🚩 نگاهی گذرا به حوزه علمیه اصفهان/ بخش نخست
💠 دوران درخشانِ فرهنگی و مذهبی اصفهان
🔹 #اصفهان در طول تاریخ پس از اسلام دو دورهی درخشانِ فرهنگی و مذهبی داشته است: اول از قرن چهارم تا قرن ششم که بیشتر مردم این شهر سنی بودند.
🔹 در این دوره اصفهان مرکز علوم و معارف اسلامی بود و طلاب علوم دینی از شهرهای مختلف به این شهر مسافرت میکردند. در این دوره، علمای اصفهان در میان #فقها به «طبقة اصبهانیین» معروف بودند.
🔹 دوره دیگر از قرن یازده تا چهارده هجری است که اکثر مردم این شهر شیعه هستند. در این دوره نیز اصفهان به مرکز جریانهای مختلف فکری و فرهنگی شیعه تبدیل شد و به طور خاص حوزه علمی شیعی در این دوره در اصفهان شکل گرفت.
🔰 شکلگیری #حوزه_علمیه_اصفهان
1️⃣ دوره #صفویه
🔹 در دوره صفویه فشار حکومت عثمانی بر شیعیان و به طور خاص عالمان شیعه جبل عامل سبب شد که برخی از علمای آن دیار به ایران مهاجرت کنند. شاه طهماسب اول نیز نقش مهمی در استقبال از این عالمان داشت.
🔹 از جمله این افراد میتوان به على بن هلال منشار کرکی عاملی (۹۸۴) و حسین بن عبدالصمد حارثی (۹۸۴) شاگرد شهید ثانی و پدر شیخ بهایی اشاره کرد. فرد اول در اصفهان به مقام #شیخ_الاسلامی منصوب شد و دومی نیز سه سال در اصفهان به تدریس اشتغال داشت.
🔹 پس از شاه طهماسب اول، توجه کمتری به حوزه علمیه شیعه شد و حتی در دوره شاه اسماعیل دوم به دلیل تمایل وی به اهل سنت، عالمان شیعی در انزوا قرار گرفتند و حتی شاه در صدد قتل آنها بر آمد.
🌐 https://www.asbaat.ir/?p=3857
🆔 @asbaat_ir
🚩 نگاهی گذرا به #حوزه_علمیه_اصفهان/ بخش ششم
💠 جریانها و ویژگیهای #مکتب_فلسفی_اصفهان/ قسمت نخست
🔰 نقش پررنگ #میرداماد در گسترش مکتب فلسفی اصفهان
🔺 فلاسفه و حکمای این دوره اصفهان در عصر #صفویه روح تازهای به کالبد فلسفه دمیدند و مکتب تازهای را که بعدها به نام مکتب اصفهان معروف شد، پایهریزی کردند.
🔺 مکتب فلسفی اصفهان نگرشی نو به #فلسفه_اسلامی و ایرانی داشت و در واقع می توان آن را تجدید حیات فلسفه در جهان اسلام دانست. این مکتب با میرداماد آغاز شد و به جرأت میتوان گفت که اگر میرداماد نبود، حوزه فلسفی اصفهان به این شکل که اکنون شناخته شده است، شکل نمیگرفت.
🔺 وی با هماهنگ کردن تفکر برهانی و احوال #عرفانی، توانست «حکمت یمانی» را پایهریزی و با #فلسفه_یونانی که تنها بر عقل متکی بود مقابله کند؛ تلاش او در این راستا تا جایی حائز اهمیت است که وی را «#معلم_ثالث» خواندهاند.
🔺 میرداماد میان تفکر عقلی #ابن_سینا با اندیشههای #اشراقی و عرفانی #ابن_عربی هماهنگی میدید و گویی وحدت خاصی میان جنبههای فلسفه مشایی و حکمت #سهروردی در تفکر او ایجاد شده بود.
🌐 https://www.asbaat.ir/?p=3974
🆔 @asbaat_ir
🚩 نگاهی گذرا به #حوزه_علمیه_اصفهان/ بخش هشتم
💠 جریانها و ویژگیهای #مکتب_فلسفی_اصفهان/ قسمت سوم
🔰 جریانهای فلسفی اصفهان در دوران #صفویه
🔹 در اصفهانِ دوران صفویه با شش جریان فلسفی شاخص روبرو هستیم:
1️⃣ مدرسه فلسفی #میرداماد (حکمت یمانی):
🔹 اندیشههای فلسفی وی به برخی از شاگردان او منتقل شد و آنان به دیدگاههای او پایبند ماندند. البته #ملاصدرا نیز خود از شاگردان مکتب فلسفی میرداماد بود؛ اما با تأسیس مکتب و مشرب فلسفی جدیدی راه خود را از استادش جدا کرد.
🔹 در نهایت مکتب فلسفی میرداماد به جز در بین چند تن از شاگردان او تداوم تاریخی نیافت. از میان شاگردان میرداماد میتوان به سید احمد بن زین العابدین علوی و قطب الدین محمد اشکوری، معروف به شریف لاهیجی و ملا شمسای گیلانی اشاره کرد. این افراد نیز دارای تأليفانی بودهاند که در این زمینه میتوان به کتب تراجم، رجال و منابع کتابشناسی مراجعه کرد.
2️⃣ مدرسه فلسفی #شیخ_بهایی (حکمت ایمانی):
🔹 شیخ بهاءالدين محمد عاملی (۱۰۳۰) هر چند مانند دو فیلسوف هم عصرش فیلسوف به شمار نمیرود و اثر فلسفی مشهوری از او مانند آنان در دست نیست؛ اما از مجموعه آراء و اندیشههای او در ضمن آثاری مانند اربعين حديثا، کشکول، کلیات اشعار و نیز رسائل مفرده مانند رساله در وحدت وجود و رساله در ابطال جزء لايتجزا، میتوان به مشی حکمی- عرفانی او پی برد. شیخ از جمیع اسلاف خود در تحقق بخشیدن به اندیشه وحدت معرفت و در بسط و گسترش آثار وجدانی گوی سبقت را ربوده است.
🔹 وی شاگردان بسیاری را تربیت نمود که از جمله آنان میتوان به ملامحمدتقی مجلسی، ملاصدرا، نظام الدين ساوجی، میرزا رفيعا نائینی، ملا صالح مازندرانی و ادهم خلخالی اشاره کرد.
3️⃣ مدرسه فلسفی #میرفندرسکی (حکمت تطبیقی):
🔹 میر ابوالقاسم میرفندرسکی(۱۰۵۰) در اصفهان به چند نسل از شاگردان فلسفه و کلام تدریس میکرد. با این حال شخصیت و مشی فکری وی هنوز هم در هالهای از ابهام باقی مانده است.
🔹 وی به ترجمه متنهای #سانسکریت به فارسی همت کرد و شاهزاده داراشکوه به واسطه همین اقدام وی معروف شد. گفته شده که میرفندرسکی #مشایی بوده و شاگردان وی نیز بیشتر به این مکتب فلسفی متمایل بودهاند.
🔹 از میان شاگردان وی میتوان به ملا رجبعلی تبریزی (۱۰۸۰)، آقاحسین خوانساری (۱۰۹۸)، ملامحمدباقر سبزواری (۱۰۹۰)، میرزا رفيعا نائینی (۱۰۸۲)، ملا محمد کاظم طالقانی (۱۰۹۴)، عطاءالله رودسری (۱۰۸۰) و میرزا ابوجعفر کافی اشاره کرد. از هر کدام از این افراد آثار زیادی باقی مانده است.
ادامه دارد ...
🌐 https://www.asbaat.ir/?p=3974
🆔 @asbaat_ir
🚩 نگاهی گذرا به #حوزه_علمیه_اصفهان/ بخش نهم
💠 جریانها و ویژگیهای #مکتب_فلسفی_اصفهان/ قسمت چهارم
🔰 جریانهای فلسفی اصفهان در دوران #صفویه
4️⃣ مدرسه فلسفی ملاصدرای شیرازی (#حکمت_متعالیه):
🔹 مکتب فلسفی ملاصدرا در ابتدا با استقبال روبرو نشد و تقریبا دو نسل پس از خود ملاصدرا گسترش یافت و از آن زمان تاکنون رونق دارد.
🔹 با مطالعه آثار فیلسوفان اسلامی قرون یازدهم و دوازدهم هجری و شرایط فرهنگی و اجتماعی حاکم بر آن زمان معلوم میشود که پس از فوت ملاصدرا سالیان متمادی در حوزههای فلسفی هنوز افكار #ابن_سینا رواج داشته و توجهی به افکار ملاصدرا نمیشده است.
🔹 توجه به آثار ابن سینا و نقد و تعرض به برخی آرای ملاصدرا در نوشتههای خوانساری، میرفندرسکی و ملارجبعلی تبریزی دیده میشود.
🔹 هرچند معلوم نیست که از چه زمانی افکار ملاصدرا به گونه رسمی در حوزه اصفهان مطرح شد و کتب و متون صدرا مانند #اسفاراربعه محل توجه مدرسان حکمت قرار گرفت، اما شکی در این نیست که بیش از یک قرن از وفات ملاصدرا گذشت تا این تفکر بتواند سایر مشارب فلسفی را در حوزههای علميه تحت الشعاع خود قرار دهد.
🔹 #استاد_همایی بر آن است که ملااسماعیل خواجویی و میرزا محمدتقی الماسی نخستین افرادی بودند که به تبیین نظرات ملاصدرا دست زدند.
🔹 پس از آنها نیز آقا محمد #بیدآبادی با شاگردی نزد این افراد رسما به تدریس کتب ملاصدرا اشتغال ورزید و در نهایت #ملاعلی_نوری آن را ترویج نمود.
🔹با این حال وی هیچ مدرکی برای این نظر ارائه نمیدهد. آنچه تاکنون از الماسی میشناسیم، کتاب بهجةالاولياء و رسائلی در موضوعات فقهی و دیوان اشعار است.
🔹 وی همچنین استاد آقا محمد بیدآبادی در علوم نقلی بوده و در زهد و اعراض از دنیا ممتاز بوده است. با این حال شاهدی بر توجه وی به آثار صدرا در آثارش دیده نمیشود.
🔹 از ملا اسماعيل خواجویی نیز آثار بسیاری در دست است. وی مدرس نامآور شفای ابن سینا نیز بوده، ولی توجهی به آثار ملاصدرا نداشته است و همچنین در آثار خود نیز هیچگاه از او یاد نکرده و بلکه در موارد مختلف نظراتی برخلاف دیدگاه ملاصدرا ارائه میکند.
🔹 با این حال تردیدی نیست که همانطور که مرحوم همایی نیز گفتهاند، آقا محمد بیدآبادی به آثار ملاصدرا توجه خاصی نشان داد و بر اسفار حواشی نوشت و نظر شاگردان خود را به آثار ملاصدرا جلب نمود و در نهایت بزرگترین وارث بیدآبادی در حکمت، یعنی ملاعلی نوری با بیش از نیم قرن تدریس رسما افکار ملاصدرا را در حوزه اصفهان ترویج داد.
ادامه دارد ...
🌐 https://www.asbaat.ir/?p=3974
🆔 @asbaat_ir
🚩 نگاهی گذرا به #حوزه_علمیه_اصفهان/ بخش دهم
💠 جریانها و ویژگیهای #مکتب_فلسفی_اصفهان/ قسمت پنجم
🔰 جریانهای فلسفی اصفهان در دوران #صفویه
5️⃣ مدرسه فلسفی ملارجب علی تبریزی (حکمت تنزیهی):
🔺 وی با پرورش شاگردانی مانند قاضی سعید قمی، فاضل سراب، ملاعباس مولوی، فرجعلی خان حکیم، ملاحسن لنبانی، ملا صادق اردستانی، محمدحسن قمی و امیر قوام الدین رازی و دیگران تأثیر بسیاری بر روند مکتب فلسفی اصفهان گذاشت، این جریان فکری از حیث روش، اسلوب و مفاد در تقابل با #فلسفه_صدرایی بوده و حتی گاه اندیشههای متفردی نیز دارد.
6️⃣ مدرسه فلسفی مشائیان جدید (حکمت نومشایی):
🔺 همان گونه که حوزه فلسفی #میرداماد خود به دو گروه شارحان آرای میر و گروه #ملاصدرا و پیروانش انشعاب یافت، میتوان گفت که دستپروردگان میرفندرسکی نیز دو گروه شدهاند.
🔺 گروهی طریقه فلسفی حکیم تبریزی را در پیش گرفتند و گروهی کاملا به روش فلسفی #شیخ_الرئیس وفادار ماندند و با تدریس و تربیت شاگردان و نوشتن حواشی و شروح بر آثار شیخ به پارهای از آراء ابداعی صدرا خرده گرفته و به دفاع از فلسفه استدلالی مشایی پرداختند.
🔺 از فیلسوفان مشایی و شارحان حکمت سینوی حوزه اصفهان میتوان به آقا حسین خوانساری، علامه سبزواری، میرزا رفيعا نائینی و حکیم لنجانی اشاره کرد.
🔺 از بین این شش مدرسه، مدرسه فلسفی ملاصدرا و ملا رجبعلی تبریزی با هم تقابل جدیتری داشته و نسبت به دو جریان دیگر استمرار تاریخی بیشتری داشتهاند.
🔺 هرچند نیمه دوم قرن یازدهم و بخشی از اوایل قرن دوازدهم آرای ملا رجبعلی تبریزی و شاگردانش بر حوزه فلسفی اصفهان سیطره داشت، ولی با ظهور بیدآبادی و نهایتا #ملاعلی_نوری و شاگردانش #حکمت_متعالیه به مهمترین و برجستهترین نفكر فلسفی در ایران و تفکر شیعی تبدیل شد. با این حال تفکرات ملا رجبعلی تبریزی در دورههای بعد نیز تأثیرگذار بود و به شکلگیری جریانهای فکری خاصی انجامید.
ادامه دارد ...
🌐 https://www.asbaat.ir/?p=3974
🆔 @asbaat_ir
🚩 نگاهی گذرا به #حوزه_علمیه_اصفهان/ بخش یازدهم
💠 جریانها و ویژگیهای #مکتب_فلسفی_اصفهان/ قسمت ششم
🔰تصوف و عرفان اصفهان در دوران #صفویه
🔺 هر چند در عرف قديم، اهل عرفان بین #تصوف و #عرفان تفاوتی قائل نبودند و این هر دو خوب یا بد، بیشتر یک چیز شمرده میشد؛ اما نمیتوان انکار کرد که در طول تاریخ پارهای از ملاحظات اجتماعی سبب تحولات و تغییراتی در کاربرد واژههای مذکور شد و حساب «عارفان» از «صوفيان » را جدا نمود.
🔺 به گونهای که یکی بار مثبت و دیگری بار منفی به خود گرفت. پارهای رفتارهای زشت برخی از صوفیان، از جمله #صوفیه-قزلباش در این جداسازیها و نیز در واکنشهای تند عالمان شیعی نسبت به تصوف بیتأثیر نبود.
🔺 بحث ما درباره عرفان در حوزه اصفهان به عصر صفویه و پس از آن مربوط است. البته ردّپای عارفان مسلمان اصفهانی را میتوان از همان قرون اولیه اسلامی در این شهر دید که یا مانند محمد بن يوسف بن معدان بن سلیمان معروف به عروس الزهاد (۱۸۴) پیرو مکتب زهد کوفی بودهاند یا مانند محمد بن يوسف بنا (۲۸۶) صاحب کتاب «معاملات القلوب» و شاگردش على بن سهل اصفهانی (۳۰۷) و سبط او حافظ ابونعیم اصفهانی (۴۳۰) از مشایخ صوفیه بودهاند.
🔺 همچنین میتوان پیش از عصر صفوی از خاندان #ابن_ترکه_اصفهانی به ویژه افضل الدین ابوحامد صاحب #قواعد_التوحيد و نواده او صائن الدین علی ترکه اصفهانی (۸۳۵) صاحب #التمهید یاد کرد که آثار مهمی در مباحث عرفان نظری نیز داشتهاند.
🔺 از میان سلسلههای معروف صوفیه در اصفهان تا قبل از حکومت صفویان نیز میتوان به سلسلههای #شطاریه و #سهروردیه اشاره کرد. از جمله صوفیان و عارفان متعلق به آنها مسعود بن عبد الله بيضاوی معروف به بابا رکنای شیرازی (۷۶۹) بوده است.
🌐 https://www.asbaat.ir/?p=3974
🆔 @asbaat_ir
🔰 #حوزه_سکولار/ بخش نخست
📝 #یادداشت| نفوذ اندیشه #سکولاریسم دربدنه حوزههای علمیه
🔺 جداسازی روحانیت از سیاست و در نتیجه، بیرون راندن این نهاد از عرصه اجتماع و فرهنگ و همینطور تضییق و تحدید فعالیتهای روحانیان از نقشههای دشمنان به شمار میآید.
🔺 با عملی ساختن این توطئه، وظیفه حوزهها فقط در کنج حجرهها و یا حداکثر در محراب مسجد معنا مییابد و بدینگونه پای روحانیت از اجتماع و #سیاست قطع میشود. این توطئه را میتوان در قالب همان تئوری «نفوذ اندیشه سکولاریسم در بدنه حوزههای علمیه» مورد اشاره قرار داد.
🔺 در این مورد باید گفت كه تنها جایی كه دعوای دین و دولت از همان آغاز بر جدایی و تفكیك وظایف دینی و سیاسی استوار بود، تاریخ مسیحیت و دنیای غرب است.
🔺 كلیسا با پذیرش نظریه «دو شمشیر» قلمرو امپراطور را از قلمرو كلیسا جدا كرده و آن را به رسمیت میشناسد. اما روحانیّت شیعه و حوزههای علمیه؛ برخلاف روحانیّت مسیحی و كشیشهای كلیسا، سیاست و حكومت را جدا از دیانت ندانستهاند. آنها به فراخور موقعیت و مصلحت، هم در مسایل سیاسی و هم در مسایل حكومتی، نقش پررنگی داشتند.
🔺 روحانیان برای ایفای نقشهای سیاسی در برابر دولت از برگهای برندهای برخوردار بودند كه اقشار دیگر آن را دارا نبودند كه از جمله آن میتوان به اموری از قبیل «استقلال مالی از دولتها» و «قدرت مذهبی آنها در قالب صدور احكام و فتواها» اشاره نمود.
🔺 این مسائل باعث میشد تا روحانیّت نقش مهمی در رویدادهای سیاسی كشور ایفا نمایند. از آغاز قرن نوزدهم میلادی، روحانیان به طور فعال در رویدادهای مهم سیاسی كشور مشاركت كردند و این امر آنها را به پیشینه و تجربهسیاسی مهمی مجهز كرد.
🔺 بدین ترتیب قشری كه به امور سیاسی كشور وقوف كامل دارند، توانستند بسیاری از جریانها را هدایت كنند. نقطه شروع این گونه اقدامات، همان جنگهای ایران و روس بود كه باعث مشكلتر شدن روحانیون و اعتلای جایگاه سیاسی و اجتماعی آنها شد.
🔺 البته در عصر #صفویه، تعامل و نزدیكی روحانیّت و دولت، چشمگیرتر از هر دورانی بود. ولی این تعامل، صرفاً جنبه آیینی و آموزهای داشت.
🔺 در دوران حكومت صفویه، پس از هزار سال زندگی در مبارزه با سلاطین و حكام عمدتاً سنی مذهب، شاهد شكلگیری حكومتی شدند كه اولا شیعی مذهب بود و ثانیاً درگیر نبرد با سلاطین سنی عثمان بود.
🔺 این نزدیكی در طول دوران صفویه به ویژه پس از گرایش فكری #اخباریگری در میان عالمان شیعی، كاملاً مشهود است و به طور كلی میتوان اهمیت این دوران را در تقویت جنبه متشرعانهتر تشیع در مقایسه با سیمای متصوفانهای دانست كه در طول مبارزه با سلاطین سنی مذهب گذشته با #تشیع در آمیخته بود در دیگر دوران نیز رابطه حوزهها و دولت، بر اساس مصالحی از قبیل حفظ اسلام و مسلمین ادامه داشت.
🔺 این روند تا پیش از #انقلاب_اسلامی كم و بیش، پیگیری میشد. در هر صورت هرچند همواره روحانیت اصیل حضوری معتنابه در عرصه سیاست داشته است، اما نباید انکار کرد که دشمنان نیز بیکار ننشسته و با تلاش جهت ترویج سکولاریسم در حوزه های علمیه آن هم با استعانت جستن از سوی عدهای آفتزده #متحجر، به عملی ساختن خواستههای خود مبادرت میورزند.
✍️ حجت الاسلام علی اکبر عالمیان
ادامه دارد ...
🌐 https://www.asbaat.ir/?p=4541
🆔 @asbaat_ir
🚩 نگاهی گذرا به #حوزه_علمیه_اصفهان/ بخش دوازدهم
💠 جریانها و ویژگیهای #مکتب_عرفانی_اصفهان/ قسمت نخست
🔺 در زیر به سه جریان عمده عرفانی و معنویتگرا و ویژگیهای آنها در دوران #صفویه اشاره میشود و از برخی از بزرگان هر جریان نیز نام برده میشود.
1️⃣ #تصوف_خانقاهی و سلسلهای
🔹 از جمله فرق صوفیه از دوران صفویه به بعد، میتوان به سلسلههای #ذهبیه، نعمتاللهیه، چشتیه و اویسیه اشاره کرد. صوفیانی مانند حسینعلی شاه اصفهانی، مشتاق علیشاه، سعادت علیشاه، شیخ مؤذن خراسانی، شیخ نجیبالدین تبریزی، شیخ علی اصطهباناتی، و سید قطبالدین نیریزی، رستم بیک، ایزد گشسب، ملاحسن آرندی نائینی و محمد جواد سرجویی بیدآبادی از جمله برزگان این سلسلهها بودهاند.
🔹 حاکمان صفوی با اینکه در اصل با ادعای تصوف و به مدد #صوفیان_قزلباش به حکومت رسیدند، از دوره شاه طهماسب به بعد به صوفیان قزلباش سخت گرفتند و برای حفظ حکومت خود و جلوگیری از شورشهای احتمالی، آنها را از مناصب دولتی کنار گذاشتند.
🔹 کار به اینجا نیز خاتمه نیافت و با قدرت گرفتن فقهای شیعه در حکومت صفوی و ردیه نویسیهای آنها بر ضد تصوف عرصه چنان بر آنها تنگ شد که حتی برخی از آنها مجبور شدند از ایران مهاجرت کنند. همچنین صفویان برای حفظ حکومت خود از گرم شدن بازار طریقههای دیگر صوفیه نیز در ایران جلوگیری کردند.
🔹 البته خود صوفیان نیز در این دوره به انحراف کشیده شدند و همین سبب انحطاط جریان تصوف خانقاهی در این دوره شد؛ نمونههایی از این انحطاط را میتوان در حکومتی شدن صوفیان، خاندانی شدن تصوف، گرایشهای غالیانه و تندروانه قزلباشان و لاابالیگری آنها مشاهده کرد.
🔹 در مجموع صوفیان صفوی به جز مواردی انگشتشمار، به دستهای دورهگرد تبدیل شدند که به کارهایی مانند قصهخوانی در معابر، گدایی و مناقبخوانی مشغول بودند.
🔹 البته در این دوران از بین صوفیان خانقاهی، ذهبیه به علت اخلاص در تشیع و تمسک به ولایت ائمه و همچنین به دلیل دودمانی نشدن و دوری از ثروت و قدرت توانستند در بین مردم به حیات خود ادامه دهند.
🔹 به گونهای که مرکز فعالیتهای اقطاب و مشایخ بزرگ سلسله ذهبيه مانند شیخ محمد على مؤذن خراسانی (قطب ۲۹)، شیخ نجیبالدين رضا تبریزی (قطب ۳۰)، شیخ علی نقی اصطهباناتی (قطب ۳۱) و سید قطب الدین نیریزی(قطب ۳۲) در اصفهان بوده است. در اواخر دوره صفویه سید قطب به شیراز رفته و از آن به بعد آن شهر مرکز فعالیتهای سلسله ذهبيه شد.
ادامه دارد ...
🌐 https://www.asbaat.ir/?p=4736
🆔 @asbaat_ir
🔖 #ائتلاف_های_سیاسی در جمهوری اسلامی ایران/ بخش نخست
🔰 دوران انقلاب #مشروطه
🔺 با نگاهی اجمالی به تاریخ معاصر ایران، تا پیش از انقلاب اسلامی بندرت میتوان نمونههایی از شکلگیری ائتلاف حزبی و یا اجماع و وفاقی پایدار میان کنشگران سیاسی، مشاهده نمود.
🔺 عرصهی اختلافات و تضادها با توجه به ساختار سلطنتی ایران، از آغاز شکلگیری سلسلهی #صفویه تا پایان دورهی قاجار، که هنوز ساختارهای سیاسی مستقل شکل نگرفته بودند، محدود به سطوح کلان سیاست، یعنی عمدتا میان شاه و دیگر درباریان نمود داشت.
🔺 به عبارتی همیشه یک طرف کشمکشها عمدتا شخص حاکم سیاسی یا #شاه بود و طرف دیگر نخبگان سیاسی کم و بیش وابسته قرار داشتند.
🔺 البته به تدریج از مشروطه به بعد، با ایجاد ساختارهای سیاسی جدید و نوین، نوع و سطح اختلافات نیز تغییر یافت و با شکلگیری گروهبندیهای سیاسی مستقل از #حکومت، اعم از احزاب و اصناف، عرصهی تضادها به این گروهبندیها نیز تسری یافت.
🔺 اولین مرحلهی دولت-ملتسازی در ایران را میتوان به تعبیری، پس از بر سر کار آمدن سلسلهی صفویه در سال ۱۵۰۱م/۹۰۷ ق دانست. پس از اینکه شاه اسماعیل، نخستین پادشاه این سلسله، مذهب شیعه را به عنوان دین رسمی ایران اعلام نمود، دگرگونیهای اجتماعی مهمی از جمله ایجاد یک حکومت قدرتمند و متمرکز پدید آمد و بنای اجتماعی - فرهنگی هویت ایرانی - شیعی ریخته شد.
🔺 بدین ترتیب جامعهی سیاسی ایران پس از صدها سال گسیختگی و فروپاشی ملی، توانست در وضعیتی قرار گیرد که امروزه از آن به وحدت ملی یاد میشود.
🔺 اما دولت صفویه، از دیدگاه برخی از محققین، بر اثر بحرانهای در هم تنیده شدهی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و کشمکش نخبگان بخشهای مختلف در سراسر امپراتوری ایران از هم پاشید و پس از کش و قوسهایی، سلسلهی #قاجاریه جایگزین آن شد.
ادامه دارد ...
🌐 https://www.asbaat.ir/?p=4795
🆔 @asbaat_ir