.
|⇦•ناگهانخلوتِ من...
#روضه و توسل ویژۀ شهادت باب الحوائج حضرت امام موسی ابن جعفر علیه السلام اجرا شده ۱۴۰۱به نفسِ حاج محمدرضا #بذری
●━━━━━━───────
ناگهان خلوت من با زدنی ریخت به هم
سفره ی ذکر مرا بد دهنی ریخت به هم
*حضرت رو وقتی به زندان بردن میگفت خدایا ممنونم ازت، یه جای خلوتی پیدا شده باهات مناجات کنم، درد دل کنم، اما این زندان آخر این یهودی چه بر سر آقا آورد، هر زندانی که حضرت میرفت زندانبانو تحت تأثیر قرار میداد، گفتن یه حرامزاده رو بفرستن یه یهودی رو بفرستن، آقا رو اذیت کنه، من نمیدونم چه بلایی سر آقا آورد، که سر به سجده میذاشت میگفت: "یا مُخَلِّصَ الشَّجَر مِن بَینِ الرَّمل و ماء و تین" ای خدایی که گیاه رو از دل زمین خلاص میکنی."یا مُخَلِّصَ الوَلَد مِن بَین مَشیمَةِ و رَحِم"، ای خدایی که طفل رو از رحم مادر خلاص میکنی، "خَلِّصنی مِن یَدِ هارونُ الرَّشید" خدایا! منم از این زندان خلاصم کن....*
ناگهان خلوت من با زدنی ریخت به هم
سفره ی ذکر مرا بد دهنی ریخت به هم
روی این ساق ترک خورده بلندم کردن
استخوانم پسِ هر پا شدنی ریخت به هم
*"المُعَذَّبِ فی قَعرِ السُّجون فی ظُلَمِ المَطامیر ذِی السّاقِ المَرضوض فی حَلَقِ القُیود"، یعنی این زنجیر کاری با زانوی حضرت کرد با ساق پای حضرت کرد له شد دیگه.... وای وای*
کار من از همه مجذوبِ خدا ساختن است
نظری کرده ام و قلبِ زنی ریخت به هم
*زن بدکاره و رقاصه آوردن توزندان یک لحظه ذهن امام رو منحرف کنه، بعد یه مدت اومدن ببینن، دیدن این زن بدکاره هم سر به سجده گذاشته هی میگه الهی العفو.... یا موسی بن جعفر زن بدکاره رو نگاه کردی آدمش کردی، منِ گریه کنِ مادرت رو هم نگاه کن...*
دید حساس شدم آمد و دشنامم داد
پسر فاطمه را با سخنی ریخت به هم
کار تشییع مرا لنگه دری عهده گرفت
از غمِ من دلِ هر سینه زنی ریخت به هم
*دم در همه مردم منتظر بودن آقامون میاد، آخه خبر دادن بناست زندانی از زندان بعد چهارده سال آزاد بشه، اما درِ زندان وا شد. یکی میگفت: من آقا رو منزل خودم میبرم، خودم نوکریشو میکنم خودم خدمتشو میکنم. یکی میگفت: آقا رو ببینم به پاش میفتم با گریه.اما دیدن در وا شد، چهار نفر یه تخته ی درو به دوش گرفتن، آی زیر این تخته رو گرفتن، خبر دارین جنازه رو، رو جِسرِ بغداد بردن، سه شبانه روز جنازه رو رو پُلِ بغداد گذاشتن، بعد سه شبانه روز دفن کردن... هفت تا کفن آوردن هفت تا کفنِ قیمتی به تنِ موسی بن جعفر کردن، جنازه رو با احترام دفن کردن، اما تا محلِ دفن حضرت، هر کی زیر تابوتو میگرفت با گریه برمیگشت، میگفتن چرا گریه میکنید؟ میگفتن تابوت آوردن، هفت تا کفن به تنِ حضرت کردن اما هنوز صدای زنجیر میاد.. آخه وصیت کرد منو با غل و زنجیر دفنم کنید....
دیدین یکی از دنیا میره میگن زودتر دفنش کنید، جنازه رو زمین نمونه خوبیت نداره... وای وای.. امامِ ما سه شبانه روز جنازه ش رو پل بغداد بود. جنازه ی امام جواد هم رو پشت بام خانه سه شبانه روز بود. ارباب من و شما حسین هم سه شبانه روز رو خاکِ داغ کربلا بود. اما من یه آقایی رو سراغ دارم برا دفنش عجله کردن.یه وقت دیدن از پشت خیمه صدا میاد، میگه حسین جان صبر کن، دارم مادر اصغر رو میارم، حسین...*
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_موسی_الکاظم_علیه_السلام
#حاج_محمد_بذری
#روضه_امام_کاظم
#شهادت_امام_کاظم
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
|⇦•عطر حرم دل.....
#سینه_زنی و توسل ویژۀ شهادت باب الحوائج حضرت #امام_کاظم علیه السلام اجرا شده ۱۴۰۱به نفسِ حاج محمود کریمی
●━━━━━━───────
عطرِ حرمِ دلِ، امشب کاظمینیه
پر میکشم تا ضریحِ تو از این حسینیه
یه گوشه چشم تو دلیل پرواز شد
تا اسمتو بردم، گره باز شد؛ اعجاز شد
نگا به چشم ترم کن
بیا و امشب کرم کن
امام رضاییترم کن
میکشه دلم پر مثه کبوتر
میزنه صدا «دخیل یا موسیبنجعفر»
ای اونکه امام ابوابُالحوائجی
برای تو سینه میزنم با دست مُلتَجی
دلی که بیتاب امام کاظم شد
با خیل عشاقش، ملازم شد؛ عازم شد
حتماً خودش سفرهداره
غلامی که خونهزاده
تو و رضا و جواده
سلوک الیالله طی مدارج
به برکت نور تو «یا بابالحوائج»
راهی میشه قلبم از آفاقِ کاظمین
تا حرمِ ساقی حسین تا بینُالحرمین
هم شمع اصحابه هم شیر پیکاره
کعبهی سیاره؛ علمداره؛ کرّاره
قطره به قطره دلارو
بردی به دریا ابالفضل
یا سیّدی یا ابالفضل
دخیلِ ضریحه ساقی لشکر
میخونم ای حسین! ای غریب مادر!
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_موسی_الکاظم_علیه_السلام
#حاج_محمود_کریمی
#شهادت_امام_کاظم
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
|⇦•شکر خدا که شیعیان...
#قسمت_اول #روضه شهادت حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام اجرا شده ۱۴۰۱به نفسِ حاج احمدحسینخانی
●━━━━━━───────
آقا بيا که روضه ی موسي بن جعفر است
چشمانمان ز داغ مصيباتشان تر است
جامه سياه بر تن و بر جان شرار آه
دلها به يادِ غصه او پُر ز آذر است
افتاده است بي کس و تنها ، غريب وار
مردي که با تمامي خلقت برابر است
مرثيه خوان حضرت کاظم، خود خداست
بانيِ روضه، حضرت زهراي اطهر است
زندان نگو، که گرم مناجات با خداست
غار حراي حضرت موسي بن جعفر است
مرغي که در قفس، نفسش تنگ آمده
از وي به جاي مانده فقط يک بغل پَر است
*یعنی اینقدر به امام کاظم سخت میگرفتن، آقامون خیلی لاغر شده بود، فقط پوست و استخوان مانده بود، گوشتای بدن آقا آب شده بود...*
از تازيانه خوردن حضرت نگو دگر
ارثيه اي رسيده به ايشان ز مادر است
*بچه های فاطمه مثل مادرشون فاطمه بهشون جسارت شد، مثل مادرشون کتک خوردن...
امام رضا علیه السلام می فرمایند: بابام موسی بن جعفر هر روز صد ضربه شلاق کتک میخورد...*
باشد هميشه ورد زبانم به هر نفس
لعنت به آن يهوديِ بي دين که کافر است
*روزا رو آقا روزه می گرفت اما اون زندان بان نانجیب می اومد، با تازیانه به سینه، به پهلوی آقا میزد، ناسزا می گفت... ان شالله مزد گریه های شما کاظمین باشه... هرکی هر حاجتی داره، مریضا، گرفتارا زندانی دارا، اوني كه بچه نداره.... اين خانواده خانواده ي كَرَمند، محاله كسي از در خونشون دست خالي برگرده...
تو زندان آخری خیلی به آقامون سخت گذشت، هی طلب مرگ می کرد، هی میفرمود: خدا مرگ منو برسون....*
شکر خدا نعش تو را بی سر ندیدند
زخم سنان بر روی آن پیکر ندیدند
*مگه سنان چیکار کرد؟ راوی میگه: وارد گودال قتلگاه شد، نیزه ای رو برداشت، چنان به دهان ابی عبدالله زد...*
شکر خدا که شیعیان بودند آن روز
مردم تو را بی یار و بی یاور ندیدند
*مثل فردا همه ی مردم شیعیان اومدن جلوی در زندان، همه منتظر آقا هستند، یکی میگه الان آقام میاد من بغلش میکنم، یکی میگه آقام میاد درد دل باهاش میکنم...*
شکر خدا آن روز دخترها نبودند
پای تو را آن لحظه ی آخر ندیدند
* تمام عشق دختر باباشه، خدا نكنه جلو چشم دختری باباش رو بزنن، خدا نکنه بابایی جلو دخترش زمین بخوره...*
دوری تو از خانواده بد نبوده
وقتی تنت را این چنین لاغر ندیدند
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_موسی_الکاظم_علیه_السلام
#حاج_احمد_حسینخانی
#روضه_امام_کاظم
#امام_زمان
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
|⇦•رسم نامردا همینه...
#روضه و توسل ویژۀ شهادت باب الحوائج حضرت امام موسی ابن جعفر علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاجعباس حیدر زاده ونریمان پناهی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
*بی بی جان! ایام شهادت پدر بزرگوارتان، آقا موسیَ بنِ جعفر است ... نمیدونم چند سال بابا رو ندیدی؟ چند سال از دیدن پدر محروم بودی ؟
میگن هر کاروانی که وارد مدینه میشد، می فرمود: بروید بپرسید ببینید بابای من هم آزاد شده یا نه ؟
اما یه روز براش خبر آوردند: بی بی جان، دیگه منتظر نباش، بابای غریبت، گوشه زندان، زیر غل و زنجیر از دنیا رفت ... چه میگذره به دختر وقتی بفهمه باباش از دنیا رفته ... نمیدونم بی بی جان چه کردید شما ؟
بی بی جان، نبودید اون روزی که بابای غریبتون از زندان آزاد شد، دیدند چهار غلام زیر یک تخته پاره رو گرفتند، بدن تو غل و زنجیره، سنگینه، بدن رو زمین گذاشتند، روپوش رو کنار زدند، دیدند غل و زنجیر به گردن آقاست ...
خوب شد نبودی ببینی، اگر بودی می دیدی، دق میکردی ! ... هان میدونی میخوام کجا ببرمت ؟ ای کاش دختر خرابه هم سر بریده ی بابا رو نمیدید....*
رسم نامردا همینه
سر بابا رو زمینه
عمه چادری سرم کن
بابا گوشامو نبینه
ببین عمه بی قرارم
سرشو رو سینه دارم
چرا قرآن نمیخونه
من که خیزران ندارم
شدم از جفا و کینه
مثل بانوی مدینه
بس که سیلی خوردم عمه
دیگه چشمام نمیبینه ...
آنشب که من از ناقه
افتادم و غش کردم
بابا تو کجا بودی
از ما تو جدا بودی ؟
بابا حسین جانم ..
آن دم که تو از ناقه
افتادی و غش کردی
من بر سر نی بودم
کی از تو جدا بودم ؟
بابا حسین جانم ..
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست...
#تقديم به ساحت مقدس #امام_زمان روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، #شیعیان و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و #مادحيني كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم #صلوات
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_موسی_الکاظم_علیه_السلام
#حاج_عباس_حیدرزاده
#کربلایی_نریمان_پناهی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
597.1K
|⇦•توکاظمین آقا...
#سینه_زنی و توسل ویژۀ شهادت باب الحوائج حضرت امام موسی ابن جعفر علیه السلام
تو کاظمین آقا حاجتمو داده
چقد دلم تنگِ پنجره فولاده
چه حرمی چه گنبدی حس میکنی تو مشهدی
زهرا میگه خوش اومدی خوش اومدی
کرمِش کرمِ امام رضاست
حرمش حرمِ امام رضاست
«یا باب الحوائج یا موسي بن جعفر »
تویی که بابای حضرت سلطانی
تموم هستیِ شاه خراسانی
آقا امام هفتمی
تنها امید مردمی
عشقِ ملیکه ی قمی
میخونن همه ی مریض دارا
میخونن همه ی گرفتارا
«یا باب الحوائج یا موسي بن جعفر »
شده توی زندون زهرا عزادارِت
زبونِ روزه آه سیلیِ افطارِت
دلِ تو پر شراره شد
آسمون بی ستاره شد
تابوتِت تخته پاره شده
اومدن عاشقای کاظمین
بمیرم برای آقام حسین
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست...
#تقديم به ساحت مقدس #امام_زمان روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، #شیعیان و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و #مادحيني كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم #صلوات
#حاج_علی_فعالیان
🎤
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_موسی_الکاظم_علیه_السلام
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
ارسالی از طرف مدیران گروه یازینب س👆
.
|⇦•بر روی لب هایت به جز یا ربنا نیست
#روضه موسی بن جعفر علیه السلام اجرا شده به نفس حاج #مهدی_رسولی
●━━━━━━───────
بر روی لبهایت به جز یا ربنا نیست
غیر از خدا، غیر از خدا، غیر از خدا نیست
چیزی نمانده از تمام پیکر تو
انگار که یک پوستی بر استخوانی است
زنجیر ها راه گلویت را گرفتند
در این نفس بالا که می آید صدا نیست
زخم گلویِ تو پذیرفته است اما
زخم دهانت کار این زنجیر ها نیست
این ایستادن با زمین خوردن مساوی است
از چه تقلا میکنی؟ این پا که پا نیست
اصلا رها کن این پلید بد دهان را
از چه توقع میکنی وقتی حیا نیست
*خیلی شیعیان فشار آوُردن به هارون، گفتن که آقای ما در سختی است، این نانجیب زیرِ این فشار، یه مَکری زد، میگه: دستور داد آقا موسی بن جعفر رو لباسِ تازه پوشاندن، آوُردنش تویِ یک تالاری، میوه ها و غذاها جلویِ آقا گذاشتن، یه عده هم شاهد آوُرد، از همون تالار بالا و ایوان ها گفت: نگاه کنید موسی بن جعفر رو، برید به شیعیانش بگید چطوری در ناز و نعمتِ، کجا تویِ زندانِ؟ میگه: اینهارو آوُردن از بالا نگاه میکردن، آقا در لباسِ تازه، جلویِ آقا بهترین غذاها و نوشیدنی ها، میگه: یهو موسی بن جعفر سر رو بالا گرفت، گفت: همه ی اینها دروغِ، دروغ میگن...
نقشه ی هارون رو زد بهم....دوباره آقارو برگردوندن تویِ سیاه چال، زندانبانش هم آمد، موسی بن جعفر نیمه شب تویِ زندان، این زندانبانِ آخری یهودیِ خبیث، دست بُرد به تازیانه، گفت: حالا نقشه ی مارو خراب میکنی؟ اینقدر با تازیانه به سر و صورتِ موسی بن جعفر زد..*
نامرد، زندان بان، در این زندان تاریک
اینکه کنارش میزنی با پا، عبا نیست
*اما یا موسی بن جعفر!...*
اما تو را با نیزه ها بالا نبردند
پس هیچ روزی مثل روزِ کربلا نیست
#شاعر علی اکبر لطیفیان ✍
*یا موسی بن جعفر! تازیانه خوردی آقا! اما آقاجان! شما عزیزی، شما بزرگی، شما مَرد هستید، اما بمیرم برا عمه جانِ شما زینب، به جای همه ی بچه ها تازیانه خورد، به جای تمامِ اُسرا کتک خورد...ای حسین...*
#روضه_امام_کاظم
ــــــــــــــــــ
#کربلایی_مهدی_رسولی
#شهادت_امام_کاظم
#روضه_امام_موسی_الکاظم_علیه_السلام
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
|⇦•هرچه کردم دلم...
#روضه_امام_کاظم ویژه شهادت باب الحوائج امام موسی بن جعفر علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج مهدی #سماواتی
●━━━━━━───────
دلا بره کاظمین و تو حرم آقا موسی بن جعفر علیهم السلام؛"السلام علی الْمُعَذَّبِ فِي قَعْرِ السُّجُونِ وَ ظُلَمِ الْمَطَامِيرِ"یعنی سلام بر اون آقایی که گوشهٔ زندان و سیاه چالهها معذّب بود" بِالسَّاقِ الْمَرْضُوض،ِ بِحَلَقِ الْقُيُودِ" زنجیرها ساقِ پاهاشو خُرد کرده.."وَ الْجَنَازَةِ الْمُنَادَى عَلَيْهَا بِذُلِّ الاِسْتِخْفَافِ"نازنین بدنش رو تخت پارهای از زندان بیرون آمد."وَ الْوَارِدِ عَلَى جَدِّهِ الْمُصْطَفَى وعلیَ أَبِيهِ الْمُرْتَضَى و علی جدّتِهِ فاطمة الزهرا" هرچه کردم دلم جای دیگه نرفت غیر از در خونهٔ بابالحوائج موسی بن جعفر علیه السلام..*
زندانیی که غیر خدا در نظر نداشت
عمری شکنجه دید و کس از وی خبر نداشت
هر روز، روزه بود ولی وقت شامگاه
جز تازیانه، قوت و غذایی دگر نداشت
گفت:صیاد را ببین که چه بیداد میکند
نه میکُشد مرا و نه آزاد میکند
یا فاطمه به جان تو سوگند، روزگار
زندانی از عزیز تو مظلومتر نداشت
*چه کردن با حجت خدا، گفت از روزنهٔ در به زندان نگاه کردم دیدم کأنّه لباسی روی زمین افتاده، دقت کردم دیدم حجت خدا، موسی بن جعفر، علیه السلام، سالها گوشهٔ زندان با او چه کردن، جز مُشتی گوشت و پوست و استخوان، چیزی از نازنین بدنش نماند، بمیرم..*
جان داد با شکنجه ولی مصلحت چه بود
زنجیر را ز گردن مجروح بر نداشت
ممنوع بود کس به ملاقات او رود
یا آن عزیزِ مانده به زندان پسر نداشت
*لحظات آخر چشمشو باز کرد دید دیگه سرش روی دامن میوهٔ دلشه..*
ای نور دیده گوشهٔ زندان خوشآمدی
بر دیدن پدر تو پسر جان خوشآمدی
زندان کجا، مدینه کجا و تو در کجا
امشب مرا به این سر و سامان خوشآمدی
بر لب رسیده جانمو از دیده رفته نور
نورم به چشم و بر لبم ای جان خوشآمدی
بابا..!تو ضامن غُرَبائی و من غریب
امشب مرا به شام غریبان خوشآمدی
*ردای امامتو تحویل گرفت، پدر، گوشهٔ زندان روی دامن پسر جان داد..حسینیها! کربلاییها! دلسوختهها! گریه کنها!
اینجا آقا موسی بن جعفر، سرش به دامن میوهٔ دلش امام رضا بود لحظهٔ آخر، بمیرم، کربلا نه تنها کسی نبود سر جدّ مظلومشو به دامن بگیره، بمیرم، یا امام رضا! یه وقتی دید سینه سنگینی میکنه ...«حسین»
به همینجا ختم شد؟ نه.. خیلی طول نکشید.. این نازنین سینه زیر سم اسبها کوبیده شد.... *
«حسین »
کفنی داشت ز خاک و کفنی داشت ز خون
تا نگویند حسین بن علی بیکفن است
استخوانی اگر از سینهٔ او ماند به جا
آن هم از ضربِ سُمِ اسب شکن در شکن است
*به خدا حق داشت میوهٔ دلشو صدا بزنه برام حصیر بیارین..ببخشید یابنالحسن، عذر میخوام، ببخشید آقا! شنیدم اسبهای سنگینو انتخاب کردن "و تَطَؤُک َ الْخُیُولُ بِحَوافِرِها".حسین ...*
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#امام_کاظم
#روضه_امام_موسی_الکاظم_علیه_السلام
#حاج_مهدی_سماواتی
#شهادت_امام_کاظم
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
🎼زیر سنگینی زنجیر ...
روضه و توسل به ساحت مقدس حضرت باب الحوائج امام موسی ابن جعفر علیه السلام
*گفت: زندان بان می اومد،سر میزد؛ میدید موسی بن جعفر یه گوشه غُل و زنجیر به دست و پا و گردن، گاهی زیر لب یه چیزی میگه، هی صدا میزنه: پسرم رضاجان!گاهی زیر لب میگه:دلم برات تنگ شده معصومه جان!...
من بی مقدمه میخوام برم تو روضه...یا امام رضا!شبِ شهادت باباتونِ... امشب یه نگاه ویژه به ما بکن...*
زیر سنگینی زنجیر سرش افتاده
خواست پرواز کند دید پرش افتاده
می شود گفت کجا تکیه به دیوار زده ست
بسکه شلاق به جان کمرش افتاده
آدمِ تشنه عجب سرفه ی خشکی دارد
چقدر لخته ی خون دور و برش افتاده
گریه پیوسته که باشد اثراتی دارد
چند تاری مژه از پلک تَرَش افتاده
هر کس ایام کهنسالی عصا میخواهد
پسرش نیست ببیند پدرش افتاده
آنکه از کودکی اش مورد حرمت بوده است
سر پیری به چه جایی گذرش افتاده
به جراحات تنش ربط ندارد اشکش
حتم دارم که به یاد پسرش افتاده
#شاعر حسین رستمی
گفت:آقا روزها روزه بود،شب ها عبادت می کرد... توی سیاه چالی انداختن آقارو که به علم امامت روز و شب رو تشخیص میداد،موسی بن جعفر زندان زیاد رفته،زندانبان زیاد دیده،خیلی هاشون عوض شدن،اما این زندانبان آخری جگر موسی بن جعفر رو خون کرد،آخه این سندی بن شاهک یهودی بود، وقتی برا آقا افطار می برد، اول با تازیانه اینقدر آقارو میزد...الهی دستت بشکنه...کار به جایی می رسید موسی بن جعفر می گفت: هر چی دوست داری منو بزن...اما دیگه اسمِ مادرم رو نیار...
امشب ما اومدیم با امام رضا و حضرت معصومه گریه کنیم...امشب اینقدر داد بزن،مادرش نگه بچه ام غریبِ...بچه ام مظلومِ...مادر جان ببین موسی بن جعفر چقدر گریه کن داره...
خبر دادن گفتن: مردم! فردا موسی بن جعفر رو آزاد میکنن،شیعیان همه جمع شدن جلو زندان،همه به هم خبر میدادن آقارو میخوان آزاد کنن بعدِ چهارده سال...
همه جلو زندان نشستن،با هم حرف میزنن،یکی میگه:اگه آقارو ببینم،میگم: آقا! بچه بودم دست محبتت رو سرم بود،یکی میگفت:اگه آقارو ببینم میگم،بابام خیلی دوست داشت ببینه شمارو،خیلی انتظار کشید از زندان آزاد کنند شمارو،به من سفارش کرد،گفت: اگه من مُردم سلامِ من رو به موسی بن جعفر برسون...
همه ی مردم چشم انتظارن،الان آقامون میاد،یه وقت دیدن درهای زندان داره باز میشه،مردم از جا بلند شدن،لبخند رو لبشون بود،یه وقت دیدن چهارتا حمّال یه لنگه ی دری رو گرفتن، از اون لنگه ی در یه سری آویزانه،هی میگن: "هذا امامُ الرَّفَضَه" این امام شیعیانه،مردم به سر و صورت زدن،اومدن زیر بدنِ آقارو گرفتن،همه باتعجب به هم نگاه کردن،چی شده؟ گفتن چرا این بدن که اینقدر نحیف و لاغر شده چرا سنگینی میکنه،همچین که عبارو کنار زدن دیدن هنوز غل و زنجیر به دست و پای موسی بن جعفرِ...
یا باب الحوائج! غریبی میدونم،چهارده سال اذیت و آزار، فراق بچه ها، تا آخرین لحظه غل و زنجیر رو از پاهات جدا نکردن، اما آقاجان! شیعیان اومدن،بهترین تشییع جنازه رو گرفتن،یه عده ای ثروت مند بودن کفن جور کردن،گفت: ما نمیذاریم آقامون رو اینجوری ببرن،گُل ریختن زن و مرد رو بدن ِ آقا...کفن براش آوردن...به امام رضا دلداری دادن...اما یه آقایِ بی کفن تو گودال افتاد،عوض اینکه گُل هارو کنار بزنن،خواهرش اومد هی این تیرهارو از بدن بیرون می آوُرد، همچین که خواهرش این تیرهارو از بدن بیرون میکشید دید یه دستی رو شونه اشِ،عمه! بلند شو بریم دنبال بابام بگردیم...گفت: عزیزم! این،بدنِ بابات حسینِ...
میدونی چرا شناخته شده نبود؟ بدنی که تیر بخوره،بدنی که سنگ بارون بشه،بدنی که زیر سُمِّ اسب ها...حسین....*
به شب نشینی زندانیان خورم حسرت
که نُقلِ مجلسشان دانه های زنجیر است
*خدایا به عظمت باب الحوائج، آقا موسی بن جعفر، فرج امام زمان را معجل بفرما....
#سید_مجید_بنی_فاطمه
#روضه_امام_موسی_الکاظم_علیه_السلام
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّڪَ الفَرَج
#التماس_دعای_فرج_وعاقبت_بخیری
#کانال_نوحه_یا_زینب_س
4_5823334019621719555.mp3
1.99M
#زمزمه و توسل ویژۀ شهادت #امام_کاظم علیه السلام _حاج محمد طاهری
حُرمتمُ شکستن
بال و پرم رو بستن
میون این سیه چال
خدا خودش میدونه
که زیر تازیونه
دارم میرم من از حال
میسوزم من با این ساق شکسته
میون غل و زنجیر با این دستای بسته، اما
ناموسم نیست اما میون اغیار
خواهرمُ ندیدم میونِ کوچه بازار
ایوای ایوای، امون از این غریبی ..
با دست بسته بیشتر
برای حال حیدر
این شبا گریه کردم
شبا با درد پهلو
با کبودی بازو
بی صدا گریه کردم
میسوزم من، تو اوج روضه هرشب
پیکر من نرفته، به زیر سم مرکب
حُرمتم رو اگه نگه نداشتن
بعد شهادتم اما برام کفن گذاشتن
*آری گرون ترین کفنها، قیمتی ترین کفنها را آوردن بدن موسی بنجعفر علیه السلام رو با احترام کفن کردن و دفن کردن .. بمیرم برا اون آقایی که هنوز مادرش زهرا مثل یه همچین شب جمعه ای اگه میره کربلا اولین سؤالش از پسر اینه :
حسینم؛*
اگر کشتن چرا خاکت نکردن
کفن بر جسم صد چاکت نکردن
اگر کشتن چرا آبت ندادن
تو را زان دُّر نایابت ندادن
السلام علیک یا سیدنا المظلوم یا ابا عبدالله ..
#شهادت_امام_کاظم
#حاج_محمد_طاهری
#روضه_امام_موسی_الکاظم_علیه_السلام
.
|⇦•آغوش مرگ....
#روضه_امام_کاظم و توسل ویژه شهادت باب الحوائج امامموسی بن جعفر علیه السلام علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج محمد رضا طاهری
●━━━━━━───────
آغوش مرگ سخت گرفته به بر مرا
*چهارده سال گوشه زندان باب الحوائج تو زندانی که آقا داشت نفس میکشید زن بد کاره را وارد کردنند برای اذیت آقا نفس موسی بن جعفر عوضش کرد.اومدند نگاه کردنند ببینند چی کار کرده آقا را اذیت کرده نگاه کردنند زن بد کاره پشت سره آقا رو خاک افتاده هی میگه "العفو العفو سیدی سیدی" آقا جان اگه تو بخوای میشه این بدن پاک بشه..*
آغوش مرگ سخت گرفته به بر مرا
کنج قفس نمانده، جز این مشت پَر مرا
در قتلگاهِ قعر سیه چال ، روز و شب
دیگر تفاوتی نکند در نظر مرا
در آرزوی دیدن معصومه ؛ بی قرار .
*چهارده سال هر موقع برای بی بی خواستگار اومد. فرمود: من پدرم گوشه زندانه..چطور میتونم خواستگار قبول کنم وقتی خبری از بابای غریبم ندارم ..*
در آرزوی دیدن معصومه ؛ بی قرار
کرده فراق روی رضا ، خون جگر مرا
پایِ نسیم را هم از اینجا بریده اند
تا از مدینه کس نرساند خبر مرا
زنجیرهای سنگین و محکم چه بی امان
مجروح کرده اند ز پا تا به سر مرا
*میخوای بفهمی قول و زنجیر با موسی بن جعفر چه کرده وقتی روایات رو میبینی زین العابدین این مسیر کوتاه از کربلا تا شام، زیاد که طول نکشید میگه اومدم خدمت حضرت گفتم آقا جان میتونم کمکی به شما بکنم گفت یه مقدار این زنجیر ها را کنار بزن کنار زدم. دیدم تمام پا مجروحه حالا حساب کن چهارده ساله زنجیر به پاش زدنند..*
وقتی نفس به سینه ی من تیر می کشد
ای مرگ پس به دیدن مادر ببر مرا
از ساق پا شده جگرم تکه تکه تر
غم، دل شکسته داغ، شکسته کمر مرا
زهرم خورانده است به مجلس به ضرب زور
با دست بسته سِندی بیدادگر مرا
تا هر زمان که خسته نگشته به قصد کُشت
با تازیانه می زند آن بد سیَر مرا
چه می کشم ز بد دهنی های این یهود
آزار می دهد به خدا آنقدر مرا
افطار روزه داری من ضرب سیلی است
با نیشخند می زند او نیشتر مرا
تسکین نمی دهد کفن و دسته های گل
دردی که داغ نعل زده بر جگر مرا
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_موسی_الکاظم_علیه_السلام
#حاج_محمد_طاهری
#شهادت_امام_کاظم
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
|⇦•تنها چو حیدرم..
#روضه_امام_کاظم و توسل ویژه شهادت باب الحوائج امامموسی بن جعفر علیه السلام علیه السلام اجرا شده به نفسِ استاد حاج منصور ارضی
●━━━━━━───────
گر چه گره گشایم و موسی بن جعفرم من
صدها گره فتاده به کارم که مضطرم
کنج قفس عدد نفسم را بریده است
چون گل شکسته ساقه ام و کرده پرپرم
تصویر مانده زیر عبا وقت سجده ام
خون جای اشک میرود از دیده ی ترم
قعر سجون سرایم و مانوس با بلا
با دست بسته بی کسم و تنها چو حیدرم
سر بی عمامه...پای برهنه...رخم کبود
یا رب ببین یهود چه آورده بر سرم
از ارتباط صورت و زانو، من آگهم
از چه میان کوچه زمین خورد مادرم
هم بر عبا و صورت من جای پای او...
از بس که زیر پایت ،جسمم بَرند
گر صحبت از مخلص الاشجار می کنند
تا سینه بین خاک فرو کرد پیکرم
.
«وای...آقاجانم....وای»
چون ساعد. چون استخوان ساق..
من از ضربه تا شده
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_موسی_الکاظم_علیه_السلام
#استاد_حاج_منصور_ارضی
#شهادت_امام_کاظم
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
|⇦•آهسته گذارید...
#روضه_امام_کاظم و توسل ویژه شهادت باب الحوائج امامموسی بن جعفر علیه السلام علیه السلام اجرا شده به نفسِ حجت الاسلام میرباقری
●━━━━━━───────
"السلام علیک یا ابا الحسن یا موسی بن جعفر ایها الکاظم یا بن رسولالله یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه"
آهسته گذارید روی تخته تنش را
تا میخ اذیت نکند پیروهنش را
(تا میخ در آزرده نسازد بدنش را)
اصلاً بگذاريد رويِ خاک بماند
زشت است بيارند غلامان بدنش را
اين مرد الهی مگر اولاد ندارد
بُردند چرا مثل غريبان بدنش را
اين هفت كفن روضهِ گودال حسين است
ای كاش نيارند برايش كَفَنش را
نه پيروهنی داشت حسين نه كفنی داشت
مديون حصيرند مرتب شدنش را
*سالها در زندان بود اونم چه زندانی
"الْمُعَذَّبِ فِي قَعْرِ السُّجُونِ وَ ظُلَمِ الْمَطَامِيرِ.
وظُلَمِ الْمَطَامِیرِ ذِی السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُیُودِ وَ الْجَنَازَةِ الْمُنَادَى عَلَیْهَا بِذُلِّ الاسْتِخْفَافِ "نمیدونم چه شده بود تو این زندان آخر، زندان سندی ابن شاهک گفتن لحن حضرت تغییر کرد.."يا مُخَلِّصَ الشَّجَرِ مِنْ بَيْنِ رَمْلٍ وَ مآءٍ وَ طین وَ يا مَخَلِّصَ الْوَلَدِ مِنْ بَيْنِ مَشيمَةٍ وَ رَحِمٍ خَلِّصْنِي مِنْ حبس هَارُون" دعای حضرت مستجاب ش به محبین و شیعیان حضرت وعده آزادی آن حضرت را داده بودند جلو درب زندان منتظر هستند امامشان آزاد بشه. دیدند درب زندان باز شد چهار غلام بدنی را رو تخت پاره ای گذاشتندخدا ازشون نگذره یکی مقابل این بدن صدا میزنه "هذا اِمامُ الرّافِضَهِ" غریبانه بدن را میبردند.ولی والی بغداد متوجه شد دستور داد گفت: اگر این بدن از بنی هاشم نیست چرا در مقابر قریش دفن میکنند اگر از بنی هاشمه چرا غریبانه تشیعش میکنند؟ گفتند این بدن موسی ابن جعفر سلام الله علیه.دستور داد گفت: باید احترام بشه تجلیل بشه ..سه روز بدن رو جِسر بغداد ماند. ولی مردم احترام کردنند گل باران کردنند این بدن را تشییع شد.با غل و زنجیرحضرت رو به خاک سپردند ولی گفتن هفت کفن قیمتی بر بدن حضرت پوشاندند. "صل الله علیک یا ابا عبدالله "یه جوری به بدن هجوم برده بودنند هر چی داشتند از نیزه و شمشیر و سنگها که دیگه به اندازه نگین انگشتر جای سالم در این بدن باقی نمانده بود. یا بقیه الله خدا لعنتشان کنه چه داغی بر دل شما نشاندند تازه رو کرد به دورو وریاش" مَن ینتَدِبُ لِلحُسَینِ" یه جوری بر این بدن با اسب تاختند خواهرش بدن را نشناخت .بی حرمتی بالاتر، اجازه ندادند این بدن را دفن کنند "مُلْقی ثَلاثا بِلا غُسلٍ وَلا کفَنٍ" نزدیک بود.نزدیک بود امام سجاد برای این مصیبت قالب تهی کند وقتی عمه اش سوال کرد ما لي أراك تجود بنفسك يا بقيّة جدّي؟ فرمود: عمه جان مگر این بدن ولی خدا نیست مقابل آفتاب؟ وقتی حضرت آمد برای دفن این بدن نوبت به بدن سیدالشهدا رسید فرمود: بنی اسد شما کنار برید لازم نیست منو کمک کنید هستند منو کمک می کنند فرمود: فقط شما برید یه پوریا بیاورید یه جوری این بدن با خاک و شن آغشته شده بود . "المرمل بالدما"خون و خاک با هم آغشته شده بود*
کفنی زخون و کفنی داشت ز خاک
تا نگویند حسین ابن علی بی کفن هست
* گفتند یه جوری این حصیر را زیر بدت قطعه قطعه موج داد. بدن قطعه قطعه را تو حصیر جمع کرد خودش بدنو به خاک سپر روی قبر یه جمله با انگشت نوشت یا بقیه الله "هذا قَبْرُ الْحُسَيْنِ بْنِ علی بن ابی طالب الذی قَتَلوه عَطشانا"*
از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_موسی_الکاظم_علیه_السلام
#حجت_الاسلام_میرباقری
#شهادت_امام_کاظم
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها