.
از تمام ایران، برای سید...
✍ ایرانپور
نام منطقههایی را به زبانها انداختی که برای همه غریب بود. نقطههای محروم را کشتزار خدمت کردی. ریشههای محبت محرومان در عمیقترین زمینها ریشه دواند و جوانههایش را در چین و چروک صورت پیرمردی دیدم که بی هیچ فاصلهای نگاهش را در نگاه پر مهرت دوخته و دلش به کشیده شدن قدمهای آبادانی در روستای محرومش خوش شده بود.
دستهایی در شب ولادت ولی امر ایرانیان حضرت رضا علیهالسلام به دعا بلند شدهاند که نسیم عدالتت روحشان را نوازش داده، بساط رضایت را پهن کردی و دلهای مستضعفان را به روشنای عدالت اجتماعی میهمان کردی.
شاید این دریایی که از اضطرار و دعا برای سلامتی تو راه افتاده، اتفاقی کم نظیر باشد اما برگرد و ببین که سیل نگرانی برای کسی به راه افتاده که سلامت رفتارش دلها را جذب کرده و حالا خانههای ایرانیان هر کدام شعبهای از پنجره فولاد خراسان است و برای سلامتیات دخیل بستهاند.
#جهاد_روایت
#پویش_نوشتن
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
✍چمنخواه
خداوند در قرآن آیه ۸۷ سوره یوسف از زبان حضرت یعقوب علیهالسلام میفرماید:
«ای فرزندان من! بروید. از حال یوسف و برادرش تحقیق کنید و از رحمت بی منتهای خداوند ناامید نشوید. از رحمت خدا هرگز جز کافران ناامید نیستند.»
يَا رَادَّ يُوسُفَ عَلَىٰ يَعْقُوبَ
خدای رئوف و رحیم
ما به رحمت تو چشم دوختهایم.
ما را ناامید نکن.
آیت الله سید ابراهیم رئیسی و همراهانش را به ما برگردان.
آمین یا رب العالمین
#جهاد_روایت
#پویش_نوشتن
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
✍مریم قاسمی
دلم طاقت نیاورد و رفتم حرم...
خیلیا مثل خودم موبایل هاشون تو مشتشون بود،هرچی به حرم نزدیک میشدم بیشتر احساس میکردم انگارپشت دراتاق عمل یه آدم خیلی عزیزم...باورکنید حال خیلیا مثل من بود!تاحالا شب میلادامام رضا شهرم رواینجور ندیده بودم..حتی ایستگاه صلواتی ها درسکوت شربت و لقمه و شیرینی و ..میدادن گاهیم بعضی موکب ها یه نوای یا امام رضای رو پشت بلندگو گذاشته بودن که یه جورایی نمیدونستی نوحه س یا مولودی.راستش بغض خیلیا با شروع دعای توسل به جای مداحی شب عیدی ،ترکید.
دوسداشتم یکی یکی از اطرافیانم بپرسم کجای دلت درد داری که اینجورگریه میکنی؟ک مداح کارمو راحت کرد:خدایا آقامون خیلی تنهاس این رئیس جمهور خودشوسربازآقا میدونس آقا بهشون گفتن مغتنم😭به آغوش ملت برشون گردون و دشمن شادمون نکن...
گاهی پشت دراتاق عمل میفهمی که چقد بعضیا پاره ی تن آدم ن ...
و همونجا هم البته میفهمی کیا اونقدر لاشخورن که جلو جلو ارث تقسیم میکنن...
#اتحادملت
#جهاد_روایت
#پویش_نوشتن
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
✍زینب نجیب
از عصر که خبر ناگوار سانحه هوایی بالگرد رئیسجمهور منتشر شد تا همین الان پیامهای بسیاری برای شرکت در ختم صلوات، ختم قرآن، خواندن دعا، قربانی گوسفند و دیگر نذورات بین آحاد جامعه دست به دست شد.
سیل جمعیتی که در حرمها، مساجد، حسینیهها و میادین اصلی شهر برای دعای دسته جمعی تجمع کردند.
هالهای از غم و نگرانی در سطح شهر دیده میشد.
اینها فقط یک معنا دارد.
🌱قلبها به دست خداست.
اگر صادق باشی و خالصانه برای خدا کار کنی، محبتت در دلها خانه میکند.
محبوبیت آقای رئیسی که هم خادمالرضا بود و هم خادمالوطن امروز مسجل شد.
بعد از سخنرانی آقا که سعی کردند پدرانه به مردم آرامش دهند با خود گفتم آقا جانم ما نگران هیچ چیز نیستیم
سایه شما بر سر ما مستدام
درد ما چیز دیگریست...
درد ما دلتنگی برای کسی است که در مناظرات انتخاباتی روزه میگرفت تا سخنی خلاف واقع نگوید، جدال نکند و برای خدا صبر کند...
خدایا او را به ما ببخش😭
#جهاد_روایت
#پویش_نوشتن
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
مضطر
✍مریم عفتی مطلق
جنگل انبوه ارسباران دلهای پرالتهاب یک ملت را بهسوی خود کشانده است؛ ملتی که در انتظار و اضطرار بیخبری از حال و روز سید محرومان و همراهانش دلهایشان را به دعا و توسل گره زدهاند؛ اما او گویی خوشحال و سربلند است از اینکه سربازان سرافراز بهترین مخلوق آفریدگار عالَم را در آغوش گرفته...
یا صاحبالزمان! ای مَثَلِ اعلای پروردگار جهان! به حق مظلومیت خودت که قرنهاست غم دوری و ندیدنت دلهای سردمان را به آتش اضطرار نینداخته است! اکنون که شرم این بیمِهری جانمان را سخت میخراشد؛
ما را ببخش مهربانْ امام عزیزم/ بده برات در این شب که سخت غرق نیازم
#جهاد_روایت
#پویش_نوشتن
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
⚫️ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
🏴 رئیس جمهور و یاران شهیدش آسمانی شدند
و تنها میروند تا وطن سربلند بماند...
#رئیسی
#اللهم_بارک_لمولانا_صاحب_الزمان
@zemzemh60
.
نگارنده با اشک می نویسد..
✍🏻 فاطمه شکیب رخ
از روزهای طوفانی ات که با خستگی از بی وفایی ها گذشت…
از دویدن هایت در راه خدا که با سیاه نمایی مزدوران، در مه پوشیده شد!
برای روزهایی که به شش کلاس سواد متهم شدی و فرصتی برای پاسخ هیاهوی علافان نیافتی!
از روزهایی که ارزش زحمات خالصانه ی تو، با نرخ ارز و سکه سنجیده شد!
از زیرساخت هایی که بنا نهادی و قرار است چندی بعد، افتخارش نصیب دیگری شود!
خادم الرضای ایران ما، چقدر غریبانه در راه وطن راه سفر بستی!
مزد خویش را در شب شادی اهل بیت علیهما السلام چه زیبا از دستانِ ارباب خویش ستاندی!
تو آن سید مظلومی بودی که مانند امیرکبیر تاریخ، ایران مان را ساختی تا با شهادت هم آغوش شوی!
چه تشابه عجیبی در سال خدمت تو و آن بزرگ مرد حادث شده، سه سال و اندی گذر روزهایی بود که قرار است تاریخ، بر آن شرح ماجرا کند!
تو آن نعمت مغتنمی بودی که کفر ناسپاسان، تر و خشک مان را با هم سوزاند! و ما را از داشتن تو محروممان کرد!
نفسی تازه کن که خبرهای آسمان از ظهوری قریب الوقوع، به گوش زمینیان رسیده است!
شهادتت مبارک، سید بزرگوارم
اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا
#رئیسی
@Ghalamzaniii
.
دیدم این مشهد چرا هی بیقراری میکند ؛
جای باران؛ سیل در این شهر جاری میکند
دیر فهمیدم که او اندر فراق خادمش؛
عزم خود را جزم و دارد گریه زاری میکند.
😭😭😭😭😭
#سیدالشهدای_خدمت
#انجمن_تاریخ_جامعه_الزهرا
-----------❀❀✿❀❀---------
@tarikh_j
خدا خواست
علی در محراب نماز
شهید شود..
تا از آبروی علی دفاع کند
که سالها مردمان شام
تصور میکردند
او تارک الصلاة است.. 💔
یاد چی میافتید...؟😭
خوشا به حالش که مرگش هم نشون داد، صندلینشین نبود.
#رئیسی
#سیدالشهدای_خدمت
@ghalamenajib
.
«دعوت»
زهرا سادات شمس
سیدی با ابهت و طمانینه در مه راه میرفت. با لبخندی شیرین، روی درختان جنگل دست میکشید و میگذشت. چند نفر دیگر هم پشت سرش می آمدند. هماهنگ با هم حتی هماهنگ با درختان و مه و باران. صدای سبحان الله گفتنشان با درختان یکی شده بود.
سید بی تفاوت از روی آهن پاره ها گذشت. لبخندش گشاده تر میشد. کمی خم شد و دستش را دراز کرد و با همان صدای خش دار و مهربانش آرام گفت: «ابراهیم... ابراهیم...» طنین صدایش، ابراهیم را به خود آورد. چشمانش را باز کرد. چقدر دلش برای دیدن معلم قدیمی اش تنگ شده بود. سید با خنده گفت: «پاشو ابراهیم. پاشو. دعوت داریم و دیر میرسیم.»
ابراهیم با تعجب دستش را دراز کرد و دست سید را گرفت « کجا دعوت داریم؟»
سید با همان آرامش همیشگی گفت « امسال تو هم هستی ابراهیم جان. میلاد امام رضاست.»
ابراهیم بلند شد و نگاهی به اطراف انداخت. شلوغ بود. دوستان قدیمی هم آمده بودند.حاجی را هم از دور دید و چند نفر دیگر. گل از گلش شکفت. دوستانش هم داشتند آماده میشدند و چقدر هم خوشحال بودند و اثری از خستگی همیشگی در آنها نبود. گرم صحبت و راضی بودند. اما ناگهان متوقف شد و بهت زده و نگران ایستاد.
سید که در حال خوش و بش با بقیه بود متوجه حال ابراهیم شد. نگاهش کرد و ابراهیم گویی میخواست از رنجی هزار ساله حرف بزند به سختی گفت: « پس آقا چی؟ آقا خیلی تنهاست» لبخند رو ی لبان همه ماسید.
سید گفت: « آقا مثل جدشه. تنهاست و این امتحان بزرگ آقاست.»
همگی انگار که حقیقتی بزرگ را درک کرده باشند، راضی و خشنود برای جشنی بزرگ خود را آماده میکردند. نگران بودند. نگران زمین. نگران وطن. نگران آقا. چشم امیدشان اما به مردم بود....
#شهید_جمهور
#شهید_بهشتی
#شهید_سلیمانی
#شهید_رئیسی
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
آخرین روز اردی بهشت
✍طیبه فرید
شده عین توی فیلم ها.رئیس جمهور مملکت ناپدید شده!همه دارند دنبالش می گردند.حتی ترک ها.اردوغان آدم فرستاده با دوربین حرارتی.الان چند ساعت است!دفتر نخست وزیری اسرائیل عین خاله زنک های حسودِ سلیطه که از تاب بیکاری و بی علاجی به پر و پاچه بقیه می پیچند ،استوری گذاشته که شما هم منتظر خبر خوشید؟
بی همه چیز منظورش از خبر خوش معلوم است .....
زبانم نمی چرخد.چشمهایم می سوزد و گرم می شود.می خواستند شنبه ها را تعطیل کنند!برای کسی که حتی جمعه ها هم مشغول کار است چه فرقی می کند؟
افکار هجوم می آورند توی ذهنم.تصورش برایم غریب است. اینکه بالگرد او به زمین بخورد.چشمهایم می سوزد و گرم می شود.چند دقیقه گریه می کنم دیگر دست خودم نیست باورش سخت است .نفسم تنگ می شود.خواب می آید توی چشم هایم.خواب خوبست.بهتر از چشم انتظاری و اضطراب است.همسرم از وقتی خبر را شنیده چیزی نخورده!تمام وقت پای تلویزیون گوشی در دست میخکوب نشسته.هی ذکر می گوید و دانه های تسبیح توی دستش قل می خورد.دخترم می پرسد«مامان اگر خدایی نکرده طوری شده باشه دعا چه فایده ای دارد؟»
_دعا؟!
هیچی دعا تنها کاریه که از دستمون برمیاد.اگر زنده باشن خدا کمکشون می کنه!هم اینکه خودمون آروم میشیم.....
تلویزیون دارد تصاویر اجتماع مردم کنار قبر حاج قاسم را نشان میدهد.ملت دست به دعا برداشتند شاید آخرین روز اردی بهشت بخیر بگذرد.
شکی ندارم که خدا اگر آیه ای را نسخ کند یا با یکی شبیه آن یا با بهتر از آنجایش را پر می کند اما ما آدمیم.آدم ها بدون اینکه چیزی به زبان بیاورند دلبسته می شوند.خو می کنند.تعلق خاطر خیلی با منطق و اینجور چیزها جور در نمی آید.
چشم هایم دوباره می سوزد.داغ می شود .چقدر هوا سرد است .چرا اردی بهشت امسال عین زمستان شده؟بروم بخوابم.خواب خوبست.به اتاق فرمان می سپرم خبری شد بیدارم کند.خوابیدن آخرین راه حلیست که برای فرار از غمانجام می دهم.
شاید آقای رئیسی الان خوابیده باشد.آدم های خسته زود خوابشان می برد.فرقی ندارد توی سر و صدا باشد یا سکوت .توی نور باشد یا تاریکی ته دره!فقط خدا کند سالم باشد و بعد یک دل سیر خوابیده باشد...
نمی فهمم کی خوابم می برد اما چشم که باز می کنم همه جا تاریک است.از توی هال نورآبی تلویزیون پیداست.ساعت از سه نیمه شب گذشته.همسرم هنوز همان شکلی پای تلویزیون میخکوب نشسته.بدون اینکه چیزی بخورد جز غم.هنوز لبش گرم ذکر است.دخترها خوابشان برده.
خبری نیست...
هیچ خبری!
همه نگرانند حتی منتقدین جدی و سرسخت.دوست و غریب.حتی آن هایی که اندازه منتقد رئیسی نبودند!به جز محور مقاومت و فرماندهان حماس و مسئولین یمنی،روسیه،پاکستان و طالبان و روحانی و جهانگیری و ربیعی هم ابراز نگرانی کردند.....
خدا هروقت بخواهد یکی را ببرد جایش را با یکی مثل همان یا بهتر پر می کند.قبول!
اما دلِ تنگ این حرف ها سرش نمی شود.قیافه گریه آلودی که سر تشییع حاج قاسم رفته توی حافظه ام این حرف ها سرش نمی شود.آدم دل دارد.خوبی یکی را ببیند نخ احساسش به دکمه های پیرهن او گیر می کند...
کافی است حس کنی خوب و مغتنم است ،وجودش خیر است حتی اگر نقد داشته باشی.
حتی اگر نقد داشته باشی!آنوقت دلت از سلیطه بازی اسرائیلی های داخلی و خارجی چرک می شود......
کاش شماره تلفنش را داشتم.برایش پیام می گذاشتم که «تورو خدا آقای رئیسی محض رضای خدا روز عیدی برگرد.مگر نسل ما چه گناهی کرده که همه ش باید نگران و مضطرب باشد؟شما راضی هستی مردمغصه آت را بخورند؟»
کاش تا قبل از اینکه خورشید بالا بیاید پیدایش کنند.
صحیح و سالم.
صدای نقاره خانه امام رضا بلند شود.....
و تلویزیون امیر عبداللهیان را نشان دهد که می گوید:
فرود خیلی سختی بود اما الحمدلله بخیر گذشت...
*مَا نَنسَخۡ مِنۡ ءَايَةٍ أَوۡ نُنسِهَا نَأۡتِ بِخَيۡرٖ مِّنۡهَآ أَوۡ مِثۡلِهَآۗ أَلَمۡ تَعۡلَمۡ أَنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ (بقره /۱۰۶)
#شهید_جمهور
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI