✳️ #کتاب_النکاح (18)
✔️ صاحب جواهر معتقد است که اگر کسی اراده تزویج با شخصی را دارد، میتواند به جمیع جسدها (ما عدا العورة) نظر کند:
🔸 فلا محيص للفقيه الذي كشف الله عن بصيرته عن القول بجواز النظر الى جميع جسدها بعد تعاضد تلك النصوص وكثرتها، وفيها الصحيح والموثق وغيرهما الدالة بأنواع الدلالة على ذلك.
📚 جواهر الكلام، النجفي الجواهري، الشيخ محمد حسن ج29 ص67
#جواز_نظر_در_صورت_اراده_تزویج
#فقه
@Nardebane_feghahat
✳️ #کتاب_النکاح (19)
✔️ شهید ثانی معتقد است که اگر شخصی قصد تزویج دارد، فقط میتواند به وجه و کفّین نظر کند:
🔹 فالّذي يجوز النظر إليه منها اتّفاقا هو الوجه و الكفّان من مفصل الزند ظهراً و بطناً، لأنّ المقصود يحصل بذلك فيبقى ما عداه على العموم.
🔸 و الرواية التي أشار إليها المصنف المتضمّنة جواز النظر إلى شعرها و محاسنها رواها عبداللّه بن الفضل مرسلاً عن الصادق (عليه السلام) قال: «قلت له: أ ينظر الرجل إلى المرأة يريد تزويجها فينظر إلى شعرها و محاسنها؟ قال: لا بأس بذلك إذا لم يكن متلذّذا». و روى عبد اللّه بن سنان بطريق فيه مجاهيل قال: «قلت لأبي عبد اللّه (عليه السلام): الرجل يريد أن يتزوّج المرأة أ ينظر إلى شعرها؟ فقال: نعم، إنّما يريد أن يشتريها بأغلى الثمن». و روى غياث بن إبراهيم، عن جعفر، عن أبيه، عن عليّ (عليه السلام): «في رجل ينظر إلى محاسن امرأة يريد أن يتزوّجها، قال: لا بأس إنما هو مستام». و ظاهر أنّ هذه الروايات من حيث السند لا تصلح حجّة في جواز ما دلّ الدليل على تحريمه، فلذلك نسب المصنف الحكم إلى الرواية، فالإقتصار على موضع الاتّفاق متعيّن.
🔹 و المراد بمحاسنها مواضع زينتها، و هي أوسع دائرة من الوجه و الكفّين، و ربّما قيل باختصاصها بهما.
📚 مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام، الشهيد الثاني ج7 ص41
#جواز_نظر_در_صورت_اراده_تزویج
#فقه
@Nardebane_feghahat
✳️ #کتاب_النکاح (20)
🔸 روایاتِ فوق را مرحوم شهید ثانی ضعیف دانسته است، زیرا:
1⃣ روایتِ «عبدالله بن الفضل» از جهت مرسلهبودن ضعیف دانسته شده است.
2⃣ اما در مورد روایت عبدالله بن سنان که برخی آن را صحیحه دانسته است، نظرِ شهید ثانی بر ضعف روایت است، زیرا سند روایت چنین است:
«محمد بن الحسن باسناده عن احمد بن محمد بن عیسی عن الهیثم ابن ابی مروق الهندی عن الحکم بن مسکین عن عبدالله ابن سنان»
بستگی دارد که راوی را هيثم بن أبي مسروق النهدي بدانیم یا هاشم بن أبی مسروق نهدی؛ زیرا اگر راوی «هاشم» باشد، ضعیف است و اگر راوی «هیثم» باشد، معتبر است. ظاهراً شهید ثانی که حکم به ضعف روایت کرده، راویِ آن را هاشم دانسته است.
🔹 آیت الله شبیری زنجانی (حفظه الله) در درس خارج فقه مورّخه 77/07/15 در مورد سندِ این روایت فرمودهاند: «مرحوم آقای خویی میفرمایند: در بعضی از نسخ قدیمیِ تهذیب «الهاشم» به جای «الهیثم» نقل شده است، ولی ظاهراً صحیح همان «الهیثم» است، زیرا «الهاشم بن ابی مسروق الهندی» در کتب اخبار و رجال وجود ندارد. مضافاً که «هاشم» با الف و لام استعمال نمیشود و «الهاشم» غلط است.
سند این روایت قابل اشکال و تردید نیست، زیرا در سند فقط «حکم بن مسکین» جای تأمل دارد و ما او را ثقه میدانیم به این دلیل که عدهای از اجلاّ مثل ابن أبی عمیر و بزنطی از او روایت دارند و این ها «لایروون و لایرسلون الا عن ثقة». البته به غیر از این ها، اجلاّء دیگر هم از او روایت نقل میکنند.»
این هم پایان فرمایش آیت الله سید موسی شبیری زنجانی(مدظله).
3⃣ شاید اشکال شهید ثانی به روایتِ «غیاث بن ابراهیم» از این جهت باشد که غیاث بن ابراهیم مشترک است بینِ غياث بن إبراهيم التميمي الأُسيدي (که ثقة است، كما عن النجاشي، وعدّه من أصحاب الصادق والكاظم عليهما السلام) و بینِ کسی که عدّه الشيخ في أصحاب الباقر (عليه السلام) و وصفه بالبتري، که این شخص دیگری است كما عن المعجم، بل و لعلّ (البتري) هو المذكور و المضعف في كتب العامة باسم غياث بن إبراهيم النخعي الكوفي، المكنى بأبي عبد الرحمن.
شاید به همین جهت «صاحب مسالک» روایت را نپذیرفته است، همانطور که در مسالک ج15 ص451 نیز غیاث را تضعیف کرده است.
البته اگر از این جهت باشد، چون در روایتِ مذکور غیاث بن ابراهیم «عن جعفر عن أبیه» نقل کرده، باید او را همان شخصِ ثقه بدانیم.
✔️ اما چند نکته -به صورت مختصر- عرض نمایم:
1⃣ اصل اولی، عدم نظر به اجنبیه است. برای خروج از تحتِ این اصل باید دلیل آورد. خروج وجه و کفّین از تحت این اصل را همه فقها پذیرفتهاند، بحث در بیشتر از آن مقدار است.
2⃣ از روایاتی که در آن آمده: «ینظر الیها»، نمیتوان اطلاقگیری کنیم و بگوییم نطر به جمیع بدن مرأة جواز دارد. در کفایه خواندهایم که: انصراف به قدر متیقن در مقام تخاطب، مانع از تمسک به اطلاق است. شاید کسی این نظر صاحب کفایه را نپذیرد، اما به هر حال حواسمان باشد که احتیاط چه چیزی را اقتضا میکند.
✍ رضا حسینی
#جواز_نظر_در_صورت_اراده_تزویج
#فقه
@Nardebane_feghahat
✔️ درس خارج فقه آیت الله جوادی آملی
94/08/24
🔹 سه بار مرحوم شيخ انصاري تعبير ميکنند از صاحب جواهر به «بعض المعاصرين» که آنچه را «بعض المعاصرين» فرمودند، تام نيست. از صاحب جواهر ايشان به عنوانِ استاد ياد نميکند، {بلکه} به عنوان «بعض المعاصرين» ياد ميکند، در رسائل از شريف العلماء به عنوان استاد ياد ميکند که اصول را خدمت شريف العلماء تلمّذ کردند.
#اصول
@Nardebane_feghahat
4_6037404986474761217.mp3
723K
✔️ دفن و تلقین رضاشاه پهلوی
🎙 بیاناتِ: آیت الله شیخ علیپناه اشتهاردی(ره)
@Nardebane_feghahat
4_6037404986474761218.mp3
487.6K
✔️ تلقین میّت بعد از دفن در شرایط تقیه
🎙 بیاناتِ: آیت الله شیخ علیپناه اشتهاردی(ره)
@Nardebane_feghahat
4_6037404986474761219.mp3
328.6K
✔️ قطع نماز جایز نیست
+ نقل فتوایی از سید ابوالحسن اصفهانی(ره) در مورد قطع نافله
🎙 بیاناتِ: آیت الله شیخ علیپناه اشتهاردی(ره)
@Nardebane_feghahat
4_6037404986474761222.mp3
192.5K
✔️ آیا میتوان در نماز میّت شیعهای که فاسق است، «لا نعلم منه الا خیراً» را گفت؟
🎙 بیاناتِ: آیت الله شیخ علیپناه اشتهاردی(ره)
@Nardebane_feghahat
4_6044054308813542660.mp3
5.72M
✔️ تدریس کتابِ فقهی «شرائع الإسلام- محقق حلی- کتاب الطهارة» 54
🔸 در معالم خواندیم که قیاس در لغت صحیح نیست، بلکه لغت توقیفی است
🔹 فقها استطراداًً بحث «اموات» را در این باب ذکر کردهاند
🔸 حقوق بشر و احکام اموات در فقه
🔹 وجه تسمیه «احتضار»
🔸 «موت» امر وجودی است، نه عدمی
🔹 عالمی که در لحظه احتضار، شهادتین نگفت!
🔸 «یا حار همدان، من یمت یرنی»
🔹 موت فجأة در آخرالزمان
🔸 مجاز بالمشارفة (نکته بلاغی)
🔹 واجباتِ لحظه احتضار
🔸 واجب کفایی چه واجبی است؟
🔹 تلقینِ محتضر
🔸 تلقینِ کلمات فرج
🔹 مستحب است محتصر را به مصلّای او ببرند
#فقه
#تدریس_شرایع
@Nardebane_feghahat
✳️ #کتاب_النکاح (21)
قال في محكي الصحاح: «النكاح الوطء و قد يقال للعقد» وفي محكي المغرب «أصل النكاح الوطء ثم قيل للتزويج نكاح مجازاً، لأنه سبب للوطء» و لا ينافيه ما عن القاموس من «أنه الوطء و العقد» لأنه كثيراً ما يخلط بين الحقيقة و المجاز واللغة والشرع، بل قيل: إنه في الشرع أيضا كذلك، لأصالة عدم النقل و قيل: إنه العقد فيهما، لشيوع استعماله كذلك، فإطلاقه حينئذ على الوطء إطلاق لإسم السبب على المسبب، بل عن الراغب «إنه محال أن يكون في الأصل للجماع ثم أسْتُعيرَ للعقد، لأن أسماء الجماع كلَّها كنايات، لاستقباحهم تعاطيه، و محالٌ أن يَستعيرَ من لا يَقْصد فُحْشاً اسم ما يستفظعونه «لما يستحشونه» وقيل: إنه مشترك بينهما فيهما، لاستعماله فيهما كذلك، والأصل في الاستعمال الحقيقة، و قيل: إن أصله الالتقاء، يقال: تناكح الجبلان إذا التقيا، وعن الفراء «إن نكح المرأة بالضم بضعها أي فرجها » وقيل : أصله الضم ، وعن المصباح المنير يقال: «إنه مأخوذ من نكحه الدواء إذا خامره وغلبه، أو من تناكحت الأشجار إذا انضم بعضها إلى بعض، أو من نكح المطر الأرض إذا اختلط بثراها» و على هذا فيكون النكاح مجازاً في العقد و الوطء جميعاً لأنه مأخوذ من غيره، فلا يستقيم القول بأنّه حقيقة لا فيهما ولا في أحدهما.
📚 جواهر الكلام، النجفي الجواهري، الشيخ محمد حسن ج29 ص5
#معنای_لغوی_نکاح
@Nardebane_feghahat
4_6046537603069513182.mp3
1.68M
✳️ #کتاب_النکاح (22)
🔹 معنای لغویِ «نکاح»
🔸 نقل عبارتِ راغب اصفهانی
🔹 نقلِ کلامِ فیومی (صاحبِ مصباح المنیر)
🎙 بیاناتِ: حضرت آیت الله سید احمد #مددی(حفظه الله تعالی)
#معنای_لغوی_نکاح
@Nardebane_feghahat
✳️ #کتاب_النکاح (23)
✔️ #جواز_نظر_به_اهل_ذمه (1)
🔹 يجوز النظر إلى نساء أهل الذمّة بل مطلق الكفّار مع عدم التلذّذ و الريبة؛ أعني خوف الوقوع في الحرام، والأحوط الإقتصار على المواضع التي جرت عادتهنّ على عدم التستّر عنها.
📚 تحرير الوسيلة (مجلدین) الخميني، السيد روح الله ج2 ص233
#فقه
@Nardebane_feghahat