eitaa logo
حدیث اشک
15.8هزار دنبال‌کننده
170 عکس
259 ویدیو
21 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
چون درختی که زدند و ثمرش میریزد پسری نیز به پای پدرش میریزد همه شیرینی بابا به پسر داشتن است تلخ اینجاست که دارد شکرش میریزد آه این دشت پر از آکلة الاکباد است لشکر هنده به دور جگرش میریزد کس ندانست چه محکم به رویش تیغ زدند آنقدر بود که حتی سپرش میریزد پدر افتاد و به زانو زدنش خندیدند طعنه چون بار به روی کمرش میریزد بوسه ای گر نزند جان به لبش میرسد و بوسه ای گر بزند هم جگرش میریزد نیزه ای با لب و دندان علی لج کرده لخته خون از دهنش دور و برش میریزد نیزه را گر نکشد راه نفس میگیرد نیزه را گر بکشد نیز سرش میریزد ببریدش ولی این جسم علی اکبر نیست کمترش میرود و بیشترش میریزد @hadithashk
گل محمدی من شده گل پر پر چگونه داغ تو را اکبرم کنم باور پیمبری ز حرم رفته و خدا نکند دوباره زنده شود داغ بعد پیغمبر نمی زدند تو را کاش بی هوا پسرم گهی است روی لبم اکبر و گهی مادر جلوی چشم پدر قطعه قطعه فرزندش... خدا نیاورد این غصه را سر کافر غریب کش تر از این کوفیان ندیده کسی شریک قتل تو هستند کل این لشکر ز داغ تو نفسم در شماره افتاده نفس بکش نفس من ، نفس بکش اکبر به عزت و شرف لا اله الا الله علی اکبر بابا شده علی اصغر بیا به خاطر عمه بلند شو برویم چو مادران جوان مرده می زند بر سر @hadithashk
برا من بعد اکبر حاصلی نیست جهان هیچه برام وقتی علی نیست شاید عیب از نگاهم باشه زینب همه صحرا رو می گردم ولی نیست همه سعی می کنن اما نمیشه میون هیچ عبایی جا نمیشه ندارم غم از این که تاره چشمام با چشم سالمم پیدا نمیشه شبیه من کسی تنها نمیشه قدش اندازه ی من تا نمیشه نکش بیهوده زحمت زینب من! علی بیشتر از این پیدا نمیشه از این لحظه کارم جز بیدلی نیست جوونم رفت و واسم حاصلی نیست علی از یک طرف خیلی زیاده ولی از یک سو حتی یک علی نیست @hadithashk
به روی دست برَد آسمان غبار تو را به روی چشم کشد کهکشان مدار تو را نه جبرئیل نه عرش‌و نه کرسی‌و نه بهشت نبرده‌اند مقام رکاب‌دار تو را اذان بگو که اذانت شهود عشاق است حسین می‌کشد ای عشق انتظار تو را نشسته‌اند تمامیِ قله‌های بلند که تا غروب ببینند آبشار تو را یلانِ نامورِ کفر یک به یک دارند به روی گردنشان خط یادگار تو را نگات، هیبت مرگ است دشت رَم کرده علی نشسته تماشای تار و مار تو را همه برای ظهور حسین هم قسمیم که تا مدد برسانیم شهریار تو را جهان به حیرت اگر هست تیغِ ایران را گرفته‌ایم به کف تیغ آبدار تو را و نقش پرچمش الله‌اکبر است یا اکبر هزار شکر که داریم اعتبار تو را تو ایستاده کنار امام خود ماندی و شیعه ارث گرفته است اقتدار تو را بزرگ‌زاده سرش می‌دهد شرافت نه شرف گرفته شکوه حسین‌وارِ تو را نکرده گریه پدر بر غم جوان اینجا فقط به گریه نشسته است لاله‌زارِ تو را کنار جسم شهیدش تمام مادرها زدند داد تن داغدار تو را پُر از توام به تُهی دستی‌ام نگاه نکن چه مصرعی است پُر از عشق سازگار تو را دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم هوای گریه‌ی پایین پا - کنار تو را علی و فاطمه باید به داد او برسند نشان دهند به لیلا اگر مزار تو را نخوانده است کسی سالها ، شب جمعه کنار فاطمه غمهای بیشمار تو را @hadithashk
مُردم و مُردم و مُردم که رسیدم اینجا اولین بار ز غم ناله کشیدم اینجا این چه جسمی ست که مانند نگین ریخته است؟ تن تو یا تن من روی زمین ریخته است؟ لشکری منتظر گریه ی من بود علی دشمن آماده ی با خنده زدن بود علی دشمن انداخت تو را کل حرم افتادند با زمین خوردن تو اهل حرم جان دادند جان من هستی و جان دادن تو مردن من عمه باید که بیاید ز پی بردن من سخت جان می دهی ای جان پدر می بینم در تو من فاطمه ای سوخته تر می بینم مختصر جسم تو را روی عبا بگذارم باز هم از تن درهم شده ات، کم دارم از تو ای سوخته جان، سوخته ای بد تر نیست هیچ کس مثل تنت آینه ی مادر نیست پدرت سمت حرم با قد خم برگردد عمه ات با چه کسی رو به حرم برگردد @hadithashk
به لطف شمع چون خاكسترى در باد خواهم شد كنار گريه كن هاى تو من هم ياد خواهم شد ز تنهايى به دور خويش بستم پيله غم را بگو از اين قفس اى دوست كى آزاد خواهم شد گمان دارند من آتشفشانى سرد و خاموشم ولى هر جا بيايد نام تو فرياد خواهم شد مرمت كردن كاشانه من بى سرانجام است كه من ويرانه عشقم، مگر آباد خواهم شد مبادا با گل خندان مزارم را بيآرايند كسى يك خط اگر روضه بخواند شاد خواهم شد @hadithashk
با که گویم چه غمی بر جگرم افتاده تیشه بر ریشه ی نخل و ثمرم افتاده با که گویم؟!چه کنم؟! دق نکنم؟!جان ندهم! پیش چشمان تر من پسرم افتاده تو زمین خوردی و رفته رمق از زانوی من لرزه بر دستم و پا تا به سرم افتاده چشم من تار نمیدید ولی ، تار شده از همان لحظه که بر تو نظرم افتاده چه بلایی سرت آوردن علی جان همه ی تکه های بدنت در گذرم افتاده پر خونی پر تیری پر زخمی تو علی شرر غم به دل شعله ورم افتاده از سر کینه ی با اسمِ تو ریزت کردند ریز ریزی تو و من بال و پرم افتاده پاشو از خاک که بر چشم ترم میخندن چشم لشگر به تن محتضرم افتاده (زائر) @hadithashk
ای آخرین پناه دل بی نوا حسین معنای رَحمتُ الله ِ بی انتها حسین ما را امید نیست به اعمالمان ، تویی باب نجات قوم خطاکار یا حسین کَشتی به گِل نشسته ی دریای ذلّتیم ما را سوار کشتی نوحت نما حسین سگ را شنیده ام که به درگاه بار نیست اما تو لطف کردی و گفتی بیا...حسین فهمیده ام ز جمله ی "فبکی علی الحسین..." بخشیده میشود گنهم با بُکا حسین از بچگی به روضه ی تان مبتلا شدم با روضه ای که خواند "امام ِ رضا" حسین یابن الشَبیب ؛ جد مرا تشنه کشته اند واویلتا ز فاصله ی "شمر" تا "حسین" زنده هنوز بوده که سر را بُرید و ... آه میزد تن "ذبیح خدا" دست و پا...حسین @hadithashk
ای  نفَس و نفس پیمبر علی ای نوه ی ساقی کوثر علی آینه ی حضرت طاها تویی از طرفی هیبت حیدر علی نور تویی نور علی نور تو جلوه ی زهرایی مادر علی حُسن حسن در تو نمایان شده مثل عمو از همه منظر علی تو پسر حضرت اربابی و جان به فدایت علی اکبر... علی قدرت و رزم تو ابوفاضلی قبله ات عباس دلاور علی صوت دل آرات مسیحایی و صورت زیبای تو محشر علی مستی ما با نفس گرم توست از می تو پر شده ساغر علی بوی خوش لحن اذانت کند عرش خداوند، معطر علی باز به یک شور انابن الحسین لرزه بینداز به لشکر علی جان حسینی و جوان حسین قلب پدر با تو منور علی هر چه نوشتیم و نوشتند باز مدح تو از فهم فراتر علی کرببلا بود و تو و یک سپاه راه تو افتاد به آذر علی آه که خوردی تو در آن معرکه ضربه ی تیغ و نی و خنجر علی بند به بند تو جدا شد ز هم هیچ نماند از تو مصور علی وا شده اعضای تو با نیزه ها آه شدی چند برابر علی آینه ات وای که ممتد شکست ماند به دست پدر آخر علی جمع شدی بین عبا ریز ریز روی زمین ریخته پیکر علی پهلویت ای وای مدینه شده کوفه چه آورده به این سر علی داغ تو جان پدرت را گرفت بی تو حرم زخمی و پرپر علی @hadithashk
تو قمر چهره ای و نور مجسم هستی پسر ارشد ارباب دو عالم هستی یل رزم آور و شاگرد ابالفضلی تو منشأ جاذبه ی عالم و آدم هستی دست و دل بازترین مثل عمو جان حسن و مخزن جود و کرم، الگوی حاتم هستی خورده غبطه به تو و مادرت ام لیلا رشک عیسایی و هم حسرت مریم هستی هر چه گویم من از آقایی تو کم گفتم اشبه الناس به پیغمبر خاتم هستی به خدا آینه ی حُسن و کمالاتی علی حیدر طایفه ی صاحب پرچم هستی نفس اهل حرم، روح و روان پدری سپر واقعه با عزم مصمم هستی ارباً اربا شدنت قد پدر را خم کرد تو جگرسوزترین زخم محرم هستی @hadithashk
مسیر زندگی‌ام بین روضه بهتر شد دم حسین گرفتم ، دمم معطر شد میان عرش لباس تو را علم کردند ز داغ پیرهنت ، عالمین ، محشر شد رسید فطرس و مالید پر به این پرچم به یک نگاه ابالفضل تو توانگر شد مسیح گریه کن ثابت مجالس توست کلیم آمد و با افتخار نوکر شد تمام مال و منالم همین دو چشم تر است دو قطره اشک به روضه ، دو قطعه گوهر شد میان هیئت تو حس کربلا دارم ببر به جان رقیه که عمر ما سر شد سگی رسیده به درگاهتان ، ردش نکنید چه خوشبحال کسی شد که کلب این در شد به مادرت که از این در ، نمیروم جایی به غیر خانه ی تو رفتم هرکجا ، شر شد حرم چه لحظه ی سختی به پیش رو دارد که وقت روضه ی آقا علی اکبر شد نوشته اند به صورت ز مرکبش افتاد کنار پیکر اکبر ، چقدر مضطر شد به روی دست پدر ذره ذره شد بدنش جوان خوش قد و بلا ، علیِ اصغر شد به دست و پا زدنش ، ابن سعد می‌خندید حسین مضحکه ی لشکر ستمگر شد تمام آبرویش پخش شد میان زمین هزار بار بدن را شمرد و کمتر شد چو دید نیزه به پهلوی اکبرش خورده به یاد سینه و پهلوی زخم مادر شد @hadithashk
انتظاری که ندارم که سرپا برخیزی از علی اکبرِ من هیچ نمانده چیزی بدنت را زِرِه اینگونه نگهداشته است گوشه اش باز شود روی زمین می ریزی @hadithashk