این کرم خانه که به پا کردند
علی و فاطمه بنا کردند
پشت در آنقدر نشستم که
تا مرا هم گدا صدا کردند
#امام_حسن_ع
#رسول_عسگری
@hadithashk
مثلِ شمعی که دلیلِ مرگِ یک پروانه است
غربتِ یک مرد گـــاهی از درونِ خانه است
دشمنان با زخمِ تیـــغ و دوستان زخمِ زبان
این شروعِ ماجرایی تلخ و بی رحمانه است
سفره ی افطارِ او خالیست از خودکامگــی
سفره ی احســـانِ او امّا پُر و پیمانــه است
بیعتِ کوفــه برایش جز غم و اندوه نیست
چون وفایِ عهد در کوفه فقط افسانه است
شــیرِ صفّین و جَمَــل ترسی ندارد از نبَــرد
صُلحِ او جنــگِ میانِ عاقــل و دیوانـه است
روزه باشی و به جــایِ آب با زهــرِ جــفا ...
این فقط یک گوشه از پایانِ مظلومانه است
تیربارانِ کســی کــه رفتنش هم صُلــح بود
کارِ نامردی است که با جدِّ او بیگانــه است
جعده تنها نیست...قاتل خاطراتِ کودکیست
قاتلِ او کوچه و دیـــوار و دربِ خانـه است
#شعر_ولادت_حضرت_امام_حسن_ع
#ابراهیم_زمانی
@hadithashk
ای عشق بگو صاحب تصویرِ علی کیست
آیینه بخوان معنی تکثیر علی کیست
سوگند علی جای علی هست ببینید
مقصود خدا در پس تعبیرِ علی کیست
بر دوش پیمبر پسری هست که از او
باید که بپرسند که تفسیر علی کیست
از زهرهی پاشیدهی کفار بخوانید
که بعد علی جلوهی تکبیر علی کیست
وقتی که حسن رفت به میدان شجاعت
فهمید جهان وارث شمشیر علی کیست
گفتند که دنیای علی آمده امشب
سوگند که همتای علی آمده امشب
یک عمر نوشتیم که زیباتر از این نیست
پنهانتر از این نیست هویدا تر از این نیست
نیمی است علی نیم دگر فاطمه ،یعنی
مولاتر از این نیست و زهراتر از این نیست
ما کاسه به دستیم همین ظرفیت ماست
هیچیم ولی شکر که دریاتر از این نیست
او کیست که در ظرفیت عشق نگنجد
او کیست که گفتند که آقاتر از این نیست
رندان دو عالم که به درکش نرسیدند
رفتند و نوشتند معماتر از این نیست
بالاتر از آن است در افلاک بگنجد
تا چه رسد این مرد در این خاک بگنجد
سوگند که مثل تو خداوند ندارد
مانند حسن، فاطمه سوگند ندارد
یا دوش نبی یا که در آغوش علی هست
تقصیر کسی نیست همانند ندارد
بوسیدن لبهای تو افطار علی شد
یعنی که رطب مثل لبت قند ندارد
از لحظهی بابا شدنش ماتِ رخ توست
یک لحظه بدون تو دلش بند ندارد
گشتند ببینند که در مُلک خدا هم
مانند حسن هست؟ نوشتند ندارد
ای عین جوانیِ علی هم قد مولا
ای جان بفدایت پسر ارشد مولا
برخیز جمل را سر جایش بنشانی
شمشیر بزن تا که زمین را بتکانی
هرکس که تو را دید در آن معرکه فهمید
با تیغ دو سر آمدهای فاتحه خوانی
شمشیر بزن تا که بفهمند حسن کیست
تا پیش نگاهت سر لشکر بدوانی
رم کرد تمامی سپاه از علَم تو
خواندند به وصفت چه جوانی چه جوانی
هرکس که علی را به اُحد دید چنین گفت
سوگند همانی و همانی و همانی
بر خاک تو چشمیم و به دامان تو دستیم
ما نیز حسینی شدهی دست تو هستیم
تو آمدی و عشق درخشید حسن جان
تا دست خداوند تراشید حسن جان
آنقدر گدا آمد و آنقدر گدا رفت
از بس که کرم دست تو پاشید حسن جان
حاتم به درِ خانهی ما آمد و پُر رفت
از بسکه که به ما فاطمه بخشید حسن جان
بارانی و فرقی نکند پیش تو جایی
جان داد به هر شاخه که خشکید حسن جان
در سایهی تو آب شد اینبار گناهم
لطف نفست حضرت خورشید حسن جان
یک لحظه نگاه از تو دل باختن از ما
یک روز برای تو حرم ساختن از ما
#شعر_ولادت_حضرت_امام_حسن_ع
#حسن_لطفی
@hadithash
یا علی مددی
باز شد از جگر سوخته راهی به نجف
طالبم طالب یک عمر نگاهی به نجف
شده مابین دوجا قبله نما سرگردان
گاه بر کعبه کنم سجده و گاهی به نجف
در شب قدر به جای همه ی اعمالش
صد و ده مرتبه گفتیم الهی به نجف
مفلس و خانه به دوشم بده در راه خدا
به گدای در میخانه پناهی به نجف
باب قبله دم در حال و هوائی دارد
این شکوه و عظمت نیز خدائی دارد
نیت ما که فقط هست گدایش باشیم
هر کجا شاه نشسته است گدائی دارد
کعبه میگفت به هر کس که به دورش چرخید
صاحب کعبه خودش صحن و سرائی دارد
دور کعبه بنویسید پس از بسم الله
شعر، ایوان نجف عجب صفائی دارد
دلبری در دو جهان نیز فقط کار علی ست
پس اولوالعظم کسی شد که گرفتار علی ست
چقدر حیدر کرار برازنده ی اوست
فتح قلعه به دو انگشت فقط کار علی ست
خبر از لیله الاسری به پیمبر داده است
شب معراج پر از لذت اسرار علی ست
ابر و باد و مه و خورشید و فلک نیز همه
خاک زیر قدم میثم تمار علی ست
بی علی رد شدن از درد و بلا ممکن نیست
به اجابت برسد تیر دعا ممکن نیست
کیست جز شخص علی صاحب اسمأ خدا
پس جدا کردنش از ذات خدا ممکن نیست
آیه نازل شده در لحظه ی انفاق علی
در مرامش بخدا نه به گدا ممکن نیست
دیگران اهل فرارند علی کرار است
امر حق و علی و چون و چرا ممکن نیست
صد و ده بار نوشتیم نکاتی که مپرس
دم زنم از شه عالی درجاتی که مپرس
حق که ممسوس شده شخص علی در ذاتش
میفرستد به جمالش صلواتی که مپرس
می نشینیم و دم نادعلی میگیریم
دارد این ذکر در عالم برکاتی که مپرس
مست یک قطره از آن باده ی القطره شدم
مدح مولاست مرا آب حیاتی که مپرس
محسن صرامی
#شعر_مدح_امیرالمومنین #شعر_مدح_اهل_بیت #شعر_مدح_حضرت_ابوتراب #شعر_مدح_حضرت_علی #شعر_مدح_حضرت_مولا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
علی ولی خدا
علی جمال خدا و جلال زهرا بود
علی ولی خدا بود و وال زهرا بود
علی نفس نفس زندگی فاطمه بود
علی برای پریدن دو بال زهرا بود
تنور فاطمه را گرم کرد عشق علی
علی خمیرهی نان حلال زهرا بود
نبود خلقت کامل کسی به جز زهرا
دم از علی زدن اما کمال زهرا بود
قرار بود که دائم دم از علی بزند
علی رسالت زهرا و آل زهرا بود
علی به سجده اگر رفت و شکر لله گفت
تمام شکر علی در قبال زهرا بود
علی نبود برای کسی به جز زهرا
علی که مُلکْ و مَلِک بود مال زهرا بود
علی و فاطمه بهر هم آفریده شدند
و مادر و پدر عالم آفریده شدند
سلام عرش بر امّ الکرم ، ابالایتام
علی و فاطمه یا ذالجلال و الاکرام
علیست پیکر اسلام و فاطمه صدرش
صیام ، حیدر و زهراست لیله القدرش
ابالحسن که فقط بود یار ام حسن
بدون فاطمه اش لم یکن له کفوا
علی نماز فرادا نخواند با زهرا
علی دمی تک و تنها نماند با زهرا
علی دلش شده تنگ ضریح فاطمه اش
علی نشسته به بستر شبیه فاطمه اش
چه بستری که هنوز عطر یار را دارد
به خون نشستن هجده بهار را دارد
آهای بستر دلخون بگو چه ها دیدی
رد غلاف و رد تازیانه را دیدی
نگفت خس خس سینهش اسیر دود شده
به تو نگفت چرا صورتش کبود شده
چطور موی حسن زودتر سفید شده
چطور محسن من پشت در شهید شده
بیا برات بگویم چقدر پر دردم
زمان غسل تنش به خدا که دق کردم
برای غسل تنش سخت بود کار علی
سیاه بود تنش مثل روزگار علی
که هرچه شستمش آن زخم میخ بند نشد
که بعد فاطمه کارم بگو بخند نشد
نگفت پشت همان در چطور سوخته است
چرا برای حسینش کفن ندوخته است
بگو وصیت زهرا چه بود با زینب
نگفت از سر و روی کبود با زینب
نگفت زینبم آخر اسیر خواهد شد
نگفت از غم گودال پیر خواهد شد
نگفت داغ عروسم رباب را چه کند
نگفت غصهی بزم شراب را چه کند
وحید عظیم پور
#شبهای_قدر #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_امیرالمومنین_علی #شعر_شهادت_مولای_متقیان #شعر_شهادت_مولی_الموحدین
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
غریب آقام
دلت هوای اجل کرده نیمه جانی تو
در انتظار و هوایی آسمانی تو
بیا بگیر ز اسم خودت مدد ، برخیز
هنوز هم که هنوز است ، پهلوانی تو
امان ازین همه غربت به تازگی مَردم
شده است باورشان که نمازخوانی تو
چه قدر دل نگرانی برای قاتل خود
فدای این همه لطفت ، چه مهربانی تو
گرفته صبر مرا ، رنگ چهرۀ زردت
بهار من چه شده زخمیِ خزانی تو
دوباره فاطمه یا فاطمه است روی لبت
به یاد محسن و مادر چه بی امانی تو
سر شکسته نکرده است رو به قبله تو را
شهید روضه زهرای قد کمانی تو
شبیه مادرمان فاطمه دم رفتن
برای پیکر صد پاره روضه خوانی تو
امان از آن سر بر نیزه ، وای از گودال
امان ز کوفه و زینب ، اگر نمانی تو
محمد حسین رحیمیان
#شبهای_قدر #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_امیرالمومنین_علی #شعر_شهادت_مولای_متقیان #شعر_شهادت_مولی_الموحدین
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ابوتراب
هر کس بر آستان تو سر بر زمین شود
در چشم آسمان و زمین برترین شود
وقتی ابوتراب تویی ، خاکِ پای تو
برتر ز لوح و کرسی و عرشِ برین شود
در حیرتم چگونه به رویَت عرق نشست
خورشید را که دیده که شبنم نشین شود؟!
تنها تویی یَدُاللَه و جز دست های تو
دستی نبود لایق آن آستین شود
عین الیقین ماست نگاهی ز چشم تو
در کارگاهِ حُسنِ تو شک هم یقین شود
از بسکه سر به سجده نهادیم در نجف
در روز حشر نامِ تو نقش جبین شود
آری بدیم و لایق صدها عتاب ، لیک
حیف از جبین توست مُنقّش به چین شود
من طالب تو هستم علی جان تمامِ عمر
مگذار بیش ازین دل عاصی حزین شود
عاصی خراسانی
#شعر_مدح_امیرالمومنین #شعر_مدح_اهل_بیت #شعر_مدح_حضرت_ابوتراب #شعر_مدح_حضرت_علی #شعر_مدح_حضرت_مولا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حیدر مدد
عمر علی رسید به پایان دفترش
وقتی که سوخت سینه ی زهرای اطهرش
یک عمر پا به پای مصیبات فاطمه
خون دلی که خورد علی ، ریخت از سرش
مردی که هست نقطه ی
با” شان نام او افتاده بود روی زمین شانکوثرش” میسوخت پا به پای همان خانه ای که بود یک روز قتلگاه زن و بچه اش ، درش بعد از تمام حادثه هایی که دیده بود امشب علی رسید به دیدار همسرش این داغ مانده بر جگر اُمِّ ایمن است داغی که بود بغض گلوگیر حنجرش `خون میچکید از سر ایوان کربلا” تا غرق خاک و خون شد حسینی که پیکرش افتاده بود گوشه ی گودال قتلگاه لعنت به شمر بی ادبی که به خنجرش ... میداد دست پست سقیفه فقط هدف شمشیر اوست ارثیه ی میخ بی شرف علی رضوانی #شبهای_قدر #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_امیرالمومنین_علی #شعر_شهادت_مولای_متقیان #شعر_شهادت_مولی_الموحدین لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
طعم یتیمی
ای کوفه حالا میچشی طعم یتیمی را
از دست خواهیداد بابایی صمیمی را
از رحمت حق بعد از او بیبهره خواهیماند
حتی نمیبینی به خود دیگر نسیمی را
شمشیر زهرآلود جهل و کینه میکارد
بر روی دلها تا ابد داغ عظیمی را
یکعمر از دست شما خون جگر خوردهست
با این که بر دل داشته زخمی قدیمی را
حکم علی حکم خدا بود و نفهمیدید
محکوم کرده حکمتان حکم حکیمی را
این چشمهای خیره بر در تا سحر مانده
باید کجا پیدا کند مرد کریمی را؟
از دست و پا افتاده کوه صبر در محراب
تا حس کند دنیا کمی حال وخیمی را
غیر از غمی جانکاه و زجرآور چهخواهد داشت؟
آه! این جهان بعد از علی دیگر چهخواهد داشت؟
ارکان دین با رفتن این مرد ویران شد
محراب مسجد قتلگاه شاهمردان شد
دیگر صدا از چاه نخلستان نمیآید
ازبسکه شبهایش پر از آه یتیمان شد
حالا جهان بیعلی دنیای بیدینهاست
دست بشر کوتاه از دامان ایمان شد
دلهای ما با رفتن او چون کویری خشک
در آرزوی دیدن یکقطره باران شد
مولای مظلومان همین که بار رفتن بست
جولان ظالمها در این عالم فراوان شد
`فُزتُ وَرَبِّ الکَعبه” را وقتی که سر میداد
تا روز حشر از محضرش شرمنده انسان شد
خون دلی که از فراق فاطمه میخورد
امروز از زخم سرش لعل نمایان شد
لعنت به آن که با مرادش نامرادی کرد
لعنت به آن که تا تو را کشتند، شادی کرد!
دنیا پس از تو میشود آیینهی غمها
رنگ عدالت را نمیبینند آدمها
دیگر فقیران ماندهاند و خاطرات تو
هر نیمهشب دارند با یاد تو عالمها
کار خلافت میرسد در دست نااهلان
دار محبت میشود معراج میثمها
راه نجات این است که یار علی باشیم
وقتی که دنیا پر شود از ابنملجَمها
روزی که از نسل علی یک مرد میآید
بر زخمهای کهنه میبارند مرهمها
او عاقبت با ذوالفقار از راه میآید
تا سرنگون گردند در هر گوشه پرچمها
پر میشود از دوستان او بهشت، اما
پر میشود از دشمنان او جهنمها
ما چشممان کور است، بین ما ولی هستی
عین علی، عین علی، عین علی هستی
ای منتقم ما شوق دیدار تو را داریم
ما نیز مانند علی مشتاق دیداریم
تو در لباس و سیره مانند علی هستی
ما هم برایت قنبر و سلمان و تماریم
هر روز ما روز قیامت میشود بیتو
هرشب شب قدر است و با یاد تو بیداریم
در سینهی ما هیچترسی از شهادت نیست
تا در رکاب یک نفر از نسل کراریم
...
#شبهای_قدر #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_امیرالمومنین_علی #شعر_شهادت_مولای_متقیان #شعر_شهادت_مولی_الموحدین
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
علی ای آنکه به عالم، همه جا قبله نمائی
تو نمایی ز خدایی، که خدا را بنمایی
نه فقط قبله نمائی که تو خود کعبه عشقی
تو که خود قبله ی جانی ز چه از کعبه در آیی
تو سرا پا همه نوری، تو همان حس غروری
که به قلبم چو سروری،به دلم شور و نوایی
به لب از شوق تو هردم،زنم از مدح تو چون دم
همه خُرّم شود عالم، به سروری به صفایی
علی عالی اعلا، ولی والیِ والا
به جهان سید و مولا، تو شهنشاه ولایی
تو علی صُهر رسولی،تو علی کفو بتولی
همه اصلی و اصولی، همه رکنی و بنایی
علی ای شافع محشر، علی ای ساقی کوثر
تو می خم غدیری، چه می روح فزایی
علی ای مظهر پاکی، پدر تربت و خاکی
پدر شاه شهیدی ، علم کرب و بلایی
توکجا گوهر تابان، و کجا ریگ بیابان
چه غم از طعنه ی نادان، که به لا نون لنایی
تو به بستر ز چه بودی، شب کین از چه غنودی
که شجاعانه نمودی، سرو جان را تو فدایی
به دو عالم تو امیری، تو شهنشاه کبیری
اسد بیشه ی شیری تو یل قلعه گشایی
ولی والی بر حق، وصی و نایب مطلق
که به جولانگه خندق، ز نبی غم بزدایی
ز وفا شهره ی آفاق، ز دلیری به جهان طاق
ز کرم معنی انفاق، تو شه جود و سخایی
به نماز تو گواهی، شده ای نور الهی
که دهی خاتم شاهی، ز کرامت به گدایی
عجب از نطق فصیحت، که در آن متن صحیحت
الف و نقطه نباشد و چنین خطبه سرایی
همه صومی و صلاتی، همه نهج البرکاتی
تو سرا پا صلواتی تو سر آغاز بقایی
تو که هستی شه مردان که فنا شد ز تو شیطان
زتو عالم شده حیران، بشری یا که خدایی
و بسی منه لله که تو هستی ولی الله
که مرا راه گشایی و مرا راهنمایی
هله ای شاه ولایت همه عالم به فدایت
نتوان گفت ثنایت که فراتر ز ثنایی
و چو در خاک نهندم،چه غریبانه به بندم
به رهت چشم نبندم، که مرا نور و رجایی
به جزا کوه گناهم، همه دم حسرت و آهم
و تو را چشم به راهم ، که تو از راه بیایی
جواد کریم زاده
#جواد_کریم_زاده #شعر_مدح_امیرالمومنین #شعر_مدح_اهل_بیت #شعر_مدح_حضرت_ابوتراب #شعر_مدح_حضرت_علی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
شمیمِ رحمتِ صبحی ، انیسِ شبهایم
حریمِ امنِ تو هست سرزمینِ رویایم
عجب رواقِ قشنگ و چه گنبدی داری
چقدر عاشقِ این بارگاهِ زیبایم ...
میانِ این همه ارباب و این همه آقا ...
چه خوب شد که تویی ای امیر ، مولایم
دلم امیدِ فراوان به آخرت دارد
چرا که یک تنه هستی تمامِ دنیایم
خرابِ جامِ جنون .. از تبارِ مجنونم ...
تو آمدی که شوی تا همیشه لیلایم
مرادِ مکتبمان گفته : "مرتضی" عشق است
زهی .. که غیرِ محبت نداده فتوایم
غلامِ حضرتِ عشقم ، نجف بهشتِ من ست
تو بنده را بطلب .. سینه خیز می آیم
#شعر_مناجات_حضرت_امیرالمومنین_ع
#مهران_ساغری
@hadithashk
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ
اوست خدايى كه جز او معبودى نيست همان فرمانرواى پاك سلامت[بخش و] مؤمن [به حقيقت حقه خود كه] نگهبان عزيز جبار [و] متكبر [است] پاك است خدا از آنچه [با او] شريك مى گردانند
#قرآن
#سوره_حشر
@hadithashk