eitaa logo
میراث امامان
358 دنبال‌کننده
160 عکس
4 ویدیو
35 فایل
مطالعاتی در خصوص روایات برجای‌مانده از امامان اهل بیت علیهم السلام در تراث اسلامی کانال در تلگرام: https://t.me/Al_Meerath ارتباط با ادمین: @KhorvashAmirhasan
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از میراث امامان
💠 از مهم‌ترین پرسش‌ها پیرامون شخصیت‌های تاریخی-دینی که مورد توجه مذاهب و فرقه‌های مختلف بوده‌اند و در معرض انتساب‌های مذهبی و جدلی قرار گرفته‌اند، این است که کدام بخش از نقل‌های منسوب به آن‌ها اصیل و تاریخی است و کدام بخش برساخته است و به فهم تاریخی ما از آن شخصیت‌ها کمک نمی‌کند. عبدالله عنصر در این مقاله که پیش‌نویسِ آن منتشر شده، به صورت مشخص به احادیث منسوب به امام جعفر صادق (ع) می‌پردازد و تأملاتی روشی‌شناختی برای شناخت اصالت این احادیث مطرح می‌کند. عنصر تذکر می‌دهد که امام جعفر صادق (ع) همچون جدّش پیامبر (ص) کاریزمای مذهبی داشته و به همین دلیل سخنان و اعمالش در معرض تفسیر مجدّد، شاخ‌وبرگ‌دادن، و جعل قرار گرفته است و نیازمند مطالعات تاریخی انتقادی است؛ در حالی که چنین تحقیقات مفصّلی تاکنون صورت نگرفته است. عنصر به پژوهش مدرّسی دربارهٔ امام صادق (ع) می‌پردازد و آن را فاقد نظامی دقیق و روشن برای تمایز میان مطالب اصیل از غیراصیل می‌داند. همچنین اشاره می‌کند که در سمت مقابل مدرسی، امیرمعزی مطالعاتی در باب تشیع نخستین دارد که در آن‌ها هم انتساب گزارش‌ها به صورت روشمند به خود امامان بررسی نمی‌شود. عنصر به تحقیقات دیگران دربارۀ امام صادق (ع) هم توجه می‌کند و نیز تصویر امام در منابع سنی به عنوان یک راوی را شرح می‌دهد. 💠 پس از این مقدمات، عنصر پیشنهاد می‌کند که روایات امام صادق (ع) در سه گروه مختلف بررسی شود: روایات سنی که اسناد متعدد دارند، روایات شیعی که اسناد متعدد دارند، و روایاتی که اسناد متعددی ندارند. در روایات سنی که اسناد متعدد دارند، او به تحلیل اسناد-متن (ICMA) توجه می‌کند. بدین صورت که امام صادق (ع) به عنوان حلقۀ مشترک اصلی درنظر گرفته شود و نقل‌های هریک از حلقۀ مشترک‌های فرعی با هم مقایسه شود و روشن شود که آیا آن‌ها از یکدیگر استفاده کرده‌اند یا واقعاً به امام صادق (ع) بازمی‌گردند. او این تحلیل را مطئمن‌ترین روش برای انتساب تاریخی حدیثی به امام می‌داند. در روایات متعدد شیعی، به نظر عنصر نمی‌توان اغلب از روش اسناد-متن استفاده کرد؛ چه در روایات شیعی ما با تنوع کمتری برای نقل‌های یک حدیث مواجهیم و اسناد متنوعی به حلقۀ مشترک‌های فرعی ختم نمی‌شود تا بتوانیم از انتساب حدیث به آن‌ها مطئمن شویم. بنابراین باید از روشی غیر از اسناد-متن در روایات شیعی استفاده کنیم. عنصر خود در چند نمونه نشان می‌دهد که چگونه می‌توان در روایات شیعی از انتساب حدیث به امام صادق (ع) یا راویِ مستقیم از ایشان، مطمئن شد. عنصر در ادامه، 11 نکته برای ارزیابی وثاقت نقل‌های منفرد (چه سنی، چه شیعی) هم ارائه می‌کند که عمدتاً مربوط است به بررسی متنی گزارش‌ها؛ از جمله: درنظرگرفتن زمان‌پریشی واژگان و مفاهیم، سبک متن، تأییدهای مضمونی، هم‌گرایی گفتمانی، دقت تصنّعی جزئیات، انتساب محتوا با مرجع مورد انتساب، و توصیف غیرجدلی رویدادها. پس از آن نیز این ملاحظات را بر یک نقل منفرد سنی و یک نقل منفرد شیعی تطبیق می‌دهد. @Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگاهی به وضعیت تاریخی فیلم سینمایی «اُخت الرضا» ✍️ امیرحسن خوروش فیلم سینمایی اُخت الرضا به کارگردانی سید مجتبی طباطبایی در سال ۱۴۰۲ش اکران شد که به زندگی حضرت فاطمه بنت موسی بن جعفر (ع) می‌پردازد. دربارۀ فیلم‌نامۀ‌ این فیلم گفته شده است: «فیلم‌نامۀ “اخت الرضا” با بیش از ۴ سال پژوهش و با نظارت آیت الله احمد عابدی و عبدالرحیم حجتی و تحت اشراف محققان تاریخ اسلام و مشاوران متخصصِ این امر نوشته شده است و بعد از تحقیقات اولیه فیلم‌نامه تحت نظر آستان مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها و با مشارکت عتبۀ حسینی به رشتۀ نگارش درآمده است». کارگردان دربارۀ فیلم گفته است: «این اثر یک مستند داکیودرام است و ما ادعایی نداریم که فیلم سینمایی ساختیم» و نیز گفته است: «ما سعی کردیم به مستندات تاریخی وفادار بمانیم و مورخان نگویند کار سند تاریخی نداشت کما اینکه بعد از اکران فیلم، تعدادی از علما و روحانیون به بنده گفتند چیزی که ما سال‌ها در تاریخ خواندیم، شما به تصویر کشیدید». با توجه به ادعای نگارش این فیلم‌نامه بر پایۀ پژوهش تاریخی مناسب است نگاهی به وضعیت تاریخی این فیلم داشته باشیم: متن نوشتار: https://deraayaat.ir/okht-o-reza/
هدایت شده از میراث امامان
نخستین کسی که بر قبر حضرت فاطمه بنت موسی (ع) قبه‌ای بنا کرد ... از ميانه ايشان موسى بن خزرج تنها هم در آن شب بيرون آمد و چون بشرف ملازمت ستى فاطمه رسيد زمام ناقه او بگرفت و بجانب شهر بكشيد و بسراى خود او را فرود آورد و هفده روز در حيات بود چون او را وفات رسيد بعد از تغسيل و تكفين و نماز موسى بن خزرج در زمينى كه او را ببابلان بود آنجا كه امروز روضه مقدسه اوست دفن كرد و بر سر تربت او بورياها سايه ساخته بودند تا آنگاه كه زينب دختر محمد بن على الرضا عليهم السلام اين قبه بر سر تربت او بنا نهاد... (تاریخ قم، ترجمۀ حسن بن علی قمی، ص213). @Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
4_5796435163432884750.pdf
حجم: 1.1M
ارزیابی متن صحیفة الرضا (ع) ✍ علی عادل‌زاده و امیرحسن خوروش مجلهٔ علوم قرآن و حدیث (فردوسی مشهد)، دوره ۵۶، شماره ۲ - پیاپی ۱۱۳، بهمن ۱۴۰۳ صحیفة الرضا(ع) از مشهورترین مجموعه‌های حدیثی منسوب به اهل بیت(ع) است که به سبکِ روایی عامه نقل شده است. بهترین راه برای ارزیابی اعتبار این کتاب، تخریج و مشابه‌یابی تمام احادیث آن است که این پژوهش براساس آن شکل یافته است. بیشتر احادیثِ صحیفة الرضا به‌طریق معتبر دیگری از اهل بیت(ع) نقل نشده و بخش عمده‌ای ازنظر متنی به روایاتِ اهل‌سنت -که معمولاً بر صحیفة الرضا تقدم زمانی دارند- نزدیک است. مشکلاتِ متنوعی، مانند ناهمخوانی سند و متن، تغییر شخصیت‌های روایات، ترکیب احادیث، خطا در خوانش و نقل متن، زمان‌پریشی و ناسازگاری با قرآن و احادیث شیعی در احادیث این مجموعه دیده می‌شود که ضمن به چالش‌کشیدن اصالت آن‌ها نشان می‌دهد که گردآورندهٔ این مجموعه از منابع مکتوب پیشین استفاده کرده و اسنادِ آن‌ها را تغییر داده است. مهم‌ترین منبع مکتوبی که برای صحیفة الرضا(ع) شناسایی شد، کتاب سکونی است. احتمالاً بیش از ده درصدِ روایات صحیفة الرضا از کتاب سکونی اقتباس شده است. @Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
علی_بن_محمد_ابن_عنبسه_و_روایات_منسوب_به_امام_رضا_ع.pdf
حجم: 560K
علی بن محمد ابن عنبسه و روایات منسوب به امام رضا (ع) ✍ امیرحسن خوروش علی بن محمد ابن عنبسه (د. حدود 330-365ق) کتابی دارد که در آن روایاتی از خاندان ابوطالب (ع) گردآورده و این کتاب او از مصادر عیون أخبار الرضا ابن بابویه قمی (د. 381ق) است. وی مدعی نقل متون خاصی از امام رضا (ع) از پدرانشان است که غالباً از غیر طریق او از امام رضا (ع) نقل نشده است. در اسناد احادیث او و برخی از متون احادیث او چالش‌هایی یافت می‌شود که ممکن است در انتساب روایات او به امام رضا (ع) و حتی مشایخِ مستقیم ابن عنبسه تردید ایجاد کند. وی از سوی ابن غضائری و نجاشی تضعیف شده، اما وجه دقیق این دو تضعیف تاکنون کاویده نشده است. در پژوهش حاضر به مطالعۀ اسناد و متون روایات او پرداخته می‌شود و تلاش می‌شود که مشکل‌های آن‌ها روشن شود و بررسی شود که در صورت پذیرش این مشکل‌ها، مسئول آن‌ها کیست. به نظر می‌رسد بنابر شواهد سندی و متنی، مسئول بیشتر این مشکل‌ها ابن عنبسه باشد و بسیاری از اسناد او و حتی نام برخی از مشایخ او و راویانی که از آن‌ها نقل می‌کند، برساختۀ شخص او باشد. @Al_Rijal
هدایت شده از میراث امامان
بهشت؛ پاداش زیارت امام رضا (ع) از داود صرمی، علی بن مهزیار، عبدالعظیم حسنی، عبدالرحمن بن ابی‌نجران، و علی بن اسباط به الفاظ مختلف روایت شده از امام جواد (ع) که ثواب زیارت امام رضا (ع)، بهشت است: عن داود الصرمي عن أبي جعفر الثاني ع قال سمعته يقول‌ من زار قبر أبي فله الجنة (کامل الزیارات، ص303، ح1، 2؛ تهذیب الأحکام، ج6، ص85). عن علي بن مهزيار قال: قلت لأبي جعفر الثاني ع ما لمن زار قبر الرضا ع قال فله الجنة والله (کامل الزیارات، ص306). عن عبد العظيم بن عبد الله الحسني عن أبي جعفر محمد بن علي الرضا ع قال: ضمنت لمن زار أبي ع بطوس عارفا بحقه الجنة على الله تعالى (عیون أخبار الرضا، ج2، ص256). عن عبد الرحمن بن أبي نجران قال: سألت أبا جعفر ع ما تقول لمن زار أباك قال الجنة والله (عیون، ج2، ص257). عن علي بن أسباط قال: سألت أبا جعفر ع ما لمن زار والدك ع بخراسان قال الجنة والله الجنة والله (عیون، ج2، ص257). روایات دیگری نیز در فضل زیارت امام رضا (ع) از امام جواد (ع) و دیگر ائمه (ع) نقل شده که در کافی (ج4، ص584)، کامل الزیارات (ص303)، عیون (ج2، ص254)، امالی صدوق (ص118)، و تهذیب (ج6، ص84) دستیاب است. @Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
مدارس آیات.pdf
حجم: 247.3K
◾️مَدَارِسُ آیاتٍ خَلَتْ مِنْ تِلاوَةٍ... از مشهورترین قصاید دعبل خزاعی (د. 246ق) تائیه‌ای است که در آن از مظلومیت خاندان پیامبر (ص) و پراکندگی قبورشان و در مقابل آسایش و رفاه آل زیاد می‌گوید. دعبل این قصیده را در مرو در حضور امام رضا (ع) خوانده و از ایشان صله گرفته است (الأغاني، 20/ 313؛ عیون، 2/ 142، 263، 265؛ الفرج بعد الشدة، 4/ 227؛ کفایة الأثر، 275؛ الإرشاد، 2/ 263؛ أمالي المرتضی، 1/ 483). این قصیده چنان مشهور بوده که ابن معتز عباسی (د. 296ق) دربارۀ آن می‌گوید: «هي أشهر من الشمس، ولا حاجة بنا إلى تضمينها ولا تضمين شيء منها» (طبقات الشعراء، 267). نقل‌های این قصیده مختلف است و در برخی زیاداتی هست که یاقوت گمان داشته که از شعر دعبل نیست. یاقوت بر همین اساس تلاش کرده، متنی صحیح از این قصیده ارائه کند (معجم الأدباء، 3/ 1285). در دورۀ حاضر نیز که نسخه‌ای از دیوان دعبل نداریم، عبدالکریم اشتر، اشعار دعبل را در کتاب شعر دعبل از انواع منابع، در چهار بخش گردآورده و در بخش اول اشعاری را آورده که نسبت آن‌ها را به دعبل درست می‌داند. در اینجا متنی را که او از این شعر در این بخش برگزیده، مشاهده می‌کنیم. @Al_Meerath
هدایت شده از دیوان الشيعة
خُروجُ إِمامٍ لا مَحالَةَ خارِجٌ يَقومُ عَلى اِسمِ اللَهِ وَالبَرَكاتِ يُمَيِّزُ فينا كُلَّ حَقٍّ وَباطِلٍ وَيَجزي عَلى النَعماءِ وَالنَقَماتِ فَيا نَفسُ طيبي ثُمَّ يا نَفسُ أَبشِري فَغَيرُ بَعيدٍ كُلُّ ما هُوَ آتِ وَلا تَجزَعي مِن مُدَّةِ الجَورِ إِنَّني أرَى قُوّتي قد آذَنَت بثُباتِ دعبل بن علي الخزاعي قصيدة التائيه لدعبل بن علي محفوظ في مكتبة الملك رقم المخطوط ١٨٠٧/١٣ https://eitaa.com/aldivan
مدارس آيات - جليل الكربلائي.mp3
زمان: حجم: 6.2M
مدارس آیات خلت من تلاوة 🎙 جلیل الکربلائي @Al_Meerath
📕 تجربه‌های معنوی با ریشهٔ شیطانی در احادیث اهل‌بیت (ع) یکی از چالش‌های دیرین در حوزهٔ تجربه‌های معنوی و پدیدارهای عرفانی، مسئلهٔ «اصالت منبع» است. این سؤال همیشه مطرح بوده که اگر یک تجربه (مانند مکاشفه، شنیدن ندای غیبی یا شهود) واقعاً ریشه‌ای فرامادی داشته باشد، آیا لزوماً منشأ آن الهی است؟ یا ممکن است فرستندهٔ این پیام، موجودی شیطانی با هدف گمراه‌سازی باشد؟ در اینجا فارغ از پرداختن به این سؤال کلی، به دنبال نمونه‌هایی از بیان وقوع این امر در احادیث منقول از اهل‌بیت (ع) در امامیه هستیم. سه نمونۀ جالب از این قضیه در احادیث منقول از امام صادق (ع) و امام رضا (ع) داریم. هر سه نمونه دربارۀ افراد مشهور به غلو است: ابوالخطاب، یونس بن ظبیان، مغیرة بن سعید، و دیگران. نمونۀ یونس بن ظبیان البته خیلی جالب است؛ چون با وجود اشاره‌ای که به خالص‌بودن تجربه‌اش (نبود محتوای شیطانی و صرف دعوت به توحید و نماز) شده، باز هم گفته شده که امام آن تجربه را شیطانی دانستند. 💢 شیطانِ متخصّصِ شبیه‌سازی معنوی! ... احمد بزنطی > علی بن عقبة > عقبة بن خالد گفت: بر ابوعبدالله [صادق] (ع) وارد شدم، سلام کردم و نشستم. امام به من فرمود: «در همین جایی که تو نشسته‌ای، پیش از این ابوالخطاب همراه با هفتاد نفر نشسته بود.... من برای آن‌ها دلسوزی کردم، پس به آن‌ها گفتم: آیا شما را از فضائل مسلمان باخبر نکنم؟ گمان نمی‌کنم حتی کوچک‌ترینِ آن‌ها بود مگر آنکه گفت: بله، فدایت شوم. گفتم: از فضایل مسلمان این است که گفته شود: فلانی قاری کتاب خداست، فلانی بهره‌ای از ورع و پارسایی دارد، و فلانی در عبادت پروردگارش تلاش می‌کند؛ فضائل مسلمان این‌هاست. شما را با ریاست‌ها چه کار؟! همانا مسلمانان یک سر هستند. از (پیروی از) افراد بپرهیزید، چرا که دنباله‌روی از افراد، مایه هلاکت افراد است. چراکه من از پدرم شنیدم که می‌فرمود: شیطانی است که به او "مُذهِب" (زینت‌بخش) می‌گویند؛ او به هر صورتی در می‌آید مگر به صورت پیامبر یا جانشین پیامبر. و من گمان نمی‌کنم جز اینکه او بر رفیق شما (ابوالخطاب) ظاهر شده است؛ پس از او برحذر باشید! سپس به من خبر رسید که آن‌ها همراه ابوالخطاب کشته شدند؛ پس خداوند آنان را دور گرداند و نابود سازد، چرا که در پیشگاه خدا کسی جز فردِ هلاکت‌بار، نابود نمی‌شود (رجال الکشي، 292). 💢 نزول شیاطین بر هفت مدّعی تشیّع ... ابن فضال > داوود بن ابی‌یزید > مردی: ابوعبدالله (ع) دربارۀ این آیه که خداوند می‌فرماید: «هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلى‌ مَنْ تَنَزَّلُ‌ الشَّياطِينُ‌ تَنَزَّلُ عَلى‌ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ: آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسی نازل می‌شوند؟ بر هر دروغگوی گنهکاری نازل می‌شوند»، فرمود: آن‌ها [در این دوران] هفت نفرند: مغیرة بن سعید، بَنان، صائد، حمزه بن عمارة بربری، حارث شامی، عبدالله بن حارث، و ابوالخطاب (رجال الکشي، 302؛ الخصال، 2/ 402؛ مشابه: رجال الکشي، 290). 💢 ظهور شیطان در قالب جبرئیل (ع)! ... محمد بن عیسی > یونس بن عبدالرحمن گفت: شنیدم مردی از «طیّاره» (گروهی از غلات) در گفتگو با ابوالحسن الرضا (ع) از یونس بن ظبیان نقل کرد: «در یکی از شب‌ها در حال طواف بودم که ناگهان ندایی از بالای سرم آمد که: ای یونس! همانا من الله هستم، معبودی جز من نیست، پس مرا بپرست و نماز را برای یاد من بپا دار! سر بلند کردم و ناگهان دیدم "ج" (جبرئیل) است». پس ابوالحسن (ع) چنان خشمگین شد که نتوانست خود را نگه دارد، سپس به آن مرد فرمود: «از نزد من بیرون برو! لعنت خدا بر تو و بر کسی که این را برایت نقل کرده و هزار لعنت بر یونس بن ظبیان که در پی آن هزار لعنت دیگر باشد؛ که هر لعنتی از آن‌ها تو را به قعر جهنم می‌رساند. گواهی می‌دهم که جز شیطانی بر او بانگ نزده است! بدان که یونس (بن ظبیان) همراه با ابوالخطاب در سخت‌ترین عذاب‌ها است و پیروان آن دو نیز با آن شیطان، همراه فرعون و آل فرعون در شدیدترین عذاب هستند؛ این را از پدرم (ع) شنیدم.» آن مرد از نزد ابوالحسن (ع) برخاست، هنوز ده قدم به سمت در نرفته بود که بر زمین افتاد، بیهوش شد و نجاستِ خود را بالا آورد و او را مرده از آنجا بردند. پس ابوالحسن (ع) فرمود: «فرشته‌ای که در دستش عمودی بود نزد او آمد و چنان بر فرق سرش کوبید که مثانه‌اش (احشاء داخلی‌اش) زیرورو شد تا جایی که نجاستش را بالا آورد و خداوند روحش را به سوی "هاویه" (قعر دوزخ) شتاب داد و او را به رفیقش یونس بن ظبیان که این حرف را برایش گفته بود ملحق کرد؛ و او همان شیطانی را که بر یونس ظاهر می‌شد، دید» (رجال الکشي، 364). @Al_Meerath
💠 قبر محمد بن یعقوب کلینی در بغداد 🔹در دوران حاضر، کلینی مزاری در بغداد دارد که در نزدیکی پل شهداء در منطقۀ شورجه در جوار مدرسۀ مستنصریه در مسجد آصفیه است. دربارۀ این قبر نقل شده که آن را گشودند و جسد سالم او را دیدند (روضات الجنات، 6/ 117؛ طبقات أعلام الشیعة، 1/ 315). در مقابل، با مراجعه به منابع کهن‌تر روشن می‌شود که پیشتر قبر کلینی مفقود شده بوده است. 🔹شیخ طوسی (د. 450ق)، نجاشی (د. 460ق)، و ابن ماکولا (د. 475ق) که هر سه مقیم بغداد بوده‌اند، شخصاً قبر کلینی را نمی‌شناختند و هر سه صرفاً از ابن عبدون (ابن حاشر) (د. 423ق) نقل کرده‌اند که او قبر کلینی را دیده بوده است (فهرست الطوسي، 136؛ فهرست النجاشي، 377؛ الإکمال، 7/ 186). افزون بر این، نجاشی تصریح می‌کند که قبر کلینی پس از آن، از میان رفته است (فهرست النجاشي، 377). میرزا عبدالله افندی (د. 1130ق) نیز تصریح می‌کند که کلینی در بغداد دفن شده ولی این مزار موجود ربطی به او ندارد (ریاض العلماء، 7/ 45). 🔹افزون بر اینکه سابق قبر کلینی مفقود شده بوده، اساساً قبر موجود در نزدیکی مکان قبر سابق هم نیست. چه طوسی و نجاشی، قبر کلینی را در باب کوفۀ بغداد می‌دانند و باب کوفۀ بغداد در جانب غربی بغداد است؛ در حالی که مسجد آصفیه (محل فعلی قبر کلینی) در جانب شرقی بغداد است (مجلة لغة العرب العراقیة، 6/ 612؛ مجلة العرفان، 23/ 543). همچنین «صراة» که محل قبر کلینی در گزارش طوسی و ابن ماکولا دانسته شده بود، نام دو نهر در جانب غربی بغداد است (الکافي، ط دارالحدیث، مقدمة، 39). بنابراین، قبر کلینی نمی‌تواند در مسجد آصفیه (در جانب شرقی) باشد. @Al_Meerath