eitaa logo
آبادی شعر 🇵🇸
1.8هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
94 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بگذار سر به سینه من تا بگویمت اندوه چیست؟عشق کدامست؟غم کجاست؟
"بعد تو با همه‌ی ثانیه‌ها درگیرم خبرت را فقط از فاصله‌ها می‌گیرم" رفتی و یاد تو در خاطره‌ام جا مانده از همین خاطره‌ها بود درآمد پیرم روزها رد شد و غم بوده فقط قسمتِ من آخر از دوری تو نیمه‌شبی می‌میرم آنچنان از همگان واهمه دارم که هنوز از خود و عشق تو و کار خدا دلگیرم نکند از منِ دلمرده برنجد دل تو که خودم باعث بی‌مهری این تقدیرم
هر چه خواهم عقل و منطق پیشه گردانم ولی چشم تو بی حس‌ترین مردم، پر از حس می‌کند
خدا کند که بخواهد خدا، بهم برسیم اگر نخواست، به لطف دعا بهم برسیم اگر خدای نکرده دعایمان نگرفت بگو چکار کنم؟ تا که، ما بهم برسیم سکوت میکنی و این سکوت یعنی که در این میانه بیا بی صدا...بهم برسیم اگر چه فالِ نظر تنگِ قهوه، بد آمد... به کور چشمی فنجان، بیا بهم برسیم فقط بگو که چه روزی؟ و کِی؟ کجا؟باشم فقط بیا و بگو‌ که کجا... بهم برسیم سزای عشق اگر مرگ با سرانجامیست خدا کند که بمیریم، تا بهم برسیم شب است منتظرم، پس چرا نمی خوابی؟ بخواب، شب شده، باید به خواب هم برسیم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از جزیرهٔ تنهایی
مرا ببر به سرزمین شعرها @sarzaminesher
هدایت شده از اشعار "عاصی"
مداحی_آنلاین_آمده_ذی_الحجه_و_افتاده_ام_یاد_منا_سید_رضا_نریمانی.mp3
5.81M
🔳 🌴آمده ذی الحجه و افتاده‌ام یاد منا 🌴من شدم عمری اسیر خاطرات کربلا 🎙 🍃🖤🍃😭
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مشهد امشب بر تنش کرده لباس غصه را ماتم باقر رسیده یا شده کرب‌وبلا آتش افتاده دوباره در گلستان نبی تسلیت ای ماه هشتم، یا امام الاتقیا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ای اهل ولا! دراین عزا گریه کنید با عرش‌نشینانِ خدا گریه کنید چون گریه کننده‌ای ندارم به بقیع ده سال برایم به مِنا گریه کنید
ای آنکه قبرت بی چراغ و سایبان است !!! روضه نمی خواهی !! مزارت روضه خوان است گلدسته ات سنگی ست ، روی تربت تو گنبد نداری ... گنبد تو آسمان است اصلا نیازی به بیانش نیست دیگر اوج غریبی تو از قبرت عیان است تو یادگار داغ های کربلایی از هرم ماتم در دلت آتشفشان است هر روضه ات کرب و بلایی می شود ... چون دور مزار تو پر از نامه رسان است تو شاهد باران سیل آسای خونی تو کعبه ای ... چشمت شبیه ناودان است تو یادگار باغ های لاله هستی اما به ذهنت خاطرات صد خزان است جسم تو در خاک بقیع و روحت اما ... در قلب یک گودال ، هر شب میهمان است دیدی که در گودال ، جدت را چه کردند دیدی که عمه روی تَل بر سرزنان است تو شاهد گل های از ساقه جدایی دیدی که بر نیزه سرِ پیر و جوان است تو غیرت اللهی ... غم ناموس دیدی از داغ غارت در گلویت استخوان است تو مقتلی هستی که دیده روضه ها را آنچه زبان از گفتنش هم ناتوان است
هدایت شده از جزیرهٔ تنهایی
حسین جان! سال‌ها گریه به تو جُرم تلّقی می‌شد گریهٔ هر شب ما برکتِ روح‌الله است