دهم ماه حرام قمری ذبحش کرد
ثمر فاطمه را بی ثمری ذبحش کرد
خبر از عرش خدا داشت ولی بر روی خاک
یک نفر آمد و با بی خبری ذبحش کرد
هر چه گفتند ببُر حوصلهی ما سر رفت
شمر با حوصلهی بیشتری ذبحش کرد
داشت از حجت اثنی عشری دم میزد
شمر با ضربهی اثنی عشری ذبحش کرد
دم مغرب سر او راهی شامات که شد
ساربان آمد و وقت سحری ذبحش کرد
#شعر_روضه_سیدالشهدا_ع
#وحید_عظیم_پور
@hadithashk
باید از این غم اینجا ، پیش تنت بمیرم
از دست شمر ملعون ، خنجر نشد بگیرم
با سنگ ها بهم خورد ، شکل و شمایل تو
بیرون نمیرود از ، گودال قاتل تو
از تو جدا شدم من ، با ضرب تازیانه
از چه تو را برادر ، کشتند وحشیانه
اینجا چه ها ندیده ، بیچاره خواهر تو
من جای چنگ دیدم ، بر روی پیکر تو
پیراهن تو را در ، برو بیا کشیدند
پیران هر قبیله ، رویت عصا کشیدند
تا خون مهجه تو ، از قلب تو بریزد
با پشت خنجر خود ، بر گردن تو میزد
مانند نعل اسبی ، قدّ مرا خمیدند
وقتی که بر تن تو ، ده اسب میدویدند
#گودال_قتلگاه
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
به غیر از تو ندارم در جهان یک آشنا حتی
قرار من! تویی تنها قرارم با خدا حتی
منی که قد کشیدم ساقه ساقه از دل غربت
نبودم لحظهای از ریشهٔ مهرت جدا حتی
نه تنها من _که از بیتابیام سر میرود شوقت_
صدایت میزنند این روزها گنجشکها حتی
کجای عالمِ تنهاییام دیدار تو حتمیست؟
به عشقت حاضرم پر وا کنم تا ناکجا حتی!
شنیدم مهربانی، بیشتر از هر خیال و وهم…
شنیدم دوست داری روسیاهان را… مرا حتی…
به کویت هرکه رو آورد، برگشتن نمیدانست
که از کوه غم تو برنمیگردد صدا حتی
سفر جای خودش، آنقدر دورم از وصالت که
نمیبینم منِ بیچاره خواب کربلا حتی
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#فاطمه_عارفنژاد
@hadithashk
در نجف هر کس که از زوار مولا میشود
در حقیقت میهمان بیت زهرا میشود
گر گنه کاری بیا مولا بغل وا میکند
هر کسی آلوده شد راهی دریا میشود
انتخاب ما برای توبه کردن میکده ست
با عنایات علی هر زشت، زیبا میشود
هر زمان دلگیر بودی یاد ایوانش بیفت
چون غروب جمعه هم اینجا دلش وا میشود
پادشاهان میرسند اینجا فقیرش میشوند
کوه اینجا میرسد دشت تمنا میشود
چون گِل ما از اضافات گِل مولای ماست
درد ما با یاد و ناد او مداوا میشود
یا علی خواندی اگر بر مرده، پا شد ایستاد
شک نکن، چون با دمش عالم مسیحا میشود
روضه ای مکشوفه است اینجا برای زائران
گوشواری هر زمان در صحن پیدا میشود
میپرد از خواب با کابوس تکراری حسن
باز در کوچه زنی با خصم تنها می شود
شب صدای گریه باباست لالایی او
صبح ها با ناله مادر ز جا پا میشود
تا که میخواهد کمی مسمار از یادش رود
در حیاط خانه تابوتی معما میشود
کاش آن سیلی به من میخورد جای مادرم
کاش اینها خواب باشد، کاش، آیا میشود؟
#شعر_مدح_حضرت_امیرالمومنین_ع
#فاطمیه
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
هجران
ای کاش درد هجرت بر جان من بیفتد
شاید قبول لطفت ایمان من بیفتد
درمان اگر تو هستی ای کاش من بیفتم
درد است این که از پا درمان من بیفتد
پائین نشسته ای تا آخر تو را بفهمیم
سخت است کار تو بر تاوان من بیفتد
سلطان شود به عالم آن رعیتی که اینجاست
مهرش اگر به قلب سلطان من بیفتد
از خانه ی حقیرم نوری رود به معراج
نورت اگر به روی ایوان من بیفتد
من زاده ی اویسم درد فراق دیدم
سنگ غمت زدم تا دندان من بیفتد
سخت است بی تو بودن سخت است بی تو ماندن
کی عکس تو به قاب چشمان من بیفتد؟
من گریه میکنم تا آخر دلت بسوزد
تا راه تو به چشم گریان من بیفتد
فردا عزیز مصر است حتی اگر که امروز
یوسف درون چاه زندان من بیفتد
یعقوب های چشم مولا در انتظار است
تا راه یوسفش بر کنعان من بیفتد
میگفت: پای قنفذ بر باغ من قدم زد
تا آتشی به یاس گلدانِ من بیفتد
گروه شعر هو الطرید
#شعر_آیینی #شعر_فراق_امام_زمان #شعر_مذهبی #شعر_مناجات_اهل_بیت #گروه_شعر_هو_الطرید
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
هم کم آوردم ز بار معصیت ها ... هم خوشم
ذلتم را بر در این خانه آوردم خوشم
ثروت محتاج، فقر و دستهای خالی است
شادی دنیا برای خلق، من با غم خوشم
ترس دارم غفلتم دورم کند از بندگی
خوف دارم از رجا، با گریه ی نم نم خوشم
ای کسی که بی کسان هر دو عالم را کسی
هرچه هم تنها بمانم با تو در عالم خوشم
روزی من دور سفره با کریمان بودن است
آنقدر فرقی ندارد، با زیاد و کم خوشم
طفلِ از خانه فراری روی برگشتن نداشت
بعد طغیان های بسیارم شدم آدم خوشم
روز آخر چشم در چشم علی، جان می دهم
هرچه که آلوده باشم من به آن یکدم خوشم
کاش میشد قبر مادر را یکی پیدا کند
در عزایش بین روضه زیر این پرچم خوشم
گفت من خوردم لگد تا پشت پا خوردی علی
پای حقت ایستادم، گرچه گشتم خم خوشم
رد شو از کوچه، سرت را باز هم بالا بگیر
من که با درد و تب و آن سیلی محکم خوشم
گرچه خیلی حرفها دارم که با زینب زدم
اینکه دُوْرَم نیست صدها چشم نامحرم خوشم
#شعر_مناجات_با_خدا
#فاطمیه
#رضا_دین_پرور
@hadithashk
هرچند وجود عمه در کوفه و شام
در هلهله ها باعث دلگرمی بود
از حد بگذشت ظلم اهل کوفه
اما صدقه نشان بی شرمی بود
#اصغر_چرمی
@hadithashk
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من زینب صبور تو بودم ولی حسین
هنگام قتل صبر تو صبرم تمام شد
دیدم که جای آب لبت نیزه میخورد
ازآن به بعد آب به لب ها حرام شد
ای احترام واجب زینب ، دم غروب
عریان شدی و جسم تو بی احترام شد
بعد از عبور چکمه ی شمر از تنت حسین
صحبت ز نعلهای سواره نظام شد
خیلی نگاهشان به من اذیت کننده بود
دور و بر تو ، دور و برم ازدحام شد
کارم کجا کشیده که پرده نشین شهر
با شمر بد دهن سر تو همکلام شد
#گروه_شعر_یامظلوم
#گودال
#شب_زیارتی_سیدالشهدا_ع
#سید_محمد_رضا_چاووشی
@hadithashk
تاجر ورشکسته در زندان
حکم اعدام خورده های جوان
سرطانی خسته از سرطان
تازه سرباز بی کس نگران
کودک قهر کرده با دگران
همه گفتند یا امام رضا
#یا_امام_رضا_ع
#سید_پوریا_هاشمی
@hadithasgk
پیچیده در گوشِ زمان موجِ صدایت
جاریست در هستی طنینِ ربّنایت
آنگونه که دین خدا را زنده کردی،
همواره میدارد تو را زنده خدایت
خون خدا هستی؛ ازآنرو، تا خدا هست،
پایان ندارد جوششِ بیانتهایت
آقا! غریبِ مادری! هرجا غریبان
هستند با قلبی شکسته آشنایت
فریادِ «هلِ من ناصر»ت همواره زندهست
هرلحظه جایی عاشقی گردد فدایت
جان در مسیرِ عاشقی دادیّ و عُشٌاق
با شوق میبازند جان خود به پایت
آزادگان و عاشقان را جذب کرده
هر جای عالم عشقِ همچون کهربایت
چون قطرۀ اشکیست بر دفتر چکیده
هر واژهای که مینویسم در رثایت
دور ضریحت در طوافی عاشقانهست
شبهای جمعه قلبمان در کربلایت
میگوید از عشقت جهان و تا جهان هست،
پایان نخواهد داشت هرگز این روایت...
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#احمد_رفیعی_وردنجانی
@hadithashk
نگذار که در حسرت بسیار بمیرم
در روضه ی گودال ، تو بگذار بمیرم
جانی طلب توست ، بگیرش نگرانم !
ترسم همه این ست بدهکار بمیرم
وقتی سخن از وصل و فراق حرم توست
"صد بار شوم زنده و صد بار بمیرم" ☆
خورشید چه آورده سرِ جسم شریفت !؟
سخت ست که در سایه ی دیوار بمیرم
یک عمر شهادت طلبیدم که نبینی !
در بستر بیماری و تب ، زار بمیرم
آن موی پریشان سرِ نی ، فلسفه ای داشت
باید که به عشق تو گرفتار بمیرم
☆ این مصرع وامی از سحاب اصفهانی می باشد.
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#وحید_قاسمی
@hadithashk
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مُردم آندم که ز کین چنگ به رویت دیدم
بین آن هلهله ها پنجه به مویت دیدم
مانده بودم چه کنم ،شمر نشست بر سینه
من پریشانی رگهای گلویت دیدم
لب ودندان تو را در وسط بزم حرام
آه ،بازیچه آن دست عدویت دیدم
#روضه
#نجمه_قائدی
@hadithashk