آقای من
هوای شهر نسیم پیمبری دارد
چقدر عطر گلاب معطری دارد
چه عاشقانه ملائک به هم خبر دادند
که این پسر قدم عشق پروری دارد
امیدوار به فردای بهتری شده ایم
زمانه در سر خود فکر بهتری دارد
نشسته اند به راهش همه پیمبرها
نوشته اند که او قصد دلبری دارد
خدا هم عاشق او شد شبیه حسی که
پدر همیشه به فرزند آخری دارد
خدا سند زده قلب مرا به نام رسول
به نام عشق ، به نام خدا ، به نام رسول
بزرگواری و عالیجناب یعنی تو
و اوج خلقت انسان ناب یعنی تو
نگین خلقت عالم که حضرت زهراست
بر این عقیقِ بهشتی رکاب یعنی تو
خدا نخواست خودش را نشانمان بدهد
وگرنه نور خدا بین قاب یعنی تو
خدا رسانده تورا تا به داد ما برسی
دمِ خدا ، نفس مستجاب یعنی تو
همینکه دور و برت سایه نیست پس قطعا
تو نور باطنی و آفتاب یعنی تو
تو نور باطنی و سایه هم نمیخواهی
پیمبری، قسم و آیه هم نمیخواهی
اویس وار نشستم به شوق آمدنت
میان سینه قَرَن را نموده ام وطنت
برای دست گرفتن ز امتت کافیست
نخی ز تار عبایت ، نخی ز پیرهنت
بیا برای همه دلبرانه حرف بزن
که شهد عشق چکیده ست از دل سخنت
تو آیه آیه عسل را به کام ما دادی
به غیر عشق نمیریزد از لب و دهنت
شبیه شیشه ی عطری که زیر باران است
گلاب ناب چکیده ست از بهار تنت
خدا نوشت که پیغمبر است و خواهد شد
زمان دلبریِ حضرت محمد شد
نگاه مهر تو انسان نمود انسان را
چه عاشقانه مسلمان نمود سلمان را
اسیر ظلمت شب بوده ایم تا اینکه
میان چشم تو دیدیم نور قرآن را
چقدر رحمت محض است ربناهایت
میان دست تو دیدیم راه باران را
نگیر از همه ی عاشقان خود دل را
بخواه از همه ی عاشقان خود جان را
میان اشک و تحیّر چگونه شکر کنیم
طلوع نور تو این نعمت فراوان را
جهانِ قبل رسول خدا امیر نداشت
نگاه سبز کسی اینهمه اسیر نداشت
به عرش میروی از جبرئیل بالاتر
به آسمان بروی تا شوی شکوفاتر
کلاه از سر هر چه ملائکه افتاد
و چشم ها همه در لحظه ی تماشا تر
هر آنکه رنگ محبت گرفت دریا شد
هر آنکه رنگ محمد گرفت دریاتر
زمان آن شده دست از ترنج بردارند
برای آنکه ندیدند از تو زیباتر
بیا برای همه جان تازه ای بفرست
نشان بده که تویی از همه مسیحا تر
تو آمدی برسانی به تشنه آب حیات
نثار مقدم خیرت چهارده صلوات
احمد ا ...
#احمد_ایرانی_نسب
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ای که وجودِ همه عالم تویی
ای که وجودِ همه عالم تویی
ذکرِ سجود همه آدم تویی
منشاءِ خیرِ همه ی کائنات
علتِ هستیِ دو عالم تویی
تاجِ نبوَّت به سرت تا ابد
پیمبرِ اعظم و اکرم تویی
ای کرمت هر دو جهان آشکار
چون همه فرعند و مقدٌم تویی
از تو بوَد جانِ جهان بر قرار
نورِ رُسل را همه خاتم تویی
قبله ی عالم لبِ شیرینِ توست
باغِ نبوٌت گلِ خرٌم تویی
رتبه ی تو فخرِ همه انبیاء
بر همگان ارجح و اعظم تویی
ای که تویی خاتم ِ پیغمبران
سلسله ی نسلِ مکرٌم تویی
در شبِ معراج ملاقاتِ حق
عالمِ غیبش همه محرم تویی
بی تو جهان راهِ سعادت نبُرد
در دو جهان مهرِ مُجسٌم تویی
جانِ جهان از تو بوَد بر قرار
ای که به ما مونس و همدم تویی
چشمه ی زمزم عرقِ روی توست
جوششِ این چشمه ی زمزم تویی
سیٌد و سالارِ همه انبیاء
رحمتِ حق نورِ دمادم تویی
ای که تویی آینه ی بی مثال
ماهیت نورِ مسلٌم تویی
گوشه ی چشمی نظری کن به ما
روزِ جزا دستِ نیازم تویی!
هستی محرابی
#شعر_ولادت_پیامبر_اکرم #شعر_ولادت_حضرت_رسول_اکرم #شعر_ولادت_خاتم_النبیین #شعر_ولادت_رسول_الله #هستی_محرابی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
اباالزهرا(س)
حق اراده کرد تا، تو راهی دنیا شوی
خواست بین قابَ قَوْسَیْنش تو أَوْ أَدْنى شوی
در زمان جهل و ترس از صاحب دختر شدن
یامحمد، آمدی دنیا، اباالزهرا شوی
اصغر چرمی
#شعر_ولادت_پیامبر_اکرم #شعر_ولادت_حضرت_رسول_اکرم #شعر_ولادت_خاتم_النبیین #شعر_ولادت_رسول_الله
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا نبی الله(ص)
چیزی نکشیدیم ز دریای محمد
تنها شده تر کوزه ز صهبای محمد
خشنود تر از حضرت مولاست، پیمبر
وقتی بنویسیم علی جای محمد
در دو کلمه گشته خلاصه همه چیزش
زهراست و حیدر همه دنیای محمد
در آن شب حساس علی بود که نگذاشت
حتی برسد پای خطر پای محمد
اینگونه به حق گفت علی حاجت خود را
عاشق شده ام عاشق زهرای محمد
وقتی که نبی دختر خود را به علی داد
یعنی شده تایید به امضای محمد
باید که شود جای نشین نبی الله
مومن شد از اول به تولای محمد
باید به علی ختم شود آخر کارش
هر کس که شده گرم تماشای محمد
بهمن ترکمانی
#بهمن_ترکمانی #شعر_ولادت_پیامبر_اکرم #شعر_ولادت_حضرت_رسول_اکرم #شعر_ولادت_خاتم_النبیین #شعر_ولادت_رسول_الله
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا نبی الله(ص)
چیزی نکشیدیم ز دریای محمد
تنها شده تر کوزه ز صهبای محمد
خشنود تر از حضرت مولاست، پیمبر
وقتی بنویسیم علی جای محمد
در دو کلمه گشته خلاصه همه چیزش
زهراست و حیدر همه دنیای محمد
در آن شب حساس علی بود که نگذاشت
حتی برسد پای خطر پای محمد
اینگونه به حق گفت علی حاجت خود را
عاشق شده ام عاشق زهرای محمد
وقتی که نبی دختر خود را به علی داد
یعنی شده تایید به امضای محمد
باید که شود جای نشین نبی الله
مومن شد از اول به تولای محمد
باید به علی ختم شود آخر کارش
هر کس که شده گرم تماشای محمد
بهمن ترکمانی
#بهمن_ترکمانی #شعر_ولادت_پیامبر_اکرم #شعر_ولادت_حضرت_رسول_اکرم #شعر_ولادت_خاتم_النبیین #شعر_ولادت_رسول_الله
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
به نام محبوب خدا،محمد
به نام محبوب خدا،محمد
گل تموم باغچه ها،محمد
همونی که بهش ملائک میگن
پدر بزرگ کربلا،محمد
هرجا که پا میذاشت بارون می بارید
از سر و روش برگ امون می بارید
اونقده لیلا شده بود که خدا
براش از آسمون جنون می بارید
کوه پیش ابهتش حقیر بود
تو جنگ با کافرا مثل شیر بود
اختیار آسمونارو داشت و
زمین تو مشتش مثه یه خمیر بود
آقا همیشه نیمه شب میومد
با کیسه ی نون و رطب میومد
کاشکی ما جای اون یتیما بودیم
کاشکی که زمونه به عقب میومد
صدای جبرئیل تو غاره،اقرأ
برو بخون از رو مناره اقرأ
می دید تو هفت آسمون نبوت
حک شده رو قلب ستاره اقرأ
اونکه قدم قدم تا آخرش رفت
ادامه ی راه پیمبرارو
با خلق مهربونش از مد انداخت
زنده به گور کردن دخترارو
نبی همون علی،علی نبی بود
اینو چشای با بصیرت می دید
تا که علی لب به سخن وا می کرد
بوی خوش محمدی می پیچید...
محمد نجاری
#شعر_ولادت_پیامبر_اکرم #شعر_ولادت_حضرت_رسول_اکرم #شعر_ولادت_خاتم_النبیین #شعر_ولادت_رسول_الله #محمد_نجاری
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا رسول الله مدد
وقتی که آمنه به محمد سلام گفت
یعنی در آینه به محمد سلام گفت
آن دم گشود دست و پسر را بغل گرفت
یعنی ستاره بود و سحر را بغل گرفت
اسمش روی کتیبهی دلها منبت است
آن که عقیده داشت خدا در محبت است
عالم «حجاز وحشی زیبا ندیده» بود
با آن همه نشانه خدا را ندیده بود
عالم چموش بود و فقط شیهه میکشید
از دست جهل ، دست به سر صیحه میکشید
عالم مریض بود و بدون طبیب بود
عالم غریبه بود و بدون حبیب بود
عالم ضمخت بود تبسم بلد نبود
بر دختران خویش ترحم بلد نبود
حالا خدا دوباره نفس تازه میکند
قرآن خطی است که شیرازه میکند
حالا خدا میاید و خیرات میکند
چشم حجاز را به گلی مات میکند
میخواست حق که این گره اینگونه وا شود
تا یک یتیم «قَیّم» ام القرا شود
پا بر زمین گذاشت چنان که به مغز ، هوش
آتشکده به پای قدم رنجه اش خموش
با حیرت ایستاد عوالم به پای او
قبله نیاز داشت به قبله نمای او
زد با تبر شکست دل بت پرست ما
آورد و داد دست علی را به دست ما
وحید عظیم پور
#شعر_ولادت_پیامبر_اکرم #شعر_ولادت_حضرت_رسول_اکرم #شعر_ولادت_خاتم_النبیین #شعر_ولادت_رسول_الله #وحید_عظیم_پور
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مهر و رحمت
جهانی محو مهر و رحمت و صدق و صفایش شد
و جبرائیل محو سجده ها و ربنایش شد
قسم بر احمد مرسل که محبوب خدایش شد
غریبه نیست آن کس که محمد آشنایش شد
برای نا امیدان روشنایی و امید آورد
خدا از نور خود نور محمد را پدید آورد
شهادت می دهم تنها خدا را بندگی کرده
تمام عمر خود را صرف در دلدادگی کرده
برای دین حق جانبازی و آزادگی کرده
محمد ، آن رسولی که به پاکی زندگی کرده
و دین داری او مشهور در بین خلائق بود
محمد از هرآنچه جز خدای خویش فارغ بود
شبی که رفت در عرش خدا را بازگو میکرد
که با صوت علی ، معبود با من گفت و گو میکرد
پس از آن تا که از جنت نشانی جست و جو میکرد
عبای مرتضی را میگرفت و سخت بو میکرد
همیشه از گل رخسار حیدر بوسه ای می چید
بهشت و آنچه در آن هست را در مرتضی می دید
خدا میخواست تنها او رسول آخرین باشد
و در قرآن فقط او رحمت للعالمین باشد
برای آنکه احمد بی نیاز از آن و این باشد
علی را خلق کرده تا برایش جانشین باشد
علی و مصطفی یک راه را رفتند واللهِ
که راه حق همین راه هست و جز این هست بیراهه
یونس وصالی
#شعر_ولادت_پیامبر_اکرم #شعر_ولادت_حضرت_رسول_اکرم #شعر_ولادت_خاتم_النبیین #شعر_ولادت_رسول_الله #یونس_وصالی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا نبی الله
تَفَأُل میزدم دیدم که در هر سطرِ افسانه
نوشته مصطفی شمع است و الباقی چو پروانه
زمین مکه از بس مِیلِ دیدارِ خدا را داشت
قَدم بر رویِ خاک آورد آن معشوقِ دُردانه
به تعظیمش همه جَمعند از جاندار و بی جانها
که رُکنِ عرش را تعظیم باید کرد جانانه
شبِ معراج، وقتی که به مهمانیِ ایزد رفت
خدا میگفت: یا احمد!!! بفرمایید در خانه
پس از آن شب ، کمی پایین که آمد، گوشهٔ جنت...
رسولَ الله دعوت شد برایِ صرفِ صبحانه
به بالایِ سرش یک ابرِ رحمت سایه می انداخت
بگو پس آن یتیمِ مکه رُشدش بوده شاهانه
برایش از بهشت آمد غذا یک اربعین تا که...
ز صُلبِ او پدید آمد همان بانویِ ریحانه
خدا را شُکر دینش هست سرتاسر مُحبت، پس...
به غیر از اهلِ بیتش با جهان هستیم بیگانه
مهدی قربانی
#شعر_ولادت_پیامبر_اکرم #شعر_ولادت_حضرت_رسول_اکرم #شعر_ولادت_خاتم_النبیین #شعر_ولادت_رسول_الله #مهدی_قربانی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا رسول الله(ص)
نمایشنامهی `خلق جهان” را بازخوانی کرد
برای رفع نقص خلقت احمد را نشانی کرد
ردای روشن پیغمبری شد جامهی احمد
نمایشنامه را با این عمل دارای آنی کرد
همان آنی که دنیا یک نخ از مو های ابرویش
همان آنی که اسم شیعیانش را جهانی کرد
همان پیری که در پیکار های بی برو برگرد
کنار هر جوان شمشیر زد، عمری جوانی کرد
سلحشوری که مردان به ظاهر مرد دشمن را
به یک حمله، به یک یورش، به یک فریاد، فانی کرد...
محمد شد سخنگوی خدا پس با زبان او
خدا رو به تمام خلق خود شیرینزبانی کرد
پس از احمد، علی را آفریدن معنیاش این است:
خدا در شعر خویش ایجاد موقوفالمعانی کرد
محمد با علی یک ماه شام چارده بودند
ولی شقالقمر آن را دو ماه آسمانی کرد
موذنزاده هم مدیون اسم این دو مهتاب است
که اسم حیدر و احمد اذان را چه اذانی کرد!
مهدی کارگر
#شعر_ولادت_پیامبر_اکرم #شعر_ولادت_حضرت_رسول_اکرم #شعر_ولادت_خاتم_النبیین #شعر_ولادت_رسول_الله #مهدی_کارگر
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا اهل بیت النبوه
به پریشانی هر زلف پریشان سوگند
به نفسهای لب خشک بیابان سوگند
به تب خاکِ ترکخوردهی سوزان سوگند
به نمک زار به هر تشنهی باران سوگند
صبر دنیا به سر آمد که سرامد آمد
چارده بار نوشتند محمد آمد
او تجلی ازل بر جبروت است که هست؟
او صراط است و ثبات است و ثبوت است که هست ؟
او سوالی است جوابش که سکوت است که هست ؟
آدم ! او فلسفهی سر هبوط است که هست؟
ما ندانیم که هست آنکه ندانیم که بود
باید او خود بنویسد که بخوانیم که بود
ناگهان پرده برانداخته است از رویش
تا که کسرا شکند از شکن گیسویش
قبله آرام بگیرد به خم ابرویش
که هیاهو بکند زمزمهی یا هویش
جلوه در جلوه جمال ازلی را دیدند
قبل میلاد علی بود علی را دیدند
تشنه لب بود زمین حضرت باران را دید
خار در خار پُر از خار... گلستان را دید
تیره جان بود و جهان بود که جانان را دید
پس از آن بود که آدم خودِ انسان را دید
رحمت واسعهاش روی سر فاطمه است
او نفسهای علی و جگر فاطمه است
او فقط بود و فقط بود مسلمان خودش
مومن خویش شد و غرقهی ایمان خودش
جلوهای بود دو تا گشت دوچندان خودش
دید با چشم خودش عین خودش جان خودش
در کمالات خودش نورِ جلی را میدید
او در آیینهی خود روی علی را میدید
ای که قبل از همه معمار دو دنیا شدهای
قبل خود آمده این گونه معما شدهای
آدم و یوسف و یعقوب و مسیحا شدهای
هرچه خوبان همه دارند تو یکجا شدهای
از ازل تا به ابد جیره خور خان تواند
لات و عُزّی و هُبل نیز مسلمان تواند
آمدی با نفس عشق پیمبر بشوی
تا که تکثیر شوی تا که مکرر بشوی
فاطمه فاطمه هِی حیدر و حیدر بشوی
تا حسین و حسن و باقر و جعفر بشوی
تا رضا و علی و هادی و موسی باشی
آمدی تا نفس حضرت زهرا باشی
لب تو غرق تمنای حسین و حسن است
چشم تو مات تماشای حسین و حسن است
خیره بر مادر و بابای حسین و حسن است
که فقط سینه تو جای حسین و حسن است
کیستی کعبهی ما ای همه آمال علی
ای حسین و حسن و ای سلسله آل علی
تو جلو داری و شمشیر خدا پیش تو است
چه غمی هست تو را شیر خدا پیش تو است
خیبر و بدر و اُحد تیر خدا پیش تو است
که علی نعرهی تکبیر خدا پیش تو است
همه حیرت زدهی ضربهی کاری شدهاند
چه خیالیست اگر آن دو فراری شدهاند
نسب ماست که از آل شقایق باشیم
و کمی جرعه کش بحر حقایق باشیم
این کریمی ...
#حسن_لطفی #شعر_ولادت_امام_ششم #شعر_ولادت_امام_صادق #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_پیامبر_اکرم
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹