eitaa logo
حدیث اشک
16هزار دنبال‌کننده
174 عکس
263 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
یا امیرالمومنین(ع) به جام چشم من امشب بیا و خواب بریز به پلک های ترم جز خودت حجاب بریز خمار باده رسیدم شراب ناب بریز کرامت تو زیاد است بی حساب بریز ز تاک های ضریح خودت شراب بریز صراط حقی و از هر طرف نمی آیی سراغ طایفه بیشرف نمی آیی خمار باده ی تو شد تلف ، نمی آیی؟ فراق کشت مرا ، از نجف نمی آیی؟! بیا و بر رخ غمدیده ام گلاب بریز خداکند که به الطاف بی حدت برسیم دوباره باز به مستی ممتد برسیم دوباره رقص کنان زیر گنبدت برسیم برای آنکه دوباره به مرقدت برسیم بیا و پشت سر زائرانت آب بریز چقدر باز شده حلقه ی دراویشش به کفر هرکه علی گفت خشک شد ریشه اش به جز نبی احدی نیست،نیست هم کیشش اجل بگیر و بزن گردن مرا پیشش و خون حلق مرا پای بوتراب بریز کسی نبود بیاید که در غدیر بجاش کسی شبیه علی نیست بی نظیر بجاش تمام هستی مارا به کف بگیر، بجاش بگیر معصیتم را و ای امیر بجاش به نامه ی عمل عاشقت ثواب بریز امیرفرخنده لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مولای من بنده ایم عشق تورا ، در همه جا بالاییم شکر حق زیر قدم های خدا بالاییم جام مارا سر این سفره بگیر ای ساقی بیش از این پُر مکن از باده که ما بالاییم بین هر جرعه فقط روی تورا میبینیم یا تو هستی وسط میکده یا بالاییم شأن مجلس به گدای تو ارادت دارد سالها میشود از لطف شما بالاییم اعتباریست که مهر تو به ما بخشیده است ورنه ما جز سر این سفره ، کجا بالاییم؟ ما اگر مدعی عشق تو هستیم خوشیم ما در این مرتبت صدق و صفا بالاییم مذنبین را به شفاعت برسان اول کار چون که در جدول عصیان و خطا بالاییم امیرفرخنده لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
فخر خلائق آمد از لطف خدا ، فخر خلائق آمد معشوق دل شیعه ی عاشق آمد فریاد بزن که بشنود دشمن دین امروز خود *وعده ی صادق* آمد  اصغر چرمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آندم که وجود مطلق ذات یعنی که خدای حی دادار در آینه ی جمال ذاتش می دید جمال حق پدیدار با کن فیکون نمودن از شوق گردید وجود عشق موجود دل جایگهش نمود و آنگه شد مخزن و گنج راز و اسرار عشق آمد و خیمه ای به پا کرد در دامنه ی وجود هستی بی شک به یقین رسید و بشکافت هر پرده ز پرده های پندار هنگامه ی خلقت بشر شد آدم نه ،که نور پرتو ذات حق شاهد و عشق بود مشهود انگیزه ی آفریدن انگار او جوهر عشق و نفس کل بود او خاتم جمله ی رسل بود او بود طبیب جان عاشق عاشق به طبیب عشق بیمار حق دید به دیدگان حق بین،نوری که دمیده از دل ذات فرمود به خود هزار احسنت،از خلقت بی مثال دادار فرمود تویی یگانه ی عشق سر تا به قدم بهانه ی عشق در پیش عشیق نکته دانت عقل سره سنج شد گرفتار در عین جلالت خدایی فرمود حدیث قدسی از شوق لولاک لما خلقت الافلاک تنها و فقط به عشقت ای یار ای سرور کائنات احمد ای خُلق عظیم تو زبانزد هم در سخن و بیان و گفتار،هم در منش و مرام و رفتار آنگاه خدا ز باب رحمت بر دوشش عبای رحمت افکند نعلین کرامتش به پا کرد، در بر ز قبا،به سر ز دستار افلاک و تمام آسمان ها ذرات و کرات و کهکشان ها با نام تو جمله می درخشند تو مرکز و جمله خط پرگار آن روز که عالمی نبوده خلاق جهان تورا ستوده بسیار گرامی ات نموده وانگه لقبت نهاده مختار شد جمله ی شرق و غرب عالم در سیطره ی جنود الله تو میر سپاه عشق هستی ای بر همه ی جنود سردار ای شمع جمیع آفرینش وی نور بصیر اهل بینش اسطوره ی هر دو عالم عشق پیغامبر تمام اعصار مهر تو همیشه سایه گستر ای رحمت ذات کبریایی هر دل که ز تو نباشدش مهر دل نیست که گور تیره و تار در سلسله الجبال نوری آن قله با شکوه و محکم در سینه تو نقطه ی فوادی در دیده ی ما تو نور ابصار پیدا به ظهور کائناتی پنهان به حجاب ممکناتی آئینه ی انعکاس نوری پیوسته تویی چهارده بار ای نقطه ی عطف راز هستی در منطق و خَلق و خُلق ای جان تصویر تو در علیِ اکبر خواهد که کند خدای تکرار نِی مدح تو در زبان بگنجد نی وصف تو در بیان اشعار ای مطلع هر غزل محمد، شاه بیت قصیده های دُر بار آن شب شب شور بود و مستی آمد به جهان تمام هستی تا دم زند از خدا پرستی بر هم بزند بساط کفار گفتی که دگر خدا هُبل نیست در عزم خلیل حق خلل نیست در بت شکنی تو چیره دستی ای بت شکن قویِ قهار ما عاشق او و آل اوییم هر چند که ما وبال اوییم او منشا رحمت است و ما نیز هستیم گدای شاه ابرار همراه جواد می فرستد هر عاشق او به شور و مستی صلوات به مصطفی محمد، صلوات به جمع آل اطهار @hadithashk
آقای من هوای شهر نسیم پیمبری دارد چقدر عطر گلاب معطری دارد چه عاشقانه ملائک به هم خبر دادند که این پسر قدم عشق پروری دارد امیدوار به فردای بهتری شده ایم زمانه در سر خود فکر بهتری دارد نشسته اند به راهش همه پیمبرها نوشته اند که او قصد دلبری دارد خدا هم عاشق او شد شبیه حسی که پدر همیشه به فرزند آخری دارد خدا سند زده قلب مرا به نام رسول به نام عشق ، به نام خدا ، به نام رسول بزرگواری و عالیجناب یعنی تو و اوج خلقت انسان ناب یعنی تو نگین خلقت عالم که حضرت زهراست بر این عقیقِ بهشتی رکاب یعنی تو خدا نخواست خودش را نشانمان بدهد وگرنه نور خدا بین قاب یعنی تو خدا رسانده تورا تا به داد ما برسی دمِ خدا ، نفس مستجاب یعنی تو همینکه دور و برت سایه نیست پس قطعا تو نور باطنی و آفتاب یعنی تو تو نور باطنی و سایه هم نمیخواهی پیمبری، قسم و آیه هم نمیخواهی اویس وار نشستم به شوق آمدنت میان سینه قَرَن‌ را نموده ام وطنت برای دست گرفتن ز امتت کافیست نخی ز تار عبایت ، نخی ز پیرهنت بیا برای همه دلبرانه حرف بزن که شهد عشق چکیده ست از دل سخنت تو آیه آیه عسل را به کام ما دادی به غیر عشق نمیریزد از لب و دهنت شبیه شیشه ی عطری که زیر باران است گلاب ناب چکیده ست از بهار تنت خدا نوشت که پیغمبر است و خواهد شد زمان دلبریِ حضرت محمد شد نگاه مهر تو انسان نمود انسان را چه عاشقانه مسلمان نمود سلمان را اسیر ظلمت شب بوده ایم تا اینکه میان چشم تو دیدیم نور قرآن را چقدر رحمت محض است ربناهایت میان دست تو دیدیم راه باران را نگیر از همه ی عاشقان خود دل را بخواه از همه ی عاشقان خود جان را میان اشک و تحیّر چگونه شکر کنیم طلوع نور تو این نعمت فراوان را جهانِ قبل رسول خدا امیر نداشت نگاه سبز کسی اینهمه اسیر نداشت به عرش میروی از جبرئیل بالاتر به آسمان بروی تا شوی شکوفاتر کلاه از سر هر چه ملائکه افتاد و چشم ها همه در لحظه ی تماشا تر هر آنکه رنگ محبت گرفت دریا شد هر آنکه رنگ محمد گرفت دریاتر زمان آن شده دست از ترنج بردارند برای آنکه ندیدند از تو زیباتر بیا برای همه جان تازه ای بفرست نشان بده که تویی از همه مسیحا تر تو آمدی برسانی به تشنه آب حیات نثار مقدم خیرت چهارده صلوات  احمد ا ... لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ای که وجودِ همه عالم تویی ای که وجودِ همه عالم تویی ذکرِ سجود همه آدم تویی منشاءِ خیرِ همه ی کائنات علتِ هستیِ دو عالم تویی تاجِ نبوَّت به سرت تا ابد پیمبرِ اعظم و اکرم تویی ای کرمت هر دو جهان آشکار چون همه فرعند و مقدٌم تویی از تو بوَد جانِ جهان بر قرار نورِ رُسل را همه خاتم تویی قبله ی عالم لبِ شیرینِ توست باغِ نبوٌت گلِ خرٌم تویی رتبه ی تو فخرِ همه انبیاء بر همگان ارجح و اعظم تویی ای که تویی خاتم ِ پیغمبران سلسله ی نسلِ مکرٌم تویی در شبِ معراج ملاقاتِ حق عالمِ غیبش همه محرم تویی بی تو جهان راهِ سعادت نبُرد در دو جهان مهرِ مُجسٌم تویی جانِ جهان از تو بوَد بر قرار ای که به ما مونس و همدم تویی چشمه ی زمزم عرقِ روی توست جوششِ این چشمه ی زمزم تویی سیٌد و سالارِ همه انبیاء رحمتِ حق نورِ دمادم تویی ای که تویی آینه ی بی مثال ماهیت نورِ مسلٌم تویی گوشه ی چشمی نظری کن به ما روزِ جزا دستِ نیازم تویی!  هستی محرابی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
اباالزهرا(س) حق اراده کرد تا، تو راهی دنیا شوی خواست بین قابَ قَوْسَیْنش تو أَوْ أَدْنى‏ شوی در زمان جهل و ترس از صاحب دختر شدن یامحمد، آمدی دنیا، اباالزهرا شوی  اصغر چرمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا نبی الله(ص) چیزی نکشیدیم ز دریای محمد تنها شده تر کوزه ز صهبای محمد خشنود تر از حضرت مولاست، پیمبر وقتی بنویسیم علی جای محمد در دو کلمه گشته خلاصه همه چیزش زهراست و حیدر همه دنیای محمد در آن شب حساس علی بود که نگذاشت حتی برسد پای خطر پای محمد اینگونه به حق گفت علی حاجت خود را عاشق شده ام عاشق زهرای محمد وقتی که نبی دختر خود را به علی داد یعنی شده تایید به امضای محمد باید که شود جای نشین نبی الله مومن شد از اول به تولای محمد باید به علی ختم شود آخر کارش هر کس که شده گرم تماشای محمد بهمن ترکمانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا نبی الله(ص) چیزی نکشیدیم ز دریای محمد تنها شده تر کوزه ز صهبای محمد خشنود تر از حضرت مولاست، پیمبر وقتی بنویسیم علی جای محمد در دو کلمه گشته خلاصه همه چیزش زهراست و حیدر همه دنیای محمد در آن شب حساس علی بود که نگذاشت حتی برسد پای خطر پای محمد اینگونه به حق گفت علی حاجت خود را عاشق شده ام عاشق زهرای محمد وقتی که نبی دختر خود را به علی داد یعنی شده تایید به امضای محمد باید که شود جای نشین نبی الله مومن شد از اول به تولای محمد باید به علی ختم شود آخر کارش هر کس که شده گرم تماشای محمد بهمن ترکمانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
به نام محبوب خدا،محمد به نام محبوب خدا،محمد گل تموم باغچه ها،محمد همونی که بهش ملائک میگن پدر بزرگ کربلا،محمد هرجا که پا میذاشت بارون می بارید از سر و روش برگ امون می بارید اونقده لیلا شده بود که خدا براش از آسمون جنون می بارید کوه پیش ابهتش حقیر بود تو جنگ با کافرا مثل شیر بود اختیار آسمونارو داشت و زمین تو مشتش مثه یه خمیر بود آقا همیشه نیمه شب میومد با کیسه ی نون و رطب میومد کاشکی ما جای اون یتیما بودیم کاشکی که زمونه به عقب میومد صدای جبرئیل تو غاره،اقرأ برو بخون از رو مناره اقرأ می دید تو هفت آسمون نبوت حک شده رو قلب ستاره اقرأ اونکه قدم قدم تا آخرش رفت ادامه ی راه پیمبرارو با خلق مهربونش از مد انداخت زنده به گور کردن دخترارو نبی همون علی،علی نبی بود اینو چشای با بصیرت می دید تا که علی لب به سخن وا می کرد بوی خوش محمدی می پیچید... محمد نجاری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا رسول الله مدد وقتی که آمنه به محمد سلام گفت یعنی در آینه به محمد سلام گفت آن دم گشود دست و پسر را بغل گرفت یعنی ستاره بود و سحر را بغل گرفت اسمش روی کتیبه‌ی دلها منبت است آن که عقیده داشت خدا در محبت است عالم «حجاز وحشی زیبا ندیده» بود با آن همه نشانه خدا را ندیده بود عالم چموش بود و فقط شیهه میکشید از دست جهل ، دست به سر صیحه میکشید عالم مریض بود و بدون طبیب بود عالم غریبه بود و بدون حبیب بود عالم ضمخت بود تبسم بلد نبود بر دختران خویش ترحم بلد نبود حالا خدا دوباره نفس تازه میکند قرآن خطی است که شیرازه میکند حالا خدا میاید و خیرات میکند چشم حجاز را به گلی مات میکند میخواست حق که این گره اینگونه وا شود تا یک یتیم «قَیّم» ام القرا شود پا بر زمین گذاشت چنان که به مغز ، هوش آتشکده به پای قدم رنجه اش خموش با حیرت ایستاد عوالم به پای او قبله نیاز داشت به قبله نمای او زد با تبر شکست دل بت پرست ما آورد و داد دست علی را به دست ما وحید عظیم پور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹