eitaa logo
پرسمان اعتقادی ( شیعه پاسخ )
6.3هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
224 ویدیو
53 فایل
❕بزرگترین مجموعه محتوایی پاسخ به شبهات در فضای مجازی ! 🔶 پاسخگویی توسط اساتید حوزه با سبکی نوین !!! طرح شبهه و سوال : @poorseman
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸ادامه 👇 ❕اما این که چرا امامان علیهم السلام کتابی نداشتند و کتابی ننوشتند ❗️⁉️ 👌ادعای این که ائمه ع کتاب نداشتند ، صحیح نیست ، امیر مومنان صاحب کتابهایی چون کتاب علی ، الجامعه و جفر بود که در نزد ائمه ع ، نگهداری می شد ، همینطور مصحف فاطمه س ، توسط علی ع ، نوشته شده بود . ❕شیخ مفید نقل می کند که امام صادق ع فرمود ؛ « علم ما غابر و مزبور و خطور بقلب و خوردن به گوش است ، در نزد ما جفر قرمز و سفيد و مصحف فاطمه و در نزد ما جامعه كه در آن هر چه مردم نيازمندند هست. » راوی از تفسير اين فرمايش امام سؤال كردند فرمود ؛ « غابر عبارت است از علم به آنچه به وجود مى‏ آيد و مزبور علم بآنچه قبلا بوده است اما خطور به قلب عبارت است از الهام اما بگوش خوردن همان شنيدن صداى ملائكه است .... ❕اما جفر قرمز ظرفي است كه در آن اسلحه پيامبر است و از آن خارج نمى‏ شود مگر زمانى كه قائم ما قيام كند اما جفر سفيد ظرفى است كه در آن تورات موسى و انجيل عيسى و زبور داود و كتابهاى آسمانى قديم است. و اما مصحف فاطمه محتوى وقايعى است كه اتفاق مى‏ افتد و اسم كسانى كه فرمانروا در زمين ميشوند تا روز قيامت و اما جامعه كتابى است بطول هفتاد ذراع كه پيامبر اكرم با زبان خود املاء نموده و فرموده و على بن ابى طالب بدست خود نوشته ، در آن جامعه تمام نيازمندى‏ هاى مردم تا روز قيامت هست حتّى جريمه خدشه وارد كردن بر كسى و يك تازيانه و نصف تازيانه » 📚الارشاد ، ج 2 ص 186 نشر کنگره شیخ مفید ❕و فرمود ؛ « يا فضيل! در نزد ما كتاب‏ على‏ است به طول هفتاد ذراع كه روى زمين هر چه مورد احتياج باشد در آن هست » 📚بصائر الدرجات ج 1 ص 147 نشر مکتبه مرعشی نجفی ❕در نقل دیگر آمده است ؛ « در نزد امام صادق ع ... سخن از جفر كرديم فرمود ؛ « به خدا نزد ما دو پوست بز و ميش است املاء پيامبر و خط على ( که همان جفر است ) و در نزد ما صحيفه‏ ايست بطول هفتاد ذراع كه پيامبر املاء كرده و على به دست خود نوشته هر چه به ان نياز پيدا شود در آن صحيفه است حتّى جريمه خدشه » 📚همان منبع ص 154 ❕ابن قتیبه از علمای اهل سنت كتابی به نام کتاب جفر را به امام صادق عليه السّلام اسناد می داد و می گفت در آن است آنچه مردم به دانستن آن احتياج دارند تا روز قيامت ؛ 📚اخبار الدول ج 1 ص 334 ❕همینطور صحیفه سجادیه ، به قرائت امام سجاد ع و نوشتن امام باقر ع بوده است و جزء کتابهای نوشته شده ائمه ع محسوب می شود . ❕بنابراین ، این ادعا که امامان علیهم السلام ، کتابی نداشته اند ، صحیح نیست ، اما این که چرا آن بزرگواران ، برای استفاده عموم ، کتابی ننوشتند و در اختیار همگان قرار ندادند ، این هم پاسخ روشنی دارد زیرا ؛ 1⃣با توجه به وجود اصحاب و شاگردانی که علوم و سخنان ائمه ع را مینوشتند و سینه به سینه و نسل به نسل منتقل می کردند ، ضرورتی نبود که خود امامان ع دست به قلم شود ، کتابهایی چون نهج البلاغه ، تفسیر منسوب به امام عسکری و سایر کتابها که نقل سخن ائمه ع است ، بر اساس همین روش جمع آوری شده است. 2⃣اکثر مردم نیز به دنیا روی آوردند و از علوم ائمه ع استفاده نکردند و به آنان پشت کردند ، لذا اگر آن بزرگواران ع کتابی نیز می نوشتند ، مورد استفاده و قبول اکثر مردم که مخالف آنها بودند ، واقع نمی شد ، چنان که مردم به مصحف علی ع که حاوی شان نزول و تفسیر و تاویل قرآن بود و توسط علی ع نوشته شده بود ، پشت کردند . ❕امام صادق ع فرمود ؛ « هنگامی که علی از نوشتن قرآن فارغ شد آنرا بر مردم عرضه کرد و فرمود این کتاب خدا تبارک و تعالی است .آنرا از دو لوح آن چنانکه خدایش بر محمد فرو فرستاده گرد آورده ام . مردم گفتند ما مصحفی داریم که همه آیات قرآنی را در بر دارد دیگر نیازی به قرآن شما نداریم .امیر مومنان فرمود به خدا سوگند دیگر بعد از امروز آن را نخواهید دید .من وظیفه داشتم هنگامی که از نوشتن آن فارغ شدم آن را بر شما عرضه کنم تا شما نیز آن را بخوانید» 📚الکافی ج 2 ص 633 ❕در ذیل در مورد این مصحف توضیح داده ایم ؛ 💠https://eitaa.com/Rahnamaye_Behesht/3366 🔸ادامه 👇
🔸ادامه 👇 3⃣ائمه ع تحت فشار جباران و ظالمین زمان خود بودند و این اختیار و آزادی را نداشتند که کتاب بنویسند و مذهب اهلبیت ع را در اصول و فروع ، در آن بیاورند و در جامعه پخش کنند و علنا تقیه را کنار بگذارند و با جو و مذهب حاکم بر زمان خود مخالفت کنند ، زیرا در این صورت خواه و ناخواه آن کتاب به دست مخالفین می افتاد و دیگر امامان ع دلیل و مستمسک را به حکام و مخالفین ظالم زمان خود داده بودند تا آنان و شیعیانشان را به خاطر عقایدشان شکنجه کنند و بکشند ، لذا آن بزرگواران می فرمودند که به خاطر دشمنان مجبور هستند که با مدارا و سیاست رفتار کنند ، چنان که در ذیل آیه شریفه ؛ « وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً » « بندگان خاص خداوند رحمن آنها هستند كه با آرامی بر زمين راه مى‏ روند » ( فرقان 16 ) ❕امام باقر ع فرمود که مقصود آیه ، امامان ع هستند که مجبورند به خاطر فشار دشمنان به آرامی و نرمش رفتار کنند و مثلا تقیه کنند و علنا با دشمنان خود مخالفت نکنند ؛ « أَبُو جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ تَعَالَى وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً قَالَ هُمُ الْأَوْصِيَاءُ مِنْ مَخَافَةِ عَدُوِّهِم‏ » 📚الکافی ج 1 ص 427 _ مناقب آل ابی طالب ، ج 2 ص 201 ❕بر همین اساس در روایت دیگری امام باقر ع فرمود ؛ « ما اهل بيت چقدر از ظلم قريش و متحد شدنشان بر عليه ما و كشتنشان ما را ديده‏ ايم، و چه‏ ها كه شيعيان و محبّين ما از مردم ديده‏ اند ... ما اهل بيت از زمانى كه پيامبر از دنيا رفته همچنان خوار و تبعيد و محروم مى‏ شويم و كشته و طرد مى ‏گرديم، و بر خون خود و همه آنان كه ما را دوست دارند ترس داريم. در مقابل، دروغگويان براى دروغ خود زمينه‏ اى يافته‏ اند كه به وسيله آنها نزد رؤساء و قاضيان و كارگزارانشان در هر شهرى تقرب مى‏ جويند. براى دشمنان ما در باره واليان گذشته خود احاديث دروغين و باطل نقل مى‏ كنند. و از ما سخنانى را كه نگفته‏ ايم روايت‏ مى ‏كنند تا ما را بد جلوه داده باشند و بر ما دروغ ببندند و با سخنان باطل و دروغ به سردمداران و قاضيان خود تقرب جويند . ❕اوج اين مطلب و كثرت آن در زمان معاويه بعد از وفات امام حسن ع بود، كه شيعيان در هر شهرى كشته شدند و دست و پاى آنان قطع گرديد، و با هر تهمت و گمانى در باره محبّت ما و وابستگى به ما بدار آويخته شدند ، اين بلا همچنان تا زمان ابن زياد بعد از شهادت امام حسين عليه السّلام شدت مى‏ گرفت و بيشتر مى ‏شد ، سپس حجاج آمد و شيعيان را به انواع كشتن و به هر گمان و تهمتى به قتل رسانيد تا آنجا كه اگر به كسى «كافر» يا «آتش پرست» مى ‏گفتند برايش محبوب‏تر از آن بود كه به او «شيعه حسين ع » گفته شود. » « مَا لَقِينَا أَهْلَ الْبَيْتِ مِنْ ظُلْمِ قُرَيْشٍ وَ تَظَاهُرِهِمْ عَلَيْنَا وَ قَتْلِهِمْ إِيَّانَا وَ مَا لَقِيَتْ شِيعَتُنَا وَ مُحِبُّونَا ... ثُمَّ لَمْ نَزَلْ أَهْلَ الْبَيْتِ مُذْ قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص نُذَلُّ وَ نُقْصَى وَ نُحْرَمُ وَ نُقْتَل‏ وَ نُطْرَدُ وَ نَخَافُ عَلَى دِمَائِنَا وَ كُلِّ مَنْ يُحِبُّنَا وَ وَجَدَ الْكَذَّابُونَ لِكَذِبِهِمْ مَوْضِعاً يَتَقَرَّبُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ وَ قُضَاتِهِمْ وَ عُمَّالِهِمْ فِي كُلِّ بَلْدَةٍ يُحَدِّثُونَ عَدُوَّنَا وَ وُلَاتَهُمْ الْمَاضِينَ بِالْأَحَادِيثِ الْكَاذِبَةِ الْبَاطِلَةِ وَ يُحَدِّثُونَ وَ يَرْوُونَ عَنَّا مَا لَمْ نَقُلْ تَهْجِيناً مِنْهُمْ لَنَا وَ كَذِباً مِنْهُمْ عَلَيْنَا وَ تَقَرُّباً إِلَى وُلَاتِهِمْ وَ قُضَاتِهِمْ بِالزُّورِ وَ الْكَذِبِ وَ كَانَ عِظَمُ ذَلِكَ وَ كَثْرَتُهُ فِي زَمَنِ مُعَاوِيَةَ بَعْدَ مَوْتِ الْحَسَنِ ع فَقُتِلَتِ الشِّيعَةُ فِي كُلِّ بَلْدَةٍ وَ قُطِعَتْ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ وَ صَلَبُوهُمْ عَلَى التُّهَمَةِ وَ الظِّنَّةِ مِنْ ذِكْرِ حُبِّنَا وَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْنَا ثُمَّ لَمْ يَزَلِ الْبَلَاءُ الشَّدِيدُ يَزْدَادُ مِنْ زَمَنِ ابْنِ زِيَادٍ بَعْدَ قَتْلِ الْحُسَيْنِ ع ثُمَّ جَاءَ الْحَجَّاجُ فَقَتَلَهُمْ بِكُلِّ قِتْلَةٍ وَ بِكُلِّ ظِنَّةٍ وَ بِكُلِّ تُهَمَةٍ حَتَّى إِنَّ الرَّجُلَ لَيُقَالُ لَهُ زِنْدِيقٌ أَوْ مَجُوسِيٌّ كَانَ ذَلِكَ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ أَنْ يُشَارَ إِلَيْهِ بِأَنَّهُ مِنْ شِيعَةِ الْحُسَيْنِ ع‏ » 📚کتاب سلیم بن قیس ، ج 2 ص 631 _ بحار الانوار ج 27 ص 213 🔸ادامه 👇
❕بنابراین با این جو تقیه و فشار و مخالفتهایی که با اهلبیت ع از سوی مخالفین و دشمنان بود ، نباید توقع داشت که آن بزرگواران علنا کتاب می نوشتند و عقاید خود را بازگو می کردند و بدعت های مردم زمان را بر ملا می کردند و بهانه و دلیل به دست دشمنان و مخالفین میدادند تا آنان و شیعیانشان را نابود کنند یا آنان را بر علیه خود بشورانند ، چنان که در نقلی از علی ع آمده است ؛ « واليان پيش از من عمدا با پيامبر اكرم به مخالفت برخاستند و پيمان او را شكستند و روش او را دگرگون ساختند، و اگر من بخواهم مردم را به ترك اين كردارهاى مخالف پيامبر وادار كنم و آنان را بسوى حق بازگردانم و به همان روش كه در زمان پيامبر اكرم بود تغييرشان دهم، همه لشكريانم از پيرامونم بپراكنند، تا آنكه من مى‏ مانم با گروه اندكى از شيعيانم كه فضل مرا شناخته‏ اند و از روى قرآن و سنّت رسول اللَّه مرا واجب الطاعه مى‏ دانند. ❕شما بگوييد كه اگر من در باره مقام ابراهيم فرمانى صادر كنم كه آن را به همان جايى برگردانم كه پيامبر اكرم در آنجايش نهاد، و فدك را به وارثان فاطمه پس دهم، و صاع پيامبر را به ميزانى برگردانم كه در دوران آن حضرت بود .... 🔸( علی ع در این روایت حدود 30 بدعت را برشمردند و در ادامه فرمودند ) ؛ ❕« در اين صورت همه از گرد من پراكنده مى‏ شدند. به خدا سوگند كه من به مردم فرمان دادم در ماه رمضان همان نماز فريضه را به جماعت بخوانند، و به آنها اعلان داشتم كه جماعت در نماز نافله، بدعت است و دستور خدا نيست ولى فرياد گروهى از سربازانم كه همراه من با دشمن مى‏ جنگيدند بلند شد. آنها فرياد مى ‏زدند كه: اى مسلمانان سنّت عمر دگرگون شد، على ما را از نماز نافله ماه رمضان باز مى‏دارد. و من ترسيدم كه مبادا در بخشى از سپاهم جنجالى بپا شود و شورش کنند . من از دست اين امّت، از نظر تفرقه اندازى و پيروى آنها، از پيشوايان گمراهى و از دعوتگران بسوى دوزخ چه‏ ها كه نكشيدم‏ » 📚الکافی ج 8 ص 59 _ بحار الانوار ج 34 ص 173 ❕لذا آن بزرگواران با رعایت تقیه ، اصحاب خود را به کتابت حدیث امر می کردند و اصحاب نیز احادیث و علوم آن بزرگواران را می نوشتند و به آیندگان می رساندند . روشن است که اگر کتاب اصحاب به دست دشمنان می افتاد ، امام می توانست از روی تقیه ، محتوای آن را انکار کند ، اما اگر کتاب خود امام ع به دست دشمن می رسید ، دیگر جایی برای انکار نبود . ❕علامه مجلسی مفصل ، روایات ائمه ع را نقل می کند که آنان اصحاب خود را به کتابت و نوشتن حدیث و علومشان و رساندن آنان به آیندگان امر می کردند و برای این امر ثواب فراوانی بیان می کردند ؛ 📚بحار الانوار ج 2 ص 144 باب 19 « فضل کتابه الحدیث و روایته » @Rahnamye_Behesht ipasookh.ir
❕کانالی که به نام نقد اسلام فعالیت می کند ، نوشته های محمد باقر سجودی ، کارشناس شبکه های وهابی را به نام خود یعنی دکتر روشنگر ، در کانالش قرار می دهد ، یکی از معاندین متوجه این نکته شده و نتیجه گیری کرده است که یاکانال نقد اسلام توسط سجودی پادوی وهابیت اداره می شود یا کانال مذکور کپی کننده پست های وهابیت و جیره خوار مطالب آنها است . 🔸در هر صورت این موضوع ، نهایت بدبختی و استیصال و رسوایی کانالهای منتقد شیعه را می رساند که به نام نقد اسلام ، هدف اصلیشان مقابله با شیعه است ، اما با روشنگری های صورت گرفته کار به جایی نبرده اند و با نهایت زبونی و پستی ، به کپی کردن پست های وهابیون روی آورده اند .
پرسمان اعتقادی ( شیعه پاسخ )
#توضیحی_در_مورد_روایات_شیعه_و_کتاب_امامان 🤔#پرسش ❔روايات شيعه و اهل سنت اعتبار علمى و منطقى دارند
🤔 ❔چرا امامان هیچ گونه کشف و اختراعی نداشتند و از این طریق به پیشرفت بشر کمک نکردند ❗️❗️ 💠💠 ❕امامان علیهم السلام آگاه به تمام علوم و دانش ها بوده اند و در این رابطه روایات متواتری به ما رسیده است . 👌مرحوم کلینی در کافی شریف بابی را گشوده تحت عنوان ؛ « باب درمورد اینکه امامان می دانند جمیع آنچه در گذشته بوده و تا آینده خواهد بود و چیزی از آنان پنهان نیست » 📚الکافی، ج1 ص 260 🔸از امام صادق ع نقل می کند که فرمود ؛ «من می دانم آنچه در آسمانها وزمین و بهشت ودوزخ است ومی دانم آنچه در گذشته بوده و تا روز قیامت خواهد بود » 📚همان مدرک ❕علی ع فرمود ؛ «من جمیع علم پیامبر و علم گذشته و علم آینده تا روز قیامت را می دانمذ» 📚بصایر الدرجات، ج1 ص127 ❕امام صادق علیه السلام فرمود ؛ «خداوند بزرگتر از آن است که از طریق امام بر بنده ای احتجاج کند آنگاه چیزی از اخبار آسمان و زمین را از امام مخفی بدارد » 📚بحار الانوار، ج 26 ص 110 ❕و خطاب به مفضل فرمود ؛ «آيا محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين را خوب ميشناسى؟ مفضل می گوید عرض كردم شناسائى واقعى آنها چگونه است فرمود: اى مفضل هر كس آنها را با كنه معرفت بشناسد مؤمن خواهد بود در درجه اعلى. ❕عرض كردم آقا مرا آشنا به كنه معرفت ايشان بفرما . فرمود ؛ « مفضل ، آيا ميدانى آنها اطلاع از آنچه خدا آفريده و بوجود آورده دارند و آنها كلمه تقوى و خازنان آسمانها و زمين‏ها و كوه‏ها و ريگستانها و درياها هستند و ميدانند در آسمان چقدر ستاره و فرشته است و وزن كوهها و مقدار آب درياها و نهرها و چشمه‏ ها و هر برگى كه بيافتد آنها ميدانند و هر دانه ‏اى كه در تاريكي هاى زمين و هر تر و خشكى كه در كتاب مبين است همه را ميدانند و به آن اطلاع دارند » 📚همان منبع ، ص 116 ❔اما این که چرا امامان ع ، پرده اکتشافات و اختراعات را کنار نزدند و به بشر در این رابطه کمک نکردند پاسخ روشنی دارد . ❕اگر مردمان قدر آنان را می دانستند و از علوم سرشار آنان استفاده می کردند و حکومت و قدرت را از آنان سلب نمی کردند و در وقتی که حکومت به آنان رسید ، جنگ ها و کشمکش ها ایجاد نمی کردند ، طبیعتا می توانستند از علوم آنان در کشف اسرار دنیوی استفاده کنند ، چنان که پیامبران گذشته در مواردی ، پرده اختراع و اکتشاف را کنار زدند و در این زمینه به بشریت کمک کردند . 👌قرآن کریم ، درباره داوود ع مى‏ خوانيم ؛ « وَ عَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ فَهَلْ انْتُمْ شَاكِرُونَ » «ما ساختن زره را به او آموختيم تا شما را در جنگهايتان حفظ كند، آيا خدا را بر نعمتهايش شكر مى ‏كنيد»؟ ( انبياء ، 80) ❕بعضى از مفسّران نقل كرده‏ اند كه قبل از داوود عليه السلام براى حفاظت در مقابل سلاح‏هاى دشمن، صفحات نازك آهن را به خود مى‏ بستند (و البتّه اين كار بسيار مشكل و رنج‏ آور بود) و نخستين كسى كه زره را از حلقه‏ هاى كوچك به هم پيوسته ساخت پيامبر خدا داوود عليه السلام بود كه با يك الهام الهى به سراغ اين كار رفت. 📚روح ‏المعانى، ج 17، ص 71 _ تفسیر فى ظلال، ج 5، ص 552 ❕در جايى ديگر همين معنا با تعبير گسترده ‏ترى آمده است مى ‏فرمايد ؛ وَ الَنَّالَهُ الْحَدِيْدَ _ انِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَ قَدِّرْ فِى السِّرْدِ وَ اعْمَلُوا صَالِحاً ؛ «ما آهن را براى او (داوود) نرم كرديم- و گفتيم زره ‏هاى كامل و فراخ‏ بساز، و حلقه‏ ها را به اندازه لازم تنظيم كن و عمل صالح بجا آوريد». (سبأ 10 و 11). 👌به اين ترتيب روشن مى‏ شود كه خداوند هم آهن را براى او نرم كرد و هم فنون بافتن زره كامل را به او تعليم داد. ❕یا در مورد نوح نبی می خوانیم که فرمود ؛ « وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا » « (اكنون) در حضور ما و طبق وحى ما كشتى بساز » ( هود 36 ) 👌 در اواخر سوره «كهف» در داستان ذى القرنين سخن از سدّ سازى او به عنوان يك واقعه مهم به ميان آمده، و حتى جزئياتى از چگونگى تدبير او در امر ساختن يك سدّ نيرومند آهنين براى جلوگيراى از هجوم قبايل فاسد و مفسد (يأجوج و مأجوج) را بيان مى ‏كند ؛ «قطعات بزرگ آهن را برايم بياوريد (و آنها را روى هم بچينيد) تا هنگامى كه كاملًا ميان دو كوه را پوشانيد، سپس گفت: (در اطراف آن آتش بيفروزيد) و در آن بدميد (آنها دميدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته كرده، گفت اكنون مس مذاب برايم بياوريد تا بر روى آن بريزم». ( کهف 96 ) 🔸ادامه 👇
🔸ادامه 👇 ❕اين موهبت نيز به علم و دانش سد سازى اشاره مى‏ كند. 👌در سوره «سباء» در شرح حال سليمان، سخن از برنامه ‏هاى گسترده عمرانى و هنرى به ميان آمده است، كه پريان زير نظر سليمان، انجام مى‏ دادند ؛ «آنها هر چه سليمان مى‏ خواست (و دستور مى ‏داد) برايش درست مى‏ كردند معبدها، تمثال ها، ظروف بزرگ غذا همانند حوض و ديگ هاى ثابت» ( سبا 13 ) ❕و در آيه قبل از آن، به دستيابى سليمان به دانش ذوب فلزّات اشاره كرده، و مى ‏فرمايد ؛ «ما چشمه‏ هاى مس (مذاب) را براى او روان ساختيم». ( سبا 12 ) ❕بنابراین ، همانطور که انبیاء سابق به پیشرفت دنیوی بشر ، کمک کرده اند ، اگر مردم قدر وجود اهلبیت ع را می دانستند و مزاحم قدرت و حکومت آن بزرگواران نمی شدند ، می توانستند از علوم دنیوی آن بزرگواران استفاده کنند ، چنان که در زمان ظهور امام مهدی ع ، چون مردم با ایشان همراه می شوند ، آن بزرگوار نیز پرده های دانش دنیوی را برایشان کنار می زند و آنان را با اکتشافات و اختراعات جدید آشنا می کند ، چنان که امام صادق ع فرمود ؛ « علم، بيست و هفت حرف است ... و مردم تا كنون جز دو حرف را نشناخته‏ اند. چون قائم قيام كند، بيست و پنج حرف ديگر را بيرون مى ‏آورد و ميان مردم منتشر مى ‏كند و دو حرف [قبلى‏] را هم به آنها ضميمه مى ‏كند تا همه بيست و هفت حرف را منتشر سازد » 📚بحار الانوار ج 52 ص 336 ❕اما از آنجایی که مردم به اهلبیت ع پشت کردند و آنان را تحت فشار و اذیت قرار دادند ، دیگر آن بزرگواران تمام هم و غم خود را بر ترسیم مسیر سعادت و رستگاری و بیان شریعت متمرکز کردند ، مسیری که اگر هدایت آنان نبود ، بشر روی هدایت و سعادت را نمی دید ، به خلاف علوم دنیوی که بشر می توانست با سعی و تلاش در این مسیر قدمهایی بر دارد ، چنان که امام صادق ع فرمود ؛ « گرفتاری مردم بزرگ است ، اگر آنان را بخوانیم ، ما را اجابت نمی کنند و اگر آنان را رها کنیم ، جز از طریق ما هدایت نمی شوند » « بلیه الناس عظیمه ان دعونا لم یجیبونا و ان ترکناهم لم یهتدوا بغیرنا » 📚امالی صدوق ص 609 _ کنزالفوائد ج 2 ص 37 ❕امام عسکری به زیبایی نقش هدایتی اهلبیت ع را به تصویر کشیده و می فرماید ؛ « خداوند تبارك و تعالى منّت نهاد و رحمتش اقتضاء نمود كه بر شما واجبات را لازم كند، البتّه واجب نمودن آنها نه به خاطر اين است كه به شما محتاج باشد بلكه رحمت واسعه ‏اش شما را شامل شد، اما اين الزام و ايجاب به خاطر آن صورت گرفت كه خبيث از طيّب ممتاز گشته و آنچه در سينه‏ هاى شما است مورد ابتلاء و آزمايش قرار گرفته و نيّت‏هاى قلبى شما را خالص نموده و هر كدام نسبت به رحمتش از ديگرى پيشى گزيده و بالاخره منازل و جايگاهتان در بهشت متفاصل گشته و مراتب هر كدام معلوم گردد پس به منظور اين مقاصد حج و عمره و ايقاع نماز و دادن زكات و گرفتن روزه و اتّخاذ ولايت را به شما تفويض نمود و برايتان بابى قرار داد تا به واسطه آن ابواب فرائض گشوده گردد👈 و اگر محمّد و اوصياء آن حضرت كه از فرزندانش مى ‏باشند نبودند شما همچون بهائم و حیوانات متحيّر مى‏ بوديد ، 👉 يعنى يك واجب از واجبات را هم نمى‏ دانستيد پس باب اللَّه الى الفرائض وجود پیامبر و اوصياء طاهرينش مى‏ باشند و همان طورى كه نمى‏ توان وارد قريه ‏اى شد مگر از باب و دروازه آن به فرائض الهى نيز نمى ‏توان رسيد مگر از طريق معصومين عليهم السّلام‏ » « أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى بِمَنِّهِ وَ رَحْمَتِهِ لَمَّا فَرَضَ عَلَيْكُمُ الْفَرَائِضَ لَمْ يَفْرِضْ ذَلِكَ عَلَيْكُمْ لِحَاجَةٍ مِنْهُ إِلَيْهِ بَلْ رَحْمَةً مِنْهُ إِلَيْكُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لِيَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ لِيَبْتَلِيَ ما فِي صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما فِي قُلُوبِكُمْ وَ لِتَتَسَابَقُوا إِلَى رَحْمَتِهِ وَ لِتَتَفَاضَلَ مَنَازِلُكُمْ فِي جَنَّتِهِ فَفَوَّضَ عَلَيْكُمُ الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ وَ إِقَامَ الصَّلَاةِ وَ إِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمَ وَ الْوَلَايَةَ وَ جَعَلَ لَكُمْ بَاباً لِتَفْتَحُوا بِهِ أَبْوَابَ الْفَرَائِضِ وَ مِفْتَاحاً إِلَى سَبِيلِهِ وَ لَوْ لَا مُحَمَّدٌ ص وَ الْأَوْصِيَاءُ مِنْ وُلْدِهِ كُنْتُمْ حَيَارَى كَالْبَهَائِمِ لَا تَعْرِفُونَ فَرْضاً مِنَ الْفَرَائِضِ وَ هَلْ تُدْخَلُ قَرْيَةٌ إِلَّا مِنْ بَابِهَا » 📚علل الشرایع ج 1 ص 249 _ امالی طوسی ص 655 ❕البته با این وجود هم ، امامان علیهم السلام ، اشارات کلی در مورد اسرار آسمان و زمین و ... به بشریت داشته اند که علامه مجلسی مفصلا این روایات را در ابواب آسمان و زمین بحار الانوار جمع آوری کرده است . 📚بحار الانوار ج 54 تا 63 ❕ادامه 👇
🔸ادامه 👇 ❕یا شاگردانی را تربیت می کردند و نکاتی از اسرار عالم را به آنها آموزش می دادند ، چنان که بنیان گذار علم شیمی ، جابر بن حیان شاگرد امام صادق ع است که امروزه به نام پدر علم شیمی شناخته میشود . 📚بحارالانوار،ج 55، ص 304 ❕یا می بینیم که علی ع ، ابوالاسود دولی را مامور ساخت تا زیر نظر آن حضرت علم نحو را وضع کند ؛ 📚طبقات النحویین ج 7 ص 14 2⃣در اینجا پاسخ دیگری نیز است و آن اینکه ائمه ع ، مطیع محض خداوند هستند ، چنان که امام کاظم ع فرمود ؛ « خداوند قلوب امامان را محل اراده و خواست خودش قرار داده است . هر زمان خداوند چیزی را بخواهد آنان هم می خواهند و بدون اذن خداوند کاری نمی کنند» « ان الله جعل قلوب الائمه ، موردا لارادته ، فاذا شاء الله شیئا ، شاءوه ...» 📚بحار الانوار ج 5 ص 114 ❕خداوند این اجازه را به اهلبیت علیهم السلام نداده بود که در دوره حیات خود ، با اختراعات و اکتشافات خود ، تمام مشکلات بشر را حل و فصل کنند و هر آنچه که بشر برای راحتی و آسایش ، به آن نیازمند هستند را در اختیارشان بگذارند ( اگر چه راهنمایان الهی در مواردی به اذن الهی به صورت جزئی در این زمینه کمکهایی به بشر داشته اند ، چنان که در پاسخ اول گذشت ) . 👌 چرا که یکی از یکی از سنتهای الهی در جوامع بشری ، امتحان و آزمایش است ، تا بشر در سختی ها ، استعدادهایشان شکوفا شود و پیشرفت علمی و عملی کنند ، و قدم در مسیر سعادت بردارند و خود را محتاج عنایت خداوندی ببینند و به سوی او بازگشت کنند . اگر خداوند تمام مشکلات بشر را خودش حل می کرد یا اجازه می داد که اهلبیت ع حل کنند ، بشر هیچ پیشرفت مادی و معنوی نمی کرد ، لذا می گوییم ، بشر هر آنچه از پیشرفت و تکامل دارد ، مدیون خداوند و سنتهای او است . ❕خداوند می فرماید ؛ « إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلا » « ما آنچه را روى زمين است زينت آن قرار داديم، تا آنها را بيازمائيم كدامينشان بهتر عمل مى‏ كنند » ( کهف 7 ) 👌 و می فرماید ؛ « نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ » « ما شما را با بديها و نيكيها آزمايش مى‏ كنيم، و سرانجام به سوى ما باز مى‏ گرديد. » ( انبیاء 35 ) ❕و می فرماید ؛ « الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ » « همان كسى كه مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد كه كداميك بهتر عمل مى‏ کنيد و او شكست‏ ناپذير و بخشنده است. » ( ملک 2 ) ❕در ذیل در این رابطه بیشتر توضیح داده ایم ؛ 💠https://eitaa.com/Rahnamye_Behesht/3502 3⃣برخی نیز در این رابطه چنین می گویند ؛ ❕« نیاز اصلی به وجود وحی و نبوت، در اموری است که بشر با ابزار و شناختهای عادی نتواند به آنها پی ببرد و در صورت جهل به آنها، نتواند جهت حرکت خود را به سوی کمال حقیقی، تعیین کند و در مسیر آن، گام بردارد. به دیگر سخن: وظیفه اصلی انبیاء ( و امامان ) ، علیهم السلام این است که انسانها را در جهت دادن به زندگی و حرکت تکاملی، یاری دهند تا بتوانند در هر شرایطی وظیفه خود را بشناسند و نیروهایشان را در راه رسیدن به هدف مطلوب بکار بگیرند، خواه مردمی بیابانگرد و چادرنشین باشند و خواه مردمی اقیانوس پیما و فضانورد، ارزشهای اصیل انسانی را بشناسند و بدانند چه وظایفی در مورد پرستش خدای متعال و درباره فرد فرد خودشان و نیز نسبت به همنوعان و سایر آفریدگان دارند تا با انجام دادن آنها به کمال و سعادت حقیقی و ابدی، نائل گردند، اما اختلاف استعدادها و امکانات طبیعی و صنعتی، چه در زمان واحد و چه در زمانهای مختلف، امری است که بر طبق اسباب و علل خاصی پدید می‌آید و نقش تعیین کننده ای در تکامل حقیقی و سرنوشت ابدی ندارد ، چنانکه پیشرفتهای علمی و صنعتی امروز که موجب گسترش و افزایش بهره‌های مادی و دنیوی شده، تأثیری در تکامل معنوی و روحی مردم نداشته بلکه می‌توان گفت که با آن، تناسب معکوس داشته است. 📚 آموزش عقاید ، مرحوم مصباح یزدی ، ص 189 @Rahnamye_Behesht ipasookh.ir
🤔 ❔نظر شما در مورد ایه شماره هفت سوره طارق خواندم اما روایاتی هست که عکس این موضع شما را نشان میدهد ❗️❗️ 💠💠 👌خداوند می فرماید ؛ «فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ _ خُلِقَ مِنْ مَّاءٍ دَافِقٍ _ يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ _ إِنَّهُ عَلَى‏ رَجْعِهِ لَقَادِرٌ _ يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ» « انسان بايد بنگرد كه از چه چيز آفريده شده! از يك آب جهنده خلق شده است، آبى كه از ميان پشت و سينه‏ ها خارج مى‏ شود! مسلّماً خداوند مى‏ تواند انسان را به حالت قبلى خويش باز گرداند!». ( طارق 5_9) 👌ما در این رابطه ، در سالهای گذشته ، پاسخی ارائه داده ایم ؛ 💠https://eitaa.com/Rahnamye_Behesht/761 ❕هم اینک می افزاییم ؛ 1⃣صلب به معنای پشت و ستون فقرات می آید ؛ 📚کتاب العین ج 7 ص 127 ❕و ترائب جمع تریبه بنابر مشهور علمای لغت به معنای استخوان های بالای سینه است . 📚لسان العرب ج 1 ص 230 👌در تفسیر نمونه می خوانیم ؛ « صلب به معنى پشت است و اما ، ترائب ، جمع تريبه بنا بر مشهور ميان علماى لغت استخوانهاى بالاى سينه است، همانجا كه گردن‏بند روى آن قرار مى‏ گيرد، چنان كه اين منظور در لسان العرب مى ‏گويد: قال اهل اللغة اجمعون موضع القلادة من الصدر » 📚تفسیر نمونه ج 26 ص 365 ❕در بين استخوانهاى سينه و ستون فقرات چهار دستگاه مهم وجود دارد ؛ 🔸1. ريه‏ ها، كه دستگاه تنفّسى انسان است، و زير استخوانهاى قفسه سينه قرار گرفته است. 🔸2. دومين دستگاه، قلب انسان است كه با كمى فاصله از ريه ‏ها وظيفه پمپاژ خون و ارسال آن به تمام اعضا و جوارح را بر عهده دارد. 🔸3. معده كمى پايين‏تر از استخوانهاى سينه تعبيه شده، و مركز تهيّه موادّ غذايى براى تغذيه اندام‏هاى متفاوت انسان است. 🔸4. وبالاخره كبد چهارمين دستگاهى است كه بين استخوانهاى سينه و ستون فقرات قرار گرفته، و كار آن تصفيه خون و موادّ غذايى است. ❕به گفته يكى از دانشمندان آگاه، كبد انسان سيصد نوع سمّ را خنثى مى‏ كند! به همين جهت بيمارى كبد خطرناكتر از بيمارى قلب است. و لهذا پيوند كبد مشكل‏تر از پيوند قلب مى‏باشد. همان‏گونه كه كبد از معده مهمتر است، چرا كه ادامه حيات- هر چند براى مدّت كوتاهى- بدون معده ممكن است، ولى بدون كبد امكان‏ پذير نيست. 👌ريه‏ ها، قلب، معده و كبد، چهار دستگاه مهمّى هستند كه در بين استخوانهاى سينه و ستون فقرات قرار دارند. اگر اين چهار دستگاه دست به دست هم ندهند ممكن نيست نطفه بوجود آيد، هر چند به هنگام خارج شدن از عضو خاصّى خارج مى‏ گردد. ❕بنابراين با توجّه به اينكه منشأ ايجاد نطفه، دستگاههاى چهارگانه ‏اى است كه بين «صلب» و «ترائب» قرار گرفته، لهذا خداوند مى ‏فرمايد كه نطفه از بين صلب و ترائب خارج مى ‏شود، واين مطلب صحيح و درستى است. 📚سوگندهاى پر بار قرآن، مکارم شیرازی ص 399 👌توجه به این نکته لازم است که خارج شدن منى از انسان، يك عمل موضعى نيست (مانند بول و ساير زوائد) بدليل اينكه اثر آن در تمام بدن آشكار مى‏ گردد، و تمام سلولهاى تن بدنبال خروج آن در يك حالت سستى مخصوص فرو مى ‏روند و اين خود نشانه تاثير آن روى تمام اجزاء بدن است‏ . ❕بنابراین خروج منی از ما بین صلب و ترائب ( طبق تفسیری که ارائه شد ) ، مانع از آن نیست که تمام بدن در هنگام خروج آن تحت تاثیر قرار گیرد و هر دو مطلب با هم جمع می شود و صحیح هم می باشد ، چنان که در روایتی امام صادق ع به این نکته اشاره داشته اند . 👌امام ع خطاب به ابو حنیفه فرمود ؛ « ادرار كثيف‏تر است يا منى؟ ابو حنيفه جواب داد ادرار. فرمود: بنا به قياس تو بايد غسل را براى ادرار كرد نه براى منى، با اينكه خداوند غسل را براى منى قرار داده نه ادرار. سپس فرمود: چون منى اختيارى است و از تمام بدن خارج مى‏ شود و در هر چند روز يك بار است ولى ادرار ضرورى است و در هر روز چند مرتبه. ❕ابو حنيفه گفت چطور منى از تمام بدن خارج مى‏ شود با اينكه خداوند در قرآن كريم مى‏ فرمايد يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ امام صادق عليه السلام فرمود ؛ « آيا فرموده است از جاى ديگر خارج نمى ‏شود (فقط از همين دو جا خارج مى ‏شود). » « ... ثُمَّ قَالَ ع لِأَنَّ الْمَنِيَّ اخْتِيَارٌ وَ يَخْرُجُ مِنْ جَمِيعِ الْجَسَدِ وَ يَكُونُ فِي الْأَيَّامِ وَ الْبَوْلُ ضَرُورَةٌ وَ يَكُونُ فِي الْيَوْمِ مَرَّاتٍ وَ هُوَ مُخْتَارٌ وَ الْآخَرُ مُتَوَلِّجٌ قَالَ أَبُو حَنِيفَةَ كَيْفَ يَخْرُجُ مِنْ جَمِيعِ الْجَسَدِ وَ اللَّهُ يَقُولُ يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ فَهَلْ قَالَ لَا يَخْرُجُ مِنْ غَيْرِ هَذَيْنِ الْمَوْضِعَيْن‏ » 📚مناقب آل ابی طالب ج 4 ص 253 _ بحار الانوار ج 10 ص 213 🔸ادامه 👇
🔸ادامه 👇 ❕امام صادق ع در این روایت تصریح می کند که خروج منی از ما بین صلب و ترائب به آن معنی نیست که تمام بدن تحت تاثیر قرار نگیرد و به اصطلاح « اثبات شیء نفی ما عداه نمی کند » ، بر این اساس ، تفسیر ارائه شده در شماره اول ، مطابق با کلام امام صادق ع هم می باشد . 2⃣در اینجا تفسیر دیگری هم است که مرحوم علی بن ابراهیم آن را مطرح می کند و می گوید ؛ « الصُّلْبُ الرَّجُلُ وَ التَّرَائِبُ الْمَرْأَةُ وَ هِيَ صَدْرُهَا » « مقصود از صلب ، مرد است و ترائب اشاره به زن است و مقصود سینه های او است » 📚تفسیر قمی ج 2 ص 415 ❕بر اساس این تفسیر ، ضمیر در « یخرج من بین الصلب و الترایب » ، بازگشت می کند به انسان ، به خلاف تفسیر اول که ضمیر ، بازگشت می کرد به منی جهنده ، یعنی منی مرد . ❕با توجه به آنکه ترائب به معنای استخوان های سینه است ، و یکی از معانی « صلب » هم ، نسل و تیره و ذریه فلانی است ؛ 📚ترجمه معجم الوسیط ج 1 ص 1104 ❕و در قرآن و روایات نیز ، صلب به معنای ، تیره و ذریه و نسل ، به کار رفته است و خداوند می فرماید ؛ « حَلائِلُ‏ اَبْنائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ‏ « و همسران فرزندانتان كه از نسل شما هستند » ( نساء 23 ) ❕یا در زیارت وارث خطاب به امام حسین ع می گوییم ؛ «اشْهَدُ انَّكَ كُنْتَ نُوراً فِى الْاصْلابِ الشَّامِخَةِ، وَ الْارْحامِ الْمُطَهَّرَةِ، لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجاهِلَيَّةُ بِانْجاسِها، وَ لَمْ تُلْبِسْكَ مِنْ مُدْلَهِمَّاتِ ثِيابِها « شهادت مى ‏دهم كه تو اى امام حسين در صلبها و تیره های شامخ و رحمهاى پاك و پاكيزه قرار داشتى، و جاهليّت (با تمام آلودگي هايش) تو را آلوده نساخت، و تاريكى و ظلمات جاهليّت لباسى بر قامت تو نپوشانيد». 📚مصباح المتهجّد، ص 717. ❕بر این اساس ، خداوند می گوید انسان از ما بین صلب و ترائب ظهور می کند ، یعنی از نسل و تیره مردان ( اشاره به نقش مرد در خلقت فرزند ) و از سینه زنان ( یعنی آب زنان ) ❔ممکن است سوال شود که چه ارتباطی میان آب زنان و سینه آنها است که خداوند گفته است که انسان از آب زن که از سینه او خارج می شود ، متولد می شود ، مگر آب زن از سینه اوست ❗️ 👌پاسخ روشن است ، سینه و پستان های زن ، محرک اصلی زن در رسیدنش به ارگاسم و اوج لذت است و وقتی زن با تحریک سینه ، به ارگاسم می رسد ، آب از او خارج می شود ، تحریک زن از طریق سینه و پستان هایش ، نقش اصلی در ارگاسم و انزال زن را ایفا می کند ، چنان که در روایتی امام رضا ع به این نکته اشاره داشته و فرمود ؛ « لا تجامع امرأة حتّى تلاعبها و تكثر ملاعبتها و تغمز ثدييها، فإنّك إذا فعلت ذلك غلبت شهوتها و اجتمع ماءها لأنّ ماؤها يخرج من ثدييها و الشّهوة تظهر من وجهها و عينيها و اشتهت منك مثل الّذى تشتهيه منها » « تا قبل از اين‏كه با همسرت معاشقه و ملاعبه نكرده‏ اى، هرگز با او نزديكى نكن و اين كار را طولانى انجام بده و سينه ‏هاى او را بمال که اگر چنین کنی ، شهوتش بر او غلبه می کند و آبش جمع می شود ، زیرا آبش از دو سینه اش خارج می شود و شهوت در چشمان و چهره اش ظاهر می شود ( وقتى چنين تحريك كردى ) آن‏وقت، او همان‏ چيزى را از تو مى ‏خواهد كه تو از او مى ‏خواهى. » 📚بحار الأنوار، ج 62، ص 327؛ مستدرك الوسائل، ج 14، ص 221. ❕در قرآن نیز ، خلقت انسان از اختلاط نطفه مرد و زن مورد تاکید قرار گرفته و می فرماید ؛ « إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً » « ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم، و او را مى‏ آزمائيم (لذا) او را شنوا و بينا قرار داديم. » ( انسان 2 ) 👌آفرينش انسان از نطفه مخلوط ، ممکن است ، اشاره به اختلاط نطفه مرد و زن و تركيب « اسپر » و « اوول » بوده باشد . 📚تفسیر نمونه ج 25 ص 335 ❕امام باقر ع در تفسیر آیه فرمود ؛ « مقصود آب مرد و زن است که با هم مختلط می شود » « ماء الرجل و المراه ، اختلطا جمیعا » 📚البرهان فی تفسیر القرآن ج 5 ص 546 ❕بنابراین هر دو تفسیر ، می تواند با هم صحیح باشند و موید و تایید روایی و قرآنی هم دارند ، زیرا قرآن در اوج فصاحت است و انبوهی از معانی را در الفاظ خود جای داده است ، این دو تفسیر نیز در معنای آیه مذکور می باشند و هر دو با هم صحیح هم می تواند باشند ، یعنی خداوند در یک لفظ و جمله ، چندین معنا را اراده کرده است ، چنان که امام باقر ع فرمود ؛ « برای قرآن باطنی وجود دارد و برای آن باطن نیز ، بطن دیگری وجود دارد و قرآن ظاهری دارد و برای آن ظاهر هم ظاهر دیگری است » 📚بحار الانوار ج89 ص94 @Rahnamye_Behesht ipasookh.ir
❕نهایت سعی و تلاش و عجر ملحدین برای پاسخ به ما ❗️شما ویرگول را در جایگاه مناسبش نگذاشته اید و « اصول اربعماه » را صحیح ننوشته اید ❗️ 👌در همین اشکال تراشی هم بیسوادی خود را نشان داده اند ، زیرا خودشان آورده است که ویرگول برای درنگ است و ما نیز هر جا از ویرگول استفاده کرده ایم برای درنگ بوده است . ❕استعمال اربعماه هم درست است ، زیرا در این استعمال ، الف در « ماه » پایه همزه است ، چنان که در روایت آمده است ؛ « دینه اربعماه » 📚الفصول المهمه ج 1 ص 675 ❕اما گاه « اربعماه » به صورت « اربعمائه » نوشته می شود ، که دیگر الف پایه همزه نیست و خود همزه ظاهر می شود و الف نقش زینتی به خود می گیرد . 👌استفاده از هر دو استعمال و رسم الخط صحیح است و مورد استفاده قرار می گیرد . ❕در دو تصویر و استنادات ارائه شده توسط ملحد ، و مقایسه آن با نوشتار ما ، به وضوح پاسخ اشکال ملحد داده شده است ، اما چه کنیم که خودش نمیفهمد « الحمد الله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء » 👌واقعا باید به حال ملحدین فضای مجازی تاسف خورد که چنین بیسوادانی ، پرچمداران آنها هستند ‌.
🤔 ❔روایت عجیب در کتب شیعه امام صادق(ع) می‌فرماید: امام علی(ع) فرمود: «وقتی پسر بچه‌ای؛ بیضه‌اش افتاده، آلتش کوچک و دیدی آرام دارد، امید به خوبى و آسودگى از بدى او باشد، و اگر بیضه بچه‌ای؛ سخت، آلتش بزرگ و دیدی تیز دارد نه امید به خوبى او است و نه آسودگى از بدیش» 💠💠 👌روایت مورد استناد ، این نقل کتاب شریف کافی است که امام صادق ع از علی ع نقل می کند که فرمود ؛ «ُ إِذَا كَانَ الْغُلَامُ مُلْتَاثَ الْأُدْرَةِ ، صَغِيرَ الذَّكَرِ سَاكِنَ النَّظَرِ فَهُوَ مِمَّنْ يُرْجَى خَيْرُهُ وَ يُؤْمَنُ شَرُّهُ قَالَ وَ إِذَا كَانَ الْغُلَامُ شَدِيدَ الْأُدْرَةِ كَبِيرَ الذَّكَرِ حَادَّ النَّظَرِ فَهُوَ مِمَّنْ لَا يُرْجَى خَيْرُهُ وَ يُؤْمَنُ شَرُّهُ » «اگر پسر بچه، خصيه ‏هايش بهم نپيچيده و سست و آويزان باشد و آلتش كوچك باشد، و نگاه كردن او آرام و ساكن باشد، از كسانى است كه اميد خير درباره‏ اش مى ‏رود و از شرّ او مصون مى ‏باشند. و اگر پسر بچه خصيه‏ هايش محكم و شديد باشد، و آلتش بزرگ باشد، و نگاه و نظر او تند باشد، از كسانى است كه اميد خير در او نمى‏ رود، و از شرّش مصون نتوان بود». 📚الکافی ج 6 ص 51 ❕حال توجه به نکاتی لازم است ؛ 1⃣این روایت ، سندا ضعیف است ، زیرا در سند آن ، « خلیل بن عمرو الیشکری » وجود دارد که مجهول بوده و توثیقی ندارد ؛ 📚مستدرکات رجال الحدیث ، ج 3 ص 342 👌لذا علامه مجلسی ، این روایت را مجهول قلمداد می کند ؛ 📚مراه العقول ج 21 ص 89 2⃣چنان که بارها گفته ایم ، ما ماموریم که روایتی را که موافق قرآن است بگیریم ، چرا که امام صادق علیه السلام فرمود ؛ « روایتی که از ما نقل می شود را تصدیق نکنید مگر زمانی که موافق با کتاب خدا باشد » « لا تصدق علینا الا ما وافق کتاب الله » 📚وسائل الشیعه ج 27 ص 123 3⃣در روایات اهلبیت ع هم مانند قرآن ، متشابه و محکم است ، متشابه یعنی کلامی که چند وجه در معنای آن متصور است و محکم یعنی کلامی که جز یک وجه ، مفهومی دیگری ندارد ، ما باید متشابهات را بازگشت به محکمات بدهیم ، چنان که علامه مجلسی متذکر این نکته می شود ؛ 📚بحار الانوار ج 2 ص 185 « انظروا الی محکمات الاخبار التی لا تحتمل الا وجها واحدا و ردوا المتشابهات التی تحتمل وجوها الیها » ❕ امام رضا ع فرمود ؛ « مَنْ رَدَّ مُتَشَابِهَ الْقُرْآنِ إِلَى مُحْكَمِهِ هُدِيَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ثُمَّ قَالَ إِنَّ فِي أَخْبَارِنَا مُتَشَابِهاً كَمُتَشَابِهِ الْقُرْآنِ وَ مُحْكَماً كَمُحْكَمِ الْقُرْآنِ فَرُدُّوا مُتَشَابِهَهَا إِلَى مُحْكَمِهَا وَ لَا تَتَّبِعُوا مُتَشَابِهَهَا دُونَ مُحْكَمِهَا فَتَضِلُّوا » « کسی که متشابهات قرآن را به محکمات ارجاع دهد ، به راه مستقیم ، رهنمون شده است ، در اخبار ما نيز، همچون‏ قرآن، محكم و متشابه وجود دارد. پس، اخبار متشابه ما را به محكمات آن ارجاع دهيد وبدون توجه به محكمات آن از متشابهاتش پيروى مكنيد كه گمراه مى ‏شويد. » 📚عیون الاخبار ج 1 ص 290 4⃣از محکمات و مسلمات قرآنی و روایی آن است که شرط رستگاری ، ایمان و عمل صالح است ، نه بزرگی و کوچکی آلت ، و سفت بودن و شل بودن بیضه ها ، چنان که خداوند می فرماید ؛ «مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِّنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى‏ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» « هر كس كار شايسته‏ اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مى‏ داريم، و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى‏ دادند، خواهيم داد» ( نحل 97 ) ❕این مساله ، در روایات فراوانی نیز مورد تاکید واقع شده است ؛ 📚بحار الانوار ، ج 65 ص 149 باب 19 ... « الحث علی العمل و التقوی » 🔸ادامه 👇