هدایت شده از ابوقاسم
📌لبنان و خلع سلاح حزب الله
قبل از همه چیز عینک ایران رو از چشمان مبارک در بیارید و از لنز سیاستمدار لبنانی به مصلحت و منافع این کشور نگاه کنید.
مهم ترین اثر جنگ حزب الله و اسرائیل برای دولت لبنان بود که دولت این کشور را به این نتیجه رساند حزب الله نمی تواند از لبنان دفاع کند و بر اسرائیل پیروز شود.
مصوبه حصر سلاح دولت لبنان و میل آن ها به پیمان ابراهیم خروجی جنگ اسرائیل و حزب الله و فشارها به شیعیان لبنان است
درست یا غلط چنین انتظاری به هرحال در لبنان شکل گرفته بود که حزب الله مسئولیت دفاع از لبنان را دارد
اما اثرات دوئل حزبالله و اسرائیل دولت لبنان را بر آن داشت که فکر دیگری کنند. شاید آن ها هم انتظارات بیشتری از حزبالله داشتند و فکر نمی کردند اسرائیل به این راحتی موجودیت حزب الله را به خطر بیندازد.
شاید انتظار مشارکت ایران برای کمک نظامی به حزب الله را داشتند،یا اینکه انتظار سقوط بشار اسد را نداشتند و البته حمله اسرائیل به ایران را هم... و زنجیره ای از تحولات و رویدادها که تصویر خاورمیانه را تغییر داد.
لبنان جدید ضعیف تر از قبل شده است و تغییر موازنه قدرت در منطقه باعث شد دولت لبنان با تهدید های جدی تری در مرزهای خود با سوریه و فلسطین اشغالی روبه رو شود
این تحولات باعث شد بیروت بازنگری جدیدی در امنیت ملی خود داشته باشد و اقدامات صریح تری بر علیه ایران انجام دهد
ذهن لبنانی منافع ملی خود را در همکاری های عمیق با اتحادیه عرب و همراهی با طرح های غربی می بیند.
این ها همان آثار پنهان تغییر موازنه در منطقه است که کلمه های قشنگ نمی تواند آن را تغییر دهد
دولت و ارتش لبنان هم علیل و بی خاصیت است که بدون اینکه از حزب الله حمایت کنند انتظار داشتند حزب الله به تنهایی ورق جنگ را برگرداند.
عامل دیگر، سقوط دولت بشار اسد و خفگی ژئوپلیتیکی لبنان و قیچی شدن ای کشور میان سوریه جدید و اسرائیل است.
حزب الله کریدور زمینی خود با ایران را دست داده است مسیر هوایی نیز تحت نظارت کامل دولت لبنان برای جلوگیری از کمک های مالی و نظامی ایران قرار دارد.
مساله ای که شرایط را برای حزب الله در جنگ داخلی احتمالی سخت خواهد کرد.
دولت لبنان دقیقا مشابه پاشینیان سیاست ورزی می کند این دو کشور در وضعیت مشابهی قرار دارند.
مناقشات ژئوپلیتیکی، این دو کشور را بر آن داشت که همسویی با طرح های آمریکایی کم هزینه تر از موازی کاری های امنیتی و نظامی است. هرچند تضمینی در این مسائل هم نباشد راهی جز این ندارند.
مساله ای که اوضاع داخلی لبنان را مستعد جنگ داخلی ویران کننده خواهد کرد.
بنابراین فشار از داخل و عملیات نظامی از بیرون، دو اراده مهم در لبنان را وارد فاز درگیری خشونت آمیز خواهد کرد.
ابوقاسم
https://eitaa.com/aboghasm
🔺جاده ترامپ و اختناق ایران؟!
✍️#صابر_گل_عنبری
پس از تحولات سترگ خاورمیانه و خلیج فارس در سالیان اخیر، اکنون بخشی دیگر از محیط امنیتی پیرامونی ایران در شمال غربی در قفقاز جنوبی در آستانه دگرگونی سهمگینی است که آن را میتوان اختناق ژئوپلیتیک ایران در این منطقه و چه بسا پرپیامدتر از گسترش پیمان ابراهیم در جنوب ایران پنداشت.
چنین تحولی امروز با پیمان صلحی که قرار است در کاخ سفید با میزبانی ترامپ میان الهام علییف رئیس جمهور آذربایجان و نیکول پاشینیان نخست وزیر ارمنستان امضا شود، کلید میخورد. رکن پیمان صلح در قفقاز جنوبی که مشوق مداخله آمریکا و جمع کردن دو طرف آذربایجانی و ارمنستانی بوده است، احداث کریدوری صرف نظر از نام آن چه زنگه زور چه جاده ترامپ به طول 43 کیلومتر در امتداد مرز ایران و ارمنستان و واگذاری حق توسعه و کنترل آن به آمریکا به مدت ۹۹ سال است.
اما باز شدن پای آمریکا به قفقاز جنوبی با واگذاری حق توسعه و کنترل این شاهراه به آن، اقدامی هدفمند و هوشمند از جانب آذربایجان و ترکیه با هدف رفع موانع موجود و دور زدن مخالفتها نسبت به احداث آن، به ویژه از جانب ایران است که از این به بعد در صورت مخالفت عملی با احداث این کریدور، دیگر طرف آن نه آذربایجان و نه ترکیه، بلکه آمریکاست و همین هم مواجهه با این ابرچالش امنیتی و ژئوپلیتیک را بسیار دشوار و پرمخاطره میکند. در کل، حضور اقتصادی آمریکا در قفقاز جنوبی با ابعاد ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک معمولا پیوستهای امنیتی و نظامی هم به همراه خود دارد.
در همین راستا هم نباید از نظر دور داشت که احداث کریدور زنگه زور با مشارکت آمریکا جلوهای دیگر از «جنگ کریدورها» از خاورمیانه و خلیج فارس تا قفقاز و آسیای مرکزی است که یکی از اهداف اصلی آن کنار گذاشتن ایران، چین و روسیه از این مسیرهاست. همین پیمان صلح و توافقنامههای دیگر نشان میدهد که اقتصاد و رقابتهای اقتصادی موتور محرکه منازعات ژئوپلیتیک دنیا به ویژه در منطقه است و در این میان قدرتها و کشورهایی در مواجهه با ابرچالشهای امنیتی و ژئوپلیتیک موفقتر هستند که اقتصاد اولویت نخست سیاست داخلی و خارجی آنهاست.
اکنون ترامپ با امضای پیمان صلح میان آذربایجان و ارمنستان میخواهد هم «پز صلحطلبی» بدهد و هم با مدیریت کریدوری مهم در قفقاز جنوبی، منافع اقتصادی جدیدی برای شرکتهای آمریکایی در این منطقه تامین کرده و نیز مسیری را برای ورود امنیتی بدون جنگ و دردسر برای آمریکا و ناتو به منطقه حساس قفقاز باز کند.
در همین حال هم با این کار سیاست فشار حداکثری علیه ایران را به مرزهای شمال غربی گسترش داده و عملا با کنترل مرز ارمنستان با ایران میخواهد این مسیر ارتباطی و مزیت راهبردی را از ایران گرفته و دسترسی زمینی و تجاریاش به اروپا و روسیه را بسیار محدود کند و نقشآفرینی تهران در این منطقه و کریدورهای آن را کاهش دهد.
روسیه نیز که در مرزهای غربی خود از بیش از دو سال و نیم پیش درگیر جنگ برای دفع حضور ناتو است، عملا با این پیمان صلح و «جاده ترامپ»(در صورت اجرا)، در محیط پیرامونی خود در مرزهای شمالی، بدون هیچ درگیری و جنگی عرصه را به آمریکا و ناتو دستکم برای چند دهه باخته و در محاصرهای استراتژیک قرار خواهد گرفت که در آینده نیز نظر به اهمیت این شاهراه تا آسیای مرکزی نیز گسترش خواهد یافت.
اکنون باید دید روسیه و ایران جداگانه و مشترک چه واکنشی به این تحول خواهند داشت و آیا ممکن است تغییر ژئوپلیتیک حیاط خلوت روسیه در قفقاز موجب نزدیکی عملی آن به تهران برای مواجهه با این چالش مشترک شود؟
یا روسیه در این پرونده نیز همان سیاست «بیعملی همیشگی» را در پروندههای مختلف با طرفیت ایران در پیش خواهد گرفت.
#زنگزور
"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید👇
✅️ @mesle_Beheshti
آنچیزی که در حال از همه چیز مهتره
تصمیم نظام درباره تشکیل شورای عالی دفاع است
این یعنی تصویر از آینده کشور شکست مذاکرات و جنگی دوباره است و اولویت آمادگی برای شرایط جنگی است!
باقی حرفها که کی اومد تو شعام و حالا فلانی عقلانی و متعادله یا فعلانی تند رو همه صوت و تصویره!
تمام!
🖋 ابوالفضل بازرگان
@dolat_qavi
💭 کامنت برتر
⁉️دقیقا کدام حرکت مانع از شروع مجدد جنگ میشود
@dolat_qavi
هدایت شده از فکرت | گفتگو پیرامون ایران نوین
ایران ضعیف در نظم آنگلوساکسونی
حمیدرضا فرتوکزاده
▫️ایران از همان دوران قرن نوزدهم که تحت عنوان «بازی بزرگ» از آن یاد میکنند، بهعنوان نقطه و محل رقابت ژئوپلیتیکی روس و بریتانیا بوده است. در دوران استعمار هند، بریتانیا نگران این بوده که فرانسه و روسیه تزاری از ناحیه ایران به هند حمله کنند. این ماجراها یک تنش برونزا به ایران وارد میکند. اصلاً مهم نیست ایران چه پادشاهی دارد یا چه کسی حکومت میکند، یا اینکه ایرانیها چهطور مردمانی هستند؛ این سرزمین خودبهخود محلی است که محل رقابت و کشمکش است.
▫️بریتانیا در دوره رضاشاه وارد ایران میشود و حکومت را بهطور کلی عوض میکند و محمدرضای پهلوی که یک جوان بیستویک ساله بوده، سر کار میآید. این کار به این دلیل است که او کاملاً مطیع آنها بود. محمدرضاشاه پهلوی تقریباً تا اواخر سلطنت خود، کاملاً با نظم انگلوساکسونی در ابتدا و بعداً نظم انگلوآمریکن همراه بود؛ یعنی دائماً خودش را جزئی از این نظم میدانست.
▫️نقطه کانونی و تاریخی این جنگ، یعنی آن موتورِ تنش جنگ ایران و اسرائیل یا جنگ اسرائیل علیه ایران، ریشه در همین تنش ژئوپلیتیکی تاریخی دارد. تنشی که در هر دورهای، به شکلی خودش را نشان میدهد. شما میبینید که در ۲۸ مرداد هم با اینکه مرحوم دکتر مصدق که نه یک فرد ضدآمریکایی بوده و نه یک شخصیت انقلابی، همینکه خواسته بود یک استقلال نسبی برای ایران ایجاد کند، بریتانیا و ایالات متحده وارد میشوند و کودتا را علیه او رقم میزنند تا دوباره محمدرضا پهلوی را برگردانند.
▫️نکته مهم این است که با وجود هماهنگی کامل محمدرضاشاه با آنها، چه از نظر رفتاری و چه از نظر سیاسی اما به خاطر آن ژئوپلیتیکِ اختصاصی ایران، آنها نمیخواستند ایران یک کشور صنعتی به معنای واقعی و مدرن باشد. برای همین است که کارخانه ذوبآهن را نه به رضاشاه میدهند و نه به محمدرضاشاه؛ یعنی با اینکه هر دو نفر در چارچوب نظم آنها بودند، باز هم مانع صنعتی شدن ایران میشدند.
▫️کارکرد رژیم صهیونیستی در منطقه این است که اجازه ندهد هیچ قدرت مستقل مردمپایهای در این منطقه شکل بگیرد. بر اساس تجربه تاریخی، به این نتیجه رسیدهاند که قدرتهای منطقه باید همه زیر سقف قدرت رژیم صهیونیستی باشند. ما در سرزمینی زندگی میکنیم که صرفنظر از اینکه چه رژیم سیاسی بر سر کار باشد، قاجاریه باشد یا پهلوی، محمد مصدق بهعنوان نماینده دموکراسی مشروطهخواه باشد و یا جمهوری اسلامی، هر حکومتی که در ایران سر کار باشد، باید ضعیف باشد.
▫️طبیعی است که با آمدن جمهوری اسلامی که هم به لحاظ سیاسی و هم به لحاظ گفتمانی، از همان ابتدا گفته بود که «من میخواهم از آرمان فلسطین حمایت کنم» وضعیت جدیدی شکل بگیرد. این حمایت به این معنا نبوده که ایران یا جمهوری اسلامی ایران قصد جنگ مستقیم با اسرائیل را داشته باشد. جمهوری اسلامی هیچوقت طرحی برای جنگ مستقیم نداشته است. اما «محور مقاومت» را شکل داده؛ یعنی گفته است که «مردم منطقه را تقویت میکنم تا بتوانند از خود دفاع کنند و در برابر این رژیم متجاوز مقاومت داشته باشند.» به همین دلیل آنها نپذیرفتند.
#بازتاب_اندیشه
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
هدایت شده از مُحَلِّل
در خصوص مسئله قفقاز، بارها در همین فضا گفته شد که وضعیت به دلیل مواضع ایروان، پیچیده است و نباید همه چیز را در باکو خلاصه کرد؛ در واقع ما با دوطرفی مواجهیم که یکی در دامان اسرائیل و ترکیه و دیگری در دامان آمریکا است و شما باید حداکثر منافع راهبردی خود را تحصیل کنید، آن هم در زمانی که پرونده قفقاز وقتی گشوده میشود که تهران مشغول یک پرونده های دیگری است.
اما باز هم تصوری کلاسیک وجود داشت که باز کردن زنگزور با لشکرکشی علیف صورت میگیرد پس ما نیز میتوانیم با ابزار نظامی مانع شویم که این خود تا حدی بازدارنده بود اما نهایتاً اینگونه شد.
چرا اینگونه میشود و تجربهای که حاصل می شود چیست؟ دلیل آن است که ما متوقف میشویم. ورود نظامی، تصرف نخجوان و ... گزینه های جدیای است اما حریف با علم به طراحی ابتدایی ما، به آن بدل میزد تا ابزار ما را بی اثر کند پس باید به بدل او بدل زد و او هم مجددا همین کار را می کند و الی آخر.
چه می توان کرد؟ راهکار سنتی مدنظر "منتظر بنشینیم و مترصد فرصتی باشیم" نیازمند آمادهسازی ابزارهاست. اکنون تنها ابزارهای اطلاعاتی ما می توانند این مسئله را حل کنند.
@Muhallel
هدایت شده از کشکول|محسن مهدیان
🔻۱۰ نکته درباره انتخاب لاریجانی
برخی به انتصاب علی لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی پس از ردصلاحیت انتخاباتی انتقاد دارند؛
🔻اما نکاتی دیگری هم هست:
1⃣1. ردصلاحیت برای ریاستجمهوری به معنای بیصلاحیتی در سایر مسئولیتها نیست.
2⃣۲. نگاه فرشته یا اهریمن به افراد، مانع دیدن توانمندیهای واقعی آنهاست؛ لاریجانی در کنار نقدها، نقاط قوت مهمی دارد.
3⃣۳. تصمیمهای شورای نگهبان مطلق و بیخطا نیستند؛ در گذشته مواردی اصلاح یا جبران شدهاند.
4⃣۴. رهبر انقلاب پیشتر هم از چهرههای ردصلاحیتشده در مجمع تشخیص بهره گرفتهاند؛ مانند مرحوم هاشمی، احمدینژاد و مجید انصاری.
5⃣۵. لاریجانی از همان زمان ردصلاحیت، مشاور رهبری و نماینده ایشان در نشستهای راهبردی بوده است.
6⃣۶. در جریان جنگ اخیر، رویکرد انقلابی و راهبردی او، باعث بازنگری بسیاری از منتقدان در قضاوتهای پیشین شد. بازگشت به قضاوتهای هیجانی گذشته نادرست است.
7⃣۷. دولت امروز به تجربه تقنینی و اجرایی او نیاز دارد؛ این انتخاب عقلانی و کاربردی است.
8⃣۸. در شرایط جنگی، حضور فردی که هم انقلابی باشد، هم باتجربه و هم در شورا سابقه داشته باشد، بسیار مهم است.
9⃣۹. لاریجانی در توافقهای بلندمدت با چین و روسیه نقشآفرین بوده است و این انتخاب میتواند مسیر دیپلماتیک راهبردی گذشته را تقویت کند.
🔟۱۰. در شعام تصمیمات حساسی مانند فیلترینگ و حکمرانی سایبری و حجاب اتخاذ میشود وحضور افرادی که هم عاقل باشند و هم حوزه اجرا را بشناسند و هم نگاه مردمی داشته باشند و هم دین و نظام را بفهمند و هم بر قوانین مسلط باشند ضروری است.
🔻در عین حال راه نقد بسته نیست. اما دنبال حذف آدم ها نباشیم. یک ویژگی کلیدی رهبرانقلاب که برای همه ما آموزنده است اینست که با همین ساختار و آدم های موجود با سلایق و در طیف های مختلف کار انقلاب را جلو می برند.
@mahdian_mohsen
هدایت شده از پایگاه مطالعاتی_تحلیلی سدید
♦️سرشار از دانش هوش، تهی از تصمیم هوشمند!
دلایل عقبماندگی ایران در عرصه AI در گفتوگو با مهدی طریقت
🔶جایگاه ایران در عرصه هوش مصنوعی، بیانگر یک تناقض بنیادین است. با وجود برخورداری از ظرفیت بالای انسانی و تولید علم قابلتوجه، کشور به دلیل ضعفهای ساختاری از رقبای جهانی عقب مانده است.
🔶 این شکاف ریشه در عواملی کلیدی چون نبود یک استراتژی ملی منسجم و اجرایی، زیرساختهای فناورانه ناکافی، سرمایهگذاری ناچیز، و عدم اتصال مؤثر میان دانشگاه و صنعت دارد.
🔶پتانسیل علمی کشور به قدرت فناورانه یا ارزش اقتصادی تبدیل نشده و ایران در معرض از دست دادن فرصتهای استراتژیک و عمیقتر شدن این عقبماندگی قرار گرفته است.
🔹متن کامل را از اینجا بخوانید🔹
🔴 پایگاه مطالعاتی-تحلیلی سدید🔴
🆔 @farhangesadid
🌐https://eitaa.com/farhangesadid
⭕️آدرس غلط ندهید؛ ما سالهاست آرزومندانه تحولات قفقاز را دنبال میکنیم.
🔸توافق اخیر ارمنستان و جمهوری آذربایجان با میانجیگری ترامپ و مدیریت ۹۹ ساله کریدور زنگزور توسط آمریکا یک شکست ژئوپلیتیکی است که نه امروز، بلکه در طول دو دهه غفلت ما شکل گرفته است.
🔸طی دو دهه ایران نفوذ تاریخی خود در قفقاز را بهتدریج از دست داده، اما به جای بازسازی قدرت نرم و سخت، سیاست خارجی آرزومحور را ادامه داده است. در جنگ ۲۰۲۰قرهباغ، میتوانستیم میانجی متوازن باشیم، اما باجانبداری از باکو، فرصت را به مسکو و آنکارا واگذار کردیم و از روند مذاکرات کنار گذاشته شدیم.
🔸آمریکا با زنگزور حلقه فشار بر ایران را تکمیل میکند؛ ترکیه مسیر تورانی خود را به آسیای مرکزی باز میکند؛ روسیه با وجود از دست دادن بخشی از نفوذش، به اندازه ایران، دغدغه مند و نگران مسیرهای جایگزین انرژی نیست؛ اتحادیه اروپا دسترسی غیرروسی یه منابع انرژی آسیای مرکزی پیدا میکند و چین بدون بازیگری فعال ایران و بدون تکمیل مسیرهای کریدوری مسیرهای خود را بدون عبور از ایران میچیند.
🔸سهم ایران از تجارت با قفقاز کمتر از پنج درصد است و حالا تنها مسیر غیرترکی و غیرآذربایجانی ما به منطقه نیز از بین رفته.
🔸 حضور آمریکا در این نقطه، مرز شمالغربی ما را به بخشی از محیط امنیتی واشنگتن مبدل میکند.همانطور که ترکمنچای شکستهای پیشین ایران را ثبت کرد، توافق زنگزور نیز افول دیرینه ما را تثبیت میکند.
🔸 این وضعیت محصول توطئه دیگران نیست، بلکه نتیجه بیتوجهی به منطق قدرت و جایگزینی آن با روایتهای دلخواه از نفوذ تاریخی است.
https://t.me/+SV6YYFA0zX1kOGZk
#منطق_قدرت #روایت_واقعبینانه
⭕️تجربه تابستان ۱۳۲۰ و ضرورت بازخوانی عقلانی قدرت در سیاست خارجی
🔸درس بزرگ شهریور ۱۳۲۰ این است که هیچ قدرتی، صرفنظر از روابطش با تهران، نمیتواند جایگزین ظرفیت ملی برای تصمیمگیری مستقل در محیطی متحول شود. مطالعه تاریخ، نه بهعنوان تکرار صرف گذشته، بلکه بهمثابه ابزاری برای ارتقاء فهم راهبردی، در سیاست خارجی اهمیتی حیاتی دارد.
عابد اکبری، کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی اختصاصی برای الفباخبر به این موضوع پرداخته است.
🔸در میان لحظات سرنوشت ساز سیاست خارجی ایران، کمتر مقطعی به اندازهی تابستان ۱۳۲۰ نیازمند بازخوانی انتقادی است؛ نه از آن جهت که صرفاً رویدادی تاریخی بوده، بلکه به این دلیل که مجموعهای از برآوردهای نادرست درباره ساختار قدرت جهانی، منجر به تصمیمگیریهایی شد که تبعات راهبردی بلندمدتی برای موقعیت ژئوپلیتیکی ایران به دنبال داشت. در شرایطی که ایران امروز نیز در دل تحولی بنیادین در نظم بینالملل قرار دارد، توجه به این تجربه تاریخی، نه صرفاً از سر عبرت تاریخی، بلکه برای ارتقاء دقت در برآوردهای سیاستی ضروری است.
🔸در ماههای منتهی به اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰، سیاست خارجی ایران با نوعی «سوءادراک مزمن» از توان و موقعیت قدرتهای بزرگ مواجه بود. دستگاه تصمیمگیری رضاشاه، در فضایی آکنده از سوءظن نسبت به بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی، به توسعه روابط با آلمان نازی پرداخت. آلمان در آن زمان، در اوج پیروزیهای نظامی خود در اروپا قرار داشت و تهران بر آن شد تا با افزایش تعاملات اقتصادی، جذب مستشاران فنی و کاهش وابستگی به منابع سنتی، الگویی «موازنهگرایانه» را در سیاست خارجی تجربه کند. طبق گزارشهای وزارت خارجه بریتانیا و اسناد محرمانه آلمان که بعدها منتشر شد، در سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۱ بیش از ۶۰۰ کارشناس و تاجر آلمانی در ایران مشغول فعالیت بودند و همکاری فنی میان دو کشور گسترش کمسابقهای یافت.
🔸 با این حال، این موازنهگرایی بر درکی ناکامل از واقعیت نظام بینالملل استوار بود. آلمان نازی، بهرغم قدرت نظامیاش، به دلایل ژئوپلیتیکی و راهبردی، فاقد امکان حمایت عملی از ایران در مقابل تهدیدات شوروی و بریتانیا بود. ایران در قلب شاهراه جنوبی تأمین تدارکات متفقین قرار داشت و منافع حیاتی طرفهای درگیر جنگ جهانی دوم را مستقیماً تهدید میکرد. بنابراین، وقتی ارتشهای شوروی از شمال و نیروهای بریتانیا از جنوب وارد ایران شدند، دولت رضاشاه عملاً بدون ظرفیت بازدارندگی مؤثر باقی ماند.
🔸فقدان یک نگاه واقعگرایانه به جایگاه بازیگران بزرگ در ساختار قدرت جهانی، زمینهساز فروپاشی یکجانبه سیاست خارجی وقت و در نهایت، کنارهگیری شاه از سلطنت شد.
🔸این تجربه تاریخی حائز اهمیت فراوان برای شرایط کنونی است. امروزه نیز ایران در میانهی تحولی بنیادین در نظم جهانی قرار دارد؛ نظمی که نه متکی به تکقطبی آمریکایی و نه به ثبات دوقطبی دوره جنگ سرد است.
🔸 بازیگران جدیدی همچون چین، هند و قدرتهای منطقهای به صحنه آمدهاند و رقابتهای ژئوپلیتیکی به شکلی سیال در حال بازتعریف حوزه نفوذ قدرتهاست. در این میان، روسیه، بهعنوان یکی از شرکای تاکتیکی ایران، نقشی ویژه در گفتمان سیاست خارجی تهران یافته است؛ همکاریهای راهبردی در حوزه انرژی، نظامی و برخی مواضع مشترک در سازمانهای بینالمللی، نمودهایی از این نزدیکی است. اما تأکید بیشازحد بر ظرفیت روسیه در معادلات جهانی، بدون لحاظ واقعیتهای سخت پیرامونی آن، میتواند موجب بازتولید همان سوءادراک تاریخی شود.
🔸 روسیه در شرایط کنونی با چالشهای پیچیدهای روبروست: درگیر جنگ فرسایشی و پرهزینه در اوکراین، مواجهه با تحریمهای فلجکننده غرب، انزوای نسبی در برخی نهادهای بینالمللی و کاهش نفوذ ژئوپلیتیکی در برخی حوزهها.
🔸 افزون بر این، روابط روسیه با چین نیز از نوعی «ائتلاف تاکتیکی نابرابر» رنج میبرد که توازن آن در نهایت به سود پکن است.
در این چارچوب، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیازمند نوعی بازتنظیم بر پایه «ادراک واقعگرایانه از ظرفیت بازیگران» است.
🔸بهعبارت دیگر، نه نفی همکاری با روسیه مطلوب است، و نه اتکای راهبردی صرف به آن. بلکه آنچه سیاستگذاران ایرانی باید دنبال کنند، حفظ استقلال اراده در تصمیمگیری، توسعه روابط متوازن با سایر قدرتها و فهم عمیق از تحولات ساختاری نظم جهانی است.
🔸درس بزرگ شهریور ۱۳۲۰ این است که هیچ قدرتی، صرفنظر از روابطش با تهران، نمیتواند جایگزین ظرفیت ملی برای تصمیمگیری مستقل در محیطی متحول شود.
🔸اتکای بیشازحد به یک قدرت، فارغ از وزن آن در ساختار جهانی، بدون درک دقیق از پویاییهای پیرامونی، میتواند منجر به تضعیف بازیگری مستقل و افزایش آسیبپذیری کشور در بزنگاههای تاریخی شود.
🔸اینچنین است که مطالعه تاریخ، نه بهعنوان تکرار صرف گذشته، بلکه بهمثابه ابزاری برای ارتقاء فهم راهبردی، در سیاست خارجی اهمیتی حیاتی مییابد.
https://t.me/+SV6YYFA0zX1kOGZk
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔸اینچنین است که مطالعه تاریخ، نه بهعنوان تکرار صرف گذشته، بلکه بهمثابه ابزاری برای ارتقاء فهم راه
درس تاریخی مهم از اشغال ایران در سال ۱۳۲۰:
ایران در شهریور ۱۳۲۰ (۱۹۴۱) به دلیل اشتباه در ارزیابی قدرت بازیگران جهانی، مورد اشغال متفقین قرار گرفت. رضاشاه فکر میکرد با نزدیکی به آلمان نازی (که در آن زمان قدرتمند به نظر میرسید) میتواند در برابر انگلیس و شوروی موازنه ایجاد کند، اما سه خطای استراتژیک مرتکب شد:
۱. قدرت واقعی آلمان برای حمایت از ایران را بیشازحد تخمین زد.
۲. موقعیت حساس ژئوپلیتیکی ایران (شاهراه تدارکات جنگی) را نادیده گرفت.
۳. به جای تقویت "ظرفیت مستقل ملی"، به یک قدرت خارجی متکی شد.
نتیجه؟ اشغال ایران و سقوط رضاشاه.
هشدار برای امروز:
نویسنده هشدار میدهد که ایران امروز در حال تکرار همان اشتباهات با محوریت روسیه است:
- روسیه اگرچه در ظاهر متحد تاکتیکی ایران است، اما ضعفهای جدی دارد:
• درگیر جنگ پرهزینه در اوکراین
• تحریمهای فلجکننده غرب
• وابستگی فزاینده به چین
- تأکید یکجانبه بر روسیه، بدون درک واقعیتهای جهانی، ایران را آسیبپذیر میکند (مثل سال ۱۳۲۰).
پیام کلیدی:
هیچ قدرتی (روسیه، چین یا غرب) نمیتواند جایگزین "ظرفیت ملی ایران" برای تصمیمگیری مستقل شود. سیاست خارجی موفق نیازمند:
۱. واقعبینی درباره محدودیتهای متحدان
۲. تعادل در روابط با همه قدرتها
۳. تقویت توانمندی داخلی بهجای اتکای استراتژیک به یک کشور.
چکیده نهایی:
تاریخ تکرار نمیشود، اما عبرتهایش حیاتی است.
اشتباه سال ۱۳۲۰ به ما یادآوری میکند:
«اتکای کورکورانه به یک قدرت خارجی، حتی اگر قوی به نظر برسد، راهبرد شکستخوردهای است که امنیت ملی را تهدید میکند.»
راه حل: خِرَدِ استراتژیک، توازن در دیپلماسی و اولویتدادن به منافع ملی.