eitaa logo
حدیث اشک
15.7هزار دنبال‌کننده
166 عکس
256 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
یا ام المومنین(س) ای بر نبی الله دل آرام خدیجه ضرب المثل جودی و اکرام خدیجه با حیدر کرار تو هم گام خدیجه دین با تو رسیده به سرانجام خدیجه در امت خویشی تو چه گمنام خدیجه مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه قربان تو و حجت و حیا و ادب تو طی گشت به اخلاص و وفا ، روز و شب تو یاری ِ نبی بود همه تاب و تب تو آن فتنه گر ِ در پی ِ غصب لقب تو والله بُوَد در طمع خام خدیجه مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه خوب است تو رفتی و ندیدی که چه ها شد مثل تو چه مظلوم ، علی شیر خدا شد حق نمکت خوب در آن کوچه ادا شد سرو ِ قد ِ زهرای جوان تو دو تا شد شد روز خوش فاطمه ات شام خدیجه مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه یک خانه و یک کوچه و یک شهر ، مصیبت آمد سر زهرات چه ها بر سر بیعت وای از لگد و آتش و سیلی و جسارت ای وای که قنفذ چه قَدَر کرد اهانت بر فاطمه ات در ملا عام خدیجه مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه اولاد تو هستند همه اهل کرامت شد عرش خداوند ازین هدیه قیامت آری کفنش را به تو بخشید حسینت پوشید ز خون جامه ، در آن حج شهادت جای کفن و جامه ی احرام خدیجه مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه گشته است عیان روی تو در طلعت زینب رفته به تو بانو چه قَدَر غربت زینب ای وای چه غم ها که شده قسمت زینب کردند چهل روز چه با حضرت زینب وای از حرم و سنگ سر بام خدیجه مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه  محمد حسین رحیمیان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ام الائمه خاتم نبی باشد که شانش هر نگینی نیست دست خدا اصلا که در هر آستینی نیست مانند زهرا که فقط هم‌کفو حیدر بود غیراز خدیجه مصطفی را هم نشینی نیست حجب و حیا اعلی، حجابش نور ، دامن پاک پس با عفتش غیر از ” مُطهر ” ها قرینی نیست آن خانه که روح الامینش خادم در بود جای زنانی جز زنان اینچنینی نیست هرکس که شک دارد به دختر بودن این زن حتی اگر علامه هم باشد ، ” امینی ” نیست از دامن زن مرد تا معراج خواهد رفت من مطمئن هستم که این بانو زمینی نیست مال خدیجه ، تیغ حیدر ، هر دو لازم بود این دو نباشد گفت پیغمبر که دینی نیست مادر به دختر رفته این فصل الخطاب ماست جز این دو بانو دیگر ام المومنینی نیست  علی کاوند لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
کریم و مهربان منم آن گناهکاری، که به سوی تو دوان است تویی آن بزرگواری، که کریم و مهربان است تو همیشه در فرازی، تویی آن گدا نوازی که در اوج بی نیازی، نگران بندگان است به شب سیاه نوری، برسان پُلِ عبوری که دلم برای دوری، ز گناه نا توان است تو اگر مرا برانی در دیگری نکوبم که به غیر از آستانت، همه جا پر از زیان است همه عمر جز تو یارب! چه کسی رفیق من بود؟ تو امان من نباشی! چه کسی مرا امان است؟ تو خدای مرتضایی، که همیشه با وفایی به گدای بی نوایی، که ضعیف و ناتوان است برو ای گدای مسکین در خانه علی زن که امیر با خدا در نجفش هم آشیان است بگذار جای کعبه، سر خود به پای حیدر تو اگر بهشت خواهی، نجفِ علی جنان است خوشم اینکه خاک پای پسر ابوترابم همه عمر سایبانم علم حسین جان است به فدای آن شهیدی که نخورد آب و جان داد ز غمش هنوز زهرا، شب جمعه روضه خوان است پسرم به تو جفا شد سرت از قفا جدا شد اثرات خنجر شمر روی حنجرت عیان است پسرم مگر به دشمن تو به غیر حق چه گفتی؟ که جواب حرف حقت، نوک نیزه سنان است پسرم کسی در عالم کفن تو را ندارد کفن تو خاک بوده، کفن تو بیکران است به خدا عطش دلیلِ ترک لبت نبوده ترک لبت برای ضربات خیزران است نگرانی ات برای دل خواهرت چنان بود که هنوز هم نگاهت سوی خیمه زنان است  علی ذوالقدر لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
اسوه ی ایمان و هر حرف و حدیثی آیه ی قرآن نخواهد شد زنی غیر از خدیجه اسوه ی ایمان نخواهد شد به جز او هیچ امّ المومِنینی نیست در این شهر به جز او هیچکس همصحبتِ قرآن نخواهد شد سُکـوت اش می کند تحقیــر بیـدادِ هُبل ها را گلستانـی کـه با نَمرود هم پیمان نخواهد شد خدیجه خوب می داند رسالت بی ولایت نیست که آن از این جدا و این جدا از آن نخواهد شد کویرِ خشک ، قوم و خویشِ دریا نیست ای مردم جهنّم زاده هـرگز مَحرمِ باران نخواهد شد نه ... هر افسانه ای همخانه ی وحیِ الهی نیست به اجبار آنکه اسلام آورد سَلمان نخواهد شد علی همبازیِ یک کودکِ مظلـــوم می گــردد ولی بازیچـه ی پیـراهنِ عُثمـان نخواهد شد جَمل هنگامِ برگشت از جَمل می گفت با حسرت : علی مرعوبِ نام و نسبت و عنـوان نخواهد شد  ابراهیم زمانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
عبد ضعیف عبد ضعیف، تابِ قهر و تشر ندارد جز آستانِ ربّش، جایی دگر ندارد بنده رسیده اما با کوله بار خالی نزد رئوس الأشهاد، جز چشم تر ندارد بیچاره تر کسی از این تحبسُ الدعا نیست درد است که دعایم دیگر اثر ندارد لطفی مرا کشانده بر آستان توبه این لطف از کجا بود؟! روحم خبر ندارد حُسن توکلم بر دست دعای زهراست گرچه محبی از من آلوده تر ندارد خیر و صلاح طفلِ خورده زمینِ خود را هرگز شبیه مادر، کس در نظر ندارد شب زنده دار بودن، کار علی و زهراست جز اقتدا به عشقش، عاشق هنر ندارد آقایی علی را هر سائلی چشیده او از گناهکاران هم چشم برندارد مستیِ ناب، از چیست؟ انگور مرقد او حتی درخت فردوس، چون آن ثمر ندارد راه نجات یعنی کرب و بلا، زیارت قلبم جز آن حوالی شوق سفر ندارد فیض سحر تماما از گریه بر حسین است بی فیضِ ذکر روضه، فیضی سحر ندارد زهرا رسیده نزد جسم حسینش اما جسم عزیز زهرا، ای وای سر ندارد  محمد جواد شیرازی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مادر زُل میزند با چشمهای تر به مادر هی فاطمه در لحظه ی آخر به مادر سرمایه اش را داد پای دین خدیجه پس در قبالش هدیه شد کوثر به مادر تاریخ می گوید چهل نامرد،در اصل؛ آنجا هجوم آورد یک لشکر به مادر تقسیم شد درد دو عالم بین این دو سیلی به حیدر خورد و میخ در به مادر زهرا هم آخر محسنش را خرج دین کرد مادر به دختر میرود،دختر به مادر از غنچه ای بعد از گذشت این همه سال حالا رسیده یک گل پرپر به مادر ام ابیها نیز ام المومنین شد چون می رسد این ارث از مادر به مادر ام المصائب زینب و مظلوم ارباب آقا به بابا می رود خواهر به مادر در کربلا سیراب گشت و با سه صورت با گریه اش خندید علی اصغر به مادر  مهدی رحیمی زمستان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
محرم اسرار نبی محرم اسرار نبی ، جز تو نبوده ست کسی از دل پاک نبوی ، دل نربوده ست کسی جز تو که پاک دامن و طاهره پروری مگر لایق بر مادریِ فاطمه بوده ست کسی؟ فاطمه زاده ای و دین بنده خویش کرده ای حق بده سمت تو اگر سر به سجوده ست کسی من که به اعتبار تو دست بر این قلم برم مدح تورا بجز خدا مگر سروده ست کسی؟ خرج تمام مومنین ز لطف گردن شماست قدر تو اینقدر به دین دست گشوده ست کسی؟ یکسره داد میزنم که ام مومنین تویی بشنود این صدای را چون که حسود ست کسی امیرفرخنده لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
بانوی رسول الله (ص) گرفته بود هوای دل پریشانش نشسته بود غبار اجل به دامانش صبور بود و شکایت ز روزگار نکرد ولی هزار محن بود بین چشمانش کنار بستر او فاطمه به سر میزد خدیجه بود و تب و گریه های پنهانش چقدر پیر شده بانوی رسول الله زنی که بود زمین و زمان بفرمانش قرار شد کفن مصطفی تنش باشد شکست پشت رسول خدا ز هجرانش کفن شد و بدنش خاک شد خداراشکر حسین بود غم سینه سوز پایانش گذشت دور فلک، عصر روز عاشورا درآن میانه حسین بود و جسم عریانش حسین بود و سنان بود و نیزه ای بی رحم کشید پنجه روی گیسوی پریشانش هوا ز جور مخالف چون قیرگون گردید کسی برید سرش را میان طوفانش هزاربار صدا زد که تشنه آبم بغیر چکمه نیامد به کام عطشانش همانکه برد سر شاه را روی نیزه کشیده زد به رخ خواهر هراسانش سید پوریا هاشمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
اُم‌ُالمُومِنین از همان آغاز،‌ چشم آسمان‌ها و زمین تا ابد دیگر نمی‌بیند زنی را این‌چنین بهترین‌های دوعالم در پی پیغمبرند شد خدیجه در میان بهترین‌ها بهترین در همان عصری که اهل‌شهر با شک کافرند او به آیین محمد رومی‌آرد با یقین هم‌ردیف هاجر و آسیه و مریم شده‌ست هر زنی از توشه‌ی اخلاق‌او شد خوشه‌چین گوهری مانند او شد زینت بیت‌ُالنَّبی غبطه‌ی این‌خانه‌را خورده اگر عرش برین تکیه‌گاهش شد خدیجه، ذوالفقارش شد علی سرنخواهد داد پیغمبر دم: «هَل مِن مُعین» میوه‌ی خوب از درخت خوب حاصل می‌شود پس فقط دامان پاک اوست زهراآفرین «چون لباس کعبه بر اندام بت زیبنده نیست» غیر او بر دیگران عنوان؛ «اُم‌ُالمُومِنین» از تمام خواستگارانت اگر رد می‌شوی دلخوشی که عاقبت سهم محمد می‌شوی پس خدا بخشید در عالم پیمبر را به تو بهترین بودی و بخشید از تو بهتر را به تو شد همه دارایی تو خرج راه دین حق در عوض داده خدا چندین برابر را به تو دخترت زهرای مرضیه‌ست، دامادت علی‌ست لایقش بودی که داده این دو گوهر را به تو تو همان سرچشمه‌ی خیر کثیر عالمی داد ازاین‌رو چشمه‌ی جوشان کوثر را به تو تا ابد ذریّه‌ی سادات از نسل تواند چون عطا کرده خدایت قوم برتر را به تو از ارادت‌مند‌های توست جبریل امین می‌رساند تا سلام حیّ داور را به تو از همه سبقت گرفتی در صراط مستقیم هدیه داده ربِّ اعلی اوج باور را به تو در قیامت چون‌که کار خلق دست فاطمه‌ست می‌سپارد اختیار روز محشر را به تو شک ندارم در قیامت هم قیامت می‌کنی دوستان اهل‌بیتت را شفاعت می‌کنی شد خدیجه مادر اسلام و دختر فاطمه جان زهرا شد نبی، جان پیمبر فاطمه نام زهرا می‌درخشد در میان اهل‌بیت سیزده معصوم ما دُرّند، گوهر فاطمه چون کلام حق که با «هُم فاطِمَه» آغاز شد در میان پنج‌تن هم بوده محور فاطمه در بهای آفرینش از نبی و از علی با «حدیث قدسی لولاک» شد سر فاطمه هردو یک‌روح‌اند اما در دوتن، با این‌حساب فاطمه شد حیدر کرّار و حیدر فاطمه سیب در معراج با دست پیمبر شد دونیم نیم آن با مرتضی و نیم دیگر فاطمه مرتضی با ذوالفقار انگار جولان می‌دهد خطبه‌خوانی می‌کند تا روی منبر فاطمه هرکه در راه خدیجه یک‌قدم برداشته‌ست پاسخش را می‌دهد چندین برابر فاطمه مادر زهرا شدن کار کسی غیر از تو نیست خیر، معنایی ندارد هرکجا خیر از تو نیست شان تو یک‌روز در عالم هویدا می‌شود ... لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ام المومنین همیشه با امینِ خود ، امینی راستین بوده ست خدیجه بهترین بانویِ ختم المُرسلین بوده ست تمامِ ثروت اش را نذرِ چشمانِ محمّد کرد گلی که تشنه این چشمه ی شورآفرین بوده ست بپرس از حمزه و عمّار و یاسر خوب می دانند خدیجه بانیِ اسلام در این سرزمـین بوده ست فقـط او حافظِ شـأنِ امیرالمومنیـن باشد فقـط او لایـقِ عنوانِ امّ المومِنیـن بوده ست روایت می کند لبخـندهایـش نـصِّ قــرآن را و در تفسیر کوثر اشک هایش دلنشین بوده ست خـدیجه گوهـری دارد ، پیمـبر مادری دارد علی هم یاوری دارد مگر بهتر از این بوده ست ؟ چه شوقی بهتـر از این که علی دامادِ او باشد که تنها آرزویـش روزهایِ واپسین بوده ست خدیجه رفت امّا پاسـخِ یک شهر سیلی شد به باورهایِ مردی که خودش یعسوبِ دین بوده ست غزل بینِ در و دیوار پرپر شد ردیف اش سوخت همیشه آخرِ این روضـه باید نقطه چــین باشد ...  ابراهیم زمانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
فراق جز تو از درد من اینجا هیچکس آگاه نیست جز فراق تو که دردی انقدر جانکاه نیست خاطرت را عفو کن خیلی مکدر کرده ام در بساط من به پیش آینه جز آه نیست سالها در بادیه دنبال تو گشتم ولی یوسف من یوسف افتاده ی در چاه نیست در مسیر آمدن من را ذبیح خویش کن در مرام عاشقان یک ذره هم اکراه نیست بیشتر از مادرم دلسوز حالم بوده ای شکر لله دستم از دامان تو کوتاه نیست انتظارت را برآورده نکردم هیچ وقت نوکرت آنگونه که میخواستی دلخواه نیست دیده ی ظلمت زده دل بر چه باید خوش کند در دل شب روشنی بخش زمین جز ماه نیست بنده ی شاه نجف باشم خیالت راحت است زائرم کن زائر کوی علی گمراه نیست توبه ام با یاعلی مقبول درگاه خداست بخششم دست کسی غیر از ولی الله نیست قطره اشکی ریختم نذر شهید سر جدا کوه عصیان داشتم حالا به قدر کاه نیست پیر مردان با عصا راحت کنارت آمدند خواهرت هستم برای من چرا پس راه نیست؟ آن دهاتی ها به پیش خویش می‌گفتند که بوریای کهنه ی ما در خور این شاه نیست بهمن ترکمانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
فداکارترین بانوی دنیا السلام ای همه ی دار و ندارم مادر جایت امروز چه خالی است کنارم مادر ای فداکارترین بانوی دنیا مادر می شود سر بزنی خانه زهرا مادر با که گویم که شده دوری تو درد سرم از همه عمر ِ یتیمی ، به تو دلتنگ ترم یاد داری کس ِ هم در دل غربت بودیم فارغ از آن همه بی دردی و نفرت بودیم یاد داری قمرت در شب ظلمت بودم محرم راز تو از قبل ولادت بودم به همین جرم که همرنگ نگشته با ننگ آب شد سنگ صبور تو در آن کوچه تنگ زحمات تو و بابا شده جبران مادر مانده زهرای تو و دیده ی گریان مادر کفر در مسجدمان صاحب منبر شده است دین انصار و مهاجر به خدا زر شده است شهر از گریه ی زهرات به جان آمده است بودنم بر همه انگار گران آمده است دِین زهرای تو بر دینش ادا شد مادر مثل تو ثروت من خرج خدا شد مادر کس در این شهر نکرده کمک فاطمه ام غصب شد چون لقب تو ، فدک فاطمه ات آتش و میخ در و پای حرامی و حرم محسنم کاش نگوید که چه آمد به سرم فضه خادمه بر غربت من می زاد زار اشک خون ریخت ز بی مادری من ، مسمار به فدای سر حیدر که رُخَم گشت کبود کاش آن روز فقط دست علی بسته نبود ماندن فاطمه شد امر محالی مادر دیگر از دختر تو مانده خیالی مادر نیستی تا که بیینی چه قَدَر تا شده ام آه مادر به خدا زحمت اسما شده ام شده از غربتمان چشم فلک پر اختر می شود دخترکم زود ، چو من بی مادر مثل تو طی شده با اشک دم آخر من بر لبم آه حسین ، آه حسین ، آه کفن  محمد حسین رحیمیان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹