eitaa logo
حدیث اشک
16هزار دنبال‌کننده
175 عکس
263 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
یا کریمه اهل بیت خو گرفتیم به هجران و گرفتاری خویش بیقراریم و دچاریم به ناچاری خویش طلب ما ز کریمان سرِ جایِ خودش است ما فراموش نکردیم بدهکاری خویش قرب ما گوشه نشینان به نوازش نکشید گریه کردیم سحر، موقع دلداری خویش برو سجادهء ما را بتکان، مِی بردار بسکه مستیم در این میکده با زاری خویش وسط حلقهء عشاق، زمینگیر شدیم خوب شد بین گداهای حرم پیر شدیم خاکِ ویرانِ زمین عالم بالا شده است راهِ معراج همه خانهء موسی شده است می کشانند عقب قافله تا عرش، مرا طورِ موسی همه اش جلوهء زهرا شده است دختر فاطمه در اصل، خودش فاطمه است بی جهت نیست که معصومهء بابا شده است خواهری آمده تا دل ز برادر ببرد آنکه با اذن رضا آبروی ما شده است مات او گنبد و گلدسته و ایوانِ طلاست ذات او جلوه ای از پنج تن آل عباست بین ما زمزمه و حال دعایش پیچید در محله، خبر لطف و عطایش پیچید بیشتر گرم طوافش که شدم فهمیدم دور و اطراف ضریح، اسم خدایش پیچید خِیریّت داشت بماند، نرود جای دگر وسط کوچه اگر پای گدایش پیچید خوب شد درد مریضی که به پایش افتاد خوب تر شد که رضا نسخه برایش پیچید جای ما امن شده تا به تلاطم نخوریم بهتر این است که از کنج حرم جُم نخوریم خاک، زر می شود از یک نظر رهگذرش آمدم سجده کنم باز روی خاک درش وقت و بی وقت، چرا درب حرم را نزنم حرجی نیست به دیوانه اگر زد به سرش با گنهکاری خود آمدم و راهم داد باز شرمندهء زهرا شده ام بیشترش آه ای بادصبا آه دلم تنگ شده حاجتم را برسان دست ضریح پدرش شدنی نیست بگیرد دل ساقی ز کسی شدنی نیست نگیرند سراغی ز کسی خواهری سوخت ولی مضطر و رنجیده نشد وسط معرکه ها بال و پرش چیده نشد به سر و صورت و آن پوشیه اش دست نخورد نور خورشید، نهان مانده و تابیده نشد هرکسی دور و برش بود فقط محرم بود نخی از معجر او دست کسی دیده نشد محترم بود و سر کوچه و بازار نرفت وسط بزم می و مجلس اغیار نرفت رضا دین پرور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا ولی الله بدا بر آن که حبیبش بر او دعا نکند برای روز مبادای خود جدا نکند قسم به مادر سادات ترس من این است که در زمان ظهورش مرا صدا نکند  اصغر چرمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا امام رضا(ع) هر کسی با یک نگاهت، جَلدِ این پابوس شد،
پَرسیاه” آمد در آخِر کفتری در توس شد 

پیله‌ی مشهد به اذنت کِرم را پروانه کرد 

برکه‌ای ساکن، روان شد؛ حل در اقیانوس شد 

خاندانت جلوه‌ای از علمِ 
لا ادراک” هست خلقتِ این خاندان، معنیِّ
یا قدّوس” شد 

ظلمتی در شرق ایران، شلعه‌ور می‌شد ولی 

آمدی از غرب و ایران صاحب فانوس شد 

در حریمت 
آه” را هم با عنایت می‌خری با عنایت، بعد از آن، این
آه”، نامحسوس شد 

جاودان شد هرکه در صحن و سرایت جان سِپُرد 

او تو را خواند و چنین با ناله‌ای، ققنوس شد 

خوش به حالش آنکه دائم بر ضریحت بوسه زد 

خوش به حالش آنکه با این بارگَه مأنوس شد 

دل”، هوای مشهدت دارد، دلی را شاد کن دوری از
گنبدْ طلایت” بر دلم افسوس شد 

گر صلاحم را ببینی، حاجتم را می‌دهی 

پس نباید از کرامات 
رضا” مأیوس شد   عرشیا رزاق لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
گاه گاهی جبرئیل اینجا کبوتر میشود خاکبوس دختر موسی ابن جعفر میشود قم بهشت آرزوی هر پریشان خاطری است عافیت خواهی اگر ، اینجا میسر میشود سال ها علامه پای این ضریح افطار کرد بوسه از درگاه او قند مکرر میشود عصمت و شرم و نجابت ارث او از فاطمه است در صفات و خُلق ، دختر عین مادر میشود در وقار و صبر ، تمثال شریف زینب است در کمال علم ، تالی تلو حیدر میشود حضرت معصومه هم شأن نزول کوثر است در زلال مهر او دلها مطهر میشود در مَثَل آئینه آئینه است کوچک یا بزرگ هر که انکار مقامش کرد کافر میشود یک اشارت از نگاهش بانی فیضیه شد دست لطفش امتداد فیض کوثر میشود نام او را چون به حاجت بر زبان می آورم باغ جانم از نسیم او معطر میشود تا زند جوش شفاعت زمزم احساس او عرصه ی محشر " کمیل" ، آن لحظه محشر میشود @hadithashk
قم کرببلا یا شام نیست این حقیقت یک بیان خام نیست یک بداهه شعر با ایهام نیست حضرت معصومه خود شاهد بُوَد این که قم کرببلا یا شام نیست اصغر چرمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
رحمت حق از قدم هایش خزان دیگر بهاران می شود رحمت حق، وارد اقلیم ایران می شود شهر قم از فیض بانوی کرامت بعد از این پایگاه عالمان اهل ایمان می شود علی بهرامی نیا(خزان) لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
کریمه اهل بیت همگی محو شما غرق تماشا بانو مرحباً ای ثمر گلشن طاها بانو اهلاً ای کوی تو چون مرقد زهرا بانو قدمت رحمت و فیض است در اینجا بانو آمدی تا شود این خاک سراسر برکات به تو ای فاطمه ی کشور ایران صلوات تو که هستی؟ که کَرَم از نظرت می ریزد راه می آیی و خوبی ز پرَت می ریزد نور از صورت قرص قمرت می ریزد گل ز هر بام و دری روی سرت می ریزد آمدی تا برهانی همه از گمراهی دختر فاطمه و اُختَ ولیِّ اللهی شک ندارم که شود خاک کف پایت خیر که در این شهر صفاجوی بود جایت خیر بر قمی هاست همه ذکر و دعاهایت خیر نظری کن به دلم ای که تماشایت خیر.... تو که خوبان همه ات فاطمه ی قم خواندند آمدی در قدمت یُذهِبَ عَنکُم خواندند آمدی چشمه ی الطاف خدا باشی تو آمدی شافعه ی هر دو سرا باشی تو دیده در راه غریب الغربا باشی تو عصمتِ مطلقِ اُمُ النُجَبا باشی تو آمدی تا گره از کار همه وا گردد حرم امن شما مرقد زهرا گردد چشم هر خسته دلی طالب دیدار شماست قم که قم نیست بگو جنت ابرار شماست دل آلوده ی ما مست و خریدار شماست کوثر، اشکی ست که در دیده زوار شماست آمدم با غم بسیار پناهم بدهی مثل هر مرتبه این بار پناهم بدهی تو و مولای غریبید مَهِ کشور ما ای به هر درد و بلا سایه روی سر ما بخدا مِهر شما جنت ما کوثر ما یک نگاه تو کفایت به همه محشر ما ای گداییّ شما تا به قیامت تاجم اشفعی لی که به الطاف شما محتاجم امیررضا فرجوند لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
🔴امیرالمؤمنین علیه السلام: مِن کفّاراتِ الذُّنوبِ العِظام إعانةُ المَلهُوفِ و التَّنفیسُ عَنِ المَکرُوب از کفاره های گناهان بزرگ رسیدن به داد مظلوم گرفتار و غم زدایی از فرد اندوهگین است حکمت 24 نهج البلاغه @hadithashk
آقا به جان حضرت زهرا ظهور کن گریه مرا دچار تنزل نمی‌کند بیچاره آنکه بر تو توسل نمی کند جز نام تو به روی لبم گل نمی‌کند دل دوری از تو را که تحمل نمی کند پس زودتر بیا و مرا غرق نور کن آقا به جان حضرت زهرا ظهور کن اعمال من میان من و تو حجاب شد سهمم ز جاده های غریبه سراب شد نوکر به هر که غیر تو رو زد جواب شد از بس برات نامه نوشتم کتاب شد من را غبار هم به حسابم بیاوری حاشا هوس کنم بروم جای دیگری من که برای دیدن تو در تلاطمم در بین عاشقان تو یک ذره ام گُمم غم می‌چکد بدون تو از هر تبسمم عمری ست که فراریِ از حرف مردمم در سیر انتظار تو طعنه شنیده ام آقا بیا که از همه عالم بریده ام موجی شکسته ام،که سوی بحر راهی ام دست مرا بگیر که غرق تباهی ام شرمنده که نمردم از این رو سیاهی ام رحمی کنید بر من و بر بی پناهی ام شرمنده ام برایت اگر دردسر شدم ماندم به روی دست تو کلا ضرر شدم کاری نمیکنم شده ام ادعا فقط از من خطا رسیده و از تو دعا فقط دلبسته ام به تو به همین روضه ها فقط من را حواله ام بده به کربلا فقط بی کربلا بهشت برایم جهنم است شبهای جمعه کرب و بلا قبلهء غم است شبهای جمعه فاطمه گودال می‌رود شبهای جمعه فاطمه از حال می‌رود بهمن ترکمانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
کار من در زندگی این است تنها، نوکری کار تو لحظه به لحظه از گدایان دلبری من که با پای خودم اینجا نمی‌آیم، فقط می کشد من را به اینجا دست لطف مادری دود اسپند تو را در شهر پیدا میکنم تا نشیند بر سرم از آتش ات خاکستری از دیار خویش هر شب زائر صحن توام می‌شود از روضه وا سوی بهشت تو دری میخری اشک مرا هم قیمت دُرّ و گُهر مثل تو پیدا نخواهم کرد جایی مشتری بی شک از گریه کنانت بوده اند اجداد من می‌رسد این منصب از نسلی به نسل دیگری من کجا روضه کجا اینجا پیمبر پرور است بوده اشک روضهء تو رزق هر پیغمبری بی گمان سوی برادر می‌رود فکر همه هر کجا که دست، بر سر می‌گذارد خواهری می‌گذارد خواهری گودال را روی سرش می‌رسد تا شمر بالای سرت با خنجری شمر از گودال بیرون رفت اما ساربان دست بر شال کمر انداخت با خیره سری هر کسی سهم خودش را می‌بَرد از پیش تو سهم خواهر می‌شود از کربلا در به دری بهمن ترکمانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دیدی که گریه کردم گفتی بیا به خانه دیدی که گریه کردم گفتی بیا به خانه از من تو را گرفته نفرین بر این زمانه جلد تو بودم اما شیطان به من کلک زد گندم به پشت بامش انداخت دانه دانه نفس ضعیف خود را تربیتش نکردم از خود فریب خوردم آن هم چه زیرکانه هر چه که تو بگویی آن را قبول دارم آری گناه کردم اما نه عامدانه من دور بودم از تو تا آن زمان که از نو عشق حسین زهرا زد در دلم جوانه خیلی دروغ گفتم صادق نبودم، اما من دوست دارم او را آنهم چه خالصانه آتش مرا نخواهد سوزاند مطمئنم وقتی که می‌کِشد در این دل غمش زبانه از تو برات عفو خود را گرفتم امشب این گریه ها بماند پیش تو چون بیعانه دنبال قطره اشکی تا که مرا ببخشی این اشک بر حسین است بهتر ازین بهانه؟ شد مونسم پدرجان بعد از تو دردهایم بد همدمی ست بابا در رفتگی شانه دنبال من دویدند خوردم زمین به صورت حالا کلافه هستم از زخم زیر چانه از مو مرا گرفته بر ناقه ام نشانده این زجر بی مروت با خوی وحشیانه این زجر نانجیب است در ظلم بی رقیب است بهر اذیت ما سر می‌رسد شبانه هم سهم آب و نان خود را به کودکان داد هم جای کاروانی خورد عمه تازیانه چون مرغ بال بسته شد دختر تو خسته می‌میرم آخر کار در کنج آشیانه بهمن ترکمانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ای امام منتظر ای امام منتظر دل بی‌قراری تا به کی در مسیر آمدن چشم انتظاری تا به کی چه دعاهایی که خواندم در فراغت سیدی پاسخی ده به سوالم اشک و زاری تا به کی معنویت که ندارم.. فقر دین بی‌انتهاست با وجود تو بگو که این نداری تا به کی دستگیری کن به حق مادرت یابن الحسن خوردن بر خاک غم با آبشاری تا به کی مثل یک مرده شدم جانی بده عیسای من زندگی با لحظه‌های احتضاری تا به کی معصیت حال مرا تغییر داده چون کنم؟ از خودم پرسیده ام بی بندو باری تا به کی العجل ای آبرودار تمام نه فلک ای امام منتظر دل بی‌قراری تا به کی محسن راحت حق لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹