eitaa logo
پایگاه جریان‌شناسی اسباط
694 دنبال‌کننده
594 عکس
30 ویدیو
3 فایل
"اسباط"، پایگاه تخصصی جریان‌شناسی حوزه و روحانیت، وابسته به موسسه مطالعات راهبردی بعثت 💻 asbaat.ir 🔸 eitaa.com/asbaat_ir 📷 www.instagram.com/asbaat_ir 💠 @Asbaatadmin
مشاهده در ایتا
دانلود
🚩 نگاهی گذرا به حوزه علمیه اصفهان/ بخش نخست 💠 دوران درخشانِ فرهنگی و مذهبی اصفهان 🔹 #اصفهان در طول تاریخ پس از اسلام دو دوره‌ی درخشانِ فرهنگی و مذهبی داشته است: اول از قرن چهارم تا قرن ششم که بیشتر مردم این شهر سنی بودند. 🔹 در این دوره اصفهان مرکز علوم و معارف اسلامی بود و طلاب علوم دینی از شهرهای مختلف به این شهر مسافرت می‌کردند. در این دوره، علمای اصفهان در میان #فقها به «طبقة اصبهانیین» معروف بودند. 🔹 دوره دیگر از قرن یازده تا چهارده هجری است که اکثر مردم این شهر شیعه هستند. در این دوره نیز اصفهان به مرکز جریانهای مختلف فکری و فرهنگی شیعه تبدیل شد و به طور خاص حوزه علمی شیعی در این دوره در اصفهان شکل گرفت. 🔰 شکل‌گیری #حوزه_علمیه_اصفهان 1️⃣ دوره #صفویه 🔹 در دوره صفویه فشار حکومت عثمانی بر شیعیان و به طور خاص عالمان شیعه جبل عامل سبب شد که برخی از علمای آن دیار به ایران مهاجرت کنند. شاه طهماسب اول نیز نقش مهمی در استقبال از این عالمان داشت. 🔹 از جمله این افراد می‌توان به على بن هلال منشار کرکی عاملی (۹۸۴) و حسین بن عبدالصمد حارثی (۹۸۴) شاگرد شهید ثانی و پدر شیخ بهایی اشاره کرد. فرد اول در اصفهان به مقام #شیخ_الاسلامی منصوب شد و دومی نیز سه سال در اصفهان به تدریس اشتغال داشت. 🔹 پس از شاه طهماسب اول، توجه کمتری به حوزه علمیه شیعه شد و حتی در دوره شاه اسماعیل دوم به دلیل تمایل وی به اهل سنت، عالمان شیعی در انزوا قرار گرفتند و حتی شاه در صدد قتل آنها بر آمد. 🌐 https://www.asbaat.ir/?p=3857 🆔 @asbaat_ir
🚩 نگاهی گذرا به #حوزه_علمیه_اصفهان/ بخش ششم 💠 جریان‌ها و ویژگی‌های #مکتب_فلسفی_اصفهان/ قسمت نخست 🔰 نقش پررنگ #میرداماد در گسترش مکتب فلسفی اصفهان 🔺 فلاسفه و حکمای این دوره اصفهان در عصر #صفویه روح تازه‌ای به کالبد فلسفه دمیدند و مکتب تازه‌ای را که بعدها به نام مکتب اصفهان معروف شد، پایه‌ریزی کردند. 🔺 مکتب فلسفی اصفهان نگرشی نو به #فلسفه_اسلامی و ایرانی داشت و در واقع می توان آن را تجدید حیات فلسفه در جهان اسلام دانست. این مکتب با میرداماد آغاز شد و به جرأت می‌توان گفت که اگر میرداماد نبود، حوزه فلسفی اصفهان به این شکل که اکنون شناخته شده است، شکل نمی‌گرفت. 🔺 وی با هماهنگ کردن تفکر برهانی و احوال #عرفانی، توانست «حکمت یمانی» را پایه‌ریزی و با #فلسفه_یونانی که تنها بر عقل متکی بود مقابله کند؛ تلاش او در این راستا تا جایی حائز اهمیت است که وی را «#معلم_ثالث» خوانده‌اند. 🔺 میرداماد میان تفکر عقلی #ابن_سینا با اندیشه‌های #اشراقی و عرفانی #ابن_عربی هماهنگی می‌دید و گویی وحدت خاصی میان جنبه‌های فلسفه مشایی و حکمت #سهروردی در تفکر او ایجاد شده بود. 🌐 https://www.asbaat.ir/?p=3974 🆔 @asbaat_ir
🚩 نگاهی گذرا به / بخش هشتم 💠 جریان‌ها و ویژگی‌های / قسمت سوم 🔰 جریان‌های فلسفی اصفهان در دوران 🔹 در اصفهانِ دوران صفویه با شش جریان فلسفی شاخص روبرو هستیم: 1️⃣ مدرسه فلسفی (حکمت یمانی): 🔹 اندیشه­‌های فلسفی وی به برخی از شاگردان او منتقل شد و آنان به دیدگاه‌­های او پایبند ماندند. البته نیز خود از شاگردان مکتب فلسفی میرداماد بود؛ اما با تأسیس مکتب و مشرب فلسفی جدیدی راه خود را از استادش جدا کرد. 🔹 در نهایت مکتب فلسفی میرداماد به جز در بین چند تن از شاگردان او تداوم تاریخی نیافت. از میان شاگردان میرداماد می­‌توان به سید احمد بن زین العابدین علوی و قطب­ الدین محمد اشکوری، معروف به شریف لاهیجی و ملا شمسای گیلانی اشاره کرد. این افراد نیز دارای تأليفانی بوده‌­اند که در این زمینه می­‌توان به کتب تراجم، رجال و منابع کتاب‌شناسی مراجعه کرد. 2️⃣ مدرسه فلسفی (حکمت ایمانی): 🔹 شیخ بهاء­الدين محمد عاملی (۱۰۳۰) هر چند مانند دو فیلسوف هم­ عصرش فیلسوف به شمار نمی­‌رود و اثر فلسفی مشهوری از او مانند آنان در دست نیست؛ اما از مجموعه آراء و اندیشه­‌های او در ضمن آثاری مانند اربعين حديثا، کشکول، کلیات اشعار و نیز رسائل مفرده مانند رساله در وحدت وجود و رساله در ابطال جزء لايتجزا، می‌توان به مشی حکمی- عرفانی او پی برد. شیخ از جمیع اسلاف خود در تحقق بخشیدن به اندیشه وحدت معرفت و در بسط و گسترش آثار وجدانی گوی سبقت را ربوده است. 🔹 وی شاگردان بسیاری را تربیت نمود که از جمله آنان می­‌توان به ملامحمدتقی مجلسی، ملاصدرا، نظام­ الدين ساوجی، میرزا رفيعا نائینی، ملا صالح مازندرانی و ادهم خلخالی اشاره کرد. 3️⃣ مدرسه فلسفی (حکمت تطبیقی): 🔹 میر ابوالقاسم میرفندرسکی(۱۰۵۰) در اصفهان به چند نسل از شاگردان فلسفه و کلام تدریس می­‌کرد. با این حال شخصیت و مشی فکری وی هنوز هم در هاله­‌ای از ابهام باقی مانده است. 🔹 وی به ترجمه متن­‌های به فارسی همت کرد و شاهزاده داراشکوه به واسطه همین اقدام وی معروف شد. گفته شده که میرفندرسکی بوده و شاگردان وی نیز بیشتر به این مکتب فلسفی متمایل بوده‌­اند. 🔹 از میان شاگردان وی می­‌توان به ملا رجبعلی تبریزی (۱۰۸۰)، آقاحسین خوانساری (۱۰۹۸)، ملامحمدباقر سبزواری (۱۰۹۰)، میرزا رفيعا نائینی (۱۰۸۲)، ملا محمد کاظم طالقانی (۱۰۹۴)، عطاءالله رودسری (۱۰۸۰) و میرزا ابوجعفر کافی اشاره کرد. از هر کدام از این افراد آثار زیادی باقی مانده است. ادامه دارد ... 🌐 https://www.asbaat.ir/?p=3974 🆔 @asbaat_ir
🚩 نگاهی گذرا به #حوزه_علمیه_اصفهان/ بخش نهم 💠 جریان‌ها و ویژگی‌های #مکتب_فلسفی_اصفهان/ قسمت چهارم 🔰 جریان‌های فلسفی اصفهان در دوران #صفویه 4️⃣ مدرسه فلسفی ملاصدرای شیرازی (#حکمت_متعالیه): 👇👇👇 🆔 @asbaat_ir
🚩 نگاهی گذرا به / بخش نهم 💠 جریان‌ها و ویژگی‌های / قسمت چهارم 🔰 جریان‌های فلسفی اصفهان در دوران 4️⃣ مدرسه فلسفی ملاصدرای شیرازی (): 🔹 مکتب فلسفی ملاصدرا در ابتدا با استقبال روبرو نشد و تقریبا دو نسل پس از خود ملاصدرا گسترش یافت و از آن زمان تاکنون رونق دارد. 🔹 با مطالعه آثار فیلسوفان اسلامی قرون یازدهم و دوازدهم هجری و شرایط فرهنگی و اجتماعی حاکم بر آن زمان معلوم می­‌شود که پس از فوت ملاصدرا سالیان متمادی در حوزه­‌های فلسفی هنوز افكار رواج داشته و توجهی به افکار ملاصدرا نمی‌شده است. 🔹 توجه به آثار ابن ­سینا و نقد و تعرض به برخی آرای ملاصدرا در نوشته‌های خوانساری، میرفندرسکی و ملارجبعلی تبریزی دیده می­‌شود. 🔹 هرچند معلوم نیست که از چه زمانی افکار ملاصدرا به گونه رسمی در حوزه اصفهان مطرح شد و کتب و متون صدرا مانند محل توجه مدرسان حکمت قرار گرفت، اما شکی در این نیست که بیش از یک قرن از وفات ملاصدرا گذشت تا این تفکر بتواند سایر مشارب فلسفی را در حوزه­‌های علميه تحت الشعاع خود قرار دهد. 🔹 بر آن است که ملااسماعیل خواجویی و میرزا محمدتقی الماسی نخستین افرادی بودند که به تبیین نظرات ملاصدرا دست زدند. 🔹 پس از آنها نیز آقا محمد با شاگردی نزد این افراد رسما به تدریس کتب ملاصدرا اشتغال ورزید و در نهایت آن را ترویج نمود. 🔹با این حال وی هیچ مدرکی برای این نظر ارائه نمی­‌دهد. آنچه تاکنون از الماسی می­‌شناسیم، کتاب بهجة­الاولياء و رسائلی در موضوعات فقهی و دیوان اشعار است. 🔹 وی همچنین استاد آقا محمد بیدآبادی در علوم نقلی بوده و در زهد و اعراض از دنیا ممتاز بوده است. با این حال شاهدی بر توجه وی به آثار صدرا در آثارش دیده نمی­‌شود. 🔹 از ملا اسماعيل خواجویی نیز آثار بسیاری در دست است. وی مدرس نام­‌آور شفای ابن­ سینا نیز بوده، ولی توجهی به آثار ملاصدرا نداشته است و همچنین در آثار خود نیز هیچ­گاه از او یاد نکرده و بلکه در موارد مختلف نظراتی بر­خلاف دیدگاه ملاصدرا ارائه می­‌کند. 🔹 با این حال تردیدی نیست که همان­طور که مرحوم همایی نیز گفته­‌اند، آقا محمد بیدآبادی به آثار ملاصدرا توجه خاصی نشان داد و بر اسفار حواشی نوشت و نظر شاگردان خود را به آثار ملاصدرا جلب نمود و در نهایت بزرگ­ترین وارث بیدآبادی در حکمت، یعنی ملاعلی نوری با بیش از نیم قرن تدریس رسما افکار ملاصدرا را در حوزه اصفهان ترویج داد. ادامه دارد ... 🌐 https://www.asbaat.ir/?p=3974 🆔 @asbaat_ir
🚩 نگاهی گذرا به #حوزه_علمیه_اصفهان/ بخش دهم 💠 جریان‌ها و ویژگی‌های #مکتب_فلسفی_اصفهان/ قسمت پنجم 🔰 جریان‌های فلسفی اصفهان در دوران #صفویه 👇👇👇 🆔 @asbaat_ir
🚩 نگاهی گذرا به / بخش دهم 💠 جریان‌ها و ویژگی‌های / قسمت پنجم 🔰 جریان‌های فلسفی اصفهان در دوران 5️⃣ مدرسه فلسفی ملارجب علی تبریزی (حکمت تنزیهی): 🔺 وی با پرورش شاگردانی مانند قاضی سعید قمی، فاضل سراب، ملاعباس مولوی، فرجعلی خان حکیم، ملاحسن لنبانی، ملا صادق اردستانی، محمدحسن قمی و امیر قوام الدین رازی و دیگران تأثیر بسیاری بر روند مکتب فلسفی اصفهان گذاشت، این جریان فکری از حیث روش، اسلوب و مفاد در تقابل با بوده و حتی گاه اندیشه‌های متفردی نیز دارد. 6️⃣ مدرسه فلسفی مشائیان جدید (حکمت نومشایی): 🔺 همان گونه که حوزه فلسفی خود به دو گروه شارحان آرای میر و گروه و پیروانش انشعاب یافت، می‌توان گفت که دست‌پروردگان میرفندرسکی نیز دو گروه شده‌اند. 🔺 گروهی طریقه فلسفی حکیم تبریزی را در پیش گرفتند و گروهی کاملا به روش فلسفی وفادار ماندند و با تدریس و تربیت شاگردان و نوشتن حواشی و شروح بر آثار شیخ به پاره‌ای از آراء ابداعی صدرا خرده گرفته و به دفاع از فلسفه استدلالی مشایی پرداختند. 🔺 از فیلسوفان مشایی و شارحان حکمت سینوی حوزه اصفهان می‌توان به آقا حسین خوانساری، علامه سبزواری، میرزا رفيعا نائینی و حکیم لنجانی اشاره کرد. 🔺 از بین این شش مدرسه، مدرسه فلسفی ملاصدرا و ملا رجبعلی تبریزی با هم تقابل جدی‌تری داشته و نسبت به دو جریان دیگر استمرار تاریخی بیشتری داشته‌اند. 🔺 هرچند نیمه دوم قرن یازدهم و بخشی از اوایل قرن دوازدهم آرای ملا رجبعلی تبریزی و شاگردانش بر حوزه فلسفی اصفهان سیطره داشت، ولی با ظهور بیدآبادی و نهایتا و شاگردانش به مهمترین و برجسته‌ترین نفكر فلسفی در ایران و تفکر شیعی تبدیل شد. با این حال تفکرات ملا رجبعلی تبریزی در دوره‌ه‌ای بعد نیز تأثیرگذار بود و به شکل‌گیری جریان‌های فکری خاصی انجامید. ادامه دارد ... 🌐 https://www.asbaat.ir/?p=3974 🆔 @asbaat_ir
🚩 نگاهی گذرا به #حوزه_علمیه_اصفهان/ بخش یازدهم 💠 جریان‌ها و ویژگی‌های #مکتب_فلسفی_اصفهان/ قسمت ششم 🔰تصوف و عرفان اصفهان در دوران #صفویه 👇👇👇 🆔 @asbaat_ir
🚩 نگاهی گذرا به / بخش یازدهم 💠 جریان‌ها و ویژگی‌های / قسمت ششم 🔰تصوف و عرفان اصفهان در دوران 🔺 هر چند در عرف قديم، اهل عرفان بین و تفاوتی قائل نبودند و این هر دو خوب یا بد، بیشتر یک چیز شمرده می‌شد؛ اما نمی‌توان انکار کرد که در طول تاریخ پاره‌ای از ملاحظات اجتماعی سبب تحولات و تغییراتی در کاربرد واژه‌های مذکور شد و حساب «عارفان» از «صوفيان » را جدا نمود. 🔺 به گونه‌ای که یکی بار مثبت و دیگری بار منفی به خود گرفت. پاره‌ای رفتارهای زشت برخی از صوفیان، از جمله -قزلباش در این جداسازی‌ها و نیز در واکنش‌های تند عالمان شیعی نسبت به تصوف بی‌تأثیر نبود. 🔺 بحث ما درباره عرفان در حوزه اصفهان به عصر صفویه و پس از آن مربوط است. البته ردّپای عارفان مسلمان اصفهانی را می‌توان از همان قرون اولیه اسلامی در این شهر دید که یا مانند محمد بن يوسف بن معدان بن سلیمان معروف به عروس الزهاد (۱۸۴) پیرو مکتب زهد کوفی بوده‌اند یا مانند محمد بن يوسف بنا (۲۸۶) صاحب کتاب «معاملات القلوب» و شاگردش على بن سهل اصفهانی (۳۰۷) و سبط او حافظ ابونعیم اصفهانی (۴۳۰) از مشایخ صوفیه بوده‌اند. 🔺 همچنین می‌توان پیش از عصر صفوی از خاندان به ویژه افضل الدین ابوحامد صاحب و نواده او صائن الدین علی ترکه اصفهانی (۸۳۵) صاحب یاد کرد که آثار مهمی در مباحث عرفان نظری نیز داشته‌اند. 🔺 از میان سلسله‌های معروف صوفیه در اصفهان تا قبل از حکومت صفویان نیز می‌توان به سلسله‌های و اشاره کرد. از جمله صوفیان و عارفان متعلق به آنها مسعود بن عبد الله بيضاوی معروف به بابا رکنای شیرازی (۷۶۹) بوده است. 🌐 https://www.asbaat.ir/?p=3974 🆔 @asbaat_ir
🔰 / بخش نخست 📝 | نفوذ اندیشه دربدنه حوزه‌های علمیه 🔺 جداسازی روحانیت از سیاست و در نتیجه، بیرون راندن این نهاد از عرصه اجتماع و فرهنگ و همینطور تضییق و تحدید فعالیت‌های روحانیان از نقشه‌های دشمنان به شمار می‌آید. 🔺 با عملی ساختن این توطئه، وظیفه حوزه‌ها فقط در کنج حجره‌ها و یا حداکثر در محراب مسجد معنا می‌یابد و بدینگونه پای روحانیت از اجتماع و قطع می‌شود. این توطئه را می‌توان در قالب همان تئوری «نفوذ اندیشه سکولاریسم در بدنه حوزه‌های علمیه» مورد اشاره قرار داد. 🔺 در این مورد باید گفت كه تنها جایی كه دعوای دین و دولت از همان آغاز بر جدایی و تفكیك وظایف دینی و سیاسی استوار بود، تاریخ مسیحیت و دنیای غرب است. 🔺 كلیسا با پذیرش نظریه «دو شمشیر» قلمرو امپراطور را از قلمرو كلیسا جدا كرده و آن را به رسمیت می‌شناسد. اما روحانیّت شیعه و حوزه‌های علمیه؛ برخلاف روحانیّت مسیحی و كشیش‌های كلیسا، سیاست و حكومت را جدا از دیانت ندانسته‌اند. آنها به فراخور موقعیت و مصلحت، هم در مسایل سیاسی و هم در مسایل حكومتی، نقش پررنگی داشتند. 🔺 روحانیان برای ایفای نقش‌های سیاسی در برابر دولت از برگ‌های برنده‌ای برخوردار بودند كه اقشار دیگر آن را دارا نبودند كه از جمله آن می‌توان به اموری از قبیل «استقلال مالی از دولت‌ها» و «قدرت مذهبی آنها در قالب صدور احكام و فتواها» اشاره نمود. 🔺 این مسائل باعث می‌شد تا روحانیّت نقش مهمی در رویدادهای سیاسی كشور ایفا نمایند. از آغاز قرن نوزدهم میلادی، روحانیان به طور فعال در رویدادهای مهم سیاسی كشور مشاركت كردند و این امر آنها را به پیشینه و تجربه‌سیاسی مهمی مجهز كرد. 🔺 بدین ترتیب قشری كه به امور سیاسی كشور وقوف كامل دارند، توانستند بسیاری از جریان‌ها را هدایت كنند. نقطه شروع این گونه اقدامات، همان جنگ‌های ایران و روس بود كه باعث مشكل‌تر شدن روحانیون و اعتلای جایگاه سیاسی و اجتماعی آنها شد. 🔺 البته در عصر ، تعامل و نزدیكی روحانیّت و دولت، چشمگیرتر از هر دورانی بود. ولی این تعامل،‌ صرفاً جنبه آیینی و آموزه‌ای داشت. 🔺 در دوران حكومت صفویه، پس از هزار سال زندگی در مبارزه با سلاطین و حكام عمدتاً سنی مذهب، شاهد شكل‌گیری حكومتی شدند كه اولا شیعی مذهب بود و ثانیاً درگیر نبرد با سلاطین سنی عثمان بود. 🔺 این نزدیكی در طول دوران صفویه به ویژه پس از گرایش فكری در میان عالمان شیعی، كاملاً مشهود است و به طور كلی می‌توان اهمیت این دوران را در تقویت جنبه متشرعانه‌تر تشیع در مقایسه با سیمای متصوفانه‌ای دانست كه در طول مبارزه با سلاطین سنی مذهب گذشته با در آمیخته بود در دیگر دوران نیز رابطه حوزه‌ها و دولت،‌ بر اساس مصالحی از قبیل حفظ اسلام و مسلمین ادامه داشت. 🔺 این روند تا پیش از كم و بیش، پیگیری می‌شد. در هر صورت هرچند همواره روحانیت اصیل حضوری معتنابه در عرصه سیاست داشته است، اما نباید انکار کرد که دشمنان نیز بیکار ننشسته و با تلاش جهت ترویج سکولاریسم در حوزه های علمیه آن هم با استعانت جستن از سوی عده‌ای آفت‌زده ، به عملی ساختن خواسته‌های خود مبادرت می‌ورزند. ✍️ حجت الاسلام علی اکبر عالمیان ادامه دارد ... 🌐 https://www.asbaat.ir/?p=4541 🆔 @asbaat_ir
🚩 نگاهی گذرا به / بخش دوازدهم 💠 جریان‌ها و ویژگی‌های / قسمت نخست 🔺 در زیر به سه جریان عمده عرفانی و معنویت‌گرا و ویژگی‌های آنها در دوران اشاره می‌شود و از برخی از بزرگان هر جریان نیز نام برده می‌شود. 1️⃣ و سلسله­‌ای 🔹 از جمله فرق صوفیه از دوران صفویه به بعد، می­‌توان به سلسله­‌های ، نعمت‌­اللهیه، چشتیه و اویسیه اشاره کرد. صوفیانی مانند حسینعلی شاه اصفهانی، مشتاق علی­شاه، سعادت علی­شاه، شیخ مؤذن خراسانی، شیخ نجیب­‌الدین تبریزی، شیخ علی اصطهباناتی، و سید قطب­‌الدین نیریزی، رستم بیک، ایزد گشسب، ملاحسن آرندی نائینی و محمد جواد سرجویی بید­آبادی از جمله برزگان این سلسله­‌ها بوده‌­اند. 🔹 حاکمان صفوی با اینکه در اصل با ادعای تصوف و به مدد به حکومت رسیدند، از دوره شاه طهماسب به بعد به صوفیان قزلباش سخت گرفتند و برای حفظ حکومت خود و جلوگیری از شورش‌­های احتمالی، آنها را از مناصب دولتی کنار گذاشتند. 🔹 کار به اینجا نیز خاتمه نیافت و با قدرت گرفتن فقهای شیعه در حکومت صفوی و ردیه نویسی­‌های آنها بر ضد تصوف عرصه چنان بر آنها تنگ شد که حتی برخی از آنها مجبور شدند از ایران مهاجرت کنند. همچنین صفویان برای حفظ حکومت خود از گرم شدن بازار طریقه‌­های دیگر صوفیه نیز در ایران جلوگیری کردند. 🔹 البته خود صوفیان نیز در این دوره به انحراف کشیده شدند و همین سبب انحطاط جریان تصوف خانقاهی در این دوره شد؛ نمونه­‌هایی از این انحطاط را می‌­توان در حکومتی شدن صوفیان، خاندانی­ شدن تصوف، گرایش‌­های غالیانه و تندروانه قزلباشان و لاابالی­‌گری آنها مشاهده کرد. 🔹 در مجموع صوفیان صفوی به جز مواردی انگشت‌شمار، به دسته‌ای دوره‌گرد تبدیل شدند که به کارهایی مانند قصه­‌خوانی در معابر، گدایی و مناقب­‌خوانی مشغول بودند. 🔹 البته در این دوران از بین صوفیان خانقاهی، ذهبیه به علت اخلاص در تشیع و تمسک به ولایت ائمه و همچنین به دلیل دودمانی نشدن و دوری از ثروت و قدرت توانستند در بین مردم به حیات خود ادامه دهند. 🔹 به گونه­‌ای که مرکز فعالیت­‌های اقطاب و مشایخ بزرگ سلسله ذهبيه مانند شیخ محمد على مؤذن خراسانی (قطب ۲۹)، شیخ نجیب‌الدين رضا تبریزی (قطب ۳۰)، شیخ علی نقی اصطهباناتی (قطب ۳۱) و سید قطب الدین نیریزی(قطب ۳۲) در اصفهان بوده است. در اواخر دوره صفویه سید قطب به شیراز رفته و از آن به بعد آن شهر مرکز فعالیت­‌های سلسله ذهبيه شد. ادامه دارد ... 🌐 https://www.asbaat.ir/?p=4736 🆔 @asbaat_ir
🔖 در جمهوری اسلامی ایران/ بخش نخست 🔰 دوران انقلاب 🔺 با نگاهی اجمالی به تاریخ معاصر ایران، تا پیش از انقلاب اسلامی بندرت می‌توان نمونه­‌هایی از شکل­‌گیری ائتلاف حزبی و یا اجماع و وفاقی پایدار میان کنش‌گران سیاسی، مشاهده نمود. 🔺 عرصه­‌ی اختلافات و تضادها با توجه به ساختار سلطنتی ایران، از آغاز شکل­‌گیری سلسله‌­ی تا پایان دوره­‌ی قاجار، که هنوز ساختارهای سیاسی مستقل شکل نگرفته بودند، محدود به سطوح کلان سیاست، یعنی عمدتا میان شاه و دیگر درباریان نمود داشت. 🔺 به عبارتی همیشه یک طرف کشمکش­‌ها عمدتا شخص حاکم سیاسی یا بود و طرف دیگر نخبگان سیاسی کم و بیش وابسته قرار داشتند. 🔺 البته به تدریج از مشروطه به بعد، با ایجاد ساختارهای سیاسی جدید و نوین، نوع و سطح اختلافات نیز تغییر یافت و با شکل­‌گیری گروه­‌بندی­‌های سیاسی مستقل از ، اعم از احزاب و اصناف، عرصه­‌ی تضادها به این گروه‌­بندی­‌ها نیز تسری یافت. 🔺 اولین مرحله­‌ی دولت-ملت‌سازی در ایران را می­‌توان به تعبیری، پس از بر سر کار آمدن سلسله­‌ی صفویه در سال ۱۵۰۱م/۹۰۷ ق دانست. پس از اینکه شاه اسماعیل، نخستین پادشاه این سلسله، مذهب شیعه را به عنوان دین رسمی ایران اعلام نمود، دگرگونی­‌های اجتماعی مهمی از جمله ایجاد یک حکومت قدرتمند و متمرکز پدید آمد و بنای اجتماعی - فرهنگی هویت ایرانی - شیعی ریخته شد. 🔺 بدین ترتیب جامعه­‌ی سیاسی ایران پس از صدها سال گسیختگی و فروپاشی ملی، توانست در وضعیتی قرار گیرد که امروزه از آن به وحدت ملی یاد می­‌شود. 🔺 اما دولت صفویه، از دیدگاه برخی از محققین، بر اثر بحران‌های در هم تنیده شده­‌ی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و کشمکش نخبگان بخش­‌های مختلف در سراسر امپراتوری ایران از هم پاشید و پس از کش و قوس‌­هایی، سلسله­‌ی جایگزین آن شد. ادامه دارد ... 🌐 https://www.asbaat.ir/?p=4795 🆔 @asbaat_ir