📌 تسلیمخواهان
✍ نسا خلیلی
▪️روزگار غریبی است که «گفتن نتوانم، نگفتن نتوانم». برخی با کلام رهبری، به جنگ منظومه فکری رهبری میروند. از اسلام وحیانی او اراده اسلام لیبرال و مرجئه میکنند.
▪️دین را اگر بخواهند، سکولار میخواهند. توصیه به خاموشیگزینی میکنند و بال سرخ شیعه را به آتش میکشند.
قامت حزب الله را در حد سطلِ ماست پایین میآورند و فریاد وا اسلاما وا ملتا سرمیدهند.
▪️با هر ماجرایی، در احکامِ اسلام آب میبندند و مریدان را مردان و زنان خموده میخواهند.
زمین میدهند تا زمان بخرند، غافل از آنکه جای پای شیطان را مستحکم میکنند.
▪️در قالب دلسوزی، آمران به معروف را زیر سوال میبرند و فریاد برمیآورند قسم به حسین مردم را به جان هم نیندازید. چگونه میتوان از علت قیام امام حسین(علیهالسلام) چشم پوشید؟
▪️عامل آسیب به جامعه، برچیدن آمرین به معروف و حذف رکن مردمسالاری از جمهوری اسلامی است. مردمیبودن، به سکولاربودن نیست.
▪️گویا نمیشنوند هشدار ولیِّ جامعه را که از خطر استحاله فرهنگی میگوید و بارها بر غیرت دینی مردم تاکید میکند.
▪️اینان مگر نمیبینند دشمن از غیرت انقلابی مردم واهمه دارد و تلاش میکند که آن را برچیند. چگونه در آخرین توانهای دشمن، در قالب دلسوزی، پرچم تسلیم برمیآورند!
#امام_حسین
#نهضت_حسینی
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
.
حجاب خط مقدم بانوان
✍زينب نجیب
همیشه برایم مشکی بودن چادرم مهم است. چادرم را جوری آویزان میکنم که چروکی بر آن نماند. بوی چادرم را دوست دارم.شاید بوی عطر و ادکلنهای امروزی را ندهد؛ اما بوی تمیزیش بر وقارش افزون کرده است.
حواسم هست هرجایی ننشینم یا که به جایی تکیه ندهم، شاید خاکی شود. اگر خاکی بر صورت چادرم نشست با هزار ترفند خاک را از چهرهی پرجذبهاش پاک میکنم.
برای من چادر سیاه فقط یک پوشش نیست؛ آن را یادگاری فاطمهی اطهر (سلامالله) میدانم.
اما افسوس که امروز بار دیگر روضهی چادر تداعی شد.
حادثهی امروز روضهی مصوّر شد.
به یاد چادر خاکیِ کوچههای مدینه...
به یاد چادر نیمسوخته در کربلا...
به یاد معجر ...
بارها سوختم و ساختم.
سوختم از بیغیرتی نامردان مردنما...
سوختم از غربت چادر...
سوختم از خشمی که بر معروفی مشت میکوفت...
سوختم از نگاه کودک بیپناه...
و
ساختم...
ساختم چادرم را این بار نه فقط برای خاکی شدن که برای سوختن.
آری، اگر امروز در مقابل این وحوش نایستید؛ چادر ما زنان، سربازان خوشغیرتی برای مبارزهاند. آنها حاضرند برای دفاع از حریم، به خون نیز آغشته شوند.
#مامانمو_نزنید
#حجاب_خطِّ_مقدم_ماست
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
«مهربانترها»
✍زهرا نجاتی
دخترک مثل ما به سینه میزند، مثل ما خودش را به روضهی اباعبدلله میرساند.
میخنددـ
ولی مثل ما غیبت نمیکند. نه فقط غیبت، هیچ بدجنسی ندارد، انگار فرشته.
چه کسی گفته فرشتهها همهشان زیبا هستند؟
چه کسی گفته فرشتهها موهای بور دارند و اندامی زیبا یا مثلا همه اعضای بدنشان، روی فرم است.
مگر عقل مطلق نیستند، مگر فرشتهای که زورش به جمع ثواب صلوات نمیرسد، با آن همه انگشت، ظاهری طبیعی دارد؟ نه.
هرکدام یک جورند یک شکلند. متناسب با آنچه برایش خلق شدهاند.
دخترک سندروم داون دارد، ولی باخودم فکر میکنم بیشتر خوش به حال من است یا او؟
با خودم فکر میکنم من گناهکارم اما او نه،
من غصه میخورم او نه.
من مثل او مهربان نیستم.
با خودم فکر میکنم چرا عدهای میخواهند این فرشتهها را از زمین حذف کنند؟ شاید اینها هستند تا کمی مهربانی به همه ما هدیه بدهند شاید هستند تا آدم بودن را فراموش نکنیمـ...
شاید باید کمی مهربانتر باشیم...
#امام_حسین
#نهضت_حسینی
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
دشمنِ دشمنِ اسلام
✍خالقی
۱. حدود صدسال پیش، در چنین ایامی در قضیه مشروطهی مشروعه که شیخ فضلالله در برابر غربزدگان و تزویر انگلیسی مقاومت میکرد؛ این باصطلاح مجاهدان مشروطهخواه، تهران را فتح کردند. در آن هنگام که خطر تنهایی، شیخ فضل الله نوری را در میان هجمهی دشمنان نامرد تهدید میکرد؛ شخصی از شیخ پرسید «شما که میدانستید؛ نتیجه نمیگیرید؛ چرا مخالفت کردید؟» گفت: «تا اگر صد سال بعد از این، بعضی از مسلمانان به قعر زیر زمین و داخل سردابها رفتند و در آنجا با کمال ترس، درد دل کردند و گفتند صد سال قبل عدهای دست به دست هم دادند و ریشۀ اسلام را کندند؛ لااقل یک نفر بگوید که در میان آن عده، یک آخوند طبرسی و یارانش بودند که مخالفت کردند!».
۲. در آن زمان که مشروطهخواهان تهران را گرفته بودند و جرئت نداشتند به سفارت خارجی تعرض کنند؛ میرزا جواد سعدالدوله به شیخ پیشنهاد کرد که بیرق «هلند» را بر بالای خانهتان بزنید؛ دیگر حتی لازم نیست به سفارت هلند تشریف بیاورید. شیخ در پاسخ به این پیشنهاد، خندید و گفت: «آقای سعدالدوله باید بیرق ما را بر روی سفارت اجنبی بزنند. چطور ممکن است که صاحب شریعت که من یکی از مبلغین احکام آن هستم، اجازه فرماید به خارج از شریعت آن پناهنده شوم؟!» آنگاه آیۀ شریفۀ ۱۴۱ سوره نساء «وَلَنْ یَجعلَ اللهُ للکافرینَ علیَ المؤمنینَ سبیلاَ» را خواند... سپس ادامه داد: «من حاضرم صد مرتبه زنده شوم و ایرانیان و مسلمین مرا مثله کنند و بسوزانند، ولی به اجنبی پناهنده نشوم.». این چنین بود که دشمنان به قدرت روحانیت اصیل پیبردند و درصدد برآمدند تا قدرتمندترین و هوشیارترین روحانی را از میان بردارند تا کسی نتواند در برابر انحرافات آنها بایستد.
۳.ساعاتی قبل از اعدام در ۹ مرداد ۱۲۸۸ هجری شمسی در حالیکه چوبه دار آماده بود و شیخ را محاکمه میکردند، فردی از طرف مشروطه خواهان به ایشان گفت: « جنابعالی حرمت مشروطه را لغو کنید و بفرمایید منزل». شیخ پاسخ داد: « شب قبل پیامبر(صلیالله علیه و آله وسلم) را در خواب دیدم که امروز مهمان او هستم؛ حاضر نیستم این فرصت را از دست بدهم، و این مشروطه ابدالدهر حرام است». یعنی حتی تا آخرین لحظه هم از اعتقاد خود دست نکشید و مشروطه غیر مشروعه را تا ابد حرام اعلام کرد. در تاریخ هست که بعد از پایین آوردن جنازه شیخ از چوبه دار، عده ای از مجاهدان بیدین مشروطه، نسبت به پیکر مطهر شیخ شهید تعرض و هتک حرمت کردند.
۴. خمینی عظیم در بیان مقاومت تاریخی شیخ شهید میفرماید: «تاریخ یک درس عبرت است برای ما، شما وقتی که تاریخ مشروطیت را بخوانید میبینید که در مشروطه بعد از اینکه ابتدا پیش رفت، دستهایی آمد... تا آنجا که مثل مرحوم حاج شیخ فضل الله نوری در ایران برای خاطر اینکه میگفت باید مشروطه مشروعه باشد و آن مشروطهای که از غرب و شرق به ما برسد قبول نداریم، در همین تهران به دار زدند و مردم هم پای [دار] او رقصیدند یا کف زدند .» (صحیفه امام؛ ج ۱۸، ص ۱۷۰، ۱۷۱). و تاسف آور این که این مجتهد وارسته و شجاع توسط یک فرد منحرفِ روحانی نما محاکمه و به اعدام محکوم شد.
۵. یاد امام عزیز را گرامی میداریم که با آن عزم پیامبرگونه و آن روحیهی دشمنستیزی، نظام جمهوری اسلامی ایران را پس از قرنها بر اساس ولایت فقیه تاسیس و با اقتدار کامل با ایادی کفر و نفاق اتمام حجت کرد؛ آن زمان که فرمود: «قدرتها و ابرقدرتها و نوکران آنها مطمئن باشند که اگر خمینی یکّه و تنها هم بماند به راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بتپرستی است؛ ادامه میدهد و به یاری خدا در کنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنههای مغضوب دیکتاتورها، خواب راحت را از دیدگان جهانخواران و سرسپردگانی که به ستم و ظلم خویشتن اصرار می نمایند سلب خواهد کرد.» (پیام به حجاج بیت الله الحرام ۵ شهریور ۱۳۶۶). روح پرفتوح تمامی علما و فضلا و شهدا در تمام دورانها که در راه اسلام جان فدا کردند تا نظام جمهوری اسلامی برقرار شود؛ با اعلی عِلّیین محشور باد.
#اصلاحیه
#امام_حسین
#نهضت_حسینی
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
امربهمعروف و نهی از منکر از دریچه نگاه مستشرقین
✍نجمه صالحی
شاید بتوان مهمترین دلیل ماندگاری نهضت حسینی را "امربه معروف و نهی از منکر" برشمرد که در سایهی آن، سایر احکام و اصول اسلام، قابلیت پیادهسازی را مییابد. عاملی که سیدالشهدا علیهالسلام صریحا به آن استناد و چندین مرتبه در مسیر حرکت خویش به آن اشاره میکند؛ مسألهای که سبب برجسته شدن رویداد عاشورا شده و به تبع آن مورد توجه اندیشمندان مسلمان و مستشرقان قرار گرفته است.
البته دلایل مطالعات مستشرقان یکسان نبوده، آنان با انگیزه شخصی یا پژوهش علمی یا استفاده از نکات کاربردی یا حتی یافتن نقاط ضعف شیعه و نظایر آن به زوایای مختلف تاریخ اسلام و خاصه تشیع پرداختهاند؛ در این میان عامل نگارش اثر مایکل الن کوک قابل توجه است.
در واقع"حادثهای" کوک را به تحقیقی گسترده در مورد فریضه “امربه معروف و نهی از منکر در اسلام” سوق داد و در خلال تتبع در مورد این اصل، به عامل نهضت امام حسین (ع) نیز توجه کرد. الن کوک با انگیزه شناخت اصل مهمی در دین اسلام، به پژوهش میپردازد و حاصل کار او کتابى با عنوان "امربه معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی" میشود.
کتاب مایکل کوک با حادثه قطار شهری شیکاگو در سال ۱۹۸۸ شروع میشود و با آن انتظار برای خواننده پدید میآید که راهکاری با عنوان امر به معروف و نهی از منکر برای درمان دردهای اجتماعی دنیای غرب در جلوگیری از معضل فساد اخلاقی پیدا شده است* اما این موضوع مانند برخی داستانهای ادبی بهصورتی نیمه تمام و پایان باز، رها میگردد، در واقع با مطالعه کتاب مسائل زیادی مطرح میشود که ناتمام باقی میماند.
کتاب کوک در بیست فصل و پنج بخش اصلى تدوین شده است و درباره حنبلیان، معتزلیان، شیعیان و دیگر فِرَق اسلامی و فراسوى اسلام سنتى همچنین آیات و احادیث مهم امر به معروف و نهى از منکر تحلیلهایی آورده و با ارائه کتابشناسی گسترده و نمایه، پژوهش خود را تکمیل کرده است. *
تلاش الن کوک در راه شناخت یکی از فروع دین اسلام ارزشمند است اما به نظر میرسد در مسیر پژوهش خود در مورد برخی از منابع، خود را به تغافل زده است. او مدعی است نگاه قرآن، تفاسیر و روایات به «امر به معروف و نهی از منکر» جزئینگر نبوده و فقط به کلیات پرداخته است و این مساله را در رفتار و فرهنگ مسلمانان صدر اسلام کم اهمیت نمایش میدهد.
* صفری،رضا، نقد و بررسی کتاب امر به معروف ونهی از منکر در اندیشه اسلامی مایکل الن کوک،1388، شماره 116و117، آینه پژوهش
*الن کوک ، امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی، مترجم احمد نمایی، ج1،ص410.
#امام_حسین
#نهضت_حسینی
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🏴عظمت رسالت زینبی
✍آمنه عسکری منفرد
▪️حضرت زینب (سلاماللهعلیها) هم در حادثهی عاشورا و آنهمه سختی و محن و هم در هدایت مجموعهی به جا مانده از مخدرات اسیر، بهعنوان یک ولی الهی آنچنان درخشید که نظیری در طول تاریخ برایش متصور نیست، چنانکه بعد از وقایع عاشورا و در حوادث پیدرپی دوران اسارت زینب، در کوفه و شام تا اربعین اباعبدالله(علیهالسلام) سرآغاز دیگری برای حرکت اسلامی و پیشرفت تفکر اسلامی و همچنین پیش بردن جامعهی اسلامی را بهعهده داشت.
▪️ «جوهر زنانهی مؤمن» در وجود مبارک او در شرایط دشوار و سرشار از سختی بعد از عاشورا، در کنار «شور عاطفهی زنانهی زینب» اینچنین رخ مینماید که عظمت و متانت قلب یک احضرحضرت زینب (سلاماللهعلیها) هم در حادثهی عاشورا و آنهمه سختی و محن و هم در هدایت مجموعهی به جا مانده از مخدرات اسیر، بهعنوان یک ولی الهی آنچنان درخشید که نظیری در طول تاریخ برایش متصور نیست، چنانکه بعد از وقایع عاشورا و در حوادث پیدرپی دوران اسارت زینب، در کوفه و شام تا اربعین اباعبدالله(علیهالسلام) سرآغاز دیگری برای حرکت اسلامی و پیشرفت تفکر اسلامی و همچنین پیش بردن جامعهی اسلامی را بهعهده داشت.
▪️«جوهر زنانهی مؤمن» در وجود مبارک او در شرایط دشوار و سرشار از سختی بعد از عاشورا، در کنار «شور عاطفهی زنانهی زینب» اینچنین رخ مینماید که عظمت و متانت قلب یک انسان مؤمن را در زبان صریح و روشن یک مجاهد فیسبیلالله نشان میدهد. زلال معرفتی که از زبان و دل او بیرون میتراود و شنوندگان و حاضران را مبهوت میکند و عظمت زنانهاش بزرگان دروغین ظاهری را در مقابل او حقیر و کوچک میکند. «عظمت زنانه» یعنی مخلوطی از شور و عاطفه انسانی که در هیچ مردی نمیتوان این عاطفهی شورانگیز را پیدا کرد. «متانت در شخصیت و استواری روح در زینب کبری» حوادث خطیر و بزرگ را آنچنان در او هضم میکند که بر روی آتشهای گداختهی حوادث شجاعانه قدم میگذارد، عبور میکند، آگاهی میبخشد و درس میدهد. امام زمان مظلومش، امام سجاد (علیه السلام) را همانند مادری مهربان آرامبخش و تسلای دل است و همزمان برای کودکان برادر و پدر ازدستدادهی آن حادثهی عظیم، همچون سدی مستحکم، امنیت و آرامش و تسلابخش است.
▪️او شخصیتی همهجانبه از یک زن را به تصویر میکشد، یعنی همین بانوی خبیر و بامعرفت و برجسته، هفت شبانهروز است که در داغ حسینش میسوزد. هفت شبانهروز است در فراق امامش، لحظات بحرانی و موقعیتهای حساس را مدیریت میکند؛ پس گاه درمان جگر سوخته رباب میشود تا کمتر برای گهوارهی خالی روضه اصغر بخواند، گاه آرام قلب رقیه سهساله میشود تا شبها برای چند دقیقه هم که شده به خواب رود، شاید آغوش گرم پدر در عالم خواب، پای پر آبله و گوش بدون گوشواره و خونینش را التیام باشد. گاه آرام جان سکینه است تا یادآوری سخنان حکمتآمیز پدر، جانش را مرهم شود و گاه در کنار بستر امام تبدار و بیمار که بار رسالت امامت بر دوش دارد، چون مادری مهربان پرستار زخمهای غلوزنجیر است و با کلام دلنشین امامش را آرام جان و روح میشود تا روح کلی اسلام و جامعهی آن روز مسلمین را پرستاری کند.
▪️آری! عزت او از عزت اسلام است، عزت مجاهدان که به یک جهاد بزرگ تبدیل گشت و دشمن را که بهظاهر در کارزار نظامی پیروز شده بود، جلوی چشمان همه در مقر خود، با خطبهای غراء، تحقیر و ذلیل کرد و داغ ننگ ابدی بر پیشانیاش نشاند و پیروزی ظاهری او را به یک شکست تبدیل کرد، تا جاییکه مغروران و ستمگران زمان –یزید و عبیداللهبنزیاد– در مقابل این زن اسیر و دست بسته، تحقیر و خوار شدند. زینب احیاگر دین محمد شد و با تحلیل عظیم وضع جامعهی اسلامی آن دوره با بیان محکم و الفاظ فولاد گونه، دلها را تکان داد و دشمن را تحقیر کرد، روی سیاه فتنهگران را سیاهتر کرد تا دیگر نتوانند با «ظاهر ایمان و دهان پر از ادعای انقلابیگری» اما «باطن پوک و بیمقدار»، درمقابل بادهای مخالف به خدعه و فریب مردم بیبصیرت ادامه دهند.
▪️این است مقام زینب کبری و این چنین است قدر عظمت رسالت زینبی که در طول زمان جاودانه گشته که امروز نیز بعد از گذشت ۱۴قرن از آن حادثهی عظیم، همچنان ندای «هل من ناصر ینصرنی»حسین، در گوش تاریخ شنیده میشود و سربازان مدافع حرم، از گوشه گوشهی دنیا برای دفاع از حریم حرم تا پای جان ایستادهاند که «ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة»
#امام_حسین
#نهضت_حسینی
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
#اندکی_تأمل
✍️نجمه صالحی
حضرت عباس علیه السلام یار با وفای امام زمانش بود و به مقام امامت و حق امام زمان خویش بصیرت داشت و بصیرت یعنی انتخاب درست در بزنگاههای سخت زندگی!
امامصادق علیه السلام درباره ایشان فرمود:*《عمويمان #عبّاس بن على(ع)، بینشی ژرف و ايمانى استوار داشت. همراه ابا عبدالله(ع) جهاد کرد و آزمونى نيكو داد و به شهادت رسيد.》
شیخ صدوق در کتابهای "الأمالي" و "خصال" از امام سجاد علیه السلام روایت میکند که ایشان میفرمایند:《خدا حضرت عباس(ع) را رحمت كند! حقا كه امام حسين(ع) را بر خويشتن مقدم داشت و جان خود را فداى آن حضرت نمود تا اينكه دستهاى مباركش قطع شد. خداى مهربان در عوض دستهاى عباس(ع)دو بال به وى عطا كرد تا بهوسيله آنها در بهشت با ملائكه پرواز نمايد. كما اينكه اين نعمت را نيز به جعفر بن ابى طالب(ع) عطا نمود.》
در بخشی از زیارتنامه قمر منیر بنیهاشم میخوانیم:《 وَلَعَنَ اللّٰهُ مَنْ جَهِلَ حَقَّكَ... لعنت خدا بر کسی که برحق تو جاهل است》 این فراز نشان میدهد که حضرت عباس بن علی بن ابیطالب (علیهماالسلام)، دارای مقام عظیمی بودهاند که هر کس به این مقام اذعان نداشته باشد و یا جاهل باشد، شایسته لعن است! حال، ادا کردن حق این بزرگوار، چگونه باشد نمیدانم ولی این نکته، جای تأمل دارد!
پ.ن: تابلو " معرکه آب "، اثر حسن روح الامین، معاصر
*عمدهالمطالب،ص۳۵۶
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
12.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
🍃پیشنهاد تماشا
انتقاد به وزارت ارشاد در خصوص انتشار فیلمی که امربهمعروف و نهی ازمنکر را زیر سوال میبرد!
آقایان بخاطر پاسداشت حرمت خون شهدای امربهمعروف و نهی از منکر، بیدار شوید!
#حجاب
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
«در ستایش اشکهای کودکیهامان»
✍🏻 زهرا کبیری پور
در تمام دوران مدرسه ساعت هفت صبح راهی مدرسه میشدم. هفت و نیم زنگ اول درسیمان زده میشد، یازده و نیم مهیای نماز میشدیم و دوازدهو نیم هم رسیده بودیم خانه.
نهارمان را چشم در چشم آقای حیاتی، بابان و خانم اصغری میخوردیم.
خواب بعداز نهار در خانهی ما جزو فعالیتهای اجباری محسوب میشد.
تا شب هر ساعتی برایمان یک مفهوم تکراری داشت.
اما محرم که میآمد از ساعت هفت صبح مجالس روضه شروع میشد چه روزهای درسی که کلاسها نیم ساعت دیرتر شروع میشد و معمولا مربی پرورشی هر روز صبح کمی روضهخوانی و مداحی برایمان تدارک میدید و چه روزهای تعطیل که مادر را در روضههای خانگی همراهی میکردیم.
از صبح زود تا شب از این روضه به آن روضه آوراه و سرگشته بودیم.
بعدها با هیئت محبین اهلبیت(ع) آشنا شدم که هر هفته جمعه شبها برگزار میشد و در شبهای ولادت و شهادت نیز برنامهی فوقالعاده میگرفت.
اما روضههای اول صبح مدرسه با تمام روضههای دیگر فرق داشت «والصبح اذا تنفس» كه هوا ترتمیز بود و تهماندهی انرژیهای خوب سحر هنوز توی فضا باقی مانده بود. فرشتهها رزق بیدارها را بیشتر از سهم آدمهای خواب کنار میگذاشتند.
پرندهها دل و دماغ خواندن داشتند.
روضههای اول صبح مدرسه بیریا بودند. چیتان پیتان روضههای عصر و شب را نداشتند.
هیچکس لباس مشکی مجلسی، کفش روفرشی و روسری برق برقی نمیپوشید. بچههای گیج از خواب، نمک آن روضه بودند.
از دلانگیزترین خوشیهای روزگار این بود که هر صبح با گلوی خشک میگفتیم:
صلى الله علیک یا اباعبدالله
#امام_حسین
#نهضت_حسینی
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
بیا پناه ما
✍نجمه صالحی
سخت میگذرد بیتو روزگار
بی مستجار است، دست مستجیر
بیرنگ و روست، دیر میگذرد جمعهها
اصلا قرار بود جمعه بیایی امیر ما!
سر بیپناه است بیتو، ای سر پناه
#محرم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI