شد قلب علی ز مقدمت شاد
از ذوق تو ، غم کشید فریاد
شد اشک تو تبدیل به خنده
تا چشم تو بر حسین افتاد
#شعر_ولادت_حضرت_زینب_س
#اصغرچرمی
@hadithashk
لیلا غریزن غرق و ناز و دلبری باشد
مجنون به شوقش غرق در خنیاگری باشد
من می پسندم آنچه را شمعم پسندیده
او گفته باید بال من خاکستری باشد
جان را ندادم پای او این از قصورم نیست
ماندم که شاید هدیه های بهتری باشد
نعش مرا اصلا دم این خانه بگذارید
زیر قدم های نگارم پادری باشد
ما را مَران از دور خود ای کبریای محض
باید به دور چون تویی دور و بری باشد
سر میبُرم گر رخ نمایی ناجی یوسف
زشت است پیش تو روی پیکر سری باشد
قطعا پسر خوب است اما بین هر خانه
رحمت سرازیر است وقتی دختری باشد
هر جا برادر گفته شد یاد ابالفضلیم
زینب به خاطر آمدحرف از خواهری باشد
قطعا نیاید از حسین و زینبش سرتر
دنیا ندید از این دوتا خواهر برادر تر
دلها به عشقش تا دمشقش پر کشیده
خانوم همیشه زحمت نوکر کشیده
نقاش او حجب و حیا را مثل زهرا
عزت و غیرت را چنان حیدر کشیده
وحی آمده بار دگر در بیت حیدر
در مصحفش یک آیه ی دیگر کشیده
گویی خدا بار دگر کوثر نوشته
یا بار دیگر ساقی کوثر کشیده
حنانه ای بالاتر از خورشید و ماه ست
ریحانه ای که منتش اختر کشیده
زینب حسین است و حسن حیدر و زهرا
جام بلا را یک نفس او سر کشیده
زینب حلیمه عالمه زینب عفیفه
انداخت نطقش لرزه در نسل سقیفه
ما جای خود ارباب ما باشد خرابش
او جانشین شخص زهرا در غیابش
ای کاف و ها و یا و عین و صاد زینب
مدح تو را گفته خدا هم در کتابش
ماها سیاهی لشکری هستیم اما
خصم تو را باشد ابوفاضل جوابش
از روز اول انتخاب تو حسین است
از روز اول هم تو هستی انتخابش
جز تو ملیکه در جهان دیگر نداریم
باشد علیِ اکبری پا به رکابش
خیلی پدرها دختری هستند،از این رو
پس مرتضی را کن اباالزینب خطابش
نام علی زینت دهد بر هر دو دنیا
شخص عقیله گشته اما زین بابش
شاگرد هایش مرجع تقلید عالم
جان ها فدای از رقیه تا ربابش
ثانی زهرا ای فهیم بی مفهم
اخت الوقار،اخت الکَرم،اُم المُحرم
هرکس گرفتارش نشد محشر گرفتار است
از دشمن حیدر و زهرا نیز بیزار است
تا شامل حالت دعای پنج تن باشد
پس نوکری کوی زینب بهترین کار است
زینب و ما ادراک ما زینب چه می گویی
مدحش چنان مدح پدر سخت است و دشوار است
کرب و بلا در کربلا مانده بدون او
پرچم اگر بالاست چون زینب علمدار است
گفت اُسْکُتو و ایستاد حتی زمان آنجا
دیدند که زینب به تنهاییش کرار است
از ذوالفقار در دهانش کوفه فهمیده
او ظاهراً زن،لیک زینب مرد پیکار است
او هست تالی تلو زهرا،زِیْن حیدر
وقتی قدم میزد به کوفه عین حیدر
وقتی که شمعی آب شد پروانه افتاده
باد خزان وقتی به این کاشانه افتاده
آنکس که خورشید از رخش چیزی نفهمیده
از بخت بد در مجلس مردانه افتاده
روزی به دورش قاسم و عباس واکبر بود
حالا به بزم عیش با مرجانه افتاده
در روزگاری کاخ دنیا زیر پایش بود
ای اف بر این دنیا که در ویرانه افتاده
امشب گدایت زیر لبها ساده می خواند
یا زینبی را که موذن زاده می خواند
#شعر_ولادت_حضرت_زینب_س
#سید_حسین_صمدی
@hadithashk
باز کن سائل باران زده ای پشت در است
در دل شب به تو رو میزند و در به در است
در بساطش که به جز آه ندارد چیزی
آنچه آورده برای تو، همین چشم تر است
بغلش کن که به آغوش تو محتاج شده
در اگر وا نکنی، آبرویش در خطر است
خواب غفلت چه به روز دلش آورده که او
برده از یاد کز این کوچه فقط رهگذر است
هر سحر مهلت صحبت بده بر بنده خود
هر کسی اهل سحر نیست ز تو بی خبر است
نیست در میکده رسوا تر از این بنده کسی
گوشه ی میکده افتاده و بی بال و پر است
فخرم این است شدم برده ی بازار نجف
شکر لله، به دلم عشق علی شعله ور است
برسانید مرا باز به وادی نجف
چون همه، زندگی ام در گرو این سفر است
سرو رعنای مرا با تبر انداخته اند
همه جا رفته و گفتند که او بی ثمر است
یک طبیب آمد و با دیدن بیمارم گفت
بیخودی خرج نکن،سعی نکن بی اثر است
فاطمه تا که تو از بستر خود پا نشوی
نان جو قوت علی نیست که خونِ جگر است
هیچکس بر سخن خواهر تو گوش نداد
هر چه گفتم نزنیدش، بخدا یک نفر است
یک نفر کاش بیاید کمکم خسته شدم
خنجر از شمر گرفتن چه قَدَر دردسر است
#شعر_مناجات
#روضه
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
من آمدهام در طلب نور، کجایی؟
شمع نِگهَت، رهبر مستور، کجایی؟
شمسِ رُخت از چشمِ دلم فاصله دارد
درمانگر صد قافلهی کور، کجایی؟
بر سطرِ دلم، باورتان نقش گرفته
صاحبدل پنهانی مسطور، کجایی؟
شیرینیِ یادت شَرَرِ شور به پا کرد
حالا منم و این دل پرشور، کجایی؟
هر ثانیه در ساحلت آرام گرفتم
ای ساحل و ای مقصد و منظور، کجایی؟
با خاتَمِ لُطفت به سرم دست بکش، یار!
ای دست سلیمان به سر مور، کجایی؟
ای کاش که مؤمن بروم زیر لَحَد، کاش...
عیسیٰدَمِ هر مؤمنِ در گور، کجایی؟
#شعر_مناجات_امام_زمان_عح
#عرشیا_رزاق
@hadithashk
گمان کن که با کعبه همسایه ای
پی حفظ چندین هزار آیه ای
و حتی اگر غرق سرمایه ای
بدان بی علی پست و بی مایه ای
خود کعبه هم می رود صبح و شام
به دیدار حیدر علیه السلام
علی نزد حق است و حق با علیست
مسیر الی الله تنها علیست
مپرس از چه ذکر لب ما علیست
عبادت همین گفتن یا علیست
اگر که خدا خواندن او بد است
بشر خواندنش کفر صد در صد است
همیشه خدا بود هم صحبتش
به محراب خم شد فقط قامتش
خدا نیز در پاسخ طاعتش
به او دختری داد شد زینتش
ندیده فلک اینچنین دختری
که بر خلق عالم کند سروری
از افلاک تا خاک پرواز کرد
برای برادر کمی ناز کرد
در آغوش او چشم را باز کرد
سپس پرده برداری از راز کرد
چنین گفت چشمش به ماه منیر
امیری حسینٌ و نعم الامیر
نگاهش دوای تب پنج تن
حضورش چراغ شب پنج تن
چه بنویسم از کوکب پنج تن
شده قبله ام زینب پنج تن
به طغیان کشانده جنون مرا
به پایش بریزید خون مرا
چه خوب است امشب خدا خواستن
طلا نه دل مبتلا خواستن
هر آنچه که خوب است را خواستن
خلاصه فقط کربلا خواستن
تمام سحر ذکر یا رب بگو
همه حاجتت را به زینب بگو
چنان مادرش عالمه زینب است
به بیت علی قائمه زینب است
به غم های او خاتمه زینب است
پس از فاطمه، فاطمه زینب است
زمان دعا نوحه دم داده ام
خدا را به زینب قسم داده ام
چو با او کسی همنشین می شود
یکی از بزرگان دین می شود
یکی مثل ام البنین می شود
که روزی قمر آفرین می شود
به ام البنین مرحمت کرده است
اباالفضل را تربیت کرده است
اباالفضل حالا هوادار اوست
اباالفضل ماه شب تار اوست
ابالفضل امروز علمدار اوست
و کار دفاع از حرم کار اوست
خوشا آنکه او انتخابش کند
فدایی زینب خطابش کند
#شعر_ولادت_حضرت_زینب_س
#علی_ذوالقدر
@hadithashk
غم نیست اگر غمش مرتب برسد
جانم ز غمش کاش که بر لب برسد
این خواهر مهربان که از دنیا رفت
رفت است به پابوسی زینب برسد
#شعر_ولادت_حضرت_زینب_س
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
وه که ملک آب زند راه را
گل بزند سر در درگاه را
قاب کند عکس رخ ماه را
هدیه ی شاهانه دهد شاه را
سپس. به اذن ربّ حیّ جلیل
وحی بَرَد به مصطفی جبریل
که هدیه ای داده خدا از شعف
چه هدیه ای گوهر پاک صدف
چه گوهری پاک چو دُرّ نجف
کنون رسد به گوش ات از هر طرف
از لب جبریل و ملک زمزمه
آمده دخت حیدر و فاطمه
مژده که هنگام بهار آمده ست
حاصل باغبان به بار آمده ست
غنچه ی گل به شاخسار آمده ست
فاطمه ای علی تبار آمده ست
نور خداوند شده منجلی
آمده عشق فاطمه و علی
شب شبِ میلاد و چه نیکو شب است
نغمه ی آل مصطفی یا رب است
ز آسمان بر قدمش کوکب است
زِینِ اَبَ ست و نام او زینب است
قیامتی بپاست در عالمین
آمده یار مجتبی و حسین
هم که به اقتدار چون حیدر ست
هم به حیا فاطمه را دختر ست
هم که حسين و حسن دیگرست
هم به جزا شفیعه ی محشر ست
این سخن جمله ی آل کساست
زینب ، اعتبار کرب و بلاست
دختر شاه و دختر یاس بود
ز کودکی معنی احساس بود
چقدر بر حسین حساس بود
پلهگه منبرش عباس بود
فاتح کوفه است و شام بلا
زنده ازو واقعه ی کربلا
#شعر_ولادت_حضرت_زینب_س
#جواد_کریم_زاده
@hadithashk
شده سهم دلم سراسر، عشق
تا برایم شده مقدّر، عشق
امشب از شوق و ذوق لبریز و
می دهد مِی به ما ز ساغر، عشق
باز نازل شده است اعطینا
می رسد کوثری ز کوثر، عشق
چه معطّر فضای زیبایی
در مدینه به پاست از سَر، عشق
دسته دسته ملک رسیده زمین
تا بیفتد به پای دلبر، عشق
چقَدَر از بهشت گل ریزند
بر قدوم عزیز حیدر، عشق
هیچ شب، قدرِ نورِ امشب نیست
هیچ ماهی شبیه زینب نیست
آب شد قلبم از تماشایش
محو شد در نگاه زیبایش
چشم معصوم او شبیه علی
چقَدَر آشناست آوایش
دختری آمده به دنیا که
مثل زهراست نور سیمایش
باید از آسمانیان پرسید
اثر برکت قدمهایش
دیدنی تر شده پیمبر با
خبر جبرئیل و اهدایش
صلوات و سلام حق اینکه
نام زینب نوشته شد پایش
چه برازنده زینت باباست
دختری که تجلّی زهراست
صورتش بوسه گاه پیغمبر
چون خدیجه است عطر این دختر
پیش عطر ملیح این مولود
گلِ بی بو، گلابی از قمصر
گلِ دامان فاطمه آمد
خنده اش می برد دل از مادر
مرج البحرين يلتقيان
که رسیده است نوبت گوهر
صبر گوید به هر طواف سرش
نیست از دختر علی بهتر
قبله ی اهل معرفت اینجاست
اینکه زهرا گرفته است در بر
از نگاهش فرشته می ریزد
چشمه ها رشته رشته می ریزد
گریه اش اتفاق معنادار
دلبری کرده در پی دلدار
روی دست کسی به غیر حسین
او نگیرد دمی دوباره قرار
می شود از نگاهشان فهمید
قصه ی عاشقیِ بی تکرار
از همین لحظه بود شکل گرفت
حس خواهر برادری انگار
طرحی از خاطرات فردا شد
این تلاقیِ لحظه ی دیدار
اشک در چشم حیدر و زهراست
از حدیث نگفته ای بسیار ...
تا ابد قدر و آبرو دارد
هر که دختر شبیه او دارد
صحبت کائنات زینب شد
باب خیر و برات زینب شد
هم عقیله، فهیمه، عالمه هم
جمع کلّ صفات، زینب شد
حیدر و فاطمه، حسین و حسن
از تمام جهات، زینب شد
بعد تفسیر پنج تن گویا
رمز صوم و صلات، زینب شد
قهرمان قیام عاشورا
شرح باب النجات، زینب شد
نفسش شعله های آتشِ مِهر
آب و تابِ حیات، زینب شد
عشق را با خدا زده پیوند
دل به غارت بَرَد به یک لبخند
جانِ ما هدیه ای به جانِ حرم
دل ما برده تا میان حرم
چه کند می شود گدا دلتنگ
چقَدَر دیر شد زمان حرم
حسرت یک زیارت دلچسب
مانده بر سینه با امان حرم
تا که هستیم کم نمی گردد
غیرت ما در امتحان حرم
زنده می ماند این نماز اگر
برسد از حرم اذان حرم
حرف ناموس حیدر است اینجا
که شدیم از مدافعان حرم
چه شود دیده ها جلا گیرد
از کَرَم رزق کربلا گیرد...
#شعر_ولادت_حضرت_زینب_س
#جابر_عابدی
@hadithashk
خدا گفته بیا ما هم بگوئیم
برای نسل فردا هم بگوئیم
همیشه بعد ذکر نام زینب...
سلام الله علیها هم بگوئیم
#شعر_ولادت_حضرت_زینب_س
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
انا لله و انا الیه الراجعون
عرض تسلیت خدمت شاعر گرانقدر آقای سید مجتبی شجاع
@hadthashk
#یازینب_کبری_مدد
مقام صبر زینب کوه ها را کاه می سازد
که ناآگاه آگاه و گدا را شاه می سازد
ندارد قدرت درک کنیزش را مَلک حتی
اگر در ذهن ما از او خدا " الله " می سازد...
#شعر_ولادت_حضرت_زینب_س
#علی_اصغر_یزدی
@hadithashk
فقـط یـک بـار در دنیای ما لبخند زد زینب
که آن هم روز میلادش در آغوش برادر بود...
#شعر_ولادت_حضرت_زینب_س
#سیدمیلادحسنی
@haditashk