دامن آلوده و بار گناه آورده ام
گر چه آهی در بساطم نیست آه آورده ام
هر که بودم هر که هستم با کسی مربوط نیست
بر امام مهربان خود پناه آورده ام
هر که آرد تحفه ای در محضر مولای خود
من دو دست خالی و کوه گناه آورده ام
در کرم شه را گدا باید گدا را نیز شاه
من گدا دست گدایی سوی شاه آورده ام
بر کبوترهای صحنت هدیه ی ناقابلی است
گندم اشکی که در این بارگاه آورده ام
ناله ام در سینه، اشگم در بصر، سوزم به دل
نامه ای چون دود آه خود سیاه آورده ام
نی عجل با کوه عصیان عفو، نازم را کشد
رو به سوی مظهر عفو اله آورده ام
ذرّه بودم زائر شمس الشّموسم کرده اند
قطره ای بودم به این دریا پناه آورده ام
گر چه هستم قطره ای ناچیز، یک دریای اشک
هدیه بر مولای خود روحی فداه آورده ام
هر فقیری هست دست خالیش سرمایه اش
من فقیرم دست خالی را گواه آورده ام
«میثما» مولا اگر پُرسد چه آوردی بگو
سر به خاک زائرت از گرد راه آورده ام
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
به مشهد آمده بودم دلم حرم میخواست
دلم هوای حرم داشت، روضه هم میخواست
چقدر دور تو ابنُ الشبیب میدیدم
برای روضه شدن شاعرت قلم میخواست
چه شد؟ چه دید؟ که در حس و حال گوهرشاد
هوای کرببلا کرده بود و غم میخواست
چه شورش است که در جان واژه افتادهست
یکی دو بیت دلم شعر محتشم میخواست
درست مثل نوای حزین نقاره
صدای گریهی من نیز زیر و بم میخواست
میان بازدم و دم لبم سرود: حسین
نفس کم آمده بود؛ از تو باز، دم میخواست
✍ #محسن_ناصحی
✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت
https://eitaa.com/fatemi8/100
شعر شهادت امام رضا 🖤🖤
چه غریبانه غریب الغربا را کشتند
با دل زار، معین الضعفا را کشتند
آه ای اهل خراسان! همه خون گریه کنید
که ولی نعمت و مهمان شما را کشتند
این خبر را به مدینه ببر ای باد صبا
هشتمین بضعهی پیغمبر ما را کشتند
خواهرش زنده اگر بود، از این غم میمرد
بین یک حجرهی در بسته رضا را کشتند
از عبایی که سرش بود، غلامش فهمید_
آخر آن نورِ دلِ آلِ عبا را کشتند
مثل یک مار گزیده به خودش میپیچید
با چه زهری مگر آن نور هدا را کشتند؟!
صورتش را به روی خاک نهاد و میگفت:
چه غریبانه شه کرببلا را کشتند
جگر سوختهاش روضه برایش میخواند
با لب تشنه چرا خون خدا را کشتند؟!
ته گودال که با نیزه به پهلوش زدند
روی تل، عمهی مظلومهی مارا کشتند
پای رأس شهدا، بسکه کف و سوت زدند
سرِ بازارچهی شامْ اُسرا را کشتند
✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت
https://eitaa.com/fatemi8/100
🩸#مقتل #امام_رضا علیهالسلام 🩸
🥀علامه مجلسی به نقل از شیخ صدوق میفرماید: اباصلت میگوید:
🥀 حضرت رضا علیهالسلام به من فرمود: فردا من به این ظالم (مامون) وارد میشوم، اگر خارج شدم در حالی که چیزی بر سر نداشتم با من صحبت کن و من با تو سخن خواهم گفت و اگر سرم پوشیده بود با من صحبت نکن.
🥀 اباصلت گوید: صبح که شد، دیدم امام علیهالسلام لباس پوشید و و در محرابش نشست و منتظر بود که غلام مامون وارد شد و گفت: مامون تو را میخواند.
🥀 امام علیهالسلام کفش و عبایش را پوشید و بلند شد و رفت و من دنبال او رفتم تا حضرت داخل به قصر مامون شد و در جلوی مامون ظرفی بود که انگور و میوههای دیگر داشت و مامون در حال خوردن انگور بود.
🥀 وقتی چشمش به امام علیهالسلام افتاد به سمت امام علیهالسلام آمد و با امام معانقه کرد و صورتش را بوسید و امام علیهالسلام را با خود نشاند بعد مقداری انگور برداشت و گفت: یابن رسولالله از این انگور بهتر ندیدم.
🥀 امام علیهالسلام فرمود: چه بسا انگور خوبی است که از بهشت آمده است.
🥀 به امام علیهالسلام گفت: از آن بخور...
🥀 حضرت فرمود: مرا معاف دار!
🥀 مامون گفت: باید بخوری چرا نخوری شاید تو ما را متهم به چیزی می کنی؟!
🥀 انگور را برداشت و شروع به خوردن کرد و سپس امام علیهالسلام انگور را برداشت و سه دانه از آن خورد و بعد بقیه را گذاشت و بلند شد...
🥀 مامون گفت: کجا می روی؟!
🥀 حضرت فرمود: به جایی که مرا فرستادی...
🥀دو در حالی که سرش پوشیده بود خارج شد و من با او صحبت نکردم تا اینکه داخل خانه شد و فرمود: درب را ببند و درب بسته شد و سپس بر بستر خود خوابید و من ایستاده در صحن خانه بودم در حالی که محزون و مغموم بودم، پس در این هنگام جوانی زیبا که شباهت بسیاری به امام رضا علیهالسلام داشت وارد شد به سمت او رفتم و گفتم از کجا وارد شدید در حالی که درب بسته است فرمود:
🥀 همان کس که من را از مدینه اورده است میتواند از درب بسته وارد کند.
🥀 عرض کردم شما کیستید؟!
🥀 فرمود: من حجت خدا بر تو هستم ای اباصلت، من محمد بن علی (جواد) هستم.
🥀 سپس امام جواد علیهالسلام به سمت امام رضا علیهالسلام رفت و فرمود: من هم وارد شوم من هم وارد شدم.
🥀 وقتی وارد شد امام رضا علیهالسلام بلند شد و او را در آغوش گرفت و او را به سینه چسباند و او را بوسید و و بعد او را به سمت بستر خود کشید و امام جواد علیهالسلام خود را به صورت به روی امام رضا علیهالسلام انداخت و او را میبوسید و با چیزی او را خوشحال کرد که من نفهمیدم و در دهان امام رضا علیهالسلام چیزی سفیدتر از برف خارج شد که امام جواد علیهالسلام آنها را پاک میکرد.
🥀 بعد امام دستش را در لباسش کرد و چیزی شبیه به گنجشک خارج کرد که امام جواد علیهالسلام آن را گرفت و امام رضا علیهالسلام به شهادت رسید.
📕 بحارالأنوار، جلد ۴۹، صفحه ۳۰۱
🏷 #المصیبة_الراتبة
🏷 #امام_رضا علیهالسلام
✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت
https://eitaa.com/fatemi8/100
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندگی بی رضا نمی چسبد
این شلوغی خودش صفا دارد
حرمش بی گدا نمی چسبد...
◾️فهرست روضه ها
↩️پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله
https://eitaa.com/fatemi8/812
✅حضرت علی علیه السلام
https://eitaa.com/fatemi8/1093
↩️حضرت زهرا
https://eitaa.com/fatemi8/724
↩️اشعار شب قدر
https://eitaa.com/fatemi8/1899
↩️امام حسن علیه السلام
https://eitaa.com/fatemi8/219
↩️امام حسین علیه السلام
https://eitaa.com/fatemi8/628
↩️امام سجاد علیه السلام
https://eitaa.com/fatemi8/663
↩️امام باقر علیه السلام
https://eitaa.com/fatemi8/334
↩️امام صادق علیه السلام
https://eitaa.com/fatemi8/311
↩️امام کاظم علیه السلام
https://eitaa.com/fatemi8/833
↩️امام رضا علیه السلام
https://eitaa.com/fatemi8/795
↩️امام جواد علیه السلام
https://eitaa.com/fatemi8/313
↩️امام هادی علیه السلام
https://eitaa.com/fatemi8/1034
↩️امام عسکری علیه السلام
https://eitaa.com/fatemi8/868
↩️امام زمان عجل الله
https://eitaa.com/fatemi8/756
🟩حضرت معصومه
https://eitaa.com/fatemi8/1204
✅روضه دهه محرم
https://eitaa.com/fatemi8/484
↩️شب اول حضرت مسلم
https://eitaa.com/fatemi8/340
↩️شب دوم -روضه و اشعار شب دوم
https://eitaa.com/fatemi8/461
↩️شب سوم (حضرت رقیه)
https://eitaa.com/fatemi8/217
↩️شب چهارم حر
https://eitaa.com/fatemi8/506
↩️شب پنجم
https://eitaa.com/fatemi8/515
↩️شب ششم (حضرت قاسم)
https://eitaa.com/fatemi8/546
↩️شب هفتم _حضرت علی اصغر)
https://eitaa.com/fatemi8/498
↩️شب هشتم حضرت علی اکبر
https://eitaa.com/fatemi8/564
↩️شب نهم(حضرت عباس)
https://eitaa.com/fatemi8/587
◾️شب عاشورا
https://eitaa.com/fatemi8/579
◾️امام حسین علیه السلام
https://eitaa.com/fatemi8/628
◾️شام غریبان
https://eitaa.com/fatemi8/636
↩️حضرت زینب
https://eitaa.com/fatemi8/614
🔹روضه شام
https://eitaa.com/fatemi8/671
🔹دفن شهدا
https://eitaa.com/fatemi8/676
🔹راهب
https://eitaa.com/fatemi8/703
🔹 ورود کاروان اهلبیت به شام
https://eitaa.com/fatemi8/734
🔹طفلان مسلم
https://eitaa.com/fatemi8/109
🔹طفلان زینب
https://eitaa.com/fatemi8/1409
🔹وداع ماه مبارک
https://eitaa.com/fatemi8/1159
🔹گریز روضه
https://eitaa.com/fatemi8/1614
🔹اربعین
https://eitaa.com/fatemi8/1621
🔹مدينه و مکه
https://eitaa.com/fatemi8/1759
هدایت شده از تبیان گناباد
هوالباقی...🥀
به مناسبت هفتمین روز درگذشت پدری مهربان و همسری فداکار مرحوم مغفور شادروان ابوشهید
🖤کربلایی داوود فاطمی🖤
(پدر شهید بزرگوار حسین فاطمی)
مراسم ترحیمی روز پنجشنبه ۶ شهریور ماه ۱۴۰۴ از ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۷ در محل مسجد موسی ابن جعفر ع روستای قنبرآباد برگزار میگردد.
(💔حضور شما عزیزان باعث آرامش روح آن مرحوم خواهد شد.💔)
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
🇮🇷 @Tabyingonabad
#حضرت_سکینه_س_مدح_و_مرثیه
ای كرامت را تو مَجلای تمام!
حضرتت باب الكرم، بنت الكرام
با كلام الله ناطق هم كلام
ای سكینه! بر كراماتت سلام!
مشعل روشن ز مصباح الهدی
در عبادت، غرق و مجذوب خدا
گوهر دردانهی ناز حسین
دختر همراز و دمساز حسین
جدّهات انسیة الحورا، تو حور
چشمهی خورشید را یك لُمعه نور
زینت استی گوشوار عرش را
سرور استی بانوان فرش را
ای سكینه! مسكنت دامان عشق!
سورهی والنّجم در قرآن عشق
قلب مادر از تو تسكین دیده است
ز آن سكینه مادرت نامیده است
معرفت بُرده است در كیوان تو را
خوانده مولا «خَیرَة النِّسوان» تو را
برترین زنهای عصر خویشتن
یادگار ماندگار پنج تن
در دل كوثر، طهارت كردهای
پنج حجّت را زیارت كردهای
در زنان هاشمی صاحب وقار
خاندان فاطمی را افتخار
آفتابی خود كه عمری در حجاب
بودهای در سایهسار آفتاب
ای وقار از دامنت آویخته!
هر نگاهت با عفاف آمیخته
چشمت از زمزم، دهان از كوثر است
نامت از طوبی، نشان از كوثر است
مهر و ماه معرفت را كوكبی
در جلالت هم قِران زینبی
هم نشینی با امامت، با امام
دیدهای ماه ولایت را تمام
ای فصاحت بی نوایت، بینوا
صد نوا از نای تو در نینوا
ای سكینه! ای همآغوش بلا!
وی تو سكّاندار فُلك كربلا!
مرد میدانی ولیكن در حجاب
با امام عصر خود پا در ركاب
حرف حق، نطق تو را شمشیر كرد
شیرهی جان ربابت شیر كرد
در اسارت، نقش ایفا كردهای
پا به پای عمّه غوغا كردهای
در حرم، در خیمهگه، در قتلگاه
در مسیر كوفه و شام سیاه،
میدرخشد نام تو، گفتار تو
اشك تو، ایمان تو، ایثار تو
جامهی خون و شرف پوشیدهای
تشنگی را با پدر نوشیدهای
خورده بر جان و دلت مُهر عطش
شام غربت دیدی و ظُهر عطش
از عطش گر چه ز پا افتادهای
سهم آب خود به طفلان دادهای
در مصائب، پایداری كردهای
عمّه را با صبر، یاری كردهای
بانوان را دلنوازِ پُرتوان
كودكان را سرپرست مهربان
دختری و صبر و همّت این چنین!
مرحبا بر صبرت! ای صبر آفرین!
در وداع آخرینت با حسین
كز حرم برخاست بانگ «یا حسین»
اوّلین كس را كه مولا یاد كرد
نام شیرین تو را فریاد كرد
كای سكینه! حامی ایتام باش
ای دلْ آرام حسین! آرام باش
قطرههای اشك بر سیما مزن
شعلههای درد بر دلها مزن
مَنگرم با چشم گریان، دخترم!
قلب بابا را مسوزان، دخترم!
پیشتر آ نزد بابا، پیشتر
گریهها در پیش داری بیشتر
بعد تودیع حرم با التهاب
دست بر شمشیر زد، پا در ركاب
رفت در میدان و دیگر برنگشت
برنگشت و از تن و از سر گذشت
رفت و پنهان از نظر شد منظرش
تا كه دیدی بر فراز نی، سرش
دیدی اندر خون، دو نیم است آفتاب
نیمهای بر نیزه، نیمی بر تراب
چون رسیدی در حریم قتلگاه
معجر دیگر به سر كردی ز آه
طاقت از كف داده و دل باختی
خویش را بر خاك و خون انداختی
یافتی قرآن حق را جزو جزو
جسم خونین پدر را عضو عضو
یوسفت در بین گرگان مانده بود
جسم ثارالله، عریان مانده بود
بر زیارت كردن سبط رسول
چون نبودت مهلت اذن دخول،
ز آن زیارت در فضا هنگامه شد
پارههای دل، زیارتنامه شد
پیكری دیدی ولیكن سر جدا
جمله اعضایش ز یكدیگر جدا
زآن تن پامال، اثر باقی نبود
سینه و پشتی دگر باقی نبود
چارسویش حجلهی خون بسته بود
استخوان در استخوان بشكسته بود
در وداع سینهسوز خویشتن
دست بردی زیر آن خونین بدن
تا گرفتی آن تن صد چاک را
سوخت آهت خیمهی افلاک را
زخمهایش بوسه باران ساختی
مرهمی بر جسم عریان ساختی
روح بیتابت ز نو در تب نشست
خاک و خون زآن بوسهات بر لب نشست
خاک مقتل شد ز اشک تو خجل
تا سرودی این سخن از سوز دل:
این بیابان گر شود از شب، سیاه
بر كه آرد دخترت بابا! پناه؟
«این بیابان، جای خواب ناز نیست
ایمن از صیّاد تیرانداز نیست»
ماه محمل! باز انجم را بخوان
«شیعتی مَهما شَرِبتُم» را بخوان
ای تجلّای حرم! نور خیام!
چلْچراغ كوفه و قندیل شام!
سوخت این جا از غمت كِلک و كلام
عمّه جان! بر روح والایت سلام!
✍مرحوم #سیدرضا_مؤید
✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت
https://eitaa.com/fatemi8/100
حجت الله یگانه پسرم 🔹
https://eitaa.com/fatemi8/869
ستون خیمه اشراق ناگهان لرزید
https://eitaa.com/fatemi8/854
مادرت نیست ولیکن پسرت هنوز
https://eitaa.com/fatemi8/855
تسلیت ای حجت ثانی عشری بن الحسن🔹
https://eitaa.com/fatemi8/856
یبن الحسن فدای تو و دیده ترت
https://eitaa.com/fatemi8/857
این داستان زهر و جگر مستمر شده
https://eitaa.com/fatemi8/859
مثل بغض از وسط حنجره برخاستهایم
https://eitaa.com/fatemi8/860
به لب خشک تو انگار که باران میخورد
https://eitaa.com/fatemi8/861
اثر زهر به کل بدنت معلوم است
https://eitaa.com/fatemi8/862
با تو چه کرده ز پدر دست و پا نزن
https://eitaa.com/fatemi8/863
نشد که قوری نارس شراب ناب شود
https://eitaa.com/fatemi8/864
قصد قصد زیارت است اما
https://eitaa.com/fatemi8/865
وقتی امام عصر ما امشب عزادار است
https://eitaa.com/fatemi8/866
جگر با زهر شد درگیر و آه از سینهات برخاست
https://eitaa.com/fatemi8/867
شعر فاطمی
حجت الله یگانه پسرم 🔹 https://eitaa.com/fatemi8/869 ستون خیمه اشراق ناگهان لرزید https://eitaa.com/
بمناسبت شهادت امام عسکری علیه السلام منتشر شود👆