eitaa logo
حدیث اشک
16.1هزار دنبال‌کننده
175 عکس
263 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
هم کم آوردم ز بار معصیت ها ... هم خوشم ذلتم را بر در این خانه آوردم خوشم ثروت محتاج، فقر و دستهای خالی است شادی دنیا برای خلق، من با غم خوشم ترس دارم غفلتم دورم کند از بندگی خوف دارم از رجا، با گریه ی نم نم خوشم ای کسی که بی کسان هر دو عالم را کسی هرچه هم تنها بمانم با تو در عالم خوشم روزی من دور سفره با کریمان بودن است آنقدر فرقی ندارد، با زیاد و کم خوشم طفلِ از خانه فراری روی برگشتن نداشت بعد طغیان های بسیارم شدم آدم خوشم روز آخر چشم در چشم علی، جان می دهم هرچه که آلوده باشم من به آن یکدم خوشم کاش میشد قبر مادر را یکی پیدا کند در عزایش بین روضه زیر این پرچم خوشم گفت من خوردم لگد تا پشت پا خوردی علی پای حقت ایستادم، گرچه گشتم خم خوشم رد شو از کوچه، سرت را باز هم بالا بگیر من که با درد و تب و آن سیلی محکم خوشم گرچه خیلی حرفها دارم که با زینب زدم اینکه دُوْرَم نیست صدها چشم نامحرم خوشم @hadithashk
هرچند وجود عمه در کوفه و شام در هلهله ها باعث دلگرمی بود از حد بگذشت ظلم اهل کوفه اما صدقه نشان بی شرمی بود @hadithashk
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من زینب صبور تو بودم ولی حسین هنگام قتل صبر تو صبرم تمام شد دیدم که جای آب لبت نیزه میخورد ازآن به بعد آب به لب ها حرام شد ای احترام واجب زینب ، دم غروب عریان شدی و جسم تو بی احترام شد بعد از عبور چکمه ی شمر از تنت حسین صحبت ز نعلهای سواره نظام شد خیلی نگاهشان به من اذیت کننده بود دور و بر تو ، دور و برم ازدحام شد کارم کجا کشیده که پرده نشین شهر با شمر بد دهن سر تو همکلام شد @hadithashk
تاجر ورشکسته در زندان حکم اعدام خورده های جوان سرطانی خسته از سرطان تازه سرباز بی کس نگران کودک قهر کرده با دگران همه گفتند یا امام رضا @hadithasgk
پیچیده در گوشِ زمان موجِ صدایت جاری‌ست در هستی طنینِ ربّنایت آنگونه که دین خدا را زنده کردی، همواره می‌دارد تو را زنده خدایت خون خدا هستی؛ ازآن‌رو، تا خدا هست، پایان ندارد جوششِ بی‌انتهایت آقا! غریبِ مادری! هرجا غریبان هستند با قلبی شکسته آشنایت فریادِ «هلِ من ناصر»ت همواره زنده‌ست هرلحظه جایی عاشقی گردد فدایت جان در مسیرِ عاشقی دادیّ و عُشٌاق با شوق می‌بازند جان خود به پایت آزادگان و عاشقان را جذب کرده هر جای عالم عشقِ همچون کهربایت چون قطرۀ اشکی‌ست بر دفتر چکیده هر واژه‌ای که می‌نویسم در رثایت دور ضریحت در طوافی عاشقانه‌ست شب‌های جمعه قلب‌مان در کربلایت می‌گوید از عشقت جهان و تا جهان هست، پایان نخواهد داشت هرگز این روایت... @hadithashk
نگذار که در حسرت بسیار بمیرم در روضه ی گودال ، تو بگذار بمیرم جانی طلب توست ، بگیرش نگرانم ! ترسم‌ همه این ست بدهکار بمیرم وقتی سخن از وصل و فراق حرم توست "صد بار شوم زنده و صد بار بمیرم" ☆ خورشید چه آورده سرِ جسم شریفت !؟ سخت ست که در سایه ی دیوار بمیرم یک عمر شهادت طلبیدم که نبینی ! در بستر بیماری و تب ، زار بمیرم آن موی پریشان سرِ نی ، فلسفه ای داشت باید که به عشق تو گرفتار بمیرم ☆ این مصرع وامی از سحاب اصفهانی می باشد. @hadithashk
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مُردم آندم که ز کین چنگ به رویت دیدم بین آن هلهله ها پنجه به مویت دیدم مانده بودم چه کنم ،شمر نشست بر سینه من پریشانی رگهای گلویت دیدم لب و‌دندان تو‌ را در وسط بزم حرام آه ،بازیچه آن دست عدویت دیدم @hadithashk
نه تنها پیکرم آتش گرفته دل غم پرورم آتش گرفته شنیدم که از آن تیر سه شعبه گلوی اصغرم آتش گرفته @hadithashk
خدا خلق جهان کرد و به دست آن جنابش داد جهان تیره‌ی ما را علی رنگ و لعابش داد برای قبض روحم عطر گیسویش کفایت بود نفهمیدم چرا آن دار ما را پیچ و تابش داد خداوند معلّا نام خود را روی او بگذاشت سپس یک "یاعلی" را ختم قرآنی ثوابش داد علی سرّ سلونی، صاحب علم لدنّی را حماقت‌ها و جهل اهل دنیا هی عذابش داد اولوالعزم است آن پیغمبری که مست حیدر شد به یُمن جام مولا بود اگر ایزد کتابش داد به لطف او خدا بخشید آدم را پس از گندم سپس پای ضریح خود علی انگور نابش داد عزیمت از جنان سِیر جدید آدم و حوّاست چی میداند کسی! شاید دل آدم نجف میخواست نجف جمع است جمعِ انبیا در انجمن‌هایش همان‌ جایی که جاپای خدا دارد به هر جایش سر سوق‌النّجف جنس گدایان علی جور است خدایی میکند آنجا گدای بی سر و پایش نجف جمعند حتی هاجر و آسیه و مریم ندارد خادمه قصری شبیه صحن زهرایش جهان میگفت "جلَّ الخالق" و دور نجف میگشت تجلّا داشت از بس شمس ایوان مُطلّایش اگد که حضرت گنبد طلا اذنش نمیفرمود نمیشد آفتاب اصلاً درون شهر پیدایش به استدلال شاعرهای مولا "ماورا" یعنی نجف جایی که آنجا غیر از این دنیاست دنیایش نه تنها آسمان‌ها ملک شاه لوکشف هستند تمام آفرینش کلّهم جزو نجف هستند "سکوت" @hadithashk
غرق بودم در سکوتی محض ، هم‌صحبت رسید دردِ دل‌های زیادی داشتم ، مهلت رسید سخت دلتنگم ، کجایی همدم تنهایی ام؟! آرزو دارم بگویی: آخرِ غیبت رسید! داغ یوسف کور کرده پیر کنعان مرا اشک ها تنها به دادِ من در این مدّت رسید این خزان ؛ تصویر عُمرم را نمایش می دهد نوبت پیریِ من بی تو ، چه با سرعت رسید لحظه‌ای دست از سر من برنمی‌دارد غمت هر زمان افتاد دنبال دلم ، راحت رسید سهم من از لمس نَعلِین‌ات ، غبار راه شد از به دست‌وپایت افتادن به من حسرت رسید بارها در خواب دیدم همنشین‌ات می شوم کاشکی روزی ببینم این گدا خدمت رسید آبروریزی که کردم ، پشت من در آمدی زحمتت دادم ولی از تو فقط رحمت رسید من خودم را بین آغوشت تَجَسُّم می کنم عاشقت با این خیالاتش به امنیّت رسید فصل کوچ از راه آمد ، می پرم سوی نجف عاقبت جلد علی تا صحن پُر شوکت رسید شهر عرفان یک ورودی دارد آن هم حیدر است در حریم مرتضی ، عارف به این سیرت رسید جانِ بانوی رشید خانه‌ی مولا ، بیا! آن زنی که از وجودش برکت خلقت ، رسید فاطمه بین در و دیوار گیر افتاده بود... تیزی مسمار کارش را سر فرصت رسید @hadithashk
علی اکبر حائری1_21464160663.mp3
زمان: حجم: 2.6M
دلم تنگه بی اندازه این روزا هر چیزی میتونه منو یاد تو بندازه من چرا اینجا باید باشم زمانی که حرم بازه نیازت دارم این روزا همه رفتن تو اما کنارم بودی حتی میون بدترین روزا نیازت دارم این روزا با تنهایی میسازم به این امید که بازم بیام پیشت همین روزا آخه دلم تنگه چقدر روزام اسف باره بار سنگینم دیگه جایی برا بخشش نمیذاره اما آقا بهتر از هر کس میدونی تو چیه چاره نگو عین خیالش نیست همین که بی خیالم نشون میده که حالم دیگه روی روالش نیست نگو عین خیالش نیست اگه بیهوده شادم بدون که قلب ساده ام چیزی تو دست و بالش نیست آخه دلم تنگه @hadithashk
امیر عالمیان امیر عالمیان آمدی به زندگی ام برای قوت جان آمدی به زندگی ام تورا به نام پدر خوانده اند در گوشم تو در میان اذان آمدی به زندگی ام لبم که باز شد اول علی علی گفتم کنار هر ضربان آمدی به زندگی ام که اول از همه شور تو بود اسیرم کرد شبیه یک هیجان آمدی به زندگی ام و رفته رفته مرا خلوتت پناهم داد و مثل سِر نهان آمدی به زندگی ام تمام دور و برم پر ز گوشت تلخی بود که یار قند دهان آمدی به زندگی ام هنوز هم که هنوز ست من نمیفهمم تو از کجای جهان آمدی به زندگی ام امیرفرخنده لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹