هدایت شده از باشگاه روان قدرتمند
❗️❗️❗️قضاوت که کار خداست، ما فقط تهمت می زنیم.
#یادداشت_۸۱
✍ محمود یزدانی
🔹 جمله بالا را به طنز از زبان یکنفر با واسطه شنیدم که درباره حال و احوال انتخابات و نظرش درباره کاندیداها می گفت که : «والله چی بگم، قضاوت که کار خداست، ما فقط تهمت می زنیم» من اول کلی خندیدم، ولی بعدا که فکر کردم دیدم عجب جمله حکیمانه ای است.
🟢 ابتدا بحث قضاوت کردن را از منظر روابط بین فردی و سپس از منظر روان درمانی برایتان بگویم.
حتما بارها این جمله را زیاد شنیده اید که : «مردم را قضاوت نکنید» یا یکنفر درباره حرف هایی که بقیه درباره اش می زنند، معترض است که «چرا من را قضاوت می کنید؟». و خلاصه کلی نگرش منفی درباره قضاوت کردن وجود دارد.
از طرف دیگر، از منظر روان درمانی یکی از توصیه هایی که در درمان می شود، قضاوت نکردن افکار در ذهن انسان است و یکی از اهداف درمانی، تبدیل «ذهن قضاوتگر» به «ذهن مشاهده گر» است. یعنی ذهن به گونه ای تربیت شود که افکار خودش را، و حتی احساسات خودش را ببیند و «مشاهده» بکند، ولی «قضاوت» نکند. چون متوجه شده اند که ذهن وقتی قضاوت نکند، افکار راحت تر از ذهن ما بیرون می روند و یا احساسات راحت تر از وجود ما جدا می شوند.
🔶 من خودم البته با توصیههایی که درباره قضاوت نکردن است، مخالفم. چرا که آن را امر ناممکنی می دانم. یعنی همچنانکه ذهن ما نمی تواند فکر نکند ، نمی تواند قضاوت نکند. بنابراین کارکرد طبیعی ذهن قضاوت کردن است.
یعنی همچنانکه نمی توان به یک نفر گفت که چند دقیقهای یا حتی چندلحظه ای فکر نکن، نمی توان به افراد توصیه کرد که قضاوت نکن.
بنابراین قضاوت کردن، هم فرآیند طبیعی ذهن، و هم فرآیند ضروری ذهن است.
🟪 البته قبول دارم که وقتی افراد می گویند من را قضاوت نکنید یا در تکنیک های درمانی صحبت از «قضاوت نکردن» می شود ، منظورشان قضاوت کردن منفی است که نبایستی صورت گیرد.
بگذریم ...
🔍 اما بیاییم کمی دقیق تر و عمقی تر درباره قضاوت کردن صحبت کنیم.
❇️ وقتی یک نفر می گوید: «من را قضاوت نکنید» و یا «چرا من را قضاوت کردید؟» دقیقا دنبال چیست ؟ چرا از بقیه این خواسته را دارد ؟ مگر در قضاوت دیگران چه چیزی نهفته است که باعث آشفتگی فرد شده است ؟
🔔🔔 وقتی دقیق تر و جدی تر از افراد قضاوت شونده بپرسیم که مشکل شما با بقیه چیست که اینقدر معترض هستید؟، پاسخی که غالبا خواهند گفت چیزی شبیه این خواهد بود که می گویند : «آخه اونها بدون اینکه از همه چیز من خبر داشته باشند و بدون اینکه بدانند اصل قضیه چی بوده و بدون اینکه از شرایط من و اوضاع خبردار باشند، یک قضاوتی می کنند و برچسبی به من می زنند که به من نمی خورد و این خیلی بی انصافی است.»
🔷 اگر یکبار دیگر جملات بالا را بخوانید، متوجه خواهید شد که بحث، بحث «انصاف» است. و بحث نداشتن اطلاعات جامع فرد قضاوت کننده درباره فرد قضاوت شونده است. و خلاصه اش این است که فرد می گوید بحث، بحث «قضاوت» نیست، بلکه بحث «تهمت» است. یعنی چیزی درباره من می گویند که صحت ندارد و با بی انصافی درباره من نظر داده اند. و به من «تهمت» زده اند.
⏺ به همین منوال، در بحث درمان که تمام تلاش درمانی تبدیل «ذهن قضاوتگر» به «ذهن مشاهده گر» است، اصل قضیه و حقیقت قضیه، تبدیل کردن «ذهن تهمت زننده» به «ذهن مشاهده گر» است.
حالا چرا می گوییم «ذهن تهمت زننده» ؟
⏪ در درمان یکی از تکنیک های مهم برای تربیت «ذهن مشاهده گر» توضیح این نکته مهم است که «افکار فقط افکار هستند و واقعیت ندارند». مثلا وقتی من درباره خودم فکر کنم که «آدم بدردنخور» یا «آدم خیلی مهمی» هستم، در هر دو حالت اینها فقط فکر هستند و واقعیت ندارند. ذهن قضاوتگر هر دوی این افکار را واقعی در نظر می گیرد و بسته به اینکه خود را «بدردنخور» یا «خیلی مهم» در نظر بگیرد، یا دچار «رفتارهای اجتنابی» و یا دچار «رفتارهای متکبرانه» می شود.
اما «ذهن مشاهده گر» وقتی این افکار به ذهن برسد، صرفا «مشاهده» می کند و این افکار را «جدی» نمی گیرد، و جدی نگرفتن این افکار به این است که احساس یا رفتاری مبتنی بر این افکار شکل نمی گیرد.
اما «ذهن قضاوت گر» در این دو مثال، دقیقا «ذهن تهمت زننده» است. چون به خودش یا «تهمت بدردنخور» می زند یا «تهمت آدم خیلی مهم» به خودش می زند، که هر دو اشتباه است.
🔄 خلاصه تر و واضح تر بگویم ذهن نمی تواند قضاوت نکند. بنابراین اگر منصف باشد، درست قضاوت می کند، و اگر منصف نباشد، تهمت می زند، حالا یا به خودش یا به دیگری.
و اگر دیگران می گویند اینقدر من را قضاوت نکنید، منظورشان این است که : «اینقدر به من تهمت نزنید»
و اگر در درمان می گویند که افکارتان را قضاوت نکنید و صرفا مشاهده کنید، منظورشان این است که: «اینقدر به خودتان تهمت نزنید» ( و اگر افکار درباره دیگران باشد، منظور این است که «اینقدر به دیگران تهمت نزنید» )
✅ @behtarafariny
ادامه متن 👇👇
هدایت شده از باشگاه روان قدرتمند
ادامه متن 👆👆
پ. ن 1⃣ : البته در اینکه ذهن چه موقع منصف است و چه موقع غیرمنصف است، بحث مفصلی است که جای طرح آن در اینجا نیست.
پ. ن 2⃣ : بحث ما بحث انتخاباتی نیست، ولی از این بحث خیلی می توان در بحث قضاوت کردن درباره کاندیداها استفاده کرد که راستی راستی ما داریم کاندیداها را قضاوت و ارزیابی می کنیم ؟ یا داریم به آنها تهمت می زنیم؟.
مواظب تهمت زدن هایمان به کاندیداها باشیم. شاید خیلی مطالبی که خودمان درباره کاندیداها می گوییم یا درباره آنها می شنویم، قضاوت درباره کاندیداها نباشد، تهمت زدن درباره آنها باشد که در پوشش قضاوت و ارزیابی عرضه می گردد.
پ. ن 3⃣ : منظور این متن تعطیلی قضاوت کردن نیست. همچنانکه ذهن بدون قضاوت کردن نمی تواند باشد، زندگی هم بدون قضاوت کردن ممکن نیست.
نکته و توصیه اصلی، «تعویق قضاوت» و یا «احتیاط در قضاوت» است. و نکته و توصیه اصلی تر، احتیاط خیلی خیلی زیاد یا اجتناب خیلی خیلی زیاد در تهمت زدن است.
«تهمت زدن از آن چیزی که فکر می کنیم به ما نزدیکتر است.»
📣📣📣 خلاصه اینکه :
«قضاوت کردن حقیقی کار خداست، ما غالبا داریم به خودمان و دیگران تهمت می زنیم.»
✍ محمود یزدانی
✅ @behtarafariny
روانشناسی اسلامی
🔔🔔🔔 ما اصلا اهل توسعه نیستیم. چه مدل غربی اش، چه مدل اسلامی اش. #یادداشت_۱۴ ✍ محمود یزدانی ⏪ یک
🟢حال ناخوش علوم انسانی در کشور
🖊احمدحسین شریفی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔸این بنده نقدهای فراوانی به محتوای علوم انسانی غربی و ناکارآمدی آنها داشته و دارم. و با تمام وجود معتقدم علوم انسانی غربی نه تنها با مبانی فکری ما و فرهنگ اسلامی ایرانی ما ناسازگارند؛ و نه تنها گرهی از کار ما نمیگشایند بلکه گرههای فراوانی هم در کار ما میاندازند. اساساً دستگاه مفهومی و نظری این علوم با فکر و فرهنگ ما بیگانه است. به همین دلیل، توان توصیف و تفسیر و تبیین و پیشبینی و کنترل کنشهای ایرانی اسلامی ما را ندارند. [برای آگاهی بیشتر از این موضوع میتوانید افزون بر مراجعه به کتابهای «مبانی علوم انسانی اسلامی»، «روششناسی علوم انسانی اسلامی» و «نظریهپردازی اسلامی در علوم انسانی»، هشتگ #علوم_انسانی را در همین کانال دنبال کنید]
♦️اما در اینجا میخواهم از «نظر کمّیت» نیز نقدی بر علوم انسانی رایج داشته باشیم. متأسفانه علوم انسانی موجود و دانشمندان و متخصصان آن نتوانستهاند دستکم به میزان هزینهای که برای آنها میشود، درآمد و اعتباری ملی یا بینالمللی برای کشور ما تولید کنند.
توضیح آنکه، علیرغم آنکه حدود نیمی از دانشجویان و به همین نسبت حدود نیمی از اعضای هیئت علمی دانشگاههای کشور ما در حوزههای علوم انسانی مشغول به فعالیتاند و علیرغم آنکه هزینههای بسیار هنگفتی در کشور ما برای علوم انسانی صورت گرفته است، و علیرغم آنکه علوم انسانی توسط رهبر معظم انقلاب به عنوان «هوای تنفس نخبگان» و «نرمافزار» فردسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی و «روح سایر دانشها» معرفی شده است و بسیار بسیار مورد تأکید قرار گرفته است، و علیرغم تدوین و تصویب اسناد بالادستی مهم و فراوانی در حوزه علوم انسانی، اما مع الاسف موفقیت چندانی نداشتهایم.
🔸به عنوان مثال:
🔻از مجموع ۱۶۰۰ نشریه علمی معتبر از نگاه وزارت علوم (تا ابتدای تابستان ۱۴۰۳) ۹۰۰ نشریه (یعنی بیش از ۵۶ درصد آنها) مربوط به علوم انسانی و اجتماعی است. و بقیه مربوط به گروههای «علوم پایه»، «فنی و مهندسی»، «دامپزشکی»، «معماری و هنر»، «کشاورزی» و «دامپروری».
🔻و از مجموع ۳۹۶ انجمن علمی رسمی و مورد تأیید وزارت علوم، تعداد ۱۴۲ (یعنی حدود ۳۶٪) آنها مربوط به علوم انسانی است و ۶۴٪ آنها مربوط به شش گروه علمی دیگر.
این در حالی است که «تقریباً هیچ» دانشمند مطرح، پراستناد و شناختهشدهای در حوزه علوم انسانی در سطح جهان نداریم. به عنوان مثال در سال ۱۴۰۲ از میان ۹۳۸ دانشمندان پراستناد ایرانی در سطح جهان، فقط ۸ نفر از آنان مربوط به علوم اجتماعی بودهاند. که آن هم بیشتر در حوزه حسابداری و کتابداری و امثال آن بودهاند و نه فلسفه و حقوق و اقتصاد و روانشناسی و جامعهشناسی و علوم سیاسی و علوم تربیتی و امثال آن.
🔹این نشان از یک ضعف مفرط در حوزه علوم انسانی کشور میدهد. یعنی حتی در همین علوم تقلیدی نیز نتوانستهایم در قد و قواره سایر مقلدان رشد کنیم!
#دانشگاه
#علوم_انسانی
🆔https://eitaa.com/ahmadhoseinsharifi
------
✅ @islamic_psycho
#روانتحلیلگری_یا_روانتجلیلگری؟
این شاید یکی از اصلیترین تفاوت نگاه فروید و دیدگاه اسلام به روان آدمی است! هر دو در پی کاوشاند امّا این کجا و آن کجا؟
این یکی در پی تحلیل و کاوش است تا به هر آنچه شر و بدی (پرخاشگری و امیال جنسی منع شدهی ذاتی او که در نوع تعامل والدین و محیط با او، تولید پریشانی کرده و اکنون از هشیاری او مخفی شده) دست یافته؛ شاید با فنونی بتواند فرد را وادار کند تا انگشت در حلق روان خود کرده؛ همه آنها را بالا آورده و حالش مقداری خوب شود؛ چون معتقد به تحقق و تلنبار همه اینها در لایه های پنهان روان آدمی بوده؛ روابط والد-فرزند را تولیدگر این پریشانیها دانسته، نقش فرزند را کمرنگ؛ صرفا لذتخواه، و گریزان از تنش دانسته؛ و نقش والد و محیط را پررنگ، عموما آسیبزا، و تنشزا دیده است.
در این اتمسفر ترسیم شده، همه در پی خواسته خویشاند؛ فرزند به نحوی و والد به نحوی دیگر؛ و محصول کنار آمدن یا نیامدن طرفین هم میشود تثبیت در یک دوره یا شکلگیری یک عقده که هر دوی آنها زمینه آسیب بعدیاند.
راست میگوید فروید؛ در چنان فضا و فرهنگی که پدری میزیید که او هم همین پیچیدهگیهای روانی «دوره» و «عقده» را تجربه کرده؛ محصولی جز فرزندی در این عقده و در آن دوره نخواهد داشت!
امّا وآن دیگری در پی دستیابی به عالیترین ظرفیتها جهت رشد و تعالی انسان است، چون معتقد است بنای خداوند؛ خلق موجود شریر (والد یا ولد) نبوده؛ و هر چند دنیای ناهشیار را با تبیین خود پذیرفته؛ امّا بر این باور است که والدِ ذاتا غیرشریر؛ سازنده ولد شریر نخواهد بود؛ و روابط والد-فرزندیِ مبتنی بر خیر و کرامت، سببساز ولد شر نخواهد شد؛ و هر چند گرایش به شر را پذیرفته و امکان قدرت گرفتن آن را انکار نکرده؛ امّا معتقد است فطرت الهیِ جاری در کل دوران کودکی تا بزرگسالی نخواهد گذاشت در دنیای روانی، گرایشهای شر بر خیر غلبه کنند؛ مگر اینکه شیاطینی از نوع جن یا انس (همچون یک والد جهلورز یا یک محیط جهلورز) از کودکی گرایشهای نفسانی آدمی را فعال کرده؛ او را مدام در جریان جهلورزی انداخته باشد. امّا قدرت عقلورزی او توان مدیریت رفتارهای جاهلانه او را خواهد داشت.
شاید به ظاهر شباهتی در عملکرد این دو رویکرد وجود داشته باشد؛ امّا مفاهیمی چون «خیر»، «شر»، «فطرت»، «نفس»، «جهل»، «عقل» و بالاتر «خداوند» اشارهگر به یک معنای بالاتر است؛ و آن تعالی است؛
او انسان را یک حیوان تکامل یافته نمیبیند؛
او، او را مخلوق خداوندی میداند که از خلقتش؛ حضورش در دنیا، انتخابهایش؛ و رفتنش هدفی متعالی در میان بوده؛
فرق است انسان را «زیستی» ببینیم یا «متألّه: خداییپذیر»!
در تمام شناختها؛ موضعگیریها، و رفتارهایمان متفاوت عمل خواهیم کرد و تحویلدهنده محصولی متفاوت!
آن یکی در پی «تحلیل»روان است از نوع مرضی؛ وان یکی در پی «تجلیل» روان است از نوع هَرسی (هرس کردن)
او تحلیل میکند تا به لذت برسد؛ این تجلیل میکند تا به عزت برسد
او تحلیلگر روان آسیب دیده است وان تجلیلگر نفس کرامت یافته است
او غرایز را می یابد تا آرامشان کند؛ این نیازها را می یابد تا آماده حرکتشان کند.
آن خروج ذلت به لذت است و این حرکت از ذلت به عزت!
تلاش آن، خارج شدن از لئامت است؛ و هدف این سوق دادن به کرامت!
او انسان را «زیستی» میخواهد و این انسان را «متألّه» میبیند
این تحلیل میکند وان تجلیل؛ تا کدام را آخرین هدف حرکت خود قرار دهیم؟
🌿🌺🍃🌸🌿
مُحیی کانال دکتر حمید رفیعیهنر
🆔 eitaa.com/Mohyiee
تیپ شناسی روانشناسان اینستاگرامی ایرانی.pdf
حجم:
1.6M
تیپشناسی روانشناسان اینستاگرامی ایرانی
موضوع مقاله«تیپشناسی روانشناسان اینستاگرامی ایرانی» ، روانشناسان عامهپسند در اینستاگرام است. این مقاله برگرفته از رسالۀ دکتری میثم همدمی است که چند ماه قبل در دانشگاه گیلان از آن دفاع کرد. مقالهای است خواندنی، و جزو اولین مقالاتی که به شکلی روشمند به بررسی حضور روانشناسان در اینستاگرام پرداخته است. نویسنده معتقد است که برخلاف مفاهیمی مانند «روانشناسی زرد»، مفهوم «عامهپسند» را نباید مفهومی کمارزش یا تحقیرآمیز دید بلکه این عرصه بیانگر یکی از کارکردهای روانشناسی است که غالبا عموم مردم را مخاطب خود قرار داده است. تیپ شناسی ایشان از روان شناسان پرمخاطب حاضر در اینستاگرام قابل تأمل و توجه است.
خوشحالم که در طول مسیر در کنار ایشان، و عضوی از تیم پژوهش بودم.
دکتر فردین علیخواه
https://t.me/Fardinalikhah
-------------------------------------
@islamic_psycho
📣موسسه راه بهتر برگزار میکند:
✴️ کارگاه یک جلسه رایگان «هفت خان خانواده » ✴️
🔺آشنایی با اولین، برترین و ضروری ترین مهارت زندگی
🔻برای چی این کارگاه مفیده؟🔺
🔹 آمادگی برای ازدواج
🔹 انتخاب همسر
🔹همسرداری
🔹تربیت فرزند
🔺برای چه کسانی مفیده ؟🔻
🔶 مجردین
🔶متاهلین
🔶والدین
🔶مدرس: استاد محمود یزدانی (پژوهشگر، مشاور و مبدع نظریه هفت خان خانواده)
⏰زمان : چهارشنبه ۱۲ دی ماه ۱۴۰۳
ساعت ۱۸ تا ۱۹
📍مکان : خیام ۱۱ پلاک ۹۳ مرکز مشاوره راه بهتر
🔶ثبت نام:
سایت www.rahbeh.ir
تلفن:09373405875 - 05137629891
〰〰〰〰〰
💟 راه بهتر | مرکز تخصصی خانواده و سبک زندگی اسلامی
@rahbeh_ir | ایتا، تلگرام، اینستاگرام
----------------------------------
https://eitaa.com/behtarafariny
https://eitaa.com/islamic_psycho
جای همه شما خالی ...
💬 بخشی از کارگاه هفت خان خانواده و نظرات عزیزانی که امروز میزبان شون بودیم
منتظر کارگاه های بعدی باشید... 😉
〰〰〰〰〰
💟 راه بهتر | مرکز تخصصی خانواده و سبک زندگی اسلامی
@rahbeh_ir | ایتا، تلگرام، اینستاگرام
----------------------------------
https://eitaa.com/behtarafariny
https://eitaa.com/islamic_psycho
📣📣📣 دعوت به همکاری پاره وقت
🟢 به یک دانشجو یا فارغالتحصیل ارشد روانشناسی یا مشاوره جهت دستیاری در امر گردآوری و تدوین محتوا در موضوع «بهداشت روانی» با پرداخت حقالزحمه به صورت پاره وقت در مشهد نیازمندم.
علاقهمندان لطفا به آیدی زیر در تلگرام یا ایتا پیام دهند.
@mahmood_yazdani
🔷با احترام
محمود یزدانی
هدایت شده از باشگاه روان قدرتمند
📣📣📣 «من منجی کوچک ام، پس هستم»
#یادداشت_۶۴
⏪ از آن زمانی که رنه دکارت فرانسوی آن جمله مشهورش را بیان کرد که «من می اندیشم، پس هستم»، این جمله با تعبیرات و تغییرات مختلفی بیان شده است. در زمان شاه، آن هنگام که تازه تولید پیکان شروع شده بود، به طنز برخی که صاحب پیکان شده بودند، می گفتند : «من پیکان دارم، پس هستم»، اما اگر امروزه کسی بگوید «من پیکان دارم، پس هستم» با طنز و یا تمسخر به او می گویند : «مطمئن هستی که هستی؟ مطمئنی که وجود داری ؟»
اما همه این جملات بیانگر تمایل به تحقق یک کنش (رفتار) یا نحوه وجود هست که فرد بواسطه آن کنش یا نحوه وجود، «احساس وجود» می کند.
❇️ در روان ما انسان ها گویی میلی است که می خواهد ما بروز و ظهور داشته باشیم. می خواهد ما «احساس وجود» کنیم و بدانیم و بشناسانیم که «من هستم». و برای اینکه به خودمان ثابت شود که «من هستم» ، دست به کارهایی می زنیم که تاییدکننده این باشد که براستی در این جهان هستی «من هستم».
شاید همه کارهایی که می کنیم، درسی که می خوانیم، کنکوری که می دهیم، ادامه تحصیلی که می دهیم، سر کاری که می رویم، پولی که در می آوریم، به مهمانی که می رویم، به مسافرتی که می رویم، سلفی که می گیریم، عکسی که از خود در پروفایل مان می گذاریم، استوری و لایوی که می گذاریم و ... همه و همه برای این باشد که به خودمان و دیگران می گوییم که ببین «من این کارها را می کنم، پس هستم» .
❗️اما براستی ما با این کارهایمان «واقعا هستیم» ؟ نکند در جواب این کارهایمان، مثل جواب حرف همان کسی که در این زمانه بگوید «من پیکان دارم، پس هستم » به طنز و تمسخر بگویند : «مطمئن هستی که هستی؟ مطمئنی که وجود داری ؟»
✅ راستی چه رفتار یا کنشی از ما (doing)، یا چه نحوه ای از بودن ما (being)، باعث می شود که واقعا «وجود داشته باشیم» یا «احساس وجود» کنیم ؟ من از کجا بدانم که «هستم»؟ در جمله «من .... پس هستم» جای نقطه چین ها چه بنویسیم که بعدا به ما نخندند و خودمان هم پشیمان نشویم. چه چیزی می تواند واقعا باعث «احساس وجود» در من شود ؟
⬅️ جمله «من می اندیشم، پس هستم» بیانگر این است که «اندیشه» شاخص «هست بودن» من است. اما فارغ از اینکه بخواهیم نقدی بر این جمله دکارت داشته باشیم، اندیشه تا به عمل در نیاید، نوعی درخودماندگی است. ضمن اینکه چه نوع اندیشه ای می تواند معرف و شاخص «هست بودن» من باشد ؟ آیا هر اندیشه ای ؟
بگذریم، بحث در این زمینه زیاد است.
⁉️ اما واقعا چه چیزی به ما «احساس وجود» می دهد؟ احساسی که باعث می شود از خودمان راضی باشیم.
🔴 اگر به پیش فرض ها و استدلالات این بحث کاری نداشته باشیم، موضوع «نجات» می تواند «احساس وجود» به ما بدهد .
«تقلای وجود» زمانی است که «وجود» به خطر بیفتد و لذا اگر خطری باشد و ما کاری نکنیم، گویی که «نیستیم»، و «تقلای نجات» باعث شکل گیری «حس وجود» در ما می شود. بنابراین «نجات» می تواند «احساس وجود» را در ما زنده کند. مثلا اگر خطری برای خودمان و دیگری باشد و کاری نکنیم، ما را سرزنش خواهند کرد که مگر تو نبودی؟ و یا اینکه حواست کجا بود ؟ ضمن اینکه خودسرزنشی هم خواهیم داشت.
🔶 بنابراین «نجات» و «منجی گری» می تواند «احساس وجود» را در ما زنده کند و شاید زنده بودن ما به «منجی گری» ما باشد. به نجات خودمان و نجات دیگران. وبه میزان تلاش مان در امر نجات، احساس وجود خواهیم کرد.
☪ ما همچنانکه با «منجی گری» خودمان، احساس وجود خواهیم کرد، با هر «منجی» نیز احساس اتحاد خواهیم کرد. بنابراین همه ما در روان مان از انسان های منجی خوشمان خواهد آمد. و شاید به همین دلیل باشد که هم می خواهیم خودمان منجی باشیم و هم منجی ها را تحسین می کنیم و هم منتظر منجی هستیم.
🔔🔔اما یک خطر بزرگی اینجا هست. وقتی گستره مشکلات و خطرها را در سطح وسیع اجتماعی و جهانی نگاهی بیندازیم، و از طرف دیگر به توان منجی گری خودمان نظری بیندازیم، ممکن است یک یأس و ناامیدی به ما دست دهد که آیا می توانیم کاری کنیم ؟
اینجا پاسخی که می توان داد، «منجی گری به قدر توان» است. ما «منجی بزرگ بشریت» و جهان هستی نیستیم، اما می توانیم «منجی های کوچک» باشیم. اول از همه منجی خودمان، سپس خانواده مان و سپس اطراف مان به قدر توان و امکانات مان.
💐💐 کار این دنیا با «منجی بزرگ» سامان می یابد، اما منجی بزرگ تا هزاران «منجی کوچک» نداشته باشد، کاری از پیش نخواهد برد.
منجی بزرگ منتظر منجی های کوچک است. منجی هایی در قد و قواره من و شما. و زمانی ما می توانیم بگوییم که منتظر منجی بزرگ هستیم، که خودمان منجی کوچکی شده باشیم. آن وقت است که اتفاق نیکویی رقم خواهد خورد.
❇️ بنابراین اگر تلاش کنیم که منجی کوچکی شویم و بتوانیم بگوییم که «من یک منجی کوچک ام» آن وقت با اطمینان خاطر و آرامش می توان گفت که «پس هستم».
✍ محمود یزدانی
✅ @behtarafariny
هدایت شده از باشگاه روان قدرتمند
📣📣📣 یک عیدی ناب از امام رضا علیه السلام که می تواند حال مان را، و از آن مهمتر زندگی و سرنوشت خودمان و خیلی ها را عوض کند.
#یادداشت_۸۵
✍ محمود یزدانی
✅ معمولا رسم است که عید می شود، افراد توقع عیدی می کنند. یعنی یک تحفه ای، یا یک چیزی که خوشحال کننده باشد.
اگر از عیدی های بی حد و حصری که ائمه اطهار علیهم السلام در اعیاد و غیر اعیاد دارند، بگذریم، و فی المثل از امام رضا علیه السلام بخواهیم که آقاجان یک دستورالعملی بده که یک خوشحالی بادوام برای ما به داشته باشد و به نوعی رمز و راز خوشحالی و شادکامی و موفقیت و سعادت باشد، فکر می کنید حضرت چه می فرمایند ؟
👌👌 قطعا امام رضا علیه السلام فرمایشات گرانبهای زیادی دارند، ولی با عقل ناقص من یکی از جامعترین دستورالعمل های سعادت و شادکامی که میشه ساعت ها درباره آن بحث کرد، و اصلا یک دوره آموزشی و درمانی فوقالعاده بر اساس آن طراحی کرد، همین حدیثی است که خدمت شما عرض خواهم کرد.
📖 سُئِلَ عَنِ عَلِیٍّ ابنِ مُو سَی الرِّضا (ع) عَن خِیارِ العِبادِ، َ«اَلَّذینَ اِذا اَحسَنُوا أَستَبشَروُا وَ اِذا اَسائُوا اِستَغفَروُا وَ اِذا اُعطوُا شَکَروُا وَ اِذَا ابتَلَوا صَبَرُوا وَ اِذا غَضِبُوا عَفَوا».(مسند الامام الرضا (ع)، ج 1 ص 284)
« از امام رضا (ع) درباره بهترین بندگان پرسیدند. فرمود: آنان که هرگاه نیکی کنند، خوشحال می شوند، و هرگاه بدی کنند، استغفار می کنند، و هرگاه چیزی به آنان عطا شود، سپاس می گویند، و هرگاه مبتلا و گرفتار شوند، صبر و شکیبایی می کنند، و هرگاه خشمگین شوند، عفو و گذشت می کنند.»
🤔🤔 من حدیث فوق را که دیدم، مدتها درباره آن مطالعه و فکر میکردم و از جامعیت، سهولت، عمق، و کاربردی بودن آن به شگفت درآمده بودم.
🙈🙈 من در نوشتن تنبل هستم، ولی برعکس در حرف زدن خیلی وراج هستم، و اگر جایی گوش مفت پیدا کنم، ساعت ها میتونم درباره این حدیث حرف بزنم. ولی اینجا فقط درباره قسمت اول این حدیث فوقالعاده ناب یک توضیح خیلی اندکی می دهم.
❇️ بر اساس بخش اول این حدیث - «اَلَّذینَ اِذا اَحسَنُوا أَستَبشَروُا : آنان که هرگاه نیکی کنند، خوشحال می شوند - پایدارترین عامل سعادت و شادکامی منشأ درون فردی دارد و دو عامل می تواند مانع اصلی این سرچشمه پایدار شادکامی باشد.
۱ - انجام ندادن کار خوب
۲ - خوشحال نشدن از انجام کار خوب
🔶 سعادت و شادکامی اصیل، شادکامی است که ناشی از انجام یک کار خوب یا احسان گری می باشد . یعنی اگر کار خوبی انجام نمی دهیم، توقع شادکامی هم نبایستی داشته باشیم. اما صرف انجام کار خوب، نمی تواند الزاما منجر به شادکامی بشود، بلکه شادکامی یک عملی است که بایستی صورت بگیرد، نه وضعیتی که به آن دچار شویم.
بدین معنا که برای شادکامی دو کار بایستی انجام دهیم :
۱ - کار خوب انجام دهیم.
۲ - از انجام کار خوب مان دست افشانی و پایکوبی کنیم تا شادمان شویم.
☑️ مثال بزنم.
خیلی از پدر و مادرها برای بچه های شان زحمت می کشند ولی حال خوبی ندارند، چون فکر می کنند که بچه هایشان قدردان زحمات آنها نیستند. همین وضعیت را ممکن است برخی همسران نیز داشته باشند و از اینکه قدر زحمات شان دانسته نمی شود، سرخورده هستند.
راحت تر بگویم برخی مردان احساس حمال بودن دارند و برخی زنان احساس کلفت بودن دارند.
واقعا این افراد چگونه می توانند از این احساسات منفی بیرون بیایند ؟
آیا آنها کارهای خوبی نمی کنند ؟
پاسخ این است که اتفاقا خیلی هم کار خوب زیادی انجام می دهند.
خب اگر اینطور است پس چرا حالشان بد است ؟ چرا کارهای خوب شان، حالشان را خوب نکرده است ؟
پاسخ این است که خب درسته کار خوب کردند، اما «کار خوب چه ربطی به حال خوب دارد ؟ »
🔔🔔 تمام دعوا سر همین نکته ظریف است که «انجام کار خوب ربطی به داشتن حال خوب ندارد». حتی انجام کار خوب، پتانسیل این را دارد که حال ما را بدتر نیز بکند.
یکی ممکن است از صبح تا شب یکسره بشورد و بسابد و خانه را مثل دسته گل کند و کلی پخت و پز کند، اما حالش خراب خراب باشد. چرا ؟
بخاطر اینکه منتظر است یکی دیگر بازخورد قدرشناسانه ای به این کارهای خوبش بدهد و او «از قدرشناسی دیگران، حالش خوب بشود». یعنی این فرد کار خوبش را شایسته خوشحال شدن خودش نمی داند، بلکه قدرشناسی دیگران را پیش شرط خوشحال شدنش می داند.
فارغ از اینکه این فرد ریسک بزرگی می کند که خوشحال شدن را به قدرشناسی دیگران گره زده است، اما گویی فرمول شادکامی را درست فهمیده است.
ادامه در فرسته بعدی 👇👇👇
@aghazy_no