هدایت شده از مطالعات راهبردی آمریکا
🟥 جنگ تحمیلی 12 روزه امریکا و رژیم صهیونی، #درد_زایمان_ایران_هستهای؛
12 توصیه راهبردی به شورای عالی امنیت ملی
📃یادداشت های تحلیلی مرکز مطالعات آمریکا
✍🏻روحاله قادری کنگاوری، دانشیار روابط بین الملل دانشگاه جامع امام حسین (ع)
◀ این روزها کشور در تلاطم #میدان و #دیپلماسی به دنبال حفظ امنیت ملی و کسب منافع ملی است در برابر تمام نظام سلطه و پیشرانی #رژیم_صهیونیستی و امریکای تروریست. حلقه گمشده اما در این میان مساله غامضی است به نام «بازدارندگی» آنهم نه بازدارندگی و توان دفاعی ضربه دوم، بلکه چنان سطحی از بازدارندگی که دشمن را مجاب کند که ایران توان زدن ضربه اول را نیز دارا بوده و هر نوع #خطای_محاسباتی را به شدیدترین صورت ممکن پاسخ خواهد داد. بازدارندگی تبعاً دارای الزامات و استلزاماتی است که هم در حوزه #نظامی و هم به ویژه در حوزه #اطلاعاتی و #امنیتی موضوعیت پیدا میکند. به همین منظور با #دکتر_روحاله_قادری_کنگاوری دانشیار روابط بینالملل دانشگاه و نظریهپرداز حوزه بازدارندگی و خلع سلاح مصاحبهای صورت گرفته که تقدیم خوانندگان محترم میگردد. ایشان در جریان این مصاحبه 12 #توصیه_راهبردی را به #شورای_عالی_امنیت_ملی هم در #سیاست_داخلی و هم در #سیاست_خارجی ارایه مینماید.
⭕️ جهت مطالعه متن کامل این مصاحبه روی لینک زیر کلیک کنید:
http://ascenter.ir/?p=18178
┄┄┅═✧❁🇺🇸🌍🇮🇷❁✧═┅┄
▫️مرکز مطالعات آمریکا
🌐 www.Ascenter.ir
▫️پیامرسان ایتا
🆔 @ascenter
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🟥 جنگ تحمیلی 12 روزه امریکا و رژیم صهیونی، #درد_زایمان_ایران_هستهای؛ 12 توصیه راهبردی به شورای عال
ایده اصلی بازدارندگی جمهوری اسلامی:
۱. گذار از بازدارندگی سنتی به بازدارندگی نوین
-بازدارندگی سنتی (مجازاتمحور -
Deterrence by Punishment): مبتنی بر تهدید به انتقام پس از حمله دشمن. -بازدارندگی نوین (انکارمحور -
Deterrence by Denial): مبتنی بر ایجاد توانمندی برای منصرفکردن دشمن از حمله با نشان دادن قابلیت خنثیسازی تهدیدات پیش از وقوع. -دلیل تغییر: برتری تکنولوژیک رژیم صهیونیستی و ناکارآمدی مدل سنتی در جنگ ۱۲ روزه اخیر. ۲.ارتقاء به سطح "موازنه راهبردی" -تاکید بر لزوم دستیابی به بازدارندگی هستهای برای ایجاد "ترس وجودی" در دشمن: -آزمایش هستهای بهعنوان گام نهایی برای تثبیت جایگاه ایران. -خروج از NPT (پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای) در صورت ضرورت. -استناد به ماده ۱۰ NPT: حق دفاع از "منافع عالیه ملی" در شرایط فوقالعاده. ۳.تبدیل بازدارندگی به "وادارندگی" (Compellence) -بازدارندگی صرفاً برای حفظ وضع موجود کافی نیست. ایران باید به سطحی برسد که دشمن را مجبور به پذیرش خواستههایش کند (مانند لغو تحریمها یا توقف حمایت از رژیم صهیونیستی). -ابزار اصلی: -قدرت هستهای. - اقدامات پنهان اطلاعاتی و عملیات ویژه. ۴.اقدامات عملیاتی برای تقویت بازدارندگی -بازمعماری جامعه اطلاعاتی کشور: -ایجاد وحدت فرماندهی بین نهادهای اطلاعاتی و تفکیک ماموریتهای "اطلاعاتی" (شناختی) از "امنیتی" (اجرایی). -تشکیل نیروی ویژه "اقدام پنهان": -انجام عملیات ویژه در میانه طیف دیپلماسی و جنگ (
DiploWar). -حمله پیشدستانه راهبردی: -استفاده از دیپلماسی فریب برای غافلگیری دشمن با آزمایش هستهای یا حمله نظامی. ۵.نقد سیاستهای فعلی -خلأهای موجود: -غلبه تفکر "وابستگی متقابل اقتصادی" بر "بازدارندگی امنیتی" در دولت. -عدم حضور متخصصان خلع سلاح در تیم مذاکرهکننده هستهای. -انفعال نیروی قدس در مدیریت منطقهای پس از شهادت حاج قاسم سلیمانی. -هشدار: هرگونه توافق هستهای پیش از دستیابی به بازدارندگی هستهای، شکننده و خطرناک است. ۶.توصیههای کلان به شورای عالی امنیت ملی -تمرکز بر تولید سند استراتژی امنیت ملی و قانون امنیت ملی. -جرمانگاری حقوقی عدم پایبندی به وضعیت اضطراری (
State of Emergency). -بهکارگیری نسل جوان در مدیریت اجرایی و لشگری. -اتصال دانشگاهها به دستگاههای اجرایی برای حل مسائل امنیتی. جمعبندی: بازدارندگی مطلوب = ترکیب "اقدام پنهان" + "بازدارندگی انکارمحور" + "قدرت هستهای". تنها با رسیدن به موازنه راهبردی (همترازی با قدرتهای نظامی رقیب) میتوان دشمن را از هرگونه "خطای محاسباتی" منصرف کرد و هزینه تجاوز را به حد غیرقابل پذیرش رساند. این رویکرد، خروج از گفتمان دفاعی صرف و حرکت به سمت تهدید تهاجمی مشروع مبتنی بر آموزههای اسلامی (مثل آیه «وَأَعِدُّوا لَهُمْ») را ضروری میداند. 🆔@dolat_qavi
هدایت شده از سرباز روح الله رضوی
از اینکه یک یا چند عکس از رهبر انقلاب توی تظاهرات حامیان فلسطین استرالیا بلند بشه نمیخوام استنباط کنم که دنیای غرب به آغوش اسلام آمده اما حتما میخوام اینو بگم که فضای این تظاهرات طوری هست که اجازه میده چهار نفر حتی تصاویر رهبری با سلاح رو وسط جمعیت بگیرن بالا و این خیلی خیلی مهمه.
تظاهراتهای حامیان فلسطین توی دنیا بنظرم چند تا مرحله داشتند:
اولا حمایت از فلسطین بود با شعارهای آزادی فلسطین Free Free Palestine
بعد شد حمایت از فلسطین با شعار از رود اردن تا دریای مدیترانه From the river to the sea Palestine will be free
بعد شد شعارهای مرگ علیه ارتش اسرائیل Death Death to the IDF
بعد شد بلند شدن پرچم ایران توی این تظاهراتها
این سیر تغییرات خیلی جالبه و کاملا نشون میده افکار عمومی دنیا داره شدیدا به نفع ایران و محور مقاومت جلوی اسرائیل تغییر میکنه.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
از اینکه یک یا چند عکس از رهبر انقلاب توی تظاهرات حامیان فلسطین استرالیا بلند بشه نمیخوام استنباط ک
مدیریت و هدایت افکار عمومی، تابع قدرت و تصرفات میدانی است.
بلندشدن پرچم ایران بعد از جنگ اسرائیل با ایران است که اسرائیل نتوانست به اهداف خود برسد و پیروز شود. و نیز ایران، با قدرت موشکی خود، مقاومت و قدرت را در دنیا به نمایش گذاشت.
هدایت شده از فریاد l محمدمهدی تهرانی
🔻پیشنهاد به صداوسیما
🔹صدا و سیما شاید در یک دوگانه است: اینکه یا خط انقلابی را نگه دارد و به هر بی سر و پایی و هر سخنی به بهانه انسجام و عقلانیت و وحدت و... میدان ندهد و اینکه صریح بخواهیم بگوییم لیبرال شود.
🔹پرسش این است که چگونه میتوان ضمن تقویت انسجام، خط انقلابیگری را نه تنها نگه داشت که حتی تقویت کرد و لیبرال هم نشد. چگونه میتوان انسجام را به نفع انقلابیگری افزایش داد؟ چگونه میتوان افراد بیشتری را زیر پرچم انقلابیگری آورد؟
🔹پیش از این در خصوص تمایز "انسجام کاغذی" و "انسجام مضموندار" نوشتم. حرف من همان چیزی است که مهدی جمشیدی هم میگوید. نکته این بود که باید "رقابت"ی ساخت برای "خلق مضمون انقلابی". اکنون این را بیشتر توضیح میدهم.
🔹️صدا و سیما در انتخاباتها یا مقاطع خاصی در قالب گزارشهایی مواضع احزاب مختلف را منعکس میکند. سوال میکنم چرا این کار را همیشه انجام نمیدهید؟ آیا اینها هیچگاه مواضع انقلابی ندارند؟
🔹در گام نخست مواضع خوب جریانهای مختلف را منعکس کنید؛ مثل همان گزارشهای انتخاباتی. بگویید حول یک موضوع ملی چگونه چهرههای جریانهای مختلف موضع گرفتهاند. این حس را ایجاد کنید که اگر کسی موضع ملی بگیرد، مورد استقبال رسانه ملی خواهد بود. دقت کنید! محوریت با مضمونهاست نه افراد. اگر میخواهیم فضا را باز کنیم، باید افراد بیشتری را پای "مضامین انقلابی" بیاوریم نه آنکه مضمون را "بی در و پیکر" کنیم.
🔹ممکن است سوال شود یعنی حساسیت نسبت به سوابق شخصیتها نداشته باشیم؟ حتما چنین حساسیتی باید مدنظر باشد اما اصل قرار نگیرد. اینها را بیشتر در ضریب دادنها لحاظ کنید. به نظر من حتی مواضع خوب سیدمحمدخاتمی را هم منعکس کنید. جلاییپور گاهی مواضع خوبی دارد. حتی مواضع جوانترهایشان را بیارید. با یک متانت و شیبی وارد این فضا شوید. تاکید میکنم بر سر خلق مضمون انقلابی "رقابت" ایجاد کنید. باید تشویق شوند که حرف انقلابی بزنند تا دیده شوند. لاریجانی را ببینید! ضمن اینکه گذشته او فراموششدنی نیست، ولی به او اجازه نوعی ریبرندینگ را دادیم. این اجازه را با حفظ ملاحظات به بقیه هم بدهید. رسانههای انقلابی هم البته نقدهایشان را داشته باشند.
🔹فضایی که تا اینجا گفتم خصوصا در گزارشهای صدا و سیما و تا حدی در اخبار میتواند دنبال شود. این فضا به پُررنگ شدن نقاط اشتراک کمک میکند، به برجسته شدن گفتمان انقلابی کمک میکند، به پُرتر شدن سبد مضمونهای مورد انسجام کمک میکند. انسجام مضموندار، انسجامی است که میتوان در آن توضیح داد بر سر این ۱۰ گزاره همصداییم؛ انسجامی است که بر سر هیچ نیست. این گزارهها را باید افزایش دهید. به سریعالقلم هم حتی میتوانم اینجا رفرنس بدهم. او هم از انسجام بر پایه گزارهها و در نهایت بر پایه تئوری میگوید:"هر نظام و تمدنی که انسجام و فعلیت یافته، در پرتو داشتن یک تئوری به آنجا رسیده است." این یعنی یک اجماع و انسجام نسبی و البته قابل تکمیل و گفتوگو.
🔹بعد از تاکید و گسترده کردن مابهالاشتراکها، باید بتوان از ظرفیت گفتوگو در مابهالاختلافها در یک شیبی و با یک ملاحظاتی استفاده کرد. گفتوگو اگر خوب تعریف شود، به عمق تفکر انقلابی، به اندیشیدن حول مسائل اصلی، به افزایش فهم متقابل در کشور کمک میکند. من معتقدم فیلترینگ و شکافهای شبکههای اجتماعی در کنار عدم بازیگری درخورِ صداوسیما این فهم متقابل را کاهش داده است. چنانچه میبینیم در اینجا هم باز پای امر ملی وسط است و این یعنی بازتعریف مسئله از منظری کاملا متمایز از افق لیبرال. در اینجا نه مسائل حزبی که جهتگیریها نسبت به امر ملی محل گفتوگو واقع میشود تا فهم متقابلِ بهتری از دیدگاهها حول مسائل کشور شکل بگیرد. اینجا هم موضوعیتِ اصلی با مسئله است نه افراد. افراد به تبع مسئله و دیدگاه نسبت به مسئله مهم میشوند. افرادی دعوت نمیشوند که صرفا نماینده جریانی باشند. افرادی دعوت میشوند که در گام نخست حول مسئله سخن دارند و در گام بعد نماینده جریاناتی هم هستند. ضمنا گفتوگو هیچوقت بدون حاشیه نیست و باید احتمال این حاشیهها را پذیرفت.
🔹به این ترتیب تقویت انسجام با تاکید و افزایش مابهالاشتراکها آغاز میشود و تا فهم متقابل نسبت به مابهالاختلافها پیش میرود. از این پیشتر هم میتوان رفت اما برای این نوشتار همین حد کافی است. جای تعجب است از کسانی که این مسیرهای معقول را نمیبینند و عملا با صورتیبازی از رسانه ملی، رسانهای لیبرال میخواهند.
@mahdytehrani
هدایت شده از خبرگزاری مهر
جوابیه معاونت سیما درباره توقف پخش برنامه «ماجرای جنگ»
🔺در پی انتشار برخی شایعات و فضاسازیهای رسانهای درباره توقف پخش برنامه تلویزیونی «ماجرای جنگ»، روابط عمومی معاونت سیما با انتشار جوابیهای، توضیحاتی جهت تنویر افکار عمومی و مخاطبان عزیز تلویزیون ارائه کرد.
🔺در بخشی از این جوابیه آمده است: تنها دلیل پخش نشدن قسمت دوم «ماجرای جنگ» از رسانه ملی - تهیه شده در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی - انجام نشدن اصلاحات لازم در بخشهایی از برنامه بوده که بر اساس تأکید و دستور صریح دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، حذف یا اصلاح آن برای پخش از صداوسیما الزامی بود. با وجود اعلام نکات اصلاحی مذکور به گروه سازنده برنامه توسط دبیرخانه مذکور، این اصلاحات صورت نگرفت و به همین دلیل، امکان پخش این قسمت از این برنامه از رسانه ملی فراهم نشد.
🔗 mehrnews.com/x38H2s
📡 @Mehrnews
هدایت شده از حرف بیحساب| جواد موگویی
روزهای جنگی-۴۹
پنجشنبه: ۱۴۰۴/۵/۹
شما موفق شدید!
«ماجرای جنگ» تعطیل شد!
آنتن تلویزیون را که برویش بستید، حتی در نت هم تحملش نکردید! برنامهای که ظرف چند روز میلیونها نفر مخاطب پیدا کرد.
به همان دوقطبیسازی در تلویزیون ادامه بدهید. همانطور که وقتی زورتان در جلسات شورای امنیت به منطقهای فرماندهان نرسید، در آنتن زنده فرماندهان را ترسو خواندید! جماعت حزبالهی دغدغهمند و دلسوز را شوراندید علیه سپاه و دولت.
بعد از شهادتشان نیز همچنان بر پیکرشان تیغ میکشید.
ماجرا میخواست «تولید قدرت» کند. تکلیف شبهات و سوالات جنگ را روشن کند و غباربزداید از تفرقهافکنی شما.
اما حیات شما در غبارآلودگی است، نه شفافسازی. نفع شما در پاسخ ندادن به سوالات و بایگانیکردن حقایق است و تصویرسازی پنهانِ «شکست» از این جنگ!
چرا؟
چون پیروزی در این جنگ، یعنی قدرتمندی وضع موجود. و این خلاف راهبرد پنهان حاکم بر صداوسیماست.
چقدر کودکانه است که ما را رقیب خود در «گفتوگوی ویژه خبری» دانستید!
نام خود را گذاشتهاید «هسته سخت نظام»! ولی سخت در پی دوگانهسازی در کشورید. و این تنها اندوختهتان برای انتخابات آینده است!
من در این ۴۰روز جنگ، چند شب بیشتر به خانه نرفتم! تا شاید کاری کنم برای ایرانِ عزیز. اما نگذاشتید.
مطمین باشید خون شهدای این جنگ دامنتان را میگیرد.
جواد موگویی
۹مرداد۱۴۰۴
@javadmogoei
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔻پیشنهاد به صداوسیما 🔹صدا و سیما شاید در یک دوگانه است: اینکه یا خط انقلابی را نگه دارد و به هر بی
این استراتژی شبیه نظریهی «هژمونی» #گرامشی است: #هژمونی نه با حذف صداهای دیگر، بلکه با #جذب و #تغییر شکل آنها در درون #گفتمان_مسلط.
توضیح آنکه گرامشی #هژمونی را #سلطهی غیرمستقیم از طریق #فرهنگ، #آموزش و #رسانه (نه زور)، بهگونهای که ارزشهای طبقهٔ حاکم بهمثابه «امر طبیعی» پذیرفته شود. در واقع، #هژمونی، مکانیزم اصلی برای تغییر فرهنگی است که شامل تسلط فرهنگیِ طبقهٔ حاکم از طریق جلب رضایت و شکلدهی به ایدئولوژی مسلط در جامعه میشود.
گرامشی، فرآیند هژمونی (Hegemony) را با «جنگ موضعی» (War of Position) پیگیری میکند. جنگ موضعی، نبرد در عرصهٔ «نهادهای مدنی» (مدرسه، رسانه، کلیسا، هنر) برای کسب هژمونی فرهنگی پیش از تصرف قدرت سیاسی است.
«روشنفکران ارگانیک» عاملان ایجاد هژمونی هستند؛ کسانی که ایدئولوژی طبقهٔ حاکم را در جامعه نهادینه میکنند. آنها نقش کلیدی در پیشبرد «هژمونی» دارند.
🔗هژمونی شبیه (نه اینهمانی و معادل) #انقلاب_فرهنگی است.
#فرآیند_استحاله #امر_ملی #رضایت_مردم #نه_زور
⭕️رقابت در چارچوب: مکانیزم تقویت اتحاد ملی و گفتمان انقلاب بدون استحاله
🔸امروزه شاهد دو نگرش افراطی و تفریطی در مواجهه با اتحاد ملی هستیم: برخی نظام را به «مدارای بیضابطه با جریانهای غربگرا» متهم میکنند، و برخی دیگر، سادهانگارانه، مفروضات پشتصحنهایِ طرح اتحاد و انسجام ملیِ آیتالله خامنهای را نادیده گرفته، در گفتمان غرب «حل و هضم» میشوند.
🔸در میانهٔ این دو، #نیروهای_اصیل_گفتمان_انقلاب، صحنه را بهگونهی دیگری تحلیل میکنند. آنها با راهبردی دیگر اقدام میکنند؛ راهبردی که با وجود دعوت از صداهای متنوع، مانع استحاله در گفتمان رقیب (غربگرایی) میشود و در نهایت، خط انقلابی را تقویت میکند.
1⃣اولویت «مضمون» بر «فرد»: محوریت با مضمونهاست، نه افراد... افراد بیشتری را پای «مضامین انقلابی» بیاوریم.
🔻مکانیزم: صداوسیما موظف است گفتمان انقلابی را نه از طریق تبلیغ افراد خاص، بلکه با برجستهسازی مضامین انقلابی (مثل عدالت، استکبارستیزی، استقلال) پیش ببرد.
🔻مثال: گزارشهایی با موضوع «موضع جریانهای سیاسی درباره مقاومت اقتصادی» (صرفاً ذکر مواضع، نه تأیید افراد).
🔻جلوگیری از انحلال:
افرادِ غیرانقلابی تنها زمانی امکان حضور مییابند که در چارچوب مضامین تعریفشده توسط گفتمان انقلابی سخن بگویند. اینجا رسانه کنترل گفتمان دارد، نه فرد.
2⃣رقابت برای «تولید مضمون انقلابی»: باید رقابت ایجاد کرد تا تشویق شوند حرف انقلابی بزنند.
🔻مکانیزم: ایجاد فضای رقابتی بین جریانها برای ارائه نظرات سازنده در چارچوب ارزشهای انقلابی.
🔻مثال: پوشش مواضع ملیِ سیدمحمد خاتمی درباره وحدت، یا تحلیلهای اقتصادی جلاییپور در موضوع تحریمها.
🔻جلوگیری از انحلال:
رقابت، جریانهای غیرانقلابی را به بازتعریف خود در چارچوب گفتمان حاکم وامیدارد (مثل ریبرندینگ لاریجانی). این تقلیلدهنده شکاف ایدئولوژیک نیست، بلکه جذب در اکوسیستم گفتمانیِ انقلابی است.
3⃣تفکیک «سخن» از «سخنگو»: حساسیت به سوابق باید باشد، اما اصل قرار نگیرد... مواضع خوب خاتمی را هم باید منعکس کرد».
🔻مکانیزم:
▪️تأیید یک سخن انقلابی (مثلاً نقد سیاستهای آمریکا) به معنای تأیید سخنگو (مثلاً یک چهره اصلاحطلب) نیست.
▪️رسانه با پوشش این سخنان، انحصار گفتمان انقلابی را از آنِ جریان خاصی نمیکند.
🔻جلوگیری از انحلال:
این کار هژمونی گفتمان انقلابی را تقویت میکند، زیرا همه جریانها ناچارند برای دیده شدن، واژگان و مضامین این گفتمان را بهکار گیرند.
4⃣تمرکز گفتوگو بر «امر ملی»:
«جهتگیریها نسبت به امر ملی محل گفتوگو واقع شود... موضوعیت با مسئله است نه افراد».
🔻مکانیزم: موضوع گفتوگوها مسائل کلان ملی (امنیت، اقتصاد، عزت بینالمللی) است، نه مناقشات حزبی.
🔻مثال: مناظره درباره «راهکارهای مقابله با تورم» با حضور اقتصاددانان از جناحهای مختلف.
🔻جلوگیری از انحلال:
با تمرکز بر مسئلهمحوری (نه فردمحوری)، چارچوب گفتوگو توسط رسانه کنترل میشود و افرادی که خارج از این چارچوب حرکت کنند، خودبهخود حاشیهای میشوند.
5⃣ضریبدهی هوشمند به محتوا: «حساسیت نسبت به سوابق... را در ضریبدادنها لحاظ کنید».
🔻مکانیزم:
▪️سوابق افراد در تعیین میزان، شکل و زمینهی پوشش آنها مؤثر است (نه در حذف کامل).
▪️یک چهره منتقد ممکن است فقط در گزارشهای موضوعیِ کوتاه حاضر شود، اما چهرههای انقلابی در مصاحبههای مفصل.
🔻جلوگیری از انحلال:
این سلسلهمراتب پوشش رسانهای، پیام اصلی را کنترل میکند: گفتمان انقلابی همواره صدای مسلط است.
6⃣پذیرش حسابشدهی «حاشیهها»: «گفتوگو هیچوقت بدون حاشیه نیست... باید احتمال حاشیه را پذیرفت».
🔻مکانیزم: «گفتوگو هیچوقت بدون حاشیه نیست».
▪️رسانه میتواند با ویرایش هوشمند، میزان پخش یا نقد همزمان توسط کارشناسان انقلابی، این حاشیهها را خنثی کند.
🔻جلوگیری از انحلال: حاشیهها تبدیل به فرصت میشوند برای توضیح بیشتر خط قرمزهای گفتمان انقلابی.
♦️تحلیل نهایی: چرا این مکانیسم لیبرال نیست؟
▪️خط قرمز گفتمانی تغییر نمیکند: ارزشهای انقلابی چارچوب غیرقابلچشمپوشی هستند.
▪️رقابت در «#چگونگی» است، نه «چرایی»: همه باید در پارادایم انقلابی حرکت کنند.
▪️رسانه «داور» میماند، نه «بازیگر»: صداوسیما با تعیین قواعد بازی، جهتدهنده نهایی است.
▪️اتفاقاً تقویت هژمونی است: با وادار کردن رقبا به پذیرش زبان و مضامین گفتمان انقلابی.
🆔@dolat_qavi
هدایت شده از Fatemeh Hossinaei
🔻تاریخ تکرار نمیشود!
تحلیل جنگ و صلح در مکتب حسینی در گفتوگو با سعید طاووسی مسرور/ بخش اول
🔹جمله «تاریخ تکرار میشود»، جمله بسیار غلطی است؛ تاریخ تکرار نمیشود، بلکه آن جوهره حوادث و وقایع است که لازم بوده تا از آنها عبرت بگیریم.
🔹شهادت در تشیع، شهادت کور و از سر یک تکلیفگرایی صرف نیست و فهمی پشت آن قرار دارد.
🔹درسی که از عاشورا باید میگرفتیم، درس تبعیت از امام بود؛ یعنی اگر امام قیام کرد، ما هم قیام میکنیم. اگر امام صلح کرد، ما هم صلح میکنیم.
🔹متن کامل را از اینجا بخوانید🔹
🔴 پایگاه مطالعاتی-تحلیلی سدید🔴
🆔 @farhangesadid
🌐https://eitaa.com/farhangesadid
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔻تاریخ تکرار نمیشود! تحلیل جنگ و صلح در مکتب حسینی در گفتوگو با سعید طاووسی مسرور/ بخش اول 🔹جمله
جمله «تاریخ تکرار میشود»، جمله بسیار غلطی است. جنگ جمل یکبار در طول تاریخ رخ داد، هیچوقت دیگر هم تکرار نمیشود. تاریخ تکرار نمیشود، بلکه آن جوهره حوادث و وقایع است که لازم بوده تا از آنها عبرت بگیریم. اما ما تصور میکنیم که خود آن وقایع را باید تطبیق دهیم. البته در خود همین جوهره یابی نیز ممکن است ما دچار خطا شویم.
آیا اساساً #«مصلحت» در اندیشه سیاسی شیعه جایگاهی دارد یا مفهومی در تضاد با روحیه انقلابی است؟
#مصلحت به معنای «اهم و مهم کردن»، بنیان فقاهت و اندیشه سیاسی شیعه بوده است. حتی خود امام حسین (ع) برای حضور در کربلا به یک معنایی مصلحتسنجی کردند؛ یعنی مؤلفههای حاضر در صحنه را دیده، بقاء اصل جریان حق را در شهادت خود دیدند و لذا پا به صحرای کربلا گذاشتند. بهعبارتدیگر، اگر حضرت یقین داشتند که در پس این حرکت، جریان حق به نحو کامل از بین خواهد رفت، قطعاً با یزید بیعت میکردند. همه اینها برآمده از یک محاسبه و #مصلحتسنجی بوده که خود منشعب از نوعی #عقلانیت است. عقلانیتی که میشود آن را با دیگران به اشتراک گذاشت و به زبان درآورد.
#امر_سیاسی به واسطه #سیالیت خود، جز با همین شیوه مصلحتسنجی قابلمدیریت نیست.
در زندگی رسول خدا (ص) هم غزوه و صلح را همزمان داریم؛ همچنان که دوران اقلیت بودن، تحریم، حکومت، سرپرستی و دوره فراگیری مطلق را هم داریم؛ بنابراین اینکه ما بخواهیم گزینشی از دل تاریخ امری را انتخاب و برجسته کنیم، میشود مصادره به مطلوب تاریخ!