eitaa logo
حدیث اشک
16هزار دنبال‌کننده
175 عکس
263 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
بهارِ خلقت عالم کشیده جوهره‌ی این قلم، جمال محمد رسیده بیتِ طلایم به وصفِ حال محمد نوشته خطِّ دلم از مقام و جاه پیمبر ندیده غیرِ علی در جهان، مثال محمد درودِ حضرتِ حق بر نبیِّ رحمت و عشق جهان، تجسّم یک گوشه از جلال محمد بهارِ خلقت عالم، میانه‌های ربیع زمین پر از برکت شد؛ به یُمنِ سال محمد مدیحه‌خوان و غزل‌گو! بگو ز شأنِ رسول بخواه تا که رسد روزیِ خیال محمد منم که نوکر اویم، به شوق و ذوق فراوان منم که شاعر اویم، غلام آل محمد  عرشیا رزاق لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مولای من رسید آنکه ز لعل لبش گهر ریزد سزد که پیروش از غیر او بپرهیزد به آیه آیه ی قرآن قسم که این آقا *ز بند بند وجودش علی علی خیزد  اصغر چرمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ای شمع شب تار ای ماه پیشانی و ای شمع شب تار ای خنده بر لب ، شهد شیرین ، یار و دلدار روشنگری ، از خیر و برکت کم نداری یکتایی و همتا در این عالم نداری حتی سکوت تو هزاران حرف دارد تفسیرهایی بی نظیر و ژرف دارد تو خاتمی و خاتم دست رسالت از نسل پاکت میرسد ناجی امت ای قبه ات سرسبزی صحرای یثرب شیرین تری از طعم خرماهای یثرب قطب شمال است این که یا قطب جنوب است شش ماه نه هرسال با تو بی غروب است دامادتان تنها ، امیرالمومنین است بالاترین فخر رسول الله این است ای منتج از تو برترین الگوی زن ها والاترین اعجاز تو ام ابیها غصه مخور گرچه شدی تنهاترین کس اینکه ابالزهرا تویی ، عزت همین بس قند مکرر بود و مینایی کهن بود آرام جانت روی چون ماه حسن بود آل کساء هستند جمله معنی تو از لب نمی افتد حسین منی تو نوری و از خود سیزده انوار داری `پیغمبری با جان عاشق کار داری” وقتی علی بعد از شما تنها خلیفه است ام الفتن شورای ناپاک سقیفه است بی حب حیدر بر وضو اجحاف گردد حیف است آبی که چنین اسراف گردد من کنت مولا گفتی و راهم عیان است تنها فقط حیدر امیرمومنان است يا مصطفى ، بدرالدجى ، محمود سرمد یا سيدي افديك نفسي يا محمد(ص) ابریشم ابیات را تطریز کردی شعر مرا با خط خود تقریظ کردی محمد حسین نیک زاد لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا رسول الله(ص) مكه را امشب شكوهى ديگر است مروه امشب با صفا پا تا سر است نور باران باختر تا خاور است دامن بانوى شب پر اختر است آسمان گشته زمين بوس زمين دفتر شوق است قاموس زمين سبز در سبز است صحراى حجاز وه چه رؤيايى است غوغاى حجاز بوسه زد خورشيد بر پاى حجاز (يا محمد) گشته آواى حجاز وسعت ام القرى لبريز نور مى وزد از هر طرف عطر حضور آمنه خاتون مهر و آفتاب روح پاكش پاكتر از روح آب درد او را ميكشد در پيچ و تاب شعله ور پا تا سرش در التهاب درد را اما تحمل ميكند در دلش ياد خدا گل ميكند آمنه امشب پسر مى آورد آفرين ! قرص قمر مى آورد مژده صبح سحر مى آورد مرد ايمان و ظفر مى آورد از تبار بت شكن نسل خليل گمرهان وادى شب را دليل اين پسر دُرّ يتيم انّماست بين خوبان دو عالم مصطفاست سينه او ساحت صدق و صفاست قلب او آئينه ی وحى خداست دين حق از فيض او تكميل شد معجز ميلادش عام الفيل شد او همان حسن ختام انبياست اول و آخر كلام انبياست آخرين جرعه ز جام انبياست سيد خلقت امام انبياست در صف نوبت اگر چه خاتم است ليك در رتبه رسول اكرم است با شمايم آى بتها بشكنيد اى هبل اى لات و عزى بشكنيد تخت خسرو ، طاق كسرى بشكنيد دستهاى فتنه آرا بشكنيد جان هستى ، عشق سرمد مى رسد جلوه ی حسن محمد مى رسد  کمیل کاشانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دامن دامن گل معطر بفرست دامن دامن گل معطر بفرست بر فاطمه و احمد و حیدر بفرست با صوت جلی به عشق اولاد علی ذکر (صلوات) را مکرر بفرست  کمیل کاشانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آمده همره خورشید به این عالم ماه صبح صادق ز جهان برده دگر شام سیاه کوری چشم تمامی یزیدان امشب باز هم آمده از راه اباعبدالله @hadithashk
غیر جنون غیر عشق کار ندارد این دل دیوانه اختیار ندارد صحبت یار است و یک لحظه عبورش حق بده قلبم اگر قرار ندارد من نه فقط ،هر که شده عاشق آن حُسن غیر تماشاش کاروبار ندارد هرکه به دورش پرید، هستی خود داد آخرِ پروانگی مزار ندارد او همه زیبایی خداست و آمد دید خدا تابِ انتظار ندارد دست و دلم ریخت تا شنید محمد جان من این عاشقی هوار ندارد؟ روز ازل لب زدم به جام محمد شکر که دیوانه‌ام به نام محمد صادر اول تویی تعیُّن عظما جلوه‌ی اعظم تویی تجلی اعلا این خط و ابرو و روی خال نباشد جمع خدا کرده‌است جمله‌ی اسما دیدن اوج تو و شکوه تو هیهات فهم تو با جمله انبیاست نه حاشا نور نگاه تو در آن طور تجلی آتش موسی است یا که قبله‌ی عیسی ما نتوانیم حق حمد تو گفتن با همه کروبیان عالم بالا آتش نمرود شد بهشت برایش نام تو را تا خلیل برد به لبها شعله گلستان شد از سلام محمد شکر مسلمان شدم به نام محمد چشم جهان روشن از جمال محمد مکه شده مکه از جلال محمد زلف پریشان نما که خلق بمیرند خون همه عاشقان حلال محمد مست علی گشت هرکه زد دو سه تا جام از لب سرچشمه‌ی زلال محمد اینکه پرش سوخته جبرئیل امین است برده سرش را به زیر بال محمد از احد احمد رسید تا که سُرایند شمه‌ای از کوکب کمال محمد بر سر عرش است این مصرع سعدی " عشق محمد بس است و آل محمد" بوی علی می دهد تمام محمد شکر که دیوانه‌ام به نام محمد باز تبسم نما بهانه‌ی زهرا جلوه کن ای ذکر دانه دانه‌ی زهرا جان خدیجه همه جهان علی تو جاذبه نور جاودانه‌ی زهرا هر سر صبح آمدی مقابل خورشید تاکه سلامی کنی به خانه‌ی زهرا آمده جبریل باز پشت قدومت سجده کند تا به آستانه‌ی زهرا بین دو پهلوی تو فاطمه‌ی توست هر ضربان دلت نشانه‌ی زهرا هست فقط فاطمه هر نفس تو هست فقط یا علی ترانه‌ی زهرا یاد تو آمد به یاد فاطمه هستیم شکر که ما خانه‌زاد فاطمه هستیم نور تو برد از ازل قرار علی را دید جهان در تو آبشار علی را ماه ربیع است و در هوای شکفتن با خودت آورده‌ای بهار علی را تو علی و او تو است پس تو رسیدی تا که ببیند خدا دوباره علی را آمدی و بعد خود به هر شب و هر صبح می‌کشی ای عشق انتظار علی را تا که زند ریشه‌ی شرک به امرت تا که بنوشند ذوالفقار علی را یاد به ما داده است صادق آلت سرمه کنیم از نجف غبار علی را قسمت ما با شما به مکتب عشق است مذهب ما جعفریست مذهب عشق است دست من و دامن اجابت صادق چشم من و ساحت قداست صادق سجده نمودند قبلِ آدم و حوا جمله‌ی قدوسیان به ساحت صادق مجلس درسش تمام ،مجلس اُنس است زنده شده شیعه از فقاهت صادق جان تشیع به دست او متبلور وای اگر که نبود عنایت صادق دم ز علی می‌زنم اگر، زِ دم اوست ای به فدای لبان حضرت صادق آخر هر مجلسش سلامِ حسین است روضه‌ی کرب و بلاست عادت صادق رسم امام است و باز نام حسین است آخر شعرم اگر سلام حسین است @hadithashk
بی جنب و جوش، خالی و خاموش، جان نبود در هستی از علائم هستی نشان نبود مفهومی از گذشته و آینده ای نداشت جز حی لایموت دگر زنده ای نداشت گنج نهان چگونه خودش را عیان کند؟ اسرار سینه با چه زبانی بیان کند؟ دلتنگ خویش بود خدا در سرای خویش می خواست همدمی بگزیند برای خویش اینگونه شد که یک نفس از روح خود دمید و از نور لایزال خودش نوری آفرید لبریز کرد عاطفه را در سلاله اش خلقی عظیم ریخت درون پیاله اش آنگونه خلق شد که نیاید مثال او روشن شد آسمان و زمین از جمال او همتا نداشت مثل خدا بی بدیل بود این نور خلق عالمیان را دلیل بود لبخند زد مراتب نعمت شروع شد زنجیره وار قصه خلقت شروع شد حور و ملک، اجنه و روح آفریده شد دریا و دشت، جنگل و کوه آفریده شد انسان حیات یافت و پا بر زمین گذاشت از خاک آن گرفت هرآنچه نیاز داشت انسان قرار بود که خوش زندگی کند تنها به پیشگاه خدا بندگی کند اما امان از آتش جهل و کشاکشش واحیرتا از آدم و آن نفس سرکشش هرگز دل از غرور و حسد شستشو نکرد ظلمی به خویش کرد که شیطان به او نکرد آنروز که بشر به ته خط رسیده بود از خاک زیر پاش خدا آفریده بود خالق، خودش به حکم تدبر زبان گشود نوری که آفریده خود بود را ستود ای فخر آسمان و زمین بی رقیب من ای جلوه قداست من ای حبیب من ناگفته حرف ها که تو داری شنیدنی ست وصف من از زبان تو آری شنیدنی ست ‌ در گوش این جهان خبر از آن جهان بده در آسمان به اهل زمین آشیان بده از رنج گور دخترکان را خلاص کن شان و مقام را به زنان ارمغان بده آری، به خاک بینی ابلیس را بمال آنروی سکه را به خلایق نشان بده انسان خودش که فکر خودش نیست، غافل است روح به خواب رفته او را تکان بده سمتش برو اگرچه نیاید به سمت تو آغوش مهر وا کن و او را امان بده وقتش رسیده ماه منیر ات کند حلول اینک خودی نشان بده یا ایها الرسول ای نور، من چگونه بشر را رها کنم؟ باید برای تو بدنی دست و پا کنم دل را به کار داد کمی گِل درست کرد با ذوق و با سلیقه خود دل درست کرد بر استخوان و گوشت او کالبد گذاشت بی منت از جمال خودش هر چه شد گذاشت او را صدا کن آمنه نامش مبارک است ذاتش ز هرچه پستی و زشتی ست منفک است امروز کودکی که در آغوش ات آمده است حسن ختام عهد نبوت محمد است او خاتم است و خاتمه عصر جاهلی زیبا شمایل است و چه والا فضایلی بین دو کتف اوست همینک نشانی اش رفته به مهربانی من مهربانی اش خاک حجاز مبداء و افلاک مقصدش آن روز می رسد که جهان می شناسدش دلواپس اش مباش که دارایی اش منم شصت و سه سال همدم تنهایی اش منم فرزند تو نشانه شان رفیع توست خرسند و شاد باش که فردا شفیع توست @hadithashk
محمد است، همان حضرت گزیده ترین غلام گوشه نشینش جناب روح الامین سوار سوره‌ی اسرا، مهار دار براق زمام‌دار رسالت، شبان چله نشین عیارسنج سخن در اصالت صلوات امین امر خدا در اجابت آمین همین که دست علی را گرفت روز غدیر دهان سبحه گشودند آسمان و زمین که بوده خطبه‌ی خلقت به منبر ازلی که مرتضاست محمد، که مصطفاست علی خدا که خاک بشر را به نور و مهر سرشت درون سینه ی او بذر عشق احمد کِشت چگونه دل نسپارند حکم عشقش را؟ مسیحیان کلیسا، یهودیان کنشت به غمزه مسئله آموز صد مدرّس شد نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت اگر سواد الفبای عاشقی داری بخوان به خط معلّی به سرسرای بهشت که بوده خطبه‌ی خلقت به منبر ازلی که مرتضاست محمد، که مصطفاست علی بلندمرتبه شاه است و ما غلام سیاه سوار کشتی عرش است و ما غریق گناه چه سر در آورد از ذات بی کرانش عقل؟ که غیر حضرت حق نیست کس از آن آگاه عجیب نیست که یکباره سینه چاک کند به یک اشاره ی انگشت مهربانش ماه به بام کعبه اذان بلال می گوید: قسم به اشهد انّ علی ولیّ الله که بوده خطبه ی خلقت به منبر ازلی که مرتضاست محمد، که مصطفاست علی امین و خاتم و طه و حامد و منصور حبیب و داعی و حق المبین و شافع و نور نسیم‌ امن نوازش به درد و رنج جهان امید زندگی دختران زنده به گور کلیددار حریم خدای عزوجل تمام عالم هستی به خدمتش مامور به چارچوب زمین و زمان نمی گنجد فراتر است شکوهش از این حدود و ثغور که بوده خطبه ی خلقت به منبر ازلی که مرتضاست محمد، که مصطفاست علی.. @hadithashk
خدا زمین و زمان را زده به نام علی تمام عالم و آدم شده غلام علی درِ بهشت بکوبی صدا بلند شود علی امام من است و نبی امام علی @hadithashk
بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِيمِ مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَٰكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ ۗ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست، ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است؛ و خدا به هر چیزی داناست @hadithashk
شادی و شعف به جای غم می‌آید رحمت عوض ظلم و ستم می‌آید ای‌کاش بگویند در این عید بزرگ دارد پسر فاطمه هم می‌آید @hadithashk