دوم امام و اولین فرزند زهرا
ای نازنین، ای مه جبین، دلبند زهرا
ای باعث خوشحالی شخص پیمبر
با مقدم تو دیده شد لبخند زهرا
تو آمدی با تو کرامت گشت معنا
نامِ حسن شد بعد از این سوگند زهرا
تو مادری هستی شهیدان بسته بودند
با اقتدای بر شما ، سربندِ زهرا
هستم دخیلِ آن غبارِ قبرِ خاکیت
هستم ذلیلِ آن غبارِ قبرِ خاکیت
نور چراغ خانهی حیدر حسن جان
بیت علی شد با تو زیباتر حسن جان
شد با شما پیغمبر اکرم نوهدار
مولا پدر شد، فاطمه مادر ، حسن جان
منظور از اَبناءَنا* قطعا شمایید
پس نیست پیغمبر دگر ابتر حسن جان
خندانِ در عُقبا همه گریه کنانت
با تو شود محشر فقط محشر حسن جان
از فاطمه بنت اسد مژده بگیرید
روحی برای هر تنِ مُرده بگیرید
آقا برای تو حرم باید بسازیم
با خادمانی محترم باید بسازیم
جنس ضریحت از طلا و نقره باشد
صحن حسن، باب الکرم باید بسازیم
بابالشریفه، باب عبدالله و قاسم
یک مسجدِ پُر نور هم باید بسازیم
بر روی گنبد پرچم سبزِ حسن جان
بی وقفه آقا دَم به دَم باید بسازیم
آئینه کاری و رواق و سنگ و ایوان
دورت پُر از زائر، مفاتیح، مُهر، قرآن
آقا کریمی تو، خدایت هم کریم است
همسایهام از نسل تو، عبدالعظیم است
امشب شب میلاد تو، قدر است ما را
راه شما، راه صراط المستقیم است
از برکت نام تو میبخشند مارا
پروردگارِ ما که رحمان و رحیم است
در ذهن من آمد ندایی از حریمت
اول موذن در حرمهایت سلیم است
آنجا دگر جای یهودیها نباشد
گرد شما نسلِ سعودی ها نباشد
#شعر_ولادت_حضرت_امام_حسن_ع
#حسن_کبیری
@hadithashk
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ۖ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا ۙ قَالُوا هَٰذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ ۖ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا ۖ وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ ۖ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
و کسانی را که ایمان آورده اند و کارهای شایسته [چون عبادت حق و خدمت به خلق] انجام داده اند، مژده ده که بهشت هایی ویژه آنان است که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است؛ هرگاه از آن بهشت ها میوه ای آماده به آنان دهند، گویند: این همان است که از پیشْ روزیِ ما نمودند، و از میوه های گوناگون که [در طعم و گوارایی و زیبایی] شبیهِ هم است، نزد آنان آورند؛ در آنجا برای ایشان همسرانی پاکیزه [از هر آلودگی] است؛ و در آن بهشت ها جاودانه اند
#قرآن
#سوره_بقره
@hadithashk
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ ۖ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ
ای پسرانم! بروید آن گاه از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت خدا مأیوس نباشید؛ زیرا جز مردم کافر از رحمت خدا مأیوس نمی شوند
#قرآن
#سوره_یوسف
@hadithashk
نقشِ حَرَمـت بر دلِ آوار کشیدند
بیگنبد و گلدسـته و زوار کشیدند
از اینکه مبادا برسـد دستِ توسّل
بر دامنِ تو ، گِرد تو دیوار کشیدند
#شعر_ولادت_حضرت_امام_حسن_ع
#هانیه_علی_نیا
@hadithashk
این کرم خانه که به پا کردند
علی و فاطمه بنا کردند
پشت در آنقدر نشستم که
تا مرا هم گدا صدا کردند
#امام_حسن_ع
#رسول_عسگری
@hadithashk
مثلِ شمعی که دلیلِ مرگِ یک پروانه است
غربتِ یک مرد گـــاهی از درونِ خانه است
دشمنان با زخمِ تیـــغ و دوستان زخمِ زبان
این شروعِ ماجرایی تلخ و بی رحمانه است
سفره ی افطارِ او خالیست از خودکامگــی
سفره ی احســـانِ او امّا پُر و پیمانــه است
بیعتِ کوفــه برایش جز غم و اندوه نیست
چون وفایِ عهد در کوفه فقط افسانه است
شــیرِ صفّین و جَمَــل ترسی ندارد از نبَــرد
صُلحِ او جنــگِ میانِ عاقــل و دیوانـه است
روزه باشی و به جــایِ آب با زهــرِ جــفا ...
این فقط یک گوشه از پایانِ مظلومانه است
تیربارانِ کســی کــه رفتنش هم صُلــح بود
کارِ نامردی است که با جدِّ او بیگانــه است
جعده تنها نیست...قاتل خاطراتِ کودکیست
قاتلِ او کوچه و دیـــوار و دربِ خانـه است
#شعر_ولادت_حضرت_امام_حسن_ع
#ابراهیم_زمانی
@hadithashk
ای عشق بگو صاحب تصویرِ علی کیست
آیینه بخوان معنی تکثیر علی کیست
سوگند علی جای علی هست ببینید
مقصود خدا در پس تعبیرِ علی کیست
بر دوش پیمبر پسری هست که از او
باید که بپرسند که تفسیر علی کیست
از زهرهی پاشیدهی کفار بخوانید
که بعد علی جلوهی تکبیر علی کیست
وقتی که حسن رفت به میدان شجاعت
فهمید جهان وارث شمشیر علی کیست
گفتند که دنیای علی آمده امشب
سوگند که همتای علی آمده امشب
یک عمر نوشتیم که زیباتر از این نیست
پنهانتر از این نیست هویدا تر از این نیست
نیمی است علی نیم دگر فاطمه ،یعنی
مولاتر از این نیست و زهراتر از این نیست
ما کاسه به دستیم همین ظرفیت ماست
هیچیم ولی شکر که دریاتر از این نیست
او کیست که در ظرفیت عشق نگنجد
او کیست که گفتند که آقاتر از این نیست
رندان دو عالم که به درکش نرسیدند
رفتند و نوشتند معماتر از این نیست
بالاتر از آن است در افلاک بگنجد
تا چه رسد این مرد در این خاک بگنجد
سوگند که مثل تو خداوند ندارد
مانند حسن، فاطمه سوگند ندارد
یا دوش نبی یا که در آغوش علی هست
تقصیر کسی نیست همانند ندارد
بوسیدن لبهای تو افطار علی شد
یعنی که رطب مثل لبت قند ندارد
از لحظهی بابا شدنش ماتِ رخ توست
یک لحظه بدون تو دلش بند ندارد
گشتند ببینند که در مُلک خدا هم
مانند حسن هست؟ نوشتند ندارد
ای عین جوانیِ علی هم قد مولا
ای جان بفدایت پسر ارشد مولا
برخیز جمل را سر جایش بنشانی
شمشیر بزن تا که زمین را بتکانی
هرکس که تو را دید در آن معرکه فهمید
با تیغ دو سر آمدهای فاتحه خوانی
شمشیر بزن تا که بفهمند حسن کیست
تا پیش نگاهت سر لشکر بدوانی
رم کرد تمامی سپاه از علَم تو
خواندند به وصفت چه جوانی چه جوانی
هرکس که علی را به اُحد دید چنین گفت
سوگند همانی و همانی و همانی
بر خاک تو چشمیم و به دامان تو دستیم
ما نیز حسینی شدهی دست تو هستیم
تو آمدی و عشق درخشید حسن جان
تا دست خداوند تراشید حسن جان
آنقدر گدا آمد و آنقدر گدا رفت
از بس که کرم دست تو پاشید حسن جان
حاتم به درِ خانهی ما آمد و پُر رفت
از بسکه که به ما فاطمه بخشید حسن جان
بارانی و فرقی نکند پیش تو جایی
جان داد به هر شاخه که خشکید حسن جان
در سایهی تو آب شد اینبار گناهم
لطف نفست حضرت خورشید حسن جان
یک لحظه نگاه از تو دل باختن از ما
یک روز برای تو حرم ساختن از ما
#شعر_ولادت_حضرت_امام_حسن_ع
#حسن_لطفی
@hadithash
یا علی مددی
باز شد از جگر سوخته راهی به نجف
طالبم طالب یک عمر نگاهی به نجف
شده مابین دوجا قبله نما سرگردان
گاه بر کعبه کنم سجده و گاهی به نجف
در شب قدر به جای همه ی اعمالش
صد و ده مرتبه گفتیم الهی به نجف
مفلس و خانه به دوشم بده در راه خدا
به گدای در میخانه پناهی به نجف
باب قبله دم در حال و هوائی دارد
این شکوه و عظمت نیز خدائی دارد
نیت ما که فقط هست گدایش باشیم
هر کجا شاه نشسته است گدائی دارد
کعبه میگفت به هر کس که به دورش چرخید
صاحب کعبه خودش صحن و سرائی دارد
دور کعبه بنویسید پس از بسم الله
شعر، ایوان نجف عجب صفائی دارد
دلبری در دو جهان نیز فقط کار علی ست
پس اولوالعظم کسی شد که گرفتار علی ست
چقدر حیدر کرار برازنده ی اوست
فتح قلعه به دو انگشت فقط کار علی ست
خبر از لیله الاسری به پیمبر داده است
شب معراج پر از لذت اسرار علی ست
ابر و باد و مه و خورشید و فلک نیز همه
خاک زیر قدم میثم تمار علی ست
بی علی رد شدن از درد و بلا ممکن نیست
به اجابت برسد تیر دعا ممکن نیست
کیست جز شخص علی صاحب اسمأ خدا
پس جدا کردنش از ذات خدا ممکن نیست
آیه نازل شده در لحظه ی انفاق علی
در مرامش بخدا نه به گدا ممکن نیست
دیگران اهل فرارند علی کرار است
امر حق و علی و چون و چرا ممکن نیست
صد و ده بار نوشتیم نکاتی که مپرس
دم زنم از شه عالی درجاتی که مپرس
حق که ممسوس شده شخص علی در ذاتش
میفرستد به جمالش صلواتی که مپرس
می نشینیم و دم نادعلی میگیریم
دارد این ذکر در عالم برکاتی که مپرس
مست یک قطره از آن باده ی القطره شدم
مدح مولاست مرا آب حیاتی که مپرس
محسن صرامی
#شعر_مدح_امیرالمومنین #شعر_مدح_اهل_بیت #شعر_مدح_حضرت_ابوتراب #شعر_مدح_حضرت_علی #شعر_مدح_حضرت_مولا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
علی ولی خدا
علی جمال خدا و جلال زهرا بود
علی ولی خدا بود و وال زهرا بود
علی نفس نفس زندگی فاطمه بود
علی برای پریدن دو بال زهرا بود
تنور فاطمه را گرم کرد عشق علی
علی خمیرهی نان حلال زهرا بود
نبود خلقت کامل کسی به جز زهرا
دم از علی زدن اما کمال زهرا بود
قرار بود که دائم دم از علی بزند
علی رسالت زهرا و آل زهرا بود
علی به سجده اگر رفت و شکر لله گفت
تمام شکر علی در قبال زهرا بود
علی نبود برای کسی به جز زهرا
علی که مُلکْ و مَلِک بود مال زهرا بود
علی و فاطمه بهر هم آفریده شدند
و مادر و پدر عالم آفریده شدند
سلام عرش بر امّ الکرم ، ابالایتام
علی و فاطمه یا ذالجلال و الاکرام
علیست پیکر اسلام و فاطمه صدرش
صیام ، حیدر و زهراست لیله القدرش
ابالحسن که فقط بود یار ام حسن
بدون فاطمه اش لم یکن له کفوا
علی نماز فرادا نخواند با زهرا
علی دمی تک و تنها نماند با زهرا
علی دلش شده تنگ ضریح فاطمه اش
علی نشسته به بستر شبیه فاطمه اش
چه بستری که هنوز عطر یار را دارد
به خون نشستن هجده بهار را دارد
آهای بستر دلخون بگو چه ها دیدی
رد غلاف و رد تازیانه را دیدی
نگفت خس خس سینهش اسیر دود شده
به تو نگفت چرا صورتش کبود شده
چطور موی حسن زودتر سفید شده
چطور محسن من پشت در شهید شده
بیا برات بگویم چقدر پر دردم
زمان غسل تنش به خدا که دق کردم
برای غسل تنش سخت بود کار علی
سیاه بود تنش مثل روزگار علی
که هرچه شستمش آن زخم میخ بند نشد
که بعد فاطمه کارم بگو بخند نشد
نگفت پشت همان در چطور سوخته است
چرا برای حسینش کفن ندوخته است
بگو وصیت زهرا چه بود با زینب
نگفت از سر و روی کبود با زینب
نگفت زینبم آخر اسیر خواهد شد
نگفت از غم گودال پیر خواهد شد
نگفت داغ عروسم رباب را چه کند
نگفت غصهی بزم شراب را چه کند
وحید عظیم پور
#شبهای_قدر #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_امیرالمومنین_علی #شعر_شهادت_مولای_متقیان #شعر_شهادت_مولی_الموحدین
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
غریب آقام
دلت هوای اجل کرده نیمه جانی تو
در انتظار و هوایی آسمانی تو
بیا بگیر ز اسم خودت مدد ، برخیز
هنوز هم که هنوز است ، پهلوانی تو
امان ازین همه غربت به تازگی مَردم
شده است باورشان که نمازخوانی تو
چه قدر دل نگرانی برای قاتل خود
فدای این همه لطفت ، چه مهربانی تو
گرفته صبر مرا ، رنگ چهرۀ زردت
بهار من چه شده زخمیِ خزانی تو
دوباره فاطمه یا فاطمه است روی لبت
به یاد محسن و مادر چه بی امانی تو
سر شکسته نکرده است رو به قبله تو را
شهید روضه زهرای قد کمانی تو
شبیه مادرمان فاطمه دم رفتن
برای پیکر صد پاره روضه خوانی تو
امان از آن سر بر نیزه ، وای از گودال
امان ز کوفه و زینب ، اگر نمانی تو
محمد حسین رحیمیان
#شبهای_قدر #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_امیرالمومنین_علی #شعر_شهادت_مولای_متقیان #شعر_شهادت_مولی_الموحدین
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ابوتراب
هر کس بر آستان تو سر بر زمین شود
در چشم آسمان و زمین برترین شود
وقتی ابوتراب تویی ، خاکِ پای تو
برتر ز لوح و کرسی و عرشِ برین شود
در حیرتم چگونه به رویَت عرق نشست
خورشید را که دیده که شبنم نشین شود؟!
تنها تویی یَدُاللَه و جز دست های تو
دستی نبود لایق آن آستین شود
عین الیقین ماست نگاهی ز چشم تو
در کارگاهِ حُسنِ تو شک هم یقین شود
از بسکه سر به سجده نهادیم در نجف
در روز حشر نامِ تو نقش جبین شود
آری بدیم و لایق صدها عتاب ، لیک
حیف از جبین توست مُنقّش به چین شود
من طالب تو هستم علی جان تمامِ عمر
مگذار بیش ازین دل عاصی حزین شود
عاصی خراسانی
#شعر_مدح_امیرالمومنین #شعر_مدح_اهل_بیت #شعر_مدح_حضرت_ابوتراب #شعر_مدح_حضرت_علی #شعر_مدح_حضرت_مولا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹