eitaa logo
حدیث اشک
7.2هزار دنبال‌کننده
46 عکس
88 ویدیو
8 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" اشعار اهل بیت ع http://hadithashk.com حدیث اشک هیچگونه تبلیغی ندارد اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @Admin_hadithashk @asgharpoor53 تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
محبّت حسین چِقَدر خیر دیده ایم از محبّت حسین به روی شانه های ماست دست رحمت حسین زبانزدِ تمام عالم است مهربانی اش دل مرا که بُرده است این عطوفت حسین روایت است این که هر سحر فرشته می برد سلام صبحگاهی مرا به خدمت حسین شفیعِ روز محشر است،آجُرِ
حُسینیه” 

به این بهانه که در آن شده است صحبت حسین 

چه بهتر است،با وضو،میان روضه گریه کرد 

عبادت است گریه های بر مصیبت حسین 

رفیق!روضه خانه،سنگر ولایت علی است 

هزینه داده است شیعه پایِ هیئت حسین 

رضایت حسین باطناً رضایت خداست 

رضایت خداست باطناً رضایت حسین 

به یک نظر دلِ خراب را درست می کند 

خدا کند شویم شامل عنایت حسین 

نترس..،ظرفیت برای حُر شدن هنوز هست 

رسول ترک،حُر شده است با هدایت حسین 

گناهکار تا دو قطره اشک،بِین روضه ریخت 

خدا هم از گناه او گذشت بابت حسین 

حسین” بانی قبولِ توبه های `آدم” است همین هزار و چند ساله نیست،قدمت حسین به گرد و خاک معجر سه ساله دخترش قسم برای درد های ما دواست تربت حسین به حشر هم قدم که می نَهَد هنوز بی سر است قیامتی است لحظه ی ورود حضرتِ حسین بردیا محمدی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
عزیزم حسین به دنبال تو بودم بین هیات ها شدی پیدا میان صفحه ی سرخ روایت ها شدی پیدا به دنبال تو گشتم دسته های سوگواری را میان کوچه ها بین علامت ها شدی پیدا علم ، پرچم ، کتل ، منبر ، کنار استکان چای تو را میبینمت در این عبارت ها شدی پیدا ببین حال بُکا دارند آجرهای هیات هم یقیناً لا به لای این ارادت ها شدی پیدا هر آنچه با تو منسوب است جان ما به قربانش خودت در بین اسباب هدایت ها شدی پیدا تو را در بین صدها سال روضه جستجو کردم و در بالاترین شکل عبادت ها شدی پیدا چگونه لقمه ی ناپاک را باید مشخص کرد؟_ _زمانی که تو در بین اهانت ها شدی پیدا تورا کشته ست فتوای مقدس ها،ملالی نیست که حالا بین نقد بی عدالت ها شدی پیدا احمد ایرانی نسب لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حسین جان ما هر چه بود پای محرم گذاشتیم در چَشم ها دو چِشمه ی زمزم گذاشتیم قطعاً دعای فاطمه پشت و پناه ماست وقتی دم حسینیه پرچم گذاشتیم ما ارث گریه از پدر خویش برده ایم پا جای پای حضرت آدم گذاشتیم این اشک ها برای تو باشد ، حسین جان شاید به روی زخم تو مرهم گذاشتیم تفسیر روضه هاست ، حروف مقطعه جان را میان سوره ی مریم گذاشتیم خیلی حسین زحمت مارا کشیده ای خیلی برای روضه ی تو کم گذاشتیم عمریست دم حسن شده و بازدم حسین این عشق را به سینه دمادم گذاشتیم یک اربعین زیارت مارا ردیف کن ما هر چه بود پای محرم گذاشتیم احمد ایرانی نسبت لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
هَل مِن مُعین.. زهرا کنار درب حسینیه دم گرفت هَل مِن مُعین... دوباره جهان رنگ غم گرفت صدها گره ز مشکل او باز می شود هر کس برای روضه ی تو یک قدم گرفت رحمت بر آن کسی که به تو اعتماد کرد لعنت بر آن کسی که تورا دست کم گرفت باید دخیل پرچم مشکی روضه شد باید شفا ز مرثیه ی محتشم گرفت دم کرده است مادر تو چای روضه را با اشک های سینه زنان ، چای دم گرفت ما را رها کنی همه از دست می رویم آدم شده ست هرکه در این روضه دم گرفت احمد ایرانی نسب لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حسین من مگر به جز تو تمنای دیگری هم هست ؟ مگر به سینه تقاضای دیگری هم هست ؟ برای در زدن این گدا به خانه‌ی تو به غیر سینه مگر جای دیگری هم هست؟ ز مدحت ای همه جان خسته کی شوم ؟آیا به دلنوازیت آوای دیگری هم هست؟ به غیر صحن و سرا و ورودیِ حرمت مگر که جنت الاعلای دیگری هم هست؟ برای من که دمادم دمت مرا جان داد مگر به جز تو مسیحای دیگری هم هست؟ به بارگاه تو نوکر زیاد هست ولی برای من مگر آقای دیگری هم هست برای روضه اگر تنگمان شود دنیا هزار شکر که دنیای دیگری هم هست به خون سرخ نوشتند نامه یارانت به غیر خون مگر امضای دیگری هم هست؟ در آن شلوغی گودال ، مادرت می‌گفت نزن مگر به تنش جای دیگری هم هست سعید حمیدیان فر لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
اشک روضه عمرم بدون نوکری ات عزتی نداشت بی اشک روضه روز و شبم لذتی نداشت ای شرط توبه ی پدر دور از بهشت بر ما خدا بدون غمت رحمتی نداشت هرگز سیاه پوش کسی جز تو نیستم این کم ترین ارادتِ من منتی نداشت رخت عزات پرچم سیار کوچه هاست بی رخت عشق نوکری ام قیمتی نداشت پیراهن سیات مرا رو سپید کرد چل سال اگر نه زندگی ام برکتی نداشت غیر از حرم_پناه من_این شهر رو سیاه مثل جهنم است اگر هیأتی نداشت تا بیش از این نسوختم از آفتاب هجر سایه بکش به رویم اگر زحمتی نداشت در حصر عشق هستم و یک عمر با کسی جز خاطر حسین دلم صحبتی نداشت  حسن کردی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یک سال گریه کردم یک ماه را ببینم عرض ادب دوباره.. ارباب نازنینم این چند روز آخر عمری به من گذشته عشق است و اضطرابش من عاشق همینم! آغوش باز کردی مارا بغل گرفتی یعنی میان هیات پیش تو می نشینم از کودکی برایت زنجیر میزدم من ای عشق اول من! ای عشق راستینم! هرسجده ای که کردم خون تو بانی اش بود با گریه بر غم تو شد استوار دینم یک‌ جمله است ایمان..گریه برای ارباب! گریه کن تو هستم پس جزو مومنینم با گریه ی رفیقان شستند نامه ام را برکت ز دوستان بود من نیز خوشه چینم خوب است روزگارم پیش تو گرم کارم  در روضه ات عزیزم! در جنت برینم آب و گلم حسین جان مخلوط با گل توست من اهل کربلایم آنجاست سرزمینم بر نیزه تکیه دادی گفتی که یار من کو؟! لبیک گفته ام من با ناله ی حزینم @hadithashk
باز هم محشری از گریه به پا کرد حسین دل ما را ز غم و درد جدا کرد حسین من کجا روضه کجا؟! معرفت آقا بود من حواسم به خودم بود، صدا کرد حسین به بهشتی که خدا داد نیانداخت نگاه رفت با گریه کن خویش صفا کرد حسین من شکستم دل اورا،دل من را نشکست اینهمه سال مراعات مرا کرد حسین گریه ام نور به قبر همه امواتم  شد  دِین بر گردن ما بود.. ادا کرد حسین متحیر شده بودیم کجا سجده کنیم  پرچم آورد وسط قبله نما کرد حسین نام ما را ته مقتل به زبان آورده خون آن حنجره را ضامن ما کرد حسین من حسینی شده دست امام حسنم  نام ما را حسن آورد، دعا کرد حسین چهاردیواری این روضه خود شش گوشه ست  کربلا را وسط روضه بنا کرد حسین اربعین کاش بگویم به همه در صحنش.. حاجتم کرببلا بود روا کرد حسین خواهرش رفت اسیری و خودش بر سر نی هرچه را داشت دراین راه فدا کرد حسین @hadithashk
حالم بهشت میطلبد ، غم بیاورید ماه حسین آمده ، ماتم بیاورید اذن دخول روضه ز زهرا گرفته ایم وقت طهارت است ، زمزم بیاورید یک اربعین معتکف روضه ایم ما شال و لباسِ مشکی و پرچم بیاورید گلهای فاطمه همه خشکیده میشوند از چشم ، عاشقان گل شبنم بیاورید وقتی حدیث اشکِ ولی را شنیده اید حیف است تا سپردن جان کم بیاورید ما ریزه خوارِ سفرهء احسان حیدریم نان را برای ما ز محرم بیاورید همراه قدسیان دگر امشب ، کتیبهء باز این چه شورش است به عالم بیاورید @hadithashk
برپا کنید خیمه‌ی ماتم..،شروع شد ماه عزای شاه دو عالم شروع شد شب‌های ماتم است..،سلامٌ علی الحسین عالم محرم است..،سلامٌ علی الحسین حسرت به خاک سردِ مزاری نَبُرده ایم شکر خدا که قبل محرم نمرده ایم احیای خشکسالی چشم است با حسین "صد مرده زنده می شود از ذکر یاحسین" دارد برای تو کفنم می کند پدر پیراهن سیاه تنم می کند پدر بالاتر از تمام نسب‌هاست حدِّ من جاروکش عزای تو بوده است جدِّ من دست از شراب ناب بهشتی کشیده است آن‌کس که چای تازه دمت را چشیده است برگشته ایم..،چشم به عفو تو داشتیم حُرّیم و چکمه بر سر شانه گذاشتیم خاکم ولی به زر بدلم کن حسین‌جان مثل حبیب خود بغلم کن حسین‌جان دستی به روی گونه ی سینه‌زنَ‌ات بکش اشک مرا بگیر و به زخم تن‌ات بکش ما با غم تو فارغ از این بند می شویم در آتش عزای تو اسپند می شویم امروز اگر که در دل هیئت نشسته ایم مدیون لطف مادر پهلو شکسته ایم زهرا به روی گریه‌کُنانت حساب کرد ما را برای نوکری ات انتخاب کرد ما پای دیگ نذر تو برکت گرفته ایم از پادویی مجلس‌ات عزت گرفته ایم در اوج درد..،نام تو اعجاز می کند دست سه‌ساله ی تو گره باز می کند این اربعین حواله‌ی پای مرا بده جان رقیه یک سفر کربلا بده تا با لب ترک ترکم پرپرت شوم قربان تشنگیِ علی اصغرت شوم پائینِ پات ناله ی جانکاه می کشم یاد عبا و اکبر تو آه می کشم در علقمه دلت به چه دردی دچار شد باآبروی اهل حرم شرمسار شد تنها شدی که شمر تو را زیر پا گرفت لب‌هات جای آب به سرنیزه‌ها گرفت @hadithashk
رنگ از رخ آسمان پریده جبریل نفس زنان دویده مطرب بنواز ساز غم را تاج سر کربلا رسیده تا عمه کند نزول اجلال خورشید ز شرم بسته دیده گشتند به محضرش شرفیاب یک ایل و تبار صف کشیده اصحاب همه کنار رفتند حوران به بهشت لب گزیده حبس است نفس به سینه، باد آرام کنار او وزیده باید که فرشته پر گشاید تا ناقه او فرود آید چون نور میان کهکشانش یک عرش گرفته در میانش جز چند نفر امام زاده کس نیست مجاز آستانش محکم گره زد به روی بندش بند آمده قافله زبانش بنهاد قدم به خاک زینب اینجاست شروع امتحانش از این همه اضطراب پیداست آتش زده کربلا به جانش دل شوره گرفته عمه حالا این خاک شده ست روضه خوانش بگرفت حسین را در آغوش آن اسوه صبر رفت از هوش تا دید مقابلش سپاهی بی تاب شد و کشید آهی دانست که موقع وداع است می داد دلش چنین گواهی انگار تمام صحنه را دید می دید که مرد بی پناهی تنها و غریب و خسته افتاد مجروح میان قتلگاهی می دید کسی به دست خنجر گردیده به قتلگاه راهی یک دست به سر نهاده زینب یک دست به آسمان الهی: دریاب تو سایه سرم را مو لا و بزرگ این حرم را چرخید چه تلخ این مدارش گردید سیاه روزگارش بانوی قبیله ماند تنها رفتند عشیره و تبارش دیگر به برش کسی نمانده تا روی شتر کند سوارش بعد از حسن و حسین و عباس شمر آمده بود در کنارش این تازه شروع غربت اوست یک شام بود در انتظارش دق کرد همان زمان که افتاد در بزم شراب تا گذارش در کوفه و شام متهم شد آن قامت استوار خم شد @hadithashk
حسین رسید به کربلا رسید بالاخره قافله کنار فرات.. سلامتی حسین و قبیله اش صلوات! رباب امده با اصغرش خوش امده است رقیه امده با اکبرش خوش امده است چقدر خوب که جمع بزرگ ها جمع است تمام قافله پروانه عمه هم شمع است به بنده ها برسان جلوه ی رب آمده است خبر کنید زنان را که زینب امده است چه با شکوه میاید ز محملش پایین سر تمامی مردان مقابلش پایین حجاب دختر حیدر هزار پرده ی نور ز قد و قامت این زن نگاه عالم دور رکاب دار ابالفضل و پرده دار حسین شکوه این زن ابالفضل و اقتدار حسین چرا کسی نمیاید سلامشان بکند سلامشان بکند احترامشان بکند بزرگ بانوی این قافله پریشان است خدا بخیر کند خیره بر بیابان است گمان کنم خبر سر براش اوردند خبر ز غارت معجر براش اوردند رسانده اند خبر را که ای صبور حرم شکسته میشود این سمت ها غرور حرم اگر چه امده ای با دوصدجلال اینجا به عصر روز دهم میروی ز حال اینجا همان زمان که حسینت میان گودال است همان زمان که تنش زیر چکمه پامال است همان زمان که همه درمیان آشوبند به بوسه گاه نبی نیزه نیزه میکوبند لباس کهنه او از تنش جدا شده است بروی جسم شریفش برو بیا شده است کبود میشود از تازیانه پیکر تو سری به نیزه بلند است در برابر تو سید پوریا هاشمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹