eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
14.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
370 فایل
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیه_والنصر #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f
مشاهده در ایتا
دانلود
. بخوان زیارت ناحیه از غم دلدار بریز اشک و بزن ناله تا دم دیدار بخوان زیارت ناحیه از دل خونین که خون‌جگر شده مهدی زشیون بسیار بخوان زیارت ناحیه تا شوی زائر زیارتی به صد آه و به دیده‌ای خونبار بخوان زیارت ناحیه با مصیبتهاش که فاطمه به فغان آه می‌کشد هر بار بخوان زیارت ناحیه و بخوان قرآن دل آیه آیه شده «بِالعَشیِّ وَ الإِبکار» بخوان زیارت ناحیه از زبان دل چقدر بر دل زینب رسیده است آزار بخوان زیارت ناحیه برده‌اند او را به همره همۀ اهل بیت در بازار بخوان زیارت ناحیه برحسین او چه کرده است به کرببلایش استکبار بخوان زیارت ناحیه و بگو از جان که روز حادثه یاران نموده‌اند ایثار بخوان زیارت ناحیه یک یک یاران سرانشان همه رفته به نیزه و بر دار بخوان زیارت ناحیه ذبح گشته حسین کنار قتلگهش خواهری غمین و زار بخوان زیارت ناحیه کیست ثارالله کسی که عرش به مظلومی‌اش کند اقرار بخوان زیارت ناحیه روز عاشورا عزیزفاطمه شد پیش چشم حق انکار بخوان زیارت ناحیه صبح و شام بسوز سپاه عشق شده بی امیر و بی سردار بخوان زیارت ناحیه و بخوان (طاهر) چراکه مرثیه‌خوان خواسته تو را دادار ............................................
‍ ﷽ (ع) گریز_به_حضرت زهرا(س) 😭 ⬅️ ⬅️ ⬅️ ⬅️ ⬅️ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللهِ وَابْنَ ثارِهِ، وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِکَ، عَلَیْکُمْ مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ، یا اَباعَبْدِاللهِ شمارو می طلبم تو این ثواب شریک باشین شماهمه بگید یا اباعبدالله کم کم میان روضه تان پیرمی شوم آقا از زندگی بدون شماسیرمی شوم وقتی دلم برای شما تنگ می شود. هرجا که روضه ست سرازیرمی شوم من با حسین زنده به اشکم خداگواست با گریه بر شماست.که تکثیر می شود. وقتی که اشک دادی .اینجانشستم. یعنی که با نگاهی تو تقدیر می شوم یک روز پای عکس ضریح تو دق کنم.یک روز پای تو تصویر می شود جان2 نیمه جان بود و پشتِ مركبِ خود بوسه ای سنگ.بر جبینش زد نوبت تیر ِحرمله شده بود آه///، از پشت زین زمینش زد ناله ای میرسد به هركس كه به تنش تیغ میكشد... نزنید مادرش چنگ میزند به رخش دخترش جیغ میشكد... نزنید 😭😭😭 ⬅️ یادآوری کنم اون لحظه ایی که جنازه مادر رو تشیع می کردن حسنین وزینب وعلی (ع) مقدادو سلمان وابوذر یه وقت دیدن از پشت تابوت صدای ناله ایی میاد این ناله کیه سلمان گفت علی جان این زینب داره خودش و میکشه😭😭 آه ///جنازه رو زمین گذاشتن حسنین واومدن بالا سر جنازه زینب. حسن سمت راست جنازه. زینب سمت چپ. ((یا بر عکس )) اما دیدن حسین رفت پایین پای مادر. آه///اومد کف پای مادر بوسید حسین گفت مادر می بوسم کف پای تو یه جا به فریادم برسی کجابود منظور اباعبدالله کجا بود عاشقای حسین آری حالا می فهمیم چرا حسین می گفت به فریادم یه جا برسی اونم ظهر عاشورا گودال قتلگاه😭 آه ///هلال میگه جنگ خاتمه پیداکرد. داشتم می رفتم به سمت گودال قتلگاه .دیدم شمر از گودال قتلگاه بیرون اومد. هلال کجا میری. گفتم میرم اون آقای رو سیرابش کنم چون لباش مثل تخته به هم می خورد می گفتن از سلالی از رسول الله گفت هلال زحمت نکش 😭 من سیرابش کردم گفتم چگونه سیرابش کردیی دیدم پیراهن عربی کنار زد یک سر بریده ایی 😭 نشونم داد گفت هلال اینگونه سیرابش کردم 😭 آه///هلال میگه دیدم تن شمر می لرزه دستهاش می لرزه رنگش پریده گفتم یا شمر حالا که سر از بدنش جدا کردی چرا تنت می لرزه چرا دستت می لرزه ؟گفت هلال نمی دونی ضربه دوازدهم تو مقتل برید مطالعه کنید بزرگواران ضربه اول زدم گفت فریاد الهی به به رضای تو دوم سوم تا ضربه دوازدهم زدم بر گردوندم سر از قفا ذبیع کنم دیدم یه صدای گودی قتلگاه گرفت 😭 صدای شبیه صدای مادرش بود زهرا 😭هی می گفت غریب مادرحسین عزیز مادر حسین حسین .. 😭😭😭 آه ///ناله ای میرسد به هركس كه به تنش تیغ میكشد... نزنید مادرش چنگ میزند به رخش 😭😭😭 می گفت علی دوجا چشمان زهرا رو گرفت یکی گودال قتلگاه اون لحظه ایی که شمر سراز تن امام حسین جدا می کرد😭 یکی هم تو تنور خولی بود مادرش چنگ می زند به رخش دخترش جیغ می زند... نزنید. این یک خط بزار باز کنم براتون دخترش چگونه جیغ میکشه😭 آی/// لحظه آخر گفت یا شمر صدای مادرم می ایدبا شیون یا شمر شیون خواهرم می آید خدا نکنه جلوی چشم خواهر سر از بدن برادر جدا کنه 😭 یا شمرصدای مادرم می آیدبا شیون 😭 یا شمرصدای شیون خواهرم می آید😭 از حنجر من خنجر خودرا بر دارزیرا که رقیه دخترم می آید😭😭 امان امان امان امان همه بگید ای حسین آه///دلشو داری بشنوه ایی روضه بازه یا امام زمان (عج) کجا نشستی داسهای بلند را می دید بین دسته جماعتی خوشحال رازهای بلند را می دید می کشیدن تا ته گودال دلش رو داری 😭😭 نوبت یك حرامزاده شد و نوك سر نیزه اش به سینه نشست وزن خود را به روی نیزه نهاد آنقدر تكیه داد نیزه شكست داس هایی بلند را میدید بین دستِ جماعتی خوشحال از سرِ شیب پیكری را ، وای میكشیدند تا ته گودال 😭😭 تبر و داس و دشنه و شمشیر با تنی خُرد جور می آیند تا بدوزند بر زمین ، از راه نیزه های قطور می آیند اوج روضه ...شمر دستش پُر است و باپایش😭 بدنش را به پشت میچرخاند نیزه ای را حرامزاده زد و نیزه را بین مشت میچرخاند 😭😭😭 این وسط چندتا حرامزاده ایی بدنی ریز ریز میكردند با لباسی كه از تنش كَندند تیغشان را تمیز میكردند وای ای وای😭😭😭 ((آخرش هم زمزمه یا وسط روضه)) الله علیک یا اباعبدالله الحسین(ع) ✍ اکبر لطیفیان دعای فرج #
6563_1580645758.mp3
4.46M
محمد حسین حدادیان نوحه حضرت ابوالفضل قلبم گرفتارت حالم پریشونت من گریه ها کردم با اسم محزونت هر شب به یاد تو چشمامو تر کردم دیدی جوونیمو تو روضه سر کردم ( باز آبرومو خریدی میدونم ) ( درمون دردامی دردت به جونم ) ( خیلی بدهکار آقایی هاتم ) ( میخوام همیشه کنارت بمونم ) آقا حسینه حسینه حسینه مولا حسینه حسینه حسینه اشک منو دیدی بازم کرم کردی آدم نبودم من تو آدمم کردی دور از تو دنیا رو میخوام چیکار آقا ؟ بازم دلم تنگه تنهام نذار آقا (نیمه شبا سر رو تربت میذارم ) ( میگم حسین آروم آروم می بارم ) ( از تو بغیر از محبت ندیدم ) ( من هیچکسو مثل تو دوس ندارم ) آقا حسینه حسینه حسینه مولا حسینه حسینه حسینه عمری دل زارم مست اباالفضله روزی هر سالم دست اباالفضله کارم گره خورده ای با وفا عباس ماه بنی هاشم مشکل گشا عباس ( از بچگی گریه کردم براتو ) ( از من نگیر اشک تو روضه هاتو ) ( اسمت شده مرهم هر چی درده ) ( هیچکی تو قلبم نمی گیره جاتو ) سقا اباالفضل اباالفضل اباالفضل آقا اباالفضل اباالفضل اباالفضل دینم حسین و رباب و رقیه دنیام اباالفضل اباالفضل اباالفضل آقام اباالفضل اباالفضل اباالفضل آقام اباالفضل اباالفضل اباالفضل
سنتی حاج می میرم از جدایی حسین من کجایی(3) حسین تشنه لب حسین محبوب رب حسین جانم حسین (4) من باغبان باغ آتش گرفته هستم(3) رفته تمام هستم در این سفر زدستم (3) حسین دور از وطن حسین بی کفن حسین جانم حسین (4) جای نفس برایت ازسینه ام شراره (3) در آسمان زینب نمانده یک ستاره (3) حسین تشنه لب حسین محبوب رب حسین جانم حسین (4) قرآن ز نی تلاوت آیه به آیه کردی (3) به محملم حسین جان با سرتوسایه کردی (3) الا ای همسفر کمی آهسته تر(3) حسین جانم حسین (4)
کشیدم زجر بیش از هر کسی در این سفر بابا کشیدم زجر ، افتادم زمین با چشم تر بابا چرا اینقدر بد هستند با ما مردم کوفه مگر از نسل ما هستند اینها بی خبر بابا به من گفتند بابایت نمی آید ، خودم دیدم سرت بر روی نی می‌رفت و ما هم پشت سر بابا نخوردم غیر زخم از دشمنت در راه می دانی ؟ چهل منزل فقط عمه برایم شد سپر بابا به استقبال ما هر کس که آمد سنگ دستش بود تمام راه در دیدارهای مختصر بابا یتیمی درد بی درمان یتیمی خواری دوران همین اندازه میگویم برایت از سفر بابا پریشان است مویم کاش با دست خودت می شد ببندی گیسویم را باز هم با گیر سر بابا دلم میخواست روی زانویت باشم ، از این پایین ببینم روی ماهت را ببینم یکنظر بابا ندارد طاقت دوری دل بی تاب یک لحظه نمیخواهم بدون تو بمانم بیشتر بابا میان دخترانت من به تو وابسته تر هستم مرا با خود ببر با خود ببر باخود ببر بابا
. |⇦• امان از کوفه .. و توسل به حضرت زینب سلام الله و روضه حاج حسین سازور ●━━━━━━─────── بریم دروازه کوفه ببینیم چه خبره .. یااباعبدالله .. زینب و کوچه و بازار ، امان از کوفه بین جمعیت و انظار ، امان از کوفه حجة بن الحسن آقا دمِ دروازه ببین عمه ات گشت گرفتار ، امان از کوفه حرمله گشته عنان گیر و نگهبان خولی شمر هم قافله سالار ، امان از کوفه سنگهایی که ز گودال زیاد آمده بود خورد او از در و دیوار ، امان از کوفه آبروریزی این شهر کم از شام نبود کم ندید از همه آزار ، امان از کوفه آبرو داشت در اینجا به چه روزی افتاد دختر حیدر کرار ، امان از کوفه نشنود کاش پیمبر ، صدقه میدادند همه بر عترت اطهار ، امان از کوفه وسط خطبه او همهمه در شهر افتاد دید بر نیزه سرِ یار ، امان از کوفه چه سری خونی و خاکستری و خاک آلود وای از لحظه دیدار ، امان از کوفه تا رسید امّ حبیبه زخجالت شد آب هیچ عزیزی نشود خار ، امان از کوفه زینبِ پرده نشین حبس نشین شد آخر داد از کوفیِ بی عار ، امان از کوفه سختی حبس به دیده نشدن می‌ارزید سخت تر مجلس اغیار ، امان از کوفه وامصیبت ، "دَخَلَت زینب علی اِبنِ زیاد" پس کجا بود علمدار ، امان از کوفه طعنه ها بود که بر اشک دو عینش میزد با عصا بر لب و دندان حسینش میزد شاعر: کاروان وارد کوفه شد دیدن یه عده ای دارن از بام خانه ها خاکستر میریزن .. یه عده هم کنار این اسرا دارن پای کوبی میکنن .. ای بمیرم برات بی بی جان .. یه وقتی زینب سلام الله علیه یه نگاه کرد به دروازه شهر یادش افتاد باباش اینجا حکومت می‌کرده .. یه خانمی آمد یه مقدار نان و خرما بده بی بی فرمود برش گردانید به خدا صدقه به ما حرامه .. گفتن خانم صدقه فقط به بچه های پیغمبر حرام هست !! فرمود ام حبیبه من زینبم .. به خدا ما بچه های پیغمبریم .. ای حسین .. صل الله علیک یا اباعبدالله .. ــــــــــــــــــ ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .👇
2_rozeh darvazeh kofeh .MP3
7.36M
|⇦• امان از کوفه .. سلام الله و روضه دروازه کوفه_ حاج حسین سازور ●━━━━━━─────── آیت الله محمد‌تقی آملی می‌فرمودند: در نماز توجه داشته باشید کی هستید و کجا ایستاده اید و چه می گویید!! در نماز توجه داشته باشید چه می گویید عجله‌نکنید که زود سر از سجده بردارید؛ به ویژه در خلوت، سجده های طولانی داشته باشید..
siyah poshan08 - - Output - Stereo Out.mp3
2.97M
☑️بند اول آه وای از کربلا میزنه ثارالله مادر روصدا رسیده تو گودال شمر بی حیا آه وای از کربلا آه موهاشو کشید سر و بالا برد و خنجر رو کشید پیش چشم خواهر حنجر رو درید آه حنجر رو درید جدا شد سرش روبروی مادرش پیش چشم خواهرش ☑️بند دوم آه تشنه کشتنت با هزاران مکر و فتنه کشتنت زیر تیغ تیز و دشنه کشتنت آه تشنه کشتنت آه ای عریان بدن زیر تیر و نیزه دست و پا نزن یا حسین مظلوم پاره پاره تن آه ای عریان بدن روبروی خواهر وقتی آقام تشنه بود زیر تیغ و دشنه بود 💠 .👇
. ‌روضه جانسوز ماجرای و خاندان اهل بیت علیهم السلام _حاج مجید سبزعلی ➖➖➖➖➖➖➖ السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ السلام علیک یا اخیک الشهید ابوالفضل العباس " نام زینب در شئون زندگی گل می کند در دل عشاق ایجاد تحول می کند مهدی زهرا که خود رمز توسل با خداست در مقام ذکر با زینب توسل می کند بالا نرفت آنکه به پای تو پا نشد آقا نشد هرآنکه گدای شما نشد مقصود از تکلم طور از تو گفتن است موسی نشد هر آنکه کلیم شما نشد روز ازل برای گلوی تو هیچ کس غیر از خدای عز و جل خونبها نشد در خلقتش زمین و مکانهای محترم بسیار آفرید ولی کربلا نشد .... ما گندم رسیده ی شهر ری توایم شکر خدا که نان تو از من جدا نشد یک گوشه می رویم و فقط گریه می کنیم حالا که کربلای تو روزی ما نشد *داداش* داغ تو اعظم است تحمل نمی شود در حیرتم چگونه قد نیزه تا نشد شاعر:علی اکبر لطیفیان ایام شهادت ابی عبدالله و شهدای کربلا ، روضه،روضه ی عمه ی سادات حضرت زینب یااباعبدالله؛ وارد کوفه شدن کنیز ام حبیبه اومد گفت خانم یه مشته زن و بچه اومدن،لباسا همه پاره،پای برهنه،خیلی گرسنه اند، ام حبیبه یه زنبیل پر از نان و خرما کرد گفت ببر،کنیزه اومد تو کاروان خرماها رو دادن،بچه ها همه گرسنه" خانم کلثوم اومد نون و خرماها رو از دست بچه ها گرفت انداخت تو زنبیل گفت صدقه بر ما حرامه ...." برگشت، (قدیمیا وقتی کارد به استخوانشون میرسید به دو نفر توسل میکردن بعد از عاشورا،یکی حضرت صغری،یکی هم روضه ام حبیبه)گفت نون و خرماها رو برگردون،ام حبیبه تعجب کرد گفت مکه تو نگفتی اینا گرسنه ان،چند روزه غذا نخوردن؟گفت خانوم،تا نون و خرماها رو دادم دست بچه ها یه خانمی اومد گرفت انداخت تو زنبیل گفت صدقه بر ما حرامه" بلند شد از جا گفت صدقه فقط به یه خانواده حرامه"اونم بنی هاشمیان ...." اومد خود ام حبیبه با گریه زنبیلای نان و خرما رو آوردن از بچه ها سوال کرد بزرگ شما کیه؟همه یه خانم قد خمیده رو نشدن دادن؛همه زینب و نشون دادن ..." اومد ام حبیبه،گفت چرا این نان و خرماها رو نزاشتید بچه ها بخورن؟گفت صدقه بر ما حرامه" گفت خانم جان صدقه نیست نذره ...."گفت ام حبیبه نذرت چیه؟گفت نذر من اینه هر کاروانی اومد تو این شهر نان و خرما نذر می کنم،نذرم اینه یه دفعه دیگه خانمم زینبو ببینم ..." یه موقع زینب صدا زد ام حبیبه" نذرت قبول شد ... من زینبم ...." گفت اگه تو زینبی چرا قدت خمیده؟چرا موهات سپید شده؟باورم نمیشه تو زینبی ،اون زینبی که من میشناسم"هیچ موقع از حسین جدا نمیشد ..." یه موقع عقیله ی بنی هاشم حضرت زینب صدا زد ام حبیبه اون سری که بالا نیزه ست سر حسینه ...." حسین لذا چند روز اهل بیت ابی عبدالله رد تو یه خرابه ای نگه داشتن،نه بامی نه در " ده هزار نفر نوشته مرحوم اشتهاردی شهر رو محاصره کرده بودن گفتن الان جیگر بچه های حسین رو میسوزونیم"چی کار کردن؟شروع کردن غذا پختن ...." بچه ها زینب و میگرفتن،عمه ما گرسنمونه ...." زخانه ها بوی طعام می آید ..... اینم برا شهدا،شهدای مدافع حرم زینبی؛ دارن حرکت می کنن،یه موقع زینب دید شمر و زجر ابن قیس و سنان و دیگر نانجیبا دارن به رباب میخندن ...." آخ آخ ..... یه نگاهی کرد حضرت زینب دید رباب دستاشو داره تکون میده ،اما خوابه ...."گفت خانم جان،رباب،همسر برادر بیدار شو ببین این نانجیبا دارن بهت میخندن ....." گفت خانم جان خوابم برد ؛ خواب علی اصغر و دیدم..... خواب دیدم علی اصغر تو بغلمه،دارم براش لالایی می گم ..... دستمو تکون میدادم ........." حسین .......... غم عشقت بیابون پرورم کرد ....... هوای وصل بی بال و پرم کرد ...... ای دل .....ای دل ..... به ما گفتی صبوری کن صبوری صبوری، طرفه خاکی بر سرم کرد ...... دلم را هر چه میخواهی بسوزان تنم را هرچه میخواهی بلرزان ولی در کوچه های کوفه و شام .... به پیش چشم نامحرم مگردان ... حسین ........ ➖➖➖➖➖➖➖➖ 👇