جانم حسین(ع)
جهان را غیر عشقت یک سرِ سوزن نمی خواهم
دو دنیا را نه با تردید؛ که قطعا نمی خواهم
بدونِ تو همان بهتر که ظلمت باشد و وحشت
که بی تو قبرِ خود را لحظه ای روشن نمی خواهم
نگاهت مُهر تأیید است و از این رو، از این و آن-
به قدر ذره ای تعریف و حُسن ظن نمی خواهم
میان روضه تا اشکم سرازیر است و می بینی
برای بردنِ دل از تو فوت و فن نمی خواهم
بهشتِ بی تو را شاید که بعضی ها بخواهند و...
گوارایِ وجودشان! ولیکن من؛ نمی خواهم!
به جز شش گوشه و کنج حرم هر جای عالم را
نه که سهوی! که مادرزادی و عمداً نمی خواهم
اگر یک ذره در جاماندنم از کربلا خیر است
من این گنج بدونِ رنج را اصلا نمی خواهم!
مرضیه عاطفی
#اربعین #شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع #فراق_کربلا #مرضیه_عاطفی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آقای من
جز گنبدت هر آنچه که تابید را ببخش
از پشت کوه آمده، خورشید را ببخش
گفتند سجده رو به حرم شرکِ منجلیست
علاّمههای مکتبِ توحید را ببخش
گفتند مستحب به نمازِ زیارتت
خیرالعمل! مراجع تقلید را ببخش
در راهِ استخاره حرم سمتِ ما دوید
آوارگانِ جادهی تردید را ببخش
با یک نسیم لرزه به ایمانمان نشست
باغ پُرادعای پُر از بید را ببخش
در این کویر، ثانیهها پیر میشوند
از عمرمان ادامهی تبعید را ببخش
شرط قبولی، از غمِ گودال مردن است
شرمندهایم، این همه تجدید را ببخش
باران عصارهی عرقِ شرمِ آبهاست
ابری که دیر آمد و بارید را ببخش
رضا قاسمی
#اربعین #امیری_حسین_و_نعم_الامیر #رضا_قاسمی #شعر_مناجات_سید_الشهدا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
گر تو هم در کویِ دلتنگی رها ماندی بیا
مثلِ ما از کاروانِ عشق جا ماندی بیا
جمع ، جمعِ عده ای از قافله جامانده هاست
جمع کن گر در صفِ جامانده ها ماندی بیا
انتهایِ کویِ غربت محفلی داریم اگر ...
در غبارِ غربتی بی انتها ماندی بیا
پاتوقِ دنجی ست آنجا ، مختصِ خط خورده هاست !
پس اگر از خیلِ مشتاقان جدا ماندی بیا
دور هم چون ابر می باریم و حسرت می خوریم
شک نکن ! در حسرتِ کرب و بلا ماندی بیا
اشکِ عاشق تازه روزِ اربعین گل می کند
ای که در زندانِ بغضی بی صدا ماندی .. بیا ...
عشقِ خود را عرضه کردیم و خریداری نبود
چون در این بازار دیدی بی بها ماندی بیا
' اربعینی بودن انگاری نمی آید به ما '
آشنا بازیست ، گر بی آشنا ماندی بیا
#مهران_ساغری
#جا_موندها
#اربعین
@hadithashk
آرام جانم
سنگ هم باشم نگاه تو مرا دُر می کند
لطف تو هر طِیبی را عاقبت حُر می کند
رزق چشمم کربلا را دیدن است ، اما فراق
نان چشمان مرا هربار آجر می کند
یک سلام از پشت بام خانه دادم ، فطرست
جای خالی مرا در کربلا پُر می کند
در زیارت بُعد منزل نیست، پس هر عاشقی
پشت بام خانه را مرقد تصور می کند
آسمان روضه گرفت و ابر گریه میکند
رعد سینه می زند ، زهرا تشکر می کند
مهر تربت را که بوسیدم دلم آرام شد
سنگ هم باشم نگاه تو مرا دُر می کند
احمد ایرانی نسب
#احمد_ایرانی_نسب #اربعین #شعر_روضه #شعر_مدح #شعر_مناجات_سید_الشهدا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ما خاکیِ جادهٔ حسینیم همه
تسلیمِ ارادهٔ حسینیم همه
وقتی که ابالفضل عَلَم بردارد،
سرباز پیادهٔ حسینیم همه...
#مرتضی_کریمی_قهفرخی
#اربعین
@hadithashk
چنان دریا که می آرد به سویش جویباران را...
بسوی کربلا می خواند از هر سو خیابان را
تمام جاده را یکسویه می آرد بسوی خویش
چه میدانی چه کرده جاده ی قم را...تهران را
تمام کائنات انگار حالی مشترک دارند...!
بپرس از چرخ ماشین ها...احوال اتوبان را...
دم هل من معینش آنچنان شوری به راه انداخت...!
چنان دارد به مستی می کشد ریگ بیابان را...!
اگر یک "آن" بگیرد گوشه ی چشم علمدارش...
علم بر دوش آرد، لوطیان چاله میدان را
پیاده رفته می داند چه کرده عشق با دل ها
عراق افتاده می بوسد کف پاهای ایران را
مدام از این ستون تا آن ستون حس فرج جاری ست
مداوم می چشیم این انتظار رو به پایان را...
#اربعین
#علی_احدی
@hadithashk
آنچه میخواستم ؛ امام حسین
قسم راستم امام حسین...
در دو چشمم ز روضه ات آقا
اشک آراستم امام حسین
تو کریمی...همیشه ساخته ای
با کم و کاستم امام حسین
هر کسی رفت در پی چیزی
من "تو" را خواستم...امام حسین
و قسم خورده ام "سگت" باشم
قسم راستم ؛ امام حسین
#عزیزم_حسین_ع
#نیما_نجاری
@hadithashk
کربلا گلزار عشق است و بهارش زینب است
کربلا معنای عشق و اعتبارش زینب است
گرچه سالار شهیدان دین حق را زنده کرد
لیک بعداز آن دلاور آبیارش زینب است
ذوالفقار حق به کام زینب و اعداء را
آنکه رسوا میکند با ذوالفقارش زینب است
خطبه ی غرا و شام و شهر درد و بی کسی
کوفه و کرببلا هر یادگارش زینب است
قاری قرآن به لب دارد کلام ""ام حصبت""
روی نیزه روح قرآن هر قرارش زینب است
گه به دیر راهب و گه در تنور و گه به نی
میرود خورشیددر خون آنکه یارش زینب است
سیب سرخ و خیزران و مجلس شوم شراب
سینه ی پر سوز و آه و داغدارش زینب است
بنده ی عشقش ""بهار "" است و زعشق روی او
روز محشر روی لب هر دم شعارش زینب است
#حضرت_زینب_س
#امیر_جعفر_صدیقی
@hadithashk
خورجینی دوان دوان می رفت
دستِ بوسی خیزران می رفت
در هیاهویِ غارتِ خیمه
دور از چشمِ ساربان می رفت
چه عجولانه داشت سر می بُرد !
مثلِ تیری که از کمان می رفت
مادری خسته از تهِ گودال
ناله هایش به آسمان می رفت
بی توجه به ناله ی زهرا
خورجین داشت هم چنان می رفت...
پیکری زیرِ نعلها بود و ...
درد تا مغزِ استخوان می رفت
خنجر کُند شمر ، بدبین بود
در غلافش چه بد گمان می رفت !
خرجِ کاخ و حرمسرایِ یزید
داشت از جیبِ کوفیان می رفت
#گودال
#گودال_قتلگاه
#وحید_قاسمی
@hadithashk
میشود ملحق حسین آنکه
سائل روضه های زهرا شد
شب جمعه کنار گودالش
باب مقتل به روی من وا شد
«جلس الشمر» خواهرش میدید
«و علی صدرِ» مادرش افتاد
دست تا رفت بین موی حسین
طرف خیمه دخترش افتاد
سر اورا که شمر کرد جدا
بدنش مثل بید میلرزید
گفت اورا که ذبح میکردم
به گمانم که مادرش میدید
میشنیدم که گفت: ای پسرم!
تشنه و گشنه سر بریده تورا
زیر دشنه که رفت جان تو پس...
اسب بر پیکرت دویده چرا؟
زینبش داد می زد: ای ملعون!
دست نحست ز گیسویش بردار
او امام است احترامش کن
پای خود را ز سینهاش بردار
پیرهن پاره ی تو را میبرد
که غرور تو را محک بزند
از بنی مِلْحْ لشکری آمد
تا به زخم تنت نمک بزند
دوره کردن حسین را و زدند
فرقةٌ بالسیوف بر بدنش
پیرمردانِ بیحیا با هم
با عصا میزدند بر دهنش
#عزیزم_حسین_ع
#مهدی_فخاریان
#علی_اکبر_جمشیدی
@hadithashk
از شمیم عراق میگویم
خاطره از عناق میگویم
وصف پروانه ای مثال تورا
مثل شمع و چراغ میگویم
بلبل شب نشین در قفسم
گاهی از صبح باغ میگویم
از پراکندگی نمیخوانم
با دل از اتفاق میگویم
خاکت ای شاه سرمه ی چشمم
از زبان رواق میگویم
برسد پای من به کرب بلا
با حسین از فراق میگویم
خاطرات وصال را هر شب
درِ گوش اتاق میگویم
خاک اینجا به من نمیسازد
از هوای عراق میگویم
#اربعین
#مشایه
#میلاد_افکاری
@hadithashk
یک اربعین بی تو گذشت ای سر بریده
زینب رسیده کربلایت قد خمیده
یک اربعین شد سهم ما هر دم جسارت
خیلی عذابم داد این زخم اسارت
یادم نرفته غارت خیمه چه ها شد
سیلی جواب گریه های بچه ها شد
با تازیانه سوز آهم را گرفتند
با کعب نی، نور نگاهم را گرفتند
جا مانده بود اینجا دلم پیش تو مظلوم
داغت ز موهای سفیدم هست معلوم
گودال بود و سر جدا، دیدم رگ تو
آری همین جا بود بوسیدم رگ تو
این خواهر مظلومه را رنجور بردند
جسم تو ماند اینجا مرا با زور بردند
تو خوب می فهمی برادر حال زینب
بزم شراب آمد سرت دنبال زینب
زینب رسیده خسته از بند اسیری
از من سراغ دختر نازت نگیری
کنج خرابه با سرت غوغا به پا کرد
جان داد از بس که تو را بابا صدا کرد...
#اربعین
#جابر_عابدی
@hadithashk