرزویم برسم و شهادت روزیم شود. گفتم: این چه حرفیه که می زنی هنوز مامان آرزو دارد که عروسی تو را ببیند و ان شاء الله بچه های تو را ببیند. من هم که خودت میدانی هیچ کسی را ندارم یک شوهر مریض دارم و گرفتارم و تو باش که حامی من باشی. یدالله در جوابم گفت: تو دعا کن که من شهید شوم من می روم آن طرف دعایت می کنم که مشکلاتت برطرف شود و دلت شاد شود. و یدالله کلا شش ماه عقد بود بعد به شهادت رسید. یعنی یدالله هم آرزوی پدر و مادرمان را برآورده ساخت که اورا در رخت دامادی ببینند و هم خودش به آرزویش که شهادت بود رسید.‌ کانال حفظ آثار شهدای دستجرد https://eitaa.com/Yad_shohada1398