eitaa logo
انباز
276 دنبال‌کننده
413 عکس
81 ویدیو
25 فایل
انباز: شریک، دوست، مانند و همتا، محبوب و معشوق. جایی کوچک برای فعالیت دینی ایتا: https://eitaa.com/anbaz60 تلگرام: https://t.me/anbaz60 ادمین: @Sajjaddinparast60 پست اول کانال: https://eitaa.com/anbaz60/2 وبلاگ: http://sdinparasti60.parsiblog.com/
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۶ دی ۱۴۰۰
صلوات مخصوصۀ حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها الصَّلَاةُ عَلَى السَّيِّدَةِ فَاطِمَةَ ع: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ فَاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَ نَبِيِّكَ وَ أُمِّ أَحِبَّائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ الَّتِي انْتَجَبْتَهَا وَ فَضَّلْتَهَا وَ اخْتَرْتَهَا عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ كُنِ الطَّالِبَ لَهَا مِمَّنْ ظَلَمَهَا وَ اسْتَخَفَّ بِحَقِّهَا وَ كُنِ الثَّائِرَ اللَّهُمَّ بِدَمِ أَوْلَادِهَا اللَّهُمَّ وَ كَمَا جَعَلْتَهَا أُمَّ أَئِمَّةِ الْهُدَى وَ حَلِيلَةَ صَاحِبِ اللِّوَاءِ وَ الْكَرِيمَةَ عِنْدَ الْمَلَإِ الْأَعْلَى فَصَلِّ عَلَيْهَا وَ عَلَى أُمِّهَا خَدِيجَةَ الْكُبْرَى صَلَاةً تُكْرِمُ بِهَا وَجْهَ أَبِيهَا مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ تُقِرُّ بِهَا أَعْيُنَ ذُرِّيَّتِهَا وَ أَبْلِغْهُمْ عَنِّي فِي هَذِهِ السَّاعَةِ أَفْضَلَ التَّحِيَّةِ وَ السَّلَامِ. 🥀
۱۶ دی ۱۴۰۰
هدایت شده از هادیانه ها
3⃣ 💢تنوع کار تبلیغی در مسجد💢 ✅ برخلاف تصور اولیه بسیاری از مبلغین و مردم، منبر و روضه، تنها یکی از فعالیت های متنوع یک مبلغ در یک مسجد است ✅ تبلیغ خوب و جامع یک روحانی که در یک مناسبت مذهبی وارد یک مسجد می شود می تواند از تنوع ذیل برخوردار باشد👇 1⃣🔹 و 2⃣🔹 مسجد با متولیان فرهنگی مسجد در قسمت آقایان 3⃣🔹 تکمیل این در قسمت خواهران 👈 ایجاد و تقویت تیم فرهنگی و تربیتی مسجد باید متناسب با شرایط و ظرفیت های موجود باشد 4⃣🔹 سرکشی به های فرهنگی بچه های مسجد مثل موکب و نمایشگاه و همراهی با ایشان 5⃣🔹 سرکشی به و تیم آشپزی و حلیم زنی و ... و تقویت روحیه ایشان 6⃣🔹 حضور در مسجد و استفاده از فرصت انس و گفتگوی دوستانه غیر رسمی 7⃣🔹 گفتگوها و های فردی با جوانان و نوجوانان 👈(این کار تاثیر فوق العاده ای داره و البته نیازمند برخی توانمندی ها است) 8⃣🔹جلسه و گپ و گفت رسمی 🔹+ جلسات غیر رسمی و ای در جمع جوانان و نوجوانان👌 9⃣🔹 همراهی در برنامه های و تفریحی جوانان مسجد 🔟🔹 ایجاد سیستمی و فردی در مجموعه مثل جلسات نهج البلاغه و سیر مطالعاتی و ... متناسب با ظرفیت های موجود 1⃣1⃣🔹 زمینه سازی با مجموعه و افراد خاص در دوران بعد از تبلیغ 2⃣1⃣🔹 شما اضافه کنید ... 📌 علاوه بر این ها، پرداختن مبلغ به و خارج از مجموعه مسجد، خود انواعی دارد با آثار مهمی که در پست بعدی به آن می پردازم ... @hadianeha
۱۷ دی ۱۴۰۰
هدایت شده از حدیثنا
👌دو نکته کلیدی برای کاسب‌هایی که می‌خواهند پولشان از پارو بالا برود! 🌿از عبدالرحمن بن سَیابه نقل شده است: 🔹وقتی پدرم سیابه از دنیا رفت، یکی از دوستان او نزد من آمد و درب خانه‌ام را زد. نزد او رفتم. به من تسلیت گفت و بعد گفت: آیا پدرت چیزی برایت باقی گذاشته؟ 🔹گفتم: نه. 🔹آن‌گاه کیسه‌ای به من داد که هزار درهم در آن بود و به من گفت: آن را به نیکی حفظ کن و اضافه‌اش را مصرف کن. 🔹من درحالی‌که شادمان بودم، نزد مادرم رفتم و ماجرا را برایش تعریف کردم. 🔹وقتی شب شد، نزد یکی از دوستان پدرم رفتم و او برایم کالاهای سابری1️⃣ خرید و من در مغازه‌ای نشستم [و کاسبی کردم.] آن‌گاه خداوند (جلّ‌وعزّ) خیر فراوانی روزی‌ام کرد. 🔹وقتی ایام حج فرا رسید، به دلم افتاد که به حج بروم. پس نزد مادرم رفتم و به او گفتم: به دلم افتاده که به مکه بروم. مادرم گفت: پس درهم‌های فلانی را هم به او پس بده.2️⃣ 🔹من آن مبلغ را برداشتم، نزد دوست پدرم رفتم و آن را به او دادم؛ انگار من آن پول را به او می‌بخشیدم. 🔹دوست پدرم گفت: اگر فکر می‌کنی کم است، بیش‌ترش کنم؟ 🔹گفتم: خیر، اما من به دلم افتاده که به حج بروم، دوست داشتم که مالت پیش خودت باشد.3️⃣ 🔹بعد، (از شهرم به سوی مکه) خارج شدم و اعمال حجم را به‌جا آوردم. سپس به مدینه برگشتم و همراه مردم نزد امام صادق (علیه‌السلام) که اجازه‌ی جلسه‌ای عمومی را داده بودند، رفتم. 🔹من که یک جوان بودم، در انتهای جمعیت نشستم. مردم از ایشان سؤال می‌کردند و ایشان پاسخشان را می‌دادند. 🔸وقتی جمعیتِ دورشان خلوت شد، به من اشاره فرمودند. من نزدیکشان رفتم. آن‌گاه حضرت به من فرمودند: «آیا حاجتی داری؟» 🔹عرض کردم: فدایتان شوم، من عبدالرحمن پسر سَیابه هستم. 🔸حضرت به من فرمودند: «پدرت چه می‌کند؟» 🔹عرض کردم: از دنیا رفته است. 🔸ایشان ناراحت شدند و بر او رحمت فرستادند. سپس به من فرمودند: «آیا چیزی از خود باقی گذاشته است؟» 🔹عرض کردم: خیر. 🔸فرمودند: «پس، از کجا (آوردی که) حج انجام دادی؟» 🔹من شروع کردم و داستان آن مرد (دوست پدرم) را تعریف کردم. 🔸هنوز سخنم تمام نشده بود که حضرت به من فرمودند: «با آن هزار درهم چه کردی؟» 🔹عرض کردم: آن را به صاحبش بازگرداندم. 🔸حضرت به من فرمودند: «خوب کردی!» 🔸بعد فرمودند: «یک توصیه به تو نکنم؟» 🔹عرض کردم: بفرمایید، فدایتان شوم. 🔸فرمودند: «بر تو باد: "راست‌گویی" و "ادای امانت"؛ که این‌چنین، با مردم در اموالشان شریک می‌شوی.» و حضرت (در همین حین) انگشتانشان را در میان یک‌دیگر قرار دادند. 👈من این توصیه را از ایشان حفظ کردم4️⃣ و بر اثر (عمل به) آن، سیصدهزار درهم زکاتِ (اموالم) را پرداخت کردم.5️⃣ 📚الکافي، ج۵، ص۱۳۴ 📝پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ 1️⃣سابر، عربی‌شده‌ی شاپور، شهری در ولایت فارس بوده است. فارس نیز منطقه‌ای وسیع بوده و شامل استان‌های فارس، بوشهر، هرمزگان، کهگیلویه‌وبویراحمد، یزد و بخشی از خوزستان کنونی می‌شده است. 2️⃣معلوم می‌شود که در آن مدت، به‌واسطه‌ی کسب و کارش، اوضاع مالی‌اش آن‌قدر بهبوده یافته بوده که مستطیع شود و بتواند مخارج حج را تأمین کند. 3️⃣قصدش این بوده که دینی گردنش نباشد و وقتی به زیارت خانه خدا می‌رود، حق‌الناسی به‌عهده‌اش نباشد. 4️⃣یعنی به‌خاطر سپردم و به آن عمل کردم. 5️⃣یعنی بر اثر عمل به این دو سفارش حضرت امام صادق (علیه‌السلام)، آن‌قدر ثروتش زیاد شده بود که سیصد برابر آن‌چه دوست پدرش به او داده بود، زکاتِ اموالش شده بود. 📝پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ ♦️ارتباط عمل به این دو سفارش (راست‌گویی و امانت‌داری) این است که سرمایه اصلی کاسب، در درازمدت، "اعتماد مردم" و "اعتماد بازار" است. 🔺آن‌چه موجب این اعتماد عمیق و این یگانگی (مثل انگشتان دو دست که در هم فرو رفته‌اند) می‌شود، "صداقت" و "امانت" است؛ 👈این‌که دیگران ببینند او "صادق" است؛ حرفش حق است و دروغ و نیرنگی در کارش نیست 👈و این‌که ببینند او "امین" است؛ می‌شود رویش حساب کرد و به او اعتماد نمود. 🔺این‌چنین است که: 👈مشتریانش زیاد می‌شوند و خود، تبلیغ او را خواهند کرد و فروشش به‌صورت تصاعدی زیاد خواهد شد 👈و بازاریان نیز به او اعتماد می‌کنند، روی حرفش حساب می‌کنند، حرفش برایشان تضمین خواهد بود، جنسش را تأمین می‌کنند، چکش را برگشت نمی‌زنند، اگر دچار مشکلی شود، دستش را می‌گیرند و... 💠 جرعه‌ای از احادیث کمترشنیده‌شده اهل‌بیت ﴿علیهم‌السلام﴾ در «حـدیـثـنـا»: 💠 @hadithona
۱۸ دی ۱۴۰۰
زمانی که ما به چه گفتن فکر می‌کنیم، کسانی هستند که به چرایی سخن و سکوت فکر می‌کنند. زمانی که ما به سخن گفتن مشغولیم، کسانی هستند که به سکوت مشغولند. زمانی که ما به کارهای خوبی فکر می‌کنیم، کسانی هستند که به چرایی و چگونگی خوب بودن فکر می‌کنند. زمانی که ما خیال‌پردازی می‌کنیم، کسانی هستند که به فکر کردن .... فکر می‌کنند.
۲۱ دی ۱۴۰۰
🖋 توجه، متوجه در «توجه» و «متوجه»، حرف «ه» ملفوظ است؛ یعنی «ه» تلفظ می‌شود (واجِ /h/ است). بنابراین، بنویسیم: ✅ توجهم جلب شد. ننویسیم: ⛔️ توجه‌ام* جلب شد. بنویسیم: ✅ متوجهی؟ ننویسیم: ⛔️ متوجه‌ای*؟ بنویسیم: ✅ او متوجهِ این موضوع بود. ننویسیم: ⛔️ او متوجهٔ* این موضوع بود. https://t.me/SadeNevisi/1536
۲۶ دی ۱۴۰۰
تماميت مردانگى.. مرحوم صفایی نقل میکنه: ‏ يكى از دوستان بزرگوار كه از جمع بنى هندل درخشيده بودند و مردانگى را آبرودار بودند، هميشه براى من آموزنده بوده است. او پس از مرگ تصادفى دوستش، مى‏خواست كه زندگى آن‏ها را بچرخاند و می خواست كه با عزت آن‏ها را حمايت نمايد. پس از مراسم با شكستگى و شرمندگى به خانواده‏ى مصيبت زده‏ى دوستش ابراز داشت كه مى‏خواهم به شما چيزى بگويم و ناچارم از شما چيزى بخواهم. فلانى مبالغ زيادى به من وام داده بود و حتى از من سند و شاهدى هم نگرفته بود و حالا كه رفته بار من سنگين شده و در برابر وارث او وامدارم. خواهش می کنم كه مرا مراعات كنيد و به اقساط ماهيانه از من بگيريد؛ چون گرفتارم و توان پرداخت يك‏جا را ندارم. آن خانواده با عزت و حتى غرور، اين ماهيانه را به خيال مطالبه دريافت كرد و تا آخر از راز كار واقف نشد. اين‏گونه نوشيدن رنج‏ها و تلخى‏ها است كه تماميت مردانگى را به فتوت و جوان‏مردى پيوند میزند.
۲۸ دی ۱۴۰۰